فکر میکردم عاشق مهدی فاطمه ام

فکر میکردم عاشق مهدی فاطمه ام


 

 

امام زمان عج

به نقل از شیخ رجبعلی خیاط

 در نیمه شبی سرد زمستانی در حالی که برف بشدت میبارید و تمام کوچه و خیابان ها را سفید پوش کرده بود از ابتدای کوچه دیدم که در انتهای کوچه کسی سر به دیوار گذاشته و روی سرش برف نشسته است!

باخود گفتم شاید مستحقی, فقیری ویا دوره گرد است که از شدت سرما از حال رفته است

جلو رفتم دیدم او یک جوان است!
او را تکانی دادم!

بلافاصله نگاهم کرد و گفت چه میکنی!

گفتم : جوان مثل اینکه متوجه نیستی!
برف، برف!

روی سرت برف نشسته!

ظاهرا مدت هاست که اینجایی!
مریض می شوی!
خدای ناکرده می میری!
اینجا چه میکنی ؟

جوان که گویی سخنان مرا نشنیده بود! با سرش اشاره ای به روبرو کرد!

دیدم او زل زده به پنجره خانه ای!
فهمیدم عاشق شده!

نشستم و با تمام وجود گریستم!
جوان تعجب کرد!
کنارم نشست!
گفت تو را چه شده ای پیرمرد!
آیا تو هم عاشق شدی؟! گفتم قبل از اینکه تو را ببینم فکر میکردم عاشقم! [عاشق مهدی فاطمه] ولی اکنون که تو را دیدم [چگونه برای رسیدن به عشقت از خودبی خود شدی] فهمیدم من عاشق نیستم و ادعایی بیش نبوده!

مگر عاشق میتواند لحظه ای به یاد معشوقش نباشد!!! یا صاحب الزمان شرمنده ایم آقا..

نـظـرات

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.