براساس آموزه های اسلامی بهشت دوزخ و حقیقت انسان در آخرت چیزی جز بازتاب نیات و اعمال آدمی در دنیا نیست. درحقیقت آخرت همان جهانی است که ما می سازیم.بر پایه همین آموزه ها نه تنها انسان خودش را می سازد بلکه سازه های آخرتی به ویژه دوزخ، همان تجسم عینی نیات و اعمال ماست، هرچند در بهشت به سبب عنایت و فضل الهی تغییرات کمی و کیفی نسبت به پاداش داده می شود، ولی با این همه این انسان است که بنیاد هر چیزی را می گذارد و خود آخرتی و بهشت خویش را می سازد.

نویسنده در این مطلب بر آن است تا براساس آموزه های وحیانی اسلام نقش انسان را در سازه های آخرتی تبیین کند.

بهشت

نقش و آثار نیات و اعمال انسان در زندگی دنیوی

دنیا با همه پیچیدگی هایش از نظام ساده ریاضی برخورداراست؛ چرا که ریاضیات، عقلانی ترین نظامی است که می توان در قالب آن عدالت را سامان داد و از آنجایی که نظام احسن الهی بر نظام عدالت پی ریزی شده، نظام ریاضی در آن نقش اساسی و بنیادین دارد. این بدان معناست که همه هستی در یک چارچوب منطقی نظام یافته که می توان آن را شبیه منطق ریاضی دانست.

براساس این منطق، نمی توان موردی را یافت که بیرون از عدالت باشد و خداوند هرگز بیرون از دایره عدالت حرکت نمی کند و عملی را خارج از آن اعمال نمی کند (آل عمران، آیه ۱۸۲؛ انفال، آیه ۵۱؛ حج،آیه ۱۰؛ فصلت، آیه ۴۶) البته این به معنای عدم قدرت نیست، بلکه به معنای منطقی است که در آیات قرآنی از آن به سنت های الهی تعبیر شده که در آن تبدیل و تحویلی نیست. خداوند به صراحت در آیاتی از جمله ۶۲سوره احزاب و ۲۳ سوره فتح از سنت های الهی در جامعه و جامعه سخن به میان آورده که در آن هرگز تغییر و تبدیلی راه نمی یابد.

اقتضای چنین چیزی آن است که مثلا اگر خداوند قول و وعده ای داده برخلاف آن عمل نمی کند و این گونه نیست کسی را که به او وعده بهشت داده به دوزخ ببرد. (یونس، آیه ۴۶؛ احزاب، آیه ۲۳) یا اگر در سنت الهی است که مستکبران را در دنیا و آخرت عذاب می کند برخلاف آن رفتار نمی کند (فاطر، آیه ۴۳) همچنین از لوازم آن این خواهد بود که تغییری در خلقت و فطرت انسان پدید نخواهد آمد. (روم، آیه ۳۰)

از سنت های الهی این است که به وعده خود عمل می کند، ( حج، آیه ۱۷) ولی ممکن است به وعید خود عمل نکند و این گونه نیست که هرچیزی که وعید تهدید داده همان را به جا آورد؛ چرا که رحمت الهی بر غضب او پیشی می گیرد. (بقره، آیه ۶۴؛ مائده، آیه ۱۱۸، و آیات دیگر)

به هرحال، برجهان و جامعه، سنت ها و قوانینی حاکم است که براساس نظام منطقی و عقلانی عدالت است و هیچ تغییر و تبدیلی در آن نیست. از جمله این سنت های الهی تاثیر اعمال و رفتار آدمی در خود و جهان و جامعه است. انسان ها موجوداتی دارای اراده و اختیار هستند و همین اراده و اختیار، وضعیت آنان را متمایز از دیگر موجودات هستی کرده است. اراده و اختیار موجب شده تا انسان ها به عنوان خلیفه الهی انتخاب شده و به عنوان مظاهر الوهیت و ربوبیت الهی جانشین او در هستی باشند. همین اراده و اختیار که حق انتخاب میان دو راه قرب و بعد را نیز به آنان داده موجب می شود تا هر چیزی که این خلیفه در خود و جهان پدید می آورد، آثار و تبعاتی در دنیا و آخرت داشته باشد، به گونه ای که می توان گفت انسان در مقام خلافت الهی، خالق و آفریدگار بهشت و دوزخ خود است و خداوند به انسان این توان و علم و قدرت را بخشیده تا همانگونه که جهان را می سازد، آخرت را نیز بسازد. بر همین اساس این خلیفه الهی در هر درجه ای که باشد، از نوعی خلاقیت در ساخت و سازهای هستی برخوردار است که دیگر موجودات از آن بی بهره اند.

البته ناگفته نماند که خلافت الهی، خلافت عمومی برای انسان است و هیچ انسانی بی بهره از این خلافت نیست؛ هرچند که در یک فرآیندی میزان و کیفیت و کمیت آن تغییر می کند که آن نیز بسته به نوع مسیری است که انسان انتخاب می کند. پس اگر مسیر عبودیت و تقوا و اطاعت و هدایت را در پیش گیرد و در صراط مستقیم حرکت کند، همه صفات الهی در او ظهور می یابد و متجلی به صفات الهی شده و متاله (خدایی) می گردد، وگرنه از او دورشده و شکل دیگری از حیات و زندگی را برای خود می سازد که در اصطلاح به آن دوزخ می گویند.

کسانی که حسن فاعلی را با حسن فعلی جمع کرده و نیات خوب و خیر را با کارهای خیر و خوب و صالح دارند، این مسیر را به درستی می پیمایند و سازه های ایشان نیز بهترین سازه ها است. (فاطر، آیه ۱۰) اما کسانی که قبح فاعلی را با قبح فعل جمع کرده و نیات بد و پلید را با کارهای زشت دارند، بدترین سازه ها را برای خود می سازند. از همین رو براساس منطق عدالت، همه نیات و اعمال انسانی در خود و جهان، تاثیر مثبت و منفی به جا می گذارد.

شخصیت انسان، نخستین سازه انسانی

هر انسانی دارای شخصیتی است که نمایانگر افکار و اعمال اوست؛ چرا که این شخصیت انسان است که جهت گیری زندگی را مشخص می کند. البته عوامل درونی و بیرونی چندی در ساخت شخصیت انسانی دخالت دارد. سازه ای که ما به عنوان شخصیت می شناسیم، تحت تاثیر اموری چون وراثت، محیط زیست و زمان است. هر انسانی از نظر وراثت کلی ازنفس واحدی خلق شده است (نساء آیه۱) و ریشه همه انسان حتی حضرت حوا(س) یعنی زوج حضرت آدم(ع) یکی است. (همان) ازدواج و نکاح موجب تناسل و تولید نسل شده و مردمانی با رنگ ها و نژادها پدیدار شده است. (روم، آیه۳۱)

از آنجایی که محیط و زمان نیز نقش تعیین کننده در شخصیت انسان دارد، تفاوت هایی در میان انسان ها ایجاد شده است که البته این تفاوت ها هر چند در کلیت تاثیر بسزایی ندارد و همه انسان ها همان فطرت غیرمتغیر را دارا هستند (روم، آیه۳۰) ولی آثاری دارد که در آیات قرآنی از جمله آیه ۲۷ سوره نوح به آن اشاره شده است. این عوامل سه گانه یعنی تربیت، محیط زیست و مکان در زندگی بشر چنان نقش ایفا می کند که در آیات و روایات از مردم خواسته شده تا در انتخاب همسر افراد مومن صالح انتخاب کرده و از انتخاب کافر و مشرک و بدکار (زناکار مثلا) اجتناب ورزند. (بقره، آیه۲۲۱ و آیات دیگر) در آیه ۲۷ سوره نوح هم تبیین شده چگونه تربیت و محیط زیست و مکان تا چه اندازه در شخصیت و گرایش های آن تاثیر دارد و می تواند عامل بدبختی و یا خوشبختی انسان باشد.

شخصیت انسانی مبتنی بر هستی شناسی، جهان بینی و ایمان و اعتقادات و حتی اعمال شکل می گیرد. بنابراین، در آیات و روایات به این مسایل توجه ویژه ای شده و خداوند در مساله شناخت به ابعاد گوناگون آن توجه داده است. از جمله اینکه شناخت تا چه اندازه می تواند رفتارهای شخص و جهت گیری های او را تغییر دهد. (فصلت، آیه۲۳ و آیات دیگر) همچنین خداوند از بشر می خواهد تا ابزارها و راه ها و منابع شناختی و ادراکی خود را به درستی محافظت کند و اجازه اختلال و اخلال در آن ندهد تا ناتوان از شناخت و درک حقایق شود. (بقره، آیات ۸تا ۱۲؛ اعراف، آیه ۱۷۹ و آیات دیگر)

گام نخست:

کشش الهی

گام اول را در همه چیز خدا برداشته و انسان را بگونه ای آفریده است که بتواند مسیر درست را بشناسد و بپیماید. این همان فطرتی است که او را به سوی کمال می کشاند و از نقص و کمبود دور می سازد و هر عامل کمالی را دوست داشته بدان سمت سوق می دهد و از هر عامل بازدارنده کمال پرهیز می دهد. (فاطر، آیه۱۰)

همین عامل درونی که ما از آن به فطرت و در برخی از مسایل باتوجه به شرایط و موقعیت از آن به وجدان بیدار نیز یاد می کنیم، عاملی است که خداوند در ما قرار داده تا شخصیتی مبتنی بر کمالات و فضایل انسانی عالی از خود بسازیم. از همین رو از نظر قرآن کسانی به سمت خداوند و راه کمالی او می روند که تقوا پیشه می کنند و از هرگونه رفتارهای زشت و بدی که عقل بدان حکم کرده اجتناب می ورزند. در حقیقت بر اساس اصول اخلاق عقلانی و احکام عقل عملی رفتار می کنند و از هر مصداق ظلم و بی عدالتی پرهیز می کنند و به عدل و مصادیق و جلوه های آن چون صداقت و وفای به عهد و مانند آن گرایش دارند. به این ترتیب این شخصیت فطری و الهی در مسیر درست کمالی، راه خویش را با الطاف الهی ادامه می دهد و خداوند چنین فردی را در مسیر آموزه های وحیانی کتاب قرار داده و هدایت کرده و به رستگاری می رساند. (بقره، آیات ۱تا ۶)

پس گام اول حب و کشش الهی است که در هر فرد انسانی قرار داده است. خداوند در آیه ۵۴ سوره مائده می فرماید که این خداست که ایشان را دوست می دارد و از حب خداوند، حب مردمان پدیدار می شود.

علامه طباطبایی نیز می سراید:

تو مپندار که مجنون سر خود مجنون گشت

از سمک تا به سمایش کشش لیلی بود

من به سرچشمه نه خود بردم راه

ذره ای بودم و مهر تو مرا بالا برد

البته چنان که از آیات و روایات برمی آید و همچنین از شعر علامه نیز به دست می آید، انسان می بایست با نردبان فطرت، خود را به سقف هدایت برساند و با تقوای عقلانی خود، زمینه کشش های بعدی را فراهم آورد تا بتواند به اوج و سمای الهی و ساحت قدس درآید. پس اینکه گفته اند خداوند علم می دهد و اگر انسان بدان علم، عملی نداشته باشد، آن علم می رود و اگر داشته باشد، علمی دیگر خواهد آمد و همین طور افزایش علم با عمل همراه خواهد بود، چیزی جز همین معنا نیست که نمی بایست فطرت را سرکوب و دفن کرد بلکه با عمل مبتنی بر آن علم آن را پروراند و فرصت پرواز بیشتر را تقویت کرد.

آخرت، سازه های انسان

همان طوری که گفته شد، شخصیت انسانی همان سازه اوست. در حقیقت بینش ها و نگرش ها و نیات و عقاید و اعمال انسانی است که شخصیت او را می سازد. البته این شخصیت در یک فرآیندی، شکل نهایی خود را می گیرد که مبتنی بر علم و عمل است. در نهایت وقتی این شخصیت بطور کامل شکل گرفت، دیگر هر کارش مبتنی بر همان شخصیت و شاکله وجودی است که برای خودش ساخته است. به این معنا که تا پیش از شکل گیری کامل شخصیت، ممکن است که برخی از کارها از روی فطرت یا از روی جهالت و اشتباه باشد، اما وقتی شکل نهایی گرفت و انسان ساخته شد، آن هنگام همه اعمال شخص انسانی دارای یک خاستگاه مشترک به نام شخصیت و شاکله است. (اسراء، آیه ۸۴)

از آیات قرآنی چون ۱۳۴ و ۱۴۱ سوره بقره و نیز آیات ۵۷ و ۵۸ و ۱۷۵ و ۱۷۶ سوره اعراف و آیات دیگر قرآن این معنا به دست می آید که شخصیت در عمل و عمل در شخصیت سازی نقش متقابل و تاثیرگذار ایفا می کند و همان طوری که شخصیت، خاستگاه چگونگی رفتار و کردار آدمی است (اسراء، آیه ۸۴)، همچنین رفتار و کردار آدمی سازنده شخصیت اوست.

پس انسان ها خودشان شخصیت خودشان را در دنیا می سازند و این نیات و اعمال و رفتار آدمی است که شخصیت و حقیقت وجودی و شاکله اصلی او را می سازد و قالب ریزی می کند.

بنابراین همان گونه که نیات خیر و خوب و کارهای نیک و صالح در شخصیت انسان اثر می گذارد و او را بالا می برد (فاطر، آیه ۱۰) اعمال و نیات زشت و بد او نیز موجب هبوط و سقوط او می شود، چنان که موجب هبوط و سقوط شیطان و آدم(ع) شد. (بقره، آیات ۳۶ و ۳۸؛ اعراف، آیات ۱۳ و ۲۴)

از آیات قرآنی به دست می آید که در دنیا انسان با نیات و اعمال خودش است که وضعیت زندگی خود را سخت کرده یا بهبود می بخشد و امنیت و آسایش و آرامش را برای خود به ارمغان می آورد و یا بر باد می دهد. در حقیقت افکار و رفتار اوست که فقر و گرسنگی یا امنیت و آرامش و آسایش را برای او و جامعه سبب می گردد. (نحل، آیه ۱۱۲ و آیات دیگر)

سازه هایی که در آخرت نیز وجود دارد این گونه است. به این معنا که همه سازه های آخرتی مبتنی بر اعمال خوب و بد انسان در دنیاست. همان گونه که در دنیا انسان با نیات و اعمال خویش شخصیت و سازه شخصیتی خود را می سازد، در آخرت نیز سازه های اخروی از شخصیت خود را می سازد که می توان برتر از هر موجودی در هستی باشد یا پست تر از هر موجودی گردد.

براساس آموزه های اسلامی و فلسفه اسلامی که آیت الله حسن زاده آملی بارها در سر درس تکرار می کردند، انسان موجودی شگفت در هستی است؛ چرا که انسان به یک معنا نوع الانواع نیست، بلکه جنس الاجناس است که تحت آن، انواع بسیاری قرار می گیرد. هر انسانی ماهیت اخروی یعنی همان شخصیت خود را می سازد. لذا می تواند موجودی مانند چارپایان شود (اعراف، آیه ۱۷۹؛ فرقان؛ آیه ۴۴) یا پست از آنان گردد. (همان) که در این صورت ممکن است حتی سوخت و سنگ آتش زنه دوزخ شود.( بقره آیه ۲۴؛ تحریم، آیه ۶)

از همین رو در آخرت موجوداتی داریم که نه وحوش بلکه انعام یا کالا نعام هستند. این انسان ها در آخرت موجوداتی ترکیبی از شتر و گاو و پلنگ هستند، یعنی خصوصیات این سه حیوان را دارند که در روز محشر وارد صحنه قیامت می شوند. (تکویر، آیه ۵) مردمانی که خوک و سگ و خر هستند یا از چند حیوان دیگر شکل گرفته اند. این همان ماهیت و نوعی است که انسان از خودش در صحنه آخرتی پدیدار می کند. البته برخی از کسانی که اهل بصیرت هستند و به اصطلاح چشم برزخی دارند، در همین دنیا می توانند این انواع از جنس انسان را ببینند.

شیخ حر عاملی(ره) در معجزات امام زین العابدین (ع) نقل می کند که آن حضرت در سرزمین مقدس عرفات، درموسم حج، به زهری یکی از اصحاب آن حضرت، فرمود: به نظر تو جمعیت حاجی ها چه مقدار است؟

زهری عرض کرد به نظر می رسد چند صدهزار باشند و همه حاجی اند. فرمود: نزدیک بیا، پس دست به صورتش کشید و فرمود: چه می بینی، زهری گفت: تمام آن مردم را به شکل میمون دیدم، فقط بین هر ده هزار نفر یک نفر را به صورت انسان دیدم؛ بار دوم حضرت دستی به چشمانش کشید، فرمود: چه می بینی؟

گفت: دیدم تمان آن جمعیت انبوه به شکل خوک غیر از همان چند نفر کم، برای سومین بار دست کشید، فرمود: اکنون چه می بینی؟ گفت: همه را به شکل خرس می بینم، به جز همان نفرات بخصوص که انسان بودند.

عرض کردم: قربانت گردم شما مرا از این مناظر به وحشت و تعجب انداختید. فرمود زهری از تمام این جمعیت کثیر، فقط همان چند نفر انسان واقعی و حاجی اند، حالا خود دست به صورتت بکش. کشیدم، پس تمام آن مردم به چشمم انسان شده، به شکل اول برگشتند. (حر عاملی، اثبات الهداه ، ج ۳، ص، ۲۲)

ابن شهر آشوب (ره) نظیر این روایات را در معجزات امام باقر(ع) در ضمن روایت مفصلی از ابوبصیر نقل می کند که در ابتدای روایت از حضرت معجزه ای می بیند بعد خواهش می کند که چشمش بینا شود و حضرت دعا می کند و او بینا می شود؛ سپس حضرت می فرماید:آیا دوست داری که بینا بمانی و همانند سایر مردم در روز قیامت حسابرسی شوی، یا مثل اول شوی و یک سره به بهشت بروی، ابوبصیر عرض می کند: مثل اول بشوم.

پس حضرت دست به چشمانش کشید و مثل اول شد. او می گوید این جریان را به ابن ابی عمیر گفتم: او گفت: شهادت می دهم که این موضوع حق است، همان گونه که روز، روشن است؛ سپس گویا در عرفات ابوبصیر از کثرت جمعیت حجاج به شگفت آمده عرض می کند: ما اکثر الحجیج و اعظم الضجیج؟ چقدر حاجی ها زیادند، چه ناله و ضجه فراوانی.

حضرت فرمود: ما اکثر الضجیح واقل الحجیج؛چقدر سرو صدا زیاد ولی حاجی کم است.ابوبصیر، میل داری صدق گفتارم را به چشم خود ببینی؟ پس دست مبارک بر چشمان او کشید و دعایی خواند پس بینا شد ( ابوبصیر نابینا بوده است) فرمود: حالا نگاه کن ببین چه می بینی؟

ابابصیر می گوید: دیدم خیلی از مردم به شکل میمون و خوک اند. و مومن در بین آنها (مومن در اصطلاح روایات، یعنی شیعه دوازده امامی) همانند ستاره درخشان در شب تار بود، عرض کردم: آری درست فرمودی مولای من، چقدر سر و صدا زیاد است و حاجی واقعی کم. (ابن شهرآشوب، مناقب، ج۴، ص۱۸۴)

صفر و یک های ما در قیامت

چنانکه گفته شد همه حقیقت انسانی که در آخرت تجسم می یابد و امروز نیز برای برخی از اهل بصیرت تمثال پیدا می کند، همان نیات و اعمال انسانی است. بنابراین، انسان آخرتی همان سازه ای است که انسان در دنیا برای خود با نیات و اعمالش قالب ریزی کرده است. هر عمل کوچک و بزرگ ما همان گونه که در خود و جهان، تاثیر مثبت و منفی دارد، در آخرت ما نیز تاثیر مثبت و منفی به جا می گذارد. اینکه در آیات و روایات آمده که مثقال ذره ها محاسبه می شود، به معنای تاثیر آن در سازه های آخرتی از خود و جهانی است که می بایست در آن، زندگی ابدی داشته باشیم.

داستان این ذره ها همانند داستان صفر و یک ها در برنامه نویسی رایانه ها و نرم افزارهاست که هر یک در نهایت تصویری را موجب می شود. هر صفر و یک نابجایی یک اختلال در نظام برنامه نویسی ایجاد می کند یا کیفیت نمایش تصویر و یا برنامه را پایین می آورد یا حتی گاه موجب عدم اجرای سالم و درست برنامه می شود. ما با ذرات نیات و اعمال خود داریم برنامه یک انسانی را می نویسیم که در آخرت از داخل عالم قیامت بیرون می آید و به زندگی خود به نام ما ادامه می دهد. در حقیقت خودمان داریم شخصیت و شاکله اخروی خودمان را با ذرات می سازیم و می نویسیم. این قلم جادویی که در اختیار ماست هر خط و صفر و یکی را ثبت و ضبط می کند و نسخه آخرتی آن همین صفر و یک های مثقال ذرات نیات و اعمال ما را می سازد.

اینکه در آیات و روایات از دو فرشته ای که همه اعمال را می نویسند و نسخه برداری می کنند سخن به میان آمده (ق، آیه۸۱) همان ابزار برنامه نویسی اخروی است که در نهایت روی پرده قیامت به نمایش گذاشته می شود؛ با این تفاوت که آن پرده تنها تصویر نیست بلکه حقیقت ماست که در آخرت آماده بهره برداری از ساخت و سازهای ماست. به این معنا که بی کم و کاست ذرات و نیات و اعمال جمع می شود و به شکل یک سازه اخروی به نمایش گذاشته می شود. (توبه، آیه۱۲۱ و نیز کهف، آیه۹۴ و مومنون، آیه ۲۶و زمر، آیه۹۶)

بهشت سازه ای همراه با فضل الهی

البته میان بهشت و دوزخ یک تفاوت اصلی وجود دارد. در بهشت خداوند از روی فضل با ما برخورد خواهدکرد و محبت اوست که سازه های ما را کیفیت و بهبود می بخشد و تکمیل می کند. در حقیقت اعمال ما تنها اسکلت و استخوان بندی یا پایه سازه های اخروی را ایجاد می کند و خداوند به فضل خویش آن را تکمیل می کند. از این رو در آیات و روایات همواره از فضل الهی نسبت به مومنان و صالحان سخن به میان آمده است. افزون بر اینکه خداوند از روی فضل، هم بر کیفیت می افزاید و هم بر کمیت آنچه ما ساخته ایم و بلکه چیزهایی را می دهد که در مخیله و ذهن ما نیز خطور نمی کند یعنی نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه در ذهن کسی و خیالی فردی خطور کرده است. (بقره، آیه۵۲ و آیات دیگر)

در روایات است که هرکسی ذکر لااله الاالله را داشته باشد از هر ذکرش درختی در بهشت آفریده می شود (اصول کافی/۶/۱۵۳) در حقیقت این ذکر ماست که سازه های بهشتی را می سازد و محیط زیست ما را به رود و نهر و گیاه و حور و مانند آن آذین می دهد و یا زمین آن را گسترش می دهد یا کاخ های ما را متفاوت از یکدیگر می کند.

در حدیث است که: «ان الجنه قیعان، و ان غراسها سبحان الله، و الحمدلله، و لااله الاالله، و الله اکبر، و لاحول و لا قوه الا بالله»؛ بهشت فعلا صحرائی خالی است بی کشت و زراعت، همانا اذکار سبحان الله و الحمدلله و لااله الاالله و الله اکبر و لاحول و لاقوه الا بالله درخت هایی هستند که در اینجا گفته و در آنجا کاشته می شوند.

در حدیث است که پیامبر اکرم(ص) فرمود: در شب معراج وارد بهشت شدم. فرشتگانی دیدم که بنائی می کنند، خشتی از طلا و خشتی از نقره و گاهی هم از کار کردن دست می کشند. به ایشان گفتم: چرا گاهی کار می کنید و گاهی از کار دست می کشید؟ پاسخ دادند: تا مصالح بنائی برسد. پرسیدم: مصالحی که می خواهید چیست؟ گفتند: ذکر مومن که در دنیا می گوید: «سبحان الله و الحمدلله و لااله الاالله و الله اکبر». هر وقت بگوید ما می سازیم و هر وقت خودداری کند ما نیز خودداری می کنیم.

در حدیث دیگر آمده است که رسول اکرم فرمود: هر کس که بگوید سبحان الله خدا برای او درختی در بهشت می نشاند، و هر کس بگوید الحمدلله خدای برای او درختی در بهشت می نشاند و هر کس بگوید لااله الاالله خدا برای او درختی در بهشت می نشاند و هر کس بگوید الله اکبر خدا برای او درختی در بهشت می نشاند. مردی از قریش گفت: پس درختان ما در بهشت بسیار است. حضرت فرمودند: بلی، ولی مواظب باشید که آتشی نفرستید که آنها را بسوزاند. (نگاه کنید: «سنن ترمذی، کتاب الدعوات» باب ما جاء فی فضل التسبیح و التکبیر والتهلیل والتحمید؛ و نیز: حکایت ها و هدایت ها، اثر شهید آیه الله مرتضی مطهری)

خاستگاه و ریشه همه این ها همان کلام خداوند است که می فرماید: «یا ایهاالذین آمنوا اطیعوالله و اطیعوالرسول و لاتبطلوا اعمالکم» (سوره محمد، آیه ۳۳)؛ ای کسانی که ایمان آوردید، خدا و فرستاده او را فرمان برید و عمل های خویش را باطل نکنید. یعنی همچنانکه با کارهای نیک درختان بهشت را به وجود می آورید، با اعمال بد خویشتن نیز آتش جهنم را شعله ور می سازید و ممکن است این آتش، آنچه را که حسنات شما ایجاد کرده اند نابود سازد.

علامه بزرگ شیخ بهاءالدین عاملی(ره) روزی به دیدار یکی از مردان وارسته و عارف و زاهد که در حجره یکی از قبرستان های اصفهان زندگی می کرد، رفت، آن عارف زاهد به شیخ بهاء گفت: روز گذشته در این قبرستان حادثه عجیبی را مشاهده نمودم و آن این بود که دیدم: جماعتی جنازه ای آوردند و در این قبرستان در فلان محل به خاک سپردند و رفتند، پس از ساعتی بوی بسیار خوشی به مشام رسید که از بوهای این عالم نبود، حیران بودم و به راست و چپ نگاه می کردم تا بدانم این بو از کجا است، ناگاه دیدم جوان زیبا چهره ای که لباس جالب و فاخر در تن داشت، در قبرستان عبور می کند، او رفت تا به آن قبر رسید وقتی که کنار آن قبر نشست، ناگاه دیدم مفقود شد، گویا وارد آن قبر گردید، پس از مدتی ناگاه بوی بسیار ناراحت کننده و بدی به مشامم رسید که از هر بوی بد این عالم، پلیدتر بود، نگاه کردم دیدم سگی حرکت می کند، آن سگ به کنار همان قبر رفت و همانجا پنهان شد، تعجب کردم و در همین حال بودم ناگاه دیدم آن جوان زیبا چهره، از قبر بیرون آمد، درحالی که مجروح شده بود و بسیار ناراحت به نظر می رسید، از همان راهی که آمده بود، باز می گشت، من به دنبال او رفتم و به او رسیدم و از او خواهش کردم که حقیقت حال را برای من بگوید.

آن جوان گفت: من عمل نیک این مرده بودم و مامور بودم که در قبر او باشم، این سگی که دیدی آمد، اعمال ناصالح او بود، من خواستم آن سگ را از قبر بیرون کنم و از صاحبم دفاع نمایم، ولی آن سگ مرا دندان گرفت و گوشت مرا کند و بر من غالب گردید، ناچار از قبر بیرون آمدم، می بینی که مجروح هستم، آن سگ نگذاشت که من با صاحبم در قبر بمانم.

شیخ بهاءالدین پس از شنیدن این حادثه عجیب از آن عارف زاهد، به او گفت: راست گفتی: چرا که ما اعتقاد داریم اعمال انسان به صورت های مناسب خود، مجسم می گردد.

شمار غلمان و حوریان و باغ و بوستان بهشت و دیگر امور آن نیز بسته به اعمال ماست. بنابراین، همه بهشت، سازه هایی از جنس نیات و اعمال ماست. با این تفاوت که خداوند کمی، تغییرات در آن می دهد که از روی فضل و کرامت اوست.

اما نسبت به سازه های دوزخی خداوند همان را تجسم می بخشد؛ چرا که خداوند ظالم نیست (آل عمران، آیه۲۸۱؛ انفال، آیه۱۵؛ حج، آیه۰۱؛ فصلت، آیه۶۴) و براساس: جزاء وفاق، هرگز بیش از همان پاداش برابر با عمل را نمی دهد و این گونه نیست که بر کیفیت و کمیت عذاب دوزخیان بیفزاید. (نباء، آیه۶۲)