خودم می خواهم روایات اهل بیت را بیاورم

یکی از دوستان نقل می کرد: در آخرین روز جلسه درس، همراه ایشان از منزل برای درس حرکت کردیم. استاد کتاب روایی وسائل الشیعه شیخ حر عاملی که حاوی روایات اهل بیت است، در دست داشتند، لذا نتوانستند درب منزل قدیمی خود را قفل کنند. به ایشان عرض کردم: آقا کتاب را به من بدهید و درب منزل را قفل کنید؛ ایشان فرمودند: نخیر، من خودم می خواهم روایات اهل بیت را بیاورم تا فردای قیامت باعث نجات من گردد.

این نمونه ای از اعتقاد درونی و قلبی ایشان بود به خاندان عصمت و طهارت «علیهم السلام».

با مردم: ایشان بارها می گفتند: می خواهم با حرکاتم نصیحت کنم، لذا همیشه ارشاد عملی می کردند، خودشان خرید می نمودند، وقتی من به ایشان عرض می کردم: بارها طلبه ها به من می گویند: چرا می گذارید آقا خودشان خرید کنند؟ ایشان در جواب من می فرمود: می خواهم مردم و جوانان ببینند، من یک طلبه هستم، دوست دارم مردم مرا به عنوان طلبه بنگرند و طوری به ما نگاه کنند که مورد رضایت امام زمان «عجل الله تعالی فرجه الشریف» باشد.

با خانواده: پسر ایشان می گوید: پدرم همیشه خانواده را ارشاد کرده و مراقب بودند خانواده و وابستگان ایشان، شئونات اسلامی را رعایت کرده و الگوی دیگران باشند؛ اگر نارضایتی داشتند با لحن پدرانه ابراز می کردند و می فرمودند: مؤمن نیاز به نصیحت دارد، همه ما به نصیحت نیاز داریم، دنیا گول زننده و دار فناست، ما باید توجه کنیم که خدا ما را لحظه ای به حال خود وا نگذارد.

در اواخر عمرشان خانواده را جمع کردند و برای آنها از بی وفایی دنیا و ارزش تقوا و دین سخن گفتند، آنها را به قرائت قرآن و ادعیه و توجه به قیامت توصیه نموده و فرمودند: طوری با مردم رفتار کنید که بعد از مرگ من دعاگو باشند؛ من سعی کردم ساده زیست باشم و آن را به دیگران بیاموزم و هیچ گاه زندگی ام را بعد از مرجعیت تغییر ندادم، شما هم سعی کنید این گونه باشید.
اینها نمونه هایی بود از اخلاق و رفتار مرجع عالی قدر شیعه، حضرت آیت الله میرزا جواد تبریزی«قدس سره»

در انتها به فرازهایی از آخرین توصیه های این عالم ربانی اشاره می کنیم:

عزیزانم، کاری نکنید که دل امام زمان، به درد آید، او ناظر بر اعمال ما به اذن خداست و در همین جا از پیشگاه مبارکشان می خواهم که اگر کوتاهی از طرف این جانب سر زده بر من ببخشند؛ عزیزانم به دعای خیر شما نیاز دارم، من چه در میان شما باشم یا نباشم، دلی به دنیا نبسته ام که در ادای وظیفه خود تردید کرده باشم؛ هنگامی که در میان شما بودم، خود را یک خادم کوچک حساب می کردم که امیدوارم این خدمت ناچیز، مورد رضایت اهل بیت واقع شده باشد که رضای آنان رضای خداست؛ حال که در بین شما نیستم به دعای خیر شما عزیزان محتاجم، در پایان بر حفظ شعائر تاکید می کنم و ضمن طلب دعای خیر، شما عزیزان را به خدای بزرگ می سپارم.*

* به نقل از کتاب “اینچنین بود استاد یگانه و فرزانه، حضرت آیت الله العظمی میرزا جواد تبریزی«ره»” ص ۷۱٫

برچسب ها :

نـظـرات

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.