در مورد سند بخش آخر دعای عرفه

مرحوم محدث قمی در مفاتیح اشاره می کند که این ذیل دعا در اقبال سید بن طاووس آمده ولی در کتاب بلد الامین کفعمی نقل نشده است، علامه مجلسی با وجود مقدم بودن سید بن طاووس و نزدیک بودن وی به زمان ائمه، نقل کفعمی را ترجیح داده و موافق روایت کفعمی (بدون ذیل دعا) دعای عرفه را ایراد نموده است.[۱]
با تحقیق در سخنان علامه مجلسی دانسته می شود که مرحوم سید در کتاب مصباح دعا را بدون ذیل آورده است.
آیت الله شبیری زنجانی در یکی از سخنرانی های خود در مدرسه فیضیه چند دقیقه ای در مورد دعای عرفه سخن گفتند و در ضمن اشاره به ذیل دعای عرفه کرده و گفتند: مرحوم جلال همایی در مولوی نامه این ذیل را از ابن عطا ء الله  اسکندرانی دانسته است.
مرحوم علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی ضمن تأیید سخن علامه مجلسی که آن را از سخنان صوفیان دانسته این قسمت از دعا را فقره نوزدهم و بیستم از سی و پنج فقره مناجات شیخ عطا الله اسکندرانی دانسته است.[۲] مرحوم جلال الدین همایی در توضیح «الهی انا الفقیر» بیان می کنند که در تحقیقات خود عین این بخش از دعا را در کتاب «الحکم العطائیه» دیده اند و مسلم می دارند که در این باره تخلیطی شده[۳] «حکم العطائیه» همراه با شروح آن بارها در مصر چاپ شده و کتاب کم حجمی در زمینه اخلاق به روش عرفا است که شامل دعوات و مقامات عرفانی مرحوم اسکندرانی می باشد و سخن مرحوم همایی کاملا درست می باشد.
بعضی از اشخاص، همچون حاجی خلیفه در کتاب «کشف الظنون» خود و مرحوم مدرس تبریزی در کتاب «ریحانه الادب» و خانم خفیظی در دائره المعارف بزرگ اسلامی در مورد شخصیت اسکندرانی و آثار او، اساتید ایشان و حتی کرامات این شخص صحبت کرده اند. مجموعه کتاب و تألیفات اسکندرانی به بیش از هفده می رسد. کتاب «حکم العطائیه» از زمان خود مؤلف مورد عنایت بوده حتی شخصی به نام شیخ رزوق سی شرح بر آن نوشته. اگر شخصیتی که این همه مورد توجه بود حتی اگر بپذیریم که می خواسته کلمات امام حسین ـ علیه السلام ـ را به نام خود نشر دهد حتی قدرت و جسارت چنین سرقتی بخاطر مشهور بودن وی بین بزرگان نداشته است. بنابراین با توجه به این که دقیقا همان قسمتی از دعا که شیخ کفعمی نقل نکرده، در کتاب « حکم العطائیه» آمده و عدم نقل کفعمی در بلد الامین و سید بن طاووس در مصباح الزائر و یافت نشدن این بخش در نسخه قدیمی اقبال به شهادت علامه مجلسی جای شک و شبهه نمی ماند که این ذیل از حضرت ابا عبدالله ـ علیه السلام ـ نیست و از منشأت ابن عطا الله اسکندرانی عارف مشهور قرن هفتم است. علاوه بر دلایل گفته شده، موید های بر این مطلب وجود دارد.
الف) عدم سازگاری لسان این دعا با ادعیه صادره از معصومین ـ علیهم السلام ـ به طوری که از تغییر لحن به خوبی فهمیده می شود.
ب) عبارات دعا، در بعضی موارد، شبیه به اصطلاحات اهل معقول و عرفان است و شاید توجه بیش از حد بعضی به این قسمت، همین بوده که احساس کرده اند با اصطلاحات و کلمات فلاسفه و عرفا سازگارتر است.
برای نمونه به این فقره توجه کنید که با عبارات معصومین از حیث سبک هم خوانی ندارد، «کیف أتوسل الیک بما هو محال ان یصل الیک».
ج) در این تتمه و ذیل دعا، حتی یک بار هم ذکر صلوات بر محمد و آل محمد نیامده است در صورتی که روش ائمه ـ علیهم السلام ـ بر این بوده که، به ویژه در دعاهای مفصل و طولانی، حتی اگر در اوایل دعا نام پیامبر و آلش نیاید و صلوات بر آن نفرستد، در اواسط و خاتمه مکرر نام محمد و آل او می آید همین طور که در دعای عرفه سید الشهداء نیز چنین است ولی در تتمه نام پیامبر و آل او نیامده که این با دیگر دعاه های مأثوره تفاوتی چشم گیر دارد.
د) در هیچ جای دعا، از موقف حج و عرفه یاد نشده، در حالی که در دعای امام ـ علیه السلام ـ چندین بار به مناسبت، از آنها نام برده شده است.
به این سؤال که این قسمت دعا از مضامین عالی و مورد توجه اهل معنا می باشد و تصور صدور آن از غیر معصوم نمی شود در پاسخ باید گفت که اگر بنا باشد که هر کلام حکیمانه ای را از ناحیه معصوم بدانیم باید بگوییم که دیگر کلمات هم که در کتاب حکم عطائیه آمده از معصومین صادر شده است. در گذشته نیز مانند این کلمات حکیمانه بر زبان اولیای خدا که پیامبر و امام نبوده اند مثل کلمات حکیمانه لقمان در قرآن کریم و یا بیانات علامه حسن زاده آملی در زمان خودمان و حضرت امام خمینی(ره) فراوان بوده است.
امّا این که چطور این بخش به ذیل دعای عرفه در کتاب اقبال راه یافته است. اصل چنین امری هیچ بعید به نظر نمی رسد.
در گذشته کم و زیاد کردن در کتب حدیثی مانند اضافه کردن قسمت هایی در ردّ و ذمّ صوفیه به حدیقه الشیعه فراوان وجود داشته است. یعنی گاهی در دنباله روایات، شرح ها و بیان هایی نیز می آمد که در برخی موارد با روایت مخلوط می شد و عده ای تصور می کردند که این قسمت هم روایت است.
برخی از محققین پیش از آنکه در مورد انتساب ذیل دعا به امام ـ علیه السلام ـ و اثبات صدور این کلمات از حضرت سید الشهداء ـ علیه السلام ـ بپردازند به سازگاری آن با متن قرآن و روایات پرداخته اند این بررسی درست نیست زیرا این کار را می توان در مورد کلمات مندرج در اشارات بو علی و اسفار ملا صدرا و دیگران نیز انجام داد و در آخر به این نتیجه رسیده که فلان گزاره در این کتاب ها با قرآن و روایات سازگار است ولی باید دانست که مخالف قرآن نبودن مطلبی دلیل نمی شود که ائمه اطهار آن را گفته باشند و آنچه مغفول مانده بررسی سندی این ذیل از دعاست نه بررسی محتوایی.[۴]
در آخر فهرست چند کتاب که در شرح دعای عرفه نوشته شده است بیان می شود.

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
۱ـ سیری در دعای عرفه امام حسین ـ علیه السلام ـ ، علی رضا سید کباری، قم، آستانه مقدسه، ۱۳۷۴ش.
۲ـ شرح دعای عرفه، شیخ محمد علی بن شیخ ابو طالب زاهدی جیدانی اصفهانی (م ۱۱۸۱ق).
۳ـ شرح دعای عرفه، سید احمد فقیه امامی، (نسخه خطی).

پی نوشت ها:
[۱]. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، بیروت، ج۹، ص۲۱۳٫
[۲]. حسینی طهرانی، محمد حسین، الله شناسی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۲۵۱٫
[۳]. همائی، جلال الدین، مولوی نامه، ۱۳۷۶ش، ج۲، ص۱۸، حاشیه.
[۴]. خلاصه ای از مقاله، پژوهشی درباره ذیل دعای عرفه، حسین ترابی، فصل نامه میقات حج، ش۵۱، بهار ۱۳۸۴ش، ص۴۴ ـ ۶۹٫

برچسب ها :

نـظـرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.