اصحاب، محدثان و عالمان(تا پایان قرن چهارم)

تعداد محدثان ، عالمان و فقهاى مذهبى در یک منطقه ، نشان ازمیزان شیوع آن آیین در آنجا دارد. بدین جهت ، احصا و معرفى‏ عالمان مذهبى ، یکى از شیوه هاى نشان دادن سیر تکوین و تکامل وگسترش مذاهب مختلف در هر منطقه است .
فقر منابع و مستندات تاریخى مربوط به قرون اولیه اسلامى ،بویژه درباره تاریخ تشیع ، سبب گردیده است که احصا و معرفى‏محدثان و عالمان این فرقه در مناطق مختلف سرزمین هاى اسلامى ،از مناسب ترین روشهاى تحقیقى در نشان دادن سیر تاریخى تکوین وگسترش و میزان پراکندگى و نفوذ مذهب امامیه در آن مناطق ونهایتا سرزمین هاى لافت ‏باشد .
در این مقاله ، سعى گردیده تا با این روش ، به روشن شدن سیرتکوین و گسترش مذهب امامیه در قرون اول تا چهارم هجرى در شهررى که یکى از معدود شهرهاى بزرگ ، ثروتمند و آباد سرزمین هاى‏اسلامى بوده پرداخته شود. بدین منظور ، ابتدا به معرفى اجمالى‏شهر و سپس فقها ، محدثان و راویان احادیث ائمه اثناعشرى آن ونهایتا به نتیجه گیرى در دو محور و با توجه به مستندات تاریخى‏مى پردازیم :
۱) روند تکوین و گسترش تشیع امامیه در شهر رى ، با تکیه برشمار محدثان و عالمان در قرون مورد تحقیق ;
۲) بررسى میزان اعتبار عقیدتى و علمى و التزام محدثان وعالمان قمى به مذهب امامیه .
رى ( رگا ) یکى از کهن ترین مراکز باستانى ایران است که نامش‏در اوستا و کتیبه بیستون ( قرن ششم قبل از میلاد ) آمده است. (۱) در دوره فتوحات مسلمین ، این شهر به سال ۲۳ قمرى (۲) ( و به قولى‏۲۰ قمرى (۳) ) ، توسط اعراب فتح گردید .
در دوران خلافت منصور دوانیقى ، مهدى عباسى در کنار رى قدیم‏شهرى بنا کرد و براى آن ، مسجد جامع ساخت و بر دور آن ، خندق‏حفر کرد و آن را ( محمدیه ) نامید ( سال ۱۸۵ق ) .
در کمتر از نیم قرن ، محمدیه ، جاى رى قدیم را گرفت ; (۴) ولى‏رى ، هیچ زمان به محمدیه مشهور نشد و این اسم رایج نگردید .
موقعیت ژئوپلتیک رى که مسیر ارتباطى تمدنهاى شرق و غرب از آن‏مى گذشت و چهار راه ارتباطى سرزمین هاى خلافت‏بود ، (۵) سبب رونق‏تجارت ، انباشت ثروت و آبادانى این شهر گردیده بود. عباراتى‏که جغرافى دانان اسلامى در توصیف شکوه و عظمت این شهر آورده‏اند ، مى‏تواند بیان کننده موقعیت و میزان اهمیت این شهر دردوره اسلامى باشد. از جمله توصیفاتى که از رى شده ، اینهاست :
عروس شهرها ، (۶)
آبادترین ، پر نعمت ترین و پر عمارت ترین شهر مشرق ،بزرگترین شهر مشرق بعد از نیشابور ، (۷)
داراى کاروانسراهاى نیکو و بازارهاى بزرگ ، (۸)
داراى خیابانهاى پهن ، (۹)
داراى گرمابه هاى تمیز ، مدارس و کتابخانه هاى پرآوازه ،میوه هاى بسیار ، تجارتى پر سود ، آب فراوان و هواى خوش . (۱۰)
به علاوه ، میزان خراجى که اهالى رى در دوره خلافت عباسى مى‏پرداختند ( ده تا دوازده میلیون درهم ) در مقایسه با خراجى که‏اهالى نیشابور ، بزرگترین شهر مشرق خلافت مى پرداختند ( چهارمیلیون درهم ) (۱۱) خود ، نشان دهنده رى ثروتمند و آباد است .
بناهاى رى ، اغلب گلى بوده و در آنها از گچ و سنگ ، به ندرت‏استفاده مى شده (۱۲) و وسعت آن ، یک فرسنگ و نیم در یک فرسنگ و نیم‏بوده است . (۱۳)
ابن فقیه ، رى را داراى هفده رستاق ( روستا ) مى داند که ازآنهایند : خوار ، دنباوند ، ویمه و شلنبه. وى اضافه مى کند که‏اینها رساتیقى هستند که در آنها منبر ( که نشانى از وسعت وجمعیت زیاد آنها بوده ) وجود دارد . (۱۴)
اصطخرى نوشته :
و در ناحیت رى ، دیه هاست ، بزرگتر از این شهرها ، چون : ورامین و ارنبویه و رزنین و دزا و قوسین. شنوده ام که در هردهى از این ، قرب ده هزار مرد [ ، بلکه ] زیادت بود و روستاهاى‏قصرانبن درونى و بیرونى و بهزان و السن و بسا و دماوند و کها ومرکوى . (۱۵)
کلین فشاپویه ، (۱۷) جاموران ، تهران ، (۱۸) شهرستانک ، مهران (۱۹) و…
محدثان و علماى امامى رى
اما محدثان و علماى امامى رى تا پایان قرن چهارم به ترتیب‏حروف الفباى نامشان ، به شرح زیر هستند :
۱٫ ابراهیم بن على بن عیسى رازى ( ق‏۴ ): ابن بابویه در ( تاریخ رى ) از او نام مى برد و مى گوید : وى از شیوخ شیعه بوده‏که از احمد بن محمد بن یحیى عطار روایت مى‏کند و ابوالفتح‏عبیدالله بن موسى بن احمد حسینى و جعفر بن محمد یونسى ، از اوروایت مى‏کنند . (۲۰)
۲٫ ابواسحاق ابراهیم بن محمد بن عبدالله رازى ( ق‏۳ ) : وى‏از نظر نقل حدیث ، مجهول و از سلسله روات شیخ طوسى است . (۲۱)
۳٫ ابن ابى یحیى/ابو یحیى رازى ( ق‏۲ ) : وى در نقل حدیث ،مجهول و از اصحاب امام صادق ( ع ) است . (۲۲)
۴٫ ابواسماعیل صیقل رازى ( ق‏۲ ) : وى مجهول و از اصحاب امام‏صادق ( ع ) است . (۲۳)
۵٫ ابوبکر رازى ( ق‏۲ ) : مجهول و از اصحاب امام هادى ( ع ) است . (۲۴)
۶٫ ابوالحسن رازى( ق‏۲و۳ ) : جعفر بن معروف ، از او و او ازاسماعیل بن مهران روایت مى‏کند . (۲۵)
۷٫ ابوحسین رازى( ق‏۳ ): مجهول و از اصحاب امام رضا ( ع) است . (۲۶)
۸٫ ابوطبیب رازى( ق‏۴ ) : وى در نقل حدیث ، ممدوح و از جمله‏متکلمان امامیه است و کتابهاى متعددى در امامت ، فقه و نیز دراخبار نگاشته است . (۲۷) کتاب ( زیاره الرضا ( ع ) و فضله ومعجزاته ) از اوست . (۲۸)
۹٫ ابوعبدالله جامورانى رازى ( ق‏۳ ) : وى در نقل حدیث ،ضعیف است. نجاشى مى‏گوید که در عقیده‏اش ارتفاع است. (۲۹) قمى‏هاکتاب ( نوادر الحکمه )اش را استثنا دانسته و قبول کرده‏اند. (۳۰)
۱۰٫ ابومحمد رازى ( ق‏۳ ) : مجهول و از سلسله روات کلینى وشیخ طوسى است . (۳۱) عطاردى او را از اصحاب امام هادى ( ع ) معرفى کرده است . (۳۲)
۱۱٫ ابو هلال / ابن هلال رازى ( ق‏۲ ) : مجهول و از اصحاب‏امام صادق ( ع ) است . (۳۳)
۱۲٫ ابو یحیى ابن ابى یحیى رازى ( ق‏۲ ) : مجهول و از اصحاب‏امام صادق ( ع ) است. (۳۴)
۱۳٫ احمد بن ابراهیم کلینى ( ق‏۳و۴ ) : حسن (۳۵) و معروف به‏علان کلینى و از ممدوحین (۳۶) و فضلا و افراد نیک (۳۷) و اهل دین (امامیه ) است. (۳۸)
۱۴٫ احمد بن اسحاق رازى ( ق‏۳ ) : ثقه واز وکلاى امام هادى(ع) و از مختصین به ناحیه مقدسه بوده است. (۳۹)
۱۵٫ ابو على احمد بن حسن رازى ( ق‏۴ ) : حسن (۴۰) و از ممدوحین‏امامیه است. (۴۱) تلعکبرى با اجازه از او روایت مى‏کند. (۴۲)
۱۶٫ ابوعلى احمد بن على بن ابراهیم بن هاشم بن خلیل قمى (ق‏۴ ) : ممدوح و ساکن رى بوده است. او از بزرگان شیعه (۴۳) و ازمشایخ مشهور شیخ صدوق است که صدوق براى او طلب رحمت کرده است . (۴۴) ابن بابویه در ( تاریخ رى ) از او یاد کرده و گفته است : (از پدرش و سعد بن عبدالله و عبدالله بن جعفر حمیرى و احمد بن‏ادریس و استماع حدیث کرد ) و صدوق از او روایت مى‏کند. (۴۵)
۱۷٫ ابوالعباس احمد بن على خصیب ایادى رازى ( ق‏۴ ) : غالى‏است. (۴۶) حدیث او سالم و ناسالم دارد و در مذهب او ارتفاع است. (۴۷) او صاحب کتابهایى است ، از جمله : ( الشفاء و الجلاء فى‏الغیبه ) ( که شیخ طوسى آن را تحسین مى کند ) ، (۴۸) ( الفرائض ) و ( الاداب ). (۴۹)
۱۸٫ احمد بن محمد بن نصر رازى سمسار ( ق‏۴ ) : ابن بابویه در( تاریخ رى ) از او یاد کرده و مى گوید که از بزرگان و شیوخ‏امامیه است. على بن محمد قمى از او و وى از جعفر بن حسن بن‏شهریار قمى روایت مى کند. (۵۰)
۱۹٫ احمد بن محمد بن هیثم عجلى ( ق‏۴ ) : ثقه و از مشایخ‏صدوق است که صدوق از او راضى است. (۵۱)
۲۰٫ اعین رازى ( ق‏۲ ) : امامى ، مجهول (۵۲) و از اصحاب امام‏باقر ( ع ) است. (۵۳)
۲۱٫ بکربن صالح رازى ( ق‏۲ ) : ضعیف (۵۴) و از اصحاب امام‏کاظم (۵۵) و امام رضا ( ع ) است. (۵۶) ابن داوود ، یک بار او راتوثیق (۵۷) و دوبار تضعیف مى کند ; (۵۸) اما دیگر رجالیان ، او رابسیار ضعیف معرفى مى کنند. (۵۹) از تالیفات اوست : ( کتاب فى‏درجات الایمان و وجوه الکفر و الاستغفار ) (۶۰) ، ( الجهاد ) و (النوادر ). (۶۱)
۲۲٫ ابو عبدالله جعفر بن احمد وندک رازى ( ق‏۴ ) : حسن (۶۲) واز متکلمان و محدثان امامیه و صاحب ( کتاب فى الامامه ) است که‏کتاب مشهورى بوده است. (۶۳)
۲۳٫ جعفر بن محمد بن ابى زید / ابى یزید ( ق‏۲ ) : مهمل (۶۴) واز اصحاب امام رضا ( ع ) است و محمد بن عیسى از او روایت مى‏کند. (۶۵)
۲۴٫ ابومحمد جعفر بن یحیى بن علاء رازى ( ق‏۲ ) : ثقه و پدرش‏از اصحاب امام صادق ( ع ) است. کتاب وى با کتاب پدرش درآمیخته‏و معلوم نشده که از کدام است. (۶۶)
۲۵٫ ابومحمد حسن بن احمد بن محمد بن هیثم عجلى ( ق‏۴ ) : ثقه‏و از بزرگان اصحاب امامیه است و پدر و جدش نیز از ثقات هستند وهر سه اهل رى بوده اند ; اما وى ، اواخر عمرش را در کوفه سکناگزیده (۶۷) از کتابهاى او ( المثانى ) و ( الجامع ) را مى توان‏نام برد. (۶۸)
۲۶٫ حسن بن جهم رازى ( ق‏۲ ) : ثقه (۶۹) و از اصحاب امام کاظم (ع ) است. (۷۰)
۲۷٫ حسن بن عباس بن حریش رازى ( ق‏۳ ) : ضعیف و از اصحاب‏امام جواد ( ع ) است. (۷۱) وى صاحب کتاب ( ثواب قراءه اناانزلناه فى لیله القدر ) است که به گفته شیخ طوسى ، کتابى باالفاظ فاسد و مضطرب است. (۷۲)
۲۸٫ حسن بن عبدالله رازى تمیمى ( ق‏۲ ) : متقى ، نیک (۷۳) و ازاصحاب امام رضا ( ع ) است. (۷۴)
۲۹٫ حسن بن على خیاط رازى ( ق ) : حسن (۷۵) و از فضلا وممدوحین است. (۷۶)
۳۰٫ حسین بن ابراهیم بن احمد بن هشام مودب رازى ( ق‏۴ ) : حسن (۷۷) و از مشایخ شیخ صدوق است که صدوق از او راضى است و بر اورحمت مى فرستد. (۷۸)
۳۱٫ حسین بن جهم رازى ( ق‏۲ ) : ثقه (۷۹) و از اصحاب امام رضا( ع) است. (۸۰)
۳۲٫ ابوعبدالله حسین بن حسن حسینى اسود رازى ( ق‏۲و۳ ) : حسن (۸۱) و از فضلا و ممدوحین است. (۸۲)
۳۳٫ حسین بن محمد اشنانى رازى ( ق‏۴ ) : ثقه (۸۳) و از اساتیدشیخ صدوق است. (۸۴)
۳۴٫ حسین بن محمد رازى ( ق‏۲و۳ ) : ثقه (۸۵) ، عادل و از اصحاب‏امام کاظم (۸۶) و امام هادى ( ع ) بوده است. (۸۷)
۳۵٫ حسین بن یزید نوفلى ( ق‏۲ ) : از اصحاب امام رضا ( ع ) است. وى شاعر و ادیب و تمام عمر خود را ساکن رى بوده و همان‏جا مدفون گردیده است. عده اى از قمى ها مى گویند که وى در آخرعمرش غالى شد ; ولى روایتى از او که بر این مطلب گواه باشد ،وجود ندارد. کتابهاى اوست : ( التقیه ) و ( السنه ). (۸۸)
و ممدوح است. (۹۰) امام حسن عسکرى (ع ) در توقیعى براى اسحاق بن اسماعیل نیشابورى مى نویسد که‏حقوق ما را به ابراهیم بن عبده بده تا او به رازى بدهد. نام‏او در کتب رجالى مشخص نشده است. (۹۱)
۳۷٫ سهل بن زیاد آدمى ( ق‏۳ ) : ضعیف و از اصحاب امام جواد ، (۹۲) امام هادى (۹۳) و امام حسن عسکرى ( ع ) است (۹۴) و با امام عسکرى( ع ) به سال ۲۵۵ق ، به توسط محمد بن عبدالحمید عطار مکاتبه‏داشته است. (۹۵) شیخ طوسى ، یک بار او را جزء ( ثقات ) (۹۶) و یک‏بار جزء ( ضعفا ) آورده ; (۹۷) ولى دیگر رجالیان ، او را تضعیف‏مى کنند. (۹۸) احمد بن محمد بن عیسى ، به دروغگویى و غالیگرى وى‏شهادت داد و او را از قم اخراج کرد و وى نیز در رى سکونت‏اختیار کرد. (۹۹) او صاحب کتاب است. (۱۰۰)
۳۸٫ ابو الخیر صالح بن ابى حماد رازى ( ق‏۳ ) : حسن ،امامى (۱۰۱) و از اصحاب امام جواد ، (۱۰۲) امام هادى (۱۰۳) و امام ابن غضائرى او را تضعیف کرده (۱۰۶) و فضل بن‏شادان از او رضایت داشته و او را مدح کرده است. (۱۰۷) ازکتابهاى اوست : ( خطب امیرالمومنین ( ع )] و ( النوادر ). (۱۰۸)
۳۹٫ ابوالقاسم عبدالعظیم بن عبدالله بن على بن حسن بن زیدبن حسن بن على بن ابى طالب ع ( ق‏۳ ) : حسن ، عابد ، زاهد ومورد رضایت علماى رجالى و از اصحاب امام هادى (۱۰۹) و امام حسن‏عسکرى ( ع ) است. (۱۱۰) او به سبب اعتقادات شیعى ، تحت تعقیب‏حکومت قرار گرفت و به رى آمد و در سرداب خانه یکى از شیعیان‏مخفى شد .
او در آن سرداب ، روزها را روزه مى گرفت و شبها را به عبادت‏مى گذراند و گاهى پنهانى به زیارت مزار یکى از فرزندان امام‏کاظم ( ع ) مى رفت. بعد از مدتى ، خبر اختفاى وى به یک یک‏شیعیان رسید (۱۱۱) و آن سرداب ، به محفل علمى شیعیان بدل گردید ; (۱۱۲) اما طولى نکشید که او بیمار شد و از دنیا رحلت کرد. (۱۱۳) وى کتابهایى نیز نگاشته (۱۱۴) که از جمله آنهاست : ( خطب امیرالمومنین ( ع )]. (۱۱۵)
۴۰٫ عبدالله بن احمد رازى ( ق‏۳ ) : علماى رجالى در وى توقف‏کرده و هیچ حکمى نداده اند. (۱۱۶) محمد بن احمد بن یحیى ، از وى‏و او از بکر بن صالح ، روایت مى کند. (۱۱۷)
۴۱٫ عبدالله بن محمد بن حماد رازى ( ق‏۳ ) : مجهول و ازاصحاب امام جواد ( ع ) است. (۱۱۸)
۴۲٫ عبدالله بن محمد بن على بن عباس رازى تمیمى ( ق‏۲ ) : ممدوح (۱۱۹) و از اصحاب امام رضا ( ع ) و صاحب نسخه‏اى از آن امام‏همام است. (۱۲۰)
۴۳٫ عبیدالله بن محمد رازى ( ق‏۳ ) : از اصحاب امام جواد ( ع) (۱۲۱) بوده است. محتمل است که او همان عبدالله بن محمد رازى‏باشد .
۴۴٫ عطیه بن نجیح رازى ( ق‏۲ ) : امامى ، مجهول (۱۲۲) و ازاصحاب امام صادق ( ع ) است. (۱۲۳)
۴۵٫ علاء بن حسن رازى ( ق‏۳ ) : حسن است. (۱۲۴) در کتب رجالى‏نقل شده که رقعه اى از ناحیه مقدسه از جانب امام عسکرى ( ع ) صادر شده که توسط ابوحامد ( که از بزرگان امامیه بوده ) به‏علاء بن حسن رازى داده شده است. (۱۲۵) مامقانى مى گوید : این‏مطلب ، گواه آن است که او از امنا و بزرگان شیعه است ; وگرنه‏ابوحامد رقعه را به وى نمى داده است. (۱۲۶)
۴۶٫ على بن ابراهیم بن وراق رازى ( ق‏۴ ) : حسن (۱۲۷) و ازمشایخ شیخ صدوق است که صدوق برایش طلب رحمت مى‏کند . (۱۲۸) مامقانى مى‏گوید : وى باید از شیعیان پاکى باشد که از توثیق، مستغنى اند. (۱۲۹)
۴۷٫ ابوالقاسم على بن احمد بن محمد بن عمران دقاق ( ق‏۴ ) : ممدوح و از مشایخ شیخ صدوق است که صدوق از وى راضى است. (۱۳۰)
۴۸٫ على بن عباس جرادینى رازى ( ق‏۳ ) : غالى و بسیارضعیف (۱۳۱) و صاحب کتابهایى است که از آنهاست : ( فى الممدوحین‏والمذمومین ) ( گفته اند که این کتاب بر خبث طینت او گواه است) ، ( الاداب والمروات ) و ( الرد على السمانیه ) ( سمانیه ،طایفه اى از غلات بوده‏اند ). (۱۳۲)
۴۹٫ على بن عثمان رازى ( ق‏۲ ) : مهمل (۱۳۳) و از اصحاب امام‏کاظم ( ع ) است. (۱۳۴)
۵۰٫ على بن عبدالله بن وراق رازى ( ق‏۴ ) : ممدوح و از مشایخ‏صدوق است که صدوق از او راضى است و بر او رحمت مى‏فرستد. (۱۳۵)
۵۱٫ ابوالحسن على بن محمد بن ابراهیم بن ابان کلینى (ق‏۳و۴): ثقه ، معروف به ( علان ) و از بزرگان امامیه است. (۱۳۶) و ازمشایخ اوست. (۱۳۸) صاحب کتابهایى است که از جمله آنهاست : (اخبار القائم ( ع )]. او در سال ۳۲۸ ق ، از جانب امام زمان (ع ) اذن حج‏یافت. او را از این کار نهى کردند ; اما وى حرکت‏کرد. و در راه مکه او را کشتند. (۱۳۹) ابن اثیر ، بعد از آوردن‏این خبر ، او را از پیشوایان و علماى امامیه معرفى مى‏کند . (۱۴۰)
۵۲٫ على بن نعمان رازى ( ق‏۲ ) : مهمل (۱۴۱) و از اصحاب امام‏صادق ( ع ) است. (۱۴۲)
۵۳٫ على خزاز رازى ( ق ) : حسن ، (۱۴۳) متکلم ، جلیل القدر ،مانوس با فقه و صاحب کتاب در علم کلام است. مقیم رى بود و درآنجا فوت کرد. (۱۴۴)
۵۴٫ عمرو بن عثمان رازى ( ق‏۲ ) : از اصحاب امام کاظم ( ع ) است. (۱۴۵)
۵۵٫ ابو جعفر عیسى بن ماهان رازى ( ق‏۲ ) : امامى ، (۱۴۶) ممدوح (۱۴۷) و از اصحاب امام صادق ( ع ) است. (۱۴۸)
۵۶٫ قاسم بن محمد رازى ( ق‏۳ ) : مجهول و از سلسله روات‏کلینى است. (۱۴۹)
۵۷٫ محمد بن ابراهیم کلینى ( ق‏۴ ) : معروف به علان کلینى ،حسن (۱۵۰) و از فضلا و نیکان است. (۱۵۱)
۵۸٫ محمد بن ابى زید رازى ( ق‏۳ ) : امامى ، مجهول ، (۱۵۲) اصلا قمى و صحابى امام جواد ( ع ) است. (۱۵۳)
۵۹٫ محمد بن احمد بن عبدالله / ابى عبدالله رازى ( ق‏۳ ) : احمد بن ادریس از او و او از جریر بن صالح ، روایت مى‏کند . (۱۵۴)
۶۰٫ محمد بن احمد دوریستى ( ق‏۴ ) : فقیه ، عالم و فاضل بوده‏است. پسرش جعفر از او و او از شیخ صدوق ، روایت مى کند. (۱۵۵)
۶۱٫ ابوعاصم محمد بن اسحاق بن عاصم براد رازى ( ق‏۴ ) : ابن‏بابویه در ( تاریخ رى ) از او نام برده است و از ابوالقاسم‏برادر زاده زراعه نقل مى‏کند که او گفت : محمد بن اسحاق ،حدیثى از من استماع کرد که من در شام از شیخ خود شنیده بودم واو خود مستقیما از شیخ من روایت کرد. به او گفتم : ( کجا این‏شیخ را ملاقات کردى ؟ ). گفت : ( در بغداد ). در حالى که اودروغ مى گفت و شیخ مذکور ، هیچ زمانى به بغداد نرفته بود .
محمد بن اسحاق ، در سال ۳۰۸ق ، وفات یافت. (۱۵۶)
۶۲٫ محمد بن اسماعیل رازى ( ق‏۳ ) : مجهول (۱۵۷) و از اصحاب‏امام جواد ( ع ) است. (۱۵۸)
۶۳٫ ابو جعفر محمد بن بکران بن عمران رازى ( ق‏۴ ) : حسن (۱۵۹) و از بزرگان امامیه و ساکن کوفه بوده است. (۱۶۰) از کتابهاى‏اوست : ( الکوفه ) ، ( موضع قبر امیرالمومنین ( ع )] و ( مشرف‏التربه ). (۱۶۱)
۶۴٫ ابو جعفر محمد بن جریر بن رستم طبرى ( ق‏۴ ) : رافضى وصاحب تالیفاتى است که از آنهاست : ( کتاب الرواه عن اهل البیت( ع )]. عبدالعزیز کتانى ، او را به رفض متهم کرده است. ابن‏بابویه در ( تاریخ رى ) از وى نام مى برد و مى گوید : او آملى‏بود ; اما به رى رفت و در آنجا ساکن شد. او از بزرگان متکلمان‏معتزله بود و صاحب تصانیف است. ابومحمد حسن بن حمزه رعینى ازوى و او از ابوالفرج اصفهانى ، روایت مى کند. (۱۶۲)
۶۵٫ محمد بن جعفر بن عون اسدى ( ق‏۳و۴ ) : ثقه و صحیح الحدیث‏است ; ولى از ضعفا روایت مى کند و گویند به جبر و تشبیه اعتقادداشته است. (۱۶۳)
نقل شده که وى یکى از نواب امام زمان ( ع ) است. (۱۶۴) برقى‏او را از اصحاب امام صادق ( ع ) دانسته (۱۶۵); ولى سال وفات وى‏۳۱۲ ق ، است (۱۶۶) و محال است هم عصر امام صادق ( ع ) بوده باشد . صاحب کتابهایى است که از آنهاست : ( الرد على اهل الاستطاعه ) (۱۶۷) یا ( الجبر والاستطاعه ). (۱۶۸)
۶۶٫ محمد بن حسان رازى ( ق‏۳ ) : ضعیف و حدیث او ( بینابین ) است. (۱۶۹) از اصحاب امام هادى ( ع ) (۱۷۰) و صاحب کتابهایى است ،از جمله : ( ثواب القرآن ) ، (۱۷۱) ( العقاب ) ، ( ثواب اناانزلناه ) ، ( ثواب الاعمال ) ، ( الشیخ والمشیخه ). (۱۷۲)
۶۷٫ محمد بن حسن رازى ( ق‏۲ ) : مجهول و از سلسله روات شیخ‏طوسى است. (۱۷۳)
۶۸٫ ابوالعباس محمد بن خالد رازى ( ق‏۳ ) : امامى ، مجهول (۱۷۴) و از اصحاب امام هادى ( ع ) است. (۱۷۵)
۶۹٫ محمد بن سهل بجلى رازى ( ق‏۲ ) : از اصحاب امام رضا (ع) است. (۱۷۶)
۷۰٫ ابوجعفر محمد بن عبدالرحمان بن قبه رازى ( ق‏۴ ) : ثقه (۱۷۷) و از متکلمان حاذق و عظیم القدر و همچنین شیخ امامیه درزمان خودش بوده است. (۱۷۸) در مباحثات کلامى ، قوى بوده است . ابتدا معتزلى بوده و سپس مذهب امامیه را اختیار کرده است. (۱۷۹) وى صاحب کتبى است که از آنهاست : ( الانصاف فى الامامه ) ، (التعریف ( الرد ) على الزیدیه ) ، ( الرد على ابى على الجبائى) ( المساله المفرده فى الامامه ) ، ( المستثبت ) ، ( نقض کتاب‏ابى القاسم البلخى ). (۱۸۰)
راوى بنام ، ابوالحسین ، از ثقات نقل مى کند که کتاب ابوجعفررا نزد ابوالقاسم بلخى بردم ; نقض بر آن نوشت. به رى آمدم ونقض را به ابوجعفر دادم و او نقضى بر آن نقض نوشت. سپس دوباره‏نقض وى را به بلخى باز گرداندم ; نقضى بر آن نوشت. وقتى به رى‏باز گشتم ، ابوجعفر فوت کرده بود. (۱۸۱)
۷۱٫ ابوجعفر محمد بن على بن حسین بن موسى بن بابویه قمى (ق‏۴ ) : ثقه ، جلیل القدر ، حافظ احادیث‏بسیار ، بصیر به علم‏رجال و نقاد خبر بوده است و در کثرت علم و حفظ احادیث در میان‏قمى ها مانند نداشته است. (۱۸۲)
سال ولادت وى در کتب نیامده ; اما گمان مى رود که در دهه اول‏قرن چهارم و به قولى سال ۳۰۶ق ، بوده است. پدرش ، از علماى‏بزرگ و از متقى ترین مردم زمان خود بود. او و پدرش هر دو به (صدوق ) و ( ابن بابویه ) مشهور بوده اند ; اما متاخران ، پدررا ( صدوق اول ) و ( ابن بابویه قمى ) ( مدفون قم ) خوانده اند
وى در سال ۳۳۸ق ، به دعوت اهالى رى از قم بدان جا هجرت کرد (که نشان از رشد و گسترش تفکر شیعى در آن شهر دارد ) و ، تا سال‏۳۵۲ق ، در رى سکونت داشت و سپس از ملک رکن الدوله بویه براى‏زیارت امام رضا ( ع ) اجازه گرفته ، به خراسان رفت ; از طوس به‏نیشابور سفر کرد و از تمام مشایخ آنجا استماع حدیث نمود. درهمان سال ، به بغداد رفته ، از تمام مشایخ آن شهر نیز استماع‏حدیث کرد. سپس در سال ۳۵۴ق ، وارد کوفه شد و از مشایخ آنجانیز حدیث‏شنود و به قصد حج ، راهى حرمین شد و پس از سفر حج نیزبه همدان رفت و از شیوخ تمامى این شهرها اخذ حدیث کرد. (۱۸۳)
ابوجعفر در سال ۳۵۵ق ، بار دیگر به بغداد رفت. ابن داوود وعلامه حلى نوشته اند که در این سال ، تمام شیوخ امامیه دربغداد از او استماع حدیث کردند. (۱۸۴) در سالهاى ۳۶۷ و ۳۶۸ق ،دوبار به زیارت امام رضا ( ع ) رفت و سپس در سفرش به ماوراءالنهر ، در بلخ و سرخس و ایلاق ، توقف نمود و از مشایخ این‏شهرها حدیث‏شنید .
کتابهاى تالیفى او را حدود سیصد جلد نوشته اند. (۱۸۵) کثرت‏مسافرتها و کتب او ، نشانى از روح بلند و همت عالى و کم نظیراو دارد. فهرست کتابهاى او در ( الرجال ) نجاشى (۱۸۶) (الفهرست) شیخ طوسى (۱۸۷) آمده است. ابوجعفر صدوق به سال ۳۸۱ق ، وفات‏یافت. (۱۸۸)
۷۲٫ محمد بن عقیل کلینى ( ق‏۳ ) : مجهول و از مشایخ کلینى‏است. (۱۸۹)
۷۳٫ محمد بن محمد بن عاصم کلینى ( ق‏۴ ) : مجهول ، از راویان‏کلینى و از مشایخ شیخ صدوق است ( صدوق ، روایات کلینى را به‏واسطه او نقل مى‏کند ). (۱۹۰)
۷۴٫ محمد بن هیثم عجلى رازى ( ق‏۳ ) : ثقه و اهل رى است. اوپدر احمد و پدر بزرگ حسن ، از علماى ثقه امامیه است. (۱۹۱)
۷۵٫ محمد بن یزداد رازى ( ق‏۳ ) : حسن (۱۹۲) و از اصحاب امام‏عسکرى ( ع ) (۱۹۳) بوده و روایات قابل قبولى دارد. (۱۹۴)
۷۶٫ ابو جعفر محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینى ( ق‏۳و۴ ) : ثقه‏شیخ و بزرگ امامیه در زمان خود و در علم حدیث ، موثق ترین ودر ثبت آن ، دقیق ترین فرد بوده است. (۱۹۵)
کلینى ، صاحب کتابهایى است که از آن جمله است : ( الکافى ) که از ارکان چهارگانه حدیث‏شیعه است و علماى بزرگ شیعه ، درطول تاریخ ، این کتاب را بر کتب شیعه برترى داده‏اند. وى این‏کتاب را در طول بیست‏سال نوشته که مشتمل بر سه بخش ( الاصول ،الفروع ، الروضه ) است. از دیگر کتب وى است : ( الرد على‏القرامطه ) ، ( تعبیر الرویاء ) ، (۱۹۶) ( رسائل الائمه ( ع )] ،( الرجال ) ، ( ما قیل فى الائمه ( ع ) من الشعر ) (۱۹۷) است . وى در سال ۳۱۸ یا ۳۲۹ق ( سال تناثر نجوم ) ، وفات یافت. (۱۹۸)
۷۷٫ محمد بن یوسف مقرى رازى ( ق‏۳ ) : حسن است (۱۹۹) و ظاهرانجاشى به او اعتماد دارد. (۲۰۰) احمد بن محمد بن سعید به سال‏۲۸۱ق ، از او روایت مى‏کند. (۲۰۱)
۷۸٫ ابو القاسم مخلد بن موسى رازى ( ق‏۳و۴ ) : مهمل است (۲۰۲) وبا امام زمان ( ع ) مکاتبه داشته است. (۲۰۳)
۷۹٫ ابو الحسن منصور بن عباس رازى ( ق‏۳ ) : مضطرب الامر (۲۰۴) و از اصحاب امام جواد و امام هادى ( ع ) است. (۲۰۵) او صاحب‏کتاب معروف ( النوادر ) است. (۲۰۶)
۸۰٫ موسى بن ابى الحسن رازى ( ق‏۲ ) : مجهول و از اصحاب امام‏رضا (ع) است. (۲۰۷)
۸۱٫ موسى بن نصر رازى ( ق‏۲ ) : مجهول و از اصحاب امام رضا(ع) است. (۲۰۸)
۸۲٫ نعمان رازى ( ق‏۲ ) : امامى ، مجهول (۲۰۹) و از اصحاب امام‏صادق ( ع ) است. (۲۱۰)
۸۳٫ ولید بن ابان ضبى رازى ( ق‏۲ ) : امامى ، مجهول (۲۱۱) و ازاصحاب امام رضا ( ع ) است. (۲۱۲)
۸۴٫ هشام بن مثنى رازى ( ق‏۲ ) : مجهول (۲۱۳) و از اصحاب امام‏صادق ( ع ) است. (۲۱۴)
۸۵٫ یحیى بن ابى بکر رازى ( ق‏۳ ) : امامى و مجهول است. (۲۱۵) وى نابینا بوده و از اصحاب امام هادى (ع) است. (۲۱۶)
۸۶٫ ابوجعفر یحیى بن علاء بجلى رازى ( ق‏۲ ) : ثقه و اصالتاکوفى است. (۲۱۷) او از اصحاب امام صادق (ع) (۲۱۸) و صاحب کتاب‏است. (۲۱۹)
۸۷٫ یحیى بن محمد بن سدید / سیبویه رازى ( ق‏۲ ) : مجهول واز سلسله روات شیخ طوسى است. (۲۲۰)
۸۸٫ ابو زکریا یحیى بن محمد رازى : ( ق‏۲ ) : مجهول و ازسلسله روات شیخ طوسى است. (۲۲۱)
نتیجه گیرى
به نظر مى رسد فضاى مناسبى که در فاصله زمانى براندازى‏امویان و روى کار آمدن عباسیان ، قیام زید بن على ( ع ) و درپى آن ، قیام فرزندش یحیى در خراسان و حمایت گسترده ایرانیان‏از آنها ( از جمله شرکت مردمانى از رى در قیام زید (۲۲۲) ) ،تبلیغات وسیع داعیان عباسى در فراخوانى به پیروى از آل‏محمد(ص) و نهایتا قیامهاى شیعى ، همچون قیام عبدالله بن معاویه ، (۲۲۳) زمینه بسیار مساعدى را براى گسترش تشیع در ایران فراهم‏آورد. رى نیز از این قاعده مستثنا نبود و ارتباط و پیونداهالى رى با ائمه امامیه ( ع ) که در زمان امام باقر ( ع ) باوجود یک صحابى رازى ایجاد گردیده بود ، در سطح وسیعترى ادامه‏یافت و در زمان امام صادق ( ع ) تعداد صحابیان رازى به ده تن‏رسید که نشان از نفوذ تشیع در این شهر و پیدایش زمینه نشرافکار امامیه دارد .
گزارشى از وجود حاکمى شیعى مذهب در رى در عصر امام کاظم (ع) که شیعیان آن حضرت را تحت‏حمایت‏خود داشته است ، در کتاب (قضاء حقوق المومنین ) ، تالیف قرن ششم هجرى وجود دارد. (۲۲۴) هرچند در این کتاب ، نام این حاکم ذکر نگردیده ; ولى در صورت صحت‏خبر ، وجود چنین شخصى در راس حکومت‏شهر رى ، مى توانسته به‏پیشرفت فزاینده تشیع در این شهر ، بسیار کمک کند و موقعیت‏مطلوبى را براى شیعیان فراهم آورد .
مجموعا پنج نفر از صحابیان امام کاظم ( ع ) ، رازى هستند که‏با توجه به محدودیت ها و فضاى بسته سیاسى زمان و نوپایى نهال‏تشیع در رى ، منطقى به نظر مى رسد. با ورود امام رضا ( ع ) به‏ایران و تصدى ولایت عهدى مامون و حمایت آشکار مامون از عقایدمعتزلى و شیعى ، تشیع در تمامى مناطق ایران رشد و گسترش یافت . وجود یازده صحابى رازى در جمع اصحاب امام رضا ( ع ) ، زمینه‏مساعدى را براى نشر احادیث آن امام در رى فراهم ساخت و ارتباط‏این شهر را با ائمه ( ع ) ، به اوج خود رسانید .
در میان اصحاب جواد الائمه ( ع ) به نه صحابى رازى بر مى‏خوریم. پیوستگى ارتباطات اهل رى با ائمه ( ع ) در زمان امام‏هادى ( ع ) به عمق یافتن اعتقادات شیعیان رى و استوارى تشیع‏امامیه در این شهر انجامید. از بین صحابیان امام هادى ( ع ) ،ده نفر رازى هستند که با احتساب عبدالعظیم حسنى ( که پناهنده‏شدن وى به این شهر ، خود نشان از وجود یارانى وفادار به او وهمچنین پایگاه قابل اعتماد شیعیان در این شهر دارد ) به یازده‏نفر مى رسد. وجود یکى از نواب و وکلاى مورد وثوق امام هادى(ع) در رى ، خود دلیلى بر این مدعاست .
در زمان امام عسکرى ( ع ) که به واسطه گسترش تشیع در جهان‏اسلام ، امام شدیدا تحت نظر بودند ( و حتى معتمد عباسى سعى‏داشت‏با کشتن فرزندى که قرار بود براى امام به دنیا بیاید ،ریشه امامت را خشک کند ) تعداد صحابیان رازى امام به شش نفر مى‏رسد. در زمان غیبت صغراى امام زمان ( عج ) نیز دو تن که یکى‏از نواب و وکلاى امام زمان است ( با نام محمد بن جعفر اسدى ) ودیگرى از مکاتبه کنندگان با امام ( با نام مخلد بن موسى رازى ) ارتباط مستقیمى با ناحیه مقدسه داشته‏اند .
در مجموع ، شهر رى با احتساب ۴۴ صحابى ، بعد از شهر قم باحدود ۱۴۰ صحابى ، (۲۲۵) بالاترین ارتباط و پیوند را با ائمه‏امامیه ( ع ) در سرزمین‏هاى شرقى خلافت داراست. (۲۲۶) شایدبتوان گفت که علت اصلى نسبتهاى ناصبى گرى و افراطى گرى که به‏مردمان رى در قرون مورد بحث داده مى شود ، نزدیکى این شهر به‏قم ( پایگاه تشیع ) بوده است ; چرا که در کنار مرکز جهان تشیع‏در قرن سوم ، وجود شهرى که مردم آن غالبا سنى مذهب بوده‏اند ،بیشتر نمود داشته تا شهرهاى بزرگ دیگر که از مرکز تشیع ، دوربوده‏اند .
اما از لحاظ روند تکوین و گسترش تشیع امامیه در شهر رى ، باتکیه بر شمار محدثان در قرون یک ، دو ، سه و چهار ، باید گفت : در قرن اول هجرى ، هیچ نشانى از تشیع در رى وجود ندارد ; امااز مجموع ۸۸ نفر محدثان و صحابیان اهل رى ، سى نفر ( ۰۹/۳۴درصد ) متعلق به قرن دوم هجرى ، ۳۱ نفر ( ۲۲/۳۵درصد ) متعلق به قرن سوم هجرى و ۲۵ نفر ( ۴۰/ ۲۸درصد ) متعلق به قرن‏چهارم هجرى هستند ( رجوع شود به نمودار آتى ). (۲۲۷)
از لحاظ میزان اعتبار عقیدتى و علمى و التزام محدثان وعالمان قمى به مذهب امامیه ، در قرون مذکور ، وضعیت‏بدین قراراست : از مجموع ۸۸ محدث ، شانزده نفر ثقه ( ۱۸/۱۸درصد ) ،پانزده نفر حسن ( ۰۴/۱۷درصد ) ، یک نفر امامى ممدوح ( ۱۳/۱درصد ) ، پنج نفر ممدوح ( ۶۸/۵درصد ) ، دو نفر شیخ الامامیه( ۲۷/۲درصد ) ، یک نفر متقى و نیک ( ۱۳/۱درصد ) ، یک نفرفقیه و فاضل و عالم ( ۱۳/۱درصد ) ، هفت نفر امامى و مجهول (۹۵/۷درصد ) ، نوزده نفر مجهول ( ۵۹/۲۱درصد ) ، پنج نفرضعیف ( ۶۸/۵درصد ) چهار نفر مهمل ( ۵۴/۴درصد ) ، دو نفرغالى ( ۲۷/۲درصد ) ، یک نفر مضطرب الامر ( ۱۳/۱درصد ) ، یک‏نفر رافضى ( ۱۳/۱درصد ) ، یک نفر کاذب ( ۱۳/۱درصد ) .
________________________________
۱٫ فرهنگ فارسى ، محمد معین ، چاپ هشتم ، امیرکبیر ، ۱۳۷۱ ،ذیل ( رى ) .
۲٫ تاریخ یعقوبى ، ابن واضح یعقوبى ، چاپ پنجم ، علمى وفرهنگى ، ۱۳۶۶ ، ج‏۲ ، ص‏۴۶ .
۳٫ فتوح البلدان ، بلاذرى ، ترجمه : محمد توکل ، چاپ اول ،نقره ، ص‏۴۴۵ .
۴٫ همان ، ص‏۴۴۹ .
۵٫ مختصر کتاب البلدان ، ابن فقیه ، افست از طبع لیدن ،دارصادر ، بیروت ، ۱۳۰۲ق ، ص‏۲۷۰-۲۷۱ .
۶٫ احسن التقاسیم فى معرفه الاقالیم ، مقدسى ، ترجمه : علینقى منزوى ، چاپ اول ، شرکت مولفان و مترجمان ایران ، ۱۳۶۱ش ج‏۲ ، ص‏۵۷۵ .
۷٫ مسالک و ممالک ، اصطخرى ، به اهتمام : ایرج افشار ، چاپ‏سوم ، علمى و فرهنگى ، ۱۳۶۸ ، ص‏۱۶۶-۱۶۷ .
۸٫ احسن التقاسیم ، ج‏۲ ، ص‏۵۸۲-۵۸۳ .
۹٫ المسالک و الممالک ، ابن خردادبه ، ترجمه : حسین قره‏جانلو ، چاپ اول ، نشر نو ، ۱۳۷۰ ، ص‏۱۴۷ .
۱۰٫ احسن التقاسیم ، ج‏۲ ، ص‏۵۸۲-۵۸۳ .
۱۱٫ فتوح البلدان ، ص‏۴۵۰ ; المسالک والممالک ، ابن خردادبه‏ص‏۲۸ .
۱۲٫ صوره الارض ، ابن حوقل ، الطبعه الثانیه ، دارصادر ،بیروت ، ص‏۳۷۱ .
۱۳٫ مسالک و ممالک ، ص‏۱۶۷ .
۱۴٫ مختصر کتاب البلدان ، ص‏۲۷۴ .
۱۵٫ مسالک و ممالک ، ص‏۱۷۱ .
۱۶٫ معجم البلدان ، یاقوت حموى ، تحقیق : فرید عبدالعزیزالجندى ، دارالکتب العلمیه ، ج‏۲ ، ص‏۵۰۶ ، ۵۵۰ و ۵۵۱ .
۱۷٫ قصص العلماء ، محمد تنکابنى ، چاپ دوم ، علمیه اسلامیه‏۱۳۶۴ ، ص‏۳۹۶-۳۹۷ .
۱۸٫ معجم البلدان ، ج‏۴ ، ص‏۵۸-۵۹ .
۱۹٫ رى باستان ، حسین کریمان ، انتشارات دانشگاه شهید بهشتى‏۱۳۷۱ ، ج‏۲ ، ص‏۵۷۶ و ۶۲۶ .
۲۰٫ لسان المیزان ، ابن حجر العسقلانى ، حققه وعلق علیه : محمد عبدالرحمان المرعشلى ، الطبعه الاولى ، داراحیاء التراث‏العربى ، بیروت ، ۱۹۹۵م ، ج‏۱ ، ص‏۱۲۴ .
۲۱٫ تهذیب الاحکام ، محمد بن حسن الطوسى ، حققه وعلق علیه : سید حسن الخرسان ، الطبعه الثالثه ، دارالاضواء ، بیروت ، ج‏۶ ،ص‏۴۰ .
۲۲٫ الکافى ، محمد بن یعقوب الکلینى ، صححه و علق علیه : على اکبر الغفارى ، دارالاضواء ، بیروت ، ۱۴۰۵ق ، ج‏۵ ، ص‏۱۵۹ ;جامع الرواه ، الاردبیلى ، منشورات مکتبه آیه الله المرعشى‏النجفى ، ج‏۲ ، ص‏۴۲۹ .
۲۳٫ الکافى ، ج‏۲ ، ص‏۱۴ ; معجم رجال الحدیث ، ابوالقاسم‏الخوئى ، الطبعه الثالثه ، بیروت ، ۱۴۰۳ق ، ج‏۲۱ ، ص‏۲۴-۲۵ .
۲۴٫ مسند الامام الهادى ( ع ) ، عزیزالله العطاردى ،الموتمر العالمى للامام الرضا ( ع ) ، ۱۴۱۰ق ، ص‏۳۱۲ .
۲۵٫ معجم رجال الحدیث ، ج‏۲۲ ، ص‏۱۲۳ .
۲۶٫ التهذیب ، محمد بن حسن الطوسى ، ج‏۶ ، ص‏۱۷۱ ; مسندالامام الرضا ( ع ) ، عزیزالله العطاردى ، منشورات الموتمرالعالمى للامام الرضا ( ع ) ، ۱۴۰۶ق ، ج‏۲ ، ص‏۵۱۵ ; معجم رجال‏الحدیث ، ج‏۲ ، ص‏۱۲۷ .
۲۷٫ الفهرست ، محمد بن حسن الطوسى ، منشورات الشریف الرضى ،قم ، ص‏۱۹۰ ; رجال ابن داوود ، منشورات جامعه طهران ، ۱۳۴۲ش ،ص‏۴۰۱ ; رجال العلامه الحلى ، صححه : السید محمد صادق بحرالعلوم، الطبعه الثانیه ، منشورات المطبعه الحیدریه ، النجف ، ۱۳۸۱ق/ ۱۹۱۶م ، ص‏۱۸۸ .
۲۸٫ الفهرست ، الطوسى ، ص‏۱۹۰ .
۲۹٫ رجال الطوسى ، منشورات الشریف الرضى ، قم ، ۱۳۸۰ق/۱۹۶۱م ، ص‏۵۱۹ ; رجال ابن داوود ، ص‏۴۹۸ و ۵۶۸ ; رجال العلامه ،ص‏۲۶۸ .
۳۰٫ فهرست اسماء مصنفى الشیعه ( رجال النجاشى ) ، محمد بن‏على النجاشى ، منشورات جماعه المدرسین بقم المشرفه ، ص‏۴۵۶ ;مجمع الرجال ، القهپائى ( کوهپایى اصفهانى ) ، صححه و علق علیه: السید ضیاء الدین العلامه ، اصفهان ، سنه ۱۳۸۴ق ، ج‏۱ ، ص‏۱۲۹; رجال العلامه ، ص‏۲۵۶ .
۳۱٫ الکافى ، ج‏۱ ، ص‏۱۱ .
۳۲٫ مسند الامام الهادى ( ع ) ، عزیزالله العطاردى ، ص‏۳۱۷ .
۳۳٫ الکافى ، ج‏۶ ، ص‏۱۲۹ ; اعیان الشیعه ، السید محسن الامین، حققه واخرجه : حسن امین ، دارالتعارف للمطبوعات ، بیروت‏۱۴۰۳ق ، ج‏۲ ، ص‏۴۴۱ ; معجم رجال الحدیث ، ج‏۲۲ ، ص‏۷۹۷۸ .
۳۴٫ همان ، ص‏۲۳ ; اعیان الشیعه ، ج‏۲ ، ص‏۴۴۵ ; معجم رجال‏الحدیث ، ج‏۲۲ ، ص‏۸۴ .
۳۵٫ تنقیح المقال ، المامقانى ، چاپ سنگى ، ۱۳۴۹ق ، ج‏۱ ، ص‏۸٫
۳۶٫ رجال ابن داوود ، ص‏۲۳ .
۳۷٫ رجال الطوسى ، ص‏۴۳۸ ; جامع الرواه ، ج‏۱ ، ص‏۴۰ .
۳۸٫ رجال العلامه ، ص‏۱۸ .
۳۹٫ رجال الطوسى ، ص‏۴۱۰ ; رجال ابن داوود ، ص‏۲۳ ; رجال‏العلامه ، ص‏۱۴ ; مسند الامام الهادى ( ع ) ، عزیزالله العطاردى، ص‏۳۲۰ .
۴۰٫ تنقیح المقال ، ج‏۱ ، ص‏۸ .
۴۱٫ الرجال ، الطوسى ، ص‏۴۴۴ ; الرجال ، ابن داوود ، ص‏۲۵ .
۴۲٫ الرجال ، الطوسى ، ص‏۴۴۴ .
۴۳٫ لسان المیزان ، ابن حجر ، ج‏۱ ، ص‏۳۵۲ .
۴۴٫ معجم رجال الحدیث ، ج‏۲ ، ص‏۱۶۴ .
۴۵٫ لسان المیزان ، ج‏۱۰ ، ص‏۳۵۲ .
۴۶٫ الرجال ، الطوسى ، ص‏۴۵۵ .
۴۷٫ رجال النجاشى ، ص‏۹۶ ، رجال ابن داوود ، ص‏۳۸۷ و ۴۲۰ ;مجمع الرجال ، ج‏۱ ، ص‏۱۲۶ .
۴۸٫ الفهرست ، الطوسى ، ص‏۳۰ .
۴۹٫ رجال النجاشى ، ص‏۹۶ ، الفهرست ، الطوسى ، ص‏۳۰ ; رجال‏العلامه ، ص‏۳۰۸ .
۵۰٫ لسان المیزان ، ابن حجر ، ج‏۱ ، ص‏۴۶۱ .
۵۱٫ معجم رجال الحدیث ، الخوئى ، ج‏۲ ، ص‏۳۲۳ .
۵۲٫ تنقیح المقال ، ج‏۱ ، ص‏۱۷ .
۵۳٫ رجال الطوسى ، ص‏۱۰۷ .
۵۴٫ تنقیح المقال ، ج‏۱ ، ص‏۲۱ .
۵۵٫ رجال النجاشى ، ص‏۱۰۹ ; رجال العلامه ، ص‏۲۰۷ .
۵۶٫ رجال الطوسى ، ص‏۳۷۰ ; رجال البرقى ، منشورات جامعه‏طهران ، ۱۳۴۲ش ، ص‏۵۵ .
۵۷٫ رجال ابن داوود ، ص‏۷۲ .
۵۸٫ همان ، ص‏۵۴۳۵۳۲ .
۵۹٫ رجال النجاشى ، ص‏۱۰۹ ; مجمع الرجال ، ص‏۲۷۴ ، رجال‏العلامه ، ص‏۲۰۷ .
۶۰٫ الفهرست ، الطوسى ، ص‏۳۹ .
۶۱٫ رجال النجاشى ، ص‏۱۰۹ .
۶۲٫ تنقیح المقال ، ج‏۱ ، ص‏۲۶ .
۶۳٫ رجال النجاشى ، ص‏۱۲۳ ; تنقیح المقال ، ج‏۱ ، ص‏۲۱۳ .
۶۴٫ تنقیح المقال ، ج‏۱ ، ص‏۲۷ .
۶۵٫ اعیان الشیعه ، ج‏۴ ، ص‏۱۵۰ ; معجم رجال الحدیث ، ج‏۴ ،ص‏۱۰۲-۱۰۳ .
۶۶٫ رجال النجاشى ، ص‏۱۲۶ ; رجال ابن داوود ، ص‏۹۰ ; رجال‏العلامه ، ص‏۳۳ .
۶۷٫ همان ، ص‏۶۵ ; رجال ابن داوود ، ص‏۱۰۳ ; رجال العلامه ،ص‏۴۴ .
۶۸٫ همان ، ص‏۶۵ .
۶۹٫ تنقیح المقال ، ج‏۱ ، ص‏۳۰ .
۷۰٫ رجال البرقى ، ص‏۵۲ .
۷۱٫ رجال الطوسى ، ص‏۴۰۰ ; رجال النجاشى ، ص‏۶۰ ; مجمع الرجال‏ج‏۲ ، ص‏۱۸۸ ; رجال العلامه،ص‏۲۱۴;رجال ابن داوود ، ص‏۴۴ .
۷۲٫ الفهرست ، الطوسى ، ص‏۵۳ .
۷۳٫ جامع الرواه ، ج‏۱ ، ص‏۲۵۳ .
۷۴٫ مسند الامام الرضا ( ع ) ، ج‏۲ ، ص‏۵۲۵ ; جامع الرواه ،ج‏۱ ، ص‏۲۰۶ .
۷۵٫ تنقیح المقال ، ج‏۱ ، ص‏۳۷ .
۷۶٫ رجال الطوسى ، ص‏۴۶۲ ; رجال ابن داوود ، ص‏۱۱۱ .
۷۷٫ تنقیح المقال ، ج‏۱ ، ص‏۳۱۵ .
۷۸٫ علل الشرائع ، محمد بن على الصدوق ، قدم له : السیدمحمدصادق بحر العلوم، منشورات المکتبه الحیدریه، النجف، ۱۳۸۵ق ، ص‏۶۹ .
۷۹٫ تنقیح المقال ، ج‏۱ ، ص‏۳۹ .
۸۰٫ رجال الطوسى ، ص‏۳۷۳ .
۸۱٫ تنقیح المقال ، ج‏۱ ، ص‏۴۰ .
۸۲٫ رجال الطوسى ، ص‏۴۶۲ ; رجال ابن داوود ، ص‏۱۰۴ .
۸۳٫ تنقیح المقال ، ج‏۱ ، ص‏۴۱ .
۸۴٫ معجم رجال الحدیث ، ج‏۶ ، ص‏۷۴ .
۸۵٫ تنقیح المقال ، ج‏۱ ، ص‏۴۱ .
۸۶٫ مسند الامام الکاظم ( ع ) ، عزیزالله العطاردى ، الطبعه‏الاولى ، منشورات الموتمرالعالمى للامام‏الرضا(ع) ، ۱۴۰۹ق‏ج‏۳ ، ص‏۳۶۶ .
۸۷٫ مسند الامام الصادق ( ع ) ، الکفائى ، منشورات مطبعه‏الاداب ، ۱۳۸۰ق/۱۹۶۱م ، ص‏۳۳۳ .
۸۸٫ معجم رجال الحدیث ، ج‏۶ ، ص‏۱۱۳-۱۱۴ .
۸۹٫ تنقیح المقال ، ج‏۱ ، ص‏۵۳ .
۹۰٫ رجال ابن داوود ، ص‏۱۴۹ .
۹۱٫ اختیار معرفه الرجال ( رجال الکشى ) ، محمد بن حسن‏الطوسى ، صححه وعلق علیه : حسن المصطفوى ، منشورات جامعه طهران‏۱۳۴۱ش ، ص‏۵۷۹ ; رجال ابن داوود ، ص‏۴۰۸-۴۰۹ ; رجال العلامه ،ص‏۷-۱۹ .
۹۲٫ رجال الطوسى ، ص‏۴۰۱ ; رجال الکشى ، ص‏۵۶۶ .
۹۳٫ رجال الطوسى ، ص‏۴۱۶ ; رجال الکشى ، ص‏۵۶۶ ; رجال البرقى‏ص‏۵۸ .
۹۴٫ مسند الامام العسکرى ( ع ) ، عزیزالله العطاردى ،منشورات الموتمر العالمى للامام الرضا (ع) ، ۱۴۱۰ق ، ص‏۳۱۶-۳۱۷
۹۵٫ رجال النجاشى ، ص‏۱۸۵ ; رجال العلامه ، ص‏۲۲۸ .
۹۶٫ رجال الطوسى ، ص‏۴۱۶ .
۹۷٫ الفهرست ، الطوسى ، ص‏۸۰ .
۹۸٫ رجال النجاشى ، ص‏۱۸۵ ; مجمع الرجال ، ج‏۳ ، ص‏۱۸۰ .
۹۹٫ رجال العلامه ، ص‏۲۲۸ ; رجال النجاشى ، ص‏۱۸۵ .
۱۰۰٫ الفهرست ، الطوسى ، ص‏۸۰ .
۱۰۱٫ تنقیح المقال ، ج‏۲ ، ص‏۱۹۸ .
۱۰۲٫ رجال الطوسى ، ص‏۴۰۲ .
۱۰۳٫ همان ، ص‏۴۱۶ .
۱۰۴٫ همان ، ص‏۴۳۲ .
۱۰۵٫ رجال النجاشى ، ص‏۱۹۸ ; رجال العلامه ، ص‏۲۵ و ۲۳۰ .
۱۰۶٫ مجمع الرجال ، ج‏۳ ، ص‏۲۰۳ .
۱۰۷٫ رجال الکشى ، ص‏۵۶۶ .
۱۰۸٫ الفهرست ، الطوسى ، ص‏۸۴ ; رجال النجاشى ، ص‏۱۹۸ .
۱۰۹٫ رجال ابن داوود ، ص‏۲۲۶ .
۱۱۰٫ رجال الطوسى ، ص‏۴۱۷ .
۱۱۱٫ الفهرست ، الطوسى ، ص‏۱۲۱ .
۱۱۲٫ رجال النجاشى ، ص‏۲۴۷ ۲۴۸ .
۱۱۳٫ همان ، ص‏۲۴۹ .
۱۱۴٫ الفهرست ، الطوسى ، ص‏۱۲۱ .
۱۱۵٫ رجال العلامه ، ص‏۱۳۰ ; رجال النجاشى ، ص‏۲۴۷ .
۱۱۶٫ همان ، ص‏۲۳۸ ; تنقیح المقال ، ج‏۲ ، ص‏۱۶۷ .
۱۱۷٫ رجال النجاشى ، ص‏۳۴۸ ; معجم رجال الحدیث ، ج‏۱۰ ، ص‏۱۰۶
۱۱۸٫ رجال الطوسى ، ص‏۴۰۳ .
۱۱۹٫ رجال ابن داوود ، ص‏۲۱۲ .
۱۲۰٫ رجال النجاشى ، ص‏۲۲۸ .
۱۲۱٫ التهذیب ، ج‏۹ ، ص‏۱۲۶ .
۱۲۲٫ تنقیح المقال ، ج‏۱ ، ص‏۱۰۲ .
۱۲۳٫ رجال الطوسى ، ص‏۲۶۴ .
۱۲۴٫ تنقیح المقال ، ج‏۱ ، ص‏۱۰۴ .
۱۲۵٫ معجم رجال الحدیث ، ج‏۲ ، ص‏۱۶ و ج‏۱۱ ، ص‏۱۶۶ .
۱۲۶٫ تنقیح المقال ، ج‏۲ ، ص‏۲۵۶ .
۱۲۷٫ همان ، ج‏۲ ، ص‏۲۹۵ .
۱۲۸٫ عیون اخبار الرضا ( ع ) ، محمد بن على الصدوق ، صححه : مهدى الحسینى اللاجوردى ، جهان ، ص‏۶۴ .
۱۲۹٫ تنقیح المقال ، ج‏۲ ، ص‏۱۲۵و۲۵۹ ; عیون اخبار الرضا ( ع‏ص‏۱۳۸ .
۱۳۰٫ رجال النجاشى ، ص‏۲۵۵ ; مجمع الرجال ، ج‏۴ ، ص‏۲۰۳ ; رجال‏ابن داوود ، ص‏۵۴و۸۴ ; رجال العلامه ، ص‏۲۸۴ .
۱۳۱٫ مجمع الرجال ، ج‏۴ ، ص‏۲۰۳ ; رجال العلامه ، ص‏۲۸۴ .
۱۳۲٫ رجال النجاشى ، ص‏۲۵۵ .
۱۳۳٫ تنقیح المقال ، ج‏۱ ، ص‏۱۰۸ .
۱۳۴٫ مسند الامام الکاظم ( ع ) ، عزیزالله العطاردى ، ج‏۳ ،ص‏۴۷۰ ; معجم رجال الحدیث ، ج‏۱۲ ، ص‏۹۲ .
۱۳۵٫ تنقیح المقال ، ج‏۲ ، ص‏۲۹۷ .
۱۳۶٫ رجال النجاشى ، ص‏۲۶۰ ; رجال ابن داوود ، ص‏۴۸ ; رجال‏العلامه ، ص‏۱۰۰ .
۱۳۷٫ طبقات اعلام الشیعه ، آقا بزرگ الطهرانى ، تحقیق : علینقى منزوى ، منشورات دارالکتاب العربى،۱۳۹۰ق ، ج‏۱ .
۱۳۸٫ الکافى ، ج‏۵ ، ص‏۵۴۱ .
۱۳۹٫ رجال النجاشى ، ص‏۲۶۰ .
۱۴۰٫ الکامل فى التاریخ ، ابن اثیر ، تحقیق مکتب التراث ،الطبعه الرابعه ، منشورات‏التاریخ العربى، بیروت، ۱۴۱۴ق ، ج‏۸ص‏۳۴۶ .
۱۴۱٫ تنقیح المقال ، ج‏۱ ، ص‏۱۱۰ .
۱۴۲٫ معجم رجال الحدیث ، ج‏۱۲ ، ص‏۲۱۶ .
۱۴۳٫ تنقیح المقال ، ج‏۱ ، ص‏۱۰۶ .
۱۴۴٫ الفهرست ، الطوسى ، ص‏۱۰۰ ; رجال ابن داوود ، ص‏۲۴۷ ;معجم رجال الحدیث ، ج‏۱۲ ، ص‏۱۰ .
۱۴۵٫ مسند الامام الکاظم ( ع ) ، ج‏۳ ، ص‏۴۸۳ .
۱۴۶٫ تنقیح المقال ، ج‏۱ ، ص‏۱۲۰ .
۱۴۷٫ رجال ابن داوود ، ص‏۲۶۸ .
۱۴۸٫ رجال الطوسى ، ص‏۲۵۷ .
۱۴۹٫ الکافى ، ج‏۱ ، ص‏۴۸۵ .
۱۵۰٫ تنقیح المقال ، ج‏۱ ، ص‏۱۳۱ .
۱۵۱٫ رجال الطوسى ، ص‏۴۹۶ ، رجال ابن داوود ، ص‏۲۹۰ ، رجال‏العلامه ، ص‏۱۴۸ .
۱۵۲٫ تنقیح المقال ، ج‏۱ ، ص‏۱۳۱ .
۱۵۳٫ رجال الطوسى ، ص‏۴۰۷ ، رجال البرقى ، ص‏۵۷ ، معجم رجال‏الحدیث ، ج‏۱۴ ، ص‏۲۴۳ .
۱۵۴٫ معجم رجال الحدیث ، ج‏۱۵ ، ص‏۳۲۷ و ج‏۱۶ ، ص‏۱۰ .
۱۵۵٫ مشایخ فقه و حدیث ، عزیزالله العطاردى ، چاپ اول ،عطارد ، ۱۳۷۳ش ، ص‏۱۴۱ ۱۵۸ ; معجم رجال الحدیث ، ج‏۱۶ ، ص‏۹ .
۱۵۶٫ لسان المیزان ، ج‏۵ ، ص‏۷۰۳ .
۱۵۷٫ تنقیح المقال ، ج‏۲ ، ص‏۸۲ .
۱۵۸٫ الکافى ، ج‏۴ ، ص‏۱۶۹ .
۱۵۹٫ تنقیح المقال ، ج‏۱ ، ص‏۱۳۳ .
۱۶۰٫ رجال النجاشى ، ص‏۳۹۴ ; رجال ابن داوود ، ص‏۳۰۰ .
۱۶۱٫ رجال النجاشى ، ص‏۳۹۴ .
۱۶۲٫ لسان المیزان ، ج‏۵ ، ص‏۷۶۲ .
۱۶۳٫ رجال النجاشى ، ص‏۳۷۳ ; رجال ابن داوود ، ص‏۳۲ ،ص‏۵۰۱و۵۴۹ ; رجال العلامه ، ص‏۱۶۰ .
۱۶۴٫ رجال الطوسى ، ص‏۴۹۶ ; رجال ابن داوود ، ص‏۳۰۲ .
۱۶۵٫ رجال البرقى ، ص‏۲۰ .
۱۶۶٫ رجال النجاشى ، ص‏۳۷۳ ; رجال العلامه ، ص‏۲۷۵ .
۱۶۷٫ الفهرست ، طوسى ، ص‏۱۵۱ .
۱۶۸٫ رجال النجاشى ، ص‏۳۷۳ .
۱۶۹٫ همان ، ص‏۳۳۸ ; رجال ابن داوود ، ص‏۵۰۲-۵۴۷ ; رجال الطوسى‏ص‏۵۰۶ ; رجال العلامه ، ص‏۲۵۵ .
۱۷۰٫ رجال الطوسى ، ص‏۴۲۵ .
۱۷۱٫ الفهرست ، الطوسى ، ص‏۱۴۷ .
۱۷۲٫ رجال النجاشى ، ص‏۳۳۸ .
۱۷۳٫ التهذیب ، ج‏۶ ، ص‏۲۰ .
۱۷۴٫ تنقیح المقال ، ج‏۱ ، ص‏۱۳۶ .
۱۷۵٫ رجال الطوسى ، ص‏۴۲۴ .
۱۷۶٫ همان ، ص‏۳۸۹ .
۱۷۷٫ تنقیح المقال ، ج‏۱ ، ص‏۱۳۹ .
۱۷۸٫ رجال العلامه ، ص‏۱۴۳ .
۱۷۹٫ الفهرست ، الطوسى ، ص‏۱۳۲ ; رجال النجاشى ، ص‏۳۷۵ ; رجال‏ابن داوود ، ص‏۳۲۱ .
۱۸۰٫ همان ، ص‏۱۳۲ ; رجال النجاشى ، ص‏۳۷۵ .
۱۸۱٫ رجال النجاشى ، ص‏۱۳۲ ; رجال العلامه ، ص‏۱۴۳ .
۱۸۲٫ رجال الطوسى ، ص‏۴۹۵ ; رجال ابن داوود ، ص‏۳۲۴ ; رجال‏العلامه ، ص‏۱۴۷ .
۱۸۳٫ الامالى للصدوق ، الاعلمى ، منشورات موسسه الاعلمى‏للمطبوعات، بیروت لندن،۱۹۸۰م،ص‏۵ ۸ و۱۰ ( المقدمه ) .
۱۸۴٫ رجال ابن داوود ، ص‏۳۲۴ ; رجال العلامه ، ص‏۱۴۷ .
۱۸۵٫ الفهرست ، طوسى ، ص‏۱۵۶ ; رجال النجاشى ، ص‏۳۸۹ ; رجال‏ابن داوود ، ص‏۳۲۴ ; رجال العلامه ، ص‏۱۴۷ .
۱۸۶٫ رجال النجاشى ، ص‏۳۹۲۳۸۹ .
۱۸۷٫ الفهرست ، الطوسى ، ص‏۱۵۷ .
۱۸۸٫ رجال ابن داوود ، ص‏۳۲۴ .
۱۸۹٫ الکافى ، ج‏۴ ، ص‏۲۲۴ .
۱۹۰٫ عیون اخبار الرضا ( ع ) ، ص‏۱۲۰ .
۱۹۱٫ معجم رجال الحدیث ، ج‏۱۸ ، ص‏۳۴۵ .
۱۹۲٫ تنقیح المقال ، ج‏۱ ، ص‏۱۴۶ .
۱۹۳٫ رجال الطوسى ، ص‏۴۳۶ .
۱۹۴٫ رجال الکشى ، ص‏۵۳۰ ; رجال ابن داوود ، ص‏۳۴۱-۳۸۸ ; رجال‏العلامه ، ص‏۱۵۳ .
۱۹۵٫ رجال الطوسى ، ص‏۴۹۵ ; رجال النجاشى ، ص‏۳۷۷ ; رجال ابن‏داوود ، ص‏۳۴۱ ; رجال العلامه ، ص‏۱۴۵ .
۱۹۶٫ الفهرست ، الطوسى ، ص‏۱۳۵ .
۱۹۷٫ رجال النجاشى ، ص‏۳۷۷ .
۱۹۸٫ الفهرست ، الطوسى ، ص‏۱۳۵ .
۱۹۹٫ تنقیح المقال ، ج‏۱ ، ص‏۱۴۷ .
۲۰۰٫ همان ، ج‏۱ ، ص‏۲۰۲ .
۲۰۱٫ معجم رجال الحدیث ، ج‏۱۸ ، ص‏۶۸ .
۲۰۲٫ تنقیح المقال ، ج‏۱ ، ص‏۱۴۷ .
۲۰۳٫ الکافى ، ج‏۴ ، ص‏۵۳۸ ; معجم رجال الحدیث ، ج‏۱۸ ، ص‏۱۶۰ ;تنقیح المقال ، ج‏۳ ، ص‏۲۰۷ .
۲۰۴٫ رجال النجاشى ، ص‏۴۱۳ ، رجال ابن داوود ، ص‏۵۲۰و۵۴۷ ;رجال العلامه ، ص‏۲۵۹ .
۲۰۵٫ معجم رجال الحدیث ، ج‏۱۸ ، ص‏۳۵۱ .
۲۰۶٫ رجال النجاشى ، ص‏۴۱۳ .
۲۰۷٫ مسند الامام الرضا ( ع ) ، ج‏۲ ، ص‏۵۵۲-۵۵۳ .
۲۰۸٫ همان جا .
۲۰۹٫ تنقیح المقال ، ج‏۳ ، ص‏۲۷۲ .
۲۱۰٫ رجال الطوسى ، ص‏۳۲۵ ; الکافى ، ج‏۲ ، ص‏۱۴ ; رجال البرقى‏ص‏۴۴ ; معجم رجال الحدیث ، ج‏۱۹ ، ص‏۱۷۰-۱۷۱ .
۲۱۱٫ تنقیح المقال ، ج‏۱ ، ص‏۱۶۰ .
۲۱۲٫ رجال الطوسى ، ص‏۳۹۴ ; رجال البرقى ، ص‏۵۴ ; مسند الامام‏الرضا (ع) ، ج‏۲ ، ص‏۵۵۳ .
۲۱۳٫ تنقیح المقال ، ج‏۱ ، ص‏۱۶۳ .
۲۱۴٫ رجال الطوسى ، ص‏۳۳۲ .
۲۱۵٫ تنقیح المقال ، ج‏۱ ، ص‏۱۶۴ .
۲۱۶٫ رجال الطوسى ، ص‏۴۲۶ .
۲۱۷٫ رجال النجاشى ، ص‏۴۴۴ ; رجال ابن داوود ، ص‏۳۷۵ ; رجال‏العلامه ، ص‏۱۸۲ .
۲۱۸٫ رجال الطوسى ، ص‏۳۳۳ ; رجال البرقى ، ص‏۳۱ .
۲۱۹٫ رجال النجاشى ، ص‏۴۴۴ .
۲۲۰٫ رجال الکشى ، ص‏۴۳۷ .
۲۲۱٫ همان ، ص‏۵۸۸ .
۲۲۲٫ مقاتل الطالبیین ، ابوالفرج الاصفهانى ، شرح و تحقیق : السید احمد صقر ، الطبعه الاولى ، منشورات الشریف الرضى ،۱۴۱۴ق ، ص‏۱۳۲ .
۲۲۳٫ نثر الدر ، ابو سعید منصور الحسینى الابى ، تحقیق : محمد على قرنه ، الهیئه المصریه العامه للکتاب ، ج‏۱ ، ص‏۴۲۷ .
۲۲۴٫ تراثنا ، السنه الاولى ، العدد الثالث ، ص‏۱۸۶-۱۸۷ .
۲۲۵٫ ( علما و خاندانهاى امامى جبال و خراسان ) ( پایان‏نامه کارشناسى ارشد تاریخ ) ، محمد حاج تقى ، پژوهشگاه علوم‏انسانى و مطالعات فرهنگى ، تهران ، زمستان. ۱۳۷۵
۲۲۶٫ شهر نیشابور که بزرگترین شهر سرزمین هاى شرقى خلافت ویکى از مهمترین مراکز فرهنگى قرون نخستین اسلامى بوده است ،بیش از بیست صحابى ندارد ( ر. ک : ( علما و خاندانهاى امامى‏جبال و خراسان )] .
۲۲۷٫ متاسفانه تاریخهاى محلى رى که مهمترین منبع اطلاعاتى‏در مورد بافت علمى شهر و نام و نشان علماى آن است ، از بین‏رفته اند. کتاب ( تاریخ رى ) شیخ منتجب الدین ، دانشمند قرن‏ششم ، کلا از بین رفته و فقط قسمتهاى کوتاهى از آن در ( طبقات‏الشافعیه ) سبکى و ( لسان المیزان ) ابن حجر آمده است ( ر. ک: مقالات تاریخى ، رسول جعفریان ، دفتر دوم ). در این مقاله‏از این مختصر استفاده شده است. لذا شاید یکى از دلایل افت‏نسبى علماى قرن چهارم نسبت‏به قرن دوم و سوم در رى ، نابودى‏منابع اطلاعاتى باشد و شاید در قرن دوم و سوم ، به دلیل پیوندعلما با ائمه ( ع ) در کتب رجالى و غیر آن ، نام ایشان بیشترمضبوط مانده است
.

برچسب ها :

نـظـرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.