انقلاب و نمادهای اسلامی

مسجد در چند قرن اخیر، صرفاً کانونی در جهت عبادت تلقی می شده است. نهضت احیاگری حضرت امام خمینی؛، که موجب احیای مفاهیم، نمادها و تحلیل های اسلامی بود، موجب تحوّل در کارکرد دین و ایفای همان نقش های اولیه ای گردید که مسجد داشت. امام راحل۱ در این زمینه فرمودند: «مسجد در صدر اسلام همیشه مرکز جنبش حرکت های اسلامی بوده است. از مسجد تبلیغات اسلامی شروع می شده است و از مسجد قوای اسلامی برای سرکوبی کفار و وارد کردن آنها در زیر بیرق اسلام (حرکت می کرده است) و همیشه در صدر اسلام، مسجد مرکز حرکات و مرکز جنبش ها بوده است.»[۱]
از دیدگاه رهبری، مساجد به منزله سنگرند که باید از آنجا به دشمن شبیخون زد،[۲] محلی برای انقلاب فردی؛ یعنی تهذیب اخلاق و خودسازی،[۳] مرکز تجمعی برای نمازهای جماعت، که نمایشی از وحدت و همدلی مؤمنان است،[۴] و محلی برای تبادل اخبار جامعه و تعمیق بینش سیاسی فرهنگی و مذهبی مردم. امام امت؛ در این زمینه در سال ۱۳۵۷ در پیامی اعلام می کنند که گویندگان در مساجد وظیفه دارند مصایب رژیم را در طول پنجاه سال سلطنت پهلوی به اطلاع مردم برسانند و آنها را آگاه کنند.[۵]
امروزه در جهان اسلام مساجد محل تجمع انقلابیان است. از این رو، رژیم های حاکم بر کشورهایی نظیر مصر، الجزایر و سایر کشورها می کوشند مساجد را تحت کنترل خود درآورند و سخنرانان مساجد را از طریق دولت منصوب نمایند. نتیجه آن که نقشی که مساجد در شعلهور ساختن و گرم نگه داشتن انقلاب تا پیروزی آن به عهده داشتند و تعرّضی که رژیم به برخی مساجد داشت، که منجر به تعطیلی و بستن برخی حسینیه ها و مساجد و آتش زدن بعضی از آنها گردید، نشان دهنده ماهیت انقلاب و به عبارت دیگر، نقش اسلام در تکوین و شکل گیری انقلاب است. در سال های پیش از انقلاب، برخی از مساجد به دلیل برخورداری از سخنرانان انقلابی و حضور انقلابیان در آنها، از شهرت ویژه ای برخوردار بودند. در شهرها و مراکز استان ها مساجد خاصی کانون اصلی و مرکز تجمع انقلابیان بود و مساجد کوچک تر نقش پایگاه های نیمه فعّال را ایفا می کرد.
و)نمادهای اسلامی
نمادهای اسلامی نشانه همبستگی جامعه محسوب می شوند. تاسوعا، عاشورا و اعیاد اسلامی از جمله این نمادها هستند. رژیم پیشین می خواست روزهایی چون جشن تاجگذاری را به عنوان جایگزین معرفی کند و این نمادها را، که ریشه در اسلام و فرهنگ ایران داشت، کمرنگ جلوه دهد و از بین ببرد. نمادهای اسلامی از دیگر شاخص هایی است که بیانگر نقش اسلام در تکوین انقلاب است. بزرگترین اعتراضات مردمی در طول انقلاب در تاسوعا و عاشورای حسینی شکل گرفته است. قیام ۱۵ خرداد نیز مصادف با ایام عاشورا بود. در سال ۱۳۵۷، بیش از دو میلیون نفر در تهران در راهپیمایی این روز شرکت کردند که موجب شگفتی ناظران خارجی شد.[۶]
برگزاری مراسم یادبود برای شهدا از دیگر نمادهای دینی است که موجب تداوم حرکت انقلاب شد. این کار از سال ۱۳۵۶ شروع گردید. یک نویسنده خارجی در این زمینه می نویسد: «برگزاری مراسم چهلم از بهترین نمونه های استفاده از سنّت های شیعی در جهت اهداف سیاسی بود.»[۷]
حضرت امام خمینی؛ با توجه به نقشی که محرّم و صفر در تکوین و تداوم انقلاب داشت، بر حفظ سنّت های آن تأکید فراوانی داشتند و آن را ضامن حفظ و تداوم انقلاب می شمردند.[۸] حمید عنایت نیز در این زمینه می نویسد: «امام خمینی شاید بیش از هر متألّه شیعه، که دارای منزلتی قابل قیاس با وی باشد، خاطره کربلا را با احساس جاری از ضرورت سیاسی به کار گرفت.»[۹]
به این ترتیب، می توان نتیجه گرفت که نقطه آغاز انقلاب، موقعیت ها و ایّامی بود که در آن انقلاب شتاب فزاینده ای به خود می گرفت. ایّام و موقعیت های مذهبی متعلق به اسلام نظیر تاسوعا، عاشورا و اربعین امام حسین(ع) از این قبیل بود.
ح) روحیه شهادت طلبی و ایثار
اسلام در مواجهه با ظلم و دفاع از حق و حقیقت، پیروان خود را به جهاد با جان و مال دعوت می کند. پایداری در جهاد گاه منجر به پیروزی و گاه منجر به مرگ می گردد که در فرهنگ اسلامی، از آن به «شهادت» تعبیر می شود. تاریخ اسلام سرشار از قیام شیعیان در جهت حاکمیت خود و دفاع از آن بوده است. در سایه مکتب حیات بخش اسلام، مرگ و کشته شدن، که همواره امری دردناک تلقی می شد، رهیافتی خوشایند گردید و شهادت فوزی عظیم تلقّی گردید.
در طول جریان انقلاب، آثار مهمی درباره «جهاد» و «شهید» به منصّه ظهور رسید؛ از جمله آنها می توان از کتاب شهید مطهری؛ در این باره یاد کرد، در حالی که پیش از این، در این زمینه کمتر اثری می توان یافت. این امر نشانگر تأثیر نهضت احیاگر امام خمینی؛ و دیگر اندیشمندان اسلامی است. انقلاب اسلامی ترجمان بسیاری از آیات و روایات، بخصوص در زمینه «شهادت» و «جهاد»، است. از سوی دیگر، تحلیل محتوای پیام های رهبری درباره شهید و شهادت طلبی، خود، انگیزه و محرّک تداوم حرکت انقلابی است. وصیت نامه شهدای انقلاب و دعوت آنان از مردم برای حفظ تداوم انقلاب نیز از عوامل مؤثر در حرکت زایی و تداوم انقلاب بود. این وصیت نامه ها، که زبان قلب و روح شهدای انقلاب بودند، از اسلام مایه می گرفت؛ از شهادتین آغاز می شد و مؤمنان را به ثبات عقیده و پیروی از رهبری در جهت احیای اسلام دعوت می کرد.
به لحاظ تاریخی، نمونه بارز شهادت طلبی را می توان در زندگی و شهادت مظلومانه امام حسین(ع)، پیشوای سوم شیعیان، یافت. بسیاری از حرکت های انقلابی و جنبش ها و نهضت های اسلامی ملهم از قیام عاشوراست. در طول انقلاب، شهادت برخی از انقلابیان موجی از تحرّک و قیام ایجاد می کرد. شهادت فرزند امام خمینی؛ در سال ۱۳۵۶ یکی از همین موارد است. یکی از کارگزاران رژیم پیشین نیز در تحلیل انقلاب اسلامی به عنصر شهادت طلبی اشاره کرده است. وی می نویسد: «توجه به آمیخته ای که از مذهب و نیروی جوانان در ایران به وجود آمده سرّ اصلی سقوط شاه را مکشوف می کند. در این میان، اگر کسی به اهمیت نقش شهادت طلبی در مذهب شیعه نیز آگاهی داشته باشد حتماً به خوبی می داند که در این مذهب، اگر کسی کشته شود قدرتش از کسی که او را کشته است به مراتب افزون تر خواهد بود.»[۱۰]
روند حوادث سال های انقلاب نشان می دهد که رهبری انقلاب در مواضع متعدد بر شهادت، صبر، استقامت تأکید می کنند. بر اساس اصل انجام تکلیف الهی، امام امّت؛ اعلام کردند که ما تکلیف الهی خود را ادا می کنیم و به احدی الحسنیین نایل خواهیم شد.
ط) شعارهای انقلاب
شعارها همواره برخاسته از باورها و آرمان های والای جامعه است. در یک جمع بندی و تجزیه و تحلیل، می توان گفت: شعارهایی که در طول درگیری با رژیم ارائه می شد حکایت از ماهیت فکری انقلاب داشت. انقلابیان با شعار نان، مسکن و رفاه به میدان نیامدند، بلکه دل نگرانی و دل مشغولی آنان فرهنگ دین اسلام بود. قریب به اتفاق شعارهای انقلابیان طی سال های شکل گیری انقلاب برخاسته از اسلام و مهم ترین خواسته آنها ایجاد حکومت اسلامی و احیای دین بود.
یک تحلیل آماری که از دیوار نوشته های سال ۱۳۵۷ تهیه شده است، نشان می دهد که از مجموع ۱۰۷۷ مورد، بیش از ۹۰ درصد شعارها در حمله به رژیم پیشین و کارگزاران آن، حمایت از امام، تأیید اسلام، حکومت اسلامی، شهدای اسلام و تلاش در جهت وحدت مردم برای تداوم مبارزه است. از ۱۰ درصد بقیه، ۸/۵ درصد شعارهای متفرقه است که محور خاصی ندارد و با این وصف، از سویی، در جهت تخریب رژیم است.[۱۱]
نتیجه گیری
انقلاب ایران از دیدگاه های متفاوتی مورد ارزیابی قرار گرفته است. در این مقاله، درصدد تبیین نقش اسلام و فرهنگ دینی برآمدیم. یکی از مسائل مهم در شکل گیری انقلاب ایران آن است که انقلاب ایران بر اساس اراده ملت مسلمان که دل نگران فرهنگ اسلام بودند، ایجاد شد. به قول یکی از نظریه پردازان انقلاب، انقلاب ایران ساخته شد، چنین نبود که برخی القا می کنند که انقلاب ایران همچون سایر انقلاب ها حرکتی بود که در یک مقطع تاریخی به سراغ جامعه آمد و در این رهگذر، شعار صدور انقلاب امری پوچ و بی معنی است و اصولاً به عنوان یک الگو قابل توصیه به دیگر ملل مسلمان نیست. البته این سخن ناشی از حاکمیتِ نگرش ساختارگرایی جامعه شناختی است که بر برخی نظریه پردازان مسلط است. بر اساس این نگرش و به قول یکی از آنان، انقلاب ها می آیند و می روند.(۲۸) انقلاب اسلامی استثنایی بر این قاعده است، چنانچه نویسنده مزبور نیز اعتراف می کند که در ایران، انقلاب به گونه ای بی نظیر ساخته شد. اینکه ماهیت این انقلاب فرهنگی است و اسلام در آن نقش تعیین کننده دارد موجب نفی عوامل دیگر نمی شود، ولی فرهنگ دینی عاملی اساسی بود و عوامل دیگر ضمیمه ای، حاشیه ای و فرعی. برای تبیین این نظریه شش شاخص مطرح ساختیم: اسلام زدایی، رهبری، نقش مساجد، نمادهای دینی، روحیه ایثار و شهادت طلبی و شعارهای انقلاب که هر یک با توجه به داده های تاریخی، نشانگر نقش اسلام در ایجاد این تحوّل تاریخی است.
اینک جای این شبهه وجود دارد که اگر اسلام عامل انقلاب است چرا با وجود نورافشانی آن، در طی چهارده قرن گذشته در ایران، انقلابی صورت نپذیرفته است؟ پاسخ این سؤال را به گونه های مختلفی می توان بیان کرد: از سویی، پس از زوال تمدن اسلامی، شاهد نضج جنبش اصلاح دینی هستیم.

برچسب ها :

نـظـرات

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.