دسته: داستانها و حکایات

۲۷ خرداد ۱۳۹۷
بدون دیدگاه

روایتی از حضور پیشوای هشتم در زندگی پیرمرد همان اتفاقی که آرزویش را داشت . آن اتفاق بیش از آنچه بتوان تصورش را کرد، غافلگیر‌کننده بود و حالا که پیرمرد داشت راه حمام تا خانه‌اش را زیر آفتاب داغ طی می‌کرد، نمی‌دانست به درستی چه حسی دارد‌.شاید کمی ناراحت بود.

۲۹ فروردین ۱۳۹۷
بدون دیدگاه

بمناسبت سالروز ولادت امام حسین علیه السلام ، چند داستان زیبا و خواندنی را در ادامه میخوانیم…

۲۰ فروردین ۱۳۹۷
بدون دیدگاه

ماجرایی خواندنی از کسانی که خود را یاران حضرت مهدی (عج) میدانستند را در ادامه بخوانید….

۱۹ بهمن ۱۳۹۶
۲ دیدگاه

ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺗﻨﻬﺎ ﺧﺮﯼ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭ عذﺍﺏ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺷﮑﻨﺠﻪ ﺩﯾﺪﻡ ﺍﮔﺮ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻫﻤﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺷﻮﻡ ﻭﺍﯼ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﻢ ..

۱۶ دی ۱۳۹۶
بدون دیدگاه

پس از مدتی پیرزنی به دکان مرد آهنگر مراجعه کرد و گفت: «فرزندم بیمار است و خرج مداوای او هفت درهم است، تنها دارایی من هم همین قفل است که هیچ کس در این بازار بیش از شش درهم برای آن نمی‌پردازد،…

۱۵ دی ۱۳۹۶
۱ دیدگاه

سالی از سال‌ها، به مکّه معظّمه مشرّف شده بودم و مشغول طواف کعبه الهی در دور ششم بودم، که ناگهان اجتماع عدّه ای از حاجیان در سمت راست کعبه، توجّه مرا جلب کرد، مخصوصا جوانی خوش سیما و خوشبو…

۱۰ دی ۱۳۹۶
بدون دیدگاه

گرگی استخوانی در گلویش گیر کرده بود، بدنبال کسی می‌گشت که آن را در آورد، تا به لک لک رسید و از او درخواست کرد تا او را نجات دهد و در مقابل،گرگ مزدی به لک لک بده

۰۶ فروردین ۱۳۹۵
بدون دیدگاه

مردی نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمد و برای ایشان که جامه اش پوسیده شده بود، دوازده درهم آورد…

۲۴ آبان ۱۳۹۴
بدون دیدگاه

پزشکان قطع دست از بازو را پیشنهاد کردند و پادشاه بعداز زیادشدن درد موافقت کرد….

۰۵ آبان ۱۳۹۴
بدون دیدگاه

دختری که موذن را جهنمی کرد
مؤذنى پس از این که چهل سال براى مسلمانان اذان گفت ، روزى براى گفتن …

۱۳ مهر ۱۳۹۴
بدون دیدگاه

پسری با اخلاق و نیک سیرت، اما فقیر به خواستگاری دختری میرود…
پدر دختر گفت:…

۱۵ شهریور ۱۳۹۴
بدون دیدگاه

یکى از خلفاء غلامى داشت که سخت مورد توجه و علاقه خلیفه بود و خلیفه او را بسیار دوست داشت….

۱۲ شهریور ۱۳۹۴
۱ دیدگاه

در حدیث آمده که پیغمبری در مسجد مناجات می‌کرد و می‌گفت:«خداوندا! می‌خواهم …

۱۶ مرداد ۱۳۹۴
بدون دیدگاه

محمد بن مسلم یکی از اصحاب امام باقر علیه السلام نقل می کند: روزى خدمت امام باقر علیه السلام بودم…

۱۳ مرداد ۱۳۹۴
بدون دیدگاه

آیت الله مجتهدی در ضمن توصیه هاشان از طلاب پرده از خاطره ای عجیب بر می دارد که در ادامه می خوانید:

۲۰ تیر ۱۳۹۴
۱ دیدگاه

حضرت امام صادق علیه‏السلام می‏فرمایند: روزی مردی سیاه پوست در حالی که دست زن سیاه پوستش را گرفته بود، او را به حضور خلیفه…

۲۰ تیر ۱۳۹۴
بدون دیدگاه

در بنی اسرائیل زنی زناکار بود، که هرکس با دیدن جمال او، به گناه آلوده می شد! درب خانه اش به روی همه باز بود، در اطاقی نزدیک در…

۰۲ خرداد ۱۳۹۴
بدون دیدگاه

زن فقیری که خانواده کوچکی داشت، با یک برنامه رادیویی تماس گرفت و از خدا درخواست کمک کرد.

۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴
بدون دیدگاه

نعمان دست او را گرفت، نزدیک محراب آورد و خود فرار کرد. مخرمه با قدرت تمام، عصای خود را بر فرق عثمان زد، چنان که سر او شکست

۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۴
بدون دیدگاه

حضرت فرمود :چون دستم در دست جبرئیل بود، هر طرف را او می گرفت من هم می گرفتم !
عرض کردند:

۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۴
بدون دیدگاه

یکی، در پیش بزرگی از فقر خود شکایت می‏کرد و سخت می‏نالید. گفت: خواهی که ده هزار درهم داشته باشی