ماجرای فقیر و غنی در روز قیامت

ماجرای فقیر و غنی در روز قیامت

فقیر

شیخ صدوق در کتاب ارزشمند منازل الاخره از حضرت صادق (ع) روایت کرده است که چون روز قیامت شود دو بنده مؤمن را از براى حساب باز دارند که هر دو از اهل بهشت باشند، یکى فقیر باشد و دیگر غنى در دنیا، فقیر گوید: پروردگارا، از براى چه مرا باز مى دارى به عزت تو سوگند که مى دانى به من ولایت و حکومتى نداده بودى که در آن به عدل یا جور عمل کنم و مال زیادى به من نداده بودى که حق تو در آن باشد و من نداده باشم و روزى مرا به قدر کفاف مى دادى به قدر آنچه مى دانستى که مرا کافى است. پس خداوند جلیل فرماید که راست مى گوید بنده مؤمن من، بگذارید تا داخل بهشت شود. و آن که غنى باشد او را نگه مى دارند تا آنقدر عرق از او جارى شود که اگر چهل شتر بیاشامند آنها را کفایت کند پس از آن داخل بهشت شود. پس فقیر به او گوید که چه چیز تو را نگاه داشت ؟ گوید: طول حساب؛ پیوسته چیزى بعد از چیزى از تقصیرات ظاهر مى شد و خدا مى بخشید تا آنکه مرا به رحمت خود فرو گرفت و مرا به توبه کاران، ملحق گردانید پس تو کیستى ؟ گوید: من آن فقیرم که با تو در محشر بودم گوید: نعمتهاى بهشت، تو را تغییر داده است که من تو را نشناختم.

*** نکته مهم در روایت فوق
توجه داشته باشید که در روایت فوق اینطور ذکر شده که هر دو بنده مؤمن بودند لذا آن فرد غنی و ثروتمند قاعدتاً مالش هم حلال بوده ولی حساب و کتاب همان مال حلال به قدری سخت بوده که بندگان ثروتمند می گویند ای کاش ما هم در دنیا مانند شما به فقر آزمایش می شدیم تا اینجا حساب راحتی داشتیم.

نـظـرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.