عبادت از نگاه روایات

 
بازدید
عبادت در روایات
عبادت
۱ـ قال الامام الصادق ـ علیه السّلام ـ : قال اللّه تبارک و تعالی: یا عبادی الصدّیقین، تنعّموا بعبادتی فی الدّنیا، فانّکم تتنعّمون بها فی الآخره[۱].
امام صادق ـ علیه السّلام ـ : خدای تبارک و تعالی فرموده است: ای بندگان راستین من! در دنیا به عبادت من متنعّم شوید; زیرا که در آخرت به وسیله آن متنّعم می‌گردید.
۲ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : أفضل النّاس من عشق العباده فعانقها، و أحبّها بقلبه، و با شرها بجسده، و تفرّغ لها، فهو لایبالی علی ما أصبح من الدّنیا علی عسر أم علی یسر[۲].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : برترین مردم کسی است که عاشق عبادت شود; پس، دست در گردن آن آویزد و از صمیم دل دوستش بدارد و با پیکر خود با آن در آمیزد و خویشتن را وقف آن گرداند; و او را باکی نباشد که دنیایش به سختی گذرد یا به آسانی.
۳ـ قال رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : کفی بالعباده شغلا[۳].
بهترین کار و سر گرمی عبادت است.
۴ـ قال الامام علیـ علیه السّلام ـ : فاتّقوا اللّه الّذی نفعکم بموعظته، و وعظکم برسالته، و امتنّ علیکم بنعمته، فعبّدوا أنفسکم لعبادته، و اخرجوا الیه من حقّ طاعته[۴]
امام علی ـ علیه السّلام ـ : پس بترسید از خدایی که با پند خویش به شما سود رسانده و با رسالتش (که از طریق پیامبران به شما ابلاغ کرده) شما را اندرز داده و با نعمت هایش بر شما منت نهاده است. بنابراین، جان‌های خود را برای عبادت او رام سازید و حقّ طاعتش را به جای آورید.
۵ـ عنه ـ علیه السّلام ـ : العباده فوز[۵].
عبادت، رستگاری است.
۶ـ عنه ـ علیه السّلام ـ : فضیله السّاده حسن العباده[۶].
برتری بزرگان (به) نیکویی عبادت است.
۷ـ عنه ـ علیه السّلام ـ : اذا أحبّ اللّه عبداً ألهمه حسن العباده[۷].
هرگاه خداوند بنده‌ای را دوست بدارد، نیکویی عبادت را در دل او می‌افکند.
۸ـ عنه ـ علیه السّلام ـ : دوام العباده برهان الظّفر بالسّعاده[۸].
استمرار عبادت، دلیل دستیابی به سعادت است.
۹ـ عنه ـ علیه السّلام ـ : فی الانفراد لعباده اللّه کنوز الأرباح[۹].
در خلوتِ عبادت خدا، گنج‌های سود است.
۱۰ـ عنه ـ علیه السّلام ـ : ما تقرّب متقرّب بمثل عباده اللّه[۱۰].
هیچ تقرّب جوینده ای، به چیزی چون عبادت خدا، به او نزدیک نشد.
حکمت عبادت
۱۱ـ قال الامام الرضا ـ علیه السّلام ـ (فی بیان علّه العباده): لئلاّ یکونوا ناسین لذکره، و لا تارکین لأدبه، و لا لاهین عن أمره و نهیه، اذا کان فیه صلاحهم و قوامهم. فلو ترکوا بغیر تعبّد لطال علیهم الأمد فقست قلوبهم[۱۱].
امام رضا ـ علیه السّلام ـ : در توضیح علت عبادت، می‌فرماید: تا این که مردم یاد خدا را فراموش نکنند و آداب او را وا نگذارند و از اوامر و نواهی او غافل نشوند; زیرا درستی و قوام آنان در دین است. اگر بدون تعبّد به حال خود رها می‌شدند پس از مدّتی دل هایشان سخت می‌شد.
خود را وقف عبادت کردن
۱۲ـ قال رسول اللّه صلی اللّه علیه و آله: یقول ربّکم: یا بن آدم! تفرّغ لعبادتی أملأ قلبک غِنیً و أملأ یدیک رزقا. یا بن آدم! لا تباعد منّی فأملأ قلبک فقرا و أملأ یدیک شغلا[۱۲].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : پروردگارتان می‌فرماید: ای فرزند آدم! خود را برای عبادت من فارغ گردان تا دلت را پر از بی نیازی کنم و دستانت را آکنده از روزی سازم. ای فرزند آدم! از من دوری مکن، که دلت را از فقر انباشته می‌کنم و دستانت را از گرفتاری می‌آکنم.
۱۳ـ قال الامام الصادق ـ علیه السّلام ـ : فی التّوراه مکتوب: یا بن آدم! تفرّغ لعبادتی أملأ قلبک خوفاً، و ان لا تفرّغ لعبادتی أملأ قلبک شغلا بالدّنیا ثمّ لا أَسُدُّ فاقتک. و أکلک الی طلبها[۱۳].
امام صادق ـ علیه السّلام ـ : در تورات نوشته شده است: ای آدم! خود را برای عبادت من فارغ گردان تا دلت را از ترس (از خودم) پر کنم; اگر خود را برای عبادت من فارغ نسازی، دلت را از اشتغال به دنیا انباشته می‌کنم و آن گاه درِ نیاز را به رویت نبندم و تو را به آنچه در طلب آن هستی وا گذارم.
۱۴ـ عنه ـ علیه السّلام ـ : فی التّوراه مکتوب: یا بن آدم! تفرّغ لعبادتی أملأ قلبک غِنیً، و لا أکلک الی طلبک. و عَلَیَّ أن أَسُدَّ فاقتک و أملأ قلبک خوفا منّی. و ان لا تفرّغ لعبادتی أملأ قلبک شغلا بالدّنیا ثُمَّ لا أسد فاقتک، و أکِلکَ الی طلبک[۱۴].
در تورات نوشته شده است: ای پسر آدم! خودت را وقف عبادت من کن تا دلت را از بی نیازی آکنده سازم و تو را به خواسته ات وا نگذارم; و بر من است که درِ نیازمندی را به روی تو ببندم و دلت را از ترس پر کنم. اگر خود را وقف عبادت من نسازی، دلت را از گرفتاری به دنیا پر کنم، سپس در نیاز را به رویت نبندم و تو را به خواسته ات وا گذارم.
۱۵ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : تفرّغوا لطاعه اللّه و عبادته قبل أن ینزل بکم من البلاء ما یشغلکم عن العباده[۱۵].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : خود را برای طاعت خدا و عبادت او فارغ سازید، پیش از آن که گرفتاری و بلایی به شما رسد که از عبادت بازتان دارد.
تفسیر عبادت
۱۶ـ قال الامام الصادق ـ علیه السّلام ـ ـ لمّا سئل عن العباده ـ حسن النّیه بالطاعه من الوجوه الّتی یطاع اللّه منها[۱۶].
امام صادق ـ علیه السّلام ـ در پاسخ به این پرسش که عبادت چیست، فرمود: داشتن حسن نیّت در طاعت از چهره‌هایی که از طریق آنها خداوند اطاعت می‌شود (مقصود امام معصوم است).
۱۷ـ فی حدیث المعراج: یا أحمد، هل تدری متی یکون لی العبد عابدا؟ قال: لا یا ربّ، قال: اذا اجتمع فیه سبع خصال: ورع یحجزه عن المحارم. و صَمتٌ یکفّه عمّا لا یعینه، و خوف یزداد کلّ یوم من بکائه، و حیاء یستحی منّی فی الخلاء، و أکل ما لابدّ منه، و یبغض الدّنیا لبغضی لها، و یحبّ الأخیار لحبّی ایّاهم[۱۷].
در حدیث معراج آمده است: ای احمد! آیا می‌دانی که بنده چه وقت مرا بندگی می‌کند؟ عرض کرد: نه، ای پروردگار.
فرمود: هر گاه هفت خصلت در او فراهم آید: پارسایی و ورعی که مانع او از حرام‌ها شود و سکوتی که او را از سخنان بیهوده باز دارد و ترسی که هر روز بر گریه او بیفزاید و شرمی که در خلوت و تنهایی از من داشته باشد و به اندازه‌ی ضرورت بخورد و دنیا را ناخوش دارد چون من آن را ناخوش دارم و نیکان را دوست بدارد چون من آنان را دوست می‌دارم.
قال الامام الرضا ـ علیه السّلام ـ : أول عباده الله تعالی معرفته، و أصل معرفه الله توحیده.[۱۸]
امام رضا ـ علیه السّلام ـ : سر آغاز عبادت خدای تعالی، شناخت اوست و ریشه‌ی شناخت خدا یگانه دانستن او.
حقیقت بندگی
۱۸ـ قال الامام الصادق ـ علیه السّلام ـ لمّا سئل عن حقیقه العبودیّه: ثلاثه أشیاء: أن لا یری العبد لنفسه فیما خَوَّلَهُ الیه مٌلکاً، لأنّ العبید لا یکون لهم مُلکٌ. یرون المال مال اللّه یضعونه حیث أمرهم اللّه تعالی به، ولا یدّبر العبد لنفسه تدبیراً و جمله اشتغاله فیما أمره اللّه تعالی به ونهاه عنه… فهذا أوّل درجه المتّقین[۱۹].
امام صادق ـ علیه السّلام ـ در پاسخ به پرسش درباره‌ی حقیقت بندگی، فرمود: حقیقت بندگی سه چیز است: این که بنده در آن چه خداوند به او عطا فرموده است برای خود مالکیتی قائل نباشد; زیرا بندگان مالک چیزی نیستند، مال را متعلّق به خدا می‌دانند و آن را هر جا که خدای تعالی فرمان داده است به مصرف می‌رسانند. بنده برای خود تدبیر و چاره اندیشی نمی‌کند و تمام اشتغالش به چیزهایی است که خدای تعالی او را به انجام آنها فرمان داده یا از آنها بازداشته است… این نخستین درجه‌ی پرهیزگاران است.
۱۹ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ العبودیه خمسه اشیاء: خلاء البطن، و قرائه القرآن، و قیام اللیل، و التضرّع عند الصبح و البکاء من خشیه‌ الله.[۲۰]
امام علی ـ علیه السّلام ـ : بندگی در پنچ چیز است: اندرون از طعام تهی داشتن، قرآن خواندن، شب را به عبادت گذراندن و زاری کردن (به درگاه خداوند) هنگام صبح و گریستن از ترس خدا.
نقش عبادت در تکامل
۲۰ـ مصباح الشریعه: قال الصادق ـ علیه السّلام ـ : العبودیّه جوهره کنهها الرّبوبیّه، فما فقد فی العبودیه وجد فی الربوبیّه، و ما خفی عن الرّبوبیه اصیب فی العبودیه[۲۱].
مصباح الشریعه: امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: عبودیّت گوهری است که باطن آن ربوبیّت است; پس، آن چه در عبودیت نیست سود در ربوبیّت یافت گردد و آن چه در ربوبیت مخفی بماند در عبودیّت به دست آید.
۲۱ـ روی أنّ اللّه تعالی یقول فی بعض کتبه: یا بن آدم! أنا حیٌّ لا أموت، أطعنی فیما أمرتک حتّی أجعلک حیّا لا تموت. یا بن آدم! أنا أقول للشّیء: کن فیکون، أطعنی فیما أمرتک أجعلک تقول للشّی‌ء: کن فیکون[۲۲].
روایت شده که خدای تعالی در یکی از کتاب‌های خود می‌فرماید: ای فرزند آدم! من زنده‌ای هستم که هرگز نمی‌میرم; از فرمان‌های من اطاعت کن تا تو را زنده‌ای قرار دهم که هرگز نمیری. ای فرزند آدم! من به هر چه بگویم هست شو، هست می‌شود. از فرمان‌های من اطاعت کن تا تو را چنان قرار دهم که به هر چه بگویی هست شو، هست شود.

[۱]. الکافی: ۲ / ۸۳ / ۲ و ح ۳٫
[۲]. الکافی: ۲ / ۸۳ / ۲ و ح ۳٫
[۳]. تحف العقول: ۳۵٫
[۴]. نهج البلاغه، الخطبه ۱۹۸٫
[۵]. غرر الحکم: ۶۵، ۶۵۵۹، ۴۰۶۶، ۵۱۴۷، ۶۵۰۴، ۹۴۹۰٫
[۶]. همان.
[۷]. همان.
[۸]. همان.
[۹]. همان.
[۱۰]. همان.
[۱۱]. عیون أخبار الرضا علیه السلام: ۲ / ۱۰۳ / ۱، علل الشرائع: ۲۵۶: ۹٫
[۱۲]. کنز العمّال: ۴۳۶۱۴٫
[۱۳]. قصص الأنبیاء: ۱۶۶ / ۱۹۳٫
[۱۴]. الکافی ۲ / ۸۳ / ۱٫
[۱۵]. تنبیه الخواطر: ۲ / ۱۲۰٫
[۱۶]. الکافی: ۲ / ۸۳ / ۴٫
[۱۷]. ارشاد القلوب: ۲۰۵٫
[۱۸] . عیون أخبار الرضا ـ علیه السّلام ـ :۱/۱۵۰/۵۱٫
[۱۹]. مشکاه الأنوار: ۳۲۷٫
[۲۰] . مستدرک الوسائل: ۱۱/۲۴۴/۱۲۸۷۵٫
[۲۱]. مصباح الشریعه: ۵۳۶٫
[۲۲]. مستدرک الوسائل: ۱۱ / ۲۵۸ / ۱۲۹۲۸٫
@#@
۲۲ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ : من قام بشرائط العبودیّه اهّل للعتق[۱].
امام علی ـ علیه السّلام ـ : هر که شرایط بندگی را به جای آورد، سزاوار آزادی شود.
نقش شناخت در عبادت
۲۳ـ قال الامام الرّضا ـ علیه السّلام ـ : أوّل عباده اللّه معرفته[۲].
امام رضا ـ علیه السّلام ـ : آغاز بندگی خدا، شناخت اوست.
۲۴ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ : سکّنوا فی أنفسکم معرفه ما تعبدون; حتّی ینفعکم ما تحرّکون من الجوارح بعباده من تعرفون[۳]
امام علی ـ علیه السّلام ـ : شناخت خدایی را که می‌پرستید در جان‌های خود جای دهید تا خم و راست شدن هایتان برای عبادت کسی که می‌شناسیدش، شما را سود دهد.
۲۵ـ عنه ـ علیه السّلام ـ : لا خیر فی عباده لیس فیها تفقّه[۴].
در عبادتی که با شناخت توأم نباشد، خیری نهفته نیست.
۲۶ـ عنه ـ علیه السّلام ـ : لا خیر فی عباده لا علم فیها[۵]
عبادتی که همراه با آگاهی نباشد، ارزشی ندارد.
۲۷ـ قال الامام زین العابدین ـ علیه السّلام ـ : لا عباده الاّ بالتفقّه[۶].
امام سجاد ـ علیه السّلام ـ : هیچ عبادتی جز با شناخت ارزش ندراد.
نقش یقین در عبادت
۲۸ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : لا عباده الاّ بیقین[۷].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : هیچ عبادتی جز با یقین ارزش ندارد.
۲۹ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ (لمّا سمع رجلاً من الحروریَّه یتهجّد و یقرأ): نومٌ عَلی یقینٍ خیرٌ مِن صلاهٍ فی شکٍَ.[۸]
امام علی ـ علیه السّلام ـ چون صدای عبادت شبانه و تلاوت قرآن مردی از حروریه (خوارج نهروان) را شنید، فرمود: خوابی که با یقین همراه باشد، بهتر از نمازی است که با شکّ توأم باشد.
آداب عبادت
۳۰ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : أُعبُد اللّه کأنّک تراه، فان لم تکن تراه، فانّه یراک[۹].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : خدا را چنان عبادت کن که گویی او را می‌بینی; زیرا اگر تو او را نمی‌بینی او تو را می‌بیند.
۳۱ـ عنه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : أُعبُد اللّه و لا تشرک به شیئا، و اعمَلُ للّه کأنّک تراه[۱۰].
خدا را بندگی کن و هیچ چیزی را شریک او مگردان و برای خدا چنان کار کن که گویی او را می‌بینی.
۳۲ـ عنه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : الاحسان أن تعبد اللّه کأنّک تراه، فان لم تکن تراه فانّه یراک[۱۱]
احسان این است که خدا را چنان عبادت کنی که گویی او را می‌بینی; زیرا اگر تو او را نمی‌بینی او که تو را می‌بیند.
۳۳ـ قال الامام الصادق ـ علیه السّلام ـ : (فی قصّه یوسف و زلیخا): لمّا همّت به و همّ بها، قالت: کما أنت! قال: و لِم؟ قالت: حتّی أُغَطِیَ وجه الصّنم لا یرانا، فذکر اللّه عند ذلک و قد علم أنّ اللّه یراه، فَفَرَّ منها[۱۲].
امام صادق ـ علیه السّلام ـ (درباره‌ی داستان یوست و زلیخا): چون زلیخا آهنگ یوسف کرد و یوسف آهنگ زلیخا، زلیخا گفت: اندکی درنگ کن. یوسف گفت: چرا؟ زلیخا گفت: تا صورت بت را بپوشانم که ما را نبیند. در این هنگام یوسف به یاد خدا افتاد و دانست که خداوند او را می‌بیند، لذا از زلیخا گریخت.
۳۴ـ قال الامام الباقر ـ علیه السّلام ـ (أیضا): فقال لها یوسف: ما صَنَعتِ؟ طرحت علیه ثوبا أستحی أن یرانا! قال: فقال یوسف: فأنتِ تستحین من صنمک و هو لا یسمع و لا یبصر، و لا أستحی أنا من ربّی؟![۱۳]
در خبری دیگر، امام باقر ـ علیه السّلام ـ فرمود: یوسف به زلیخا گفت: چه کردی؟ زلیخا گفت: روی بت پارچه‌ای انداختم؛ زیرا خجالت می‌کشم که ما را ببیند. یوسف گفت: تو از بت خود که نه می‌شنود و نه می‌بیند شرم می‌کنی و من از پروردگارم شرم نکنم؟
۳۵ـ قال الامام الصادق ـ علیه السّلام ـ فی قوله تعالی: (و لا تعملون من عمل الاّ کنّا علیکم شهودا) کان رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ اذا قرأ هذه الآیه بکی بکاءا شدیدا[۱۴]
امام صادق ـ علیه السّلام ـ درباره‌ی آیه‌ی‌ «هیچ عملی نمی‌کنید جز این که وقتی دست به آن می‌زنید ما بر شما گواه و ناظریم»، فرمود: رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ هر گاه این آیه را می‌خواند به شدّت می‌گریست.
انواع عبادت
۳۶ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ : التّفکّر فی ملکوت السّماوات و الأرض عباده المخلصین[۱۵].
امام علی ـ علیه السّلام ـ : اندیشیدن در ملکوت آسمان‌ها و زمین، عبادت مخلصان است.
۳۷ـ عنه ـ علیه السّلام ـ : التفکّر فی آلاء اللّه نعم العباده.[۱۶]
اندیشیدن در نعمت‌های خداوند، نیکو عبادتی است.
۳۸ـ فی حدیث المعراج: یا أحمد، انّ العباده عشره أجزاء تسعه منها طلب الحلال، فان أطیب مطعمک و مشربک فأنت فی حفظی و کنفی[۱۷]
در حدیث معراج آمده است: ای احمد! عبادت ده قسمت است که نه قسمت آن طلب روزی حلال می‌باشد; پس، اگر خوراک و نوشید نیت پاک و حلال باشد در پناه و حمایت من هستی.
۳۹ـ قال رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ العباده عشره أجزاءٍ، تسعه أجزاءٍ فی طلب الحلال.[۱۸]
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : عبادت ده بخش است که نه بخش آن طلب روزی حلال می‌باشد.
۴۰ـ عنه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : العباده سبعون جزءا، و أفضلها جزءاً طَلَبُ الحلال.[۱۹]
عبادت هفتاد جزء است و برترین جزء آن طلب روزی حلال است.
۴۱ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ : انّ من العباده لین الکلام و افشاء السّلام[۲۰].
امام علی ـ علیه السّلام ـ : به نرمی سخن گفتن و سلام کردن به مردم عبادت است.
۴۴ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : نظر الولد الی والدیه حبّا لهما عباده[۲۱].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : نگاه مهرآمیز فرزند به پدر و مادر عبادت است.
۴۳ـ قال الامام الصادق ـ علیه السّلام ـ : انّ فوق کلّ عباده عباده، و حبّنا أهل البیت أفضل عباده[۲۲]
امام صادق ـ علیه السّلام ـ : برتر از هر عبادت، عبادتی است و دوست داشتن ما اهلبیت برترین عبادت می‌باشد.
۴۴ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : النّظر الی العالم عباده، و النّظر الی الامام المقسط عباده، و النّظر الی الوالدین برأفه و رحمه عباده، و النّظر الی أخ تَوَدُه فی اللّه عزّوجّل عباده[۲۳].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : نگریستن به دانشمند عبادت است، نگریستن به پیشوای دادگر عبادت است، نگاه دلسوزانه و مهرآمیز به پدر و مادر عبادت است و نگریستن به برادری که برای خدای عزوجل دوستش داری عبادت است.
۴۵ـ عنه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : حسن الظّنّ باللّه من عباده اللّه تعالی[۲۴].
خوش گمانی به خداوند، از عبادت خدای تعالی است.
۴۶ـ قال الجبرئیل ـ علیه السّلام ـ : یا محمّد، لو کانت عبادتنا علی وجه الأرض لعملنا ثلاث خصال: سقی الماء للمسلمین، و اغاثه أصحاب العیال. و ستر الذّنوب[۲۵].
جبرئیل ـ علیه السّلام ـ : ای محمد!! اگر قرار بود ما در روی زمین عبادت کنیم، سه کار می‌کردیم، آب دادن به مسلمانان، کمک کردن به مردان عیالوار و پوشاندن گناهان (عیب پوشی).
۴۷ـ قال المسیح ـ علیه السّلام ـ ـ لرجل: ما تصنع؟ قال: أتعبّد، قال: فمن یعود علیک؟ قال: أخی، قال: أخوک أعبد منک[۲۶].
مسیح ـ علیه السّلام ـ به مردی فرمود: چه کار می‌کنی؟ عرض کرد: عبادت پیشه کرده ام. فرمود: پس چه کسی مخارج تو را تأمین می‌کند؟ عرض کرد: برادرم. فرمود: برادرت از تو عابدتر است.
انواع عابدان
۴۸ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ : انّ قوما عبدوا اللّه رغبه فتلک عباده التجّار، و انّ قوما عبدو اللّه رهبهً قتلک عباده العبید، و انّ قوما عبدو اللّه شکرا فتلک عباده الأحرار[۲۷].
امام علی ـ علیه السّلام ـ : گروهی به هوای پاداش خدا را عبادت کردند، و این عبادتِ سوداگران است; دسته‌ای از روی ترس، خدا را عبادت کردند، و این عبادت بردگان است; و گروهی برای سپاسگذاری خدا را عبادت کردند، و این عبادت آزادگان است.
۴۹ـ قال الامام الصادق ـ علیه السّلام ـ : (انّ) العبّاد ثلاثه، قوم عبدوا اللّه عزّوجّل خوفا فتلک عباده العبید، و قوم عبدوا اللّه تبارک و تعالی طلب الثّواب فتلک عباده الأُجَراءِ، و قوم عبدوا اللّه عزّوجّل حبّا له فتلک عباده الأحرار، و هی أفضل العباده[۲۸]
امام صادق ـ علیه السّلام ـ : عبادت کنندگان سه دسته اند: گروهی خدای عزوجل را از ترس عبادت می‌کنند، که این عبادت بردگان است; گروهی خدای تبارک و تعالی را به طمع ثواب عبادت می‌کنند، که این عبادت مزدوران است; و گروهی خدای عزوجل را از سر عشق و محبت به او عبادت می‌کنند که این عبادت آزادگان است و این برترین عبادت است.
۵۰ـ عنه ـ علیه السّلام ـ : انّ النّاس یعبدون اللّه عزّوجّل علی ثلاثه أوجه: فطبقه یعبدونه رغبهً فی ثوابه فتلک عباده الحُرَصاءِ و هو الطّمع، و آخرون یعبدونه فَرَقاً من النّار فتلک عباده العبید و هی الرّهبه. و لکنّی أعبده حبّاً له عزّوجّل فتلک عباده الکرام و هو الأمن؛ لقوله عزّوجّل: (و هم من فزع یومئذ آمنون) و لقوله عزّوجّل: (قل ان کنتم تحبّون اللّه…) فمن أحبّ اللّه أحبّه اللّه عزّوجّل، و من أحبّه الله عزوجل کان من الآمنین.[۲۹]


[۱]. غرر الحکم: ۸۵۲۹٫
[۲]. التوحید: ۳۴ / ۲٫
[۳]. تحف العقول: ۲۲۳ و ۲۰۴٫
[۴]. همان.
[۵]. تذکره الخوّاص: ۱۴۰٫
[۶]. تحف العقول: ۲۸۰٫
[۷]. کنز الفوائد: ۱ / ۵۵٫
[۸] . نهج البلاغه، الحکمه ۹۷٫
[۹]. کنز العمال: ۵۲۵۰، ۵۲۵۲، ۵۲۵۴٫
[۱۰]. کنز العمال: همان.
[۱۱]. کنر العمال: همان.
[۱۲]. البحار: ۱۲ / ۳۰۰ / ۹۵ و ص ۳۰۱ / ۹۷٫
[۱۳]. البحار: همان.
[۱۴]. مجمع البیان: ۵ / ۱۸۰٫
[۱۵]. غرر الحکم: ۱۷۹۲، ۱۱۴۷٫
[۱۶]. همان.
[۱۷]. ارشاد القلوب: ۲۰۳٫
[۱۸] . البحار: ۱۰۳/۱۸/۸۱٫
[۱۹] . معانی الأخبار: ۳۶۷/۱٫
[۲۰]. غرر الحکم: ۳۴۲۱٫
[۲۱]. تحف العقول: ۴۶٫
[۲۲]. المحاسن: ۱ / ۲۴۷ / ۴۶۲٫
[۲۳]. أمالی الطوسّی: ۴۵۴ / ۱۰۱۵٫
[۲۴]. الدرّه الباهره: ۱۸٫
[۲۵]. تنبیه الخواطر: ۱ / ۳۹ و ص ۶۵٫
[۲۶]. همان.
[۲۷]. نهج البلاغه: الحکمه ۲۳۷٫
[۲۸]. الکافی: ۲ / ۸۴ / ۵٫
[۲۹] . الخصال: ۱۸۸/۲۵۹٫
@#@
مردم در عبادت خدای عزوجل بر سه گروهند: یک گروه او را به هوای پاداشش عبادت می‌کند که این عبادت آزمندان است و آن طمع باشد; گروهی دیگر او را از ترس دوزخ عبادت می‌کنند که این عبادت بردگان است و آن ترس باشد; اما من، خدای عزوجل را به خاطر عشق و محبت به او عبادت می‌کنم و این عبادت کریمان است و آن مایه‌ی امن و امان باشد; به دلیلِ این سخن خدای عزوجل که: «و آنان از ترس و هراس آن روز در امانند» و نیز به دلیل این سخن او عزوجل که: «بگو اگر خدا را دوست دارید…» بنابراین، هر که خدا را دوست بدارد خدای عزوجل نیز او را دوست دارد و هر که خداوند عز و جل دوستش بدارد از وحشت وز قیامت در امان است.
۵۱ـ قال الامام زین العابدین ـ علیه السّلام ـ : انّی أکره أن اعبد اللّه و لا غرض لی الاّ ثوابه. فأکون کالعبد الطّمع المطمّع، ان طمع عمل و الاّ لم یعمل، و أکره أن (لا) أعبده الاّ لخوف عقابه، فأکون کالعبد السّوء، ان لم یخف لم یعمل. قیل: فلم تعبده؟ قال: لما هو أهله بأیادیه علی و انعامه[۱].
امام سجاد ـ علیه السّلام ـ : من خوش ندارم که خدا را عبادت کنم در حالی که از این کار غرضی جز پاداش او نداشته باشم; زیرا در این صورت مانند برده‌ی طمعکار هستم که اگر به چیزی چشم داشته باشد کار می‌کند و گر نه کار نمی‌کند; همچنین خوش ندارم که خدا را جز به سبب ترس از کیفر او عبادت نکنم، چه در این حال همچون بنده‌ی نابکاری خواهم بود که اگر نترسد کار نمی‌کند. عرض شد: پس، برای چه خدا را عبادت می‌کنی؟ فرمود: زیرا او به سبب الطاف و نعمت‌هایش به من، سزاوار عبادت است.
۵۲ـ قال الامام الرّضا ـ علیه السّلام ـ : لو لم یخوّف اللّه النّاس بجنّه و نار لکان الواجب أن یطیعوه و لا یعصوه; لتفضّله علیهم و احسانه الیهم و ما بدأهم به من انعامه الّذی ما استحقّوه[۲].
امام رضا ـ علیه السّلام ـ : اگر خداوند مردم را به بهشت و دوزخی هم وعده و وعید نمی‌داد، باز لازم بود که از او اطاعت کنند و نافرمانیش نکنند; زیرا به آنان تفضل و نیکی فرموده و نعمت هایش را در اختیارشان گذاشته است، بی آن که (به سبب انجام عملی) استحقاق آن را داشته باشند.
عبادت غیر خدا
۵۳ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ : العبید ثلاثه، عَبدٌ رِقٍّ، و عَبدُ شَهوَهٍ، وَ عَبدُ طَمَعٍ[۳].
امام علی ـ علیه السّلام ـ : بندگان سه گونه اند: بنده‌ی زر خرید، بنده‌ی شهوت و بنده‌ی طمع.
۵۴ـ قال الامام الصادق ـ علیه السّلام ـ : لیس العباده هی السّجود و لا الرّکوع، انّما هی طاعه الرّجال، من أطاع المخلوق فی معصیه الخالق فقد عبده[۴].
امام صادق ـ علیه السّلام ـ : عبادت به سجود و رکوع نیست بلکه فرمانبری از رجال است; هر که فرمان آفریده‌ای را که مخالف فرمان آفریدگار است اطاعت کند بی‌گمان او را عبادت کرده است.
۵۵ـ قال الامام الباقر ـ علیه السّلام ـ : من أصغی الی ناطق فقد عبده، فان کان النّاطق یؤدّی عن اللّه عزّوجّل فقد عبداللّه، و ان کان النّاطق یؤدّی عن الشیّطان فقد عبد الشّیطان[۵].
امام باقر ـ علیه السّلام ـ : هر که به گوینده‌ای گوش سپارد، او را بندگی کرده است; اگر آن گوینده از طرف خدای عزوجل بگوید، شنونده خدا را عبادت کرده و اگر از طرف شیطان بگوید، شیطان را عبادت کرده است.
۵۶ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ : من عبد الدّنیا و آثرها علی الآخره استوخم العاقبه[۶].
امام علی ـ علیه السّلام ـ : هر که بندگی دنیا کند و آن را بر آخرت بر گزیند، فرجامش ناگوار باشد.
۵۷ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : ملعون ملعون من عبد الدّینار و الدّرهم[۷].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : از رحمت خدا به دور است، کسی که بندگی دینار و درهم کند.
۵۸ـ قال الامام الصادق ـ علیه السّلام ـ : من أطاع رجلاً فی معصیه فقد عبده[۸].
امام صادق ـ علیه السّلام ـ : هر که از مردی در معصیت خدا فرمان برد، هر آینه او را بندگی کرده است.
۵۹ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ : من قضی حقّ من لا یقضی حقّه فقد عبده[۹].
امام علی ـ علیه السّلام ـ : هر که حق کسی را به جا آورد که حق او را به جا نمی‌آورد، هر آینه او را بندگی کرده است[۱۰].
۶۰ـ قال الامام الصادق ـ علیه السّلام ـ (و قد سأله أبو بصیر عن قوله تعالی: (اتّخذوا أحبارهم و رهبانهم أرباباً من دون اللّه) أما و اللّه ما دعوهم الی عباده أنفسهم، و لو دعوهم الی عباده أنفسهم لما أجابوهم، و لکن أحلّوا لهم حراماً و حرّموا علیهم حلالاً، فعبدوهم من حیث لا یشعرون[۱۱].
امام صادق ـ علیه السّلام ـ در پاسخ به سؤال ابو بصیر درباره‌ی از آیه‌ی «یهود علما و راهبان خود را، به جای خدا، خدایان خود گرفتند»، فرمود: به خدا سوگند علما و راهبان یهود آنان را به عبادت خود فرا نخواندند. اگر ایشان را به عبادت خود دعوت می‌کردند قطعاً دعوتشان را نمی‌پذیرفتند! بلکه حرامی را برای آنان حلال کردند و حلالی را حرام و بدین ترتیب، ناخود آگاه علما و راهبان خود را عبادت و بندگی کردند.
۶۱ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ : تدبّروا أحوال الماضین من المؤمنین قبلکم. کیف کانوا فی حالِ التّمحیصِ و البلاءِ… اتّخذتهُم الفراعنه عبیداً فساموهم سوءَ العذابِ، وَجَرَّعوهم المِرار[۱۲].

امام علی ـ علیه السّلام ـ : در احوال مؤمنانی که پیش از شما بوده‌اند، بیندیشید که در حال آزمایش و بلا چگونه بودند؟!… فرعونیان آنان را به بندگی گرفتند و بدترین شکنجه‌ها را به آنها چشاندند و انواع تلخی‌ها را جرعه جرعه در کامشان ریختند.
برترین عبادت
۶۲ـ قال الامام الصادق ـ علیه السّلام ـ : أفضل العباده العلم باللّه و التّواضع له[۱۳].
امام صادق ـ علیه السّلام ـ : برترین عبادت، شناخت خدا و فروتنی برای اوست.
۶۳ـ عنه ـ علیه السّلام ـ : أفضل العباده إِدمانُ التّفکر فی اللّه و فی قدرته[۱۴].
برترین عبادت، اندیشیدن مداوم درباره‌ی خدا و قدرت اوست.
۶۴ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : أفضل العباده قول «لا اله الاّ اللّه و لا حول و لا قوّه الاّ باللّه»، و خیر الدّعاء الاستغفار، ثمّ تلا النّبیُّ ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : (فاعلم أنّه لا اله الاّ اللّه و استَغفِر لذَنبِک)[۱۵].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : برترین عبادت گفتن جمله‌ی «لا اله الاّ اللّه و لا حول و لا قوّه الا باللّه» است و بهترین دعا استغفار است. سپس پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ این آیه را تلاوت کرد: «بدان که خدایی جز اللّه نیست و از گناهت آمرزش بخواه».
۶۵ـ قال الامام الجواد ـ علیه السّلام ـ : أفضل العباده الاخلاص[۱۶].
امام جواد ـ علیه السّلام ـ : برترین عبادت، اخلاص است.
۶۶ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ : أفضل العباده العفاف[۱۷].
امام علی ـ علیه السّلام ـ : برترین عبادت، پاکدامنی است.
۶۷ـ عنه ـ علیه السّلام ـ : أفضل العباده غلبه العاده[۱۸].
برترین عبادت، چیره آمدن بر عادت است.
۶۸ـ عنه ـ علیه السّلام ـ : أفضل العباده الزَّهادَه[۱۹].
برترین عبادت، دل بر کندن از دنیاست.
۶۹ـ عنه ـ علیه السّلام ـ : أفضل العباده الفکر[۲۰]
برترین عبادت، اندیشیدن است.
۷۰ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : أفضل العباده الفقه[۲۱].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : برترین عبادت، فقه (فهم دین) است.
۷۱ـ قال الامام الکاظم ـ علیه السّلام ـ : ما عبداللّه بشیء أفضل من العقل[۲۲].
امام کاظم ـ علیه السّلام ـ : خداوند به چیزی برتر از خِرَد، عبادت نشده است.
۷۲ـ قال الامام الصادق ـ علیه السّلام ـ : و اللّه ما عبداللّه بشیء أفضل من أداء حقّ المؤمن[۲۳].
امام صادق ـ علیه السّلام ـ : به خدا سوگند که خداوند به چیزی برتر از ادا نمودن حق مؤمن، عبادت نشده است.
۷۳ـ قال الامام الباقر ـ علیه السّلام ـ : ما عبداللّه بشیء أفضل مِن عفّهِ بطنٍ و فرجٍ[۲۴].
امام باقر ـ علیه السّلام ـ : خداوند به چیزی برتر از عفت بطن و فرج، عبادت نشده است.
۷۴ـ قال الامام الصادق ـ علیه السّلام ـ : ما عبداللّه بشیء أفضل من الصّمت و المشی الی بیته[۲۵].
امام صادق ـ علیه السّلام ـ : خداوند به چیزی برتر از خاموشی و رفتن به خانه‌ی او (حج)، عبادت نشده است.
۷۵ـ فی حدیث المعراج: یا أحمد، لیس شیء من العباده أحبّ الی من الصّمت و الصّوم[۲۶].
در حدیث معراج آمده است: ای احمد! هیچ عبادتی نزد من محبوبتر از خاموشی و روزه نیست.
۷۶ـ قال الامام الباقر ـ علیه السّلام ـ (لمّا سئل عن أفضل العباده): ما من شیء أحبّ الی اللّه عزّوجّل من أن یُسأَلَ و یُطلَبَ ممّا عنده[۲۷].
امام باقر ـ علیه السّلام ـ در پاسخ به پرسش از برترین عبادت، فرمود: نزد خدای عزّوجلّ چیزی محبوبتر از این نیست که از آن چه نزد اوست خواسته و طلبیده شود.
۷۷ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ : غضّ الطّرف عن محارم اللّه سبحانه أفضل عباده[۲۸].
امام علی ـ علیه السّلام ـ : چشم بستن از حرام‌های خداوند سبحان، برترین عبادت است.
۷۸ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : أعظم العباده أجراً أخفاها[۲۹].


[۱]. البحار: ۷۰ / ۲۱۰ / ۳۳٫
[۲]. عیوم أخبار الرّضا ـ علیه السّلام ـ : ۲ / ۱۸۰ / ۴٫
[۳]. تنبیه الخواطر: ۱ / ۴۹٫
[۴]. البحار: ۷۲ / ۹۴ / ۶٫
[۵]. الکافی: ۶ / ۴۳۴ / ۲۴٫
[۶]. الخصال: ۶۳۲ / ۱۰ و ۱۲۹ / ۱۳۲٫
[۷]. همان.
[۸]. الکافی: ۲ / ۳۹۸ / ۸٫
[۹]. نهج البلاغه: الحکمه ۱۶۴٫
[۱۰]. کلمه «عَبَدَهُ» را برخی از شارحان نهج البلاغه به صورت ثلاثی مزید (عَبَّدَهُ) خوانده‌اند که در این صورت معنای جمله چنین است: «هر که… او را بنده خود کرده است».
[۱۱]. الکافی: ۲ / ۳۹۸ / ۷٫
[۱۲]. نهم البلاغه، الخطبه ۱۹۲، أنظر تمام الکلام.
[۱۳]. تحف العقول: ۳۶۴٫
[۱۴]. الکافی: ۲ / ۵۵ / ۳٫
[۱۵]. المحاسن: ۱ / ۴۵۳ / ۱۰۴۵٫
[۱۶]. تنبیه الخواطر: ۲ / ۱۰۹٫
[۱۷]. الکافی: ۲ / ۴۶۸ / ۸٫
[۱۸]. غرر الحکم: ۲۸۷۳٫
[۱۹]. غرر الحکم: ۲۸۷۲، ۲۹۰۷٫
[۲۰]. همان.
[۲۱]. الخصال: ۳۰ / ۱۰۴٫
[۲۲]. الکافی: ۱ / ۱۸ / ۱۲٫
[۲۳]. الاختصاص: ۲۸٫
[۲۴]. الکافی: ۲ / ۷۹ / ۱٫
[۲۵]. الخصال: ۳۵ / ۸٫
[۲۶]. ارشاد القلوب: ۲۰۵٫
[۲۷]. مکارم الاخلاق: ۲ / ۷ / ۱۹۷۶٫
[۲۸]. غرر الحکم: ۶۴۲۷٫
[۲۹]. قرب الاسناد: ۱۳۵ / ۴۷۵٫
@#@
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : بزرگترین ثواب را آن عبادتی دارد که پنهانی تر انجام گیرد.
۷۹ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ : أفضل العباده اخلاص العمل[۱].
امام علی ـ علیه السّلام ـ : برترین عبادت، خالص گردانیدن عمل (برای خدا) است.
۸۰ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : أنسک النّاس نسکا أنصحهم جیبا، و أسلمهم قلباً لجمیع المسلمین[۲].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : عابدترین مردم، کسی است که نسبت به همه‌ی مسلمانان یکرنگ تر و پاک دل تر باشد.
۸۱ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ : لا عباده کالخضوع[۳].
امام علی ـ علیه السّلام ـ : عبادتی چون فروتنی نیست.
عابدترین مردم
۸۲ـ قال الامام زین العابدین ـ علیه السّلام ـ : یقول اللّه: ابن آدم، اعمل بما افترضت علیک تکن من أعبد النّاس[۴].
امام سجاد ـ علیه السّلام ـ : خدا می‌فرماید: فرزند آدم! آنچه بر تو فرض کرده ام عمل کن، تا از عابدترین مردمان باشی.
۸۳ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : من أتی اللّه بما افترض اللّه علیه فهو من عبد النّاس[۵].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : هر کس آنچه را که خداوند بر او واجب ساخته است به جای آورد، در شمار عابدترین مردمان است.
۸۴ـ قال الامام الصادق ـ علیه السّلام ـ : أعبد النّاس من أقام الفرائض[۶].
امام صادق ـ علیه السّلام ـ : عابدترین مردم، کسی است که واجبات را به پا دارد.
۸۵ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : اعمل بفرائض اللّه تکن من أتقی النّاس[۷].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : به فرایض خدا عمل کن، تا از پرهیزگارترین مردمان باشی.
۸۶ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ : لا عباده کأداء الفرائض[۸].
امام علی ـ علیه السّلام ـ : هیچ عبادتی، چون گزاردن واجبات نیست.
۸۷ـ قال الامام الرّضا ـ علیه السّلام ـ : لیست العباده کثره الصّیام و الصّلاه، و انّما العباده کثره التّفکّر فی أمر اللّه[۹].
امام رضا ـ علیه السّلام ـ : عبادت به فراوانی روزه و نماز نیست بلکه عبادت به بسیار اندیشیدن در کار خداست.
۸۸ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ : فاعلم أنّ أفضل عباد اللّه عند اللّه امام عادل هُدِیَ وَ هَدَی[۱۰].
امام علی ـ علیه السّلام ـ : بدان، که برترین بندگان خدا نزد او، پیشوای دادگری است که خود رهیافته باشد و دیگران را به راه راست رهنمون شود.
بندگان بد
۸۹ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : بئس العبدُ عبدٌ له وجهان، یُقبِلُ بِوَجهٍ و یُدبِرُ بِوَجهٍ، إِن أُوتِیَ أخوه المسلم خیراً حَسَدَهُ، و إِن ابتُلِیَ خَذَلَهُ[۱۱].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : بد بنده‌ای است، آن بنده‌ای که دو چهره دارد: با چهره‌ای رو می‌کند و با چهره‌ای پشت می‌کند، اگر به برادر مسلمانش نعمتی داده شود، بر او حسد می‌ورزد و اگر گرفتار شود، تنهایش می‌گذارد.
۹۰ـ عنه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ ، بئس العبدُ عَبدٌ أَوَّلُهُ نطفهٌ، ثُمَّ یَعُودُ جِیفَهً، ثمّ لایدرِی ما یُفعَلُ به فیما بین ذلک[۱۲].
بد بنده‌ای است، آن بنده‌ای که آغازش نطفه‌ای است و فرجامش مرداری و در این میان نمی‌داند با او چه می‌شود.
۹۱ـ عنه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : بئس العبدُ عَبدٌ خُلِقَ لِلعبادهِ فَأَلهَتهُ العاجِلَهِ عن الآجِلَهِ، فازَ بالرّغبهِ العاجِلَهِ و شَقِیَ بالعاقِبَهِ[۱۳].
بد بنده‌ای است، آن بنده‌ای که برای عبادت آفریده شده، اما دنیا او را از آخرت غافل کرده است، به خواهش‌های زود گذر دنیوی دست یافته و در عاقبت بدبخت شده است.
۹۲ـ عنه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : بئس العبد عبد تجبّر و اختال، و نسی الکبیر المتعال[۱۴].
بد بنده‌ای است، آن بنده که تکبر و غرور ورزد و خدای بزرگ بلند مرتبه را از یاد برد.
۹۳ـ عنه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : بئس العبد عبد عتا و بغی، و نسی الجبّار الأعلی[۱۵].
بد بنده‌ای است، آن بنده که سر کشی و طغیان نماید و خدای جبّار بَرین را فراموش کند.
۹۴ـ عنه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : بئس العبد عبد له هوی یضلّه، و نفس تذلّه[۱۶].
بد بنده‌ای است، آن بنده که او را هوسی گمراه کننده باشد و نفسی خوار کننده.
۹۵ـ عنه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : بئس العبد عبد له طمع یقوده الی طبع[۱۷]/[۱۸].
بد بنده‌ای است، آن بنده که او را طمعی باشد که به ننگ و پستیش کشاند.
عبادت ناپذیرفتنی
۹۶ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : العباده مع أکل الحرام کالبناء علی الرّمل، و قیل: علی الماء[۱۹].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : عبادتِ توأم با حرام خواری، چون ساختمانی است بر روی شن و به قولی: بر روی آب.
۹۷ـ عنه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : انّ لِلّهِ ملکا ًینادی علی بیت المقدس کلّ لیله: من أکل حراما لم یقبل اللّه منه صرفا و لا عدلا. و الصّرف النّافله، و العدل الفریضه[۲۰].
خدا را فرشته‌ای است که هر شب بر فراز بیت المقدس بانگ می‌زند: هر کس مال حرامی بخورد، خداوند از او نه مستحبی می‌پذیرد و نه واجبی.
۹۸ـ قال الامام الباقر ـ علیه السّلام ـ : انّ الرّجل اذا أصاب مالا من حرام لم یقبل منه حجّ و لا عمره و لا صِلَهُ رَحِمٍ; حتّی انّه یفسد فیه الفرج[۲۱].
امام باقر ـ علیه السّلام ـ : هر گاه مرد مالی از حرام به دست آورد، نه حجی از او پذیرفته می‌شود نه عمره‌ای و نه صله‌ی رحمی، حتی در نطفه اش اثر سوء می‌گذارد.
۹۹ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : لا یکتسب العبد مالا حراما فیتصدّق منه فیوجر علیه، و لا ینفق منه فیبارک (اللّه) له فیه، و لا یترکه خلف ظهره الاّ کان رادّه (زاده) الی النّار[۲۲].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : اگر بنده مال حرامی به دست آورد و از آن صدقه بدهد، اجری به او داده نمی‌شود و اگر از آن انفاق کند، خداوند برای او در آن برکت قرار نمی‌دهد و بعد از خود باقی نگذارد مگر این که سوق دهنده‌ی (ره توشه‌ی) او به سوی آتش باشد.
۱۰۰ـ عنه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : درهم یرّده العبد الی الخصماء خیر له من عباده ألف سنه، و خیر له من عتق ألف رقبه، و خیر له من ألف حجّه و عمره[۲۳].
درهمی که بنده به طلبکاران بر می‌گرداند، برای او بهتر از هزار سال عبادت و بهتر از آزاد کردن هزاز بنده و بهتر از گزاردن هزار حج و عمره است.
۱۰۱ـ عنه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : من اکتسب مالا حراما لم یقبل اللّه منه صدقه و لا عتقا و لا حجا و لا اعتمارا، و کتب اللّه جلّ و عزّ بعدد أجر ذلک أوزارا، و ما بقی منه بعد موته کان زاده الی النّار، و من قدر علیها فترکها مخافه اللّه عزّوجّل دخل فی محبّه اللّه عزّوجّل و رحمته، و یؤمر به الی الجنّه[۲۴].
هر که مال حرامی را کسب کند، خداوند از او نه صدقه و زکاتی می‌پذیرد و نه آزاد کردن بنده‌ای و نه حجّی و نه عمره‌ای و خداوند عزّوجلّ به اندازه‌ی ثواب این کارها برای او گناه بنویسد و آنچه از آن مال پس از مرگ او باقی ماند، ره توشه‌اش به سوی دوزخ باشد. اما اگر کسی مال حرامی را به دست آورد و از ترس خدای عزوجل آن را رها کند، مشمول محبّت و رحمت خداوند عزّوجلّ گردد و دستور داده شود که او را به بهشت برند.
۱۰۲ـ قال الامام الباقر ـ علیه السّلام ـ : من أصاب مالا من أربع لم یقبل منه فی أربع: من أصاب مالا من غلول أو ربا أو خیانه أو سرقه، لم یقبل منه فی زکاه و لا فی صدقه و لا فی حجّ و لا فی عمره[۲۵].
امام باقر ـ علیه السّلام ـ : هر که از چهار راه مالی به دست آورد، چهار چیز از او پذیرفته نشود: کسی که از راه دزدیدن غنایم یا ربا یا خیانت (در امانت) یا سرقت مالی به دست آورد نه زکاتی از او پذیرفته می‌شود، نه صدقه‌ای، نه حجّی و نه عمره ای.
نشاط در عبادت
۱۰۳ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ مِن کِتابِهِ إلَی الحارِثِ الهمدانی ـ : خادع نفسک فی العباده و ارفق بها و لا تقهرها، و خذ عفوها و نشاطها، الاّ ما کان مکتوبا علیک من الفریضه، فانّه لا بدّ من قضائها و تعاهدها عند محلّها[۲۶].
امام علی ـ علیه السّلام ـ در نامه خود به حارث همدانی می‌فرماید: نفس خود را برای عبادت کردن بفریب و با آن مدارا کن و به زور به عبادت وادارش مساز و از اوقات فراغت و سر خوشی آن (برای عبادات مستحبی) بهره بر گیر، مگر فرایضی که بر تو واجب گشته است که در این موارد باید آنها را به موقع انجام دهی و بر آنها مواظبت نمایی.
۱۰۴ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : آفه العباده الفتره[۲۷].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : آفت عبادت سستی است.
۱۰۵ـ قال الامام زین العابدین ـ علیه السّلام ـ (فی الدّعاء): أسالک من الشّهاده أقسطها، و من العباده أنشطها[۲۸].
امام سجاد ـ علیه السّلام ـ (در دعا): خدایا! از شهادت دادن، عادلانه ترین آن را و از عبادت با نشاط ترینش را از تو مسألت دارم.
۱۰۶ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : خذوا من العباده ما تطیقون: فانّ اللّه لا یسأم حتّی تَسأمُوا[۲۹].


[۱]. غرر الحکم: ۳۳۱۵٫
[۲]. الکافی: ۲ / ۱۶۳ / ۲٫
[۳]. غرر الحکم: ۱۰۵۰۶٫
[۴]. تحف العقول: ۲۸۱٫
[۵]. الخصال: ۱۲۵ / ۱۲۲ و ۱۶ / ۵۶٫
[۶]. همان.
[۷]. أمالی الطوسی: ۱۲۰ / ۱۸۷٫
[۸]. نهج البلاغه: الحکمه ۱۱۳٫
[۹]. تحف العقول: ۴۴۲٫
[۱۰]. نهج البلاغه: الخطبه ۱۶۴٫
[۱۱]. نوادر الراوندّی: ۲۲٫
[۱۲]. نوادر الراوندّی: ۲۲٫
[۱۳]. همان.
[۱۴]. همان.
[۱۵]. همان.
[۱۶]. همان.
[۱۷]. أی الدنس (النهایه: ۳ / ۱۱۲).
[۱۸]. نوادر الراوندّی: ۲۳٫
[۱۹]. عدّه الداعی: ۱۴۱ و ۱۴۰٫
[۲۰]. همان.
[۲۱]. أمالی الطوسی: ۶۸۰ / ۱۴۴۷٫
[۲۲]. عدّه الداعی: ۹۳٫
[۲۳]. جامع الأخبار: ۴۴۱ / ۱۲۴۳٫
[۲۴]. أعلام الدین: ۴۱۴٫
[۲۵]. أمالی الصدوق: ۳۵۸ / ۴٫
[۲۶]. نهج البلاغه: الکتاب ۶۹٫
[۲۷]. تحف العقول: ۶٫
[۲۸]. البحار: ۹۴ / ۱۵۵ / ۲۲٫
[۲۹]. کنز العمّال: ۵۳۰۱٫
@#@
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : از عبادت به اندازه‌ای که توان دارید، برگیرید; زیرا خداوند خسته نمی‌شود مگر آن گاه که شما خسته شوید.
۱۰۷ـ قال الامام الصادق ـ علیه السّلام ـ : لا تُکَرِّهوا الی أنفسکم العباده[۱].
امام صادق ـ علیه السّلام ـ : عبادت را به نفس‌های خود تحمیل نکنید.
کوتاهی در عبادت
۱۰۸ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ (فی صفه الملائکه): و انّهم علی مکانهم منک، و منزلتهم عندک، و استجماع أهوائهم فیک، و کثره طاعتهم لک، و قلّه غفلتهم عن أمرک، لو عاینوا کنه ما خفی علیهم منک لحقّروا أعمالهم، و لزرفا أنفسهم، و لعرفوا أنّهم لم یعبدوک حقّ عبادتک، و لم یطیعوک حقّ طاعتک[۲].
امام علی ـ علیه السّلام ـ در توصیف فرشتگان می‌فرماید: آنان با همه مقام و منزلتی که نزد تو دارند و با این که همه‌ی دلخواهشان منحصر در توست و با وجود کثرت طاعتشان از تو و اندک بودن غفلتشان از امر تو، اگر حقیقت آنچه از تو را که بر آنان پوشیده است مشاهده کنند، بی گمان اعمال خود را ناچیز شمارند و خویشتن را سرزنش کنند و پی برند که تو را چنان که شایسته‌ی عبادت توست عبادت نکرده‌اند و آن سان که سزاوار فرمانبری از توست فرمان نبرده اند.
۱۰۹ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : قال اللّه عزّوجّل: لا یتّکل العاملون علی أعمالهم الّتی یعملون بها لثوابی؛ فانّهم لو اجتهدوا و أتعبوا أنفسهم أعمارهم فی عبادتی کانوا مقصّرین، غیر بالغین فی عبادتهم کنه عبادتی فیما یطلبون من کرامتی[۳].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : خدای عزوجل فرموده است: آنها که برای ثواب من عمل می‌کنند، نباید به اعمالی که انجام می‌دهند تکیه کنند; زیرا اگر همه‌ی عمر در عبادت من بکوشند و خود را به رنج و زحمت اندازند، باز حقّ آن را ادا نکنند و به کنه عبادت من که در طلب بخشش و کرامت من انجام می‌دهند نرسند.
۱۱۰ـ قال الامام الکاظم ـ علیه السّلام ـ : علیک بالجدّ، لا تخرجنّ نفسک من حدّ التّقصیر فی عباده اللّه عزّوجّل و طاعته; فانّ اللّه لا یعبد حقّ عبادته[۴].
امام کاظم ـ علیه السّلام ـ : همواره بکوش و هرگز خود را در عبادت و طاعت خدای عزّوجلّ بی‌تقصیر مدان; زیرا خداوند آن گونه که شایسته‌ی پرستش است، پرستش نمی‌شود.
۱۱۱ـ عنه ـ علیه السّلام ـ : أکثر من أن تقول: اللّهم لا تجعلنی من المعارین و لا تخرجنی من التّقصیر. قال: قلت: أمّا المعارون فقد عرفت أنّ الرّجل یعار الدّین ثمّ یخرج منه، فما معنی لا تخرجنی من التّقصیر؟ فقال: کلّ عمل ترید به اللّه عزّوّجل فکن فیه مقصّرا عند نفسک; فانّ النّاس کلّهم فی أعمالهم فیما بینهم و بین اللّه مقصّرون الاّ من عَصَمَهُ اللّه عزّوجّل[۵].
بسیار بگو: خدایا! مرا از عاریه داران قرار مده و از حد تقصیر بیرونم مبر. راوی می‌گوید: عرض کردم: معنای عاریه داران را می‌دانم که مردی دین را به طور عاریه می‌گیرد و سپس از آن خارج می‌شود. اما معنای «مرا از حد تقصیر بیرونم مبر» چیست؟ حضرت فرمود: هر کاری که برای خدا انجام می‌دهی خود را در آن مقصر بدان; زیرا همه‌ی مردم در کارهایی که برای خدا می‌کنند، مقصر هستند مگر کسی که خدای عزوجل نگهش دارد.
۱۱۲ـ قال الامام الباقر ـ علیه السّلام ـ (لجابر): یا جابر! لا أخرجک اللّه مِن النّقص و (لا) التّقصیر[۶].
امام باقر ـ علیه السّلام ـ به جابر فرمود: ای جابر! خداوند تو را از کاستی و تقصیر بیرون نبرد.[۷]
۱۱۳ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ (فی خلقه الملائکه): أما انّهم علی مکانتهم منک، و طاعتهم ایّاک، و منزلتهم عندک، و قلّه غفلتهم عن أمرک، لو عاینوا ما خفی عنهم منک لاحتقروا أعمالهم، و لأزروا علی أنفسهم، و لعلموا أنّهم لم یعبدوک حقّ عبادتک، سبحانک خالقا و معبودا![۸].
امام علی ـ علیه السّلام ـ درباره آفرینش فرشتگان می‌فرماید: آنان با همه‌ی منزلتی که نزد تو دارند و طاعتی که می‌کنند و جایگاهی که نزدت دارند و کمتر از کار تو غافل و بی خبرند، اگر آن چه را از (عظمت) تو بر آنها پوشیده است مشاهده کنند، هر آینه اعمال خود را ناچیز شمارند و خویشتن را سر زنش نمایند و در یابند که تو را چنان که حق توست بندگی نکرده اند. پاکی تو ای آفریدگار و ای معبود!
۱۱۴ـ عنه ـ علیه السّلام ـ (فی المناجاه): الهی! ان کنت لا ترحم الاّ المجدّین فی طاعتک فإلی من یفزع المقصّرون؟! و ان کنت لا تقبل الاّ من المجتهدین فإلی من یلتجئُ المفرّطون؟![۹].
امام علی ـ علیه السّلام ـ (در مناجات): الهی! اگر تو تنها به کسانی رحم کنی که در طاعت تو می‌کوشند، پس تقصیر کاران به سوی چه کسی بگریزند و اگر تنها از کسانی می‌پذیری که سختکوشند پس کوتاهی کنندگان به چه کسی پناه برند؟
پاداش اخلاص در عبادت
۱۱۵ـ قال الامام الحسین ـ علیه السّلام ـ : من عبداللّه حقّ عبادته آتاه فوق أمانیه و کفایته[۱۰].
امام حسین ـ علیه السّلام ـ : هر که خدا را چنان که حق عبادت اوست عبادت کند، خداوند برتر از آرزوها و بیشتر از حد کفایتش به او عطا فرماید.
۱۱۶ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : اذا قال (أی العبد): ایّاک نعبد، قال اللّه عزّوجّل: صدق عبدی ایّای یعبد، اشهدکم لاثیبنّه علی عبادته ثوابا یغبطه کلّ من خالفه فی عبادته لی[۱۱].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : هر گاه (بنده) بگوید: تنها تو را بندگی می‌کنیم. خدای عزّوجلّ فرماید: بنده ام راست می‌گوید. او فقط مرا بندگی می‌کند; شما را گواه می‌گیرم که به او برای عبادتش چنان پاداشی دهم که هر کس بر خلاف عبادت او رفته بر وی رشک برد.
۱۱۷ـ قال الامام الباقر ـ علیه السّلام ـ : لا یکون العبد عابداً لله حقّ عبادته حتّی ینقطع عن الخلق کلّه الیه، فحینئذ یقول: هذا خالص لی فیتقبّله بکرمه[۱۲].
امام باقر ـ علیه السّلام ـ : بنده، خدا را چنان که سزاوار است عبادت نکند مگر آن گاه که از همه‌ی خلایق ببرد و به او روی آورد; در این هنگام است که خداوند می‌فرماید: این بنده‌ی خالص من است; پس با کَرَم خود او را می‌پذیرد.
موانع لذت بردن از عبادت
۱۱۸ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ : کیف یجد لذّه العباده من لا یصوم عن الهوی؟![۱۳].
امام علی ـ علیه السّلام ـ : چگونه لذت عبادت را بچشد، کسی که از هوی و هوس باز نمی‌ایستد؟
۱۱۹ـ قال المسیح ـ علیه السّلام ـ : بحقّ أقول لکم: انّه کما ینظر المریض الی طیّب الطّعام فلا یلتذه مع ما یجده من شدّه الوجع، کذلک صاحب الدّنیا لا یلتذّ بالعباده و لا یجد حلاوتها مع ما یجد من حبّ المال[۱۴].
مسیح ـ علیه السّلام ـ : حقیقتی را به شما بگویم:همان گونه که شخص بیمار به خوراک خوب و خوشمزه می‌نگرد اما به سبب درد شدیدی که دارد از آن لذتی نمی‌برد، دنیا دار نیز با وجود مال دوستی از عبادت لذت نمی‌برد و طعم شیرین آن را نمی‌چشد.
۱۲۰ـ عنه ـ علیه السّلام ـ : بحقّ أقول لکم: من لا ینقّی من زرعه الحشیش یَکثُر فیه حتّی یغمره فیفسده، و کذلک من لا یخرج من قلبه حبّ الدّنیا یغمره حتّی لا یجد لحبّ الآخره طعما[۱۵].
حقیقتی را به شما بگویم: کسی که علف‌های هرز زراعت خود را وجین نکند، آن علف‌ها زیاد می‌شود تا جایی که تمام مزرعه را فرا می‌گیرد و زراعت را از بین می‌برد; همچنین کسی که دوستی دنیا را از دلش بیرون نکند، دنیا دوستی دلش را فرا گیرد تا جایی که طعم آخرت دوستی را نچشد.
۱۲۱ـ فی أخبار داود ـ علیه السّلام ـ : ما لأولیائی و الهمّ بالدّنیا؟ انّ الهمّ یذهب حلاوه مناجاتی من قلوبهم. یا داود! انّ محبّتی من أولیائی ان یکونوا روحانیّین لایغتمّون[۱۶].
در خبرهای داود ـ علیه السّلام ـ آمده است: دوستان مرا چه به غم دنیا خوردن؟ غم دنیا شیرنی مناجات را از دل‌هایشان می‌برد. ای داود! من دوست دارم که دوستان من روحانی باشند و غم دنیا را به خود راه ندهند.
رها کردن عبادت
۱۲۲ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : ما أقبح الفقر بعد الغنی، و أقبح الخطیئه بعد المسکنه! و أقبح من ذلک العابد للّه ثمّ یدع عبادته[۱۷].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : چه زشت است نیازمندی پس از توانگری و چه زشت است گناه با وجود درویشی و ضعف و زشت‌تر از اینها کار کسی است که عبادت خدا را پیشه کند و سپس آن را رها سازد.
۱۲۳ـ قال الامام الکاظم ـ علیه السّلام ـ : ما أقبح الفقر بعد الغنی، و أقبح الخطیئه بعد النّسک! و أقبح من ذلک العابد للّه ثمّ یترک عبادته[۱۸].
امام کاظم ـ علیه السّلام ـ : چه زشت است نیازمندی بعد از توانگری و چه زشت است گناه به دنبال عبادت و زشت تر از اینها کار کسی است که عبادت خدا را پیشه کند و سپس از عبادتش دست شوید.
همه‌ مردم بندگان خدایند
۱۲۴ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : لا یقولنّ أحدکم: عبدی و لا أَمَتی، کلّکم عبید اللّه و کلّ نسائکم إِماءُ اللّه، و لکن لیقل: غلامی و جاریتی و خادمی و فِتیانی[۱۹].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : مبادا کسی از شما بگوید: بنده‌ی من، کنیز من. همه‌ی شما بندگان خدایید و زنانتان همگی کنیزان اویند. بلکه باید بگوید: غلام من، کلفت من، خدمتکار من و نوکر من.
.


[۱]. الکافیف: ۲ / ۸۶ / ۲٫
[۲]. نهج البلاغه: الخطبه ۱۰۹٫
[۳]. أمالی الطوسّی: ۲۱۲ / ۳۶۸، التمحیص: ۵۷ / ۱۱۵٫
[۴]. الکافی: ۲ / ۷۲ / ۱ و ص ۷۲ / ۴ و ح ۲٫
[۵]. همان.
[۶]. همان.
[۷] . یعنی خداوند توفیقت دهد که همیشه عبادتت را ناقص و خودت را در طاعت و بندگی خدا مقصّر بدانی. یا خودت را ناقص و مقصر بدانی؛ زیرا با احساس نقص و کمبود آدمی از تکبّر بیرون می‌آید و با احساس تقصیر از خودپسندی و غرور و تنبلی در عبادت، دست می‌شوید.
[۸]. نور الثقلین: ۴ / ۳۵۰ / ۲۲٫
[۹]. البلد الأمین: ۳۱۴٫
[۱۰]. التفسیر المنسوب الی الامام العسکری ـ علیه السّلام ـ : ۳۲۷/۱۷۹٫
[۱۱]. أمالی الصدوق: ۱۴۷ / ۱٫
[۱۲]. مستدرک الوسائل: ۱ / ۱۰۱ / ۹۱٫
[۱۳]. غرر الحکم: ۶۹۸۵٫
[۱۴]. تحف العقول: ۵۰۷، ۵۰۹٫
[۱۵]. همان.
[۱۶]. مسکّن الفؤاد: ۸۰٫
[۱۷]. الکافی: ۲ / ۸۴ / ۶٫
[۱۸]. تحف العقول: ۳۹۷٫
[۱۹]. تنبیه الخواطر: ۱ / ۹٫

برچسب ها :

نـظـرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.