رابطه ایران وانگلیس درعصرمعاصر (از دوره قاجار تا رضاخان)

روابط سیاسی ایران و انگلیس در تاریخ معاصر ایران (از دوره قاجار تا رضاخان)

در زمان فتحعلی شاه قاجار
ابتدا از سوی دولت انگلستان شخصی به نام “سرهار فورد جونز” در بهار ۱۲۲۴ق/ ۱۸۰۹م برای بار دوم به ایران آمد و موفق به انعقاد موافقت نامه ای با شاه گردید که به موجب آن هیچ یک از کشورهای اروپایی اجازه عبور از ایران را برای رسیدن به هندوستان نداشته باشد این قرارداد بیشتر از ترس حمله فرانسوی ها به هند بود. دولت انگلستان نیز متعهد شد که حاکمیت ایران را بر خلیج فارس به رسمیت شناخته و در صورت حمله یکی از کشورها حتی متحدین انگلیس، دولت انگلستان کمک نظامی بفرستد… در ژوییه ۱۸۱۰ دولت انگلیس سفیری به نام “سرگور اوزلی” در ایران تعیین کرد که به همراه “میرزا ابوالحسن خان ایلچی” به ایران آمد. هم چنین یک هیأت از افسران انگلیسی تحت ریاست “ماژور کریستی” پس از ورود به ایران به تحکیم مواضع و استحکامات ایرانیان در طور رود ارس و هم چنین آموختن فنون نظامی به سپاه عباس میرزا پرداختند.(۱) سرگور اوزلی سپس فتحعلی شاه را مجبور به امضاء عهدنامه گلستان کرد زیرا در ۱۸۱۲م انگلیس و روس قرارداد دوستانه ای بسته بودند. از طرفی سفیر مختار انگلیس مک دو نالد در امضاء عهدنامه ترکمنچای نقش مهمی را دارا بود.
در زمان (ناصرالدین شاه) و امیرکبیر
پس از اشغال جزیره آشوراده توسط ترکمن ها (که به گفته اغلب مورخین این کار با تحریک انگلسی ها صورت گرفت) و قتل عام سربازان روسی، مورخین بر این عقیده اند که “امیرکبیر” برای جلوگیری از نفوذ روس ها به ایران و از طرفی وجود خطری که از سوی عثمانی ها ایران را تهدید می کرد ناچاراً امتیازی به انگلستان داد که به موجب آن به انگلیسی ها اجازه داده شد که به مدت ۱۱ سال به بهانه جلوگیری از برده-فروشی به جست و جوی کشتی ها در خلیج فارس و دریای عمان که در دروازه های غربی هند محسوب می-شوند، بپردازند.(۲)
عهدنامه صلح پاریس (۱۸۵۷م)
پس از آن که انگلستان با تحریک، امرای افغان را از طریق جاسوسی به جان هم انداخت و از سویی قوای ایران به فرماندهی حسام السلطنه را برای حمله به هرات (افغانستان، تحریک کرد و حسام السطنه هرات را تصرف کرد که نهایتاً شکست خورده و عاقبت با وساطت فرانسه (ناپلئون سوم) معاهده صلح برقرار شد. در بررسی این قرارداد باید گفت که انگلیس ها به آرزوی ۵۰ ساله خود در ایران رسیدند زیرا ایران پذیرفت که نسبت به هرات و افغانستان هیچ گونه ادعایی نداشته باشد و استقلال آن را به رسمیت بشناسد و قوایِ خود را فوراً از آن منطقه احضار نماید و بنادر عباس و چاه بهار را به مدت بیست سال به سلطان مسقط اجاره دهد و انگلیسی ها نیز متعهد شدند که قوای خود را از نواحی متفرقه تخلیه نموده و آن ها را به ایران پس دهند. (برای اطلاع بیشتر به تاریخ روابط ایران و انگلیس محمود محمود جلد ۳ و ۲ مراجعه شود.)
تأسیس خط تلگراف در ایران و نتایج آن
در اواسط قرن ۱۹ (یعنی در ۱۸۶۴ میلادی) انگلیس موفق به تأسیس خط تلگراف لندن- هندوستان از طریق ایران و خلیج فارس شد، به اضافه آن که بر فعالیت های بازرگانی شرکت های مختلف انگلیسی در ایران افزوده شد و انگلیسی ها توانستند امتیازات فراوانی به دست آورند. گرچه در نظر اول تأسیس خط تلگراف اقدامی جدا از مسایل سیاسی اجتماعی، اقتصادی ایران و روابط آن با انگلستان جلوه می کند ولی از آن جا که با اهداف درازمدت انگلستان در جنبه های مختلف سیاسی اقتصادی نظامی همراه بوده منشأ تحولات و اثرات عمدتاً زیان باری برای ایران گردید که به برخی از اثرات مثبت و منفی آن اشاره می شود:
۱٫ نقطه آغاز ارتباط ایران به گونه جدید آن با ممالک اروپایی و سپس پیوستن ایران به جامعه ملل بود، البته لرد کر زن می گفت: اگر تلگراف به ایران نمی آمد ایران توسط روس ها بلعیده می شد.
۲٫ ارتباط مرکز ایران با نواحی دیگر برقرار شد و امکان کنترل یاغیان در نواحی مختلف فراهم گردید.
۳٫ موجب ترقی روابط بین ایران و انگلستان شد، بطوری که سرپرستان تلگراف خانه ها با مردم مراوده داشتند و در نزاع های محلی حکم واقع می شوند و با طبابت بر سر راه ها و با گرفتن اخبار و اطلاعات مفید از مردم تلگراف خانه ها به تدریج تبدیل به بست های امن شده و صاحب منصبان انگلیسی با مردم حکم مشاوره را داشتند.
۴٫ استفاده از اطلاعات محلی برای حل اختلافات مرزی ایران (مثل اطلاعات کلد اسمیت بین ایران و حکومت کلات و پیشنهاد خط مرزی بین دو کشور، توسط انگلیس، بدست آوردن اطلاعات لازم از سوی انگلستان به منظور جدایی هرات و افغانستان از ایران و حتی مناطق جنوب شرق ایران.
۵٫ کشف عظیم منابع نفت خود نیز یکی از بزرگترین نتایج این خط می باشد.
امتیاز رویتر (۱۸۷۲ م)
ناصرالدین شاه، به توصیه و اصرار انگلیس ها “میرزا حسین خان سپهسالار” را به صدارت عظمی برگزید. وی اساس سیاست خود را بر هم کاری با انگلستان بنیان نهاده بود لذا در ۲۵ ژوییه ۱۸۷۲ م قراردادی با نماینده “بارون ژولیوس دو رویتر” سرمایه دار انگلیسی امضا کرد که به موجب آن کشیدن راه آهن از بحر خزر تا خلیج فارس و اداره گمرکات و استخراج کلیه معادن از جمله ذغال سنگ و نفت و آهن و سرب و به طور خلاصه کلیه منابع ثروت ملی ایران را با شرایط سهل به مدت ۷۰ سال به این شخص واگذار کرد.(۳)
قرارداد ۱۸۹۰ م یا واقعه رژیم (تنباکو)
در ۱۸۹۰ و در زمان ناصرالدین شاه امتیاز اعضای کامل نظارت بر تولید، فروش و صدور تنباکوی ایران به یک امتیازگر انگلیسی (ماژور تالبوت) داده شد که این امر خود نشانه فروش ایران به بیگانگان و در رأس شان انگلستان تلقی می شد. گروه های مخالف با امتیازنامه عبارت بودند از:
۱٫ نمایندگان و مأمورین روسیه و ایرانیان وابسته به آن ها.
۲٫ تجار تنباکو فروش و غیره که حدود جمعیت ایران بودند.
۳٫ علماء روحانی و عده ای وطن دوستان ایرانی مثل سیدجمال الدین اسدآبادی و…
برخی آثار و نتایج مهم نهضت تنباکو (م ۱۸۹۰)
۱- نخستین جنبش موفقیت آمیز مردم در تاریخ معاصر ایران محسوب می شود.
۲- این واقعه نقطه عطفی در تاریخ مالیه ایران به وجود آورد که موجب گرفتن قرضه هایی از انگلیس و سپس وام های بیشتری از روسیه شد.
۳- منجر به تغییر مواضع بریتانیای کبیر و روسیه در ایران شد به طوری که انگلستان متنبه و روسیه نیز از جنبش حمایت کرد.
۴- با شکست این امتیاز، از شور و شوق انگلیس ها برای سرمایه گذاری در ایران کاست.
۵- پیروزی جنبش در سطح منطقه و حتی جهان از اهمیت بالایی برخوردار بود به طوری که از نظر منطقه ای به عنوان الگویی مبارزه ای تلقی گردید.
۶- بر اثر این جنبش روس ها و انگلیس ها رقابت های دیرینه خود را کنار گذاشته و در جهت حصول به منافع بیشتر با هم هماهنگ شدند.
۷- مهم تر از همه عامل حضور مردم و علما در صحنه مبارزات بود و مشخص شد که چنان چه مردم از رهبران روحانی و مذهبی خود حمایت و اطاعت کامل نمایند، نتایج درخشانی حاصل می شود.
قرارداد نفت ۱۹۰۱ م و قرارداد ۱۹۰۷ م
با حمایت “سرهنری در اموند وُلف” (نماینده بریتانیا در ایران در دوره ناصرالدین شاه) و راهنمایی و توصیه وی ویلیام ناکس دارسی موفق به بستن قرارداد معروف نفت در ۱۹۰۱ شد. همین طور با توصیح وُلف قرارداد ۱۹۰۷ انگلیس و روسیه و در نتیجه تقسیم ایران به مناطق تحت نفوذ روس و انگلیس، انجام یافت و بدین ترتیب کشور انگلیس موقعیت سلطه گرایانه خویش را در جهت منافع خود مستحکم کرد.(۴)
نقش انگلستان در انقلاب مشروطه: ۱۹۱۱-۱۹۰۶
انگلیس ها سعی داشتند با نفوذ در صفوف نهضت و منحرف کردن انقلاب قضایا را به نفع خود تغییر داده و تحکیم سلطه خود بر ایران را در برابر رقابت روس ها، به انجام رسانند و…
قرارداد ۱۹۱۹ ایران و انگلیس
که بین سرپرستی سایکس وزیر مختار انگلیس (و مؤلف کتاب تاریخ ایران دوجلد) و وثوق الدوله به امضاء رسید. که موج عظیمی از مخالفت را در میان مردم و علما و حتی دول بزرگ برانگیخت و عاقبت سیدضیاءالدین طباطبایی که خود مهره سرسپرده انگلیس بود آن را لغو اعلام کرد.
نقش انگلستان در کودتای ۱۲۹۹ رضاخان
که در مبحث بعدی اجمالاً بدان اشاره می گردد.
ب- علل عمده روی کار آمدن رضاخان توسط انگلیسی ها را می توان به شرح زیر خلاصه نمود:
– جلوگیری انگلستان از توسعه نفوذ مارکسیست های روسیه به ایران و سایر نقاط با دو شیوه یکی قدرت نظامی و دیگر با اقدامات عمرانی و رفاهی و ارضاء روحیه ناسیونالیستی.
– گرایش انگلستان به ایجاد مرکزیت سیاسی در ایران برای رسیدن به منافع حیاتی خود.
– خارج شدن شیوه استعمار از قالب کهنه اش و رواج استعمار جدید و نو.
– موفق شدن رضاخان در سرکوب قیام های این دوره (مثل خیابانی، پسیان، جنگل و دشستانی ها و تنگستانی-هاو …)
– تلقی این که ایران دچار بی امنیتی شده است و اهتمام انگلیس بر این کار، به طوری که زمینه لازم را ایجاد می کرد.
– ایجاد محیطی آرام و مطمئن برای حفظ سرمایه های خود (انگلستان)، تربیت کادر ماهر یا متخصص و…
پی نوشت ها:
۱٫ مهدوی، عبدالرضا هوشنگ، تاریخ روابط خارجی ایران، امیرکبیر چ اول، ص ۲۱۷ و ۲۱۶٫
۲٫ برای اطلاع بیشتر، ر.ک، محمود محمود، تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس- ج دوم صفحات ۴۵۹ تا ۴۵۷٫
۳٫ مهدوی، عبدالرضا هوشنگ، همان مأخذ، صص ۲۷۶، ۲۷۵٫
۴٫ ر.ک، ورهرام، غلامرضا، سازمان های اداری و سیاسی و اجتماعی دوره قاجار، ص ۲۱۷ به بعد.

برچسب ها :

نـظـرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.