هر کس با دستان امیرالمومنین علی (ع) بیعت نکند، عاقبت با پای حجاج بیعت می‌کند!

در صدر اسلام و دوران حکومت خلیفای اول، دوم و سوم، عدم بیعت با خلیفه را خروج از اسلام تلقی و تبلیغ کردند، اما همین که نوبت به حکومت حضرت علی علیه‌السلام رسید، عدم بیعت نوعی شجاعت محسوب شد. در میان این شجاعان، پسر خلیفه‌ی دوم به نام «عبدالله بن عمر» به خاطر نام و سابقه‌ی خلافت پدرش زبانزد بود. او در تمامی ۵ سال حکومت آن حضرت، حاضر به بیعت نشد (۱)و می‌گفت: هنوز دارم فکر می‌کنم و تصمیم نگرفته‌ام. تا آن که پس شهادت ایشان و گذشت چند دهه، جلادی به نام «حجاج بن یوسف» والی شد. وی قتل عام بسیاری کرد و حمام خونی به راه انداخت. یاران و شیعان علی (ع) و به ویژه سادات را سر سفره غذا گردن می‌زد و سپس فلزی داغ بر رگ‌ها می‌چسباند تا خون خارج نشود و شهید دست و پا بزند و می‌گفت: حالا به اشتها آمدم، غذا را بیاورید.
عبدالله بن عمر که شدید وحشت کرده بود، شبانه به خانه او رفت و با اصرار و التماس به محضرش رسید. او که مشغول عیش و نوش بود، پرسید: برای چه این وقت شب مزاحم شدی. گفت: ای خلیفه‌ی خدا! آمده‌ام بیعت کنم. حجاج گفت: شبانه؟! خوب صبح می‌آمدی. پاسخ داد: قربان، اگر تا صبح زنده نمانم، جواب خدا را در قیامت چه دهم؟! حجاج هم برای تحقیر بیشتر او گفت: حال ندارم بلند شوم و دست بدهم، با پایم بیعت کن – و پایش را به سوی او دراز کرد. او شصت پای حجاج را بوسید و پس از حمد و خوشحالی از حصول توفیق بعیت، خارج شد. (۲)و از آن پس معروف شد که «هر کس با دست علی (ع) بیعت نکند، عاقبت با پای حجاج بیعت می‌کند».
۱-چندین نفر با علی بن ابیطالب علیه السلام در زمانی که به عنوان خلیفه انتخاب شد بیعت نکردند. افرادی از قبیل: قدمه بن مظعون. عبدالله بن سلام. مغیره بن شعبه. عبدالله بن عمر. سعد بن ابی وقاص. صهیب. زید بن ثابت. اسامه بن زید. کعب بن مالک
 لم یباعه قدامه بن مظعون وعبد الله بن سلام ، والمغیره بن شعبه ، وعبد الله بن عمر ، وسعد ، وصهیب ، وزید بن ثابت وأسامه بن زید ، وکعب بن مالک ، وهرب قوم إلى الشام وهؤلاء یسمون العثمانیه
تذکره الخواص ص۵۸
۲- وفی کثیر من الکتب أن ابن عمر طرق الحجاج لیلا وقال هات یدک أبایعک لأمیر المؤمنین عبد الملک فانی سمعت رسول الله – صلى الله علیه وآله وسلم – یقول : من مات ولیس علیه بیعه امام فموته جاهلیه ، فأنکر علیه الحجاج مع کفره وعتوه وقال له : بالأمس تقعد عن بیعه علی بن أبی طالب وأنت الیوم تسألنی البیعه من عبد الملک بن مروان ؟ یدی عنک مشغوله لکن هذا رجلی
در میزان الاعتدال آمده است که او با برخی بیعت نکرد اما با عبدالملک بن مروان بیعت کرد
سیر أعلام النبلاء ۳ : ۲۳۱
واصبهانی به نقل از مجمع الزوائد ۷ : ۱۱۷

برچسب ها :

نـظـرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.