با توجه به آیات قرآن کریم ، عایشه ام المومنین نیست!

با بررسی ودقت درتعابیر و بیان آیات قرآن کریم متوجه می شویم که خداوند متعال میان دو کلمه زوجه و امرأه که در ظاهر مترادف معنوی هستند ، فرق قائل شده است .  
با استقرا و جستجو در آیات قرآن کریم پیرامون دو کلمه مورد نظر ، به این نتیجه رسیدیم که لفظ زوج به زنی که میان او و همسرش زوجیت کامل برقرار باشد ، گفته می شود . به این معنی که میان ایشان انسجام وتوافق و نزدیکی و هماهنگی تمام و کامل در تمام شوون از قبیل اعتقادات و دین و حتی مسایل روحی و عاطفی و جنسی و … برقرار باشد . به این وسیله هر یک از مرد و زن موجب تکامل طرف دیگر می شوند و هر یک می تواند نیازها و نقصهای طرف مقابل را برطرف نماید . اما اگر این توافق و انسجام کامل نباشد بین ایشان زوجیت تحقق نمی یابد و قرآن کریم برای این زن بجای “زوج “، کلمه “امرأه“استعمال می کند . 
برای مثال خداوند در  آیه ۲۱ سوره روم می فرماید :
“وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّهً وَرَحْمَهً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ”
و یکى از آیات او این است که براى شمااز خود شما همسرانى خلق کرد تا به سوى آنان میل کنید و آرامش گیرید و بین شما مودت و رحمت قرار داد و در همین آیتها هست براى مردمى که تفکر می کنند
شاهد کلام در “انفسکم” و “لتسکنوا الیها” است که نشان شدت ارتباط میان زوجین می باشد . انفسکم به معنی “خود شما” ست که یعنی زوجین نفس یکدیگرند.  
و در آیه ۷۴ سوره فرقان می فرماید :
“وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّهَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا”.

و کسانى‏ اند که میگویند: «پروردگارا، به ما از همسران و فرزندانمان آن ده که مایه روشنىِ چشمان [ما] باشد، و ما را پیشواى پرهیزگاران گردان.»

با توجه به این مهم ،قرآن کریم در آیه ۳۵ سوره بقره ، حوا را زوج آدم معرفی می فرماید :
“وَقُلْنَا یَا آدَمُ اسْکُنْ أَنتَ وَزَوْجُکَ الْجَنَّهَ” 
«اى آدم! تو با همسرت در بهشت سکونت کن و از (نعمتهاى) آن، از هر جا مى‏ خواهید، گوارا بخورید
اما اگر این انسجام مذکور به سببی از اسباب و مانعی محقق نشود ، قرآن کریم ، زن را “امراه” نامگذاری می کند و دیگر وی را زوج  نمی نامد. 
این عدم هماهنگی و اختلاف و عدم انسجام میان زن و مرد ممکن است بخاطر عدم انسجام و هماهنگی در ایمان باشد ، مانند زن های دو پیامبر بزرگ خداوند یعنی نوح و لوط که خداوند در قرآن کریم به ایشان مثال می زند .
“ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِینَ کَفَرُوا اِمْرَأَهَ نُوحٍ وَاِمْرَأَهَ لُوطٍ کَانَتَا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَیْنِ فَخَانَتَاهُمَا”. سوره تحریم آیه ۱۰
خداوند براى کسانى که کافر شده ‏اند به همسر نوح و همسر لوط مثَل زده است، آن دو تحت سرپرستى دو بنده از بندگان صالح ما بودند، ولى به آن دو خیانت کردند
این دو زن با اینکه همسر پیامبران خدا بودند ولی به سبب کفر و عدم انسجام وهماهنگی در ایمان با همسرانشان ، دیگر خداوند از انها با لفظ “زوج “نوح و یا لوط ، یاد نمی کند و ایشان ازواج پیامبران خدا نیستند  و می فرماید :إمرأه نوح و إمرأه لوط .
قرآن کریم در سوره یوسف آیه ۳۰ به قضیه خیانت همسر عزیز مصر اشاره می کند و به همین دلیل او را امرأه العزیزمی نامد .
وَ قالَ نِسْوَهٌ فِی الْمَدینَهِ امْرَأَه الْعَزیزِ تُراوِدُ فَتاها عَنْ نَفْسِهِ قَدْ شَغَفَها حُبًّا إِنَّا لَنَراها فی‏ ضَلالٍ مُبینٍ (یوسف ۳۰)
(این جریان در شهر منعکس شد) گروهى از زنان شهر گفتند: «همسر عزیز، جوانش [غلامش‏] را بسوى خود دعوت مى‏ کند! عشق این جوان، در اعماق قلبش نفوذ کرده، ما او را در گمراهى آشکارى مى ‏بینیم!»
عکس این قضیه نیز صادق است . یعنی اگر مرد کافر باشد و همسرش مؤمنه ، این عدم انسجام و هماهنگی میان ایشان موجب می شود که خداوند او را با لفظ” زوج ” یاد نکند و او را ” امرأه ” می خواند .
 قرآن در سوره تحریم آیه ۱۱ می فرماید :
: “وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِینَ آمَنُوا اِمْرَأَهَ فِرْعَوْنَ”
و خداوند براى مؤمنان، به همسر فرعون مثَل زده است، در آن هنگام که گفت: «پروردگارا! خانه ‏اى براى من نزد خودت در بهشت بساز، و مرا از فرعون و کار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهایى بخش!»
این نکته قابل دقت است که اگر هر دو طرف نیز بی ایمان و کافر باشند به دلیل اینکه زوجیت موجب کمال ایشان نمی شود ، لفظ زوج را برای زن انتخاب نمی کند .
وَ امْرَأَتُهُ حَمَّالَهَ الْحَطَبِ (مسد ۴)
و (نیز) همسرش، در حالى که هیزم‏کش (دوزخ) است‏
البته همانطورکه در ابتدای مقال نیز متذکر شدیم ، این عدم انسجام فقط شامل اختلاف در ایمان و کفر نمی باشد و ممکن است که وجود نقص در هر یک از طرفین موجب شود که خداوند زن را بجای زوج ، امرأه بخواند. 
یکی از نقصهایی که ممکن است در زن باشد نازایی و عدم قدرت بر تولید نسل و در نتیجه عدم قدرت بر کمال بخشیدن به زوجیت و ارتفاع نقص همسرش می باشد .
با توجه به آیات متعدد قرآن کریم این مطلب به وضوح اشکار می شود.

فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فی‏ صَرَّهٍ فَصَکَّتْ وَجْهَها وَ قالَتْ عَجُوزٌ عَقیمٌ (سوره ذاریات ایه۲۹)
در این هنگام همسرش جلو آمد در حالى که (از خوشحالى و تعجّب) فریاد میکشید به صورت خود زد و گفت: « (آیا پسرى خواهم آورد در حالى که) پیر زنى نازا هستم؟!»

قالَ رَبِّ أَنَّى یَکُونُ لی‏ غُلامٌ وَ قَدْ بَلَغَنِیَ الْکِبَرُ وَ امْرَأَتی‏ عاقِرٌ قالَ کَذلِکَ اللَّهُ یَفْعَلُ ما یَشاءُ سوره آل عمران آیه ۴۰
او عرض کرد: «پروردگارا! چگونه ممکن است فرزندى براى من باشد، در حالى که پیرى به سراغ من آمده، و همسرم نازاست؟!» فرمود: «بدین گونه خداوند هر کارى را بخواهد انجام میدهد.»

وَ إِنِّی خِفْتُ الْمَوالِیَ مِنْ وَرائی‏ وَ کانَتِ امْرَأَتی‏ عاقِراً فَهَبْ لی‏ مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا (سوره مریم آیه ۵)
و من از بستگانم بعد از خودم بیمناکم (که حق پاسدارى از آیین تو را نگاه ندارند)! و (از طرفى) همسرم نازا و عقیم است تو از نزد خود جانشینى به من ببخش
نکته جالب توجه 
در داستان حضرت زکریا با اینکه همسر او زنی مؤمنه است و از جهت ایمان هماهنگی و انسجام تام برقرار می باشد ولی با توجه به نازایی و عدم قدرت برایجاد و تحقق زوجیت به معنی تام و کامل آن ، لفظ ” امرأه ” برای او انتخاب شده است.
اما نکته مهم و قابل تأمل و دقیق در اینجاست که هنگامی که خداوند دعای زکریا را مستجاب نموده و وعده پسری را به وی می دهد و مانع از تولید نسل و بارداری همسر زکریا برطرف می شود ، دیگر کلمه ” امرأه ” جا ندارد و خداوند از همسر زکریا به زوج یاد می کند.

“وَزَکَرِیَّا إِذْ نَادَى رَبَّهُ رَبِّ لَا تَذَرْنِی فَرْدًا وَأَنتَ خَیْرُ الْوَارِثِینَ * فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ یَحْیَى وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ”.سوره انبیا آیه ۹۰
ما هم دعاى او را پذیرفتیم، و یحیى را به او بخشیدیم و همسرش را (که نازا بود) برایش آماده (باردارى) کردیم
مخلص کلام اینکه همسر زکریا پیش از بارداری در قرآن ” امرأه” نامیده می شد ولی بعد از بارداری “زوج” حضرت زکریا نامیده می شود.

نتیجه گیری
خداوند در مورد ازواج نبی مکرم اسلام در سوره احزاب آیه ۶ می فرماید :
“النَّبِیُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ”.
پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او مادران آنها [مؤمنان‏] محسوب مى‏شوند.
با بیانی که ذکر شد و با توجه به این موضوع که بعضی از همسران پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله قادر به تولید نسل و بارداری و ایجاد نسل از پیامبر نبودند و زوجیت کامل و تام در مورد آنها صدق نمی کند ؛ بنابراین آنها ازواج نبی نیستند و مثل عایشه و حفصه “امرأه” محمد صلی الله علیه و آله می باشند .
با دقت و تأمل در آیه ای که در مورد امهات المؤمنین نازل شده می توان گفت که بالتخصص عایشه و حفصه از این موضوع خارج هستند ؛ زیرا خداوند لقب ام المؤمنین را برای ازواج پیامبر در نظر گرفته است و این دو زن که زوج النبی نمی باشند پس ام المؤمنین هم نیستند.

برچسب ها :

نـظـرات

  • سلام علیکم

    سایتهای اهل سنت هم این نظریه را تأیید کرده اند:

    http://fa.ommatonline.com/article/291

  • دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.