چگونگی ازدواج فرزندان آدم وحوا

حضرت آدم و همسرش حوا به فرمان خداوند سبحان با هم ازدواج کرده دارای فرزند شدند و در تواریخ و اخبار عدد فرزندان آن ها را چهل فرزند و در پاره ای از روایات صد و حتی بیشتر ذکر کرده اند، که از آن جمله است پسران: هابیل، قابیل و شیث ، دختران: عناق، اقلیما و لوزا.
در روایت دیگری از شیخ صدوق است که حوا پانصد شکم فرزند آورد و در هر شکم پسری و دختری که مجموعاً صاحب هزار اولاد گردید. (تاریخ انبیاء تألیف حسین عمادزاده، ج۱، ص۱۱۸)
به عبارتی حوا در ابتدا هابیل و خواهرش اقلیما را زائید و در شکم دوم قابیل و خواهرش لوزا متولد شدند و به روایتی دیگر آدم (علیه السلام) پس از قتل هابیل مدتی گریست و به حوا نزدیک نشد تا پس از سالیان دراز شیث به تنهایی متولد گردید که او را هبه الله نامیدند.اما درباره کیفیت ازدواج فرزندان آدم (علیه السلام) و ازدیاد نسل او در زمین در روایات اختلاف است. قرآن در مورد ازدواج فرزندان آدم (علیه السلام) چیزی بیان نکرده و تنها روایات اسلامی است که ازدواج آن ها را بطور کلی به دو گونه نقل کرده اند:
صورت اول آنکه حوا در هر نوبت بارداری دو فرزند یکی پسر و یکی دختر به دنیا می آورد و وقتی که آن ها به سن بلوغ رسیدند، پسری که از نوبت اول بود با دختری که از نوبت دوم بود و پسر نوبت دوم با دختر نوبت اول ازدواج کردند و این گروه در جواب حرمت ازدواج با محارم می گویند چون در آن زمان چاره ای نبود خداوند اینگونه ازدواج را به طور موقت اجازه داد و سپس برای همیشه ممنوع گردانید.
صورت دوم آنکه خداوند برای پسران آدم (علیه السلام) همسرانی از حوریان و جنیان به صورت بشر فرستاد. (دوره کامل قصه های قرآن، تألیف سید محمد صحفی، ص۲۴)به نقلی دیگر، خداوند برای هابیل همسری به صورت فرشته و برای قابیل زنی به صورت جن خلق کرد. (حیاه القلوب، تألیف علامه مجلسی، ج۱، ص۱۹۶) و نسل بعد که دخترها و پسرها عموزاده بودند، با یکدیگر ازدواج نمودند و بدین ترتیب نسل بشر در روی زمین فزونی گرفت.
برای شیث نیز حوریه ای خلق شد -مانند حوا که برای آدم(علیه السلام) خلق گردید- و شیث از او صاحب دختری شد که نامش را حوره گذاردند. (بحارالانوار، تألیف علامه مجلسی، ج۱۱،ص۲۷۷و۲۸۸)

عمر آدم و حوا و محل دفن آن دو
پس از آنکه شیث بزرگ شد، به فرمان خداوند آدم (علیه السلام) او را وصی خود گردانید و اسرار نبوت را به وی سپرد و مختصات نبوت را نزد او گذاشت و درباره دفن و کفن خود به او سفارش کرده گفت: چون من از دنیا رفتم، مرا غسل بده و کفن کن و بر من نماز بگذار و بدنم را در تابوتی بگذار و تو نیز هنگام مرگت آنچه به تو آموختم و نزدت گذارده ام به بهترین فرزندانت بسپار…
پس از آنکه نهصد و سی سال از عمر آدم (علیه السلام) گذشت، خدای تعالی او را از این جهان برد و عمر او به سر آمد. (ناسخ التواریخ، تألیف لسان الملک میرزا محمد تقی سپهر، ج۱، ص۱۰۳)البته عمر آدم(علیه السلام) را نهصد و سی، همینطور هزار و چهل سال هم ذکر کرده اند.
پس از اینکه آدم (علیه السلام) از دنیا رفت، بدن او را در تابوتی گذارده، در غار کوه ابوقبیس دفن کردند تا وقتی که حضرت نوح (علیه السلام) در زمان وقوع طوفان، آن تابوت را در کشتی نهاد و با خود به کوفه برد و در “غری” که همان نجف کنونی است به خاک سپرد. (قصص قرآن یا تاریخ انبیاء، تألیف سیدهاشم رسولی محلاتی،ج۱،ص۲۸و ۲۹)چنان که در زیارتنامه امیرالمؤمنین(علیه السلام) نیز آمده است: “السّلامُ عَلَیکَ وَ عَلی ضَجیعکَ آدَمَ و نوحَ” یعنی سلام بر تو ای امیر مؤمنان و بر آدم و نوح که در کنار تو خفته اند و قبرشان در کنار قبر تو است.
درباره حوا نیز نوشته اند که پس از وفات آدم (علیه السلام) یک سال بیشتر زنده نبود و پانزده روز بیمار شد و از دنیا رفت و در کنار جایگاه آدم (علیه السلام) او را به خاک سپردند، ولی آنچه معروف است اینکه حوا در جده مدفون می باشد و به همین جهت جده نام گرفته است.

منبع:
بر گرفته از کتاب تاریخ انبیاء از هبوط آدم تا پیامبر اسلام(ص)

منبع: جام

برچسب ها :

نـظـرات

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.