تاریخ قیام مختار و مختار در تاریخ

قیام مختار یکی از اولین قیام هایی است که با فاصله ای حدودا ۵ ساله از قیام عاشورا، به خونخواهی امام حسین (ع) انجام شد و به تشکیل حکومتی منجر شد که بیش از ۱۸ ماه پا برجا نبود. این قیام اباعبدا… الحسین (ع) هر چند از سوی یزید به خاک و خون کشیده شد، اما این قیام پایه های لرزان حکومت بنی امیه را سست تر کرد به نحوی که با مرگ یزید، حکومت امویان دچار اختلاف شدیدی شد و تا مرز نابودی پیش رفت. عبدا… بن زبیر در مکه پرچم خلافت برافراشت و مدعی آن شد. در چنین اوضاعی مختار که نتوانسته بود به هنگام ورود مسلم به کوفه او را یاری کند، و یا در قیام حضرت اباعبدا… حضور یابد، فرصت را غنیمت شمرد و به خونخواهی امام حسین (ع) در کوفه قیام کرد.کوفه در این زمان تحت حاکمیت زبیریان قرار داشت و او با بیرون کردن عبدا… بن مطیع، کوفه را در دست گرفت و پس از استقرار پایه های حکومت و مقابله با عبیدا… بن زیاد فرمانده مروانیان، انتقام اهل بیت (ع) را از قاتلان کربلا گرفت. در گفت وگویی با دکتر محمد حسین رجبی دوانی استاد دانشگاه و کارشناس برنامه «هنگام درنگ» که هر هفته پس از پخش مجموعه مختارنامه به بررسی تاریخ مختار می پردازد، حکومت مختار را بررسی کرده ایم که مشروح آن را می خوانید.

 

حکومت کوتاه ۱۸ ماهه مختار در کوفه

** در تاریخ مشهور است که مختار ۱۸ ماه حکومت می  کند؛ او در این ۱۸ ماه بر چه مناطقی حکومت داشت و در مجموع این مدت چگونه گذشت؟

*همان طور که اشاره کردید، حکومت مختار بیشتر از ۱۸ ماه طول نکشید. قلمرو حکومت او، محدوده ای شامل نیمه شمالی عراق از شمال بصره تا حدود ترکیه امروزی بود. بخش هایی از ایران شامل استان جبل که آن زمان این استان، مناطق غربی ایران را دربر می گرفت و همچنین بخش هایی از خوزستان امروزی نیز در قلمرو حکومت مختار قرار داشت. کوفه مرکز حکومت مختار بود معمولا کسی که بر کوفه حاکمیت داشت، بر مناطق شمالی ایران مثل آذربایجان و ارمنستان نیز حاکم بود. لذا این مناطق ایران تحت حاکمیت مختار بود.

حامیان اصلی مختار

**کارگزاران و البته حامیان حکومت مختار در این ۱۸ ماه چه کسانی بودند؛ به عبارتی چه کسانی او را همراهی می کردند؟ به خصوص این که گفته می شود ایرانی ها در حکومت او جایگاه ویژه ای داشتند؟

*گروهی از شیعیان امام علی(ع) در زمره کارگزاران حکومت مختار بودند. از آن جا که معاویه و یزید ظلم فراوانی به این افراد کرده بودند، آن ها به راحتی مختار را پذیرفتند و با او همراه شدند. بخشی از مردم عرب که شیعه نبودند اما برای اهل بیت(ع) احترام خاصی قائل بودند هم حکومت مختار را ترجیح می دادند. لذا آن ها هم دور مختار جمع شدند اما عمده افرادی که به مختار پیوستند ایرانی های مسلمان مناطق تحت حکومت مختار بودند که در دولت های پیشین شهروند درجه ۲ محسوب می شدند و حقوق اجتماعی و سیاسی آن ها نادیده گرفته می شد. مختار با هوشمندی متوجه بود که هم در عرصه حکومت و هم در عرصه جنگ و تشکیل سپاه اگر حقوق ایرانی ها را مراعات کند، آن ها قابل اعتمادند. پس به ایرانی ها اعتماد کرد و به عرب ها چندان اعتمادی نداشت و اساس کار خود را بر حمایت از ایرانی ها قرار داده بود و آن ها هم تا پایان کار به مختار وفادار بودند.

مناطقی از ایران در قلمرو حکومت مختار

** به دلیل همین رابطه خوب بین ایرانی ها و مختار، او بر قسمت هایی از ایران هم حاکمیت داشت؟

*نه این طور نیست؛ از زمانی که بخشی از قلمرو ایران ساسانی در عهد خلیفه دوم فتح شد و دو شهر کوفه و بصره به عنوان مرکز استقرار دو سپاه برای فتوحات در ایران تاسیس شد، سپاه کوفه مامور فتوحات نیمه شمالی ایران بود و سپاه بصره مامور فتوحات در نیمه جنوبی ایران. به همین دلیل هر منطقه ای را که آن ها فتح می کردند، تحت حاکمیت کوفه یا بصره قرار می گرفت. لذا وقتی کوفه به دست مختار افتاد بخش های مهمی که تابع حکومت کوفه بود می بایست سر به فرمان مختار می گذاشتند.

مختار معتمدترین فرد کوفه نزد مسلم بن عقیل

** یکی از نکات مهم زندگی مختار به ویژه در این ۱۸ ماه حکومت، نحوه تعامل و همکاری و نوع ارتباط وی با اهل بیت(ع) به ویژه امام سجاد(ع) و محمد حنفیه است. از نحوه این ارتباط برایمان بگویید؟

*باید بدانیم که مختار یکی از شیعیان سرشناس کوفه است و در اعتقاد و وفاداری او به اهل بیت(ع) همین بس که وقتی امام حسین(ع) مسلم بن عقیل را به عنوان نماینده ویژه خودشان به کوفه می فرستند به ایشان سفارش می کنند که در خانه مطمئن ترین فرد کوفه فرود بیا و مردم را به بیعت با من و اطاعت نکردن از بنی امیه فرا بخوان. مسلم هم فرمان امام(ع) را اجرا می کند و در کوفه به خانه مختار می رود چون از دیدگاه نماینده امام حسین(ع) مطمئن ترین فرد در کوفه مختار است.

** امام حسین(ع) به صراحت از مختار اسم می برند یا غیرمستقیم و تلویحی به وی اشاره دارند؟

*نه مستقیم اشاره نمی کنند بلکه می فرمایند در خانه مطمئن ترین فرد شهر کوفه فرود بیا و مسلم با شناختی که داشت در خانه ابواسحاق فرود می آید و او مختار را انتخاب می کند.

مختار نتوانست مسلم را در قیامش همراهی کند

مختار هم پیش از واقعه عاشورا، برای دعوت مردم و عشایر بیرون کوفه رفته بود که در غیاب او، هانی توسط عبیدا… دستگیر و مسلم مجبور شد زودتر از موعد قیام کند و هنگام قیام مسلم، مختار در کوفه حضور نداشت، اتفاقا در وفاداری او به مسلم همین بس که وقتی شنید مسلم بن عقیل قیام کرده و شکست خورده است، خود را به کوفه رساند تا مسلم را یاری کند در حالی که کسانی که در کوفه و در کنار او بودند، به مسلم خیانت کردند. اگر مختار در اعتقاداتش و همراهی اش با نهضت حسینی، راسخ نبود، وقتی می شنید که قیام مسلم شکست خورده است، به کوفه برنمی گشت و مثل دیگران به فکر آسایش و راحتی خودش می بود، حال آن که او به کوفه برمی گردد و توسط عبیدا… دستگیر، زندانی و محکوم به اعدام می شود که همین دربند بودن مانع شد که ابواسحاق در ماجرای کربلا در روز عاشورا حضور داشته باشد پس عذر او در حضور نیافتن در قیام مسلم و بعد هم در کربلا کاملا موجه و پذیرفته شده است.

 قیام مختار مورد تایید امام سجاد(ع)

** مختار، حکومت او و شیوه فرمانروایی اش تا چه اندازه مورد تایید اهل بیت(ع) از جمله امام سجاد(ع) بوده است؟

*درباره این که قیام مختار و حکومت او مورد حمایت اهل بیت(ع) بوده یا نه، به چند نمونه اشاره می کنم.اولا قیام ایشان مورد تایید امام سجاد(ع) قرار گرفته است به گونه ای که عده ای از رجال و شیعیان کوفه به مدینه رفتند و از محمد حنفیه سوال کردند و گفتند مختار مدعی است که از جانب اهل بیت(ع) برای خون خواهی شهدای کربلا قیام کرده است؛ آیا این ادعا را تایید می کنید؟ محمد حنفیه جواب داد: بیایید نزد امام خودم و شما برویم و نظر ایشان را جویا شویم به اتفاق آن ها خدمت امام زین العابدین(ع) رفتند. امام(ع) فرمود: هرکس ولو یک غلام زنگی اگر به خون خواهی ما قیام کند کار او مورد تایید ماست. با این فرمایش امام سجاد(ع) برخی از علما ازجمله آیت ا… خویی نتیجه می گیرند که مختار با اذن امام سجاد(ع) قیام کرد.

شادی اهل بیت از قیام مختار

از طرفی وقتی مختار موفق می شود عبیدا… زیاد را به قتل برساند، سر وی را برای امام سجاد(ع) می فرستد. این کار اعتقاد او را می رساند؛ مختار سرعبیدا… را توسط یکی از خویشانش به مدینه فرستاد ،نقل شده است وقتی امام سجاد(ع) سر بریده ابن زیاد را دیدند در حالی که از روز عاشورا کسی حضرت را خندان ندیده بود، ایشان متبسم شدند و از زنان اهل بیت خواستند که از عزا بیرون بیایند.

روایاتی از اهل بیت در مدح مختار

از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) روایاتی در مدح مختار رسیده چنان که امام محمد باقر(ع) با توجه به جو منفی که بنی امیه علیه مختار راه انداخته بودند افراد را از بدگویی و مذمت مختار نهی و در یک مجلس سه بار برای او طلب مغفرت کردند و فرمودند: مختار قاتلان اهل بیت را قصاص ، دل ما را شاد و خانه های ویران ما را آباد کرد و در شرایطی که ما در رنج و زحمت بودیم و دختران اهل بیت(ع) به خاطر فقر قادر به ازدواج نبودند، با دادن اموالی به آنان، آن ها را از آن موقعیت دشوار و سخت خارج کرد.این ها همه نشان دهنده صحت عمل مختار از نظر اهل بیت(ع) است.

مختار و فرقه کسائیه

برخی گفته اند مختار بنیان گذار فرقه منحرف کسائیه بود، در حالی که اگر کسی در اسلام و در شیعه فرقه سازی کرده باشد، حتما منفور اهل بیت(ع) واقع می شود و صلاحیتش را از دست می دهد؛ حتی اگر کار مثبتی هم انجام داده باشد. حال آن که ائمه(ع) دیگران را از ناسزاگویی نسبت به مختار نهی و از خداوند برای وی طلب رحمت می کردند که این نشان دهنده صحت اعتقادات مختار است.جالب است که علمای شیعه و علمای علم رجال مختار را به عنوان یک فرد ثقه مطرح می کنند و روایات منقول از او را می پذیرند، پذیرش روایت از یک راوی، مستلزم ایمان کامل یعنی تشیع امامی و صادق و ثقه بودن اوست، لذا وقتی علمای برجسته رجالی شیعه او را تایید می کنند این نشان می دهد که اعتقادات و ایمان او صحیح بوده و به امامت امامان زمان خود کاملا معتقد بوده است.

نحوه ارتباط مختار با امام حسن(ع) و امام حسین(ع)

** ارتباط مختار با امام حسن(ع) و امام حسین(ع) به عنوان دو امام عصر خودش چگونه بوده است. به خصوص این که سریال مختارنامه بیشتر این ارتباط را محدود به واقعه کربلا کرد که اتفاقا مختار در زندان بود و نتوانست در صحنه کربلا حاضر شود. در حالی که قبل از آن به یقین شیعه شاخصی چون او ارتباطاتی با این دو امام داشته است. از نگاه تاریخ این ارتباط و تعامل به چه صورتی بوده است؟

*متاسفانه در این زمینه ما در تاریخ اطلاعات درستی نداریم. عموی مختار یعنی مسعودسعد ثقفی از طرف امام علی(ع) فرمانروای مدائن شد. در تاریخ آمده است که بعد از امیرالمومنین(ع) در زمان امام مجتبی(ع) مختار همراه عموی خودش در مدائن بود. بعد از صلح امام حسن(ع) و بازگشت امام از حجاز و مدینه، چون حکومت مدائن از دست عموی مختار خارج شد، مختار به کوفه بر می گردد و ساکن این شهر می شود در حالی که امام حسن(ع) و امام حسین(ع) مقیم مدینه بودند و در تاریخ ذکر نشده که مختار در این مدت چه می کرده است.می دانید که حکومت چند ساله معاویه بعد از صلح امام حسن(ع) شرایط بسیار سختی را برای اهل بیت(ع) و شیعیان ایجاد کرد. معاویه تلاش می کرد مردم با خاندان اهل بیت(ع) ارتباط برقرار نکنند، یعنی حتی در مدینه نیز مردم نمی توانستند به راحتی خدمت این دو امام برسند و از آن ها حدیث بشنوند یا با آن ها همدردی کنند، چه برسد به این که مردم مناطق دیگر بخواهند چنین ارتباطی داشته باشند. به همین دلیل میزان احادیث منقول از این دو امام(ع) در این دوره بسیار کم و محدود است و نحوه ارتباط با ائمه(ع) هم به سختی امکان پذیر بوده است. مختار نیز با توجه به این که ساکن کوفه بوده، چنین شرایطی داشته است. البته این که او در این مدت که به حج رفته یا وقتی به زادگاهش طائف رفته، سفری هم به مدینه داشته یا نه، در تاریخ اطلاعاتی ذکر نشده است. نه تنها درباره مختار این اطلاعات وجود ندارد، بلکه درباره شخصیت های مهم و برجسته دیگر هم اطلاعاتی در دست نیست. مثلا میثم تمار یکی از صحابی برجسته و بزرگ امام علی(ع) است، اما در ۲۰ سال حکومت معاویه هیچ اطلاعاتی از او در دست نداریم.البته نبود اطلاعات دلیلی بر این نیست که این افراد ارتباطی با ائمه(ع) نداشته اند. موقعیت به گونه ای نبوده که این اطلاعات ثبت و ضبط شود.

تاریخ درباره روش حکومت مختار سکوت کرده است

** حکومت مختار تا چه اندازه مولفه های یک حکومت علوی و شیعی را دارا بود و آیا می توانیم این حکومت را نمونه ای از حکومت صحیح اسلامی در تاریخ اسلام ذکر کنیم؟

متاسفانه اطلاعات ما از حکومت مختار بسیار محدود است. در تاریخ آمده است که ایشان چند نفری را برای فرمانروایی مناطق مختلف تعیین کرد. به عنوان مثال عبدالرحمان بن سعید بن قیس همدانی را فرمانروای موصل کرد که این منطقه مرکز ایالت جزیره در شمال عراق بود. یزیدبن انس یکی از مشاهیر شیعه را به عنوان فرمانده سپاه انتخاب کرد. ابراهیم بن مالک اشتر را هم به عنوان فرمانده سپاه برگزید و بعدها نیز فرمانروایی ایالت جزیره و آذربایجان و ارمنستان را به وی سپرد.بقیه اطلاعات مشروحی که درباره مختار آمده است، مربوط به تعقیب جنایتکاران کربلا توسط مختار و برخورد او با بنی امیه و زبیریان است. درباره این که او در حکومتش چه روشی را در پیش گرفته بود ما اطلاعات دقیقی نداریم. تاریخ را هم که بنی امیه و بنی عباس نوشتند که این حکومت ها به سبب ارادت مختار به اهل بیت(ع) به شدت با او مخالف بودند. از نظر مورخان مختار چند جرم بزرگ در تاریخ انجام داده است و مورخان با این جرم هایی که برای مختار ذکر کردند، سعی داشتند شخصیت او را تخریب و او را ترور شخصیتی کنند. لذا جنبه های مثبت شخصیت مختار اصلا از تاریخ حذف نشده است. از مختار جز یک کشتار وسیع و جنگ با مدعیان خلافت، نکته دیگری در تاریخ ذکر نشده است.

مورخان، مختار را ترور شخصیتی کردند

به نظر من آن چه موجب شد در تاریخ مختار را تخریب کنند، این بود که او اشرافیت عرب را در هم کوبید و آن ها را به عنوان جنایتکاران کربلا محاکمه و اموال آن ها را مصادره کرد؛ از طرفی ایرانی های مسلمان را از آن تبعیض  ناروایی که علیه آن ها شده بود، رهایی بخشید و با عرب های مسلمان برابر کرد و این از دیدگاه اشرافیت عرب جرم بود.مختار اموال اشراف کوفه را که از آن ها گرفته بود، به ایرانی ها بخشید و این از نظر مورخان جرم دیگر او بود. جرم چهارم مختار شیعه بودن او بود، آن زمان شیعیان را به عنوان رافضی که از محدوده اسلام خارج هستند، معرفی می کردند. این عوامل دست به دست هم داد تا نه تنها فضیلت ها و جنبه های مثبت مختار در تاریخ نادیده گرفته شود، بلکه هر رذیلتی را هم که به نظرشان می رسید به مختار نسبت می دادند.

 

شخصیت مختار نزد مورخان

اگر بخواهیم مختار را از طریق تاریخ بشناسیم، او چهره ای فرصت طلب، منافق، جنایتکار و حتی مرتد است. چون مورخان می گویند مختار ادعای وحی و نبوت داشت. او ادعا داشت که جبرئیل بر او نازل می شود و با او در ارتباط است. در اسلام اگر کسی ادعای وحی و نزول جبرئیل بر خود را داشته باشد، او مرتد است و مسلمان نیست.

 

اهل بیت (ع) مختار را مدح کرده اند

بنابراین از این تاریخی که در اختیار داریم، چیزی به دست نمی آید. اما اگر احادیث معتبری را که مورد پذیرش علمای برجسته ما بوده است، در نظر بگیریم، در می یابیم که ائمه مختار و اعمال او را تایید و دیگران را از بدگویی مختار نهی کرده اند. این امر نشان می دهد که او تلاش کرده است در مسیر اهل بیت(ع) عمل کند و احتمالا هم در این راه موفق بوده که مورد مدح ائمه اطهار(ع) واقع شده است.

** یعنی مختار مورد تایید هیچ یک از مورخان نیست؟

*گفتم که تاریخ را بنی امیه و بنی عباس نوشته اند. قدیمی ترین منابع تاریخی را که شیعیان نوشته اند کتاب بصائرالدرجات که درباره اهل بیت(ع) است و ارشاد شیخ مفید است که این منابع متعلق به قرن های بعدی است.شیخ مفید دانشمند بزرگ شیعه است که اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم در دوره آل بویه زندگی می کرد که حکومتی شیعی بود. در این دوره است که مورخان شیعه توانستند دست به قلم ببرند و خودی نشان دهند. بصائرالدرجات هم در همین عصر نوشته شد در حالی که در دوران قبل، تاریخ توسط راویان خلافت نوشته شده است. راویان و کسانی که به طور شفاهی تاریخ را روایت می کردند، با مختار دشمنی و مخالفت داشتند. لذا در تاریخ، مختار ترور شخصیتی شده به همین دلیل از روش او در حکومت نکته مثبتی ذکر نشده است.

برخلاف تصور، مختار در کوفه شخصیت محبوبی نبود

** یکی از سوالات مهمی که درباره حکومت مختار مطرح می شود، مدت کوتاه حکومت اوست. چرا حکومت او بیشتر از چند ماه ادامه نیافت؟با این که گفته می شود ایرانی های شیعه طرفدار جدی او بودند و از طرفی شیعیان کوفه نیز که به دلیل همراهی نکردن با امام حسین(ع) در واقعه کربلا دچار عذاب وجدان شده بودند، به دنبال این بودند که قاتلان امام حسین(ع) قصاص شوند. با این وجود مختار فقط چند ماه حکومت کرد؛ چرا؟

*مختار در موقعیتی از نظر سیاسی قیام کرد که جهان اسلام دچار التهاب و آشفتگی عجیبی بود. اولا ایشان در کوفه قیام می کند به اعتبار این که بخشی از مردم کوفه شیعه هستند. پس این طور نیست که بیشتر مردم کوفه شیعه باشند. البته او به ایرانی های مسلمان داخل و خارج از کوفه اعتماد داشت و امیدوار بود که آن ها به او بپیوندند. حال آن که بزرگان کوفه و قبایل مطرح عرب در این شهر، از کسانی بودند که جنایت کربلا را مرتکب شده بودند؛ چنان که می دانید در سپاه عمر سعد، کسانی که به جنگ حضرت آمدند، همگی کوفی بودند. لذا این که مختار در چنین شهری حکومت تشکیل دهد و به خون خواهی امام حسین(ع) برخیزد، به معنای طرف شدن وی با اکثریت قاطع مردم کوفه است. لذا مختار در عین این که شعار خون خواهی امام حسین(ع) را سر می داد، متوجه این نکته هم بود که اگر بخواهد خون خواهی کند، شکست می خورد و به اهدافش نمی رسد. لذا به کوفی ها امان داده و فرصتی در اختیارشان قرار داد تا احساس نکنند، مختار در صدد قلع و قمع آن هاست. مختار منتظر بود آن ها خودشان دست به اقداماتی بزنند و امان را بشکنند تا او بتواند از این فرصت استفاده کند و با آن ها درگیر شود. بنابراین مختار در کوفه محبوبیت و پایگاه آن چنانی نداشت.

 زنان کوفه اجازه حاکمیت عمر سعد را ندادند

پس از این که خبر مرگ یزید رسید، عمرو بن حریث نماینده عبیدا… بن زیاد در کوفه از ترس مردم این شهر گریخت و رفت و مردم کوفه وقتی می خواستند فرمانروای جدیدی برای این شهر انتخاب کنند، به سراغ عمر سعد رفتند که جنایت کربلا را مرتکب شده بود و قصد بیعت با او را داشتند که زنان کوفه اجازه این کار را ندادند.

به همین دلیل اصلا مردم کوفه بعد عاشورا دچار عذاب وجدان نشده بودند فقط تکانی خورده بودند که این تحول عمیق نبود.وقتی انتخاب عمر سعد به عنوان امیر کوفه با مخالفت زنان کوفه رو به رو شد، فردی بی خاصیت حاکم کوفه شد تا بعدها که عبدا… بن زبیر حاکمی برای این شهر انتخاب کرد.لذا کوفه برای مختار یک شهر آماده و قابل اعتماد نبود به همین دلیل او به سراغ ایرانی ها رفت که به آن ها «موالی» می گفتند.چون قبل از آن به ایرانی ها ارزشی داده نمی شد، مختار احساس کرد اگر بخواهد موفق شود باید به ایرانی ها که از عرصه سیاسی و اجتماعی به نوعی خارج شده بودند، روی بیاورد و به آ ن ها اعتماد کند تا به اهدافش نایل شود.

 دشمنان مختار در سه جبهه

از سوی دیگر در شام، امویان دوباره بعد از مرگ یزید احیا شده بودند، مروان حکم به قدرت رسیده بود و آن ها می خواستند بیایند عراق را بگیرند، حتی عبیدا… بن زیاد را به عنوان فرمانده انتخاب کرده بودند که به عراق بیاید. از این طرف هم عبدا… بن زبیر در عراق قدرت را به دست گرفته و بخش عمده جهان اسلام هم تحت حاکمیت او قرار گرفته بود که او هم با مختار مخالف بود.به همین دلیل می بینیم که مختار با سه جبهه درگیر است؛بنی امیه در شام، عبدا… بن زبیر در مدینه؛ که وی قلمرو گسترده ای را در اختیار داشت و از جانب بصره تهدیدی برای مختار به شمار می آمد و جنایتکاران کربلا هم جبهه سوم را تشکیل می دادند که در کوفه حضور داشتند. از این رو مختار سه دشمن جدی داشت و او حداکثر موفق شد که تعدادی از جنایتکاران کربلا را به سزای اعمالشان برساند او عبیدا… ابن زیاد را کشت و حریف سپاه شام هم بود ولی عبدا… بن زبیر که دشمنی کینه توزانه ای نسبت به مختار داشت، سپاهی را فرستاد و باعث شکست و قتل مختار شد که بعد هم خودش توسط بنی امیه از میان رفت و اوضاع در نهایت به نفع بنی امیه رقم خورد.

 

مختار به علوی ها جرات قیام و اعتراض داد

پیامدهای قیام و حکومت مختار برای جریان های شیعی چه بود؟

قیام مختار و موفقیت او در برعهده گرفتن حکومت، این پیام را برای شیعیان و حتی دیگران داشت که فقط بنی امیه و زبیریان و کسانی که سابقه ای در حکومت دارند قادر به خلافت و رهبری جهان اسلام نیستند و کسی مثل مختار با ایده و انگیزه های دینی هم می تواند قیام و اهداف خود را محقق کند.از طرفی قیام مختار به شیعیان جرات قیام و اعتراض داد در نتیجه در عصر بنی امیه تعداد زیادی از علوی ها از جمله زید فرزند امام سجاد (ع) و فرزند او یحیی بن زید دست به قیام زدند. اگرچه این قیام ها از قیام امام حسین(ع) الگو گرفته بود ولی قیام مختار نیز در روند این قیام ها بی تاثیر نبود.طوری که این اعتراض ها و قیام ها تا عصر بنی عباس هم ادامه یافت که قیام نفس زکیه و برادرش ابراهیم از جمله آن هاست.

سکوت تاریخ درباره ابراهیم تا قبل از همراهی او با مختار

**یکی از شخصیت های درخشان سریال مختارنامه، ابراهیم پسر مالک اشتر است آن گونه که سریال نشان می دهد او فرماندهی شجاع، جنگاور و مومن است که در جنگ صفین با حضرت عباس(ع) مشق جنگ می کرده است، سوال این است که این فرمانده دلیر و مومن و سرشناس چرا در کربلا غایب بوده است؟ آن زمان ابراهیم کجا بوده و چه می کرده است؟

*پسر مالک اشتر، فردی بسیار شجاع و دلیر بوده در جنگ صفین او نوجوانی بود که همراه پدرش که فرمانده سپاه امام علی (ع) بوده در جنگ حضور یافته است اما از آن ماجرا تا همراهی او با مختار در کوفه، تاریخ درباره ابراهیم سکوت کرده و چیزی از او نمی گوید. آن چه که در سریال مختارنامه به تصویر کشیده شده مبنی بر این که او دوست حضرت عباس (ع) بود، و باهم ارتباط عاطفی داشته اند این موارد سندیت تاریخی ندارد و برای جذابیت و دراماتیک کردن فیلم به کار رفته است.

**البته آن چه در سریال آمده نشان دهنده واقعیت نیست چون ابراهیم در رویای خود حضرت ابوالفضل(ع) را دید و حضرت نکاتی را به او گفتند؟

*در سریال، ابراهیم در رویای خود حضرت را دید و حرف هایی بین آ ن ها رد و بدل شد مثل این که مثلا ما باهم بودیم باهم مشق جنگ می کردیم که این ها در تاریخ نیامده و ما اطلاعاتی در این زمینه نداریم، و به همین دلیل نمی دانیم که چرا او در کربلا حاضر نشده، و با مسلم بن عقیل هم نبوده؛ ما از خیلی ها در تاریخ اسم داریم که با مسلم دیدار و بیعت کردند اما درباره ابراهیم چنین خبری هم نیامده است.

ابراهیم بن مالک اشتر در واقعه کربلا دچار بی بصیرتی شد

استنباط من این است که او هم مثل خیلی های دیگر در واقعه کربلا دچار بی بصیرتی شده بود. به خصوص وقتی ما عملکرد بعدی او را می بینیم. بیشتر به این نتیجه می رسیم و به رغم این که او فرزند مالک اشتر آن فرمانده بزرگ امام علی (ع) و فردی بسیار شجاع بوده، اما متاسفانه از بصیرت کافی برخوردار نبوده که بتواند به درستی و به موقع عمل و موضع گیری و به تکلیف الهی خود عمل کند.گرچه باز هم تاکید می کنم که ما اطلاعاتی در تاریخ درباره او نداریم و استنباط من این است که او در یاری مسلم و در واقعه کربلا دچار بی بصیرتی شده بود و کوتاهی کرد.

 

عملکرد ابراهیم

**مگر ابراهیم بعدها چه عملکردی داشته است که شما را به این استنباط رسانده که در این حوادث او دچار بی بصیرتی شده بود؟

*ابراهیم در آغاز به مختار می پیوندد. اگرچه ابتدا می خواهد خودش رهبری قیام را برعهده داشته باشد و نمی خواهد زیر پرچم مختار باشد اما بعد که متوجه می شود مختار از جانب اهل بیت (ع) اذن قیام دارد، فرماندهی مختار را می پذیرد و در سپاه مختار هم رشادت های فراوانی از خود نشان می دهد. او سر عبیدا… بن زیاد را از بدن جدا می کند حصین بن نمیر را که به کعبه هتک حرمت کرده و از جنایتکاران کربلا بود، کشت.

کوتاهی ابراهیم در یاری مختار

شرحبیل بن ذی الکلاع آن سردار معروف معاویه را به دست خودش از بین برد ولی با توجه به این که طبق نقل تاریخ، جنگ مختار با مصعب بن زبیر حدود ۴ماه طول کشید، در این مدت ابراهیم بن مالک که فرمانروای موصل و آذربایجان و ارمنستان بود ، می توانست به یاری مختار بیاید. به نظر می رسد که در این زمینه هم او کوتاهی کرده، لذا مختار وقتی شکست خورد و کشته شد، عبدالملک مروان و مصعب بن زبیر که دو قدرت رقیب آن زمان بودند هر دو از ابراهیم بن مالک دعوت می کنند که به آن ها بپیوندد و ابراهیم در این زمان دچار بی بصیرتی شد.چون اگر فرد بصیری بود با اعتقاد به یاری مختار می آمد و دعوت هر دو را رد می کرد. چون بالاخره عبدالملک سرکرده بنی امیه است که جنایت فجیع کربلا را مرتکب شدند مصعب هم از یک طرف دشمن مختار و از سویی دشمن اهل بیت (ع) محسوب می شد. پس ابراهیم دعوت هر دو را باید رد می کرد و آن ها نباید مورد تایید او قرار می گرفتند. حداقل او می بایست از امام زمان خودش (امام سجاد (ع)) کسب تکلیف می کرد ولی ایشان احساس می کند چاره ای ندارد جز این که به یکی از این دو قدرت بپیوندد.

 

همراهی ابراهیم با مصعب بن زبیر

**ابراهیم به دعوت چه کسی پاسخ مثبت داد؟

*او به مصعب بن زبیر می پیوندد و با او بر ضد بنی امیه همراه می شود. ظاهرا به این نتیجه می رسد که در انتخاب یکی از این دو قدرت چاره ای ندارد و باید با یکی همراه شود و در مقام قیاس، زبیریان را برتر از امویان می بیند، لذا با مصعب همراه می شود و در جنگی هم که بین مصعب و عبدالملک رخ می دهد، چون فرمانده نظامی خبره و با تجربه ای است، به مصعب توصیه می کند که برخی از فرماندهان را کنار بگذارد چون به وی خیانت می کنند اتفاقا جنگ که در گرفت همان پیش بینی ابراهیم محقق شد و این فرماندهان خیانت کردند.

ابراهیم در جنگ کشته و پیکرش سوزانده شد

**سرانجام ابراهیم چه شد؟

*او در همین جنگی که بین عبدالملک و مصعب رخ داد،کشته شد البته مصعب هم کشته شد، و پیکر او را هم سوزاندند.

چکیده گفت و گو

آن طور که در تاریخ آمده مختار ثقفی ۱۸ ماه حکومت کرد. دکتر رجبی دوانی در گفت وگوی حاضر به شرح این ۱۸ ماه پرداخته و تصریح کرده است: ایرانی ها، شیعیان و عرب ها ی دوستدار اهل بیت حامیان مختار در دوران کوتاه حکومت او بودند به ویژه آن که مختار به اشراف عرب کوفه اعتماد نداشت و اساس حکومت خود را بر ایرانی ها که تا قبل آن شهروندان درجه دو حساب می شدند گذاشت.به گفته وی گرچه تاریخ در مورد شیوه فرمانروایی مختار سکوت کرده است اما طبق احادیث معتبری که از اهل بیت رسیده مختار از نظر ائمه اطهار شخصیت و عملکردی مثبت دارد چنان که امام محمد باقر(ع) برای او طلب مغفرت و دیگران را از مذمت او نهی می کنند. رجبی دوانی در این گفت وگو تاکید کرده است: مختار در تاریخی که توسط بنی امیه و بنی عباس نوشته شده ترور شخصیتی شده است و نه تنها نقاط مثبت شخصیت و حکومت او ذکر نشده بلکه حتی رذایل و نکات منفی  را نیز به او نسبت داده اند. این استاد تاریخ اسلام در این گفت وگو به دلایلی که موجب شد حکومت مختار به درازا نینجامد هم اشاره کرده و گفته است: مختار در کوفه شخصیت محبوبی نبوده زیرا اکثریت این شهر را جنایتکاران کربلا تشکیل می دادند که بعد از مرگ یزید قصد بیعت با عمرسعد (فرمانده سپاه شام در کربلا) را داشتند که زن های کوفه مانع این بیعت شدند.رجبی دوانی در این گفت وگو به شرح حال یکی از کارگزاران شاخص مختار یعنی ابراهیم پسر مالک اشتر هم اشاره و خاطرنشان کرده است: ابراهیم فرمانده ای مومن و دلیر بود که برخی از جنایتکاران کربلا را به سزای اعمالشان رساند اما او در مورد مختار کوتاهی کرد و در جنگی که بین مختار ومصعب بن زبیر پیش آمد مختار را یاری نکرد و پس از شهادت مختار، او به مصعب بن زبیر پیوست و در جنگی که بین مصعب و عبدالملک مروان رخ داد او کشته و جنازه اش سوزانده شد.

( برگرفته ازگفتگو با دکتر رجبی دوانی )

برچسب ها :

نـظـرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.