14-masoum.com
تارنمای فرهنگی مذهبی سفیـر چهارده معصوم علیه السلام

دوران زندگی و امامت امام هادی (ع)

دوران زندگی و امامت امام هادی (ع)


قبرامام هادی(ع)

حضرت امام علی النقی (هادی) ـ علیه السّلام ـ در سحرگاه نیمه ذی حجه سال ۲۱۲ هـ.ق در شهر صریا در حومه مدینه به دنیا آمد. پدرش امام جواد امام نهم شیعیان و مادرش سمانه بانویی پاک و باتقوا بود. نامش علی، کنیه اش ابوالحسن و برخی القابش نقی، هادی، عالم، فقیه، امین، طیب، ناصح و مرتضی است.[۱]
امام هادی ـ علیه السّلام ـ در ۸ سالگی به امامت رسید و پس از ۳۳ سال امامت در سن ۴۱ سالگی به دیار باقی شتافت. دوره امامت حضرت معاصر بود با خلافت خلیفه عباسی معتصم، واثق، متوکل، منتصر، مستعین و معتز که حضرت در ماه رجب سال ۲۵۴ هـ.ق به شهادت رسید.[۲] دوره زندگی حضرت در زمان پدر و شش خلیفه عباسی مجموعا هفت دوره است که به اختصار به همراه فضایل و معجزات آن دوره ذکر می‌ شود:

۱٫ امام هادی ـ علیه السّلام ـ در زمان پدر:
حضرت در خانه «اهل بیت که خداوند آنها را از هر آلودگی پاک کرده است»[۳] به دنیا آمد و در این خانه نورانی که معدن حکمت و فضیلت بود، پرورش یافت. از همان کودکی به راهنمایی و ارشاد مردم پرداخت و در مکتب عالی دانش و فضیلت خود گروههایی از علاقه‎مندان و ارادتمندان خاندان نبوت را می‌ پروراند. در ۶ سالگی امام هادی ـ علیه السّلام ـ بود که مأمون از دنیا رفت و معتصم جای او را گرفت. دو سال بعد معتصم، امام جواد ـ علیه السّلام ـ پدر امام هادی ـ علیه السّلام ـ را مسموم کرد و به شهادت رساند و امام هادی ـ علیه السّلام ـ به امامت رسید.

۲٫ امام هادی ـ علیه السّلام ـ در دوره خلافت معتصم (۲۱۷ـ۲۲۷ هـ.ق):
از بزرگترین معجزات امام هادی ـ علیه السّلام ـ این بود که در سن کودکی به درجه امامت رسید.[۴] در همان کودکی تمام فضایل و کرامات و کمال علم و دانش را در خود جمع کرده بود. بارها معتصم مانند برادرش مأمون سعی کرد از این فرصت استفاده کرده و ضربه مهلکی به اساس شیعه و محور اعتقاد آن که همان امامت است، وارد کند. به همین جهت بارها امام هادی ـ علیه السّلام ـ را با سؤالها و مسائل بسیار مشکل و پیچیده آزمایش کردند ولی همیشه ائمه سربلند بودند[۵] و در مقابل هر سئوالی به بهترین و کاملترین نحو پاسخ می‌ دادند و در نتیجه دشمنان امام در همان دامی می‌ افتادند که خود برای امام گسترده بودند.

۳٫ امام هادی ـ علیه السّلام ـ در دوره خلافت واثق پسر معتصم (۲۲۷ـ۲۳۲ هـ.ق):
در این دوره مسئله خلق قرآن مطرح شد. این مسئله بصورت یک فتنه در آمد و بهانه‎ای شد برای ریختن خون بسیاری از مخالفان حکومت.[۶] عده‎ای به مخلوق بودن و عده‎ای دیگر به مخلوق نبودن آن معتقد شدند. امام برای نجات شیعیان از افتادن در این فتنه نامه هایی به تعدادی از بزرگان شیعه نوشت[۷] و ضمن اعلام نظر خود، دوستان و شیعیان خود را از داخل شدن در این فتنه بر حذر داشتند. کرامت دیگر امام هادی ـ علیه السّلام ـ در این دوره خبر از مرگ واثق بود که به خیران خادم فرمودند.[۸]

۴٫ امام هادی ـ علیه السّلام ـ در دوره خلافت متوکل برادر واثق (۲۳۲ـ۲۴۸ هـ.ق):
تقریباً نصف دوره امامت حضرت هادی ـ علیه السّلام ـ با خلافت متوکل معاصر بود. گرچه همه خلفای بنی عباس در آزار و صدمه زدن به شخص امام و سازمان تشیع، سعی زیادی داشتند ولی در این میان متوکل در ظلم و ستم به حضرت و سنگدلی گوی سبقت را از دیگران ربود[۹]. سختگیری خلفای قبلی برای شیعیان قابل تحمل بود لذا تعداد زیادی از آنها در سامرا مرکز عباسیان ساکن شدند اما متوکل آن چنان سختگیری و ستم کرد که آنها متفرق شدند.[۱۰] این دوره از سخت‎ترین و طاقت فرساترین دوره های شیعیان بود. در این دوره شیعیان زیادی مقتول یا مسموم یا متواری شدند.[۱۱] از دیگر جنایتهای متوکل تخریب مرقد شریف امام حسین ـ علیه السّلام ـ و تبعید امام از مدینه به سامرا بود[۱۲] تا هم امام و ارتباط شیعیان را تحت نظر بگیرد و هم پایگاه مهم و قوی شیعه در مدینه را تضعیف کند. از دیگر جنایتهای متوکل این بود که گاه و بی گاه به مأموران خود دستور می‌ داد تا ناگهانی به خانه امام ریخته و بازرسی کنند به امید آنکه سلاح یا مدرکی دال بر فعالیت ایشان علیه حکومت بدست آورند لکن در این حمله های شبانه جز کتابهای علمی و دعا چیزی یافت نمی­شد.[۱۳]
گاهی متوکل فرمان می‌ داد تا امام را در هر حالتی که هست به دربار آورند. در یکی از این احضارها، امام در حالی وارد شد که متوکل مست و لا یعقل در کنار جامها و سبوهای شراب و در میان گروهها خنیاگر و رقاصه افتاده بود. امام بی‎توجه به خطرات احتمالی او را سرزنش کرد و در ضمن خواندن اشعاری به نصیحت‎گویی و یادآوری قیامت پرداخت. متوکل برآشفت و دستور داد حضرت را محبوس سازند.[۱۴] سپس شخصی از حضرت شنید که می‌ فرمودند: من از ناقه صالح نزد خدا محترم‎ترم و سپس آیه «و تمتعوا فی دارکم ثلاثه ایام ذلک وعد غیر مکذوب»[۱۵] را خواندند. بیش از سه روز نگذشت که متوکل بدست فرزندش منتصر به هلاکت رسید.[۱۶] علاوه بر این کرامت، جریان زینب کذّاب نیز از کرامات امام هادی ـ علیه السّلام ـ در دوره متوکل است.
زنی ادعا کرد من زینب دختر فاطمه زهرا و نوه پیامبرم. پیامبر دعاکرده که در هر ۴۰ سال جوانی من برگردد. همه گفتند: دروغ می‌ گوید؛ ولی نتوانستند دلیلی بیاورند که او را قانع کند. به سراغ امام هادی ـ علیه السّلام ـ رفتند و حضرت فرمود: گوشت فرزندان فاطمه بر درندگان حرام است و خود در قفس شیران رفت و همه شیرها دور امام جمع شدند و امام دست نوازش بر سر آنها کشید. در این هنگام زن فریاد زد: به خدا دروغ گفتم و ادعای باطلی کردم.[۱۷]

۵٫ امام هادی ـ علیه السّلام ـ در زمان خلافت منتصر (۲۴۸ هـ.ق به مدت شش ماه):
او با طرح نقشه‎ای پدرش را کشت و به خلافت رسید. برخلاف پدر خونریز و بی رحمش، بر علویان و شیعیان سخت نمی گرفت؛ اجازه داد شیعیان به زیارت امام حسین ـ علیه السّلام ـ بروند و فدک را نیز به فرزندان امام حسین ـ علیه السّلام ـ پس داد و پس از گذشت ۶ ماه کشته شد.[۱۸]

۶ و ۷٫ امام هادی ـ علیه السّلام ـ در دوره خلافت مستعین (۲۴۸ـ۲۵۲ هـ.ق) و معتزّ (۲۵۲ـ۲۵۵ هـ.ق):
در زمان مستعین خلافت ضعیف شده بود و ترکان در حکومت نفوذ کرده و قدرتمند شده بودند. در این دوره قیامها و شورشهای زیادی صورت گرفت و شیعیان وضع بهتری نسبت به گذشته داشتند.[۱۹] پس از او معتز که در دشمنی با آل‎محمد و قتل دشمنان خلافت، معروف بود[۲۰]، به خلافت رسید. او وجود نورانی امام را برنتابید و در زمانش حضرت مسموم شد و به جهان باقی شتافت. همچنین در این زمان عده زیادی از شیعیان به قتل رسیده و یا آن قدر در زندان ماندند تا وفات کردند.[۲۱]


[۱] . شیخ مفید، الارشاد، ترجمه سید هاشم رسولی محلاتی، ج ۲، ص ۴۱۷ـ طبرسی، امین الاسلام، اعلام الوری، چ ۳، ص ۳۵۵ ـ پیشوایی، مهدی، سیره پیشوایان، مؤسسه امام صادق، چاپ ۱۳، ۱۳۸۱، ص ۵۶۷٫
[۲] . الارشاد، همان، ص ۴۴۰ ـ اعلام الوری، همان، ص ۳۶۳ ـ سیره پیشوایان، همان، ص ۶۱۲٫
[۳] . سوره احزاب، آیه ۳۳٫
[۴] . اعلام الهدایه، مرکز جهانی اهل بیت، قم، چ ۱، انتشارات لیلی، ج ۱۲، ص ۸۱٫
[۵] . همان.
[۶] . همان، ص ۸۸ـ۸۶٫
[۷] . همان، ص ۸۸، به نقل از امالی شیخ صدوق، ص ۴۹۸٫
[۸] . همان، ص ۸۸، به نقل از اصول کافی، ج ۱، ص ۴۹۸٫
[۹] . اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، نجف، مکتبه الحیدریه، ص ۳۹۵ ـ ادیب، عادل، زندگانی تحلیلی پیشوایان ما، ترجمه اسدا… مبشری، نشر فرهنگ اسلامی، چ ۱۶، ص ۲۵۶٫
[۱۰] . پیشوای دهم، مؤسسه در راه حق، سلمان فارسی، ۱۳۶۹، ص ۶ و ۷٫
[۱۱] . همان.
[۱۲] . الارشاد، همان، ص ۴۳۷٫
[۱۳] . قرشی، باقر شریف، زندگانی امام علی الهادی، ترجمه سید حسن اسلامی، چ ۱، ۱۳۷۱، انتشارات اسلامی، ص ۳۸۷ ـ اعلام الهدایه، همان، ص ۱۱۲ ـ سعد، طعمه، المصابیح الزاهره، چ ۲، ۱۴۲۰ هـ.ق، دارالاعتصام، قم، ج ۲، ص ۲۲۶٫
[۱۴] . المصابیح الزاهره، همان، ص ۲۲۸ ـ اعلام الهدایه، همان، ص ۱۱۲ ـ اعلام الوری، همان، ص ۳۶۳ ـ زندگانی امام علی الهادی، همان، ص ۳۸۶٫
[۱۵] . سور هود، آیه ۵۶؛ در خانه هایتان سه روز به آسایش و لذت بپردازید آن (وعده عذاب) وعده‎ای غیر دروغ است.
[۱۶] . المصابیح الزاهره، همان، ص ۲۲۸ ـ اعلام الهدایه، همان، ص ۱۱۲ ـ اعلام الوری، همان، ص ۳۶۳ ـ زندگانی امام علی الهادی، همان، ص ۳۸۶٫
[۱۷] . اعلام الهدایه، همان، ص ۱۰۴، به نقل از بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۱۴۹٫
[۱۸] . پیشوای دهم، همان، ص ۲۳ ـ اعلام الهدایه،‌همان، ص ۱۱۴ ـ مقاتل الطالبیین، همان، ص ۳۹۶٫
[۱۹] . اعلام الهدایه، همان، ص ۱۱۴ ـ سیره پیشوایان، همان، ص ۵۶۸ و ۵۶۹٫
[۲۰] . اعلام الهدایه، همان، ص ۱۱۴ ـ سیره پیشوایان، همان، ص ۶۱۰٫
[۲۱] . اعلام الهدایه، همان، ص ۱۱۴٫

نـظـرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.