از نشانه های ظهوراختلاف میان شیعیان است

طبق آنچه که در روایات معصومین علیهم السلام مشاهده می شود و امروزه شاهد تطبیق آن هستیم ، اختلافاتی است که میان موالیان اهل بیت علیهم السلام در سایر مسایل ، ایجاد شده است . متاسفانه مردم تاب و تحمل شنیدن کلام مخالف با رای و نظرشان را ندارند و با کوچکترین ندای مخالف ، نزاع و درگیری میان ایشان ایجاد شده و تا انجا پیش می رود که به یکدیگر جسارت نموده و نسبت دروغگویی به هم میدهند ؛ حتی دیگران را ناسزا گفته و لعن می کنند و بعضا به همین مقدار هم ختم نشده وکار به تکفیر می رسد و برادر ، برادرش را از دین خارج نموده و کافر می خواند .
برای اثبات مدعی چند روایت از جوامع معتبر روایی شیعه ذکر می نماییم .
مالک بن ضمره روایتی به این مضمون از امیرمومنان علیه السلام نقل می کند: 
امیرالمومنین علیه السلام فرمودند : ای مالک بن ضمره چگونه خواهی بود وقتی که شیعیان اینگونه اختلاف می کنند و حضرت دو پنجه مبارکش را درهم کردند . عرض کردم : ای امیرمومنان آن زمان هیچ خیری وجود ندارد .
امام فرمودند : تمام خیر در آن زمان است . ای مالک ان موقع قائم ما قیام می کند . هفتاد نفر را که به خدا و پیامبرش دروغ می بندند ، می کشد و سپس خداوند شیعیان را بر یک امر (امام زمان) متحد می کند.(۱)
أبان بن تغلب از امام صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود : چگونه خواهی بود زمانی که میان دو مسجد (مکه و مدینه) جنگ رخ بدهد . و آنگونه که مار به آشیانه خود پناه می برد علم و دانش به گوشه ای خزیده و نهان خواهد شد و شیعیان با یکدیگر اختلاف پیدا کرده و بعضی ، برخی دیگر را دروغگو خطاب کرده و برخی ، بصورت بعضی دیگر آب دهان خواهند انداخت ، عرض کردم : فدایت شوم ، آیا آن زمان از خیر خبری نخواهد بود ؟ 
سه بار فرمود ، بلکه خیر کامل آن زمان خواهد بود  زیرا حضرت مهدی علیه السلام قیام خواهد فرمود  .“(۲)
عمیره بنت نفیل از حضرت امام حسن یا از حضرت امام حسین علیهماالسلام نقل کرده است که فرمودند:
امری که (به آن) چشم دوختید (ظهور مهدی ما) محقق نخواهد شد مگر بعد از به وجود آمدن نشانه های زیر:
۱٫ بیزاری جستن مؤمن و مسلمان از برادر خویش.
۲٫ آب دهان به صورت یکدیگر می اندازند.
۳٫ بعضی شهادت بر کفر بعضی دیگر می دهند.
۴٫ بعضی از مسلمانان دیگری را لعن می کنند.
می گوید عرض کردم: پس خیری در این زمان نخواهد بود؟ فرمودند: این طور نیست، تمام خیرات و خوبی ها در این زمان است؛ چون قائم ما قیام می کند و تمام صفات مذمومه ذکر شده را از بین می برد – اللهم عجل فرجه -.(۳)
امام صادق علیه السلام:
وَ اخْتَلَفَتِ‏ الشِّیعَهُ وَ سَمَّى بَعْضُهُمْ بَعْضاً کَذَّابِینَ وَ تَفَلَ بَعْضُهُمْ‏ فِی وُجُوهِ بَعْضٍ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ مَا عِنْدَ ذَلِکَ مِنْ خَیْرٍ فَقَالَ لِی الْخَیْرُ کُلُّهُ عِنْدَ ذَلِکَ ثَلَاثاً
شیعه اختلاف می کنند و بعضی بعضی دیگر را دروغگو می پندارند و آب دهان بر صورت یکدیگر می اندازند. عرض کردم: فدایتان شوم خیری در آن زمان نخواهد بود. حضرت فرمودند: خیر در آن زمان خواهد بود. سه مرتبه فرمودند(۴). 
آن چه واضح و مبرهن است ؛ اینکه  امام علیه السلام پس از ذکر اختلاف میان شیعیان می فرمایند : “الخیر کله عند ذلک” به این معنی نیست که اختلاف میان شیعیان برای آنها خیر باشد و یا اینکه ما باید میان موالیان اهل بیت علیهم السلام اختلاف ایجاد کنیم و یا به اختلافات ایشان دامن زده و دشمنی را تشدید نماییم تا به تمام خیر برسیم ؛ بلکه امام علیه السلام در مقام بیان حوادث و فتنه ها و اتفاقاتی هستند که در آخرالزمان گریبان گیر مومنین می شود و گریزی از آن نیست.
 طبق انچه که در احادیث و اخبار و روایات به تواتر رسیده این است که جهان رو به ظلم و بیداد و کفر و نفاق پیش خواهد رفت و تا جایی که ملئت ظلما و جورا می شود و پس از آن است که مهدی آل محمد صلوات الله علیهم جهان را پر از عدل و قسط خواهد نمود . 
بدیهی است که این اختلافات کار مومنین را دشوار خواهد نمود و تشخیص حق از باطل سخت و سخت تر خواهد شد و طبق آنچه در روایات وارد شده امتحان سختی در پیش است .
آنچه از روایات استفاده می شود و جای هیچ شک و شبهه ای ندارد این است که ، مومن احترام دارد و توهین و جسارت به مومنین مرضی حق تعالی نخواهد بود . امروز به غیر از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف کسی نیست که ادعا کند به هیچ وجه اشتباه نمی کند . همگی ممکن الخطا و اشتباه هستیم و در طول عمرمان بارها اشتباه نموده ایم و امکان صدور خطا کماکان در ما وجود دارد ؛ اما این دلیل و مجوز برای توهین به یکدیگر به خاطر اشتباهات – اعم از فکری و عملی- نیست . 
روایات بسیار محکم و کوبنده در مورد احترام مومن و عدم جواز حرمت شکنی او از جانب معصومین علیهم السلام صادر شده است که انسان عاقل با مطالعه آن کمی نسبت به عمل کرد خویش در مقابل دیگر برادران دینی اش ، مراعات احتیاط را نموده و بی گدار به آب نمی زند .
جابر روایت کرده است که رسول خدا ـ صلّى اللّه علیه و آله و سلم ـ به کعبه نظر افکند و فرمود: آفرین بر تو، خانه‏ اى که چقدر بزرگى و احترام تو چقدر زیاد است سوگند به خدا، احترام مۆمن نزد خدا از تو بیشتر است، زیرا حرمت تو فقط از یک جهت است (که خونریزى در تو حرام است‏)، ولى مۆمن از سه جهت احترام دارد: ۱٫ خون وى محترم است. ۲٫ مال او حرمت دارد. ۳٫ بدگمانى نسبت به او حرام است (۵)
و از امیرالمومنین علیه السلام نقل شده که فرمودند : 
تا زمانی که مطمئن نشده ای کار برادرت را بر بهترین شکل آن بنا گذار و تا زمانی که می توانی کلامش را حمل به خوبی نمایی ، برداشت بد از آن نکن .(۶)
پیامبر صلی الله علیه و آله می فرمایند : پروردگار عالم من را معراج برد و من وراء الحجاب به من وحی کرد اگر کسی ولی من را ذلیل کند مهیای جنگ با من شده است و هر کس با من بجنگد من با او می جنگم . 
عرض کردم : خداوندا ولی تو چه کسی است ؟ 
فرمود : کسی است که از او برای ولایت تو و وصیّت و فرزندانتان پیمان گرفتم (۷)
امام باقر علیه السلام می فرمایند: نزدیک ترین کار بندگان به کفر آن است که آدمی با کسی در امر دین برادری کند و بعد لغزش های او را محاسبه کند تا روزی که لازم شد علیه او بکار گیرد.(۸)
با مطالعه این روایات روشن و مبرهن می شود که هر کس که ولایت پیامبر و امیرالمومنین و ائمه علیهم السلام را قبول نموده احترام زیادی دارد و باید کلام و عمل او را تا حد ممکن حمل بر خوبی نمود . 
اگر روایات معصومین علیهم السلام را الگوی اعمال و رفتارمان قرار دهیم ، اختلافات به حد اقل خواهد رسید و جامعه شیعی به سوی شکوفایی و باروری فرهنگی حرکت خواهد نمود .
باید این نکته مهم را در نظر داشته باشیم که ممکن است من هم اشتباه کنم و در نزاع ها و اختلافات این امکان وجود دارد که حق با طرف مقابل باشد ؛ پس اگر به برادرم توهین نمایم و نسبت دروغ به او بدهم ، درحالیکه حق با او باشد ، چگونه باید جواب او را بدهم ؟
آیا این کار من مصداق بارز محاربه با خداوند در حدیث قدسی نیست ؟
به نظر می رسد احتیاط در این امر شرط اول عقل است و سکوت و احترام به دیگران بهترین راه احتیاط است .
اما همیشه در میان مومنین ، منافقانی هستند که در صدد تفرقه افکنی و فتنه گری میان موالین اهل بیت علیهم السلام هستند . 
امام رضا علیه السلام در این مورد می فرمایند:
“همانا از کسانی که مدعی مودت ما اهل بیت هستند،کسی هست که در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) گفت: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود.(۹)
باید بدانیم وظیفه ما در این زمان بسیار پرخطر ، همان است که امیرمومنان(علیه السلام) برایمان ترسیم نموده اند . 
امیرمومنان (علیه السلام) می فرمایند :
«در فتنه‌ها همچون شتر بچه‌ای باش که نه پشتی برای سواری دادن و نه شیری برای دوشیدن دارد».(۱۰)

پاورقی : 

۱-عن مالک بن ضمره قال : قال أمیر المؤمنین ( علیه السلام ) : ” یا مالک بن ضمره کیف أنت إذا اختلفت الشیعه هکذا – و شبک أصابعه و أدخل بعضها فی بعض – فقلت : یا أمیر المؤمنین ما عند ذلک من خیر ، قال : الخیر کله عند ذلک ، یا مالک عند ذلک یقوم قائمنا فیقدم سبعین رجلا یکذبون على الله و على رسوله ( صلى الله علیه و اله و سلم ) ، فیقتلهم ، ثم یجمعهم الله على أمر واحد ” . (الغیبه للنعمانی ص۲۰۶).
۲-الکافی : ج ۱ ص ۳۴۰ ح ۱۷ – وبهذا الاسناد ( عده من أصحابنا ، عن أحمد بن محمد ) ، عن الوشاء ، عن علی بن الحسن ، عن أبان بن تغلب قال : قال أبو عبد الله علیه السلام – کیف أنت إذا وقعت البطشه بین المسجدین ، فیأرز العلم کما تأرز الحیه فی جحرها ، واختلفت الشیعه وسمی بعضهم بعضا کذابین ، وتفل بعضهم فی وجوه بعض قلت : جعلت فداک ، ما عند ذلک من خیر ، فقال لی : الخیر کله عند ذلک – ثلاثا
عن الکلینی .وفی : ص ۲۰۶ ب ۱۲ ح ۱۰ – أخبرنا علی بن أحمد قال : أخبرنا عبید الله بن موسی العلوی عن الحسن بن علی ، عن عبد الله بن جبله ، عن بعض رجاله ، عن أبی عبد الله علیه السلام أنه قال ( لا یکون ذلک الامر حتی یتفل بعضکم فی وجوه بعض ، وحتی یلعن بعضکم بعضا ، وحتی یسمی بعضکم بعضا کذابین ) .
: البحار : ج ۵۲ ص ۱۳۴ ب ۲۲ ح ۳۸ – عن النعمانی .
: بشاره الاسلام : ص ۱۴۶ – ۱۴۷ ب ۷ – عن الکافی .وفی : ص ۱۴۹ ب ۷ – عن النعمانی ، وفیه ( وقد قرب الفرج بدل یرید قرب الفرج
۳-قالت سمعت الحسن (الحسین) بن علی سلام الله علیهما یقول لا یکون الامر الذی تنظرون (امر ظهور) حتی یبراء بعضکم من بعض و یتفل بعضکم فی وجوه بعض و یشهد بعضکم علی بعض بالکفر و یلعن بعضکم بعضا فقلت له ما فی ذلک الزمان من خیر فقال الحسین علیه السّلام الخیر کله فی ذلک الزمان یقوم قائمنا و یدفع ذلک کله.
غیبت نعمانی ص۲۰۶ وبحارجلد۵۲ص۲۱۱ح۵۸
۴-مرآه العقول، ج‏۴، ص: ۲۵
۵- نظر النَّبِیّ(صلى الله علیه وآله وسلّم) إلى الکعبه فقال : (مرحباً بالبیت، ما أعظمک وأعظم حرمتک على الله، والله للمؤمن أعظم حرمهً منک، لأنَّ الله حرَّم منک واحده، ومن المؤمن ثلاثه: ماله ودمه وأن یُظنَّ به ظنُ السّوء). بحارالانوار : ج ۱۵ص ۲۰
الباب الاول من کتاب فضل الایمان من البحار ج ۱۵، ص ۲۰ س ۱۱ عن مشکاه الانوار عنه (ع) قال: المؤمن أعظم حرمه من الکعبه.
وعن أبی حمزه الثمالی (ره) قال: وبلغنا أن [الامام الصادق علیه السلام ظ] قال: والله ما عبد الله بشئ أفضل من أداء حق المؤمن.
وقال: والله ان المؤمن لأعظم حقا من الکعبه لاختصاص للشیخ المفید (ره) ص ۲۸
۶-عن أبی عبد الله (علیه السلام) قال: قال أمیر المؤمنین (علیه السلام) فی کلام له: ضع أمر أخیک على أحسنه حتى یأتیک ما یغلبک منه ولا تظنن بکلمه خرجت من أخیک سوءا وأنت تجد لها فی الخیر محملا. کافی : ج ٢ – ص ٣۶٢ 
۷-عن أبی عبد الله علیه السلام قال: قال رسول الله صلى الله علیه وآله: لقد أسرى ربی بی فأوحى إلی من وراء الحجاب ما أوحى وشافهنی أن قال لی: یا محمد من أذل لی ولیاً فقد أرصد لی بالمحاربه، ومن حاربنی حاربته، قلت: یا رب ومن ولیک هذا؟ فقد علمت أن من حاربک حاربته فقال: ذاک من أخذت میثاقه لک ولوصیک ولذریتکما بالولایه  کافی : ج ۲ ص ۳۵۲
۸-إنّ اقرب ما یکون العبد الی الکفر، أن یواخی الرجل علی الدین فیحصی علی عثراته و زلاته لیعنفه بها یوماً ما      کافى : ج ۲ ص ۳۵۴٫
۹-إنّ ممّن ینتحلُ مودّتنا أهلَ البیت، من هو أشدُّ فتنهً علی شیعتِنا من الدّجّال.فقلتُ: بماذا؟قال: بموالاتِ أعدائِنا و معاداهِ أولیائِنا. إنّه إذا کان کذلک، اختلطَ الحقُّ بالباطل و اشتبهَ الأمرُ فلم یُعرَف مؤمنٌ من منافق
وسائل الشیعه؛ ج ۱۶؛ ص ۱۷۹
۱۰-کُنْ‏ فِی‏ الْفِتْنَهِ کَابْنِ اللَّبُونِ لَا ظَهْرٌ فَیُرْکَبَ وَ لَا ضَرْعٌ فَیُحْلَب»‏صبحی صالح، نهج البلاغه، ص ۴۶۹، هجرت، قم، ۱۴۱۴ق.

برچسب ها :

نـظـرات

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.