نگاهی گذرا به زندگی ننگین یزید بن معاویه

نگاهی گذرا به زندگی ننگین یزید بن معاویه

یزید فرزندمعاویه بن ابی سفیان
مادرش میسون دختر بجدل یا بحدل کلبی[۱].
درتاریخ تولد: ۲۵ق[۲] (یا ۲۶ق) متولد شد.[۳]
وی دومین حاکم از حکام بنی امیه است و عیاش و هوسران و دائم الخمر بود. لباس های حریر و جلف می پوشید و سگ و میمونی داشت که ملازم و هم بازی او بودند. مجالس شب نشینی او با ساز و طرب و شراب و قمار برگزار می شد. میمون خود را «ابوقیس» می خواند و او را لباس زیبا می پوشانید و در مجالس شرابش حاضر می ساخت و گاهی سوار اسبش می کرد و به مسابقه می فرستاد.[۴]
 معاویه ىر سال ۵۶ق به پیشنهاد مغیره بن شعبه با تمهیدات فراوان وصرف هزینه های گزاف و خرید آرای بسیاری توانست برای یزید به عنوان خلیفه بیعت بگیرد.[۵] و چون معاویه در سال ۶۰ق فوت کرد، مردم همگی از یزید اطاعت کردند جز ۴ نفر: حسین بن علی ـ علیه السلام ـ ، عبدالله بن زبیر، عبدالرحمان بی ابی بکر و عبدالله بن عمر. چون آنان در مدینه بودند، یزید به حاکم مدینه (ولید بن عتبه) نامه نوشت که این چهار نفر را به بیعت من بخوان و اگر سرپیچی کردند، آنان را به قتل برسان.
امام حسین ـ علیه السلام ـ از بیعت سر باز زد و به مکه رفت و از آنجا به عراق و در کربلا به شهادت رسید (دهم محرم ۶۱ق).
در سال ۶۳ق مردم مدینه بر یزید شورش کردند و بنی امیه را از شهر بیرون راندند. یزید مسلم بن عقبه را مأمور سرکوبی این شهر کرد و او مدینه را ویران و مردم شهر را قتل عام نمود و این کشتار زشت، در تاریخ اسلام به نام وقعه حرّه معروف شد.[۶]
در سال ۶۴ق مسلم بن عقبه را جهت سرکوب عبدالله بن زبیر به مکه اعزام داشت و او منجنیق ها برآورد و کعبه را به آتش و سنگ بست.
سرانجام یزید پس از ارتکاب این ۳ جنایت هولناک (قتل حسین ـ علیه السلام ـ و یارانش، قتل عام مردم مدینه و حمله به مکه) در ۱۵ ربیع الاول سال ۶۴ق در «حوارین» مرد، لاشه او را به دمشق آوردند و برادرش خالد و به نقلی پسرش معاویه دوم بر او نماز خواند و در مقبره «باب الصغیر» دمشق دفن شد.[۷]
 
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
۱ـ فرهنگ عاشورا، جواد محدثی.
۲ـ فرهنگ اعلام تاریخ اسلام، سید غلام رضا تهامی، ج۲٫
۳ـ مروج الذهب، مسعودی، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج۲٫
۴ـ معارف و معاریف، سید مصطفی حسینی دشتی، ج۱۰٫
——————————–
[۱]. نیشابوری، عبدالحسین، تقویم شیعه، قم، انتشارات دلیل ما، چاپ اول، ۱۳۸۲ش، ص۸۷ و ۸۸؛ حسینی شتی، سید مصطفی، معارف و معاریف، قم، چاپ صدر، چاپ دوم، ۱۳۷۶ش، ج۱۰، ص۵۹۱٫ شیخ عباس قمی، سفینه البحار، مشهد، بنیاد پژوهش های آستان قدس رضوی، چاپ اول، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۵۳۵٫
[۲]. محدثی، جواد، فرهنگ عاشورا، قم، نشر معروف، چاپ اول، ۱۳۷۴ش، ص۴۸۲٫
[۳]. معین، محمد، فرهنگ فارسی (اعلام)، تهران، انتشارات امیر کبیر، چاپ نهم، ۱۳۷۵ش، ج۶، ص۲۳۳۳٫
[۴]. معارف و معاریف، همان، ص۵۹۱؛ علی بن حسین مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ترجمه پاینده، ابوالقاسم، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ هفتم، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۷۱ و ۷۲؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، چاپ اول، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۵۴٫
[۵]. دهخدا، علی اکبر، دایره المعارف دهخدا، تهران، موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه، چاپ اول (از دوره جدید)، ۱۳۷۳ش، ج۱۴، ص۲۱۰۳۱؛ معارف و معاریف، همان، ص۵۹۱ و ۵۹۲٫
[۶]. تهامی، سید غلامرضا، فرهنگ اعلام تاریخ اسلام، تهران، شرکت سهامی انتشار، چاپ اول، ۱۳۸۵ش، ج۲، ص۲۱۵۳؛ محمدی اشتهاردی، محمد، سوگنامه آل محمد(ص)، قم، انتشارات ناصر، چاپ اول، ۱۳۶۹ش، ص۱۶۲ و ۱۶۳؛ دایره المعارف دهخدا، همان، ص۲۱۰۳۱ و ۲۱۰۳۲؛ معارف و معاریف همان، ص۵۹۲٫
[۷]. شفیعی مازندرانی، سید محمد، عاشورا حماسه جاویدان، تهران، نشر مشعر، چاپ اول، ۱۳۸۱ش، ص۳۳۸؛ تقویم شیعه، همان، ص۸۸؛ فرهنگ عاشورا، همان، ص۴۸۴؛ تاریخ یعقوبی، ص۱۶۵ و ۱۶۶٫

برچسب ها :

نـظـرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.