زندگینامه ی خفت بارعمروعاص(لعنت الله علیه)

روز عید فطر ، روز هلاکت عمرو بن العاص
مرحوم شیخ مفید در مسارّالشیعه می نویسد:
در روز اول شوّال سال ۴۱ هجری ، خداوند یکی از فراعنه این امّت ، یعنی عمرو بن العاص را هلاک کرد و اهل اسلام را از شرّ وجود او خلاص نمود و بدین وسیله بر سرور و شادی مؤمنین افزود.[۱]
مرحوم محدّث قمّی در وقایع الایام می نویسد:
در روز اول شوّال ، عمروعاص در مصر به جهنّم پیوست.[۲]
معرّفی مادر عمرو بن العاص
مادر عمرو بن العاص ، سَلمَى بنت حرمله ، ملقّب به نابغه ، بنا بر آن چه که زمخشرى در ربیع الابرار نقل کرده است ، کنیز مردى از قبیله عنزه بوده است. این زن اسیر می شود و عبد اللّه بن جدعان تیمى در مکّه او را می خرد. او زنى زناکار بوده است. عبد اللّه بن جدعان وى را آزاد مى‏کند. وی در یک شب با ابو سفیان بن حرب و عاص بن وائل و امیّه بن خلف و هشام بن مغیره و ابو لهب همراه می شود و بعد از نه ماه عمرو را می زاید و لذا همه این مردها عمرو را به خود نسبت می دادند. مادر عمرو در این مسئله حکم می کند و می گوید: این ، فرزندِ عاص بن وائل است و این نسبت دادن براى آن بود که عاص نفقه (مخارج) زیادى به آن زن می داد ، ولى می گفتند : عمرو به ابوسفیان خیلی شباهت دارد.[۳]

download

به نقل ابن ابی الحدید ، حضرت مجتبی علیه السلام در مجلسی با حضور معاویه و اطرافیانش ، به عمرو بن العاص خطاب فرموده ، وی را چنین معرّفی نمودند:
تو اى پسر عاص ، فرزندى زاییده شده از اشتراک چند مرد هستى. مادر تو ، تو را از زنا و روسپى ‏گرى مجهول زاییده است. درباره تو چهار مرد از قریش مرافعه کرده ‏اند. از میان آن ها مردى که از همه آن ها کشنده ‏تر و از نظر شخصیّت لئیم‏ تر و داراى منصبى خبیث‏ تر بود بر همه آن ها غلبه کرد.[۴]

پدر عمرو بن العاص
پدر ظاهری عمرو ، عاص بن وائل ، یکى از مسخره کنندگان رسول خدا صلّی الله علیه و آله بود و از کسانى بود که عداوت آشکار با آن حضرت داشت و در اذیّت و آزار آن بزرگوار فروگذارى نکرد و آیه «إِنَّا کَفَیْناکَ الْمُسْتَهْزِئِینَ» در شأن او نازل شد.[۵]

عاص بن وائل در اسلام به ابتر یعنی مقطوع النّسل معروف بود. زیرا رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلم را به قریش نشان می داد و می گفت: به زودی این ابتر از دنیا خواهد رفت، و لذا خداوند متعال در سوره کوثر ، این آیه را خطاب به عاص نازل فرمود: «إِنَّ شانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ» ، یعنی«دشمنت مقطوع النسل و بی تبار خواهد بود».[۶]

عمرو بن العاص و رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلم
عمرو بن العاص ، رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلم را در مکّه بسیار اذیّت می کرد و به او دشنام می داد و سر راه آن حضرت سنگ می گذاشت که وقتی پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلم شبانگاه به طواف بیت خدا می رود ، پاى آن حضرت به آن سنگ ها خورده ، بلغزد و بر زمین افتد. عمرو بن العاص یکى از کسانى بود که سر راه زینب دختر پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم را هنگام مهاجرت از مکّه به مدینه گرفتند و آن قدر به کجاوه او زدند که جنین خود را که از شوهرش ابوالعاص بن ربیع بود ، سقط کرد. وقتى که این خبر ناگوار به پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم رسید ، به سختی ناراحت شد و همه آنان را لعنت کرد.[۷]

عمرو بن العاص ، رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلم را بسیار هجو می کرد و آن را به بچه هاى مکّه تعلیم می کرد و آن ها هم در زمانی که پیامبر از کوچه‏ ها عبور می کرد ، با صداى بلند همان هجوها را به پیامبر می خواندند. روزى رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلم در حجر اسماعیل نماز می خواند و عمرو بن العاص را چنین نفرین می کرد:
«أللّهمّ إنَّ عَمرَو بنَ العَاصِ هَجَانِى وَ لَستُ بِشاعِرٍ فَالعَنهُ بِعَدَدِ مَا هَجانِى»
بارالها، عمرو بن العاص مرا هجو کرده است و من شاعر نیستم ، تو عمرو را به عدد هجوى که کرده است لعنت کن.[۸]

نقل است که دو ماه بعد از وفات حضرت ابوطالب علیه السلام ، عمرو بن العاص ، نضر بن حارث و عقبه بن أبی معیط ، به همراه هم پوست جنین شتر را گرفتند و  در حالی که رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلم در کنار کعبه به سجده رفته بود ، بر سر آن حضرت گذاشتند. حضرت سر از سجده برنداشت و در سجده گریه کرد و آن ها را لعنت نمود. پس حضرت فاطمه علیهاالسلام با حالتی گریان نزد پدر آمد و آن پوست جنین شتر را از سر پدرش برداشت.[۹]

عمرو بن العاص همانی است که به علّت شدّت دشمنیش با رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلم ، اهل مکّه وی را به حبشه فرستادند تا نجاشی  ،مهاجرین به حبشه را برگرداند و جناب جعفر بن ابی طالب علیه السلام را بکشد.[۱۰]

به نقل جناب حذیفه ، عمرو بن العاص از اعضای باند چهارده نفره ای است که هم پیمان شدند که «اگر محمّد بمیرد یا کشته شود ، امر خلافت را از اهل بیتش می گیریم و تا ما هستیم نباید احدى از آنان به خلافت دست یابد». آن ها قصد کردند در حجّهالوداع ، شتر رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلم را در گردنه هرشی رم دهند و حضرت را به قتل برسانند تا حضرت نتواند امیرالمؤمنین علی علیه السلام را به عنوان خلیفه خود مستقرّ نماید.[۱۱]

عمرو بن العاص در زمان حکومت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام
عمرو بن العاص همان کسی است که در هنگام شکست لشکر معاویه در جنگ صفّین ، پیشنهاد داد تا قرآن ها را بر سر نیزه کنند، و همان کسی است که این جنگ را به مرحله حکمیّت کشاند و نهایتا حیله ای به کار برد  ، و معاویه را در حکومت خویش نگاه داشت.

عمرو بن العاص همان کسی است که امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام در قنوت نمازها و بعد از نماز های خود ، او و بعضی دیگر از دشمنان اهل البیت علیهم السلام را لعن می کردند. در این موضوع چند حدیث ذیل جهت تأسّی به امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام نقل می گردد.

ابن أبی الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغه می نویسد:
نصر بن مزاحم نقل می کند: علی علیه السلام بعد از ماجرای حکمیّت ، بعد از هر نماز صبح و مغرب  ، چند نفر را لعن می کرد که عبارتند از: معاویۀ ، عمرو بن عاص ، أبو موسی اشعری ، حبیب بن مسلمۀ ، عبدالرحمن بن خالد ، ضحّاک بن قیس ، ولید بن عقبۀ.[۱۲]

قَالَ الْحَارِثُ بْنُ الْمُغِیرَهِ النَّضْرِیُّ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: إِنَّ أَبَا مَعْقِلٍ الْمُزَنِیَّ حَدَّثَنِی عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام أَنَّهُ صَلَّى بِالنَّاسِ الْمَغْرِبَ فَقَنَتَ فِی الرَّکْعَهِ الثَّانِیَهِ وَ لَعَنَ مُعَاوِیَهَ وَ عَمْرَو بْنَ الْعَاصِ وَ أَبَا مُوسَى الْأَشْعَرِیَّ وَ أَبَا الْأَعْوَرِ السُّلَمِیَّ ، قَالَ الشَّیْخُ علیه السلام: صَدَقَ فَالْعَنْهُم.[۱۳]
حارث بن مغیره گفت: به حضرت امام صادق علیه السلام عرض کردم: ابامَعقَل از امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام برای من نقل کرد که ایشان در قنوت نماز مغرب ، معاویۀ ، عمرو بن عاص، ابوموسی اشعری و ابو اعور سُلَمِی را لعن می کرده است. حضرت صادق علیه السلام فرمود: درست گفته است ، پس تو نیز ایشان را لعن کن.

عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَعْقِلٍ عَنْ عَلِیٍّ علیه السلام أَنَّهُ قَنَتَ فِی الصُّبْحِ ، فَلَعَنَ مُعَاوِیَهَ وَ عَمْرَو بْنَ الْعَاصِ وَ أَبَا مُوسَى الْأَشْعَرِیَّ وَ أَبَا الْأَعْوَرِ وَ أَصْحَابَهُمْ.[۱۴]
عبدالله بن مَعقِل نقل می کند که امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام که ایشان در قنوت نماز صبح ، معاویۀ ، عمرو بن عاص ، ابو موسی اشعری ، ابو اعور اسلمی ، و یاران ایشان را لعن می کرد.
********************************************
[۱] – مسارّالشیعه ،ص۳۲
[۲] – وقایع الایام ، ص۶۱
[۳] – شرح نهج البلاغه لابن أبی الحدید، ج‏۶، ص۲۸۳
[۴] – شرح نهج البلاغه لابن أبی الحدید، ج‏۶، ص۲۹۱
[۵] – شرح نهج البلاغه لابن أبی الحدید، ج‏۶، ص۲۸۲
[۶] – شرح نهج البلاغه لابن أبی الحدید، ج‏۶، ص۲۸۲
[۷] – شرح نهج البلاغه لابن أبی الحدید، ج‏۶، ص۲۸۲
[۸] – شرح نهج البلاغه لابن أبی الحدید، ج‏۶، ص۲۸۲
[۹] – شرح نهج البلاغه لابن أبی الحدید، ج‏۶، ص۲۸۲-۲۸۳
[۱۰] – شرح نهج البلاغه لابن أبی الحدید، ج‏۶، ص۲۸۳
[۱۱] – تفصیل داستان صحیفه ملعونه در بحارالانوار ،ج ۲۸ ،ص ۱۱۱- ۹۶ نقل شده است.
[۱۲] – شرح‏ نهج‏ البلاغه لابن أبی الحدید ، ج۲ ،ص۲۶۰/بحارالأنوار، ۳۳ ،ص۳۰۳ به نقل از شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید
[۱۳] – بحارالأنوار، ج۳۳ ،ص۱۹۷/الاصول السّتَّۀ عشر ، اصل محمّد بن المثنی الحضرمی ، ص۸۸/مستدرک الوسائل ، ج۴ ، ص۴۱۰
[۱۴] – مستدرک‏ الوسائل، ج۴ ،ص۴۱۰

سبطین

برچسب ها :

نـظـرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.