برترین فضیلت امیرالمؤمنین علی (ع) از زبان خود حضرت

برترین فضیلت امیرالمؤمنین علی (ع) از زبان خود حضرت


علی علیه السلام

سلیم بن قیس نقل کرده : مردى از على بن ابیطالب (علیه السلام) پرسید: بزرگترین فضیلت خود را برایم بگو؟
حضرت فرمود: آنچه خداوند در قرآن نازل نموده است .
پرسید: خداوند در مورد شما چه نازل نموده است ؟
حضرت فرمود: سخن خدا که فرمود : و یقول الذین کفرو الست مرسلا قل کفى بالله شهیدا بینى و بینکم و من عنده علم الکتاب (رعد : ۴۳) منظور خداوند از کسى که داراى علم و کتاب است من هستم . (۱)
در این رابطه سدیر از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده : من و ابوبصیر و یحیى بزاز و داود بن کثیر در منزل امام صادق (علیه السلام) بودیم که دیدیم حضرت با حالت خشم آمد وقتى نشست فرمود : شگفتا از کسانى که مى پندارند ما علم غیب داریم ، جز خدا کسى غیب نمى داند ، من می خواستم خدمتکار را تنبیه کنم ، گریخت و من نمى دانم در کدام اتاق رفته است !
وقتى حضرت از مجلس برخاست و به داخل منزل رفت ، من و ابوبصیر و میسر به دنبال حضرت رفتیم و گفتیم : فدایت گردیم از شما چنین سخنانى شنیدیم در مورد آن خدمتکار، ما مى دانیم که شما دانشى فراوان دارى و علم غیب را هم به شما نسبت نمى دهیم ما را به حقیقت امر آگاه می کنید؟ حضرت فرمود: اى سدیر آیا قرآن خوانده اى؟ عرض کردم : آرى ، فرمود: در قرآن یافته اى این آیه را قال الذین عنده علم من الکتاب انا آتیک به قبل ان یرتد الیک طرفک کسى که از علم کتاب بهره اى داشت گفت من آن تخت را قبل از به هم خوردن چشم تو نزد تو حاضر مى کنم . (نمل : ۴۰) ، عرض کردم : فدایت شوم خوانده ام . فرمود: آیا آن مرد را مى شناسى و مى دانى چه مقدار از علم کتاب نزد او بود؟ عرض کردم : شما مرا آگاه کنید. فرمود: به مقدار یک قطره در مقابل دریاى سبز! این مقدار در مقابل علم کتاب چقدر خواهد بود؟ عرض کردم : فدایت شوم این خیلى کم است . حضرت فرمود: اى سدیر چقدر زیاد است؟ (اگر بدون مقایسه در نظر گرفته شود) وقتى خداوند صاحب آن را به علم نسبت مى دهد. اى سدیر آیا در کتاب خداى عزوجل خوانده اى : قل کفى بالله شهیدا بینى و بینکم و من عنده علم الکتاب بگو خداوند و کسى که علم کتاب نزد اوست ، میان من و شما به عنوان گواه کافیست . (رعد : ۴۳) ، عرض کردم : فدایت شوم خوانده ام . فرمود: کسى که تمامى علم کتاب نزد اوست فهمش بیشتر است یا کسى که برخى از دانش کتاب را دارد؟ عرض کردم : نه ، کسى که تمامى علم کتاب را دارد (برتر است) آنگاه حضرت در حالى که با دست خود به سینه اش اشاره مى کرد دو بار فرمود : علم الکتاب و الله کله عندنا به خدا سوگند همه علم کتاب نزد ماست . (۲)

در این رابطه یکى از اصحاب امام باقر (علیه السلام) از حضرت در مورد آیه ۳۴ سوره مبارکه رعد سؤال کرد، حضرت فرمود: ما (اهل البیت (علیه السلام)) هستیم و على اول ما و برترین ما و نیکوترین ما بعد از پیامبر اکرم (علیه السلام) مى باشد. (۳)
امام صادق (علیه السلام) در بخشی از بیانات خود به عبدالله بن ولید در مورد تفاوت پیامبران اولوالعزم و فضیلت امیرالمؤمنین فرموده اند : خداوند عزوجل فرموده است و لا رطب و لا یابس الا فى کتاب مبین هیچ تر و خشکی نیست مگر اینکه در کتابی روشن است (انعام : ۵۹) آنگاه امام صادق (علیه السلام) فرمود: علم این کتاب با این عظمت نزد على (علیه السلام) است .(۴)

مطلب قابل توجه و تامل در این رابطه این است که خداوند در سوره های مبارکه : انعام آیه۵۹ ، یونس آیه۶۱ ، هود آیه۶ ، طه آیه۵۲ ، حج آیه۷۰ ، نمل آیه۷۵ ، سبا آیه ۳ ، فاطر آیه ۱۱، حدید آیه ۲۲ و… به بیان مسائل مربوط به خلقت و ثبت آن در کتابی پرداخته و در سوره مبارکه واقعه آیات ۷۷ و ۷۸ فرموده که این قطعاً قرآنی است ارجمند (۷۷) در کتابی نهفته (۷۸) سپس خداوند در ادامه و آیه ۷۹ به این نکته خاص اشاره نموده که لا یمسه الا المطهرون که جز پاک شدگان بر آن دست ندارند ،
از این مطلب مشخص می گردد که چرا خداوند در سوره مبارکه احزاب آیه ۳۳ خواسته تا اهل بیت رسول خدا (ص) را نیز همانند خود رسول خدا (ص) از هرگونه آلودگی و ناپاکی پاک نماید و زمانی که رسول خدا (ص) در خانه ام سلمه عبای خویش را بر روی امیرالمؤمنین علی (ع) ، حضرت فاطمه زهرا (س) ، امام حسن (ع) و امام حسین (ع) کشید و با دست راست به آسمان اشاره نمود و فرمود خداوندا ، اینان اهل بیت من و از نزدیکترین افراد به من و از خاصان من هستند ، گوشت و خونشان ، گوشت و خون من است هرگونه پلیدی و رجس را از آن ها دور نما و آنان را پاک و پاکیزه گردان ، این آیه نازل می گردد و چرا رسول خدا (ص) هنگامی که آیه ۶۱ سوره مبارکه آل عمران (آیه مباهله) نازل می گردد رسول خدا (ص) دست امیرالمؤمنین علی (ع) ، حضرت فاطمه زهرا (س) ، امام حسن (ع) و امام حسین (ع) را گرفته و برای مباهله به مکان وعده گذاشته شده می روند این مطالب نشان دهنده شأن و مقام ویژه اهل بیت عصمت و طهارت است که خداوند خواسته تمام علم کتاب را نزد ایشان قرار دهد ، با مشخص شدن این مطلب بسیاری از موارد مربوطه در قرآن نیز توجیح می شود به طور مثال خداوند متعال در سوره مبارکه آل عمران آیه ۷ در خصوص تاویل آیات قرآن فرموده که علم تأویل آیات قرآن نزد خداوند و راسخون می باشد با در نظر گرفتن موارد بیان شده و اینکه قرآن مجید نیز در کتابی نهفته است و علم آن کتاب نزد پاک شدگان می باشد این موضوع کاملاً مبرهن است که راسخون همان رسول الله (ص) و اهل بیت ایشان هستند ، امیرالمؤمنین علی (ع) در اشاره به ویژگی های امامان دوازده گانه در بخشی از سخنان خود فرمودند : کجایند کسانى که پنداشتند راسخان (دانایان علم قرآن اند) آنان می باشند نه ما؟ که این ادعا را بر اساس دروغ و ستمکاری بر ضد ما روا داشتند ، خدا ما را بالا برده و آنان را فرو گذاشته ، به ما عطا کرده و آنان را محروم داشته ، ما را در حوزه عنایت خود درآورد و آنان را از آن بیرون کرد. راه هدایت را با راهنمایى ما مى پویند و روشنى دل هاى کور را از ما مى جویند همانا امامان همه از قریش بوده که درخت آن را در خاندان بنی هاشم کاشته اند مقام ولایت و امامت در خور دیگران نیست و دیگر مدّعیان زمامداری شایستگی آن را ندارند . همچنین به این دلیل می باشد که امیرالمؤمنین علی (ع) در رابطه با علل پذیرش حکمیت در صفین در بخشی از پاسخ به خوارج فرموده اند : ما هیچ گاه مردان را داور قرار ندادیم؛ بلکه تنها قرآن را به داورى پذیرفتیم، این قرآن، فقط خطى است نوشته شده که در میان دو پوست جلد نگهدارى مى شود، زبان ندارد تا سخن بگوید و همواره به کسى نیازمند است که آن را به سخن درآورد که تنها مردان او را به سخن وامى دارند ، هنگامى که شامیان از ما خواستند قرآن را داور قرار دهیم از آن گروه نبودیم که از قرآن روى گردان باشیم؛ چرا که خداوند سبحان فرموده است: «پس هر گاه در کارى ناسازگارى و اختلاف کردید آن را به خدا و پیامبرش بازگردانید (و از آنان نظرِ نهایى را بخواهید)» (نساء : ۵۹) ، پس بازگردانیدن کارها به خداوند این است که به کتابش داورى و حکم نماییم و برگردانیدن کارها به پیامبر این است که سنّت و آموزه هاى او را دریابیم و آن ها را به کار ببندیم ، پس اگر قرار باشد به کتاب خداوند به راستى و درستى داورى شود ما شایسته ترین مردم به آن هستیم و اگر قرار باشد به سنّت پیامبر صلى اللّه علیه و آله داورى نماییم، پس شایسته ترین مردم و برترین آن ها ما هستیم . (۵)

در این رابطه امام صادق (علیه السلام) نیز فرموده اند : نحن الراسخون فى العلم و نحن نعلم تأویله ما راسخان در علم مى باشیم و ما از تأویل آن آگاهیم .(۶)

همچنین با مشخص شدن این که خداوند علم کتاب را نزد چه کسانی قرار داده برخی مطالب نیز قابل درک می گردد که چگونه رسول خدا (ص) و ائمه اطهار شیعه به اعمال و احوال سایرین آگاه می گردند و آیه ۱۰۵ سوره مبارکه توبه قابل فهم تر می شود که خداوند فرموده : وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَیَرَى اللّهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَهِ فَیُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ و بگو بکنید که به زودى خدا و پیامبر او و مؤمنان در کردار شما خواهند نگریست و به زودى به سوى داناى نهان و آشکار بازگردانیده مى‏ شوید پس ما را به آنچه انجام مى ‏دادید آگاه خواهد کرد ، به همین دلیل می باشد که شیعه احادیثی از این دست دارد که : حضرت مهدی (عج) : ما بر تمامى احوال و اخبار شما آگاه و آشناییم و چیزى از شما نزد ما پنهان نیست. (۷) با در نظر گرفتن مطالب فوق ، در این آیه نیز حتی مراد از مؤمنان هم مشخص می گردد که منظور چه کسانی اند که چنین عنایت ویژه ای خداوند به آنان نموده یعنی خداوند متعال علم کتاب و قدرتی خاص به پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت پاک و مطهرش عطا نموده تا زمام امور را به دستشان بسپارد .
░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░░
۱- کتاب سلیم بن قیس ص ۴۲۲ و الاحتجاج ۱/ ۳۶۳و بصائر الدرجات ، ص ۲۰۸ و ۲۰۹
۲- تفسیر نورالثقلین ، ج ۲، ص ۵۲۲
۳- تفسیر نورالثقلین ، ج ۲، ص ۵۲۱
۴- الاحتجاج ، ج ۲، ص ۱۳۹
۵- نهج البلاغه خطبه ۱۲۵ محمد دشتی (ره)
۶- کافى، ج۱، ص ۲۱۳
۷- مستدرک الوسائل : ج ۲، ص ۵۱۷، ح ۲۶۰۶

منبع : شبکه قرآن

نـظـرات

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.