سرنگونی نظام استبدادی و طرد نفوذ استعمار

لکن شدت حب و بغضهای موافقان و مخالفان و غوغای طبیعی انقلاب و جنگ تا کنون مانع از آن بوده که این امر بطور عالمانه و دلسوزانه و نقادانه بطور روشن و دقیق، تحقیق و تبلیغ شود. ذیلاً برخی تحولات و نتایج

انقلاب اسلامی را در ابعاد اقتصادی و فرهنگی و سیاسی بررسی می شود:
در سطح اقتصاد کلان در مقایسه با قبل از انقلاب نکات زیر قابل توجه است:
افزایش صادرات غیر نفتی، بسط و توسعه فعالیتهای عمرانی و رفاهی در سطح روستاها از قبیل تأسیس خانه بهداشت، ساخت راه، حمام بهداشتی، برق، آب لوله کشی، تلفن، تأسیس مدارس تا سطح دبیرستان، توسعه ظرفیت پالایشگاهها و خودکفایی در تأمین فرآورده های نفتی علیرغم افزایش شدید مصرف و جمعیت جلوگیری از اتلاف گاز و جایگزین کردن برای نفت و پوشش دادن صدها شهر و میلیونها نفر، افزایش قابل توجه ظرفیت تولید برق تا حد رفع خاموشیها، توسعه ظرفیت پتروشیمی و افزایش تولید آن تا بیش از بیست برابر.
برای نمونه مسأله ی افزایش صادرات غیر نفتی یک توفیق راهبردی است که می تواند در آینده آرمان استقلال اقتصاد از نفت را تحقق بخشیده و آسیب پذیری امنیت اقتصادی کشور را مانع شود. در حالی که در سالهای ۵۶ و ۵۷ صادرات غیر نفتی ایران حدود نیم میلیارد دلار و معادل [۱] یک چهلم صادرات نفت ارزش داشت، در برخی از سالهای اخیر صادرات غیر نفتی تا مرز ۵ میلیارد دلار پیش رفت یعنی ده برابر شدن نسبت به قبل از انقلاب. این رقم معادل یک سوم ارزش صادرات نفت بود که با یک چهلم قبل از انقلاب اگر مقایسه شود نشانه افزایش توان اقتصاد فعلی کشور است. البته افزایش صادرات غیر نفتی که یک شاخص مثبت در اقتصاد کلان ماست به دلیل فراهم نبودن برخی از زمینه ها، در سطح اقتصاد خرد آثار ناخوشایندی داشت بطوریکه قیمت عمده اقلام صادراتی برای مصرف کننده داخلی افزایش یافت.
اما با تمام این مشکلات نشان داده شد که در صورت فراهم کردن شرایط، اقتصاد ملی توان بسط صادرات غیر نفتی را تا حد بسیار بالایی دارد و این علامت بسیار امیدوار کننده ای بر رشد و استقلال اقتصادی ماست.
اما از نظر سیاسی مسایل کلان زیر قابل توجه است:
سقوط نظام استبدادی، طرد نفوذ استعمار، حصول آزادی و استقلال، عطف توجه سیاست خارجی به جهان سوم و جهان اسلام.
آثار و نتایج فوق شاید بعضاً در میان مدت جلب توجه ننمایند، اما در دراز مدت قطعاً ثمرات آنها بسیار ملموس و روشن خواهد بود. برای مثال نظام سلطنتی استبدادی وابسته به یک فرد به نام شاه، موجب رکود و عدم رشد شخصیت آحاد ملت می شود. در حالی که بزرگترین سرمایه ی یک کشور افراد آن هستند که در یک فضای آزاد و سازنده اگر رشد کنند همین ها اصلی ترین عوامل توسعه و پیشرفت هستند. جمهوری اسلامی باید فضای آزاد و خلاق را برای حفظ و بسط شخصیت شهروندان محافظت کند.
از نظر فرهنگی نکات زیر قابل بحث است:
بزرگترین هدف و دستاورد انقلاب ایران تجدید حیات اسلام بود. در عصر ارتباطات جهانی و سلطه اقتصاد بر تمام شئون بشر، بطور کلی مکتب و اخلاق و ایدئولوژی تعطیل و طرد شده بود. اما انقلاب اسلامی حاوی این پیام بود که اخلاق و معنویت برای انسان ارزشمندتر است و[۲] اسلام برای اداره و هدایت زندگی بشر در همه زمانها و مکانها مفید و عملی است.
افزایش و رشد مطبوعات و نشریات، افزایش ظرفیت دانشگاهها، گسترش مراکز علمی و تحقیقی در همه زمینه ها، افزایش و گسترش مدارس در همه مقاطع، توجه به کتاب و کتابخوانی، گسترش کمی و تحول کیفی حوزه های علمیه و مدارس دینی، همگی نکاتی هستند که در توسعه و تحول فرهنگی نقطه قوت و توجه هستند.
با توجه به نتایج کلان فرهنگی و سیاسی و اقتصادی فوق می توان این فرضیه و مدعا را مطرح نمود که تحقیقاً انقلاب اسلامی آثار و دستاوردهای فراوانی داشته است، در عین حال علی رغم اینکه بطور تحقیقی چنین نتایجی حاصل شده از نظر تبلیغی نیز باید علمی و هنری برخورد شود، مثلاً در ایام هفته دولت و دهه ی فجر مسئولان از طریق وسایل ارتباط جمعی و تبلیغی معمولاً از آثار و نتایج انقلاب بخصوص در بعد اقتصادی سخن می گویند و برای اثبات پیشرفت کشور وضعیت فعلی را با قبل از انقلاب مقایسه می کنند دیده شده که عدم ظرافت در این شیوه ی تبلیغی، معمولاً در مخاطبان اثر عکس گذاشته و می گویند چرا و چقدر مقایسه با نظام قبل؟
نتیجه گیری
حاصل کلام آنکه اگر مبتنی بر اطلاعات وسیع و عمیق و به مدد ملاکهای علمی و عینی که در این نوشتار مطرح شده آثار و نتایج انقلاب اسلامی را بررسی کنیم مشاهده می شود که اهداف زیادی محقق شده و اهداف زیادی هم در راستای تحقق هستند، اما در عین حال عدم توفیقها و ناکامیهایی نیز بچشم می خورد.
نکته آن است که نتایج مثبت برای انقلابها طبیعی و ضروری است. زیرا انقلاب یعنی بر هم زدن وضع موجود جهت تحقق جامعه مطلوب، اما ناکامیها و نتایج منفی برای انقلابها غیر طبیعی و خطرساز است. بنابراین باید اینها نیز دقیقاً شناسایی و علت یابی شوند.
[۱] . گزارش اقتصادی و ترازنامه سال ۱۳۷۳ بانک مرکزی، ص ۶۸٫
[۲] . مهران، کندری، ایدئولوژی، فصلنامه فرهنگ، کتاب نهم، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۷۰، ص ۱۹۷٫

برچسب ها :

نـظـرات

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.