خداشناسی را از این پیرزن یاد بگیرید

آیت‌الله روح‌الله قرهی مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) روایتی را بیان نمودندکه در ادامه میخوانید:

پیامبر(ص) با صحابه خودشان از جایی رد می‌شدند، یک پیرزنی جلوی درب خانه نشسته بود و نخ‌ریسی می‌کرد. پیامبر را دید، با آن حال ضعف پیری و …، بلند شد و سلام و تعظیم کرد. پیامبر فهمید که او با معرفت است. پیامبر(ص) فرمود: خدا را چگونه شناختی؟ پیرزن چون برای تعظیم و تکریم پیامبر بلند شده بود، دیگر نخ‌ریسی خود را رها کرده بود. وسیله نخ‌ریسی او آرام آرام می‌چرخید تا بایستد. پیرزن گفت: یا رسول الله! این چرخ دستی را که من با آن نخ‌ریسی می‌کنم، خودم دارم می‌چرخانم و وقتی آن را رها می‌کنم، آرام آرام می‌ایستد. این عالم با عظمت هم دارد، می‌چرخد و یک ید قدرتی می‌خواهد که آن را بچرخاند و إلّا همه چیز نابود می‌شد. پیامبر رو به اصحابش کرد و فرمود: خداشناسی را از این پیرزن یاد بگیرید.

پیرزن

آیت‌الله العظمی سیّد ابوالحسن اصفهانی ذیل این روایت شریفه نکته‌ای را بیان فرمودند که غوغاست. ایشان می‌فرماید: این پیرزن، نشانه این نکته پروردگار عالم است: «خَلَقْتُکَ خَلْقاً عَظِیماً وَ کَرَّمْتُکَ عَلَى جَمِیعِ خَلْقِی»؛ یعنی عقل داشت.

آیت‌الله مولوی قندهاری می‌فرمودند: آیت‌الله العظمی سیّد ابوالحسن اصفهانی دو، سه مرتبه فرمودند: من از خدا خواستم که فردای قیامت هر جایی لنگ ماندم، طوری باشد که از این پیرزن کمک بگیرم. چرا؟ چون او در باب معرفت و عقل است. پس عقل یعنی این. عقل، خلقت عظیم است. هیچ چیزی هم نداشته باشی، امّا عقل داشته باشی، همه چیز داری. امّا همه عالم به صورت ظاهر در ید تو باشد، ثروت عظیم، مقام و … هم داشته باشی، ولی عقل نداشته باشی، گویی هیچ چیزی نداری. «قَالَ ثُمَّ خَلَقَ الْجَهْلَ مِنَ الْبَحْرِ الْأُجَاجِ ظُلْمَانِیّاً »، سپس عقل را از آن دریای به ظلمت پیچیده شده خلق کرد – همان‌طور که بیان کردم، این‌ها از مطالب حکمتی است – «فَقَالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ»، پس به او گفت: برو، رفت. «ثُمَّ قَالَ لَهُ أَقْبِلْ فَلَمْ یُقْبِلْ»، سپس به او گفت: برگرد، برنگشت. «فَقَالَ لَهُ اسْتَکْبَرْتَ فَلَعَنَهُ»

منبع:فارس

برچسب ها :

نـظـرات

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.