چرا اولیاء الله گمنامند؟

چرا اولیاء الله گمنامند؟


گمنام
چرا برخی اولیاالله از دنیا روی گردان بوده و اینقدر گمنامند تا افراد دیگر نتوانند آنها را یافته و به آنان عشق بورزند؟

اولیاء الله همواره سعیشان بر این است که در گمنامی زندگی می کنند. این گمنامی قطعا برای آنها محاسنی دارد که خودشان بهتر از دیگران به این درک رسیده اند.

اما سوالی که برای مشتاقان رسیدن به قرب الی الله مطرح است؛‌ چرا آنها خود را به جامعه معرفی نمی کنند تا جامعه از راهنمایی های ایشان بهره‌مند شود؟

به جهت پاسخ به این پرسش، پیشاپیش لازم است ارزش شهرت را در اسلام مورد بررسی قرار دهیم: آنچه از فرهنگ غنی اسلام فهمیده می‌شود، این است که هیچگاه ملاک و معیار ارزش و کرامت انسان‌ها، به نامی ماندن و آوازه داشتن و محبوبیت نیست. آیه شریفه ان اکرمکم عند الله اتقاکم(۱) با صدایی رسا ندا می‌دهد که تنها ملاک و میزان ارزش، نزد خداوند تقواست. هر کس بیشتر از آن بهره ببرد، بیشتر ارزش دارد. از این رو آنچه برای مسلمانان واقعی اهمیت دارد،‌کرامت و ارزش واقعی انسان است که حقیقت هستی او و سرنوشت نهایی او را رقم می‌زند و مزد و پاداش آن نزد خدا است. و گرنه ارزش‌های اعتباری اجتماعی، چه توشه نجات‌بخشی می‌تواند باشد؟

حاصل آن که مؤمن واقعی از نام و شهرت بیزار است و برگرد آوازه، خط قرمز می‌کشد و به خود می‌پردازد و جز در حدّ ادای وظیفه اجتماعی، خلوت می‌گزیند. بله چنانچه وظیفه اقتضا کرد، از نامی شدن هم باکی ندارد. زیرا بر اثر تهذیب نفس، روآوردن و پشت کردن مردم را وقعی نمی‌نهد، نه از خوش‌نامی آن چنان مسرور است و نه از بدنامی محزون. بلکه میزان کار و ترازوی حرکت و سکونش، انجام وظیفه الهی و رعایت تقواست. در این صورت است که خداوند محبت او را در دل افراد جای می‌دهد، «مسلماً کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، خداوند رحمان محبتی برای آنان در دل‌ها قرار می‌دهد».

۱٫ گمنامی از صفات مؤمنان و خصلت‌های اهل یقین است. گروهی از عارفان خداشناس کنونی و بسیاری از گذشتگان صالح، دوستدار و طالب آن بودند. بدیهی است که هر که خدا را بشناسد و حب و انس به او داشته باشد، ‌دوستدار گمنامی است.

۲٫ حب جاه و شهرت، از بزرگ‌ترین لغزش‌گاه‌های اخلاقی است و طالب آن، در واقع خواستار آفات دنیوی و اخروی است و کسی که نام او مشهور و آوازه‌اش بلند شد، سلامت دنیا و آخرتش در خطر است، مگر این که خداوند وی را برای نشر دین خود مشهور سازد، بی‌آن که خود در طلب شهرت بکوشد.

در همین جهت، در مذمت جاه‌طلبی و شهرت‌خواهی آیات و روایات بیشمار رسیده است. از جمله خداوند می‌فرماید: «آن خانه آخرت را برای کسانی قرار داده‌ایم که در زمین برتری و سرکشی و فسادی نخواهند.»

به همین خاطر بزرگان و عرفا، همواره از شهرت‌طلبی می‌گریزند. تا آنجا که یکی از ایشان هر گاه بیش از سه نفر در مجلس خود می‌دید، بر می‌خاست و می‌رفت و دیگری می‌گریست که نامش به مسجد جامع رسیده است.

۳٫ اگر شهرت‌خواهی در دل هر کسی جا خوش کند، آن شخص همه همت خود را، بر مراعات جانب مردم متمرکز می‌کند و همواره منافقانه و از روی ریا، در گفتار و کردار، دوستی خود را با ایشان ظاهر می‌سازد. همین توجه تخم نفاق و ریشه فساد را در دل او مستحکم می‌کند و ناگزیر کارش به سهل انگاری و ریاکاری در عبادات و روی آوردن به انواع گناهان، برای به دست آوردن دلها می‌انجامد. از این رو، بیشتر بزرگان به خاطر دچار نشدن به این آفت‌ها، خود را از مردم مگر به اندازه نیاز، دور نگه می‌دارند.

۴٫ یکی دیگر از حکمت‌های مخفی ماندن اولیای خداوند، توهین نکردن انسانها به یکدیگر است. چنان که حضرت علی ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: خداوند تبارک و تعالی، دوست خود را در میان بندگانش پنهان نگه داشته است. بنابراین هیچ یک از بندگان خدا را حقیر مشمارید، زیرا ممکن است که او دوست خدا باشد و تو ندانی.

۵٫ گاهی مخفی ماندن اولیای خداوند، به خاطر امتحان و آزمایش خود آنان است، تا روشن شود که آیا این ریاضت‌ها و رنج‌ها برای خداوند است یا برای جلب محبت مردم می‌باشد.

ناگفته نماند، نکات گفته شده به معنای محروم شدن افراد، از محضر اولیای خداوند نیست. چرا که بدیهی است هر کسی در راه کمال نفس قدم بردارد، خداوند دست او را گرفته و با اولیای خداوند آشنا خواهد کرد. مهم تلاش و خواستن فرد است. چنان که علامه طهرانی می‌نویسد: پس از رحلت علامه طباطبایی و نگارش کتاب «مهرتابان» بسیاری از سروران ارجمند و بزرگان پس از مطالعه، به بهت و حیرت درآمدند که عجیب است، علامه چنین وچنان بود و ما خبر نداشتیم؟ چرا پس ما از این مطالب اطلاع نیافتیم؟ ما که هر روز حضرت علامه را در خیابان و در مجالس و محافل می‌دیدیم و زیارت می‌نمودیم، چطور ما مطلع نشدیم؟ ما که خانه‌مان در کوچه علامه بود، چطور از این حقایق خبری نیافتیم.

غرض آن که عده‌ای با علامه طباطبایی، حشر و نشر داشتند و او را می‌دیدند، امّا از وجود ایشان به خاطر لیاقت نداشتن خود بهره نبردند، امّا علامه طهرانی، با مجاهدت و تلاش خود، به درجه‌ای رسیدند که از کمالات روحی علامه طباطبایی مطلع شدند و از آن بهره بردند.

منبع:جام

نـظـرات

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.