شجره علمى خاندان اشعرى قم(یاران واصحاب امام جواد)

از مهم ترین رویدادهاى تاریخ تشیّع، مهاجرت اعراب اشعرى در سال ۸۲ هـ.ق . از کوفه به قم است.۱

اعراب اشعرى، طایفه اى از قبیله بنى ذخران بن وائل بن جماهر بن اشعر، از اهل یمن بودند که عده اى از آن ها اسلام آوردند و در مکه به حضرت رسول اکرم(ص) ملحق شدند. اینان در زمان فتح ایران حضور فعالى در سپاه اسلام داشتند۲ و بعد از فتوحات، در کوفه مستقر شدند تا زمانى که احوص و عبدالله، از بزرگان اشعرى، از ترس عقوبت حجّاج (به خاطر شرکت و هم کارى در قیام عبدالرحمن بن اشعث) به شهر قم مهاجرت کردند.۳ اشعرى هاى مهاجر، از شیعیان امامى بودند و توانستند در مدت کمى موقعیت خود را در قم تثبیت کنند و بر بومیان، غالب و صاحب مکنت و مال شوند. زاد و ولد بسیار آنان روز به روز شوکت و قدرت آن ها را افزایش داد. در «تاریخ قم» آمده است:
«نسل اعراب اشعرى در قم، زیاده بر شش هزار نفر رسید. عبدالله بن سعد، ۴۲ فرزند و حمزه بن البیع ۴۲ فرزند و عامر بن عمران، ۴۱ فرزند و از نسل ابوبکر و الیسع و عمران و آدم، اولاد عبدالله بن سعد، ۲۴۰۰ نفر وجود دارند واز فرزندان برادرش احوص، از دو وجود مالک بن احوص و احوص، ۱۲۰۰ شخص پیدا شده اند.»۴
اما آن چه این مقاله درمقام پاسخ گویى به آن است:
الف) احصاى کامل محدّثین خاندان اشعرى در قرون دوم، سوم و چهارم هجرى؛
ب) تبیین روند رشد و گسترش کمى و کیفى این خاندان و میزان پراکندگى آن ها در قرون دوم، سوم و چهارم هجرى؛
ج) تأثیر خاندان اشعرى بر حیات علمى شهر قم در قرون مذکور؛
د) روشن کردن اهمیت و اعتبار اشعریان در تکوین فقه و حدیث امامیه؛
و) یافتن شجره نسب هاى اشعریان در حد مقدور.
۱ـ آدم بن اسحق بن آدم بن عبدالله بن سعد اشعرى:(ق۳) (ثقه)برادرزاده زکریا بن آدم. از امامیه۵ کتاب او را احمد بن ابى عبدالله برقى و محمد بن عبد الجبار روایت مى کنند.۶
۲ـ آدم بن عبدالله بن سعد اشعرى:(ق۲) (امج)۷ پدر زکریا بن آدم و از اصحاب امام جعفر صادق(ع) است.۸
۳ـ ابراهیم بن محمد اشعرى :(ق۲) (ثقه) از اصحاب امام موسى بن جعفر(ع) و على بن موسى(ع) است.۹ او داراى کتابى است که بین او و برادرش فصل مشترک است. ۱۰ (راوى این کتاب حسن بن على بن فضال است۱۱). شیخ طوسى به اشتباه،او و برادرش را جزء کسانى مى آورد که از ائمه(ع) روایت نکرده اند، اما روایات آن ها موجود است. البته این تنها موردى نیست که شیخ طوسى چنین کارى مى کند، موارد بسیار دیگرى هم وجود دارد.۱۲
۴ـ ابراهیم بن مفضل بن قیس بن رمانه اشعرى: (ق۲) (امج) ۱۳ از اصحاب امام جعفر صادق(ع) است.۱۴
۵ـ احمد بن ابى زاهر موسى اشعرى: ابو جعفر(ق۳) (ثق) ۱۵ وى از بزرگان قم بوده است ولى احادیثى که از وى روایت شده است (سلسله اسنادش) بى عیب و نقص نیست. از اصحاب خاص وى محمد بن یحیى عطار است.۱۶ وى صاحب کتاب است از آن جمله: البداء، النوادر، صفه الرسل والانبیاء والصالحین، الزکاه، احادیث الشمس والقمر، الجمعه والعیدین، الجبر والتفویض.۱۷
۶ـ احمد بن ادریس بن احمد اشعرى: ابو على معلم (ق ۳و۴) (ثقه)، کثیر الحدیث، فقیه، صحیح الروایه، روایات وى قابل اعتماد است.۱۸ وى از اصحاب امام عسکرى(ع) است، ولى از ایشان روایت نکرده است.۱۹ تلعکبرى از وى بدون اجازه روایت مى کند.۲۰ کتاب وى النوادر است که بزرگ و سودمند است. سرانجام در راه مکه در محلى به نام قرعا (در سال ۳۰۶هـ.ق.) فوت کرد.۲۱
۷ـ احمد بن اسحاق بن عبدالله بن سعد بن مالک بن احوص اشعرى: ابو على (ق۳) (ثقه) پسر عموى زکریا بن آدم، از وکلا و سفرا و ابواب ائمه(ع)، شیخ و بزرگ قمى ها، کبیر القدر. ۲۲ وى از اصحاب ابى جعفر الشافى و ابى الحسن الثالث(ع) و از خواص اصحاب ابى محمد(ع) بوده است و از تمامى آن ها روایت نقل مى کند و از کسانى است که امام زمان(ع) را دیده است. ۲۳ توقیعى از سوى امام زمان(ع) در توثیق وى صادر شده است.۲۴
روایات چندى در رجال کشى در علو مرتب و نزد ائمه(ع) وجود دارد از آن جمله: وى قصد حج مى کند و در راه هزار دینار نیاز داشته است، امام زمان(ع) توقیعى صادر مى کند و دستور مى دهند هزار دینار را به وى بدهند و وقتى به شهرش بازگشت باز هم از جانب امام (ع) به اوپرداخت شود. در همین سفر بود که وى در حلوان وفات یافت.۲۵ از کتاب هاى بزرگ وى علل الصوم و مسائل الرجال (مسایلى که از ابى الحسن الثالث ـ ع ـ پرسیده شده است و او آن ها را جمع کرده است) است.۲۶
۸ـ احمد بن عبدالله بن عیسى بن مصقله بن سعد اشعرى:(ق۳) (ثقه) ۲۷ از اصحاب ابى جعفر الثانى(ع) و از او داراى نسخه اى است.۲۸
۹ـ احمد بن محمد بن عبید اشعرى: (ق۳) (امج) ۲۹ از اصحاب ابى جعفر الثانى(ع)۳۰ بوده است. آیه الله خوئى احتمال مى دهد وى همان احمد بن محمد بن عبیدالله باشد.۳۱
۱۰ـ احمد بن محمد بن عبیدالله اشعرى: (ق۳) (ثقه) از شیوخ و بزرگان امامیه،۳۲ از اصحاب ابى جعفر الثانى ۳۳ و ابى الحسن الثالث(ع) است. ۳۴ وى صاحب کتاب النوادر است.۳۵
۱۱ـ احمد بن محمد بن عیسى بن عبدالله بن سعد بن مالک اشعرى: ابا جعفر (ق۲و۳) (ثقه) شیخ و رئیس و فقیه بدون معارض قمى ها است، ۳۶ از اصحاب امام رضا و امام جواد و امام عسکرى(ع)۳۷ بوده است. نفوذ و مقام وى در قم به حدى بوده که حاکم محلى شهر به ملاقات وى مى آمده است. از جمله کتاب هاى ایشان: التوحید، فضل النبى(ص)، المتعه، النوادر، (این کتاب باب بندى نشده بود و داود بن کوره آن را باب بندى کرد) الناسخ و المنسوخ ۳۸، الاظله، المنسوخ، فضائل العرب. ابن نوح گوید نزد الدبیلى، کتابى از او دیدم در حج.۳۹
۱۲ـ ادریس بن عبدالله بن سعد اشعرى: ابو جریر (ق ۲) (ثقه)۴۰ از بزرگان امامیه،۴۱ وى از اصحاب امام صادق ۴۲ و امام کاظم۴۳ و امام رضا(ع)۴۴ بوده است و داراى کتاب است.۴۵
۱۳ـ ادریس بن عیسى اشعرى: (ق۲) (ثقه) از اصحاب ابى الحسن الثانى(ع) وى بر امام وارد شد و یک حدیث از ایشان فراگرفت.۴۶
۱۴ـ اسحاق بن آدم بن عبدالله اشعرى: (ق۲) (مجهول)۴۷ از اصحاب ابى الحسن الثانى(ع) است۴۸ وى صاحب کتاب است.۴۹
۱۵ـ اسحاق بن عبدالله بن سعد بن مالک اشعرى: (ق۲) (ثقه) از اصحاب ابى عبدالله و ابى الحسن(ع) بوده است و پسر او احمد بن اسحاق مشهور است.۵۰
۱۶ـ اسماعیل بن آدم بن عبدالله سعد اشعرى: (ق۳) (ثقه) از بزرگان قمى ها و صاحب کتاب است.۵۱
۱۷ـ اسماعیل بن سعد احوص اشعرى: (ق۲) (ثقه)۵۲ از اصحاب ابى الحسن الاول۵۳ و ابى الحسن الثانى(ع)۵۴ بوده است.
۱۸ـ بائس مولى حمزه بن یسع اشعرى: (ق۲) (ثقه)۵۵از اصحاب ابى الحسن الثانى(ع)۵۶ بوده است.
۱۹ـ بکر بن محمد اشعرى:(ق۲)(مجهول) از اصحاب ابى الحسن الاول(ع)۵۷ بوده است.
۲۰ـ جعفر بن محمد بن عبیدالله اشعرى: (ق۲) (امم)۵۸ او صاحب کتاب است.۵۹
۲۱ـ حسن بن ابى قتاده على بن عبید بن حفص بن حمید مولى سائب بن مالک اشعرى: ابا محمد (ق۳) (حسن)۶۰ وى مردى شاعر و ادیب بوده است. پدرش از اصحاب امام صادق(ع) و امام کاظم(ع) بوده و عده اى از وثاقت پدر حکم بر وثاقت وى کرده اند.۶۱
۲۲ـ حسن بن عبد الصمد بن محمد بن عبیدالله اشعرى: (ق۲) (ثقه) شیخ قمى ها، صاحب کتاب النوادر است.۶۲
۲۳ـ حسن بن على زیتونى اشعرى: ابو محمد (ق۴) (امم)۶۳٫ براى اوست کتاب النوادر.۶۴
۲۴ـ حسین بن احمد بن ادریس اشعرى: اباعبدالله (ق۴)۶۵ (ثقه)۶۶ از اساتید صدوق۶۷ و شیخ در موارد زیادى از وى اظهار رضایت مى کند.۶۸ تلعکبرى با اجازه از او روایت مى کند.۶۹
۲۵ـ حسین اشعرى: ابوعبدالله (ق۳) (ثقه).۷۰
۲۶ـ حسین بن احمد بن عامر (عمران) اشعرى: ابوعبدالله (ق۳) (ثقه)۷۱ از مشایخ کلینى۷۲ است، صاحب کتاب النوادر است.۷۳
۲۷ـ حسین بن محمد بن عامر اشعرى: (ق۳) (امج)۷۴ از اصحاب ابى الحسن الثانى، ابى محمد و صاحب الدار(ع)۷۵ و از مشایخ کلینى بوده است. کلینى روایات زیادى از وى نقل مى کند.۷۶
۲۸ـ حسین بن محمد بن عمران اشعرى: (ق۲) (ثقه)۷۷ از سلسله رواه شیخ طوسى است.۷۸
۲۹ـ حمزه بن یسع اشعرى: (ق۲) (حسن)۷۹ از اصحاب امام جعفر صادق۸۰ و امام کاظم(ع)۸۱ بوده است.
۳۰ـ حمزه بن یعلى اشعرى: ابو یعلى (ق ۲و۳) (ثقه) از بزرگان امامیه۸۲ و از اصحاب ابى الحسن الثانى و ابى جعفر الثانى(ع) مى باشد. او صاحـب کتاب است.۸۳
۳۱ـ داود بن عامر اشعرى: (ق۳) (امج)۸۴ از اصحاب ابى محمد(ع) است.۸۵
۳۲ـ ریان بن صلت اشعرى: قمى خراسانى الاصل بغدادى، ابـو على (ق۲و۳)۸۶ (ثقه) صـدوق، مقبول الحـدیث،۸۷ از اصحاب امام کاظم،۸۸ امام رضا۸۹، امام جواد۹۰ امام هادى۹۱ و امام عسکرى(ع)۹۲ بوده است.
وى احادیث بسیار زیادى در موضوعات مختلف از امام رضا(ع) نقل کرده و صاحب کتابى است که در آن کلام امام رضا(ع) را در فرق بین آل و امت جمع کرده است.۹۳در رجال کشى در وصف وى روایاتى نقل مى کند از آن جمله:
«وى از جانب فضل بن سهل براى مأموریتى به خراسان عازم شد و از معمر بن خلاّ خواست که امام رضا(ع) را ببیند و ایشان برایش دعا کند و لباس و درهم خود را به او بدهد. معمر قبل از این که زبان باز کند امام خواسته هاى ریان را به زبان آورد و در توصیف وى گفت: به درستى که شخص مؤمن، توفیق برآورده شدن خواسته هایشان را مى یابد.»
کشى روایت دیگرى از وى نقل مى کند که وسعت علم او را نشان مى دهد.۹۴
۳۳ـ زکریا به آدم بن عبدالله بن سعد اشعرى: (ق۲و۳) (ثقه) جلیل، عظیم القدر،۹۵ از اصحاب امام صادق،۹۶ امام کاظم،۹۷ امام رضا،۹۸ امام جواد(ع)۹۹ بوده است. وى از خواص و بزرگان امام رضا(ع) بوده است. سخنان کم نظیرى از امام رضا(ع) در علو منزلت ایشان ایراد شده است. کشى نقل مى کند که ایشان به امام رضا(ع) عرض کرد: مى خواهم از میان اهل بیت خود بروم، چرا که انسان هاى احمق در بین آن ها بسیار شده است، امام(ع) فرمودند: چنین کارى را انجام مده، زیرا که با وجود تو، از اهل بیتت بلا دفع مى شود. همان طور که به خاطر امام کاظم(ع) بلا از اهل بغداد دفع مى شد.۱۰۰
امام (ع) در این روایت شأن زکریا را تا مرز عصمت بالا مى برد.
در روایت دیگر از امام رضا(ع) خواسته مى شود که زمانى که به شما دست رسى نداریم معارف دینمان را از چه کسى فرا بگیریم. امام(ع) مى فرمایند: «من زکریا بن آدم القمى المأمون على الدین والدنیا؛ از زکریا بن آدم که امین در دین و دنیا شما است.»۱۰۱
او در یکى از سفرهاى حج امام رضا(ع) از مدینه تا مکه هم صحبت ایشان بوده است.۱۰۲ امام جواد(ع) در اواخر عمر شریفشان براى زکریا بن آدم دعاى خیر کرده است و اظهار کرده است که ایشان به من وفا کرد.۱۰۳
روایت دیگرى از امام(ع) از منزلت و مقام زکریا نزد خود و پدرش صحبت مى کند و او را مى ستاید.۱۰۴ بعد از وفات ایشان رقعه اى از جانب معصوم (بایستى امام هادى(ع) باشد) صادر مى شود که امام(ع) در آن مى گوید:
«رحمت خداوند بر او باد روزى که متولد شد و روزى که مُرد و روزى که زنده محشور مى شود. به درستى که عارف و معترف به حق زندگى کرد.» بر آن چه که خدا و رسولش(ص) واجب کرده بودند،عامل بود، وفایت یافت(ره) در حالى که نه عهد شکست و نه تغییر یافت، پس خدا جزاء دهد وى را؛ جزاى نیت پاکش را و بهترین آرزوهایش را برآورده سازد.»۱۰۵
او صاحب کتاب است.۱۰۶ وفات یافت در شهر قم و در مقبره معروف به شیخان مدفون است.۱۰۷
۳۴ـ زکریا بن ادریس بن عبدالله بن سعد اشعرى: ابوجریر۱۰۸ (ق۲) (حسن)۱۰۹ از بزرگان امامیه۱۱۰ و از اصحاب ابى عبدالله و ابى الحسن الاول و ابى الحسن الثانى(ع) است.۱۱۱ زکریا بن آدم نقل مى کند: در زمان حادثه مرگ او، نزد على بن موسى(ع) بودم، ایشان از زکریا بن ادریس پرسیدند و در لحظه مرگ وى، بر او رحمت فرستادند.۱۱ او صاحب کتاب است.۱۱۳
۳۵ـ سعد بن سعد بن احوص بن سعد بن مالک اشعرى: (ق۲و۳) (ثقه)۱۱۴ از اصحاب ابى الحسن الاول۱۱۵ و ابى الحسن الثانى۱۱۶ و ابى جعفر الثانى۱۱۷ بوده است.
امام جواد در آخر عمرشان او را چنین دعا کردند: «خداوند سعد بن سعد را از جانب من خیر دهد، به درستى که او به من وفا کرد.»۱۱۸
او صاحب کتاب است.۱۱۹
۳۶ـ سعد بن عبدالله بن ابى خلف اشعرى: ابوالقاسم (ق۳) (ثقه)۱۲۰ شیخ و فقیه و مقتداى طایفه امامیه و از اصحاب امام عسکرى(ع) است.۱۲۱ ولى عده اى ملاقات ایشان را با امام تضعیف مى کنند.۱۲۲شیخ طوسى گوید: نمى دانم از امام(ع) روایت مى کند یا نمى کند.۱۲۳ ایشان اشتیاق بسیارى به جمع آورى احادیث داشته است برخلاف پدرش عبدالله که کم حدیث است. در طلب حدیث به سفر پرداخت و احادیث بسیارى از علماى اهل سنت شنید. و بزرگان اهل تسنن چون حسن بن عرفه محمد بن عبدالملک الدقیقى و اباحاتم رازى و عباس ترقفى را ملاقات کرد.۱۲۴
سعد کتاب هاى بسیار زیادى را تصنیف کرده است که از آن جمله است:
الرحمه که این کتاب شامل چند کتاب است از جمله آن کتاب ها: الطهاره، الصلاه، الزکاه، الصوم، الحج، جوامع الحج، الضیاء فى الامامه، مقالات الامامیه، مناقب رواه الحدیث، مثالب رواه الحدیث، فى فضل قم والکوفه، فى فضل عبدالله و عبدالمطلب و ابى طالب(ع)، بصائرالدرجات، المنتخبات (حدود هزار ورق است)، الضیاء فى فضل الرد على المحمدیه و الجعفریه، فرق الشیعه، الرد على الغلاه، ناسخ القرآن و منسوخه و محکمه و متشابهه، فضل الدعاء و الذکر، المتعه، الرد على بن ابراهیم بن هاشم، فى معنى هشام و یونس، قیام اللیل، الرد على المجبره، فضل العرب، الامامه، فضل النبى(ص)، الدعاء، الاستطاعه، الاحتجاج الشیعه على زید بن ثابت فى الفرائض، النوادر، المزار، مثالب هشام و یونس، مناقب الشیعه. وى صاحب فهرست کتاب هایش و آن چه روایت کرده است، مى باشد.۱۲۵
از کل کتاب هاى او پنج کتابش، هر آن چه روایت کرده است، مورد توافق شیعه است و آن الوضوء، الصلاه، الزکاه، الصیام والحج است.۱۲۶
۳۷ـ سهل بن یسع بن عبدالله بن سعد اشعرى: (ق۲) (ثقه ثقه)۱۲۷ از معدودین بین ثقات اهل حدیث و روایت و مقبول القول نزد فقهاست.۱۲۸ از اصحاب ابى الحسن الاول و ابى الحسن الثانى(ع) بوده و صاحب کتاب است.۱۲۹
۳۸ـ شعیب بن عبدالله بن سعد اشعرى: (ق۲) (مجهول)۱۳۰ از اصحاب امام جعفر صادق۱۳۱ و امام باقر(ع)۱۳۲ بوده است.
۳۹ـ عباس بن معروف قمى مولى جعفر بن عمران بن عبدالله اشعرى: (ق۲و۳) (ثقه)۱۳۳ از اصحاب امام رضا۱۳۴ و امام هادى(ع)۱۳۵ بوده است. او صاحب کتاب الآداب و النوادر است.۱۳۶
۴۰ـ عبد الصمد بن محمد اشعرى: (ق۳) (امج)۱۳۷ از اصحاب ابى الحسن الثالث(ع)۱۳۸ بوده است.
۴۱ـ عبد العزیز بن مهتدى اشعرى: (ق۲و۳) (ثقه)۱۳۹ از بزرگان حدیث [است.] فضل بن شاذان درباره او گفته است: «بهترین قمى است که من دیده ام.۱۴۰ و قمى را که شبیه او باشد در زمان خودش ندیدم.»۱۴۱
از اصحاب ابى الحسن الاول(ع)۱۴۲ و از وکلا و خواص ابى الحسن الثانى(ع)۱۴۳ است و هم چنین از اصحاب امام جواد(ع) است.۱۴۴
امام جواد(ع) در حق او چنین دعا کرده است: «خداوند گناهانت را بیامرزد و به ما و شما رحم کند و به رضایتى که من از تو دارم خدا از تو راضى باشد.»۱۴۵
شخ طوسى به اشتباه او را جز کسانى که از ائمه(ع) روایت نمى کنند آورده است.۱۴۶ او صاحب کتاب است.۱۴۷
۴۲ـ عبدالله بن ابى خلف اشعرى: (ق۲) (امج)۱۴۸ وى احادیث کمى روایت کرده است۱۴۹ و از سلسله روات شیخ طوسى است.۱۵۰
۴۳ـ عبدالله بن صلت قمى: (ق۲و۳) (ثقه) (ممدوح) صاحب روایات قابل اعتماد (مسکون الى روایته)،۱۵۱ از اصحاب امام کاظم۱۵۲ و امام رضا۱۵۳ و امام جواد(ع)۱۵۴ بوده است. امام جواد(ع) به او اذن داده است که مدح و رثاى خود و پدرش(ع) را بگوید و او را چنین دعا کرده است: «آفرین بر تو، خدا تو را جزاى خیر دهد.»۱۵۵ وى صاحب کتاب است از آن جمله التفسیر مى باشد.۱۵۶
۴۴ـ عبدالله بن عامر بن عمران بن ابى عمر اشعرى: ابو محمد (ق۲) (ثقه) شیخ و از بزرگان اصحاب امامیه است. او صاحب کتاب نیز مى باشد.۱۵۷
۴۵ـ عبد الملک بن عبدالله بن سعد اشعرى: (ق۲) (امج)۱۵۸ از اصحاب ابى عبدالله(ع)۱۵۹ مى باشد.
۴۶ـ عبیدالله بن احمد بن محمد بن عبید اشعرى: (ق۳) (مجهول)۱۶۰ محمد بن على بن محبوب از وى نقل مى کند و او از پدرش.۱۶۱
۴۷ـ عبدالله بن محمد بن عیسى: (ق۳) (حسن) احادیث وى قابل اعتماد است.۱۶۲ وى برادر احمد بن محمد بن عیسى است.۱۶۳
۴۸ـ على بن اسحاق بن عبدالله بن سعد اشعرى: (ق۳) (ثق)۱۶۴ برقى از وى روایت مى کند۱۶۵ و از سلسله روات کلینى۱۶۶ و شیخ طوسى است.۱۶۷
۴۹ـ على بن حسین بن صلت اشعرى: (ق۴) (ممدوح) از اساتید، صدوق است۱۶۸ و شیخ از او راضى است.
۵۰ـ على بن ریان بن صلت اشعرى: (ق۲و۳) (ثقه) از وکلاى ابى الحسن الثالث۱۶۹ و اصحاب امام کاظم(ع) ۱۷۰ است و صاحب نسخه از ایشان است.۱۷۱ او صاحب کتاب منشور الاحادیث است۱۷۲ شیخ طوسى کتاب او را مشترک با برادرش محمد مى داند.۱۷۳
۵۱ـ على بن عیسى اشعرى طلحى: (ق۲) (مجهول)۱۷۴ از بزرگان قم و از جانب سلطان، امیر قم بوده است.۱۷۵ پسر او محمد بن على بن عیسى است.
۵۲ـ على بن محمد بن حفض اشعرى: مولى سائب بن مالک اشعرى۱۷۶ ابوقتاده (ق۲) (ثقه)۱۷۷ از ابى عبدالله و امام کاظم(ع) روایت مى کند. وى عمر طولانى کرد و صاحب کتاب است.۱۷۸
۵۳ـ على بن محمد بن سعد اشعرى: (ق۴) (ثقه)۱۷۹ از مشایخ محمد بن حسن بن ولید۱۸۰ و صاحب کتاب است.۱۸۱
۵۴ـ عمران بن عبدالله بن (سعد) اشعرى: (ق۲) (ثقه)۱۸۲ وى از بزرگان اصحاب ابى عبدالله(ع) است.۱۸۳ ابى عبدالله(ع) در حق وى چنین دعا کرده است: «از خدا مى خواهم که درود فرستد بر محمد(ص) و خاندان او و تو را (عمران) و خاندانت را در سایه رحمت خودش قرار دهد در روزى که هیچ سایه و پناهى جز خدا نیست.»۱۸۴
هم چنین امام فرموده است: «عمران، نجیبى است از طایفه نجبا، هیچ جبارى قصد آن ها را نمى کند مگر این که خداوند او را هلاک کند.»۱۸۵
وى برادر عیسى و یعقوب است.
۵۵ـ عمران بن محمد بن عمران بن عبدالله بن سعد اشعرى: (ق۲و۳) (ثقه) از اصحاب ابى الحسن الثانى۱۸۶ و ابى جعفر الثانى(ع)۱۸۷ است. او صاحب کتاب است.۱۸۸
۵۶ـ عمران بن موسى بن حسن بن عامرى بن عبدالله بن سعد اشعرى: (ق۳) (مهمل)۱۸۹ محمد بن یحیى از او و او از حسن بن موسى خشاب، روایت مى کند.۱۹۰
۵۷ـ عمران بن موسى زیتونى اشعرى: (ق۲) (ثقه)۱۹۱ صاحب کتاب النوادر است.۱۹۲
۵۸ـ عیسى بن عبدالله بن سعد اشعرى: (ق۲) (امج)۱۹۳ وى و برادرانش موسى و شعیب از اصحاب امام جعفر صادق و امام باقر(ع) هستند.۱۹۴
۵۹ـ عیسى بن عبدالله بن سعد بن مالک اشعرى: (ق۲) (ثقه) از کبار اصحاب امام جعفر صادق(ع) که جایگاهش نزد ایشان، مختص به او بود.۱۹۵ هم چنین از اصحاب امام کاظم و امام رضا(ع) است.۱۹۶
یونس بن یعقوب نقل مى کند: در مدینه خدمت ابى عبدالله(ع) بودیم که امام فرمود: یونس ! برو درب را باز کن، پشت درب مردى از ما اهل بیت است. یونس وقتى عیسى بن عبدالله را پشت درب مى بیند این عظمت را نمى تواند براى او تصور کند، لذا امام در برابر حالت ناباورانه وى مى گوید: اى یونس! عیسى بن عبدالله از ماست زنده او، از ماست مرده او.۱۹۷ در روایت دیگر آمده است که امام (ابى عبدالله ـ ع ـ) از فرط علاقه به وى، میان دو چشم او را بوسید و گفت: تو از ما اهل بیت هستى.۱۹۸ داراى مسائل است که از امام رضا(ع) سؤال کرده است.۱۹۹
۶۰ـ فضل بن عامر اشعرى: (ق۳) (مجهول) از او سعد بن عبدالله روایت مى کند.۲۰۰
۶۱ـ فضل بن محمد اشعرى: (ق۲) (حسن)۲۰۱ وى و برادرش ابراهیم صاحب کتاب مشترک هستند.۲۰۲ ایشان از اصحاب امام صادق(ع) مى باشند.۲۰۳
۶۲ـ محمد اشعرى: (ق۳) (مجهول) از اصحاب ابى جعفر الثانى(ع) است.۲۰۴
۶۳ـ محمد بن احمد بن على بن صلت قمى: (ق۴) از کسانى است که با امام زمان(ع) مکاتبه داشته است.۲۰۵ شیخ صدوق از قول پدرش که شاگرد وى بوده است، علم و عمل و زهد و فضل و عبادتش را وصف مى کند.۲۰۶ وى از مشایخ کلینى بوده است و عموى او عبدالله بن صلت از وى روایت مى کند.۲۰۷
۶۴ـ محمد بن احمد بن یحیى بن عمران اشعرى: (ق۴) (ثقه) جلیل القدر، کثیر الروایه، جز این که اصحاب امامیه او را متهم مى کنند که به روایت بى سند اعتماد مى کرده و اهمیت نمى داده که از چه کسى روایت مى کند. (با این که در راست بودن اعتقاد او هیچ شکى نیست).۲۰۸ او صاحب کتاب بزرگ و نیکو نوادرالحکمه است. قمى ها این کتاب را به دبّه شبیب لقب داده اند.
شبیب ،مردى بوده به قم که داراى دبه شبکه بندى شده اى بوده که هر چه طلب مى کردند از آن دبه بیرون مى آورد. شباهت کتاب به این دبهه سبب چنین نام گذارى شده است.۲۰۹
این کتاب شامل کتاب هاى: التوحید، الوضوء، الصلاه، الزکاه، الصوم، الحج، النکاح، الطلاق، الانبیاء، مناقب الرجال، فضل العرب، فضل العربیه والعجمیه، الوصایا والصدقه، النخل والهبات، السکنى، الاوقات، الفرائض، الایمان والنذور والکفارات، عتق والتدبیر والولاء والمکاتب والامهات الاولاد، الحدود والدیات، الشهادات، القضایا والاحکام،۲۱۰ الملاحم، الطب، مقتل الحسین(ع)، الامامه، المزار است.۲۱۱
۶۵ـ محمد بن احمد بن على ابى قتاده بن محمد بن حفص بن عبید بن حمید: ابا جعفر (ق۲و۳) (ثقه) صدوق، از بزرگان امیه (عین)۲۱۲ و صاحب کتاب ما یجب على العبد عند مضى الایام است.۲۱۳
۶۶٫ محمد بن حسن بن ابى خالد اشعرى: (ق۲و۳) (حسن)۲۱۴ از اصحاب امام کاظم،۲۱۵ امام رضا۲۱۶ و امام جواد(ع).۲۱۷
۶۷ـ محمد بن حسن بن فروخ صفار مولى عیسى بن موسى بن طلحه بن عبیدالله بن سائب بن مالک بن عامر اشعرى: ابو جعفر اعرج (ق۳) (ثقه) عظیم القدر، قلیل السقط فى الروایه (راویاتش داراى افتادگى کمى است) از بزرگان اصحاب امامیه۲۱۸ در قم و از اصحاب امام عسکرى(ع)۲۱۹ بوده است. وى صاحب مسائلى است که از ابى محمد(ع) پرسیده است.۲۲۰ او داراى کتاب هاى متعددى است که برخى از آن ها عبارتند از:
الصلاه، الوضوء، الخبائز، الصیام، الحج، النکاح، الطلاق، العتق والتدبیر والمکاتبه، التجارات، المکاسب، الصید والذبائح، الحدود، الدیات، الفرائض، المواریث، الدعاء، المزار، الرد على الفلاه، الاشربه، المروءه (المروه)، الزهد، الخمس، الزکاه، الشهادات، الملاحم، التقیه، المؤمن، الایمان والنذور والکفارات، المناقب، المثالب، بصائرالدرجات، ماروى فى اولاد الائمه(ع)، ماروى فى شعبان، الجهاد، فضل القرآن.۲۲۱
وفات وى در قم به سال (۲۹۰هـ.ق.) بوده است.۲۲۲
۶۸ـ محمد بن حسین اشعرى: (ق۳) (مجهول) از اصحاب ابى جعفر الثانى(ع)۲۲۳ مى باشد.
۶۹ـ محمد بن خالد اشعرى: (ق۳) (حسن)۲۲۴ قریب الامر.۲۲۵ او داراى کتاب النوادر است.۲۲۶
۷۰ـ محمد بن ریان بن صلت اشعرى: (ق۳) (ثقه)۲۲۷ از اصحاب امام جواد۲۲۸ و امام هادى۲۲۹ و امام عسکرى(ع) است. او صاحب مسائلى است از امام عسکرى(ع).۲۳۰ او کتابش را با برادرش على، مشترک است.۲۳۱
۷۱ـ محمد بن سهل بن یسع بن عبدالله بن سعد بن مالک اشعرى: (ق۲و۳) (حسن)۲۳۲ ممدوح۲۳۳ از اصحاب امام کاظم۲۳۴ و امام رضا و امام جواد(ع)۲۳۵ مى باشد. او صاحب مسائل است که از امام رضا(ع) پرسیده و هم چنین صاحب کتاب مى باشد.۲۳۶
۷۲ـ محمد بن عبدالله اشعرى: (ق۲) (ثقه)۲۳۷ از اصحاب امام کاظم۲۳۸ و امام رضا(ع)۲۳۹ بوده است.
۷۳ـ محمد بن على بن عیسى اشعرى: (ق۳) (حسن)۲۴۰ از بزرگان قم و امیر قم از جانب سلطان هم چنین پدر وى،۲۴۱ از اصحاب امام هادى۲۴۲ و امام عسکرى(ع) و صاحب مسائل از آن امام (امام عسکرى ـ ع ـ) مى باشد.۲۴۳
۷۴ـ محمد بن على بن محبوب اشعرى: ابو جعفر (ق۳) (ثقه) شیخ و بزرگ قمى ها در زمان خود بوده است. و هم چنین صحیح المذهب، فقیه، و از بزرگان امامیه۲۴۴ و از اصحاب امام عسکرى(ع)۲۴۵ مى باشد. وى از صاحبان کتاب مى باشد که از جمله آن ها عبارتنداز:
النوادر، الصلاه، الجنائز، الزکاه، الصوم، الحج، النکاح، الرضاع، الطلاق، الحدود، الدیات، الثواب، الضیاء، النور فى الحکومات، الزمرده، الزبرجده، التولد کبیر، الاحکام.۲۴۶
۷۵ـ محمد بن عیسى بن عبدالله بن سعد بن مالک اشعرى: ابو على (ق۲و۳) (ثقه)۲۴۷ شیخ و بزرگ قمى ها و بزرگ اشعریان و از متقدمین نزد سلطان بوده است.۲۴۸ وى بر امام رضا(ع) داخل شده از او استماع حدیث کرده و هم چنین از اصحاب ابى جعفر الثانى(ع) است. او داراى کتاب الخطب است.۲۴۹
۷۶ـ مرزبان بن عمران بن عبدالله بن سعد اشعرى: (ق۲) (حسن)۲۵۰ از اصحاب امام کاظم۲۵۱ و امام رضا(ع)۲۵۲ بوده است.
از وى روایت است که از امام رضا(ع) سؤال کردم: آیا از مهم ترین مسائل خود بپرسم آیا من از شیعیان شما هستم؟
امام فرمود: بله.
باز گفتم: آیا اسم من نزد شما نوشته شده است؟
امام فرمود: بله.۲۵۳
وى از جمله صاحبان کتاب مى باشد.
۷۷ـ مصقله بن اسحاق اشعرى: (ق۳) (امج)۲۵۴ از اصحاب ابى الحسن الثالث(ع)۲۵۵ بوده است.
۷۸ـ موسى اشعرى: (ق۲) (مجهول) از اصحـاب امام باقر(ع)۲۵۶ بوده است.۲۵۷
۷۹ـ موسى بن حسن بن عامر بن عمران بن عبدالله بن سعد اشعرى: ابوالحسن (ق۳) (ثقه) از بزرگان امامیه، جلیل، از اصحاب عبد الصالح(ع)۲۵۸ است. وى سى جلد کتاب تصنیف کرده است۲۵۹که برخى از آن ها عبارتنداز:
الطلاق، الوصایا، الفرائض، الفضائل، الحج، الرحمه، الوضوء، الصلاه، الزکاه، الحج، الصیام، یوم ولیله والطب.۲۶۰
۸۰ـ موسى بن عبدالله بن سعد اشعرى: (ق۲) (امج)۲۶۱ از اصحاب امام صادق و امام باقر(ع)۲۶۲ بوده است.
۸۱ـ موسى بن محمد اشعرى مودب: (ق۴) (ثقه) از اصحاب امامیه و ساکن شیراز بوده است و هم چنین نوه دخترى سعد بن عبدالله است.۲۶۳ کتاب او الکمال فى ابواب الشریعه است.۲۶۴
۸۲ـ یاسر خادم رضا(ع) مولى حمزه بن یسع اشعرى قمى:۲۶۵ (ق۲و۳) (حسن)۲۶۶ از اصحاب امام کاظم۲۶۷ و امام رضا۲۶۸ و امام جواد(ع)۲۶۹ مى باشد. وى صاحب مسائلى از امام رضا(ع)۲۷۰ است.
۸۳ـ یعقوب بن عبدالله بن سعد اشعرى: (ق۲) (مجهول) از اصحاب ابى عبدالله جعفر بن محمد(ع) است.۲۷۱
نتیجه
با توجه به اطلاعات ارائه شده روند گسترش، تکوین و تکامل علماى امامى۲۷۲ در خاندان اشعرى بدین شرح است:
از مجموع ۲۷ نفر علماى اشعرى، ۷نفر(۹/۲۶درصد) در قرن دوم، ۱۲ نفر (۱/۴۶درصد) در قرن سوم و ۷ نفر (۹/۲۶درصد) متعلق به قرن چهارم مى باشند. اما مجموع علما وصحابى اشعرى ۸۲ نفر است که ۳۸ نفر (۳/۴۶درصد) در قرن دوم، ۳۳ نفر (۲/۴۰درصد) در قرن سوم و ۷ نفر (۵/۸درصد) در قرن چهارم مى زیستند.
آمار، نشان دهنده پیوند مستحکم و ارتباط وسیع اشعریان با ائمه امامیه(ع) است. فقط ۱۲ نفر از فرزندان عبدالله بن سعد از صحابه امام صادق(ع)۲۷۳ هستند و از ۸۲ نفر مجموع علما و محدثان این خاندان، بیش از ۶/۶۶ درصد صحابى ائمه(ع) مى باشند.
با شروع غیبت کبرا، دوران عظمت و آوازه بلند اشعریان رو به خاموشى نهاد. آمار ارائه شده در بالا به خوبى سیر شکوفایى و افول این خاندان را ترسیم کرده است.
قرن دوم و سوم که اوج شکوفایى علمى این خاندان است، حوزه علمى قم به قدرى اعتبار مى یابد که علماى بزرگى چون حسین بن سعید و برادرش ۲۷۴ براى کسب علم روى بدین دیار مى آورند.
اما در قرن چهارم نه تنها خاندان اشعرى، بلکه مجموعه علما و محدثان این شهر (قم) از ۱۳۵ نفر در قرن سوم به ۷۲ نفر در قرن چهارم تنزل پیدا مى کند.۲۷۵ این در حالى است که قرن چهارم اوج قدرت یابى تشیّع است و آل بویه شهر قم را در چتر حمایت خود دارند. با این اوصاف تنزل سطح کمى و کیفى این شهر (از لحاظ علمى) نشان دهنده تاثیر عمیق این خاندان در حیات علمى شهر مى باشد. صاحب تاریخ قم، افول شوکت و اعتبار اشعریان را بدون ذکر محدوده زمانى چنین توصیف مى کند:
«تا آن گاه که کلمه ایشان مستقرق شد و بر یک دیگرحسد بردند و اهویه مختلفه در میان ایشان پیدا شد و… لاجرم پایه دولت ایشان بلغزید و دشمن بر ایشان ظفر یافت. بعضى هلاک شدند و برخى جلاى وطن کردند مگر اندکى از ایشان که بماندند. بعضى بر اندک معاشى که ایشان را بود قناعت کردند و بعضى دیگر قافله ها را بدرقه مى کردند و حق السعى مى گرفتند.»۲۷۶
اما بُعد اعتبار علمى و سطح کیفى این خاندان که مهم ترین و روشن ترین ادله در نشان دادن میزان تاثیر و سطح نفوذ علمى این خاندان در فقه و حدیث امامیه است، این تحقیق با اصل قرار دادن کتاب تنقیح المقال مامقانى و نظر داشتن به کتب اربعه رجالى امامیه تنظیم یافته است که بدین شرح است: از مجموع ۲۷ نفر علماى این خاندان، ۱۵ نفر (۵/۵۵درصد) ثقه، ۴ نفر (۸/۱۴درصد) حسن، ۱ نفر (۷/۳درصد) امامى مجهول، ۳ نفر (۱/۱۱درصد) امام ممدوح و ۴ نفر (۸/۱۴درصد) مجهول هستند. و از مجموع ۸۲ نفر علما و صحابى این خاندان ۴۷ نفر،(۲/۵۷درصد) ثقه، ۱۱ نفر (۴/۱۳درصد) حسن، ۸ نفر (۷/۹ درصد) امامى مجهول، ۴ نفر (۸/۴درصد) امامى ممدوح و ۱۱ نفر (۴/۱۳درصد) مجهول هستند. از امتیازات اشعریان کثرت ثقات در بین آن هاست؛ ثقاتى که بیش تر آن ها چون زکریا بن آدم در اعلى درجه این رتبه بودند. همین ویژگى سبب شده است که سهم اشعریان در احادیث جمع آورى شده در کتب اربعه برجسته باشد و نام آن ها در جاى جاى این کتب به عنوان راوى ذکر شده است.
________________________________________
۱٫ تاریخ قم، حسن بن محمد قمى، ترجمه حسن بن على قمى، به تصحیح سید جلال الدین تهرانى(انتشارات توس، ۱۳۶۱ش.) ص ۲۴۰
۲٫ همان، ص ۲۶۶ ـ ۲۷۰
۳٫ همان، ص ۲۴۵ و ۲۴۶
۴٫ همان، ص ۲۴۰ و ۲۴۱
۵٫ فهرست اسماء مصنفى الشیعه، احمد بن على نجاشى، (قم، انتشارات اسلامى) ص ۱۰۵؛ الرجال، ابن داود، (انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۴۲ش.) ص ۹؛ الرجال، حسن بن یوسف حلى (علامه)، به تصحیح سید محمد صادق بحرالعلوم (چاپ دوم: نجف، انتشارات حیدریه، ۱۳۸۱هـ./۱۹۶۱م.) ص ۱۳
۶٫ اعیان الشیعه، محسن امین، به تحقیق حسن امین (بیروت، دارالتعارف، ۱۴۰۳هـ.۱۹۸۳/م.).
* امج : امامى مجهول؛ امم : امامى ممدوح.
۷٫ تنقیح المقال فى علم الرجال، مامقانى، (چاپ سنگى، ۱۳۴۹هـ.) ج ۱، ص ۴
۸٫ الرجال، محمد بن حسن طوسى، (قم، انتشارات رضى، ۱۳۸۰هـ./۱۹۶۱م.) ص ۱۴۳؛ اعیان الشیعه، ج ۲، ص ۶۸
۹٫ رجال النجاشى، ص ۲۴؛ الرجال، ابن داود، ص ۱۷؛ الرجال، علامه، ص ۶؛ مسند الامام الکاظم(ع)، عزیز الله عطاردى، (چاپ اوّل: کنگره امام رضا ـ ع ـ ۱۴۰۹هـ.) ج۳، ص ۲۸۷
۱۰٫ الفهرست، طوسى، (قم، انتشارات رضى) ص ۸ و ۱۲۵
۱۱٫ همان، ص ۵؛ الرجال، طوسى، ص ۴۵۱ و ۴۸۹؛ اعیان الشیعه، ج۲، ص ۲۰۳
۱۲٫ مسند الامام الکاظم(ع)، ج۳، ص ۲۸۷
۱۳٫ تنقیح المقال (من نتائج التنقیح)، ج۱، ص ۷
۱۴٫ الرجال، طوسى، ص ۴۷؛ معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواه، ابوالقاسم خویى (چاپ سوم: بیروت، ۱۴۰۳هـ./۱۹۸۳م.) ج۱، ص ۲۹۸
۱۵٫ تنقیح المقال (من نتائج التنقیح)، ج ۱، ص ۸
۱۶٫ الرجال، طوسى، ص ۴۵۳؛الرجال، ابن داود، ص۲۲، ۳۸۷، ۴۱۷؛ الرجال، علامه، ص۲۰۳
۱۷٫ الفهرست، طوسى، ص۲۵؛ رجال النجاشى، ص۸۸
۱۸٫ همان، ص۲۶؛ همان، ص۹۲؛ الرجال، ابن داود، ص۲۳ و ۳۹۰
۱۹٫ الرجال، طوسى، ص۴۲۸؛ کتاب الرجال، احمد بن ابى عبدالله برقى، (انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۴۲هـ.) ص۶۰
۲۰٫ همان، ص۴۴۴
۲۱٫ الفهرست، طوسى، ص۲۶؛ رجال النجاشى، ص۹۲، اعیان الشیعه، ج ۲، ص۴۷۷ و ۴۷۸
۲۲٫ همان، ص۲۶؛ همان، ص۹۱؛ همان، ج۲، ص۴۷۸ و ۴۷۹
۲۳٫ الرجال، طوسى، ص۳۹۸ و ۴۲۷؛ کتاب الرجال، برقى، ص۵۶، ۵۹ و ۶۰؛ الرجال، ابن داود، ص۲۴؛ الرجال، علامه، ص۱۵ و ۲۷۵
۲۴٫ اختیار معرفه الرجال (رجال الکشى)، طوسى، به تصحیح حسن مصطفوى (انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۴۱ هـ.) ص۵۵۷ و ۵۵۸
۲۵٫ همان، ص۵۵۷؛ بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار، محمد باقر مجلسى، (چاپ دوم: بیروت، دار احیاء التراث العربى، ۱۴۰۳هـ.) ج ۵۱، ص۳۰۶
۲۶٫ الفهرست، طوسى، ص۲۶؛ رجال النجاشى، ص۹۱
۲۷٫ تنقیح المقال (من نتائج التنقیح)، ج ۱، ص۹
۲۸٫ رجال النجاشى، ص۱۰۱؛ الرجال، ابن داود، ص۳۱؛ الرجال، علامه، ص۲۰
۲۹٫ تنقیح المقال، ج ۱، ص۸۸
۳۰٫ الرجال، طوسى، ص۳۹۹
۳۱٫ معجم رجال الحدیث، ج ۲، ص۲۸۷
۳۲٫ الرجال، ابن داود، ص۴۲
۳۳٫ الرجال، طوسى، ص۳۹۷؛ کتاب الرجال، برقى، ص۵۷
۳۴٫ رجال النجاشى، ص۷۹
۳۵٫ همان.
۳۶٫ الفهرست، طوسى، ص۲۵؛ الرجال، علامه، ص۱۳ و۱۴
۳۷٫ الرجال، طوسى، ص۳۳۶، ۳۹۷، ۴۰۹؛ رجال الکشى، طوسى، ص۵۱۲؛ کتاب الرجال، برقى، ص۵۹٫
۳۸٫ الفهرست، طو سى، ص۲۵
۳۹٫ رجال النجاشى، ص۸۱
۴۰٫ الرجال، ابن داود، ص۴۹؛ کتاب الرجال، برقى، ص۵۲؛ تنقیح المقال(من نتائج التنقیح)، ج۱، ص۱۰۵ و ۱۰۶
۴۱٫ رجال النجاشى، ص۱۰۴
۴۲٫ الرجال، طوسى، ص۱۵۰
۴۳٫ کتاب الرجال، برقى، ص۵۲
۴۴٫ رجال النجاشى، ص۱۰۴؛ الرجال، علامه، ص۱۳؛ الرجال، ابن داود، ص۳۸۹
۴۵٫ همان؛ همان.
۴۶٫ الرجال، طوسى، ص۳۶۷؛ الرجال، ابن داود، ص۴۹؛ الرجال، علامه، ص۱۲؛ تنقیح المقال، ج ۱، ص۱۰۶
۴۷٫ الرجال، ابن داود، ص۵۱؛ تنقیح المقال، ج۱، ص۱۱۰
۴۸٫ رجال النجاشى، ص۷۳
۴۹٫ الفهرست، طوسى، ص۱۵؛ رجال النجاشى، ص۷۳؛ الرجال، ابن داود، ص۵۱
۵۰٫ الرجال، طوسى، ص۱۴۹؛ کتاب الرجال، برقى، ص۲۸؛ ابن داود، ص۵۲؛ رجال النجاشى، ص۷۳؛ الرجال، علامه، ص۱۱؛ تنقیح المقال، ج ۱، ص۱۱۴ و ۱۱۵
۵۱٫ الرجال، ابن داود، ص۵۴؛ رجال النجاشى، ص۲۷؛ الرجال، علامه، ص۹؛ تنقیح المقال، ج۱، ص۱۲۶
۵۲٫ الرجال، طوسى، ص۳۶۷؛الرجال، ابن داود، ص۵۶؛ الرجال، علامه، ص۸
۵۳٫ کتاب الرجال، برقى، ص۵۱
۵۴٫ الرجال، طوسى، ص۳۶۷؛ الرجال، علامه، ص۸
۵۵٫ الرجال، ابن داود، ص۶۴
۵۶٫ الرجال، طوسى، ص۳۷۰؛ تنقیح المقال، ج۱، ص۱۶۰
۵۷٫ مسند الامام الکاظم(ع)،ج ۳، ص۳۳۷؛ معجم رجال الحدیث، ج۳، ص۳۵۱
۵۸٫ الرجال، ابن داود، ص۸۸؛ تنقیح المقال(من نتائج التنقیح)، ج۱، ص۲۷
۵۹٫ الفهرست، طوسى، ص۴۳؛ الرجال، ابن داود، ص۸۸
۶۰٫ تنقیح المقال (من نتائج التنقیح)، ج۱، ص۳۵
۶۱٫ معجم رجال الحدیث، ج۴، ص۲۸۱
۶۲٫ رجال النجاشى، ص۶۲؛ الرجال، ابن داود، ص۱۰۹؛ الرجال، علامه، ص۴۴
۶۳٫ تنقیح المقال(من نتائج التنقیح)، ج۱، ص۳۷
۶۴٫ رجال النجاشى، ص۶۲؛ الرجال، ابن داود، ص۱۱۳
۶۵٫ الرجال، طوسى، ص۴۶۷
۶۶٫ تنقیح المقال(من نتائج التنقیح)، ج۱، ص۴۱
۶۷٫ الرجال، طوسى، ص۴۷۰
۶۸٫ معجم رجال الحدیث، ج۵، ص۱۸۹و ۱۹۰
۶۹٫ الرجال، طوسى، همان، ص۴۶۷
۷۰٫ الرجال، علامه، ص۵۲
۷۱٫ رجال النجاشى، ص۶۶
۷۲٫ الرجال، طوسى، ص۴۶۹
۷۳٫ رجال النجاشى، ص۶۶
۷۴٫ تنقیح المقال، ج۱، ص۳۹
۷۵٫ معجم رجال الحدیث، ج۶، ص۷۲ و ۷۳
۷۶٫ الکافى، کلینى، به تصحیح على اکبر غفارى(بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۵هـ./۱۹۸۵م.) ج۱، ص۴۶، ۲۰۵، ۴۶۸، ۵۳۷
۷۷٫ تنقیح المقال(من نتائج التنقیح) ج۱، ص۴۲
۷۸٫ الاستبصار فیما اختلف من الاخبار، طوسى، به تحقیق سید حسن خرسان (چاپ دوم: بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۶هـ./۱۹۸۵م.) ج۲، ص۱۳۷
۷۹٫ تنقیح المقال(من نتائج التنقیح) ج۱، ص۴۶
۸۰٫ الرجال، طوسى، ص۱۷۸؛ الرجال، ابن داود، ص۱۳۴
۸۱ . همان، ص۳۴۷؛ کتاب الرجال، برقى، ص۴۸
۸۲٫ الرجال، ابن داود، ص۱۳۴
۸۳٫ رجال النجاشى، ص۱۴۱؛ الرجال، علامه، ص۵۳
۸۴٫ تنقیح المقال(من نتائج التنقیح) ج۱، ص۵۲
۸۵٫ الرجال، طوسى، ص۴۳۱؛ کتاب الرجال، برقى، ص۶۱
۸۶٫ الرجال، ابن داود، ص۱۵۴؛ الرجال، طوسى، ص۳۷۶؛ الرجال، علامه، ص۷۰
۸۷٫ الرجال، طوسى، ص۳۷۶؛ رجال النجاشى، ص۱۶۵؛ الرجال، علامه، ص۷۰؛ مسند الامام الجواد(ع)،عزیز الله عطاردى(چاپ کنگره امام رضاـ ع ـ ،۱۴۱۰هـ.) ص۲۸۱
۸۸٫ مسند الامام الکاظم(ع)، ج۳، ص۳۹۰
۸۹٫ الرجال، طوسى، ص۳۷۶؛ کتاب الرجال، برقى، ص۵۴ و ۵۹
۹۰٫ مسند الامام الجواد(ع)، ص۲۸۱ و ۲۸۲
۹۱٫ الرجال، طوسى، ص۴۱۵
۹۲٫ مسند الامام العسکرى(ع)، عزیزالله عطاردى (چاپ کنگره امام رضا ـ ع ـ ۱۴۱۰هـ.) ص۳۱۵ و ۳۱۶
۹۳٫ رجال النجاشى، ص۱۶۵
۹۴٫ رجال الکشى، طوسى، ص۵۴۶، ۵۴۷، ۵۴۸
۹۵٫ رجال النجاشى، ص۱۷۴
۹۶٫ الرجال، طوسى، ص۲۰۰
۹۷٫ مسند الامام الکاظم(ع)، ج۳، ص۳۹۲
۹۸٫ الرجال، طوسى، ص۳۳۷؛ رجال النجاشى، ص۱۷۴؛ مسند الامام الرضا(ع)، عزیزالله عطاردى، (چاپ کنگره امام رضا ـ ع ـ، ۱۴۰۶هـ.) ج۲، ص۴۳۵، ۴۳۶
۹۹٫ الرجال، طوسى، ص۴۰۱
۱۰۰٫ رجال الکشى، ص۵۹۴؛ الرجال، ابن داود، ص۱۵۸؛ الرجال، علامه، ص۷۵
۱۰۱٫ همان، ص۵۹۵؛ همان؛همان؛الاختصاص، محمدبن نعمان (شیخ مفید)، (چاپ اول: کنگره هزاره شیخ مفید، ۱۴۱۳هـ.) ص۷۸
۱۰۲٫ الرجال، ابن داود، ص۱۵۸؛ الرجال، علامه، ص۷۵
۱۰۳٫ رجال الکشى، طوسى، ص۵۰۳؛ الرجال، علامه، ص۱۸۹
۱۰۴٫ همان، ص۵۹۶، الاختصاص، ص۸۷
۱۰۵٫ همان، ص۵۹۵
۱۰۶٫ الفهرست، طوسى، ص۷۳؛ رجال النجاشى، ص۱۷۴
۱۰۷٫ مسند الامام الکاظم(ع)، ج۳، ص۲۸۳ و ۲۸۴
۱۰۸٫ رجال النجاشى، ص ۱۷۳؛ الرجال، ابن داود، ص۳۹۰
۱۰۹٫ تنقیح المقال(من نتائج التنقیح)، ج۱، ص۵۷
۱۱۰٫ رجال النجاشى، ص۱۰۴
۱۱۱٫ الرجال، طوسى، ص۳۶۵ و ۳۶۷؛ رجال النجاشى، ص۱۷۳؛ الرجال، علامه، ص۷۶
۱۱۲٫ رجال الکشى، طوسى، ص۶۱۶
۱۱۳٫ الفهرست، طوسى، ص۷۴
۱۱۴٫ الرجال، طوسى، ص۳۷۸؛ الرجال، ابن داود، ص۱۶۷؛ رجال النجاشى، ص۱۷۹
۱۱۵٫ کتاب الرجال، برقى، ص۵۱؛ مسند الامام الکاظم(ع)، ج۳، ص۳۹۹
۱۱۶٫ الرجال، طوسى، ص۳۷۸
۱۱۷٫ رجال الکشى، طوسى، ص۵۰۳؛الرجال، علامه، ص۷۸؛ رجال النجاشى، ص۱۷۹
۱۱۸٫ همان؛ همان.
۱۱۹٫ الفهرست، طوسى، ص۷۶
۱۲۰٫ همان، ص۷۵
۱۲۱٫ الرجال، طوسى، ص۴۳۱
۱۲۲٫ الفهرست، طوسى، ص۷۵؛ رجال النجاشى، ص۱۷۷؛ الرجال، ابن داود، ص۱۶۸ و ۴۵۷؛ الرجال، علامه، ص۷۸
۱۲۳٫ الرجال، طوسى، ص۴۳۱
۱۲۴٫ رجال النجاشى، ص۱۷۷
۱۲۵٫ الفهرست، طوسى، ص۷۵
۱۲۶٫ رجال النجاشى، ص۱۷۷ و ۱۷۸
۱۲۷٫ الرجال، ابن داود، ص۱۸۱ و ۳۸۱
۱۲۸٫ مسند الامام الکاظم(ع)، ج۳، ص۴۰۹
۱۲۹٫ الرجال، طوسى، ص۳۷۷؛ رجال النجاشى، ص۱۸۶؛ الرجال، علامه، ص۸۱
۱۳۰٫ تنقیح المقال (من نتائج التنقیح)، ج۱، ص۷۳
۱۳۱٫ الرجال، طوسى، ص۲۶۶؛ کتاب الرجال، برقى، ص۲۹
۱۳۲٫ همان؛ معجم رجال الحدیث، ج۹، ص۳۰ و ۳۱
۱۳۳٫ همان، ص۳۸۲؛ رجال النجاشى، ص۱۲۰
۱۳۴٫ همان.
۱۳۵٫ همان، ص۴۱۹
۱۳۶٫ رجال النجاشى، ص۱۲۰؛ معجم رجال الحدیث، ج۹، ص۲۳۹ و ۲۴۰
۱۳۷٫ تنقیح المقال (من نتائج التنقیح)، ج۱، ص۸۶
۱۳۸٫ الرجال، طوسى، ص۴۱۹
۱۳۹٫ الرجال، ابن داود، ص۲۲۵
۱۴۰٫ رجال الکشى، طوسى، ص۴۸۳ و ۵۰۶؛ مسند الامام الکاظم(ع)، ج۳، ص۴۳۵؛ رجال النجاشى، ص۴۴۷؛ الرجال، علامه، ص۱۱۶ و ۱۸۵
۱۴۱٫ همان، ص۵۰۶؛ همان.
۱۴۲٫ کتاب الرجال، برقى، ص۵۱؛ همان.
۱۴۳٫ الرجال، طوسى، ص۳۸۰؛ رجال الکشى، طوسى، ص۴۸۳ و ۵۰۶؛ رجال النجاشى، ص۴۴۷؛ الرجال، علامه، ص۱۱۶
۱۴۴٫ مسند الامام الجواد(ع)، ص۲۹۸
۱۴۵٫ رجال الکشى، طوسى، ص۵۰۶؛ الرجال، ابن داود، ص۲۲۵؛ الرجال، علامه، ص۱۱۶، بحارالانوار، ج۵۰، ص۱۰۴
۱۴۶٫ الرجال، طوسى، ص۱۱۹
۱۴۷٫ الفهرست، طوسى، ص۱۱۹
۱۴۸٫ تنقیح المقال(من نتائج التنقیح) ج۱، ص۸۸
۱۴۹٫ همان، ج۲، ص۱۶۲
۱۵۰٫ تهذیب الاحکام فى شرح المقنعه، طوسى، به تحقیق سید حسن خرسان(چاپ دوم: بیروت، دارالأضواء، ۱۴۰۶هـ./۱۹۸۵م.) ج۴، ص۲۲۴ و ج۶، ص۲۰ و ج۸، ص۱۰۶؛ الاستبصار فیما اختلف من الاخبار، طوسى، به تحقیق سید حسن خرسان (چاپ دوم: بیروت، دارالأضواء، ۱۴۰۶هـ./۱۹۸۵م.) ج۱، ص۲۲۶
۱۵۱٫ الرجال، طوسى، ص۳۸۰؛ رجال النجاشى، ص۲۱۷؛ الرجال، ابن داود، ص۲۰۷ و ۴۰۰؛ الرجال، علامه، ص۱۰۵
۱۵۲٫ مسند الامام الکاظم(ع)، ج۳، ص۴۴۳
۱۵۳٫ الرجال، طوسى، ص۳۸۰؛ رجال النجاشى، ص۲۱۷؛ کتاب الرجال، برقى، ص۵۴ و ۵۵؛ الرجال، علامه، ص۱۰۵
۱۵۴٫ همان، ص۴۰۳؛ کتاب الرجال، برقى، ص۵۵؛ مسند الامام الجواد(ع)، ص۳۰۸ و ۳۰۹
۱۵۵٫ رجال الکشى، طوسى، ص۵۶۷؛ الرجال، علامه، ص۱۸۹؛ مسند الامام الجواد(ع)، ص۱۴۵ و۱۴۶
۱۵۶٫ الفهرست، طوسى، ص۱۰۴؛ رجال النجاشى، ص۲۱۷
۱۵۷٫ رجال النجاشى، ص۲۱۸؛ الرجال، علامه، ص۱۱۱
۱۵۸٫ تنقیح المقال(من نتائج التنقیح)، ج۱، ص۹۷
۱۵۹٫ الرجال، طوسى، ص۲۳۴، کتاب الرجال، برقى، ص۲۴
۱۶۰٫ تنقیح المقال، ج۱، ص۹۹
۱۶۱٫ معجم رجال الحدیث، ج۱۱، ص۶۵
۱۶۲٫ تنقیح المقال(من نتائج التنقیح)، ج۱، ص۹۲؛ تنقیح المقال، ج۱، ص۱۸۴
۱۶۳٫ رجال الکشى، طوسى، ص۵۱۲؛ الرجال، ابن داود، ص۷۴؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۰، ص۳۱۱ و ۳۱۲
۱۶۴٫ رجال النجاشى، ص۲۷۹؛ الرجال، ابن داود، ص۲۳۷؛ الرجال، علامه، ص۱۰۲
۱۶۵٫الفهرست، طوسى، ص۹۴؛ الرجال، همو، ص۴۸۶
۱۶۶٫ الکافى، ج۶، ص۴۸۷
۱۶۷٫ التهذیب، ج۳، ص۲۱۰
۱۶۸٫ التوحید، محمد بن على صدوق، به تصحیح سید هاشم حسینى طهرانى(چاپ پنجم: قم، انتشارات اسلامى، ۱۴۱۶هـ.) ص۱۷۴
۱۶۹٫ الرجال، طوسى، ص۴۱۹ و ۴۳۳؛ الرجال، ابن داود، ص۲۴۴؛ کتاب الرجال، برقى، ص۵۸
۱۷۰٫ مسند الامام الکاظم(ع)، ج۳، ص۴۶۶
۱۷۱٫ رجال النجاشى، ص۲۷۸؛ الرجال، علامه، ص۹۹
۱۷۲٫ همان.
۱۷۳٫ الفهرست، طوسى، ص۹۰
۱۷۴٫ تنقیح المقال(من نتائج التنقیح)، ج۱، ص۱۰۸
۱۷۵٫ معجم رجال الحدیث، ج۲، ص۱۰۹
۱۷۶٫رجال النجاشى، ص۲۷۲
۱۷۷٫ الرجال، ابن داود، ص۲۴۸
۱۷۸٫ رجال النجاشى، ص۲۷۲؛ الرجال، علامه، ص۱۰۲
۱۷۹٫ تنقیح المقال(من نتائج التنقیح)، ج ۱،ص۱۰۹
۱۸۰٫ الرجال، طوسى، ص۴۸۴
۱۸۱٫ الفهرست، همو، ص۸۹
۱۸۲٫ تنقیح المقال(من نتائج التنقیح)، ج۱، ص۱۱۷
۱۸۳٫ الرجال، طوسى، ص۲۵۶
۱۸۴٫ رجال الکشى، ص۳۳۱؛ الرجال، علامه، ص۱۲۴؛ الاختصاص، ص۶۹؛ الرجال، ابن داود، ص۲۶۲
۱۸۵٫ همان، ص۳۳۳؛ همان؛ همان
۱۸۶٫ الرجال، طوسى، ص۳۸۱؛ الرجال، ابن داود، ص۲۶۳؛ الرجال، علامه، ص۱۲۴
۱۸۷٫ مسند الامام الجواد(ع)، ص۳۱۶ و ۳۱۷
۱۸۸٫ الفهرست، طوسى، ص۱۱۹؛ رجال النجاشى، ص۲۹۲
۱۸۹٫ تنقیح المقال(من نتائج التنقیح)، ج۱، ص۱۷
۱۹۰٫ معجم رجال الحدیث، ج۱۳، ص۱۴۹
۱۹۱٫ رجال النجاشى، ص۲۹۱؛ الرجال، ابن داود، ص۲۶۳؛ الرجال، علامه، ص۱۲۵
۱۹۲٫ همان.
۱۹۳٫ تنقیح المقال(من نتائج التنقیح)، ج۱، ص۱۱۹
۱۹۴٫ الرجال، طوسى، ص۲۶۶؛ معجم رجال الحدیث، ج ۱۳، ص۱۸۱
۱۹۵٫ همان، ص۲۵۸؛ الرجال، ابن داود، ص۲۶۸؛ کتاب الرجال، برقى، ص۳۰؛الرجال، علامه، ص۱۲۳
۱۹۶٫ رجال النجاشى، ص۲۹۶
۱۹۷٫ رجال الکشى، ص۳۳۲؛ الاختصاص، ۶۸
۱۹۸٫ الرجال، ابن داود، ص۲۶۸؛ الرجال، علامه، ص۱۲۲؛ الاختصاص، ص۱۹۵
۱۹۹٫ الفهرست، طوسى، ص۱۱۶؛ رجال النجاشى، ص۲۹۶
۲۰۰٫ الرجال، همو، ص۴۸۹
۲۰۱٫ تنقیح المقال(من نتائج التنقیح)، ج۱، ص۱۲۱
۲۰۲٫ الفهرست، طوسى، ص۸ و ۱۲۵؛ الرجال،همو، ص۴۸۹؛ رجال النجاشى، ص۳۰۹
۲۰۳٫ معجم رجال الحدیث، ج۱۳، ص۳۱۵
۲۰۴٫ مسند الامام الجواد(ع)، ص۳۱۹؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۴، ص۲۰۸
۲۰۵٫ الرجال، ابن داود، ص۲۹۱؛ الرجال، علامه، ص۱۵۴
۲۰۶٫ رجال النجاشى، ص۳۳۷
۲۰۷٫ معجم رجال الحدیث، ج۱۴، ص۳۳۶
۲۰۸٫ کمال الدین و تمام النعمه، محمد بن على صدوق (چاپ سوم: قم، انتشارات اسلامى، ۱۴۱۶هـ.)، ص۳؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۵، ص۱۵
۲۰۹٫ معجم رجال الحدیث، ج۱۵، ص۱۳، ۱۴، ۵۸
۲۱۰٫ رجال النجاشى، ص۳۴۹؛ الرجال، ابن داود، ص۲۹۷؛ الرجال، علامه، ص۱۴۶
۲۱۱٫ الرجال، طوسى، ص۴۹۳؛ رجال النجاشى، ص۳۴۸
۲۱۲٫ الفهرست، همو، ص۱۴۴؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۵، ص۴۶ و ۴۷
۲۱۳٫ رجال النجاشى، ص۳۴۹؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۵، ص۴۵ و۴۶
۲۱۴٫ تنقیح المقال(من نتائج التنقیح)، ج۱، ص۱۳۴
۲۱۵٫ مسند الامام الکاظم(ع)، ج۳، ص۵۰۸
۲۱۶٫ جامع الرواه، محمد بن على اردبیلى (انتشارات کتاب خانه آیه الله مرعشى، ۱۴۰۳هـ.) ج۲، ص۸۹
۲۱۷٫ مسند الامام الجواد(ع)، ص۳۲۰
۲۱۸٫ رجال النجاشى، ص۳۵۴؛ الرجال، ابن داود، ص۳۰۷؛ الرجال، علامه، ص۱۵۷
۲۱۹٫ مسند الامام العسکرى(ع)، ص۴۸ و ۳۳۲
۲۲۰٫ الفهرست، طوسى، ص۱۴۳؛ الرجال، همو، ص۴۳۶
۲۲۱٫ رجال النجاشى، ص۳۵۴
۲۲۲٫ همان؛ الرجال، ابن داود، ص۳۰۷؛ الرجال، علامه، ص۱۵۷
۲۲۳٫ جامع الرواه، ج۲، ص۹۹؛ مسند الامام الجواد(ع)، ص۳۲۱
۲۲۴٫ تنقیح المقال(من نتائج التنقیح)، ج۱، ص۱۳۶
۲۲۵٫ الرجال، ابن داود، ص۳۱۰ و ۳۸۸؛ الرجال، علامه، ص۱۵۵
۲۲۶٫ رجال النجاشى، ص۳۴۳؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۶، ص۶۲
۲۲۷٫ الرجال، طوسى، ص۴۲۳
۲۲۸٫ مسند الامام الجواد(ع)،عزیزالله عطاردى، ص۳۲۲
۲۲۹٫ الرجال، طوسى، ص۴۲۳؛ الرجال، علامه، ص۱۴۲
۲۳۰٫ رجال النجاشى، ص۳۷۰؛ الرجال، ابن داود، ص۳۱۰
۲۳۱٫ الفهرست، طوسى، ص۹۰
۲۳۲٫ تنقیح المقال(من نتائج التنقیح)، ج۱، ص۱۳۸
۲۳۳٫ الرجال، ابن داود، ص۳۱۶
۲۳۴٫ مسند الامام الکاظم(ع)، ج۳، ص۵۱۶
۲۳۵٫ الرجال، طوسى، ص۳۸۸؛ رجال النجاشى، ص۳۶۷
۲۳۶٫ الفهرست، طوسى، ص۱۴۷
۲۳۷٫ الرجال، همو، ص۳۸۹
۲۳۸٫ کتاب الرجال، برقى، ص۵۱
۲۳۹٫ الرجال، طوسى، ص۳۸۸، ۳۸۹، ۳۹۳؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۶، ص۲۴۲
۲۴۰٫ تنقیح المقال(من نتائج التنقیح)، ج۱، ص۱۴۲
۲۴۱٫ معجم رجال الحدیث، ج۱۶، ص۳۳۴
۲۴۲٫ الرجال، طوسى، ص۴۲۲؛ کتاب الرجال، برقى، ص۵۹
۲۴۳٫ الفهرست، طوسى، ص۱۵۵
۲۴۴٫ الرجال، ابن داود، ص۳۲۶؛ رجال النجاشى، ص۳۴۹؛ الرجال، علامه، ص۱۵۶
۲۴۵٫ مسند الامام العسکرى(ع)، ص۳۴۰
۲۴۶٫ الفهرست، طوسى، ص۱۴۵؛ رجال النجاشى، ص۳۴۹
۲۴۷٫ تنقیح المقال(من نتائج التنقیح)، ج۱، ص۱۴۳
۲۴۸٫ الرجال، ابن داود، ص۳۳۰؛ الرجال، علامه، ص۱۵۴ و ۲۷۰
۲۴۹٫ رجال النجاشى، ص۳۳۸؛ الرجال، علامه، ص۱۵۴
۲۵۰٫ تنقیح المقال(من نتائج التنقیح)، ج۱، ص۱۴۸
۲۵۱٫ کتاب الرجال، برقى، ص۵۱؛ مسند الامام الکاظم(ع)، ج۳، ص۵۳۱
۲۵۲٫ الرجال، طوسى، ص۳۹۱
۲۵۳٫ رجال الکشى، طوسى، ص۵۰۵؛ الرجال، ابن داود، ص۳۴۳؛ الرجال، علامه، ص۱۷۲؛ مسند الامام الرضا(ع)، ج۲، ص۴۴۸؛ الاختصاص، ص۸۸
۲۵۴٫ رجال النجاشى، ص۴۲۳
۲۵۵٫ تنقیح المقال(من نتائج التنقیح)، ج۱، ص۱۵۰
۲۵۶٫ الرجال، طوسى،ص۴۲۳؛ کتاب الرجال، برقى، ص۵۹
۲۵۷٫ همان، ص۵۷؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۹، ص۱۳
۲۵۸٫ معجم رجال الحدیث، ج۱۹، ص۴۹
۲۵۹٫ الرجال، ابن داود، ص۳۵۴؛ الرجال، علامه، ص۱۶۶
۲۶۰٫ رجال النجاشى، ص۴۰۶
۲۶۱٫تنقیح المقال (من نتائج التنقیح)، ج۱، ص۱۵۵
۲۶۲٫ الرجال، طوسى، ص۳۰۷؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۹، ص۲۸
۲۶۳٫رجال النجاشى، ص۴۰۷؛ الرجال، ابن داود، ص۳۵۶؛ الرجال، علامه، ص۱۶۶
۲۶۴٫ همان.
۲۶۵٫ همان، ص۴۵۳؛ کتاب الرجال، برقى، ص۵۱
۲۶۶٫ تنقیح المقال(من نتائج التنقیح)، ج۱، ص۱۶۴؛ الرجال، ابن داود، ص۳۷۰
۲۶۷٫ کتاب الرجال، برقى، ص۵۱؛ مسند الامام الکاظم(ع)، ج۳، ص۵۶۱
۲۶۸٫ الرجال، طوسى، ص۳۹۵
۲۶۹٫ مسند الامام الجواد(ع)، ص۳۳۱
۲۷۰٫ الفهرست، طوسى، ص۱۸۳
۲۷۱٫ کتاب الرجال، برقى، ص۲۸
۲۷۲٫ منظور از علما، محدثینى است که ائمه(ع) را درک نکرده اند.
۲۷۳٫ ر.ک: شجره خاندان اشعرى.
۲۷۴٫علما و خاندان هاى امامى جبال و خراسان، محمد حاج تقى (پایان نامه)، ۱۳۷۵ش.، ص۱۹۴
۲۷۵٫ همان، ص۱۰۲
۲۷۶٫ تاریخ قم، حسن بن محمد قمى، ص۲۴۱

برچسب ها :

نـظـرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.