نحوه ی مراجعت اهلبیت(ع) به کربلا در اربعین

نحوه ی مراجعت اهلبیت(ع) به کربلا در اربعین

اربعین در لغت به معنای «چهل و چهلم» می باشد. این عدد در فرهنگ اسلامی و در معارف عرفانی، جایگاه خاصی دارد. در فرهنگ عاشورا و موضوع بحث ما، اربعین به چهلمین روز شهادت حسین بن علی ـ علیه السلام ـ گفته می شود که مصادف با روز بیستم ماه صفر است. آن چه مورد اتفاق همه نویسندگان و علماء می باشد، ورود جابر بن عبدالله انصاری و عطیه عوفی به کربلا و زیارت قبر حضرت سید الشهداء ـ علیه السلام ـ است.

پوستر " از مصاف سر و شمشیر چهل روزگذشت

اما در مورد ورود کاروان اسرای اهلبیت ـ علیهم السلام ـ در بازگشت از شام به کربلا در همان سال و دیدار با جابر اختلاف نظر وجود دارد.[۱]
عده ای از جمله شهید مطهری(ره)[۲]،  دکتر محمد ابراهیم آیتی[۳]،  مرحوم شیخ عباس قمی[۴]،  و علامه محدث نوری [۵] ورود اهلبیت به کربلا را در سال نخست اربعین امام ـ علیه السلام ـ قبول ندارند و آن را محال و حتی افسانه می دانند. و برخی از جمله مرحوم قاضی طباطبایی(ره) (شهید محراب)[۶]  و مرحوم سید ابن طاووس[۷]و… آن را قبول دارند.
همان طور که مرحوم قاضی طباطبایی(ره) در کتابش نوشته اند: «از علماء امامیه تا قرن هفتم هجری شبهه و اشکالی در این موضوع دیده نشده است و اول کسی که شبهه کرده غیر از سید اجل اعظم سید رضی الدین علی بن طاووس حسنی(ره) در کتاب اقبال سراغ نداریم».[۸]  بنابراین نظر شیخ صدوق(ره) گویا تأیید ورود اهل بیت ـ علیهم السلام ـ در سال نخست به کربلا می باشد.
البته شیخ ابن بابویه (شیخ صدوق(ره)) در «أمالی» خود، اشاره صریح و آشکار نسبت به ورود اهلبیت ـ علیهم السلام ـ در سال اول به کربلا را ندارد. عین عبارت او چنین است: «حارث بن کعب از فاطمه، دختر علی ـ علیه السلام ـ نقل می کند که: یزید دستور داد، خانواده حسین ـ علیه السلام ـ را با امام سجاد ـ علیه السلام ـ زندانی کردند. زندان چنان بود که آنان را از گرما و سرما، نگاه نمی داشت تا آن جا که صورت های آنان پوست انداخت. در بیت المقدس، هر سنگی که از روی زمین بر می داشتند، خون تازه در زیر آن دیده می شد. و مردم آفتاب را روی دیوارها چنان سرخ رنگ می دیدند که گویی بر آنها چادرهای رنگین کشیده شده بود. این وضع ادامه داشت، تا زمانی که امام سجاد ـ علیه السلام ـ با زنان از شام خارج شدند و سر امام حسین ـ علیه السلام ـ را به کربلا بازگردانیدند».[۹]
روشن است که سر امام حسین ـ علیه السلام ـ را تا یک سال به تأخیر نینداختند. بنابراین نظر شیخ به سال اول اربعین یا پس از اربعین انصراف دارد.
اما درباره نظر شیخ مفید(ره)، تقریباً عبارتی صریح وجود دارد که ورود اهلبیت ـ علیهم السلام ـ در سال نخست را تأیید نمی کند؛ شیخ در وقایع ماه صفر می نویسد: «در روز بیستم صفر، حرم حضرت ابی عبدالله ـ علیه السلام ـ رجوع کردند از شام به مدینه، و در همان روز جابر بن عبدالله به جهت زیارت امام حسین ـ علیه السلام ـ به کربلا آمد و اول کسی است که امام ـ علیه السلام ـ را زیارت کرد».[۱۰]
بر اساس این قرینه که جابر به کربلا رفته خاندان امام هم رفته اند چون در آن زمان شهری به نام کربلا نبود بلکه در مسیر راه نام یک دشت بود که برای توقف هیچ مانعی نبود.
نکته قابل توجه در عبارت فوق، کلمه «رجوع» است؛ یعنی اهل بیت ـ علیهم السلام ـ در روز بیستم صفر از شام خارج شدند. و دیگر اینکه از شام به طرف مدینه، نه کربلا. بدین ترتیب حضور اهل بیت ـ علیهم السلام ـ در سال اول اربعین در کربلا تأیید نمی شود.
از طرف دیگر در کتاب الارشاد، شیخ در حوادث شام و حضور اهلبیت ـ علیه السلام ـ در نزد یزید می نویسد: «یزید از کار خود پشیمان و نعمان بن بشیر را ملامت و دستور داد که زنان را آماده حرکت کند به طرف مدینه».[۱۱]
علامه دزفولی بیشتر در زمینه های علوم قرآنی نظر دارد و کتاب های او در آن رابطه است. با توجه به این مطلب، در مورد اربعین، اثری که بتوان از آن عقیده اش را استنباط کرد علیرغم تلاش و کوشش به دست نیامد.
از جمله کتاب های آن مرحوم در رابطه با علوم قرآنی می توان به «قانون تفسیر»، «قرآن ثقل اکبر»، «قرآن و جامعه» و… اشاره نمود. کتاب های «عترت ثقل کبیر» و «تاریخ مختصر صدر اسلام» در مورد تاریخ است.[۱۲]
درباره نظر علامه مجلسی(ره) باید گفت که ایشان نظر خاصی ارائه نداده و اقوال مختلف را در این زمینه نقل نموده اند. در جلد ۹۸ کتاب بحارالانوار در باب زیارت اربعین، علامه مطالبی را از شیخ کفعمی(ره) و سید ابن طاووس نقل نموده اند، ولی اظهار نظری نکرده اند.[۱۳]
بنابراین در مورد ورود اهلبیت امام حسین ـ علیهم السلام ـ به کربلا در سال نخست اربعین اختلاف نظر وجود دارد؛ و نظر شیخ صدوق(ره) احتمالاً سال اول، نظر شیخ مفید(ره) سال دوم، عقیده علامه دزفولی به دست نیامده و علامه مجلسی سکوت نموده و چیزی نفرموده اند.
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
۱ـ شیخ مفید، امالی.
۲ـ عماد الدین طبری، بشاره المصطفی.
پی نوشت ها:
 [۱] محدثی، جواد، فرهنگ عاشورا، قم، نشر معروف، ۱۳۷۴ش، ص۴۱٫
 [۲] مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، نشر صدرا، چاپ سوم، ۱۳۶۸، ج۱۷، ص۷۸ و ص۵۸۶٫
 [۳] آیتی، محمد ابراهیم، بررسی تاریخ عاشورا، قم، نشر امام عصر(عج)، چاپ اول، ۱۳۸۱ش، ص۱۷۸٫
 [۴] شیخ عباس قمی، منتهی الآمال، قم، نشر هجرت، چاپ چهارم، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۸۱۸٫
 [۵] محدث نوری، لؤلؤ و مرجان (در آداب اهل منبر)، قم، نشر طباطبایی، چاپ سوم، ۱۳۷۵ش، ص۱۵۴٫
 [۶] قاضی طباطبایی، محمدعلی، تحقیقی درباره اول اربعین حضرت سید الشهداء، قم، بنیاد علمی و فرهنگی شهید آیت الله قاضی طباطبایی، چاپ سوم، ۱۳۶۸ش.
 [۷] سید ابن طاووس، لهوف، ترجمه ابوالحسن میرابوطالبی، قم، دلیل ما، چاپ اول، ۱۳۸۰ش، ص۱۹۷٫
 [۸] تحقیقی درباره اول اربعین حضرت سیدالشهداء، همان، ص۲٫
 [۹] شیخ صدوق، امالی الصدوق، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، چاپ پنجم، ۱۴۰۰ق، ص۱۴۲٫
 [۱۰] شیخ مفید، مصنفات الشیخ المفید، قم، کنگره جهانی هزاره شیخ مفید، چاپ اول، ۱۴۱۳ق، ج۷ (مسار الشیعه)، ص۴۶٫
 [۱۱] شیخ مفید(ره)، الارشاد، قم، کنگره جهانی هزاره شیخ مفید، چاپ اول، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۲۲٫
 [۱۲] مجله گلستان قرآن، شماره ۲۰۳، سال هشتم، فروردین سال ۱۳۸۴ش، ص۷٫
 [۱۳] مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه وفا، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق، ج۹۸، ص۳۳۴٫

برچسب ها :

نـظـرات

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.