اعمال روزهاى آخر ماه ذى الحجّه

روز بیست و پنجم این ماه نیز از ایّام متبرّکه است، و مشهور آن است که سوره مبارکه «هل اتى» در شأن

حضرت امیر المؤمنین و حضرت فاطمه و حسنین(علیهم السلام)در این روز نازل شده به سبب آن که

حسنین(علیهما السلام)بیمار شدند و حضرت رسالت پناه(صلى الله علیه وآله)به عیادت ایشان رفت و امر

فرمود که حضرت امیرالمؤمنین و فاطمه و حسنین(علیهم السلام) نذر کنند که اگر خدا ایشان

] حسنین(علیهما السلام) [ را عافیت دهد سه روز روزه بگیرند. و چون حق تعالى عافیت کرامت فرمودند، پس

آن چهار بزرگوار با فضّه ـ خادمه ایشان ـ روزه گرفتند و نداشتند چیزى که به آن افطار نمایند. پس حضرت امیر

المؤمنین(علیه السلام)قدرى پشم از شمعون یهودى گرفت با سه صاع از جو که حضرت فاطمه(علیها

السلام)هر روز ثلث آن پشم را بریسد و یک صاع از آن جو را به مزد خود بردارد، پس حضرت فاطمه(علیها

السلام)در روز اوّل ثلث آن پشم را رشت و صاعى به مزد برداشت و آرد کرد و پنج گرده نان پخت و چون حضرت

امیر با حضرت رسول(صلى الله علیه وآله)نماز شام کرد و به خانه برگشت و حضرت فاطمه(علیها السلام)پنج

گرده نان را حاضر کرد، و خواستند که افطار نمایند. مسکینى بر در خانه ندا کرد: السَّلام عَلَیکم اى اهل بیت

محمّد(صلى الله علیه وآله)من مسکینم از مساکین مسلمانان مرا اطعام دهید تا خدا شما را از مائده هاى

بهشت طعام دهد. پس حضرت امیر(علیه السلام)ابتدا کرد و فرمود: «من نان خود را به مسکین مى دهم» و

سایر اهل بیت(علیهم السلام)با فضّه با آن حضرت موافقت کرده نان هاى خود را به سائل دادند و به آب افطار

کردند.

و روز دیگر را روزه داشتند باز حضرت فاطمه(علیها السلام)ثلث پشم را ریشته و یک صاع جو را نان کرده و شب

خواستند افطار کنند، یتیمى از اولاد مهاجرین در خانه آمد و همگى نان هاى خود را به او دادند و به آب افطار

کردند.

و در روز سوّم نیز روزه داشتند وحضرت فاطمه(علیها السلام)بقیه پشم را رشته و یک صاع جو را به مزد

برداشته و آرد کرده و نان نموده، تا وقت شب که خواستند افطار کنند، اسیرى از اسیران کافران بر در خانه

آمده و سؤال کرده آن بزرگواران به نحو شب هاى سابق، گرده هاى نان را به سائل دادند و به آب افطار کردند.

و چون صبح شد حق تعالى سوره کریمه «هَل أتى» را در شأن ایشان فرستاد و در آن سوره اشاره به این

قصّه فرموده که (یُوفُونَ  بِالنَّذْرِ) پس حضرت رسول(صلى الله علیه وآله)به خانه اهل بیت طاهره خود آمد و

ایشان را با آن شدّت گرسنگى و آن حالت غریب مشاهده نمود، گریست و فرمود که: «این چه حالت است که

در شما مى بینم و حسنین خود را دید که از نقاهت بیمارى و گرسنگى مانند جوجه که از تخم بیرون آید

مى لرزند و حضرت فاطمه(علیها السلام)در محراب عبادت ایستاده بود از گرسنگى شکم مبارکش به پشت

چسبیده بود و چشم هایش فرو رفته بود. چون از نماز فارغ شد، حق تعالى خوانى از بهشت براى

فاطمه(علیها السلام)فرستاد که در آن کاسه بود و گوشت و ثرید گرم در آن میان بود که مى جوشید و بویى

بهتر از مشک از آن ساطع بود. پس حضرت فاطمه(علیها السلام)آن خوان را به نزد حضرت رسول(صلى الله علیه

وآله)آورد، حضرت فرمود: «اى فاطمه این را از کجا آوردى؟» گفت: «از جانب خدا آمده است خدا هرکه را

خواهد، بى حساب روزى مى دهد». حضرت فرمود که: «الحمد للّه از دنیا نرفتم تا در اهل بیت خود شبیه مریم

مادر عیسى را دیدم». پس از آن تناول نمودند و تا هفت روز از آن طعام مى خوردند و آخر نمى شد. و سنّیان

نیز این قضیّه را قبول دارند و به طرق بسیار نقل کرده اند.

و مناسب است که شیعیان اهل بیت(علیهم السلام)در این ایّام تأسّى کنند به موالیان خود در تصدّق کردن بر

مساکین و یتیمان و سعى نمایند در اطعام ایشان; و اعمال روز مباهله در این روز نیز مناسب است; و شیخ

مفید گفته است که مستحبّ است که این روز را روزه بدارند براى شکر نعمت نزول «هل أتى» در شأن آل

عبا(علیهم السلام).

و روز بیست و ششم، بنابر مشهور روزى است که ابو لؤلؤه بر خلیفه دوّم اهل سنّت زخم زده.

و روز بیست و هفتم، مروان که آخر خلفاى بنى امیّه است هلاک شده، و دولت بنى امیّه بر طرف شده. و

بعضى گفته اند که این روز روز ولادت امام على نقى(علیه السلام) بوده. پس روز بسیار شریفى است و شکر

الهى را بجا باید آورد.

و روز بیست و نهم، خلیفه ثانى از دنیا رفته بنابر مشهور بین اهل تاریخ.

برچسب ها :

نـظـرات

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.