یا على ! مى دانى این زنبور چه مى گوید؟

یا على ! مى دانى این زنبور چه مى گوید؟
یک روز آقا رئیس اسلام ، خاتم الانبیاء، محمّد مصطفى (ص )، با آقا امیرالمؤ منین على (ع )، در میان نخلستانها نشسته بودند. که یک وقت سر و کله زنبورِ عسلى ظاهر شد، و شروع کرد، دور پیغمبر اکرم (ص ) چرخیدن .
پیغمبر (ص ) فرمود:
یا على ! مى دانى این زنبور چه مى گوید.
حضرت على (ع ) فرمود: خیر.
آقا رسول اکرم (ص ) فرمودند:این زنبور امروز ما را مهمانى کرده و مى گوید: یک مقدار عسل در فلان محل گذاشته ام ، آقا امیرالمؤ منین (ع ) را بفرستید، تا آن را از آن محل بیاورد.
آقا امیرالمؤ منین على (ع ) بلند شدند و آن عسل را از آن محل آوردند.
حضرت رسول خدا(ص ) فرمود:اى زنبور، غذاى شما که از شکوفه گل تلخ است . به چه علّتى آن شکوفه به عسل شیرین تبدیل مى شود؟
زنبور گفت : یا رسول اللّه ، شیرینى این عسل ، از برکت ذکر وجود مقدّس ‍ شما، و (آل ) شماست ، چون هر وقت ، مقدارى از شکوفه استفاده مى کنیم ، همان لحظه به ما الهام مى شود که سه بار بر شما صلوات بفرستیم .
وقتى که مى گوئیم : اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد به برکت صلوات بر شما، عسل ما شیرین مى شود.
داستانهایى از صلوات بر محمد و آل محمد (ص ): ص ۲۱
برچسب ها :

نـظـرات

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.