بسم رب الشهداء والصدیقین

 شهادت هنر مردان خداست (امام خمینی)

زندگینامه شهید جاوید الاثر محمدحسین دانا

محمد حسین دردوازدهم مهرماه سال ۱۳۴۰هجری شمسی درروستای ایراج ازتوابع شهرخورونایین استان اصفهان درخانواده ای مذهبی ومتدین بدنیا آمد. تحصیلات ابتدایی رادردبستان شفق ایراج درروستا بامعدل ۱۹گذراند ،وسپس بدلیل نبود امکانات تحصیلی درروستا وبنیه مالی برای جذب بازار کار راهی تهران شد

ایشان در تهران  تحت سرپرستی  و راهنمائی برادر بزرگ  خود  حاج فیض الله دانا  ابتدا  در  شرکت  دستکش  ملی  گروه صنعتی ملی مشغول به کار شد و با توجه به استعداد و ضریب هوشی بالا تصمیم به ادامه تحصیل گرفت و همراه با برادرش رسول در کلاسهای شبانه ثبت نام نمود

بدین ترتیب ایشان مقطع راهنمائی را با موفقیت و با معدل ۱۹/۵ گذراند. و به اتفاق برادرش در هنرستان فنی صنعتی  شماره ۱۲ تهران در رشته الکترونیک به تحصیل  شبانه  ادامه  داد با توجه به اینکه ایشان علاقمند به کار فنی  بود از شرکت دستکش ملی به شرکت چرم رخشان انتقالی گرفت و در واحد فنی آن شرکت به عنوان مسئول فنی برق مشغول به کار شد در راستای فعالیت های کاری و تحصیلی درعرصه های سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی به خوبی ظاهر شد

ابتدا به عضویت بسیج مقاومت شرکت چرم رخشان و شورای پایگاه و هسته اصلی انجمن اسلامی آن شرکت و سپس به عضویت اتحادیه انجمن های اسلامی آذرین و الوند گروه صنعتی ملی درآمد ودر کنار هم رزمانی چون شهید اشکوری و رزمحومین به تلاش بی وقفه خود برای اعتلای اسلام و انقلاب اسلامی ادامه داد در همین راستا با سایر برادرانش در شهرک طالقانی اقدام به تشکیل انجمن اسلامی محل و تأسیس صندوق قرض الحسنه و هیأت متوسلین به ۱۴ معصوم (ع) نمود . ایشان در راه اندازی جلسات دعای کمیل وتوسل نیز نقش بسزائی داشت.

وی از بنیانگذاران جلسات مذهبی در شهرک طالقانی بود و همواره به همراه دوستان خویش سعی در گسترش اینگونه جلسات معنوی داشتند. از آنجا که این شهید والا مقام فعالیت چشم گیری داشت، به عنوان رابط انجمن های اسلامی اتحادیه در دفتر حزب جمهوری اسلامی معرفی وهر یک هفته یک بار با « شهید مظلوم دکتر بهشتی (ره) » جلسه داشت و از این بابت بسیار خوشحال بود. لذا تا دیر وقت در زمینه های مختلف به فعالیت بی ریا ادامه می داد ، پس از فاجعه ۷ تیر و شهادت ۷۲ تن از یاران صدیق امام و در رأس آن شهید بهشتی لطمات روحی فراوانی به ایشان وارد آمد؛ وبا نظر به فرمان مهم حضرت امام (ره) در رابطه با پر کردن جبهه ها توسط کسانی که توانائی حضور در جبهه را دارند ، اقدام به فراگیری آموزش نظامی مقدماتی و تکمیلی نموده وپس از طی دوره فشرده ۲ ماه آموزش نظامی

درنیمه مردادسال۶۱ راهی جبهه های حق علیه باطل شد .درآن زمان ایشان سال سوم هنرستان رابامعدل ۱۹قبول وازسوی رئیس هنرستان پیشه مورد تشویق قرارگرفته بود.

پس ازحضوردرجبهه های حق علیه باطل واستقراردرتیپ محمد رسول الله ص گردان سلمان درغرب کشورجهت نفوذدرمنطقه مندلی خاک عراق درشامگاه دهم مهرماه سال ۶۱ درعملیات مسلم بن عقیل شرکت می نماید ودرخط مقدم جبهه با تمام وجود با بعثیون تکریتی می جنگد .وبا پک سازی منطقه وتثبیت موقعیت سپاه اسلام ،سربازان بعثی برای بازپس گیری مناطق آزادشده به پاتک های شدید متوسل شده ودرنهایت با بمباران منطقه مذکور تعدادزیادی ازرزمندگان اسلام به درجه رفیعه شهادت نایل می شوند.اما ازمحمدحسین خبری حاصل نشد ونامه هایی که برایش ازطرف برادران ارسال شده بود برگشت داده می شود .برای اطلاع ازوضعیت ایشان برادرایشان حاج محمد که خودازمجروحین جنگ می باشد وچند سال با بعثیون کافر درجبهه های غرب وجنوب جنگیده بود وآشنا به مناطق جنگی نیزبود ،راهی غرب کشورشده وبا حضوردرموقعیت گردان ساک ایشان وکارت شناسایی رابه ایشان تحویل ،ومسئولین ابراز می دارند که امکان اسارت ایشان وجود دارد.لذا با توجه به اینکه پیکر مطهر ایشان یافت نمی شود انتظار والدین وخانواده براین بود که روزی که آزادگان وسیله آزادیشان فراهم می گرددایشان نیز به وطن بازمی گردد.

درمردادماه سال ۶۹که توافق برسر مبادله اسرا صورت می گیرد وآزادگان سرافراز به میهن باز می گردند متاسفانه از ایشان خبری نمی شود واخبار ضد ونقیضی شنیده می شود که ماحصل آن بازهم انتظار است وبس .

سالها گذشت وکماکان والدین وبرادران وخواهران منتظر: تا اینکه ابوی ایشان در۲۶بهمن سال ۸۰ازدنیا می رود .وبعد ازسه سال یعنی درشهریور سال ۸۳درسیزده ماه رجب والده ایشان درمدینه النبی براثر عارضه قلبی ازدنیا می رود ودرقبرستان بقیع مدفون می شود.

یکسال ودوماه بعد یعنی در۲۴آبان سال ۸۴ازسوی بنیادشهید شهرستان خور نامه به برادران وخواهران می رسد که حکایت ازاعلام شهادت آن عزیز می کند .که با گذشت ۲۴سال چشم انتظاری بدون اینکه حتی استخوانی یا پلاکی ازایشان آورده شود شهادتشان تایید می گردد.

بعدازمراسم سوم وهفتم وتقارن داشت با شهادت سردارشهیدرحمت الله زاهد بنحو مطلوب ازاین دوشهید تجلیل می گردد.

درنهایت برادران وخواهران تصیم می گیرند که برای باقی ماندن یادآن شهید والا مقام برای زمان حاضر ونسلهای بعد درقطعه ۲۶ بهشت زهرا درجوارشهید عزیز سید احمد پلارگ که چندین سنگ قبر مربوط به شهدای گمنام است درپایین پای دوقبرمانده به مزارشهید پلارگ لوح یادبود بنام این شهید نصب نمایند .لذا با قطعه لباسی ازایشان درمحل مذکور لوح یادبود نصب می شود.

وهم اکنون همه هفته برادران شهید درروزهای پنجشنبه یا جمعه برسراین مزاریادبود حضورمی یابند وبرای شهدای گمنام واین شهید عزیز طلب رحمت می نمایند .

امید است تمام عزیزان قدردان خون شهدا حداقل ماهی یکبار با حضور دراین مکان یاد وخاطره ی اوگرامی وبرمزاریادبود وی حضوریابند.

علاوه براین لوح یادبود درقطعه ۲۶ بهشت زهرا درزادگاه ایشان روستای ایراج درگلزار شهدا نیز لوح یادبود نصب شده است .

توجاویدالاثر نامی حسین جان                      شهید راه قرآنی حسین جان       یادش گرامی وراهش پررهرو باد

ویژگیهای شهید محمدحسین دانا

-آرام ومتین بودن

-کم حرف بودن

-اهل غیبت ودروغ نبودن

-سخت کوش وپرتلاش

-اهل تهجد ودعا

-اهل نمازجمعه وجماعت

-مقید به خواندن نمازاول

-عاشق امام خمینی ومطیع محض بودن آنحضرت

-اهل مطالعه ونوشتن مقالات

-پیشقدم درانجام امورخیربودن

-داشتن هوش وذکاوت بالا

بخشی ازوصیت نامه شهید جاویدالاثر محمدحسین دانا

بسم رب الشهداء

اینجانب محمدحسین دانا شهادت می دهم که خدایی جزخدای قادرمتعال نیست .شهادت می دهم که حضرت محمد ص بنده وآخرین فرستاده ی خداست .شهادت می دهم به ولایت حضرت امیرمومنان ویازده جانشین برحق آن حضرت .شهادت می دهم که کتاب آسمانی ما قرآن کریم ،دین مااسلام ،مذهب ما جعفری وشیعه دوازده امامی است .

ملت شریف وبزرگوار ایران اینک که دست جنایتکاران وچپاولگران برای رسیدن به اهداف شوم خود به این مملکت درازشده وبخشی ازخاک میهن عزیز مادردست این جانیان خون آشام است ،وظیفه الهی وملی ما ایجاب می کند که تحت فرمان فرماندهی کل قوا حضرت روح الله روحی فدا باتمام قدرت وتاآخرین قطره خون وآخرین نفس برای رهایی کشور عزیزمان ایران ازچنگال رژیم بعثی عراق دفاع ،ودرسی فراموش نشدنی به دشمن غدار داده تادیگر فکر تجاوز وتعدی درسرنپروراند.

پدرومادرعزیزم ازاینکه برای خداحافظی وحلالیت طلبیدن خدمتتان نرسیدم دلیل داشتم وآن بواسطه خوابی بود که چندی پیش دیده بودم .لذا شرح خواب رادرکاغذی که دردفتر بزرگ درگوشه اتاقم هست نوشته ام با مطالعه آن به بنده حق خواهید دادکه نیامدنم به روستا وخداحافظی با شما درست بوده است

ازشما پدرومادرعزیزی که عمری برایم زحمت کشیده ومرا با خون دل بزرگ وتربیت نمودید تقاضای بخشش دارم .

ازهمه ی برادران وخواهرانم وخانواده هایشان وسایرخویشان وبستگان وهمکاران وآشنایان تقاضای بخشش دارم.

ازهمه درخواست می کنم که امام عزیز را تنها نگذارید وپشتیبان ولایت فقیه باشید وازخون شهدا دفاع نمایید.

درمراسمات مذهبی ونمازجمعه وجماعت شرکت فعال داشته باشید .ازتلاوت قرآن وانس با قرآن غفلت ننمایید.

تقاضای حقیر اینست درپای جنازه ام دعای صحیفه سجادیه بخوانید .

  ازهمه التماس دعا دارم .خدایارونگهدار شما باشد .   

محمد حسین دانا : ۱۳۶۱/۷/۵