نکند شاگرد شیطان باشیم و خود ندانیم

نکند شاگرد شیطان باشیم و خود ندانیم

شیطان در لغت، یکی از معانی وسوسه، تکرار کاری و استمرار بر آن می باشد. شیطان از آن روزی که در پیشگاه خداوند اعلام نمود که مصمم است جامعه ی بشریت را گمراه و منحرف نماید، سوگند یاد کرد اسلحه ی خود را زمین نگذارد و هیچ گاه در طول پیکار خود خسته و ناامید نگردد، این اعلان، خود دال بر ان است که اصلا” باطل متوقف نمی شود بلکه با سرعت در حال حرکت و توسعه می باشد بمانند سرعت آتشی که با خاشاک و چوب خشک افروخته شده باشد .

رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) می فرماید:«الشیطان جاثم علی قلب ابن آدم، فاذا ذکر الله تعالی خنس، و إذا غفل وسوس»: شیطان بر قلب آدمیزاد چسبیده است پس هرگاه ذکر و یاد خدا را بنماید دور می شود و اگر از یاد خدا غافل ماند او را وسوسه می کند.

بنابراین چون شیطان به طور مداوم در میان آدمیزادگان به ایجاد وسوسه می پردازد و به صورت مستمر فساد و گمراهی را منتشر می سازد، لذا بر پیروان حق و حقیقت لازم است آنان نیز به طور مستمر به تبلیغ و نشر حق بپردازند و در توسعه و گسترش آن بی تفاوت و ساکت نمانند .

شیطان این دشمن دیرینه انسان که به عزت پروردگار قسم خورده همه ی انسانها را بفریبد، به اذن خداوند در عرصه ابتلا و آزمایش انسان مهمترین مانع در جهت قرب ربوبی می باشد. شناخت این دشمن و راه های نفوذش در زندگی از اصلی ترین وظایف هر مسلمانی است که متأسفانه مداخله و تدلیس شیطانی غالباً مورد غفلت قرار می گیرد. در این مقاله به بررسی کمین گاه ها و راه های ورود شیطان به زندگی انسان می پردازیم. تا نفوذگاه های شیطان شناخته شود، مقابله با او نیز امکان پذیر گردد. یکی از مهمترین راههای نفوذ شیطان (استکبار) است که خود وی نیز بدان دلیل مطرود درگاه الهی گردید.

امیرالمومنین علی (علیه السلام) در خطبه «قاصعه» از شیطان به عنوان «امام المتعصبین» یاد می فرماید: «شیطان این دشمن خدا، پیشوای متعصبان و سلف مستکبران است که اساس تعصب و تکبر و خودخواهی را پی ریزی کرد و با خداوند در مقام جبروتیش به ستیز و منازعه برخاست، لباس خود بزرگ بینی بر تن پوشانیده و پوشش تواضع و فروتنی را کنار گذاشت. آیا نمی بینید چگونه خداوند او را به خاطر تکبرش کوچک کرد؟ و براثر بلند پروازیش پست و خوار گردانید؟ در دنیا مطرودش ساخت و در آخرت آتش سوزان دوزخ را برای او آماده کرده است.» (نهج البلاغه، خطبه ی۱۹۲ /۲۸۶-۲۸۵)

«تکبر عبارت است از این که کسی بخواهد خود را مافوق دیگری و بزرگ تر از او جلوه دهد» (طباطبایی، تفسیر المیزان، ۱۳۳/۸) که یکی از معاصی کبیره است. زیرا «آدمی را از مرتبه ی رفیع به مرتبه ی وضیع می رساند و بزرگ ترین پرده و حجاب برای رسیدن به اخلاق نیکو است.»

قرآن کریم می فرماید:

«قال یا إبلیس ما منعک أن تسجد لما خلقت بیدی أستکبرت أم کنت من العالین، قال أنا خیر منه خلقتنی من نار و خلقته من طین» (ص/۷۶-۷۵)، «ای ابلیس، چه چیز تو را مانع شد که برای چیزی که به دستان قدرت خویش خلق کردم سجده آوری؟ آیا تکبر نمودی یا از {جمله ی} برتری جویانی؟ گفت: من از او بهترم مرا از آتش آفریده ای و او را از گل آفریده ای» و آن را توجیهی برای تکبرش به حساب آورد و، در مقابل امر پروردگار ایستاد و همان کبر و غرور بی جایش سبب گردید که همه ی عیب های او آشکار شود و افتخارات و منقبت هایی که داشت! (عبادات شش هزار ساله) از میان رفت (بحرانی، ۳۳۰)، و سبب «نخستین گناهی گردید که خدا با آن معصیت شد.» (نهج البلاغه، خطبه ی ۲۸۶/۱۹۲؛ ثقفی تهرانی، ۵۹/۱).

«این هشدارهای امیرالمومنین (علیه السلام) است که افراد جامعه را از دو چیز به شدت پرهیز می دهد، یکی از تکبر و کبر ورزیدن و خود را برتر از دیگران دانستن، دوم قبول این تصور غلط از دیگران. یعنی نه خودتان، خود را از دیگری بالاتر بدانید نه این تصور غلط را اگر دیگری داشت قبول کنید.» (خامنه ای، سیدعلی، بازگشت به نهج البلاغه، ۴۴)

امام علی (علیه السلام) در هشدار شدیداللحنی می فرماید: بندگان خدا، از این که شیطان شما را به بیماری خود تکبر، مبتلا کند بپرهیزید. (نهج البلاغه، خطبه ی ۲۸۹/۱۹۲)

به راستی که تکبر کننده، خوار و حقیر و پست خواهد شد. «انک ان تکبّرت و صعک الله» (تمیمی آمدی، غررالحکم، ۳۶۰/۲)

پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «کسی که به اندازه ی خردلی، در دلش کبر و خود بزرگ بینی باشد، داخل بهشت نمی شود.» (نراقی، معراج السعادت، ۲۰۹)

حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: «ولا وحده اوحش من العجب»(نهج البلاغه، حکمت ۴۸۸/۱۱۳)،

«هیچ تنهایی وحشتناک تر از خودبینی و عجب و غرور نیست»، که از یک حالت نفسانیه که انسان ترفع می کند و بزرگی کند و بزرگی فروشد برغیر خود، و از آن اعمالی است که در خارج از انسان صادر شود که همان عظمت فروشی است.(خمینی، اربعین حدیث، ۷۹/۱)

او (شیطان) به امری تکیه کرد که دل ها در توجه به آن همانند یکدیگرند (و همه به آن توجه دارند، یعنی تکبر و حمیت جاهلیت) و امت ها در روی آوردن به سوی آن، به دنبال همدیگر در آمده اند و در تکبر و نخوتی قرار گرفتند که از کثرت و شدت آن سینه ها تنگ شده بود.» (نهج البلاغه، خطبه ی ۲۸۹/۱۹۲)

این کلام حضرت هشداری است برای انسان ها در همه ی قرون و اعصار تا مبادا در پیشگاه پروردگار تکبر کرده و بندگی اش را فرو گذارند. آن چنان که ملاحظه شد تکبر اعمال طولانی شیطان را تباه کرده و کوشش فراوانش (عبادات شش هزار ساله شیطان) را بر باد داد؛ همان خدایی که با ابلیس چنین کرد اگر ذره ای از این بیماری خطرناک نصیب هر انسان عابد و زاهدی گردد حکم و فرمان خدا در حق وی هم چنین صدق می کند، چرا که فرمان خداوند درباره ی اهل آسمان و زمین یکسان و تغییر ناپذیر می باشد.

منبع

۱٫قرآن کریم

۲٫نهج البلاغه

۳٫غررالحم و دررالکلم ،تمیمی

۴٫تفسیر المیزان علامه طباطبایی

۵٫بازگشت به نهج البلاغه سید علی خامنه ای

۶٫ راههای نفوذ شیطان برای فریب انسان،نویسنده: مسعود ورزیده

۷٫راه های نفوذ شیطان از منظر قرآن و نهج البلاغه، نویسندگان: دکتر سوسن آل رسول، سیده نرجس افتخاری

۸٫خمینی، سید روح الله، اربعین حدیث، انتشارات طه، قزوین، ۱۳۶۶ ش.

۹٫بنیاد نهج البلاغه، تهران، ۱۳۷۲ ش.

نـظـرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.