زندگینامه ی آیت الله نجفی(ره) صاحب کتاب جواهر

زندگینامه ی آیت الله نجفی(ره) صاحب کتاب جواهر

به مناسبت سالروز وفات آیت الله نجفی(ره) صاحب کتاب جواهر


آیت الله نجفی(ره) صاحب کتاب جواهر

شیخ محمد حسین صاحب کتاب جواهر الکلام که شرح شرایع محقق است، ومی توان آن را دائره المعارف فقه شیعه خواند اکنون هیچ فقیهی خود را از جواهر بی نیازنمی داند این کتاب مکرر چاپ سـنگی شده است و اخیرا با چاپ حروفی در قطع وزیری مشغول چاپش هستند و در حدود پنجاه جـلد ۴۰۰ صفحه ای، یعنی در حدودبیست هزار صفحه خواهد شد کتاب جواهر عظیم ترین کتاب فقهی مسلمین است و باتوجه به اینکه هر سطر این کتاب مطلب علمی است و مطالعه یک صفحه آن، وقـت زیـادو دقـت زیـادتـری مـی خـواهـد، مـی تـوان حـدس زد که تالیف این کتاب بیست هـزارصـفـحـه ای، چقدر نیرو برده است او سی سال تمام یک سره کار کرد تا چنین اثر عظیمی به وجود آورده این کتاب مظهر نبوغ و همت و استقامت و عشق و ایمان یک انسان به کمال خویشتن است صاحب جواهر شاگرد کاشف الغطا و شاگرد او سید جوادصاحب مفتاح الکرامه است، و خود در نـجف حوزه عظیمی داشته و شاگردان زیادی تربیت کرده است صاحب جواهر عرب است در زمـان خـود مـرجـعـیت عامه یافت و درسال ۱۲۶۶ که اوایل جلوس ناصر الدین شاه در ایران بود، درگذشت.[۱]
فـقـیـه بزرگوار، آیه اللّه شیخ محمد حسن بن شیخ باقر بن شیخ عبدالرحیم بن آقامحمد بن ملا عـبدالرحیم شریف اصفهانی، معروف به صاحب جواهر، ازشخصیتهای خودساخته ای است که شهرت خاندان جواهری او دیگر انتسابها رازیر شعاع خود قرار می دهد و آغاز شهرتش از همان نقطه شروع می گردد هرافتخاری که در این سلسله به ظهور پیوندد به او منتهی می گردد.
گـرچـه از نـظـر نسب و سلسله انتساب تا این حد کوتاه و مختصر است، ولی درمقابل آن از نظر فضیلت و کرامت و علم و تقوی مفصل ترین حسبها را دارد او بانی وپایه گذار فخر جاویدان در فقه و فـقـاهت راستین می باشد و از نوابغی است که قرن سیزدهم هجری نظیر او را کمتر داشته است جواهر او بهترین نشان و علامت نبوغ و کمال، و مستندترین دلیل ادعای ماست.
در قـرن نامبرده، ریاست و مرجعیت شئون عمومی شیعه به او منتهی گردید واو شایستگی کامل اداره این امر را داشته است، با آنکه در آن قرن علما و فقهای بزرگ دیگری نیز می زیسته اند، ولی با توجه به عظمت و والایی مقام شیخ، کسی در مقام معارضه یا رقابت با او برنخاسته است.

ولادت:
مـرحـوم شـیـخ آقا بزرگ تهرانی، بزرگترین مورخ و رجالی معاصر شیعی، درمورد ولادت او احتمال می دهد که ولادت او در سال ۱۲۰۰ یا ۱۲۰۲ رخ داده باشد، باآن نشان که آغاز تالیف جواهر در ۲۵ سالگی بوده است و برخی نوشته های کتاب را به استادش شیخ کاشف الغطا ارائه داده است، و فـوت اسـتادش در سال ۱۲۲۸ بوده است از این رو بعید نمی شمارد که ولادت او در همان تاریخ مزبور بوده باشد.
بـرخـی احـتـمال داده اند به نشان اینکه او در درس علا مه آقا وحید بهبهانی شرکت جسته است، ولادت او حـدود ۱۱۹۲ بـاشد، ولی احتمال اول شیخ آقا بزرگ صحیح تر به نظر می رسد، زیرا تاریخ پـایان جواهر ۱۲۵۴ بوده و به تصریح خودصاحب جواهر، ۳۰ سال در تالیف آن کتاب می کوشیده و در هـنـگـام شروع آن ۲۵ ساله بوده است، پس تاریخ ولادت صاحب جواهر در همان حدود ۱۱۹۹ یا ۱۲۰۰ خـواهـدبـود بـه هـر حـال ولادت در هـر تـاریخ بوده باشد، چندان نقشی در بحث ما ندارد آنـچـه بـیـشـتر اهمیت دارد، تولیدات و آثار و نتایج فکری و علمی و معنوی اوست که مورد بحث قرارخواهد گرفت.
مرحوم صاحب جواهر او تـکـمیل کننده حرکت علمی و فقهی جدیدی بود که اساس آن توسط علا مه وحید بهبهانی در کربلا، پایه گذاری گردید، پس از آنکه مدت طولانی در قرن ۱۱ و ۱۲حوزه های علمی به خاموشی و سستی گرائیده بود، در اثر حرکت و تلاشهای مرحوم وحید بهبهانی و در عهد محقق والا مرحوم شریف العلما، متوفی ۱۲۵۴ تلاشها به اوج خود رسید حوزه درسی او از امواج طلا ب پژوهشگر موج مـی زد و بـیـش از هـزارنـفـر در حـوزه درسـی او تلمذ می نمودند کافی است که بگوییم یکی از شاگردان آن حوزه، استاد متاخرین، شیخ مرتضی انصاری بود، ولی با وفات شریف العلمامازندرانی از مـوقـعـیت حوزه کربلا کاسته گردید آنجا مرکزیت علمی خویش را ازدست داد و انظار و افکار مـردم و طـلا ب به حوزه علمیه نجف متوجه گردید و وجودصاحب جواهر، بزرگترین عامل این جذبه معنوی و علمی بود با جزم کامل می توان گفت که قرن سیزدهم هجری، یکی از قرون پرثمر و پربار علمی و فقهی در جهان اسلامی است شخصیتها و فحول نامی علمی و فقهی به عرصه بروز و ظـهـور آمـدنـد کـه نـمـونـه ای از آنـها شیخ محمد حسن نجفی صاحب جواهر در فقه، و شیخ مـرتـضـی انـصاری (متوفی ۱۲۸۱) در فقه و اصول بود و افرادی از مدرسه علمی این شخصیتهابه ظـهـور پـیـوسـتند که همیشه افتخار شاگردی این مکتب را داشتند، مانند آیه اللّه میرزاحسین نائینی (متوفی ۱۳۵۵) و آیه اللّه خراسانی، مازندرانی و غیرهم که همواره بر این شاگردی افتخار و مباهات داشته اند.

موقعیت سیاسی نجف:
ایـن تـحولات بزرگ علمی و فقهی، مرهون امنیت و آسایش سیاسی موقتی بودکه پس از آن همه برخوردها و مبارزات نظامی و سیاسی دو دولت عثمانی و ایران برسر تصاحب عراق صورت گرفته بـود، و هـمانند عصر امام باقر (ع) و امام صادق (ع (بسیار کوتاه بود پس از منازعات فراوان صلحی میان دو دولت عثمانی و ایران، بامیانجی گری شخصیت اصلاح گر، عالم ربانی، شیخ موسی، نجل آل کـاشـف الغطا (متوفی ۱۲۴۱) صورت گرفت و اسیران عراقی از ایران پس گرفته شد و زائران ایرانی به زیارت عتبات عالیات شتافتند در این رفت و آمدها، مسائل مالی و اقتصادی علماو مراجع عـالـیـقـدر تـقلید مقیم کربلا نیز ترمیم گردید و حوزه های علمی فعالیت ونشاط خود را از سر گرفتند.
دوران زنـدگـی صـاحب جواهر، بهترین و درخشان ترین فرصت و دوران آسایش فکری بود، چون حـوزه نجف از جهات مختلف سیاسی، اقتصادی واجتماعی، در یک آسایش و آرامش نسبی به سر مـی بـرد، بـه حـدی که طلا ب و مهاجرین و زائرین از هر سو به آن ناحیه رو می آوردند و نیازهای فـکـری و روحـی خـود را ازخـرمـن علم و عرفان، و از کانون آموزش و بینش اسلامی آن سیراب مـی سـاخـتـند درکنار حرکتها و فعالیتهای علمی و فقهی آن، حرکتها و نشاطهای ادبی و شعری هـم شـروع گـردیـد و شعرائی مانند شاعران خاندان آل اعسم، خاندان محی الدین، خاندان شیخ عـبـاس و ملا علی و سید حیدر حلی، شیخ محسن خضری، سید جعفر حلی، سیدمحمد جعفری، سید ابراهیم بحرالعلوم و پدید آمدند اینها همه و همه از برکت امنیت و آسایش اجتماعی و سیاسی نجف نشات می گرفت.
مـحـصول فقهی و علمی این نشاطها، پدید آمدن آثار بزرگ فکری بود که هرکدام به نوبت خود از ذخایر فکری و علمی اسلامی محسوب می شوند، چون از آن دوران درخشان آثار جاودان و ماندنی فراوان باقی مانده است که می توان از کتابها وموسوعه های بزرگ فقهی مانند: کشف الغطا، مفتاح الـکـرامـه، ریـاض الـمـسائل،مکاسب و را در فقه، و در علم اصول کتابهایی مانند: قوانین، فصول، ضـوابـط، حـاشـیه معالم شیخ محمد تقی اصفهانی و تعلیقات و شروح آن، و فرائد الاصول را ذکر نـمـوداز مـهـم تـرین و نفیس ترین این کتابها می توان جواهر الکلام شیخ محمد حسن که درشرح شرائع الاسلام محقق است در فقه، و فرائد شیخ مرتضی انصاری را در اصول نام برد.
جواهر کتابی است که از نظر دارا بودن آرا و گفته های علما، همراه با دلیلهای آنان بی نظیر است و از نـظـر جامع بودن به اقوال پیشینیان و متاخرین مورد استقبال ورغبت اهل علم و پژوهندگان عـلـم فـقه بوده است از این نظر بارها به زیور طبع آراسته شده است پنج بار در ایران در ۶ جلد با چاپ سنگی چاپ شده و در بین علما ودانشمندان توزیع گردیده است، و اخیرا چند بار در ایران و لـبـنـان و عـراق بـا چـاپ حروفی، در ۴۳ جلد تجزیه شده، در چندین هزار نسخه چاپ شده و در اختیاردانشمندان اهل فن قرار دارد، و اکنون نیز در لبنان تجدید چاپ شده و با بهترین نوع کاغذ و جلد ارائه گردیده است به طور کلی می توان ویژگیهای کتاب را به شرح زیربیان کرد:.
۱ ـ جامع بودن آن به اقوال و آرا بزرگان فقه و استدلالهای علما و دانشمندان قبلی.
۲ ـ تـنـهـا وجـود آن در کـتابخانه، فرد را از بیشتر کتابهای فقهی غنی و بی نیازمی سازد یک فرد مجتهد وقتی آن را در اختیار داشته باشد، از اکثر کتابهای فقهی استدلالی بی نیاز است.
۳ ـ امـتیاز دیگر جواهر آن است که محتوی فروع نادر فقهی است که در اغلب کتابها مورد غفلت یا بـی تـوجـهـی قرار گرفته است جواهر جامع مسائل اساسی و هم مسائل فرعی و جزئی است، پس جـواهر به تمام معنای آن جواهر و درها وزبرجدهاست و رمز پایداری و بقا و انتشار و کثرت رغبت مـردم در ایـن خـصـوصـیـات نامبرده نهفته است و هیچ امری بدون حکمت و علت نیست و هیچ فقیهی هرچند ازنظر مالی در فقر و نیازمندی به سر ببرد، بی نیاز از داشتن آن نیست.
کـتـاب جواهر با آن خصوصیات نامبرده، یکی از نوادر و غرائب روزگار است که عمر یک فرد با آن هـمـه اشـتـغالات مرجعیت باید آن چنان بابرکت باشد که به جمع آوری و تالیف چنین موسوعه و دائره الـمـعـارف بـزرگ، یـک تنه قیام ورزد، چون جواهر با چاپهای کنونی که هر جلد بالغ بر ۵۰۰ صـفحه است، در حدود بیست و یک هزار و پانصد صفحه می گردد و با احتساب هر صفحه در ۲۲ سـطـر، در حـدو ۰۰۰ /۵۰۰سـطـر می باشد که شمردن و مطالعه آن یک عمر بابرکتی می طلبد، و نگارش آن یک عمر مؤید من عند اللّه!.
او غـیـر از جـواهـر الکلام، تالیفات دیگری نیز در هر یک از موضوعات حج،خمس، زکوه، دما ثلثه، طـهارت، صلوه، فرائض، مواریث و غیر اینها دارد گاهی همه و گاهی بعضی از اینها به نام نجاه العباد در ایران و جاهای دیگر جهان به چاپ رسیده است.

اساتید:
او از مـحـضر اساتید متعددی بهره مند بوده است که از میان مشاهیر آنان،می توان به آیه اللّه شیخ جـعـفـر کـبیر کاشف الغطا، و فرزند او آیه اللّه شیخ موسی کاشف الغطا، و آیه اللّه سید جواد عاملی صـاحب مفتاح الکرامه، آیه اللّه سید محمد مجاهدصاحب مفاتیح (متوفی ۱۲۴۲) و تا حدی به سید بحرالعلوم اشاره کرد.

شاگردان:
صـاحب جواهر شاگردان متعددی داشته است که در مکتب پرفیض فقهی اوتربیت یافته اند چون حـوزه درسـی او مـرکز تجمع فضلا و دانشمندان از هر نقطه ودیار بود، و در حق او گفته اند که هـیـچ شـهر شیعه نشینی وجود نداشت که یکی ازشاگردان او به عنوان مرجع مسائل مردم به آن نقطه نرسیده باشد او در رعایت حقوق شاگردان و تکریم و تعظیم آنان، روش پسندیده اسلامی و سـلـوک عـالی داشت می گویند: یکی از افاضل شاگردانش به نام شیخ محمد حسن آل یس را به بـغـداد اعـزام داشـتـه بـود تـا بـه وظـیـفـه اسـلامی خویش قیام ورزد روزی یکی از تجار بغداد سـی هـزار (بـیشلک) پول رایج آن روز عراق از حقوق واجب دینی به نجف پیش شیخ آورده بود، و شیخ با ناراحتی تمام آنها را رد کرد و فرمود: مگر شخصی مانند آل یس دربغداد نبود که این پولها را تـا نـجف آورده ای این عمل شیخ، حسن تاثیر فراوانی در آن منطقه ایجاد کرد و مردم را به عالم شـهـر خویش متوجه نمود (نظیر این موضوع درحق مرحوم آیه اللّه العظمی حاج شیخ عبدالکریم حـائری مؤسس حوزه علمیه قم نسبت به شاگرد معنویش آیه اللّه آخوند ملا علی معصومی (اعلی اللّه مـقـامـه الشریف) در همدان نیز رخ داده است که بسیار معروف است و در شرح حال او خواهد آمد).
گـویـنـده این سخن اظهار می دارد که پس از بازگرداندن تصور کردم (با توجه به وضع مالی آن روز صـاحـب جواهر) شیخ محمد حسن خودش از گرسنگی وبی چیزی از دنیا خواهد رفت، ولی لـطـف پروردگار آن چنان او را فراگرفت که دسته هاو گروهها و هیاتها از بغداد و کربلا و دیگر مـنـاطـق اسـلامـی به دیدن او می شتافتند ونیازمندیهای حوزه را تامین می نمودند با چنین دید اسـلامـی و عـلاقه و درایت این چنین سنجیده بود که صاحب جواهر شاگردان صمیمی و وفادار فراوانی تربیت کردکه از میان جمع کثیر آنان می توان افرادی مانند:.
۱ ـ آیه اللّه شیخ جعفر شوشتری.
۲ ـ آیه اللّه میرزا حبیب اللّه رشتی.
۳ ـ آیه اللّه شیخ محمد حسن آل یس.
۴ ـ آیه اللّه سید حسن مدرس اصفهانی.
۵ ـ آیه اللّه شیخ محمد حسن مامقانی.
۶ ـ آیه اللّه میرزا حسین خلیلی.
۷ ـ آیه حاج شیخ محمد حسین کاظمی.
۸ ـ آیه اللّه شیخ عبدالحسین شیخ العراقین تهرانی.
و دهـهـا تـن دیـگـر را نـام برد، و مرحوم شیخ مرتضی انصاری به عنوان تیمن وتبرک در درس او شـرکـت مـی جـسـت از درایت و کاردانی و دلسوزی او به حفظ شئون حوزه اسلام، این بود که در مـرض مرگ خویش، استاد بزرگ مرحوم حاج شیخ ‌مرتضی انصاری را به عنوان زعیم حوزه علمیه معرفی کرد، با آنکه آن روز شیخ ‌مرتضی یک فرد گمنامی بیش نبود.

نامه به سعید العلما و جواب ایشان:
بـا معرفی مرحوم صاحب جواهر و با روند تکاملی و اشتهار علمی که شیخ درحوزه نجف پیدا کرده بـود، مرجعیت و زعامت به او منتقل می گشت، ولی او از این امرابا داشت و قبول نمی کرد نامه ای در ایـن خـصـوص به هم درس و هم مباحثه سابق خود در کربلا، مرحوم سعید العلما مازندرانی، به مازندران نوشت و از او دعوت کردتا به نجف بیاید و این تکلیف را عهده دار شود، اما او این پیشنهاد را نـپـذیـرفـت و درپـاسـخ نوشت: هنگامی که در کربلا بودم و من و شما با هم از محضر شریف العلمااستفاده می بردیم، استفاده و فهم من از شما بیشتر بود، اما در این مدت شما در آنجامشغول تدریس و مباحثه بوده اید و من در اینجا گرفتار امور و مراجعات مردم هستم شما در این امر از من سزاوارتر هستید.
ایـن داسـتان، نوعی ورع و تقوی و تکلیف پذیری مردان خدا را نشان می دهد که چه سان از پذیرش امـوری کـه شـائبـه های مادیت و احتمال عوارض آلودگی دارد،گریزان بوده اند و در ترک آن با یکدیگر به مسابقه می پرداختند!.
او بـدیـن تـرتـیب از سال ۱۲۶۶ تا ۱۲۸۱ ه ق، پانزده سال تمام ریاست و زعامت علمی حوزه علمیه نجف را در اختیار داشت و مردم مسلمان از او تقلید و پیروی می کردند و آن چنان در عرصه فقه و اصـول تـبحر داشت که با گذشت یک قرن و نیم ازوفات او هنوز هم تالیفاتش در فقه و اصول در حوزه ها مورد استفاده اساتید می باشد.

گفتار دیگران درباره او:
بیشتر علما و مورخین که در مورد رجال نامی اسلام قلم زده اند، در حق اومطالبی گفته اند که به عنوان نمونه به چند نفر از آنان اشاره می گردد:
مرحوم محدث نوری درباره او گوید:
شیخ محمد حسن صاحب جواهر، شخصیتی است که ریاست امامیه در عصرخویش به او منتهی گردید و کتاب او نظیر و همانند ندارد و در اسلام کتابی همانند آن در حلال و حرام نوشته نشده است.
مرحوم شیخ عبدالحسین تهرانی، استاد نوری (ره) گفته است: اگر مورخ زمان صاحب جواهر، تـصـمـیم گیرد که حوادث عجیبه آن زمان را ثبت اوراق نماید، هرآینه عجیب تر از تصنیف کتاب جواهر الکلام چیز دیگری را سراغ نتواند کرد.

وفات:
وفـات صـاحـب جـواهـر، در اول شـعـبان سال ۱۲۶۶ هجری قمری در نجف اشرف واقع شد و در مقبره ای که هم اکنون به نام او معروف است، مدفون گردید


[۱] . آشنایی با علوم اسلامی، ص ۳۰۸ .

عقیقی بخشایشی – تلخیص از کتاب فقهای نامدار شیعه، ص ۳۰۹
.

نـظـرات

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.