14-masum.com
تارنمای فرهنگی مذهبی سفیـر چهارده معصوم علیه السلام
بازدید: 66
شماره مطلب:‌ 9994
تاریخ انتشار:‌ ۲۹ مرداد ۱۳۹۳
چاپ

ماجرای حدیث قرطاس به نقل از شیخ مفیداعلی الله مقامه شریف

شیخ مفید داستان حدیث قرطاس را این گونه نقل و در آن به صراحت مى‌گوید که ….

ماجرای حدیث قرطاس به نقل از شیخ مفیداعلی الله مقامه شریف


 

شیخ مفید داستان حدیث قرطاس را این گونه نقل و در آن به صراحت مى‌گوید که امیرمؤمنان علیه السلام در آن جا بوده است:
هنگامى حال رسول خدا صلى الله علیه وآله کمى بهبود یافت، نگاهى به مردم کرده و فرمود: دوات و شانه گوسفندى حاضر کنید تا مطلبى را بنویسم که پس از آن براى همیشه گمراه نشوید، در همان حال رسول خدا از حال رفت.
یکى از حاضران برخواست تا دستور حضرت را انجام دهد، عمر گفت: برگرد؛ زیرا او هذیان مى‌گوید، آن مرد منصرف شد. کسانى که آن جا حضور داشتند، از این که در اجراى دستور رسول خدا را کوتاهى کرده بودند، ناراحت شدند، با یکدیگر گفتگو کردند و کلمه استرجاع «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ» را بزبان رانده و از مخالفت با فرمان رسول خدا بیمناک بودند.
هنگامى که دوباره حال رسول خدا صلى الله علیه وآله بهتر شد، برخى گفتند آیا اجازه مى‌دهید تا دوات و شانه حاضر نمائیم؟ آن حضرت فرمود: آیا بعد از این سخنى که گفتید؟ دوات و شانه نیاورید؛ ولى شما را سفارش مى‌کنم که با اهل بیتم به نیکى رفتار کنید.
سپس روى خود را از مردم برگرداند، مردم برخواستند و به خانه‌هاى خود رفتند؛ اما عباس، فضل بن عباس و على بن أبى طالب علیهما السلام باقى ماندند.
عباس عرض کرد: اى پیامبر خدا! اگر خلافت بعد از شما به ما خواهد رسید، و مى‌دانید که ما پیروز خواهیم شد، به ما بشارت داده و راهنمائى کنید، رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: شما بعد از من بى‌چاره خواهید شد، سخن دیگرى نفرمود، این عده هم با کمال ناامیدى و در حالى که گریه مى کردند، از خدمت رسول خدا صلى الله علیه وآله مرخص شدند.

فَأَفَاقَ علیه السلام فَنَظَرَ إِلَیْهِمْ ثُمَّ قَالَ: ائْتُونِی بِدَوَاهٍ وَکَتِفٍ أَکْتُبْ لَکُمْ کِتَاباً لَا تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَداً. ثُمَّ أُغْمِیَ عَلَیْهِ

فَقَامَ بَعْضُ مَنْ حَضَرَ یَلْتَمِسُ دَوَاهً وَکَتِفاً فَقَالَ لَهُ عُمَرُ: ارْجِعْ فَإِنَّهُ یَهْجُرُ فَرَجَعَ وَنَدِمَ مَنْ حَضَرَهُ عَلَى مَا کَانَ

مِنْهُمْ مِنَ التَّضْجِیعِ فِی إِحْضَارِ الدَّوَاهِ وَالْکَتِفِ فَتَلَاوَمُوا بَیْنَهُمْ فَقَالُوا: إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ لَقَدْ أَشْفَقْنَا مِنْ

خِلَافِ رَسُولِ اللَّهِ.

فَلَمَّا أَفَاقَ صلی الله علیه وآله قَالَ بَعْضُهُمْ أَ لَا نَأْتِیکَ بِکَتِفٍ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَدَوَاهٍ؟ فَقَالَ: أَ بَعْدَ الَّذِی قُلْتُمْ؟ لَا وَ

لَکِنَّنِی أُوصِیکُمْ بِأَهْلِ بَیْتِی خَیْراً.

ثُمَّ أَعْرَضَ بِوَجْهِهِ عَنْ الْقَوْمِ فَنَهَضُوا وَبَقِیَ عِنْدَهُ الْعَبَّاسُ وَالْفَضْلُ وَعَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ وَأَهْلُ بَیْتِهِ خَاصَّهً.

فَقَالَ لَهُ الْعَبَّاسُ: یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنْ یَکُنْ هَذَا الْأَمْرُ فِینَا مُسْتَقَرّاً بَعْدَکَ فَبَشِّرْنَا وَإِنْ کُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّا نُغْلَبُ عَلَیْهِ

فَأَوْصِ بِنَا. فَقَالَ: أَنْتُمُ الْمُسْتَضْعَفُونَ مِنْ بَعْدِی. وَأَصْمَتَ فَنَهَضَ الْقَوْمُ وَهُمْ یَبْکُونَ قَدْ أَیِسُوا مِنَ النَّبِیِّ صلی

الله علیه وآله.

الشیخ المفید، محمد بن محمد بن النعمان ابن المعلم أبی عبد الله العکبری البغدادی (متوفای۴۱۳ هـ)،

الإرشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ج۱، ص۱۸۴ـ ۱۸۵، تحقیق: مؤسسه آل البیت علیهم السلام

لتحقیق التراث، ناشر: دار المفید للطباعه والنشر والتوزیع – بیروت – لبنان، الطبعه: الثانیه، ۱۴۱۴هـ –

۱۹۹۳م.