کوشش رژیم گذشته برای بازنویسی تاریخ باستان

بازنویسی تاریخ باستان: رژیم گذشته در جهت فراموشی و تحقیر فرهنگ و تمدن اسلامی، به بازنویسی آثار تاریخ باستان اقدام کرد و کوشید تاریخ ۲۵۰۰ ساله به گونه ای نوشته شود که دوره اسلامی کمرنگ، حقیر و عامل عقب ماندگی جامعه قلمداد گردد.
۴) تأکید بر زبان فارسی و حذف واژه های عربی: یکی از ابعاد باستان گرایی احیای زبان فارسی کهن و حذف واژه های عربی بود. هدف از این اقدام، انقطاع فرهنگی جامعه با پیشینه دینی آن بود. این سیاست در بسیاری از کشورهای اسلامی و از جمله ترکیه اعمال شد، اما در ایران با مقاومت اندیشمندان دینی و مردم مواجه گردید و به شکست انجامید.
۲ـ تخریب عقاید و تضعیف ایمان مردم
القای شبهه با هدف تضعیف فرهنگ دینی یکی از اقدامات رژیم گذشته بود. رژیم با استخدام نویسندگان، احکام دینی را در قالب مکتوباتی چون رمان و داستان به استهزا می گرفت و با انتشار کتاب هایی، که توسط مستشرقان و غربزدگان نوشته می شد، در القای بی دینی، پوچ گرایی و شبهه تلاش داشت. از دیگر اقدامات رژیم، تضعیف اندیشمندان دینی و مراجع بود. نگارش مقاله «رشیدی مطلق» در حمله به رهبر انقلاب در سال ۱۳۵۱ از جمله این اقدامات می باشد. نگارش این مقاله موجب واکنش مردمی و رخداد قیام ۱۹ دی و شتاب گرفتن انقلاب در ایران گشت.
جایگزینی قوانین عرفی به جای قوانین اسلامی در محاکم قضایی، از دیگر اقدامات رژیم در جهت اسلام زدایی بود که از سال ۱۳۰۵ آغاز گردید و تا پیروزی انقلاب تداوم و تعمیق یافت.[۱] دامن زدن به فساد و فحشا از دیگر اقدامات رژیم قبل در این جهت بود که با هدف بی تفاوت سازی و انفعال نسل جوان جامعه شکل می گرفت.[۲] تقویت ادیان ساختگی و تحریک اقلیت های دینی از دیگر مظاهر اسلام زدایی آن رژیم به شمار می رفت. گسترش روابط با اسرائیل و حمایت از بهاییان نیز از سیاست های مهم آن رژیم بود که موجب اعتراض شدید حضرت امام خمینی (ره) قرار گرفت.
۳ـ وابستگی و غربزدگی
در حالی که در منابع دینی بر نفی سلطه کفار بر مسلمانان تأکید شده است و در قرآن کریم، مسلمانان از روابطی که منجر به نفوذ و استیلای کفار بر جوامع اسلامی باشد برحذر داشته شده اند،[۳] رژیم پیشین با حمایت دولت های استعماری روی کار آمد. از این رو، به آنها وابسته بود و فرهنگ غرب را در ایران رواج می داد. تصویب قانون کاپیتولاسیون در سال ۱۳۴۳، که موجب اعتراض گسترده امام خمینی؛ و مردم شد، از نمونه های مهم این امر به شمار می رود.
د) رهبری
رهبری از دیگر شاخص های اسلام در انقلاب ایران محسوب می شود. رهبری این انقلاب در شخصیت امام خمینی؛ تبلور یافته بود. رهبری در حرکت انقلابی، نقش هماهنگ کننده اصلی نیروهای درگیر را ایفا می کند. در رویکرد نظری، درباره نقش رهبری در انقلاب ها دیدگاه های متفاوتی وجود دارد. برخی آن را از جنبه روان شناختی مورد ارزیابی قرار می دهند که متأثر از روانکاوی فروید است.
ریمون آرون مردم جامعه را از نظر فکری به سه دسته کلی تقسیم می کند:
دسته اول: تولیدکنندگان اندیشه و نظریه پردازان انقلابی؛
دسته دوم: انتشاردهندگان آن و کسانی که به اشاعه، ترویج و توزیع اندیشه های دیگران می پردازند.
دسته سوم: مصرف کنندگان آن.
رهبر، نظریه پرداز انقلاب است و ویژگی های شخصیتی او، قدرت ونفوذ کلامش از عوامل مهم جلب وفاداری مردم میباشد. [۴]
ضرورت وجود رهبری در مبانی اندیشه سیاسی اسلام، امری انکارناپذیر است. حکومت و پیشوا، هر دو، از ضروریاتی اند که صرف نظر کردن از آن ممکن نیست. از بین بردن موانع استفاده از شیوه های مشروع (نه تحمیلی و قهری) و پیشبرد مبارزات در قالب مفاهیم اسلامی برای افراد جامعه قابل درک است.[۵]
از ویژگی های رهبری انقلاب ایران آن بود که مبارزه و انقلابش بر پایه دین و معنویت بود و عمل به وظیفه به عنوان یک اصل حاکم اصالت داشت. قدرت رهبری بر اتّکال به خداوند و پذیرش عمیق مردمی استوار بود. پایان دادن به افسانه «جدایی دین از سیاست» از دیگر ویژگی های رهبری بود که مبارزه را به کانون اصلی یعنی شاه معطوف کرد. مخاطبان رهبری، توده های مسلمان انقلابی بودند، نه احزاب و گروه های خاص. امام خمینی (ره) از روزهای آغازین انقلاب در سال ۱۳۴۲، آمریکا و اسرائیل را اساس بدبختی های جامعه برشمردند و تا پایان نهضت بر آن پافشاری نمودند. در مقایسه با نهضت های پیش از انقلاب، از جمله مشروطه و ملی شدن نفت، امتیاز انقلاب سال ۱۳۵۷ آن بود که از موضع فقاهت و مرجعیت برخوردار بود.
رهبر انقلاب و شاگردان فکری ایشان با ترسیم تصویری واقعی از دین، نقش مهمی در احیای فکر دینی و انقلاب ایجاد کردند. رهبری در جهت ایجاد انقلاب، در جهان بینی و نظام ارزشی حاکم تأثیر مهمی از خود بر جای گذاشت. بسیاری از مفاهیم دینی، که مورد سوء استفاده رژیم واقع می شد وجهه ای از دین که پاسخگوی مشکلات عصر و از جامعیت برخوردار بود مورد بازنگری واقع گردید و تلقّی صحیح و جدیدی از آن ارائه شد. از سوی دیگر، از میان بردن موانع احتمالی، که ممکن است در پیشبرد حرکت انقلابی ایجاد سد کند، از سوی رهبری کنار زده شد. در این راستا، تمسّک به «تقیّه» برای کند کردن حرکت انقلابی در سال های آغاز نهضت تحریم گردید. از دیگر کارهای ویژه رهبری دمیدن روح اعتماد به نفس و مقابله با خودباختگی در مردم بود.
با ارتباطی که رهبری انقلاب ایران با روحانیت داشت، شبکه وسیعی از نیروهایی که مروّج و بیان کننده اندیشه و فکر رهبری در نقاط گوناگون کشورند، شکل گرفت و به مثابه یک حزب سیاسی در ایران عمل کرد، در حالی که ویژگی های ظاهری حزب را نداشت. تجربه تاریخی یکصد سال گذشته ایران نیز نشانگر نقش اندیشمندان دینی و روحانیت در تحوّلات اجتماعی است. پیام های رهبری در قالب مفاهیم اسلامی نقش مهمی در بسیج مردمی در طول شکل گیری انقلاب داشته است. تحلیل محتوای این پیام ها و موجی که توسط آن در بین مردم ایجاد می شد بیانگر ماهیت و محتوای فکری این انقلاب است. مهم ترین هدفی که رهبری در بسیاری از اعلامیه ها بدان پای می فشرد اعتلای کلمه حق و استحکام مبانی دینی بود که رژیم گذشته در صدد محو و نابودی آنها می کوشید.[۶]
با نگاهی به مواضع رهبری در روند شکل گیری نهضت، مشاهده می کنیم که نخستین مخالفت ها از سوی امام خمینی (ره)، که در آن قید اسلام و سوگند به قرآن کریم حذف شده بود، در اعتراض به لایحه «انجمن های ایالتی و ولایتی» آغاز شد. در جریان همه پرسی آن نیز اعتراضات وسیعی از سوی رهبری آغاز شد که منجر به اعتراضات وسیع مردم درشهرهای گوناگون گردید.
فاجعه کشتار مدرسه فیضیه در سال ۱۳۴۲ و قیام ۱۵ خرداد، که منجر به شهادت صدها تن شد، نتیجه واکنش رهبری در قبال سیاست های ضد اسلامی رژیم بود. شهادت فرزند امام راحل؛ در سال ۱۳۵۶ و اعتراض رهبر انقلاب به شاه در همان سال از نقاط عطف حوادثی به شمار می رود که در نهایت، منجر به سقوط رژیم شاه در سال ۱۳۵۷ گردید.
هـ) نقش مساجد
نقشی که مساجد در جریان انقلاب ایفا کردند یکی دیگر از مشخصه های اسلام در تکوین انقلاب به شمار می رود. مساجد یکی از کانون های مهم تجمّع و تبادل پیام های انقلاب و تعمیق جریان انقلاب محسوب می شدند. در رویکرد نظری، سازماندهی و تشکّل از عناصری است که برخی از نظریه پردازان انقلاب بر آن تأکید کرده اند. از منظر اینان، بدون یک چارچوب سازمانی برای مبارزه، گروه های انقلابی در نوعی سرگشتگی وتحیّر بهسرخواهند برد. چارلز تیلی، از جمله نظریه پردازان انقلاب، معتقد است که انقلاب ها بر اساس گسیختگی اجتماعی به وجود نیامده اند. وی برنقش سازماندهی در ایجاد انقلاب تأکید بسیاری دارد.[۷]
سازمان باید قادر باشد که ارتباط منظمی میان انقلابیان با یکدیگر، انقلابیان با توده مردم و این دو با رهبری ایجاد کند. رسالت دیگرِ سازمان، اطلاع رسانی و ابلاغ پیام هایی است که دسترسی بهنگام به آنها، نقش مهمی در برنامه ریزی و هدایت توده مردم دارد. به هر میزان که رهبر از کمیّت و کیفیت نیروهای انقلابی و وسعت و دامنه اقدامات آنان و از بازتاب رژیم نیز اطلاعات کافی داشته باشد، دقیق تر عمل خواهد کرد و ضریب خطای کمتری خواهد داشت.
در تکوین انقلاب اسلامی، نهادهایی چون مساجد نقش سازماندهی نیروهای درگیر با رژیم را ایفا می کردند. مساجد، که یکی از تجلیّات فرهنگ اسلامی محسوب می شوند، در بقای اولیه آنها در صدر اسلام نیز، علاوه بر آنکه به مثابه کانونی برای عبادات محسوب می شدند، مرکز فعالیت های اجتماعی نیز به حساب می آمدند. از سوی دیگر، در حملات دشمنان به جهان اسلام نیز مساجد از اولین کانون هایی بوده اند که مورد تخریب و هتک حرمت قرار گرفته اند.[۸] مسجد در طول تاریخ اسلام از همان آغاز، کانون عبادت، آموزش، پایگاه قضایی و داوری منازعات، کانونی برای ارتباط جمعی و تبادل اخبار و پایگاه جهاد و حرکت های انقلابی بوده است.
با رواج خرافه ها و تغییر در مفاهیم دینی و به دنبال افول تمدن اسلامی، کارکردهای مسجد نیز دچار دگرگونی شد. البته تحوّلات فرهنگی پس از عصر نوزایی در غرب نیز منجر به دین ستیزی در عرصه اجتماع گردید.[۱] . ر. ک. به: محمدحسن رجبی، زندگی سیاسی امام خمینی، تهران، قبله، ۱۳۷۴، ج ۴، ص ۳۶

برچسب ها :

نـظـرات

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.