آیا ثواب گریه بر امام حسین(ع) را می توان با عقل ناقص سنجید ؟

آیا می توان ثواب گریه بر امام حسین(ع) را با عقل ناقص سنجید ؟

مرحوم علامه مجلسی ره می گوید: بعضی از بزرگان در تألیفاتشان از سید علی حسینی نقل کرده اند که گفته: من در مشهد الرضا (علیه السلام) ساکن بودم. با عده ای از مؤمنین در روز عاشورا مشغول عزادارای بودیم که یکی از آنان مقتل خوانی میکرد و روایتی خواند که امام باقر علیه السلام فرموده: «هرکس در مصائب امام حسین علیه السلام اشک از چشمش خارج شود، حتی اگر به اندازه بال مگس باشد، خداوند گناهان اورا میبخشد اگر چه به اندازه کف روی دریا باشد.» در آن جمع یک جاهل مدعی علم بود. تا این روایت را شنید گفت اینها دروغ است و باعقل سازگار نیست. بین ما بحث شد و او قانع نشد و اصرار بر تکذیب داشت و با آن حال جدا شدیم و به خانه رفتیم. آن شخص روز بعد گفت: در خواب دیدم که هنگام قیامت است و ترازوی اعمال و حساب و کتاب و هول و‌ هراس قیامت. من تشنه شدم بقدری که نزدیک بود هلاک شوم. دیدم یک حوضی که بسیار وسیع است و طول و عرض آن معلوم نیست نمایان شد. با خود گفتم‌ حوض کوثر است. برای رفع عطش به سمت آن حوض رفتم و دیدم یک زن و دو مرد که همگی سیاه پوشیده و‌ گریان و محزون بودند آنجا ایستاده اند. پرسیدم اینان چه کسانی هستند؟ گفتند رسول اکرم اسلام و امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا سلام الله علیهم اجمعین هستند. گفتم چرا سیاه پوشیده اند؟ گفتند مگر نمیدانی روز عاشورا است و زمین و آسمان محزون و گریان است! من رفتم خدمت حضرت زهرا (سلام الله علیها) گفتم من تشنه ام و آبم دهید. ایشان به من تندی کرد و فرمود: آیا تو بودی که ثواب اشک بر فرزند مظلوم و شهیدم حسین را انکار کردی؟ خدا قاتلانش و کسانی که او را از آب منع کردند لعنت کند. من از خواب پریدم و لرزان و ترسان بودم. و بسیار استغفار میکردم. حال آمده ام به هرکس که در آن جمع بود و در حضورش انکار روایت کردم، این موضوع را بگویم و اظهار پشیمانی کنم.
منبع : بحارالانوار، مؤسسه الوفاء : ج ۴۴ص ۲۹۳

متن عربی روایت :
ورأیت فی بعض مؤلفات أصحابنا أنه حکی عن السید علی الحسینی قال: کنت مجاورا فی مشهد مولای علی بن موسى الرضا علیها السلام مع جماعه من المؤمنین، فلما کان الیوم العاشر من شهر عاشورا ابتدأ رجل من أصحابنا یقرأ مقتل الحسین علیه السلام فوردت روایه عن الباقر علیه السلام أنه قال: من ذرفت عیناه علىمصاب الحسین ولو مثل جناح البعوضه غفر الله له ذنوبه، ولو کانت مثل زبد البحر. وکان فی المجلس معنا جاهل مرکب یدعی العلم، ولا یعرفه، فقال: لیس هذا بصحیح والعقل لا یعتقده وکثر البحث بیننا وافترقنا عن ذلک المجلس، وهو مصر على العناد فی تکذیب الحدیث، فنام ذلک الرجل تلک اللیله فرأى فی منامه کأن القیامه قد قامت، وحشر الناس فی صعید صفصف لا ترى فیها عوجا ولا أمتا وقد نصبت الموازین، وامتد الصراط، ووضع الحساب، ونشرت الکتب، وأسعرت النیران، وزخرفت الجنان، واشتد الحر علیه، وإذا هو قد عطش عطشا شدیدا وبقی یطلب الماء، فلا یجده، فالتفت یمینا وشمالا وإذا هو بحوض عظیم الطول والعرض، قال: قلت فی نفسی: هذا هو الکوثر فإذا فیه ماء أبرد من الثلج وأحلى من العذب، وإذا عند الحوض رجلان وامرأه أنوارهم تشرق على الخلائق، ومع ذلک لبسهم السوادوهم باکون محزونون فقلت: من هؤلاء؟ فقیل لی: هذا محمد المصطفى، وهذا الإمام علی المرتضى، وهذه الطاهره فاطمه الزهراء فقلت: ما لی أراهم لابسین السواد وباکین ومحزونین؟ فقیل لی: ألیس هذا یوم عاشورا، یوم مقتل الحسین؟ فهم محزونون لأجل ذلک. قال: فدنوت إلى سیده النساء فاطمه وقلت لها: یا بنت رسول الله إنی عطشان، فنظرت إلی شزرا وقالت لی: أنت الذی تنکر فضل البکاء على مصاب ولدی الحسین ومهجه قلبی وقره عینی الشهید المقتول ظلما وعدوانا؟ لعن الله قاتلیه وظالمیه ومانعیه من شرب الماء؟ قال الرجل: فانتبهت من نومی فزعا مرعوبا واستغفرت الله کثیرا، وندمت على ما کان منی وأتیت إلى أصحابی الذین کنت معهم، وخبرت برؤیای، وتبت إلى الله عزوجل

What do you think of this post?
  • Sucks (0)
  • Boring (0)
  • Useful (0)
  • Interesting (0)
  • Awesome (0)
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.