اصلی ترین ملاکها درارزیابی انقلاب اسلامی

شاهد مثالهای فراوانی از این دست مسایل، بصورت خرد و کلان در ابعاد سیاسی، اقتصادی و فرهنگی می توان ارائه نمود. هر یک از این مسایل به نوعی در اذهان و تصورات اقشار مختلف مردم بازتاب می یابد و هر فرد و هر گروهی به نسبتهای مختلف از حوادث و جریانهای فوق متنفع و متضرر می شوند.
سؤال این است که مجموعه پدیده های فوق چگونه توسط مجموعه آحاد، افراد و اقشار دریافت و ارزیابی می شود و نهایتاً افکار عمومی مردم آثار و نتایج انقلاب اسلامی ایران را از زاویه این مسایل چگونه می بینند؟ و آنها را با چه ملاک هایی بررسی و ارزیابی می کنند؟
مهم ترین ملاکها در ارزیابی انقلاب اسلامی
در اینجا برخی از ملاکها برای بررسی و ارزیابی آثار و نتایج انقلاب اسلامی ارائه می شود:
۱ – مقایسه نتایج و آثار با اهداف انقلاب اسلامی
۲ – مقایسه نتایج و آثار با امکانات دولت و کشور
۳ – سنجش نتایج و آثار انقلاب اسلامی با اهداف و امکانات به طور همزمان
۴ – مقایسه وضع موجود نظام جمهوری اسلامی با کشورهای پیشرفته.
۵ – مقایسه وضع موجود نظام جمهوری اسلامی با کشورهای همطراز
۶ – مقایسه وضع موجود نظام جمهوری اسلامی با قبل از انقلاب
۷ – مقایسه وضع موجود نظام جمهوری اسلامی با سناریوی فرضی که اگر تا کنون شاهنشاهی دوام می داشت؟
اهداف انقلاب اسلامی بعنوان ملاک ارزیابی
انقلاب اسلامی در همه ی ابعاد فردی و اجتماعی، داخلی و خارجی، سیاسی و اقتصادی و فرهنگی، اهداف بسیار بلندی برای مردم و دولت ترسیم نموده است.
این اهداف عمدتاً مأخوذ از قرآن و سنت بوده که عمدتاً در کلام امام خمینی (ره) و شعارهای مردم متجلی شده اند.
این اهداف درمنبع قانون اساسی بصورت رسمی و قانونی به تأیید و تصویب امام و امت رسیده اند. بطور بسیار عادی و عقلایی و حقانی، این اهداف یکی از بهترین ملاک ها برای سنجش وضعیت کنونی نظام و ارزیابی آثار و نتایج انقلاب اسلامی هستند و هر کس می تواند بپرسد:
بعد از دو دهه از وقوع انقلاب و استقرار نظام جدید، اهداف فوق چقدر محقق شده اند؟
و وضع موجود با اهداف فوق چقدر فاصله دارد؟
آیا اصولاً وضع موجود انقلاب و نظام در راستای تحقق اهداف فوق هستند یا خیر؟
اهداف انقلاب و نظام جمهوری اسلامی در اصل سوم قانون اساسی بشرح زیر ترسیم شده اند و هر خواننده ای می تواند با مطالعه ی آنها و با اتکاء به اخبار و اطلاعاتی که شخصاً از وضع موجود دارد نسبت به آثار و نتایج انقلاب اسلامی ارزیابی و قضاوت نماید.
البته حق آن است که این سنجش در یک پژوهش گروهی وسیع و عمیق متکی به آمار و ارقام و اسناد صورت بپذیرد و نتیجه ی آن برای همگان تبیین شود.
اصل سوم قانون اساسی
«دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم همه امکانات خود را برای امور زیر بکار برد:
۱ – ایجاد محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوی و مبارزه با کلیه مظاهر فساد .
۲ – بالا بردن سطح آگاهیهای عمومی در تمام زمینه ها با استفاده صحیح از مطبوعات و رسانه های گروهی و وسایل دیگر.
۳ – آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه در تمام سطوح و تسهیل و تعمیم آموزش عالی.
۴ – تقویت روح بررسی و تتبع و ابتکار در تمام زمینه های علمی و فنی، فرهنگی و اسلامی از طریق تأسیس مراکز تحقیق و تشویق محققان .
۵ – طرد کامل استعمار و جلوگیری از نفوذ اجانب.
۶ – محو هر گونه استبداد و خودکامگی و انحصارطلبی.
۷ – تأمین آزادیهای سیاسی و اجتماعی در حدود قانون.
۸ – مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش.
۹ – رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه در تمام زمینه های مادی و معنوی
۱۰ – ایجاد نظام اداری صحیح و حذف تشکیلات غیر ضروری
۱۱ – تقویت کامل بنیه دفاع ملی از طریق آموزش نظامی عمومی برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی و نظام اسلامی کشور.
۱۲ – پی ریزی اقتصاد صحیح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامی جهت ایجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هر نوع محرومیت در زمینه های تغذیه و مسکن و کار و بهداشت و تعمیم بیمه.
۱۳ – تأمین خودکفایی در علوم و فنون، صنعت و کشاورزی و امور نظامی و مانند اینها.
۱۴ – تأمین حقوق همه جانبه افراد از زن و مرد و ایجاد امنیت قضایی عادلانه برای همه و تساوی عمومی در برابر قانون.
۱۵ – توسعه و تحکیم برادری اسلامی و تعاون عمومی بین همه مردم .
۱۶ – تنظیم سیاست خارجی کشور بر اساس معیارهای اسلام، تعهد برادرانه نسبت به همه ی مسلمانان و حمایت بی دریغ از مستضعفان جهان»
همانطور که ملاحظه می شود قانون اساسی همه ی نیازها و اهداف مردم و نظام را از جنبه های فردی و اجتماعی، داخلی و خارجی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بصورت وسیع و عمیق طرح و ترسیم نموده است.
بطور کلی مبتنی بر تجربیات شخصی می توان این مدعا و فرضیه را مطرح کرد که در برخی از اهداف توفیقات نسبی حاصل شده و در پاره ای دیگر عدم توفیق هایی دیده می شود.
براستی اگر همه ی شهروندان و امت در حال حاضر فعلیت اهداف فوق را بخواهند آیا دولت توان پاسخگویی را خواهد داشت؟ در این مورد اگر فقط بند ۱۲ اصل سوم مورد توجه قرار گیرد وسعت و پیچیدگی و حساسیت مطلب روشن می شود. براستی انقلاب و جمهوری اسلامی چه مقدار رفاه را برقرار نموده و فقر را بر طرف کرده است؟ در زمینه های تغذیه و مسکن و کار و بهداشت و تعمیم بیمه چقدر محرومیت زدایی شده است؟ بدون یک پژوهش اسنادی و میدانی و صرفاً مبتنی بر تجربیات شخصی و محدود، می توان مدعی شد که پس از دو دهه از انقلاب هنوز فاصله ی زیادی با اهداف فوق داریم.
در مورد بند ۳ از اصل سوم نیز می توان پرسش کرد که آیا آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان در جامعه محقق شده است؟ پیدایش و رشد مدارس غیرانتفاعی با شهریه های بالا و اخذ وجه از دانش آموزان به عناوین مختلف، مسایل مشهود و ملموسی است که تقریباً تمامی خانواده های کشور با آن سرو کار دارند.
اما به اهدافی نیز می توان اشاره کرد که در راستای عمل و تحقق قرار دارند مثلاً بندهای ۲ و ۴ در زمینه پیشرفتهای علمی و فرهنگی اهدافی را ترسیم نموده اند که می توان مدعی بود که محقق شده اند. قرائن زیادی موجود است که حکایت از بالا بودن سطح آگاهیهای عمومی در تمام زمینه ها دارد. همچنین تشکیل و توسعه ی ده ها مؤسسه ی پژوهشی و تحقیقی می تواند قرینه ای دال بر تقویت روح بررسی و ابتکار و تتبع در کشور باشد.[۱]
در مجموع مدعا این است که اگر آثار و نتایج انقلاب با اهداف آن مقایسه شود نمره ی بالنسبه پائینی حاصل می شود. زیرا اهداف، فوق العاده بلند و عالی ترسیم و تدوین شده است.
امکانات بعنوان ملاک ارزیابی
انقلاب اسلامی برای تحقق اهدافش و برآورده کردن خواسته ها و نیازهای مردم چه امکاناتی در اختیار داشته است؟ این پرسش، عقلایی است و در رشته های علمی و معرفتی گوناگون بصور مختلفی متجلی شده است. مثلاً در علم حقوق و فقه می گویند: «تناسب حق و تکلیف» یعنی[۲] اگر کسی تکلیفی بعهده داشت باید متناسب با آن حقوقی داشته باشد تا بتواند آن تکلیف را انجام دهد. در علم مدیریت از تناسب وظایف و مأموریتها با امکانات و اختیارات سخن می گویند.[۳]
اصل سوم قانون اساسی نیز نکته فوق را ملحوظ داشته و چنین آورده که: «دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم، همه امکانات خود را برای امور زیر بکار برد» یعنی مقنن عنایت داشته که برای تحقق اهداف، قهراً امکاناتی مورد نیاز است. با توجه به وسعت و کثرت اهداف انقلاب اسلامی که در اصل سوم بیان شده است، امکانات بسیار عظیمی باید در اختیار دولت باشد.
همانطور که می توان اهداف و نیازهای انقلاب و نظام را به دو دسته ی مادی و معنوی تقسیم نمود، امکانات نیز اعم ا مادی و معنوی است.
امکانات کیفی و معنوی را می توان به این شرح برشمرد:
۱ – ایمان و روحیه
۲ – اراده و عزم ملی
۳ – علم و عقل
۴ – زمان
امکانات مادی را هم به این شرح می توان نام برد:
۱ – منابع طبیعی
۲ – سرمایه
۳ – تکنولوژی[۴]
از نظر معنوی می توان ادعا کرد که انقلاب اسلامی امکانات عظیمی را آزاد و فراهم کرد. بنابر این برای تحقق اهداف باید انتظار بالایی از آن داشت. اما چرا اهداف آنچنانکه باید و شاید حاصل نشده اند؟
اولاً امکانات معنوی عمدتاً شرط لازم برای تحقق اهداف هستند. یعنی برای تغییر و تحول و نیل به وضع مطلوب لازم است مردمی با روحیه و با ایمان و با عزم و اراده در صحنه حاضر شوند. اما این کافی نیست بلکه اینان باید امکانات و ابزار مادی هم داشته باشند.
ثانیاً عمده ی امکانات معنوی و بسیج عمومی مردم برای حضور و مشارکت، صرف دفع آفات و موانع انقلاب و حفظ اصل نظام و انقلاب و آب و خاک شد و تحقق اهداف را تحت الشعاع قرار داد.
آشوبها و تشتت های داخلی، محاصره اقتصادی، حمله نظامی، تهاجم فرهنگی، امواج تروریسم، رشد شدید جمعیت، مهاجرت وسیع از روستاها به شهر، آفات و موانعی هستند که توان و انرژی فوق العاده سنگینی برای دفع آنها صرف شده است و در نتیجه تحقق اهداف دچار رکود و تأخیر شده اند.[۱] . وزارت فرهنگ و آموزش عالی، مرکز مدارک علمی ایران، مؤسسات پژوهشی کشور (بخش دولتی)، ۱۳۷۶٫
[۲] . دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، درآمدی بر حقوق اسلامی، سمت، ۱۳۶۸، ص ۲۱۹٫
[۳] . علی محمد، اقتداری، سازمان و مدیریت، چ ۱۲، دانشگاه تهران، ۱۳۵۵، ص ۷۳٫
[۴] . عبدالعلی، قوام، اصول سیاست خارجی و سیاست بین الملل، سمت، ۱۳۷۰، ص ۶۹٫

برچسب ها :

نـظـرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.