آیا میدانیداولین مسلمانی که در کوفه دفن شدچه کسی بود؟

آیا میدانیداولین مسلمانی که در کوفه دفن شدچه کسی بود؟


چراغ قبر
خباب بن ارت تمیمی از اعراب قبیله تمیم و از اسیران دوران جاهلیت بود در مکه به زنی به نام «امّ النمار» فروخته شد. او پدر عبدالله بن خباب بود.
خباب از پیشگامان مسلمان و نخستین گروندگان به اسلام است. وی در راه پذیرش اسلام متحمل رنج و شکنجه زیادی گشت و از این رو وی را از «معذّبین» (عذاب‌دیدگان) به‌شمار می‌آورند. خباب آهنگر بود و از زمانی که ام النمار از مسلمان‌شدن خباب آگاهی یافت، آهن گداخته را از کوره بیرون می‌آورد و سر خباب را با آن می‌سوزاند.
کفار قریش، زره بر تن وی می‌پوشاندند، او را زیر آفتاب سوزان مکه می‌انداختند و وقتی حلقه‌های زره به بدنش فرو می‌رفت، آن را با پوست تنش می‌کندند! وی همچنان در راه اسلام استقامت ورزید، تا اینکه روزی رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را کنار کعبه دید و زبان به گلایه گشود، از پیامبر(صلی الله علیه و آله) خواست برای رهایی وی دعا کند. پیامبر(صلی الله علیه و آله) وی را دلداری داد و با بیان شکنجه‌هایی که خداپرستان امت‌های پیشین متحمل می‌شدند، او را به استقامت در راه هدف فرا خواند.
خباب پس از چندین سال تحمل شکنجه و آزار مشرکان قریش، به هنگام هجرت مسلمانان به مدینه، به آن دیار هجرت کرد و همچون گذشته در کنار رسول خدا(صلی الله علیه و آله) ماند و در تمامی جنگ‌های آن زمان شرکت کرد.
او پس از رحلت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از حامیان و دوستان خاص امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) شد. خباب در سال‌های آخر عمر به کوفه هجرت کرد و به علت بیماری سختی که دچارش شده بود، نتوانست در جنگ‌های امام علی(علیه السلام) شرکت جوید.
سرانجام خباب در سال ۳۷ قمری در اثر همان بیماری درگذشت و اولین مسلمانی بود که در کوفه مدفون گشت.
نقل است که امیرالمؤمنین(علیه السلام) به هنگام بازگشت از نبرد صفین، وقتی از مرگ وی آگاه شد، وی را ستود و فرمودند: «خداوند خباب را رحمت کند که به دلخواه خویش اسلام آورد، به میل خود هجرت کرد، عمری را به مجاهدت سپری کرد و شکنجه‌های فراوانی تحمل نمود. خداوند پاداش نیکوکاران را تباه نمی سازد.» [۱]
عبدالله بن خباب که یکی از مریدان خاص امیر المؤمنین(علیه السلام) بود، قصه ای بسیار شنیدنی دارد، وقتی که شیوخ نهروان در گردن خود قرآن آویختند و همه جا می‌خوانند و از امیر المؤمنین(علیه السلام) جدا شدند و به حضرت اعلام جنگ کرده و به سوی نهروان حرکت کردند، عبدالله بن خباب، با همسرش نزدیک وضع حملش بود، در نزدیکی نهروان با شیوخ نهروان مواجه شد، او را شناختند و گفتند عبدالله، درباره علی و درباره تحکیم یعنی حکمیت عقیده‌ات چیست؟ گفت علی امیر المؤمنین است و اول من آمن بالله علی است که دین اسلام را یاری کرد و پرچم اسلام را برافراشته کرد و با زحمات او دین اسلام پیشرفت نمود، به او گفتند؛ بگو علی مسلمان است یا کافر؟ گفت کسی که اسلام را در همه جا جلو برده و پخش کرده بگویم کافر است؟ گفتند بخاطر همین عقیده ما تو را می‌کشیم، این بنده خدا را با زن و بچه اش، با چهار خانمی که همراش بود، کنار نهر نهروان آوردند و اول شکم خانمش را شکافتند، بچه زنده را بیرون آوردند و جلوی چشم پدر سر بچه اش را بریدند و زنش هم که شکمش پاره شد از بین رفت، خودش را هم سر بریدند و خونش را به نهر نهروان ریختند و چهار زن همراه او را اعدام کردند، این شخص با این عشق و علاقه، همه چیزش را با نیروی خدادادی در راه اسلام و قرآن فدا کرد.


[۱] – اعیان الشیعه، ج ۶، ص ۳۰۴؛ قاموس الرجال، ج ۴، ص ۱۵۴

نـظـرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.