آیه ای که تمام طب در آن یک آیه است!

آیه ای که تمام طب در آن یک آیه است!

اسراف

امیرالمؤمنین امام على علیه السلام در پاسخ این پرسش که: «آیا در قرآن ، همه دانش ها بجز دانش طب هست؟»، فرمودند:
أما إنَّ فِی القُرآنِ لاَیَهً تَجمَعُ الطِّبَّ کُلَّهُ: « وَکُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ
همانا در قرآن ، آیه اى هست که همه طب را یکجا در خود گرد آورده است: «بخورید و بیاشامید ؛ ولى زیاده روى نکنید».
بحار الأنوار ، جلد ۶۲ ، صفحه ۲۶۷ ، حدیث ۴۲

حدیثی که باید با طلا نوشت!

حدیثی که باید با طلا نوشت!


امام حسین1

قال الصادق علیه السلام:
نفس المهموم لظلمنا تسبیح و همه لنا عباده و کتمان سرنا جهاد فی سبیل الله.ثم قال ابو عبد الله علیه السلام: یجب ان یکتب هذا الحدیث بالذهب.

امام صادق علیه السلام فرمود: نفس کسی که بخاطر مظلومیت ما اندوهگین شود، تسبیح است و اندوهش برای ما، عبادت است و پوشاندن راز ما جهاد در راه خداست.سپس امام صادق علیه السلام افزود: این حدیث را باید با طلا نوشت!

امالی شیخ مفید، ص . ۳۳۸

عملی که موجب فرار شیطان می شود

عملی که موجب فرار شیطان می شود


شیطان
رسول خدا صلی الله علیه وآله عملی را که موجب فرار شیطان می شود در این حدیث بیان فرموده‌اند.
متن این حدیث از کتاب روضه الواعظین و بصیره المتعظین منتشر می‌شود.
قَالَ النَّبِیُّ (ص) مَنْ غَلَبَ عِلْمُهُ هَوَاهُ فَذَاکَ عِلْمٌ نَافِعٌ وَ مَنْ جَعَلَ شَهْوَتَهُ تَحْتَ قَدَمَیْهِ فَرَّ الشَّیْطَانُ مِنْ ظِلِّهِ
رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: هر کس علمش بر هواى نفْسش غلبه پیدا کند، پس آن علم سودمند است و هر کس شهوت خود را زیر پایش قرار دهد، شیطان از سایه او فرار کند.
منبع: روضه الواعظین و بصیره المتعظین، ج‏۲، ص: ۴۲۱

با دورغ به چه چیزی می رسیم!

با دورغ به چه چیزی می رسیم!


در محضر احادیث


دروغ
 امیر المومنین علیه السلام در حدیثی می فرمایند: شخص دروغگو با دروغ گفتنش سه چیز بدست می آورد:
۱- خشم خداوند را برای خودش
۲- خوار شدن در چشم مردم
۳- دشمنی ملائکه با او.

امام علی (ع):

حدیث : یَکتَسِبُ الکاذِبُ بِکِذبِهِ، ثلاثاً: سَخَطَ اللهِ عَلَیهِ وَ استِهانَهَ النَّاسِ بِه، وَ مَقتَ المَلائِکَهِ لَهُ.

منبع : غررالحکم، ج۶، ص ۴۸۰

 

گناهى که مرگ را نزدیکتر میکند!

گناهى که مرگ را نزدیکتر میکند!


پوستر شهادت امام صادق

حضرت  امام صادق علیه السلام می فرمایند:

الذُّنُوبُ الَّتِی تُغَیِّرُ النِّعَمَ الْبَغْیُ وَ الذُّنُوبُ الَّتِی تُورِثُ النَّدَمَ الْقَتْلُ وَ الَّتِی تُنْزِلُ النِّقَمَ الظُّلْمُ وَ الَّتِی تَهْتِکُ السُّتُورَ شُرْبُ الْخَمْرِ وَ الَّتِی تَحْبِسُ الرِّزْقَ الزِّنَا وَ الَّتِی تُعَجِّلُ الْفَنَاءَ قَطِیعَهُ الرَّحِمِ وَ الَّتِی تَرُدُّ الدُّعَاءَ وَ تُظْلِمُ الْهَوَاءَ عُقُوقُ الْوَالِدَیْن‏

  • گناهی که نعمت ها را تغییر مى دهد، تجاوز به حقوق دیگران است.
  • گناهى که پشیمانى مى آورد، قتل است.
  • گناهى که گرفتارى ایجاد مى کند، ظلم است.
  • گناهى که آبرو مى بَرد، شرابخوارى است.
  • گناهى که جلوى روزى را مى گیرد، زناست.
  • گناهى که مرگ را شتاب مى بخشد، قطع رابطه با خویشان است.
  • گناهى که مانع استجابت دعا مى شود و زندگى را تیره و تار مى کند، نافرمانى از پدر مادر است.

منبع: علل الشرایع ج ۲، ص ۵۸۴ ، ح ۲۷

زیارت نرفته ها بخوانند!

زیارت نرفته ها بخوانند!


درمحضر روایات

پیامبر خدا(ص) می فرمایند: «زود باشد که پاره اى از تن من در خاک خراسان دفن شود. هیچ مؤمنى آن را زیارت نکند مگر آن که خداوند عزّ و جلّ بهشت را بر او واجب و بدنش را بر آتش دوزخ حرام گرداند.»

پوسترولادت امام رضاعلیه السلام

امیرمومنان علی (ع) فرموده اند: «زودا که مردى از فرزندان من در خاک خراسان به زهر ستم کشته شود؛ نام او نام من است و نام پدرش نام پسر عمران، موسى علیه السلام. بدانید که هر کس او را در غربتش زیارت کند، خداوند متعال گناهانش را بیامرزد.»
امام جواد (ع) درباره برکات زیارت پدر بزرگوارشان فرموده اند: «هر که قبر پدرم ، حضرت رضا(ع) را در توس زیارت کند خداوند گناهان گذشته و آینده او را مى بخشد و روز قیامت براى او منبرى در مقابل منبر رسول الله(ص) مى نهد و با آسایش و آرامش بر آن منبر مى نشیند تا خداوند به اعمال آخرین نفر از بندگان خود رسیدگى نماید.»
امام باقر (ع) می فرمایند: «میان دو [رشته] کوه طوس، خاکى است که از بهشت آورده شده است. هر که به آن خاک [براى زیارت] قدم گذارد، در روز قیامت از آتش دوزخ ایمن باشد.»
امام کاظم (ع) نیز فرموده اند: «فرزندم على به زهر ستم کشته و در کنار هارون، در طوس دفن مى شود. هر که او را زیارت کند مانند کسى است که رسول خدا صلى الله علیه و آله را زیارت کرده باشد.»
امام رضا (ع) می فرمایند: «هیچ یک از دوستان من که عارف به حق و مقام من باشد زیارتم نکند مگر این که در روز قیامت شفاعتش کنم.»
ایشان همچنین، می فرمایند: «هر که مرا در دیار غربت زیارت کند، روز قیامت در سه جا به داد او مى رسم و از هراس ها و سختی هاى آنها نجاتش مى دهم: وقتى که نامه هاى اعمال از راست و چپ پراکنده شوند و هنگام گذشتن از صراط و موقع سنجیدن میزان [اعمال].»
حضرت عبدالعظیم حسنى (ع) مى‏گوید: از امام هادى (ع) شنیدم که فرمودند: «مردم قم و آبه آمرزیده هستند؛ چون در طوس به زیارت جدم على بن موسى الرضا (ع) مى‏روند. آگاه باشید! هر که به زیارت آن حضرت (ع) بشتابد و در راه رفتن به طوس قطره‏اى از آسمان بر سر او فرود آید، حتى اندکى به رنج و زحمت افتد، جسم او بر جهنم حرام خواهد شد.»


  پی نوشت ها:
عیون اخبارالرضا (ع)
وسائل الشیعه
میزان الحکمه

پاداش داشتن فرزند دختر در کلام پیامبر(ص)

پاداش داشتن فرزند دختر در کلام پیامبر(ص)


عفت و پاکدامنی

ارزش یک دختر را خدایی میداند که او را در سنین کودکی برای عبادت برمی گزیند.

پیامبر(ص) می داند که فرمود: دختر باقیات الصالحات است.
امام صادق (ع) میداند که فرمود:پسران، نعمت‏ اند و دختران خوبى. خداوند، از نعمت ‏ها سؤال مى ‏کند و به خوبى‏ ها پاداش مى‏ دهد .

ارزش دختر را خدایی میداند که به بهترین مخلوقش حضرت محمد (ص) دختری عطا کرد که هدایت یک جهان به عهده ی فرزندان اوست.
” انا اعطیناک الکوثر “
و این هدیه ی الهی، یک دختر بود
این روزها، فاطمی زیستن بسی دشوار است

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می فرمایند:
دختران ، دلسوز ، مددکار و بابرکت ‏اند . هر کس یک دختر داشته باشد ، خداوند ، او را پوششى از دوزخ قرار مى‏ دهد و هر کس دو دختر داشته باشد ، به خاطر آن وارد بهشت مى ‏شود و هر کس سه دختر یا مانند آن خواهر داشته باشد ، جهاد و صدقه از او برداشته مى‏ شود.

پی نوشت: کنز العمّال ، ح۴۵۳۹۹ •

هفتاد سال جهنم به خاطر یک خنده!

هفتاد سال جهنم به خاطر یک خنده!


عذاب

در محضر روایات؛

اسلام دینی است که به اخلاق توجه داشته وبه تعبیر پیامبر اکرم فلسفه بعثت آن حضرت جهت اتمام مکارم اخلاق بوده پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی صلى الله علیه و آله در حدیثی می فرمایند: خنده دو قسم است خنده ای که خدا آن را دوست دارد و خنده ای است که خدا آن را دشمن دارد.

اما خنده اى که خدا آن را دوست دارد، آنست که مرد به روى برادر خویش از شوق دیدار وى لبخند زند اما خنده‌اى که که خداى والا آن را دشمن دارد آن است که مرد سخن خشن و ناروا گوید که بخندد یا بخندند و به سبب آن هفتاد پائیز در جهنم سرنگون رود.

متن حدیث:

الضّحک ضحکان ضحک یحبّه اللَّه و ضحک یمقته اللَّه فأمّا الضّحک الّذی یحبّه اللَّه فالرّجل یکشر فی وجه أخیه شوقا إلى رؤیته، و أمّا الضّحک الّذی یمقته اللَّه تعالى فالرّجل یتکلّم بالکلمه الجفاء و الباطل لیضحک أو یضحک یهوى بها فی جهنّم سبعین خریفا.

«نهج الفصاحه، حدیث۱۸۹۲»

کسانی که بوی بهشت بر آنان حرام است!

کسانی که بوی بهشت بر آنان حرام است!


در محضر روایات اهلبیت (ع)

بهشت

پیامبر اکرم حضرت محمد (صلّی‌ الله‌ علیه‌ وآله):

مَن ظَلَمَ أجِیراً أجْرَهُ أحبَطَ اللهُ عَمَلَهُ وحَرَّمَ عَلَیهِ رِیحَ الجَنَّهِ، وإنَّ رِیحَها لَیُوجَدُ مِن مَسِیرَهِ خَمْسِمِئَهِ عامٍ.
کسی که مزد کارگری را کم دهد، خداوند عملش را باطل گرداند و بوی بهشت را که از مسافت پانصد ساله به مشام می‌رسد، بر وی حرام کند.
من لا یحضره الفقیه، ‌ج ۴، ص ۱۲

اذکاری که انسان را سحرخیز میکند

اذکاری که انسان را سحرخیز میکند


ذکرسحر

درباره بیدار شدن براى هر امرى و یا براى خصوص دعا و استغفار روایاتى وارد شده است.

از آن جمله جهت بیدار شدن براى هر امرى منقول است که امام باقر (ع) فرمودند: «هر بنده ‏اى تصمیم بگیرد که هر ساعت و لحظه‏ اى که خداوند بهتر از آن آگاه است بیدار شود، خداوند دو فرشته به او مى‏ گمارد تا او را در آن لحظه حرکت دهند.»
در روایتى پیرامون بیدار شدن براى خصوص دعا و استغفار، آمده است که حضرت ابى الحسن امام کاظم (ع)  فرمودند: «هر کس خواست شب بیدار شود، هنگام خوابیدن بگوید: «اللّهمّ، لا تنسنى ذکرک، و لا تؤمنّى مکرک، و لا تجعلنى من الغافلین، و أنبهنى لأحبّ السّاعات إلیک، أدعوک فیها فتستجیب لى، و أسألک فتعطینى، و أستغفرک و تغفر لی [یا: فتغفر لی‏]، إنّه لا یغفر الذّنوب إلّا أنت، یا أرحم الرّاحمین.»
حضرت (ع) فرمودند: «خداوند متعال دو فرشته را بر او مى‏ گمارد تا او را بیدار نمایند، اگر بیدار شد که شد، وگرنه خداوند به آنان دستور مى‏دهد که براى او استغفار نمایند. و اگر در آن شب مرد، در حال شهادت جان مى‏ سپارد، و اگر بیدار شد، هر چه در آن وقت [یا: در آن جا] از خداوند متعال بخواهد به او عطا مى‏ فرماید.»
در روایتى پیرامون بیدار شدن براى شب زنده دارى و عبادت آمده که حضرت جعفر بن محمد به نقل از پدران بزرگوارش علیهم السلام از امیر المؤمنین (ع) نقل کرد که فرمودند: «رسول خدا (ص) فرمودند: «هر کس خواست هر مقدار از شب را بیدار شود، هنگام دراز کشیدن در محل خوابیدنش بگوید: «اللّهمّ، لا تؤمنّى مکرک، و لا تنسنى ذکرک، و لا تجعلنى من الغافلین. أقوم إن شاء اللَّه ساعه کذا و کذا.»
خداوند، فرشته‏ اى را بر او مى‏ گمارد که او را در همان لحظه بیدار نماید.»
در روایتى راجع به بیدارى براى نماز آمده است موسى بن جعفر علیهما السلام فرمودند: «هر کس خواست شب براى نماز برخیزد و خواب نرود، هنگام رفتن به رختخوابش بگوید: «اللّهمّ، لا تؤمنّى مکرک، و لا تنسنى ذکرک، و لا تولّ عنّى وجهک، و لا تهتک عنّى سترک، و لا تأخذنى على تمرّدى، و لا تجعلنى من الغافلین، و أیقظنى من رقدتى، و سهّل لى القیام فی هذه اللّیله فی أحبّ الأوقات إلیک، و ارزقنى فیها الصّلاه و الشّکر و الدّعاء، حتّى أسألک فتعطینى، و أدعوک فتستجیب لى، و أستغفرک فتغفر لى، إنّک أنت الغفور الرّحیم.»

اصول کافی
فلاح السائل

چه کسانی خدمتکاران بهشتی دارند!

چه کسانی خدمتکاران بهشتی دارند!


از زید بن ارقم که رسول خدا (صلی الله و علیه وآله) فرمود: در امتم بنده ‏اى نباشد که اظهار لطفى در هر چه باشد به برادر دینى خود براى خدا کند جز آنکه به وى از خدمتکاران بهشتى خادمى بدهد. (أصول الکافی / ترجمه کمره‏اى، ج‏۴، ص: ۶۱۴ تا ۶۱۷)


بهشت

یکی از موضوعاتی که جایگاه والایی در اسلام داشته و دین و البته اخلاق و معرفت و مردانگی بر آن توجه خاص دارد، خدمت کردن به دیگران می باشد.

اهمیت خدمت به یکدیگر در آیات و روایات

قرآن کریم می فرماید: «تَعاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ» (مائده/۲) واجب است که در کارهای خیر به یکدیگر کمک کنید.

در جای دیگر می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ» (بقره/۱۹۵) خدا احسان شدگان را دوست می دارد و چقدر خوب است که انسان محبوب خدا باشد.

خیلی اوقات ما در طول زندگی یک سری خدماتی را انجام می دهیم که رضایت افراد اطرافمان را به خود جلب کنیم، یادمان باشد یکی از راه های کسب رضایت خدا و محبوب شدن نزد او این است که به همدیگر خدمت کنیم.

امام حسن مجتبی (علیه السلام) در حال اعتکاف بود، کسی سراغ ایشان آمد و با ایشان کار داشت و امام هم اعتکاف خود را برید. از ایشان پرسیدند که شما معتکف هستی و نباید از مسجد بیرون بیایی. ایشان فرمود: من اعتکاف خود را بر هم می زنم تا مشکل ایشان را حل کنم.

اصلاً وقتی در بطن آداب دین وارد می شویم، می بینیم که رد پای خدمت به دیگران، احسان کردن و شاد کردن دل مردم در جای جای آن نمایان می باشد؛ چنانچه داریم اگر روزه مستحبی بودید و کسی شما را به خانه اش دعوت کرد، نگویید روزه هستید، بروید و بخورید، خدا ثواب روزه را به شما خواهد داد چون دل مسلمانی را شاد کردید.

در جایی داریم که پیامبر خدا صلی الله و علیه وآله فرمود: اگر می خواهید خدا به شما کمک کند شما هم کمک مردم باشید. «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِی عَوْنِ الْمُوْمِنِ مَا کَانَ الْمُوْمِنُ فِی عَوْنِ أَخِیهِ الْمُوْمِنِ» (ثواب الأعمال، ص ۱۳۵)

اگر دیدید وضع مالی خودتان خراب است صدقه بدهید هر چند ندارید چون اگر می خواهید کارتان راه بیفتد کار دیگران را راه بیندازید.
روایت داریم قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله و علیه وآله) : «مَنْ قَضَی لِأَخِیهِ الْمُوْمِنِ حَاجَه یً کَانَ کَمَنْ عَبَدَ اللَّهَ دَهْراً» (بحار الأنوار، ج ۷۱، ص ۳۰۲) کسی به دیگری خدمت کند، مثل کسی است که عمری خدا را بندگی نماید.


«یَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ» یعنی به کسانی خدمت بکنید که وقتی انسان جاهل آنها را می بیند بگوید از اغنیاء هستند؛ یعنی انسان های آبرو دار که با سیلی صورت خود را سرخ نگه می دارند. «مِنَ التَّعَفُّفِ» اینقدر عفت دارد که کسی که از حال او باخبر نیست گمان می کند وضع او خوب است و این افراد بسیارند. به خصوص افراد عیالمند و دختر دار


به چه کسانی خدمت کنیم؟

قرآن می فرماید: «یَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ» (بقره/۲۷۳) یعنی به کسانی خدمت بکنید که وقتی انسان جاهل آنها را می بیند بگوید از اغنیاء هستند؛ یعنی انسان های  آبرو دار که با سیلی صورت خود را سرخ نگه می دارند.

«مِنَ التَّعَفُّفِ» اینقدر عفت دارد که کسی که از حال او باخبر نیست گمان می کند وضع او خوب است و این افراد بسیارند. به خصوص افراد عیالمند و دختر دار.
قرآن گاهی می فرماید: «ارْزُقُوهُمْ فیها وَ اکْسُوهُمْ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً» (نساء/۵) مساله تنها خوراک و پوشاک در رزق نیست و اینها یک شاخه هستند و گاهی اینها از توان انسان خارج است ولی می تواند برای او حرف بزند.

خدمت از طریق قرض دادن

در مورد وام آیات زیادی داریم : «مَنْ ذَا الَّذی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً کَثیرَه» (بقره/۲۴۵) کسی که به مردم وام بدهد گویی به خدا قرض داده است و ثواب وام دادن ۱۸ برابر است در حالی که ثواب بخشیدن ۱۰ برابر است.
ثواب وام دادن از بخشیدن بیشتر است. البته قرضی که حسن باشد؛ سریع، مخفی، بدون منت باشد.

در خدمت کردن کیفیت عمل مهم است؛ «من غیر استخفاف منه» (مشکاه الأنوار، ص ۳۲۳) یعنی اگر کمک کنید آن را خفیف نکنید .


اگر دیدید وضع مالی خودتان خراب است صدقه بدهید هر چند ندارید چون اگر می خواهید کارتان راه بیفتد کار دیگران را راه بیندازید


خدمت با زبان

زبان کمک ها و خدمات زیادی می تواند داشته باشد؛ درسی که معلمی می دهد، کلامی که سخنرانی ایراد می کند، حدیثی که عالمی می گوید.

آشتی دادن دو نفر، واسطه ازدواج ، شهادت دادن به حق و …

اگر از شما خواستند برای امری شهادت بدهید، نگویید حوصله ندارم «وَ لا یَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا» (بقره/۲۸۲) و این زبان چقدر کمک ها می تواند بکند.

حدیث داریم آشتی دادن دو نفر که با هم قهر هستند از تمام نمازهای مستحبی ثوابش بیشتر است و همینطور ثوابی بیشتر از همه کارهای مستحبی دارد.

کلام را با روایتی از امام کاظم علیه السلام به پایان می بریم:

حضرت فرمودند: «إِنَّ خَوَاتِیمَ أَعْمَالِکُمْ قَضَاءُ حَوَائِجِ إِخْوَانِکُمْ وَ الْإِحْسَانُ إِلَیْهِمْ مَا قَدَرْتُمْ وَ إِلَّا لَمْ یُقْبَلْ مِنْکُمْ عَمَلٌ حَنُّوا عَلَی إِخْوَانِکُمْ وَ ارْحَمُوهُمْ تَلْحَقُوا بِنَا» (بحارالأنوار، ج ۷۲، ص ۳۷۹)

خاتمه کارهایتان این است که چقدر مشکلات مردم را حل کرده اید و اگر مشکل مردم را حل نکنی هیچ عملی از تو قبول نخواهد شد. سپس می فرماید: اگر روز قیامت می خواهید به ما برسید «حَنُّوا عَلَی إِخْوَانِکُمْ وَ ارْحَمُوهُمْ» به برادران دینی خود کمک کنید، روز قیامت جایتان پیش ماست.


منابع:

افکار نیوز

بیانات حجت الاسلام قرائتی، درس هایی از قرآن

 تبیان  

۵۲ حدیث از پیامبر(ص) پیرامون روزه ی ماه رمضان

۵۲ حدیث از پیامبر(ص) پیرامون روزه ی ماه رمضان


پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده‌اند: روزه برای من است و من پاداش آن را می‌دهم.


پوسترهای ماه مبارک رمضان

همزمان با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان ۵۲ حدیث از پیامبر بزرگوار اسلام در مورد روزه و ماه رمضان  پیشکش روزه داران عزیز می شود.
۱٫هر کس روزه‌ داری را سیر نماید، خداوند از حوض (کوثر) من، شربتی نصیب او خواهد کرد که پس از آن هرگز تشنه نشود. (دعائم الإسلام، ج ۱، ص ۲۶۹)
۲٫ روزه گرفتن در گرما، جهاد است.       (بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۲۵۷)
۳٫روزه برای من است و من پاداش آن را می‌دهم.   (وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۲۹۴، ح ۱۵ و ۱۶ ; ۲۷ و ۳۰)
۴٫ کسی که روزه، او را از غذاهای مورد علاقه‌اش باز دارد، بر خداست که به او از غذاهای بهشتی بخورانند و از شراب‌های بهشتی به او بنوشاند.           (بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۳۳۱)
۵٫روزه بگیرید تا تندرست باشید.         (نهج الفصاحه، ح ۱۸۵۴)
۶٫ بار خدایا برای تو روزه گرفتیم و با روزی تو افطار می‌کنیم، پس آن را از ما بپذیر، تشنگی رفت و رگ‌ها شاداب شد و پاداش ماند. (کافی، ج ۴، ص ۹۵، ح ۱)
۷٫ هر کس از مرد یا زن مسلمانی غیبت کند، خداوند تا چهل شبانه‌روز، نماز و روزه او را نپذیرد، مگر این که غیبت شونده، او را ببخشد.    (بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۲۵۸، ح ۵۳)
۸٫ اگر بنده (( خدا )) میدانست که در ماه رمضان چیست { چه برکتی وجود دارد } دوست میداشت که تمام سال ، رمضان باشد.   بحارالانوار جلد ۹۳ صفحه ۳۴۶
۹٫ شخص روزه دار ، همه وقت در حال عبادت است ، و اگرچه در بستر خود خوابیده باشد ، تا هر زمان که مسلمانی را غیبت نکند.  من لایحضرالفقیه جلد ۲ صفحه ۳۸۸
۱۰٫ کسی که یک روز خالصا لوجه الله روزه بدارد ، – چنانکه نیتش حتی به طلب بهشت و فرار از دوزخ آلوده نشود – آن روزه او با یکسال که آنرا به روزه برگزار کند – ولی چنین خلوصی در نیتش نباشد – برابر است.  من لایحضرالفقیه جلد ۲ صفحه ۴۰۵
۱۱٫ رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله، چون روزه‏ اش را میگشود ، میگفت : خدایا براى تو روزه داشتیم، و با رزق تو افطار کردیم، پس آن را از ما بپذیر.تشنگى از ما بر طرف شد، و رگها رطوبت یافت، و اجر و ثواب به جاى ماند.  من لایحضرالفقیه جلد ۲ صفحه ۴۳۵
۱۲٫ روزه سپر آتش دوزخ است.  اصول کافی جلد ۳ باب دعائم الاسلام حدیث ۵
۱۳٫ روزه دار مادامیکه غیبت مسلمانی را نکرده در حال عبادت است ، اگرچه در رختخوابش خوابیده باشد.  تحف العقول مواعظ النبی (ص)
۱۴٫ هرکه یک روز برای خدا روزه مستحبی بگیرد خداوند او را داخل بهشت گرداند.    وافی جلد ۲ کتاب الصیام صفحه ۶
۱۵٫ خواب روزه دار عبادت و نَفَسَش تسبیح است.   وسائل الشیعه کتاب الصوم باب الستحباب القیلوله للصائم حدیث ۲
۱۶٫ هرکه برای طلب ثواب از خدا یک روز روزه مستحبی بگیرد آمرزشش لازم آید.  امالی صدوق مجلس ۸۲ حدیث ۲
۱۷٫ خداوند فرشتگان را برای دعا به روزه داران گُمارده است.   سفینه البحار جلد ۲ صفحه ۶۴ نقل از نوادر راوندی
۱۸٫ برای هر روزه داری دعائی ( مستجاب ) است.   اثنی عشریه صفحه ۱۶
۱۹٫ برای هرچیزی دری است و در عبادت روزه است. اثنی عشریه صفحه ۱۶
۲۰٫ روزه داری نیست که نزد گروهی که غذا میخورند حاضر شود جز آنکه اعضاء او تسبیح گویند و فرشتگان هم برایش طلب رحمت کنند و آن موجب آمرزش او شود.   امالی صدوق مجلس ۸۶ حدیث ۹
۲۱٫ با خوردن سحر به روزه گرفتن در روز و با خواب قیلوله به قیام در شب کمک کنید.   وافی جلد ۲ کتاب الصیام باب فضل السحور صفحه ۳۶
۲۲٫ برای روزه دار دو شادی است : یکی موقع افطارش و شادی دیگر روزی که پروردگارش را ملاقات میکند.   وسائل الشیعه کتاب الصوم باب استحباب صوم کل یوم عدا الایام المحرمه حدیث ۳۰
۲۳٫ برای بهشت دری است که ریان نامیده میشود از آن داخل نمیشود مگر روزه داران.   وسائل الشیعه کتاب الصوم باب استحباب صوم کل یوم عدا الایام المحرمه حدیث ۳۱
۲۴٫ هیچ مومنی نیست که ماه رمضان را برای خدا روزه بگیرد جز اینکه خداوند برایش هفت خصلت واجب گرداند : اول اینکه گوشتهای روئیده از حرام در بدنش آب شود ، دوم اینکه به رحمت خود نزدیکش گرداند ، سوم کفاره خطای پدرش آدم محسوب شود ، چهارم خداوند سختی مرگ را بر او آسان نماید ، پنجم در روز قیامت از گرسنگی و تشنگی در امان است ، ششم خداوند عزوجل از میوه های پاکیزه بهشت به او بخوراند ، هفتم خداوند عزوجل برات آزادی از دوزخ به او عطا فرماید.  خصال الصدوق باب السبعه حدیث ۱۲
۲۵٫ هر چیزی زکاتی دارد و زکات بدن هم روزه گرفتن است.   روضه الواعظین صفحه ۳۵۰
۲۶٫زمانیکه روزه گرفتی باید گوش و چشمت هم روزه بگیرد و روز روزه داریت نباید مانند روز خوردنت باشد.  جامع الاخبار صفحه ۹۴
۲۷٫شعبان ماه من و رمضان ماه خداوند عزوجل است پس هرکه از ماه من یک روز روزه بگیرد ، در روز قیامت من شفیع او هستم و هرکه ماه رمضان را روزه بگیرد از آتش دوزخ آزاد شود.   امالی صدوق مجلس ۹۱ حدیث ۵
۲۸٫ماه مبارک رمضان ماهی است که در آن به میهمانی الهی دعوت شده اید و مورد اکرام خداوند هستید.  بحار جلد ۹۶ صفحه ۳۵۶ حدیث ۳۵
۲۹٫ بنده روزه داری نیست که به او دشنام داده شود و او به دشنام دهنده بگوید : من روزه هستم . سلام بر تو ! من دشنام نمی دهم ؛ چنان چه تو دشنام می دهی ؛ مگر این که پروردگار تعالی میفرماید : بنده من به وسیله روزه از شر بنده ( به من ) پناه جست.من به تحقیق او را از (شر) آتش پناه دادم.   کافی جلد ۳ صفحه ۸۸
۳۰٫٫بدبخت کسی است که از آمرزش خدا در این ماه بزرگ محروم بماند و نتواند خود را عوض کند و گناه و معصیت را کنار بگذارد.  بحارالانوار جلد ۹۶ صفحه ۳۵۶
۳۱٫ روزه دل را صفا و نورانیت می بخشد.  بحارالانوار جلد ۹۶ صفحه ۲۵۴
۳۲٫ روزه واقعی سبب توجه بیشتر و پناه بردن به خدای بزرگ میگردد.   بحارالانوار جلد ۹۶ صفحه ۲۵۴
۳۳٫ روزه حقیقی رحمت خداوند بزرگ را نزدیک مینماید.  من لایحضرالفقیه جلد ۲ صفحه ۴۴
۳۴٫  با روزه گرفتن انسان بیشتر متوجه خداوند و ناتوانی خود میشود ) این سبب میگردد که انسان روزه دار بیشتر آه و ناله و احساس بندگی و گریه و زاری به آستانه مقدسه خداوند سبحان نماید.  بحارالانوار جلد ۹۶ صفحه ۲۵۴
۳۵٫ روزه واقعی آثار پلید و زشت مال حرام را در بدن ذوب میکند.   من لایحضرالفقیه جلد ۲ صفحه ۴۴
۳۶٫ روزه حقیقی گناهان را کاهش میدهد.  بحارالانوار جلد ۹۳ صفحه ۳۵۴
۳۷٫ با گرفتن روزه حسنات و ثواب ها چند برابر میگردد.  بحارالانوار جلد ۹۳ صفحه ۳۵۴
۳۸٫ روزه واقعی باعث از بین رفتن حرص و وَلَع برای جمع آوری مال دنیا ، و مانع بکار بردن همت و کوشش در این جهت میشود.  بحارالانوار جلد ۹۳ صفحه ۲۵۴
۳۹٫ روزه آرزوهای نامشروع نَفس را که منشاء تمام مفاسد است را می میراند ، و نیروی شهوت را فرو می نشاند ، و آن را کنترل میکند.   بحارالانوار جلد ۹۳ صفحه ۲۵۴
۴۰٫ روزه باعث کنترل قوه شهوت و اجتناب از گناهان است.  وسائل الشیعه جلد ۷ صفحه ۳۰۰
۴۱٫ ای جوانان بر شما لازم است که ازدواج کنید ، و اگر قدرت آنرا نداشتید ، روزه بگیرید ، زیرا روزه باعث مهار کردن شهوت و اجتناب از گناهان خواهد شد.  وسائل الشیعه جلد ۷ صفحه ۳۰۰
۴۲٫ خداوند بزرگ به وسیله روزه ، لحظات جان دادن و ورود به عالم برزخ را بر انسان آسان میگرداند.  من لایحضر الفقیه جلد ۲ صفحه ۴۴ ؛ علل الشرایع جلد ۲ باب ۱۰۹ صفحه ۷۹
۴۳٫ روزه باعث میشود که روزه دار واقعی از گرسنگی و تشنگی روز قیامت در امان بماند.  من لایحضر الفقیه جلد ۲ صفحه ۴۴ ؛ علل الشرایع جلد ۲ باب ۱۰۹ صفحه ۷۹
۴۴٫ همانا ماه رمضان ماه عظیمی است ، خداوند در آن ماه به حسنات دو برابر پاداش می دهد و گناهان را محو می گرداند و درجات را بالا می برد.هرکس در این ماه صدقه بدهد و با زیردستان خود به نیکی رفتار نماید خداوند او را می آمُرزد.
سپس فرمود : بدرستی که این ماهتان مانند دیگر ماه ها نیست ، هنگامی که به سوی شما می آید با برکت و رحمت می آید و هنگامی که می رود با بخشیدن و آمرزیدن گناهان می رود.این ماهی است که حسنات در آن دو برابر پاداش دارد و عمل های خیر مورد قبول است.هرکس در این ماه برای خداوند عزوجل دو رکعت نماز بخواند خداوند او را بیامُرزد.
سپس فرمود : همانا شقی کسی است که شقی از این ماه بیرون برود و گناهانش آمرزیده نشود ، هنگامی که نیکوکاران با جوائز پروردگار کریم رستگار می گردند او زیان میکند.  ترجمه فضائل الاشهر الثلاثه { از تالیفات شیخ صدوق (ره) } صفحه ۶۶ الی ۶۷
۴۵٫ رمضان ، بدین سبب رمضان نامیده شده است که گناهان را می ‏سوزاند.
۴۶٫ماه رمضان ماهی است که خداوند روزه آن را واجب کرده بر شما ، هرکس از روی ایمان و فرمانبری روزه بگیرد گناهانش بخشیده میشود مانند روزی که از مادرش متولد شده است.  وافی جلد ۷ صفحه ۵۵ باب ۵۸
۴۷٫ پنج چیز به امت من در ماه رمضان عطا شده است که به امت هیچ پیغمبرى پیش از من عطا نشده است ، یکى از آن پنج این است که چون شب اول ماه رمضان شود خداى عزوجل به آنان نظر کند و هر کس مورد توجه خداى شد هرگز او را عذاب نخواهد فرمود.
دوم آنکه بوى دهانشان به هنگام عصر نزد خداى عزوجل از مُشک خوشبوتر باشد.
سوم آنکه فرشتگان شبانه روز براى آنان طلب آمرزش کنند.
چهارم آنکه خداى عزوجل بهشت را مأمور فرماید که براى بندگانم آمرزش بطلب و خود را براى آنان بیاراى تا مگر خستگى و آزار دنیا از جانشان بدر آید و به بهشت و پذیرائى من در آیند.
پنجم آنکه چون شب آخر فرا رسد همگى آنان آمرزیده شوند مردى عرض کرد یا رسول اللَّه در شب قدر آمرزیده شوند ؟ فرمود: کارگران را نه بینى که چون از کار فارغ شوند مزد خویش دریافت کنند.  خصال الصدوق جلد ۱  صفحه ۳۵۳
۴۸٫  پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به جابر بن عبدالله انصاری فرمودند : ای جابر ، این ماه رمضان است ، هرکسی روزه بگیرد و مقداری از شب آن را به عبادت مشغول شود و شکم و شهوت و زبانش را نگهدارد ، خارج میشود از گناهان همچنان که ماه تمام میشود . پس جابر سئوال کرد : ای رسول خدا ، چه گفتار زیبایی است ! رسول خدا (ص) فرمودند : ای جابر ، و این شرائط ، بسیار سخت است.  وافی جلد ۷ صفحه ۵۵ باب ۵۸
۴۹٫ رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله زنى را شنید که کنیزیش را دشنام می ‏گفت در حالى که روزه ‏دار بود ، پس رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمود تا طعامى حاضر کردند، و آن زن را فرمود: بخور، زن گفت: من روزه دارم، پس پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: چگونه روزه دار هستى در حالى که کنیزت را دشنام گفتى؟! روزه تنها امساک از خوردنى و نوشیدنى نیست .  من لایحضرالفقیه جلد ۲ صفحه ۴۳۸
۵۰٫ پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به اصحاب خود فرمود : عملی را بگویم که اگر انجام دهید شیطان به قدر فاصله مشرق و مغرب از شما دور میشود.عرض کردند بفرمائید.فرمود : روزه صورت شیطان را سیاه میکند ، صدقه پشت او را میشکند دوستی در راه خدا و کمک کردن به یکدیگر در کارهای نیک شیطان را بیچاره می نماید توبه و استعفار رگ قلبش را پاره میکند هر چیزی زکات و پاک کردن دارد زکات بدن روزه است. وافی جلد ۲ باب صوم صفحه ۶
۵۱٫  پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده‌اند: ماه رمضان ماه بزرگی است خداوند نیکی ها را در این ماه مضاعف کند و بدیها را محو فرماید و درجات ( روزه داران ) را بالا برد ، هرکه در این ماه صدقه ای دهد خدا او را می آمرزد و هرکه به مملوکان و خدمتکارانش احسان کند خدایش می آمرزد و هرکه خوش خلقی نماید خداوند او را می آمرزد و هرکه خشم خود را فرو خورد خدایش بیامرزد و هرکه صله رحم کند خدا او را می آمرزد  ، سپس فرمود این ماه شما مانند ماههای دیگر نیست زیرا چون به شما رو آورد با برکت و رحمت رو کند و چون بر شما پشت کند با آمرزش گناهان میرود ، این ماهی است که حسنات در آن مضاعف و اعمال نیک در آن مورد قبول ( خدا ) است ، هرکه در این ماه برای خدای عزوجل دو رکعت نماز ( مستحبی و نافله ) بخواند خداوند او را می آمرزد ، سپس فرمود : بدبخت حقیقی کسی است که این ماه از دستش به در رود و گناهانش آمرزیده نشود و موقعیکه خوش کِرداران به دریافت جوائز پروردگار کریم موفق و کامیاب گردند او زیانکار باشد.  امالی صدوق مجلس ۱۳ حدیث ۲
۵۲٫ پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده‌اند: آیا شما را از چیزی خبر ندهم که اگر به آن عمل کنید، شیطان از شما دور شود، چندان که مشرق از مغرب دور است؟ عرض کردند: چرا. فرمودند: روزه، روی شیطان را سیاه می‌کند، صدقه پشت او را می‌شکند، دوست داشتن برای خدا و همیاری در کار نیک، ریشه او را می‌کند و استغفار، شاهرگش را می‌زند.    (میراث حدیث شیعه، ج ۲، ص ۲۰، ح ۱۸)

پست ترین خصلت انسانی

پست ترین خصلت انسانی

بدترین خصلت برای انسان، حرصی است که او را بی تاب کند و ترسی است که بند دلش را پاره کند.
همان خدایی که به ما و فرستاده‌اش ( پیامبر اسلام ) می‌گوید از اهل دنیا دوری گزینید! همو در مرحله نخست، پیامبرش را به‌ سوی همه مردم ـ از جمله دنیاپرستان ـ فرستاد [سبأ (۲۴)، آیه ۲۸] و تمام آنچه را که برای هدایت، سعادت ، تکامل و رستگاری بشر ضروری بود، برای آنان تبیین کرد.[نحل (۱۶)، آیه ۴۴]

آنان را به‌سوی خوبی‌ها رهنمون کرد و از بدی‌ها هشدار داد.[نساء (۴)، آیه ۱۶۵]

روش اهل دنیا

اهل دنیا نیز در زمره همین مخاطبان بوده‌اند. آنان نیز به این بشارت‌ها و انذارها آگاهی داشتند، راه هدایت از گمراهی برایشان روشن شد؛ [بقره (۱)، آیه ۲۵۶] اما آنان برخلاف مومنان به‌جای اینکه راه آخرت و سعادت را برگزینند که سرای ابدی است، به متاع دنیا چنگ زده‌اند و گمان کرده‌اند که دنیا و هر آنچه در آن است، جاودان خواهد بود!

آنان به‌ جای لبیک به دعوت الهی، به خواسته‌های نفسانی جواب مثبت داده‌اند. لذا این‌گونه نبوده که خدا و رسولش گامی در جهت اصلاح اهل دنیا برنداشته باشند؛ بلکه برعکس، تمام حجت‌ها بیان، و صفوف اهل آخرت و اهل دنیا از هم جدا شد، و معلوم شد که آنان اهل بازگشت به ارزش‌های اخروی نیستند، پس از این بود که خداوند به مومنان و رسولانش دستور داد تا از آنها فاصله بگیرند.

نکته ی قابل توجه این است که اسلام از ما خواسته که نسبت به دنیا حرص و طمع نداشته باشیم.

وجود مقدس خاتم الانبیاء، حضرت محمد مصطفی( صلی الله و علیه وآله) راجع به این که در دنیا حریص نباشیم که این خودش شر است، نکته بسیار مهمی بیان می فرمایند.

ایشان می فرمایند: «شر ما فی الرجل شح هالع و جبن خالع» بدترین خصلت برای انسان، حرصی است که او را بی تاب کند و ترسی است که بند دلش را پاره کند.
«هلوع» یعنی کسی که حریص است و «شح هالع»آن کسی است که حریص بودن او را بی تاب کرده و دیگر آرامش روحی ندارد.

طبق فرمایش پیامبر، چنین شخصی، بدترین انسان ها است. حالا حرص او در مال باشد، در قدرت طلبی باشد و … فرقی نمی کند، مهم این است که این حریص بودن، انسان را بیچاره می کند.
یک روایت در باب حرص داریم که حرص، چشم انسان را کور می کند و دیگر حقایق را نمی بیند. لذا کسی ک نسبت به مال، دنیا و … حرص دارد؛ چشمش کور می شود و دیگر حق بین نخواهد بود.

معلوم است چنین کسی اگر با پیامبر عظیم الشأن هم همنشینی کند(مثل همان عده ای که همنشین ایشان بودند)، دیگر نور و نفس نبی در او اثر نمی کند. از این رو در مقابل مولی-الموالی ایستادند و ایشان را نشناختند و اهانت و جسارت کردند؛ برای این که در شر بودند.

بنابراین حضرت می فرمایند: بدترین شر، این است که انسان حریص باشد. حرص و ولع به دنیا، قدرت، مال، جاه، مقام و … انسان را بیچاره می کند، طوری که در مقابل حجت خدا می ایستد و دیگر اصلاً حق شناس نمی شود.

پیغمبر اکرم حضرت محمد مصطفی(صلی الله و علیه وآله) در روایت شریفی فرمودند: «شِرارُ الناسِ شِرارُ العُلَماءِ فی الناسِ» بدترین مردم، بدترین عالمان در میان مردم است. آن کسی که خودش را تزکیه نکند، ولو علم هم داشته باشد؛ گرفتاری اش بیشتر است و مردم را هم به انحراف می کشاند و گرفتار می کند.

لذا مهم تر از همه این است که انسان از شر، دور باشد و إلا این وجود شرش عامل می شود که دیگر حق را هم نشناسد.

یکی از دعاهایی که اولیاء خدا برای خودشان فرض می دانستند، داشته باشند، این بود که می گفتند: خدایا ما را از شرور انفس محافظت بفرما که اگر این شر در درون انسان وجود پیدا کند، او را بیچاره خواهد کرد.

سوء ظن و بدبینی به خدا

امام علی(علیه السلام) به مالک اشتر می نویسد «بخل و ترس و حرص غراىٔز مختلفی هستند که یک ریشه دارند و آن بد گمانی به خداست.[نهج الباغه]

وقتی تفکر و منطق انسانی بر این مبنا باشد که برای داشتن عزت و نهایت سر افرازی وترس و دلهره ازآینده و موقعیت باید به فکر جمع کردن مال دنیا شد، و بزرگی و نشاط زندگی را به داشتن ثروت و مال و منال دنیا بداند دیگر بندگی خدای متعال در زندگی این اشخاص جایگاهی نخواهد داشت، این تفکرات خیالی در حقیقت نوعی سوء ظن و بدگمانی نسبت به خداست. چرا که غافل و جاهل از این مسىٔله هست ، که هر جنبنده ای در این عالم هستی روزیش مقدر و تنظیم شده است، و جمع آوری ثروت کاذب برای وی ذره ای خیر و برکت ندارد.

جهل و نادانی

امام علی (علیه السلام) : می فرمایند: حرص و ولع و بخل نتیجه نادانی است.[غررالحکم،حدیث۱۶۷۱]

جهل و عدم معرفت از طبیعت و ساختار زندگی صحیح ومعقول، انسان را به پیروی از هوی و هوس فرا می خواند ، و اثر آن شکل گیری این صفت رذیله در روح و روان انسان خواهد بود. فکر این که ،این جمع آوری مال دنیا عزت و هیبت انسانی است و مباهات به این داشته ها بدون این که از آن استفاده بهینه ای شود ریشه در جهل و نادانی دارد.

سستی و ضعف دینی

امام علی (علیه السلام) : حرص زیاد از قدرت هوس و ضعف دینداری است.
از جمله ریشه های رشد و تقویت این صفت رذیله اخلاقی سستی و ضعف دینی است، وقتی باور و اعتقاد شخص به طور صحیح و عادلانه پایه ریزی نشد ، نتیجه آن تلاش و ولع برای جمع آوری مال و منال دنیا خواهد بود. ضعف ایمان به خدا و پیروی از هوی و هوس برای هر بشری مضر است و آفات بسیاری در قبال آن نصیب زندگی شخص خواهد شد.

منبع:جام نیوز

عذاب زن بی‌حجاب در قیامت در روایت امام علی(ع)

عذاب زن بی‌حجاب در قیامت در روایت امام علی(ع)
در حدیثی امیرالمومنین(علیه السلام) فرمودند: روزی من و فاطمه(سلام‌الله‌علیها) به خدمت حضرت رسول(صلی‌الله‌علیه‌وآله) رفتیم و آن حضرت را بسیار گریان یافتیم.IMG13565697 (1)
یکی از واجبات بسیار مهم و از ضروریات دین مبین اسلام، بلکه تمام ادیان الهی، مساله «حجاب» و پوشش است؛ دین مبین اسلام نیز برای این مساله اهمیت ویژه‌ای قائل شده است و قرآن کریم ـ با این‌که تنها به بیان کلیات اکتفا کرده است ـ در آیات متعددی به این مساله پرداخته که دال بر اهمیت بسیار زیاد قرآن و اسلام به این مساله است.

به طور مثال در سوره «نور» در آیاتی چند می‌فرماید: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِما یَصْنَعُون* وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ …[نور/۳۱]؛ به مومنان بگو چشم‌هاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند و فروج خود را حفظ کنند، این دستور، براى آن‌ها پاکیزه‏‌تر است، خداوند از آن‌چه انجام می‌دهید آگاه است. و به زنان با ایمان بگو چشم‌هاى خود را (از نگاه هوس‏‌آلود) فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را جز آن مقدار که ظاهر است آشکار نکند و (اطراف) روسری‌هاى خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود) و زینت خود را آشکار نسازند مگر براى شوهرانشان یا پدرانشان یا…»

از این آیات چند نکته قابل استنباط است:
۱- هر مسلمان چه مرد و چه زن، باید از چشم‌چرانی و نظربازی خودداری کند.

۲- هر مسلمانی باید پاک‌دامن باشد و اهل فحشاء نباشد.

۳- زنان باید دارای پوشش باشند و زینت‌های خود را جز برای محارم خود آشکار نکنند و در صدد تحریک و جلب توجه مردان دیگر نباشند.
این آیات در واقع دستور خداوند متعال به حفظ حیاء و حجاب است، که واجب است و حکمی است حتمی که توسط بندگان او لازم است رعایت شود و از ضروریات دین مبین اسلام محسوب می‌شود که بین تمام مذاهب اسلام با تمام اختلافی که دارند مشترک است.
اگر به روایات معصومین(علیهم‌السلام) هم رجوع کنیم، خواهیم دید آنان نیز به تبع قرآن کریم، در سخنان بسیار زیادی که واقعاً بیش از حد شمارش است، به این مساله پرداخته و حدود و میزان آن را بیان کرده‌اند، و در برخی احادیث وارد شده است که تمام دین و ایمان، حیاء، عفت و پاک‌دامنی است؛

هم‌چنین در احادیث مختلفی چگونگی و اندازه پوشش زنان نیز بیان شده است؛ در حدیثی امام صادق(علیه‌السلام) در پاسخ به سوالی که راجع به نگاه کردن به نامحرم پرسیده شد، فرمودند: «تنها نگاه به صورت و دو کف دست جایز است». یعنی نگاه کردن به غیر این دو حرام است و بر زن واجب است تمام بدن خود به غیر از صورت و دو دست تا مچ را بپوشاند.
لذا با توجه به این آیات و روایات، در این‌که پوشاندن غیر وجه و دست‌ها تا مچ، بر زن واجب است، از لحاظ فقه اسلام هیچ‌گونه تردیدی وجود ندارد. این قسمت جزو ضروریات اسلام است و در بین مراجع نیز هیچ اختلاف و تشکیکی وجود ندارد. حتی این مساله در بین مذاهب دیگر هم قطعی است و هیچ مسلمانی نمی‌توان بگوید حجاب واجب نیست.

بنابراین حفظ حجاب و پوشش کامل اسلامی برای زنان مسلمان، واجب است و ترک آن معصیت بوده و از گناهان کبیره محسوب می‌شود و قطعاً در آخرت، عذاب خاص خود را دارد.

در حدیثی امیرالمومنین(علیه السلام) فرمودند: «روزی من و فاطمه(سلام‌الله‌علیها) به خدمت حضرت رسول(صلی‌الله‌علیه‌وآله) رفتیم و آن حضرت را بسیار گریان یافتیم، عرض کردم پدر و مادرم فدای شما باد یا رسول الله، چه چیز سبب گریه شما شده است؟

حضرت فرمودند: یا علی، شبی که من‌را به آسمان بردند، زنانی چند از امت خود را در عذاب شدید دیدم، از حالت آن‌ها تعجب کردم و از شدت عذاب آن‌ها گریستم. زنی را دیدم که به موهایش آویخته شده، مغز سرش از شدت گرما می‌جوشد؛ زنی را دیدم که به زبانش آویخته و آب داغ جهنم در حلقش ریخته می‌شد؛ زنی را دیدم که با سینه‌هایش آویخته شده بود؛ زنی را دیدم که گوشت بدن خود را می‌خورد و آتش از زیرش شعله می‌کشید؛ زنی‌ را دیدم که پاهایش به دست‌هایش بسته شده و مارها و عقرب‌ها بر او مسلط شده بودند؛ زنی‌ را دیدم کر و کور و لال، در تابوتی از آتش، مغز سرش از بینی او بیرون می‌آمد و بدنش از(مرض) خوره و پیسی پاره پاره بود؛ زنی را دیدم که تنوری از آتش به پاهایش آویزان بود؛ زنی را دیدم که گوشت بدن او از جلو و عقب با قیچی‌های آتشین بریده می‌شد؛ زنی را دیدم که صورت و دست‌هایش می‌سوخت و روده‌های خود را می‌خورد؛ زنی را دیدم که سرش سر خوک بود و بدنش الاغ و بر او هزار هزار نوع عذاب بود؛ زنی را دیدم به صورت سگ، آتش در پشتش داخل می‌شد و از دهانش بیرون می‌آمد و ملائکه سر و بدنش را با گرزهای آتشین می‌کوبیدند.

حضرت فاطمه(علیهاالسلام) عرض کرد: ای حبیب من و ای نور دیده من، به من خبر بدهید که عمل و روش ایشان چه بوده است که خدای تعالی این نوع عذاب را بر ایشان مسلط گردانیده است؟

حضرت فرمودند: ای دخترم:آن زنی که به مو آویخته شده بود، موی خود را از مردهای نامحرم نمی‌پوشاند؛ زنی که به زبان آویخته شده بود (با زبانش) شوهرش را آزار می‌داد؛ زنی که با سینه آویخته شده بود، از انجام وظایف زناشویی خودداری می‌کرد؛ آن زنی که به پاهایش آویخته شده بود، بدون اجازه شوهر از خانه بیرون می‌رفت؛ زنی که دست‌هایش به پاهایش بسته شده بود و مارها و عقرب‌ها بر او مسلط شده بودند، کسی بود که خود را نمی‌شسته است و لباس‌هایش را پاک نمی‌کرد و غسل حیض و جنابت انجام نمی‌داد و بدنش را از نجاسات پاک نمی‌کرد و نماز را سبک می‌شمرد؛ زنی که کور، کر و لال بود، از زنا فرزند پیدا کرده و به گردن شوهر خود انداخت بود؛ زنی که گوشت بدنش با قیچی‌های آتشین بریده می‌شد، خود را به مردان نامحرم نمایش می‌داد تا به او رغبت کنند؛ زنی که صورت و سرش، سر خوک بود و بدنش بدن الاغ، سخن چین و بسیار دروغ‌گو بود؛ آن‌که به صورت سگ بود و آتش در پشتش داخل و از دهانش خارج می‌شد‌، خواننده و آواز خوان و حسود بود».

آداب سخن‌گفتن با دیگران از نظر اسلام

آداب سخن‌گفتن با دیگران از نظر اسلام
در گفت‌و‌گوها، مذاکرات و نشست‌های طولانی‌مدت سخنان زیادی رد و بدل می‌شود که این گفتارها و گفت‌و‌گوها باید تحت ضابطه‌ها و معیارهایی باشد تا آثار اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و خانوادگی مثبتی به جای گذارد.
برای صحبت کردن با سایرین بر سر هر موضوعی باید از واژه‌های لطیف، خوشایند و مؤدبانه استفاده کنیم.

طبق دستورات اسلامی یکی از آداب سخن‌وری، گوش فرا دادن به گفتار دیگران است. در این رابطه امام صادق (ع) می‌فرمایند: سه چیز دلیل درست‌اندیشی است: برخورد خوب با مردم، گوش فرا دادن به گفتار مردم و خوب پاسخ دادن به سؤال اشخاص.

قطع نکردن کلام دیگران یکی دیگر از اصول سخن‌وری است. در این رابطه ابراهیم‌ بن عباس در رابطه با این خصلت امام رضا (ع) گفت: هیچ‌گاه ندیدم امام رضا (ع) کلام کسی را، تا به پایان نرسیده است قطع کند.

پیامبر (ص) در رابطه با این‌که تناسب سخن با درک طبقات مختلف مهم است، می‌فرمایند: «ما پیامبران مأموریم به اندازه فهم مردم با آنان سخن بگوییم».

درِ گوشی سخن‌نگفتن در حضور دیگری یکی دیگر از اصول سخن‌وری است. در این رابطه امام صادق (ع) می‌فرمایند: وقتی سه‌ نفر با هم نشستند نباید دو نفرشان با خود درِ گوشی سخن بگویند (و نجوا کنند)، زیرا این کار آن شخص حاضر را غمگین می‌کند و آزار می‌دهد.
منبع :ایسنا

با این چهار نفر دوستی نکن

با این چهار نفر دوستی نکن
امام علی(ع) به فرزندش امام حسن [علیه السلام] فرمود: پسرم! چهار چیز به خاطر بسپار (هشدارها)، که تا به آن ها عمل می کنی زیان نبینی.farhangnews_113846-320886-1423545952
وَ قَالَ [علیه السلام] لِابْنِهِ الْحَسَنِ [علیه السلام] یا بُنَی إِیاک وَ مُصَادَقَهَ الْأَحْمَقِ فَإِنَّهُ یرِیدُ أَنْ ینْفَعَک فَیضُرَّک

وَ إِیاک وَ مُصَادَقَهَ الْبَخِیلِ فَإِنَّهُ یقْعُدُ عَنْک أَحْوَجَ مَا تَکونُ إِلَیهِ
وَ إِیاک وَ مُصَادَقَهَ الْفَاجِرِ فَإِنَّهُ یبِیعُک بِالتَّافِهِ
وَ إِیاک وَ مُصَادَقَهَ الْکذَّابِ فَإِنَّهُ کالسَّرَابِ یقَرِّبُ عَلَیک الْبَعِیدَ وَ یبَعِّدُ عَلَیک الْقَرِیبَ.
امام علی علیه السلام به فرزندش امام حسن [علیه السلام] فرمود: پسرم! چهار چیز به خاطر بسپار (هشدارها)، که تا به آن ها عمل می کنی زیان نبینی:
پسرم!
۱ ـ از دوستی با احمق بپرهیز، چرا که می خواهد به تو نفعی رساند اما دچار زیانت می کند.
۲ ـ از دوستی با بخیل بپرهیز، زیرا آنچه را که سخت به آن نیاز داری از تو دریغ می دارد.
۳ ـ از دوستی با بدکار بپرهیز، که با اندک بهایی تو را می فروشد.
۴ ـ و از دوستی با دروغگو بپرهیز که به سراب ماند: دور را به تو نزدیک، و نزدیک را دور می نمایاند.

قبل از سفارش کار، اجرت آن را مشخص کنید

قبل از سفارش کار، اجرت آن را مشخص کنیدfarhangnews_114401-322561-1423982872
حضرت از اینکه کارگر را بدون تعیین مزد و اجرت استخدام کرده‌اند، به شدت ناراحت و خشمگین شد. سپس فرمود: هر کس برایتان کاری انجام داد بدون آنکه اجرتش را طی کنید بعداً اگر سه برابر اجرتش را هم به او بدهید تصور می‌کند که کم داده‌اید!

ثقه‌الاسلام کلینی در کتاب گرانسنگ کافی (یکی از چهار کتاب حدیثی مهم تشیع) نوشته است: سلیمان‌بن ‌جعفر جعفری گوید به همراه امام رضا(ع) به دنبال انجام کاری بودم.

پس (از انجام کار) خواستم به منزل برگردم، حضرت فرمود: «از این تصمیم منصرف شو، با من باش و امشب را نزد من بمان.» با ایشان رفتم. هنگام غروب آفتاب بود که حضرت وارد خانه شد و دید که غلامانش مشغول ساختن اتاقک‌هایی از گل برای نگهداری علوفه چهارپایان و چیزهای دیگر هستند.

در این هنگام چشم حضرت به کارگر سیاهی افتاد که از غلامان حضرت نبود. فرمود: «این مرد که با شماست چه می‌کند؟» گفتند: «کمکمان می‌کند و (در برابر آن) چیزی به او می‌دهیم.» فرمود: «آیا اجرتش را با او طی کرده‌اید؟» گفتند: «نه. او به هرچه عطایش کنیم رضایت می‌دهد.» حضرت به‌شدت خشمگین شد. گفتم: «فدایت شوم، چرا خود را ناراحت می‌کنید؟»

فرمود: «من بارها اینها را از چنین کاری نهی کرده‌ام (و دستور داده‌ام) کسی را به کاری وادار نکنند جز آنکه اجرتش را طی کنند. بدان که هر کس برایتان کاری انجام داد بدون آنکه اجرتش را طی کنید بعداً اگر سه برابر اجرتش را هم به او بدهید تصور می‌کند که کم داده‌اید! اما اگر با او طی کنید، سپس همان اجرت را به او بدهید از شما بابت ادای اجرت تشکر خواهد کرد و در این صورت اگر به اندازه دانه (گندمی) به او اضافه بدهید، آن‌را از سوی شما می‌داند (و با دیده تشکر به شما نگاه می‌کند) و معتقد است که شما به او اضافه داده‌اید.»
منبع: کتاب مستدرک عوالم‌العلوم، محقق: آیت‌الله سید محمدباقر موحد ابطحی اصفهانی، انتشارات بنیاد بین‌المللی فرهنگی هنری امام رضا(ع)

ذکر های الهی برای مواقع ضروری

ذکر های الهی برای مواقع ضروری
امام صادق علیه السلام فرمود : … در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر «افوض امری الی الله، ان الله بصیر بالعباد» (سوره مبارکه غافر آیه ۴۴) … پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال ذکر فوق فرموده است: «پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت.»
ذکر
صحنه زندگی این روزهای ما درامی غم انگیز را ماند که گویی پایانی ندارد همه نالان و شاکی از اوضاع معیشتی خود هستند ، به گونه ای که گویا دنیای خود را در شرف نابودی می پندارند ، همه قبول داریم که شرایط رفاه و آسایش مردم را عوامل عدیده ای در مشت می فشارد و بارهای سنگین زندگی تاب تحمل را از همگان ربوده است ،اما این را باید بدانیم که ما نباید ناامید شده و اجازه بدهیم که مشکلات ما را به زانو در آورند چرا که ما خدایی بزرگ داریم و دست قدرتش ورای همه چیز است.
ما نمی توانیم به تنهایی بار مشکلات را به دوش بکشیم ،باید همه کوله بار مشکلاتمان را ببندیم به دست خدا بسپاریم و بعد حرکت کنیم در غیر این صورت ،تنش های روانی و ترس از هجوم انواع و اقسام مشکلات و اندیشیدن به تنهایی ها نابودمان می کند.
اما اگر مدام در خاطر بیاوریم که خدایی هست در همین نزدیکی ها که از احوال همه ما با خبر است و مدام صدایش بزنیم ابتدا طمأنینه و آرامش خاطر پیدا خواهیم کرد و بعد هم إن شاء الله گشایش در امورمان، نباید نا امید شد نا امیدی یعنی اینکه قدرت خداوند از تورم از تحریم از فقر و … کمتر است ،هر کس خدا را بخواند و امیدوار به رحمتش باشد محال است که گشایش امرش نرسد این وعده خود خدای متعال در قرآن است .
از آنجایی که همه ما در فشاری سنگین هستیم و از حال و روز هم با خبریم وقتی که اندوه و گاه مضطرب و پریشان بودن عزیزان هموطنمان را شاهدیم بنا را بر آن گذاشتیم که از چشمه ای که در سختی ها بزرگان و پیشوایان دین ما از آن سیراب شده و راه به آسودگی خاطر برده اند. ما نیز جرعه ای بنوشیم و با شما قسمت کنیم باشد که با توکل به خداوند متعال و ذکر دائمی او حداقل روح و جان خود را از تنش برهانیم و از بیماری های عصبی و روانی حفظ کنیم . بنابراین اذکاری که موجبات آرامش خاطر را فراهم می آورد از منابع مختلف استخراج کرده در اختیار شما عزیزان قرار می دهیم باشد که آرامش گمگشته خود را باز یابیم.
امام صادق علیه السّلام فرمود: هنگامى که یوسف علیه السّلام در زندان‏ به سر می برد جبرئیل نزد او رفته و به او گفت: اى یوسف پس از هر نماز واجب این دعا را بخوان: «اللّهمّ اجعل لی من أمری فرجا و مخرجا و ارزقنی من حیث أحتسب و من حیث لا أحتسب»
حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) فرموده است: در شگفتم برای کسی که از چهار چیز بیم دارد، چگونه به چهار کلمه پناه نمی برد!
۱- در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر «حسبنا الله و نعم الوکیل» (سوره مبارکه آل عمران آیه ۱۷۳) پناه نمی برد. در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یاد شده فرموده است: پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند، و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جسند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زاید بر آن (سود در تجارت) بازگشتند، و هیچگونه بدی به آنان نرسید.
۲- در شگفتم برای کسی که اندوهگین است چگونه به ذکر «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین» (سوره مبارکه انبیاء آیه ۸۷) پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال این ذکر فرموده است: «پس ما یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده، از اندوه نجات دادیم و همین گونه مومنین را نجات می بخشیم.» (سوره انبیاء آیه ۸۸)
۳- در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر «افوض امری الی الله، ان الله بصیر بالعباد» (سوره مبارکه غافر آیه ۴۴) … پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال ذکر فوق فرموده است: «پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت.» (سوره غافر آیه ۴۵)
۴- در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیبایی‌های دنیاست چگونه به ذکر «ماشاءالله لا حول و لا قوه الا بالله» (سوره مبارکه کهف آیه ۳۹) پناه نمی برد، زیرا خداوند بعد از ذکر یاد شده فرموده است: «مردی که فاقد نعمتهای دنیوی بود، خطاب به مردی که از نعمتها برخوردار بود) فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود می دانی امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد.
لاحول ولا قوه الا باالله
ذکر های آرامش بخش

162187252214149221108255956111411021861438
أمیر المۆمنین حضرت علی علیه السّلام فرمود: هر کس بخواهد وقتى از دنیا می رود در حالى بمیرد که از گناهان پاک شده باشد همچون طلا که از ذرّات ناخالصى پاک و ناب مى‏شود و هیچ کدورتى در آن نمى‏ماند، و هیچ کس از او طلب داد و مظلمه‏اى نکند، پس باید که در پى نمازهاى پنجگانه دوازده بار شناسنامه خدا را یعنى سوره قل هو اللَّه را بخواند، سپس دستهایش را بگشاید و این دعا را بخواند: «اللّهمّ إنّی أسألک باسمک المکنون المخزون الطّاهر الطّهر المبارک، و أسألک باسمک العظیم و سلطانک القدیم أن تصلّی على محمّد و آل محمّد، یا واهب العطایا، یا مطلق الاسارى، یا فکاک الرّقاب من النّار، أسألک أن تصلّی على محمّد و آل محمّد، و أن تعتق رقبتى من النّار، و أن تخرجنی من الدّنیا آمنا، و أن تدخلنی الجنّه سالما، و أن تجعل دعائی أوّله فلاحا، و أوسطه نجاحا، و آخره صلاحا، إنّک أنت علّام الغیوب».
(یعنى: بار خدایا از تو مى‏خواهم به حقّ اسم تو آن اسم مخفى و پوشیده که پاک و پاکیزه و پر برکت است، و از تو مسألت مى‏کنم بحقّ اسم أعظمت، و بحقّ پادشاهى تو که قدیم است که بر محمّد و آل محمّد درود فرستى اى بخشنده عطاها، اى آزاد ساز و رها سازنده اسیران، اى آنکه نفوس خلایق را از آتش دوزخ آزاد میکنى، از تو میخواهم که بر محمّد و آل او درود فرستى اى بخشنده عطاها، اى آزاد ساز و رها سازنده اسیران، اى آنکه نفوس خلایق را از آتش دوزخ آزاد میکنى، از تو می خواهم که بر محمّد و آل او درود فرستى، و نفس مرا نیز از آتش دوزخ آزاد سازى، و مرا در حالى از این دنیا ببرى که با ایمان باشم، و با سلامتى داخل در بهشت گردانى، و اوّل دعاى مرا فلاح و رستگارى، و وسط آن را پیروزى و سعادت، و آخر دعایم را صلاح قرار دهى، بدرستى که تو خود بر غیب و پنهان کاملا دانا و آگاهى).
سپس أمیر المۆمنین علیه السّلام فرمود: این دعا از جمله ادعیه‏اى است که پنهان نگاه داشته شده و همگان را بدان آگاهى نیست و از جمله چیزهائى است که رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله بمن آموخت و بمن دستور فرمود که آن را به حسن و حسین علیها السّلام تعلیم کنم.( من لا یحضره الفقیه / ترجمه غفارى، على اکبر ومحمد جواد و بلاغى، صدر، ج‏۱، ص: ۵۰۶)
امام صادق علیه السّلام فرمود: هنگامى که یوسف علیه السّلام در زندان‏ به سر می برد جبرئیل نزد او رفته و به او گفت: اى یوسف پس از هر نماز واجب این دعا را بخوان: «اللّهمّ اجعل لی من أمری فرجا و مخرجا و ارزقنی من حیث أحتسب و من حیث لا أحتسب»
یعنى: بار خدایا در این کار من و مشکل من برایم گشایشى فرما و سببى براى بیرون شدن از آن فراهم آور، و مرا روزى ده از آن جاها که گمان توانم برد، و از آنجاها که گمان ندارم از آنجا روزى رسد. (ظاهرا این دعا براى رهایى‏ از زندان‏ و گشایش در روزى است).(همان ص ۵۰۷)
امیر المۆمنین حضرت علی علیه السّلام فرمود: هر کس مى‏خواهد او را به پیمانه‏اى که تمامتر باشد کیل دهند یا اعظم ثوابها را به او بدهند یا به سنگ ترازوى کامل‏تر و عظیم‏تر برکشند باید آخرین سخنش این آیات باشد: سُبْحانَ رَبِّکَ رَبِّ الْعِزَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ، وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِینَ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ».
امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «اِذَا حَزَنَک اَمْرٌ مِنْ سُلْطَانٍ اَوْ غَیْرِهِ فَاَکْثِر مِنْ قَولِ «لا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ إلا بِاللهِ» فَاِنَّها مِفْتَاحُ الفَرَجِ وَ کَنْزٌ مِنْ کُنُوزِ الْجنَّهِ؛ هر گاه از سوی حاکمی یا دیگران اندوهی به تو رسید، «لا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ اِلَّا بِاللهِ» را فراوان بگو! که آن کلید گشایش و گنجی از گنجهای بهشت است.» و فرمود: «إذا نَزَلَتِ الْهُمُومُ فَعَلَیْکَ بِلا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ اِلَّا بِاللهِ؛ هر گاه غمها [بر تو] فرود آمد، بر تو باد به گفتن ذکر لا حول و لا قوه الا بالله
(یعنى: تسبیح کن و منزّه بدان پروردگارت را پروردگارى که صاحب عزّت و عظمت و کبریا است و عزیز و منزّه است از هر آنچه که مشرکان و گمراهان در وصف او مى‏گویند، و درود و رحمت الهى بر پیامبران مرسل باد، و جمیع محامد و ثناها مخصوص خداوند یکتا است که پروردگار جهانیان است) بدرستى که هر کس چنین کند به عدد هر مسلمانى براى او حسنه‏اى بنویسند.(همان)
و روایت کرده‏اند از هلقام بن هلقام که گفت: «نزد امام موسى کاظم علیه السّلام رفتم و به آن حضرت گفتم: فدایت گردم دعاى جامعى که مشتمل بر خیر دنیا و آخرت بوده و در عین حال مختصر باشد به من بیاموز، پس آن حضرت فرمود: پس از هر نماز صبح تا زم انى که خورشید طلوع کند این دعا را بخوان: «سبحان اللَّه العظیم و بحمده، استغفر اللَّه و اسأله من فضله» (یعنى به پاکى یاد میکنم و منزّه میدانم خداوند بزرگوار خود را و حمد او میکنم، و از خداوند طلب میکنم که مرا ببخشاید و از گناهانم درگذرد و از فضل خداوند مى‏خواهم که در دنیا و عقبى با من به تفضّل عمل نماید).
هلقام گوید: من از همه خویشان خود بدحال‏تر و سخت‏روزگارتر بودم پس از مداومت بر این دعا ناگهان شخصى که چنین گمانى نمى‏بردم، از خویشانم فوت شد و میراثى از او بمن رسید در حالى که نمیدانستم با او خویشى دارم، و امروز من از نظر مال و توانگرى بهترین وضع را در میان خویشان خود دارم و این پیش آمد نبود مگر از اثر آن دعائى که مولایم موسى بن جعفر علیهما السّلام بمن آموخته بود.(همان)
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمودند: «مَنْ أکْثَرَ الاسْتِغْفَارَ جَعَلَ اللهُ مِنْ کُلّ ِهَمٍّ فَرَجَاً وَ مِنْ کُلّّ ضِیقٍ فَرَجَاً وَ رَزَقَهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ؛ هر کس زیاد استغفار کند، خداوند گِرِه غم های او را بگشاید و از هر تنگنایی بیرونش بَرَد و از آنجا که گمانش را هم نمی برد، روزیش رساند.» (عده الداعی، ابن فهد حلّی، قم، نشر وجدانی، ص ۴۹؛ مستدرک الوسائل، ج ۵، ص ۲۷۷)
امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «اِذَا حَزَنَک اَمْرٌ مِنْ سُلْطَانٍ اَوْ غَیْرِهِ فَاَکْثِر مِنْ قَولِ «لا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ إلا بِاللهِ» فَاِنَّها مِفْتَاحُ الفَرَجِ وَ کَنْزٌ مِنْ کُنُوزِ الْجنَّهِ؛ هر گاه از سوی حاکمی یا دیگران اندوهی به تو رسید، «لا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ اِلَّا بِاللهِ» را فراوان بگو! که آن کلید گشایش و گنجی از گنجهای بهشت است.» و فرمود: «إذا نَزَلَتِ الْهُمُومُ فَعَلَیْکَ بِلا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ اِلَّا بِاللهِ؛ هر گاه غمها [بر تو] فرود آمد، بر تو باد به گفتن ذکر لا حول و لا قوه الا بالله.»( بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۲۲۷)

خواص انگشتر عقیق ، فیروزه ، یاقوت در احادیث

خواص انگشتر عقیق ، فیروزه ، یاقوت در احادیث

شاید برای شما هم این سوالات آشنا باشد و جوابی برای آن پیدا نکرده اید ، لطفا مطالب زیر را بخوانید تا به فواید و خواص انواع انگشتر و عطر پی ببرید و حکمت استفاده از انگشتر را توسط معصومین ع بدانید . انگشتر در روایات،خواص نگین انگشترها،انگشتر ها چه خواصی دارند ؟ فایده انگشتر چیست ؟ چرا انگشتر در دست می کنیم؟ عقیق چه خواصی دارد ؟ تاثیر انگشتر بر سلامت جسم و روان، خواص انگشتر فیروزه چیست ؟عطر چه فایده ای دارد؟ خواص عطر چیست ؟

images (4)

احادیث معتبردر فضیلت و خواص انواع انگشتر و عطر

امام صادق (ع): انگشتر عقیق در دست کنید که مبارک است و صاحب آن عاقبتش به خیر و نیکی باشد .
پیامبر (ص) : هر که انگشتر عقیق در دست داشته باشد حاجتش بر آورده می شود.
امام صادق (ع) : انگشتر عقیق باعث ایمنی در سفر است .
امام صادق(ع): هر که انگشتر عقیق در دست داشته باشد پریشان نشود و عاقبت کارش ا لبته نیکو باشد .
پیامبر اکرم (ص): انگشتر عقیق در دست کنید مادامی که آدم آن را با خود داشته باشد اندوهی به او نمی رسد.
امام علی (ع): دو رکعت نماز با انگشتر عقیق بهتر است از هزار رکعت که با آن نباشد .
علی بن موسی رضا (ع): انگشتر یاقوت در دست کنید که پریشانی را برطرف می کند.
امام موسی کاظم(ع): انگشتر زرد در دست کنید که موجب آسانی است و درآن هیچ دشواری نباشد .
امام رضا (ع): انگشتر ” زبر جد ” در دست داشتن فقر را بتوانگری بدل میکند و هر که انگشتری یاقوت زرد در دست کند فقیر نشود.
پیامبر (ص) : خداوند عالمیان می فرماید که من شرم دارم از دستی که بسوی من بلند شود به دعا و در آن انگشتر فیروزه باشد پس او را نا امید بر گردانم .
امام صادق(ع): هر که انگشتر فیروزه در دست کند دستش فقیر نشود.
امام صادق (ع): بد نمی دانم در دست کردن انگشتر حدید را وقتی که به دیدن کسی رود که از او ترسد از اهل شر برای آنکه شر او ساکن می شود و انگشتر حدید شیاطین را دور می کند و بدرستیکه هر کسی که انگشتر ” در ” در دست کند با نظر کردن به آن خداوند زیارت یا حج یا عمره در نامه عمل او بنویسد که ثوابش ثواب پیامبران و صالحان باشد .
امام صادق (ع) : حق تعالی زینت و اظهار نعمت را دوست می دارد و ترک رینت و اظهار بد حالی را دشمن . و دوست می دارد که اثر نعمت را در بنده خود بیند به اینکه خود را خوشبو دارد و خانه را نیکو کند.
امام صادق (ع) : نماز کسی که خوشبو باشد بهتر است از هفتاد نماز که بی بوی خوش باشد .
پیامبر اکرم (ص): بوی خوش را ترک نکنید که ملائکه بوی خوش را می بویند و در هر روز جمعه البته ترک مکن و هر چه صرف نمایی در بوی خوش اسراف نیست .
امام صادق (ع): هر که در هر روز بوی خوش بر خود بمالد تا شب عقلش با او باشد .
منقولست که امام علی (ع) چها رانگشتر در دست می کردند . انگشتر یاقوت برای شرافت و زینتش . فیروزه برای نصرت و یاریش . حدید برای قوتش و عقیق برای حرز و دفع دشمنان و بلاها .

دلایل نباریدن باران از دیدگاه احادیث و روایات

دلایل نباریدن باران از دیدگاه احادیث و روایات


 ذکر احادیث و روایاتی در مورد علل گسترش خشکسالی و نباریدن باران و ارتباط آن با رفتارگروه خاصی از جامعه از آن دست موضوعات حساسیت برانگیزی است.


باران
 افزایش آگاهی های دینی و مذهبی یکی از بهره های مفیدی است که شبکه های اجتماعی برای استفاده کنندگان از این ابزار نوین می توانند به همراه داشته باشند، اما شفاف نبودن فضا در این گونه شبکه ها، باب سوء استفاده های گوناگون به خصوص در زمینه اعتقادات مذهبی را، همواره باز نگه داشته است.

اختلاف افکنی های مذهبی و ایجاد شبهه از طرق گوناگون، نمونه ای از آسیب هایی است که می تواند پایه های اعتقادی بخشی از کاربران فضای مجازی و شبکه های اجتماعی را مورد تهدید قرار دهند.

ذکر احادیث و روایاتی در مورد علل گسترش خشکسالی و نباریدن باران و ارتباط آن با رفتار گروه خاصی از جامعه از آن دست موضوعات حساسیت برانگیزی است که این روزها مورد علاقه بسیاری از کاربران فضای مجازی قرار گرفته است.

در یکی از احادیث مورد اشاره آمده است:

امام رضا (ع) می فرمایند:
هرگاه حاکمان دروغ بگویند باران نمی‌بارد.
میزان الحکمه جلد ۳ صفحه ۲۸۶

حجت السلام سید محمد حسینی رجایی، کارشناس فقهی دفتر حضرت آیت الله العظمی سبحانی در خصوص اینکه آیا هر حدیث و روایتی را می توان مصداق وضعیت موجود جامعه دانست، به خبرنگار ایران اسلامی گفت: این احادیث تمام آنچه که باید گفته شود نیست و مانند کسی است که آدرس ناقصی دارد و در نهایت به مقصد نمی رسد. البته در وجود این دسته روایات و صحت و سند آن نمی توان تردید کرد ولی هنگامی که تنها از فرازهای کوتاه از چند روایت استفاده ی ابزاری و سیاسی می شود، نوعی بی انصافی و تحریف محسوب می شود.

دلیل این که در گذشته اجازه نقل حدیث از مجتهدین صادر می شده، به خاطر همین مسئله بوده است که افراد به خاطر مصالح شخصی و مطامع سیاسی از احادیث سوء استفاده نکنند.

به عنوان مثال روایتی از امام رضا وجود دارد که ایشان می فرمایند:

«رَحِمَ اللّهُ عَبْدا اَحْیا أمْرَنا»
خداوند رحمت کند بنده ای که امر ما را احیا می کند.
فردی از حضرت سوال می پرسد، احیای امر شما چیست؟
حضرت در جواب می فرمایند:
«یَتَعَلَّمُ عُلُومَنا و یُعَلِّمُها النّاسَ»
علوم ما را یاد بگیرد و به مردم یاد دهد
در ادامه حضرت می فرماید:
«فَإِنَّ النّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحاسِنَ کَلامِنا لاَتَّبَعُونا»
پس اگر مردم زیبایی ها و محاسن کلام مارا بدانند از ما تبعیت می کنند ( میزان الحکمه جلد ۸)

این روایات در واقع ضرورت و اهمیت و حساسیت نقل حدیث را بیان می کند، چون تبعیت مردم از حسن کلام نشات می گیرد و اگر کلام ناقص باشد آن حسن را ندارد.

۳ دسته روایت درباره دلایل نباریدن باران

حسینی با بیان اینکه نباریدن باران از منظر روایات، دلایل مختلفی دارد، افزود: در مورد نیامدن باران و خشکسالی ۳ گروه روایات داریم:

در گروه اول که تعداد بیشتری از روایات را شامل می شود، خود مردم خطاب روایات هستند.

حضرت رسول اکرم (ص) می فرماید: هرگاه کم فروشی شود، خداوند ایشان یعنی مردم را به خشکسالی و کمبود گرفتار می کند.

رسول خدا (ص) در حدیث دیگری می فرماید: همیشه امتم در خوشى و خوبى باشند تا زمانى که با هم دوستى کنند و بهم هدیه دهند و امانت را بپردازند و از حرام دورى کنند و از مهمان پذیرائى کنند و نماز را برپا دارند و زکات را بدهند، چون‏ انجام ندهند گرفتار قحطى و خشکسالى شوند.
جلد شانزدهم بحار الانوار صفحه ۲۵۱

پیغمبر اکرم (ص)فرمود: هیچ مردمى عهدشکن نشدند مگر اینکه دشمن آنها بر آنها مسلّط گردید و هیچ قومى ظلم نکردند مگر اینکه کشتار در بین آنها زیاد شد. و هیچ قومى از پرداخت زکات امتناع نکردند مگر اینکه از آمدن باران ممنوع شدند.

و در ما بین آنها عمل منافى عفّت و فحشاء ظاهر نشد مگر اینکه در میان آنها مرگ مفاجات شیوع پیدا کرد. و هیچ قومى کم فروشى نکردند مگر اینکه به خشکسالى مبتلا شدند.
ارشاد القلوب – ترجمه طباطبایى صفحه ۲۸۳

گروه دوم حاکمان هستند که در جامعه کنونی ما روسای یک حکومت و مناصب قضاوت را می توانیم در جایگاه حاکمان قرار دهیم.

حضرت رسول (ص) فرمود: هر گاه زمامدار ستم کند باران کم مى‏شود و هر گاه اهل ذمّه را فریب دهند و نیرنگ بازى کنند دشمنانشان بر آنان آشکار گردد و هر گاه کارهاى زشت و ناپسندید آشکار شود زمین لرزه ایجاد شود و هر گاه امر بخوبى و معروف و پیشگیرى از محرّمات کم شود محرمات مباح شمرده شود همانا گناه بجاى ثواب و ثواب بجاى گناه قرار گیرد بعد اندیشه کنند پس از فکر و اندیشه پشیمانى و بازگشت است.
نهج الفصاحه – مجموعه کلمات قصار حضرت رسول (ص) صفحه ۱۹۷

گروه سوم کارگزاران هستند که مصداقش همین کارمندهای دستگاه های عمومی هستند.

امام رضا (ع) فرمود: چون زمامداران دروغ پردازند باران قطع مى‏شود، و چون سلطان ستم کند پایه‏هاى دولتش سست مى‏گردد (و دولتش از چشم مردم مى‏افتد)، و چون زکات داده نشود چهار پایان مى‏میرند.

منابع
۱.أمالی شیخ مفید – صفحه ۳۱۱
۲. بحار الأنوار – جلد ‏۷۰ – صفحه ۳۷۴- باب ۱۳۸

توجه! خشکسالی همیشه بلا نیست

وی در ادامه توجه به چند نکته را ضروری دانست:

*نکته اول در مورد احادیث مذکور این است که، خشکسالی در زمان حاکم اسلامی به منزله فساد شخص یا تمام بدنه نیست. برای پاسخ به این مسئله شاهد مثال داریم؛ یکی از آنها اینست که در زمان حاکمیت خود حضرت رسول اکرم (ص) و امیرالمومنین (ع) هم خشکسالی بوجود آمد.

همچنین لازم نیست تا همه بدنه حکومت فاسد باشد تا باران نبارد. نمونه آن هم داستانی است که روایت آن موجود است: در زمان حضرت موسی فقط یک نفر گناهکار در بین آن قوم بود و به خاطر آن شخص باران نمی آمد. یعنی وجود یک شخص هم برای نباریدن باران کفایت می کند، لازم نیست همه گناهکار باشند.

*نکته دوم: شاید خشکسالی و نیامدن باران در ظاهر و از نظر ما بلا باشد با نگاهی عمیق تر به بطن ماجرا، نشان می دهد که نباریدن باران ممکن است برای برخی نعمت باشد، برای برخی یک فرصت باشد، برای برخی امتحان باشد و برای برخی عاملی جهت افزایش ظرفیت ها باشد. مثال آن هم خشکسالی است که در زمان حضرت یوسف به‌ وجود آمد. آن خشکسالی بلا نبود، برای بعضی ها نعمت بود چراکه از فرو دستی به بالادستی آمدند و یا بالعکس.

بنابراین خداوند وقتی خشکسالی می آورد همیشه بلا نیست چه بسا این خشکسالی نعمت باشد. مثل اینکه خشکسالی باعث شود ما به دنبال پیدا کردن راهکارهایی باشیم که آب را در کشور صرفه جویی کنیم و بهتر از آن استفاده کنیم.

*نکته سوم: تمام این ۳ گروه روایاتی که گفتیم می تواند دلیل نباریدن باران باشد از طرفی می تواند هیچکدام آنها دلیل نباریدن باران نباشد.

یعنی می تواند در یک جامعه ای مردم خوب باشند، حاکمان خوب باشند، کارگزاران خوب باشند، ولی باران نبارد. این می تواند به دلیل حکمت الهی و ابتلای مردم باشد؛ یعنی خداوند برای ارتقا درجه یک جامعه و قومی خشکسالی را به وجود آورد تا آنها ظرفیت های وجودی خود را افزایش دهند.

حدیث زیر می تواند یک نمونه از این نکته باشد:
«وقتى پیامبر اکرم (ص) به مدینه هجرت کردند، اهل مدینه روز جمعه‏اى خدمت ایشان آمدند و از خشکسالی شکایت کردند که درخت‏ها زرد شده و برگها مى‏ریزند. ایشان دست خویش را به دعا برداشتند با اینکه در آسمان لکه‏اى ابر دیده نمى‏شد به فاصله کمى باران باریدن گرفت به طورى که جوانان زورمند و توانا نیز براى رفتن به خانه خویش در این باران سخت به زحمت افتادند. بارش باران یک هفته طول کشید. عرض کردند یا رسول الله! دیوارها خراب شد و مسافران از سفر باز ماندند. رسول خدا خندیدند و فرمودند: این سرعت ملال فرزند آدم است، سپس عرض کردند: “اللهم حوالینا لا علینا اللهم فی اصول الشیح و مراتع البقع‏”
خدایا بر روى سر ما نبار باران را به اطراف ما ببار بر روى گیاه بیابانها و چراگاههاى اطراف.
باران در اطراف مدینه مى‏بارید ولى یک قطره در مدینه نمى‏بارید، به واسطه کرامت آن جناب در نزد خدا.»
(احتجاجات – جلد چهارم بحار الانوار صفحه ۲۸ بخش دوم)

*نکته چهارم اینکه باید دقت کرد شدت ضعف روایات به چه صورت است. به طور مثال وقتی در مورد حاکم و ظلم حاکم روایات داریم عبارتی آمده با این مضمون که باران کم می شود و نگفته باران قطع می شود.
اما در مورد کارگزاران عبارتی که بیان شده است که به معنی قطع شدن بارش باران است. ولی وقتی روایات درمورد مردم یا جامعه است و آنجایی که مردم کم فروشی می کنند خداوند عذابش خیلی گسترده تر می شود؛ یعنی خداوند هم خشکسالی می آورد و هم کمبود که نتیجه آن گرانی هم می تواند باشد.

*نکته بعدی که در ادامه ی این نکات می توان به آن اشاره کرد روایتی از امیرالمومنین (ع) است که می فرمایند:
إرْحَمْ تُرْحَمْ / نسبت به یکدیگر رحم کنید تا خداوند به شما هم رحم کند.
اَحْسِنْ یُحْسَنْ / به همدیگر نیکی کنید تا خداوند به شما خیر و برکت و روزی برساند.

وقتی در جامعه مسلمین مردم به یکدیگر رحم نکنند و نیکی وجود نداشته باشد خشم و غضب الهی هم مشمول همه ی آنها می شود.

خشکسالی در روایات آخرالزمان

این کارشناس مسائل فقهی همچنین به رابطه نشانه های آخرالزمان و خشکسالی اشاره و خاطر نشان کرد: مسئله دیگری که باید مد نظر داشت این است که ما در نشانه های آخرالزمان روایاتی داریم که از خشکسالی می گویند. یکی از نشانه های ظهور حضرت حجت (عج) خشکسالی است.

وی در پایان تاکید کرد: باید برای بررسی یک موضوع از منظر روایات تمامی موارد را به طور کامل و در کنار هم در نظر بگیریم و نگاه منطقی به این روایات داشته باشیم.

منبع:ایران اسلامی

چهل حدیث از الگوی زنان عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

چهل حدیث از الگوی زنان عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

۱) موقعیت اهل بیت در نزد خدا

خدایی را حمد و سپاس گویید که به خاطر عظمت و نورش، هر که در آسمانها و زمین است به سوی او وسیله میجوید، و ما وسیله او در میان مخلوقاتش و خاصّان درگاه و جایگاه قدس او و حجّت غیبی و وارث پیامبرانش هستیم.

۲) حرمت مست کننده ها

پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) به من فرمود:

ای دوستِ پدر! هر مست کننده ای حرام است، و هر مست کننده ای خمر است.

۳) بهترین زنان کیستند؟

حضرت در وصف این که بهترین چیز برای زنان چیست، فرموده اند:

این که زنان، مردان را نبینند، و مردان هم زنان را نبینند.

۴) نتیجه عبادت خالص

هر که عبادت خالصش را به سوی خدا بالا فرستد، خداوند متعال برترین بهره و سودش را به سوی او پایین فرستد.

۵) فاطمه در مقام شکوه از دو خلیفه

حضرت زهرا(علیها السلام) خطاب به خلیفه اوّل و دوّم فرمود:

آیا اگر حدیثی را از پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) نقل کنم به آن عمل خواهید کرد؟ گفتند: آری.

فرمودند:

شما را به خدا آیا نشنیده اید که پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)فرموده اند:

«خشنودی فاطمه خشنودی من، و خشم فاطمه خشم من است، هر که دخترم فاطمه را دوست بدارد مرا دوست داشته، و هر که فاطمه را خشنود سازد مرا خشنود ساخته، و هر که فاطمه را خشمگین نماید مرا خشمگین نمود هاست»؟ گفتند:

آری، چنین حدیثی را از پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) شنیدهایم.

فرمود:

من هم خدا و فرشتگان را گواه میگیرم که شما دو نفر مرا خشمگین نمودید و خشنودم نساختید، و چون پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) را ملاقات نمایم حتماً از شما به او شکایت خواهم نمود.

۶) بدترین امّت

بدترین امّت من کسانی هستند که:

از انواع نعمتها تغذیه میکنند و خوراکی های رنگارنگ میخورند، و لباسهای گوناگون میپوشند، و هر چه بخواهند میگویند.

۷) نزدیکترین اوقات زن به خدا

پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) از اصحابش پرسید:

زن چیست؟

گفتند: زن ناموس است.

فرمود:

زن چه موقع به خدایش نزدیکتر است؟

اصحاب نتوانستند جواب گویند.

چون این سخن به گوش فاطمه(علیها السلام)رسید، فرمود:

نزدیکترین اوقات زن به خدای خود هنگامی است که در کُنج خانه خود باشد.

پس از این جواب، پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم)فرمود:

حقّا که فاطمه پاره تن من است.

۸) نتیجه صلوات بر زهرا(علیها السلام)

رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) به من گفت:

ای فاطمه! هر که بر تو صلوات فرستد، خداوند او را بیامرزد و به من، در هر جای بهشت باشم، ملحق گرداند.

۹) علی(علیه السلام)، رهبر و پیشوا

پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:

هر که من سرپرست اویم، پس علی سرپرست اوست و هر که را من رهبر اویم، پس علی رهبر اوست.

۱۰) حجاب فاطمه

پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) همراه با مرد نابینایی به خانه فاطمه(علیها السلام) آمد، بلافاصله فاطمه(علیها السلام)خود را کام پوشاند.

رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود:

چرا خود را پوشاندی با این که او تو را نمیبیند؟ فاطمه(علیها السلام) فرمود:

ای پیامبر خدا! اگر او مرا نمیبیند، من که او را میبینم و او بوی مرا حس میکند! پیامبر اکرم فرمود:

گواهی میدهم که تو پاره دل منی.

۱۱) دستور العملی جامع

در وقتی که بستر خواب را گسترده بودم، رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) بر من وارد شد، فرمود:ای فاطمه! نخواب مگر آن که چهار کار را انجام دهی: قرآن را ختم کنی، و پیامبران را شفیعت گردانی، و مؤمنین را از خود راضی کنی، و حجّ و عمره ای را به جا آوری.

این را فرمود و شروع به خواندن نماز کرد، صبر کردم تا نمازش تمام شد، گفتم:

یا رسول اللّه! به چهار چیز مرا امر فرمودی در حالی که بر آنها قادر نیستم! آن حضرت تبسّمی کرد و فرمود:

چون قل هو اللّه را سه بار بخوانی مثل این است که قرآن را ختم کردهای، و چون بر من و پیامبران پیش از من صلوات فرستی، شفاعت کنندگان تو در روز قیامت خواهیم بود، و چون برای مؤمنین استغفار کنی، آنان همه از تو راضی خواهند شد، و چون بگویی:

سُبحانَ اللّه وَ الحَمدُ للّه وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ وَ اللّهُ اکبرُ، حجّ و عمره ای را انجام دادهای.

۱۲)رضایت شوهر

پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:

وای به حال زنی که شوهرش را خشمگین سازد، و خوشا به حال زنی که شوهرش از او خشنود باشد.

۱۳) ثواب انگشتر عقیق

کسی که انگشتر عقیق به دست کند، همیشه خیر میبیند.

۱۴) علی(علیه السلام)، بهترین داور

گروهی از فرشتگان درباره چیزی با یکدیگر مشاجره نمودند، حاکم و داوری را از بنیآدم تقاضا کردند، خداوند متعال به آنها وحی فرمود که خودتان انتخاب کنید و آنان علی ابن ابیطالب(علیه السلام) را برگزیدند.

۱۵) زنان دوزخی

پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) (درباره مشاهدات خود از عذاب دوزخیان در شب معراج) فرمود:

دخترم! امّا زنی که به مویش آویخته شده بود ، کسی بود که مویش را از مردان نمیپوشانید، و آن که به زبانش آویزان بود، زنی بود که شوهرش را آزار میداد… و آن که سرش سرِ خوک و بدنش بدنِ الاغ بود، زنی بود که سخنچین و دروغگو بود، و آن که صورتش به شکل سگ بود، زنی بود که آواز میخواند و نوحه سرایی میکرد و حسد میورزید.

۱۶) شرایط روزه دار

روزه دار چون زبانش و گوشش و چشمش و اعضایش را [از حرام ]نگه ندارد، روزه دار نیست.

۱۷) داناترین و نخستین مسلمان

رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) به من فرمودند:

شوهر تو در دانش، داناترین مردم و نخستین مرد مسلمان و در بردباری، برترین مردم است.

۱۸) کمک به ذراری پیامبر

پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:

هر کسی برای فردی از فرزندان من کاری انجام دهد و بر آن کار پاداشی نگیرد، من پاداش دهنده او خواهم بود.

۱۹) علی و شیعیان

پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) به علی(علیه السلام) نگریست و فرمود:

این شخص و پیروانش در بهشت اند.

۲۰) شیعه علی در قیامت

پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) به علی(علیه السلام) فرمود:

ای اباالحسن! آگاه باش که تو و پیروانت در بهشت هستید.

۲۱) قرآن و عترت در آخرین سخن پیامبر

از پدرم رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) در هنگام مرضی که به سبب آن از دنیا رفت ـ و در حالی که خانه، مملوّ از اصحاب بود ـ شنیدم که فرمود:

ای مردم! نزدیک است که به آسانی از میان شما رخت بربندم، و به تحقیق سخنی که عذر را بر شما تمام کند پیش فرستادم.

بدانید که من در میان شما، کتاب پروردگارم و عترتم، اهل بیتم را بر جای میگذارم.

آن گاه دست علی را گرفت و فرمود :

این علی با قرآن است و قرآن با علی است، از هم جدا نمیشوند تا هر دو در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.

من در قیامت از شما از آنچه درباره این دو پس از من انجام دهید، خواهم پرسید.

۲۲) شستن دستها

رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:

سرزنش نکند جز خود را، کسی که شب کند، در حالی که دستش چرب و بدبو باشد.

۲۳) نتیجه گشاده رویی

گشاده رویی در چهره مؤمن برای صاحبش، بهشت را سبب میشود.

۲۴) رنج خانه داری

ای رسول خدا! دو دستم از سنگ آسیا پینه بسته، یک بار آرد میکنم و یک بار خمیر میسازم.

۲۵) زیان بخل

پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:

از بخل ورزیدن بپرهیز، زیرا که بخل آفتی است که در شخص بزرگوار نیست.

از بخل بپرهیز، زیرا که آن درختیاست در آتش دوزخ که شاخه هایش در دنیاست، هر که به شاخه ای از شاخه هایش درآویزد، داخل جهنّمش گردانَد.

۲۶) نتیجه سخاوت

پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) به من گفت:

بر تو باد سخاوت ورزیدن، زیرا که سخاوت درختی از درختان بهشت است که شاخه هایش به زمین آویخته است، هر که شاخه ای از آن را بگیرد، او را به سوی بهشت میکشاند.

۲۷) نتیجه سلام و تحیّت بر رسول خدا و دخترش زهرا

پدرم در زمان حیاتش به من فرمود:

هر که بر من و تو تا سه روز تحیّت و سلام بفرستد، بهشت بر او واجب گردد.

۲۸) خنده اسرار آمیز

هنگامی که رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) مریض شد، دخترش فاطمه را نزد خود خواند و در گوش او سخن گفت.

فاطمه(علیها السلام) گریه کرد، مجدّداً رسول خدا با او نجوا کرد، فاطمه(علیها السلام) خندید.

عایشه گوید: در این باره از حضرت زهرا(علیها السلام) پرسیدم، فرمود:

چون پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) مرگش را به من خبر داد، گریستم، پس از گریه ام به من خبر داد که نخستین کسی که او را ملاقات کند من هستم، در نتیجه خندیدم.

۲۹) پیامبر، پدر فرزندان زهرا

فاطمه(علیها السلام) از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) نقل کرده که فرمود:

همانا خداوند عَزَّ وَ جَلَّ ذرّیّه هر یک از فرزندان مادری را سبب ارتباط و خویشاوندی قرار داده که به وسیله آن ذرّیّه به او منسوب میشوند، مگر فرزندان فاطمه(علیها السلام)که من سرپرست و خویشاوند آنها هستم [و به من منسوب میشوند].

۳۰) خوشبخت واقعی

فاطمه(علیها السلام) از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) نقل کرده که فرمود:

این جبرئیل(علیه السلام)است که مرا خبر میدهد:

همانا خوشبخت، تمام خوشبخت و خوشبخت واقعی، کسی است که علی را، در زندگیام و پس از مرگم، دوست داشته باشد.

۳۱) پیامبر در جمع اهل بیت

بر رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) وارد شدم، جامه ای را گستراند و فرمود:

بنشین، در این وقت حسن(علیه السلام) آمد، فرمود:

نزد مادرت بنشین، بعداً حسین(علیه السلام)آمد. فرمود:

با اینها بنشین. پس علی(علیه السلام)آمد. فرمود:

تو نیز با اینان بنشین، آن گاه اطراف جامه را گرفت و روی ما انداخت. فرمود:

خدایا! اینها از من اند و من از اینهایم، خدایا! از اینان راضی باش، همان طور که من از اینها راضیام.

۳۲) دعای پیامبر در وقت ورود و خروج از مسجد

فاطمه(علیها السلام) فرموده است:

پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) چون داخل مسجد میشد میفرمود:

«به نام خدا، خدایا بر محمّد درود فرست و گناهانم را بیامرز و درهای رحمتت را برایم باز کن!» و چون خارج میشد میفرمود:

«به نام خدا، خدایا بر محمّد درود بفرست و گناهانم را بیامرز و درهای بخششت را برایم باز کن!»

۳۳) سحر خیزی

رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) بر من گذشت، در حالی که در خواب صبحگاهی بودم، مرا با پایش تکان داد و فرمود:

دخترم! برخیز شاهد رزق و روزی پروردگارت باش و از غافلان مباش، زیرا که خداوند روزی های مردم را بین طلوع فجر تا طلوع آفتاب تقسیم میکند.

۳۴) مریض در پناه خدا

فاطمه(علیها السلام) فرموده است:

پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:

چون بنده خدا بیمار گردد، خداوند به فرشتگانش وحی میکند:

قلم تکلیف را از بنده ام ـ تا وقتی که در عهد و پیمان من است ـ بردارید، زیرا خودم او را بازداشت نموده تا جانش را بگیرم یا آزادش گذارم. پدرم میفرمود:

خداوند به فرشتگانش وحی فرستاد که برای بنده بیمارم پاداش کارهایی را که در وقت سلامتش انجام میداد، بنویسید.

۳۵) نرمخویی در مقابل دیگران و احترام به زنان

پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) فرموده است:

بهترین شما نرمخوترین شما به اطرافیان و بزرگوارترین شما به زنان است.

۳۶) پاداش آزادی بردگان

پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود :

هر که بنده مؤمنی را آزاد کند، به اِزای هر عضوی از آن بنده، عضوی از او از آتش جهنّم آزاد گردد.

۳۷) زمان استجابت دعا

رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود :

در روز جمعه ساعتی است که بنده مسلمان در آن وقت چیزی از خدا نخواهد مگر آن که خداوند به او عطا گرداند، و آن وقتی است که نیمه خورشید به سوی مغرب نزدیک گردد.

۳۸) سستی در نماز

از پدرم رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم)درباره مردان و زنانی که در نمازشان سستی و سهل انگاری میکنند، پرسیدم.

آن حضرت فرمودند:

هر زن و مردی که در امر نماز، سستی و سهل انگاری داشته باشد، خداوند او را به پانزده بلا مبتلا میگرداند:

۱) خداوند، برکت را از عمرش میگیرد

۲) خداوند، برکت را از رزق و روزیاش میگیرد،

۳) خداوند، سیمای صالحین را از چهره اش محو میکند،

۴) هر کاری که بکند بدون پاداش خواهد ماند،

۵) دعایش مستجاب نخواهد شد،

۶) برایش بهره ای از دعای صالحین نخواهد بود،

۷) ذلیل خواهد مُرد،

۸) گرسنه جان خواهد داد،

۹) تشنه کام خواهد مرد، به طوری که اگر با همه نهرهای دنیا آبش دهند، تشنگیاش برطرف نخواهد شد،

۱۰) خداوند، فرشته ای را برمیگزیند تا او را در قبرش ناآرام سازد

۱۱) قبرش را تنگ گرداند،

۱۲) قبرش تاریک باشد،

۱۳) خداوند فرشته ای را برمیگزیند تا او را به صورتش به زمین کشد، در حالی که خلایق به او بنگرند

،۱۴) به سختی مورد محاسبه قرار گیرد،

۱۵) و خداوند به او ننگرد و او را پاکیزه نگرداند و او را عذابی دردناک باشد.

۳۹) شکست ظالم

فاطمه(علیها السلام) فرمود:

پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) فرموده است: دو سپاه ستمگر به هم نرسند، مگر آن که خداوند آن دو را به حال خود واگذارد، و باکی نداشته باشد که کدام یک پیروز گردد.

و دو سپاه ستمگر به هم نرسند، مگر آن که هزیمت و شکست از آنِ سپاه ظالمتر باشد.

۴۰) بخشی از خطبه زهرا(علیها السلام)

حضرت زهرا(علیها السلام) در آن سخنرانی معروفش در مسجد فرمود:

خداوند ایمان را برای تطهیر شما از شرک قرار داد

و نماز را برای پاک شدن شما از تکبّر

و زکات را برای پاک کردن جان و افزونی رزقتان،

و روزه را برای تثبیت اخلاص،

و حجّ را برای قوّت بخشیدن دین،

و عدل را برای پیراستن دلها،

و اطاعت ما را برای نظم یافتن ملّت،

وَ إِمامَتَنا أَمانًا لِلْفُرْقَهِٔ :و امامت ما را برای در امان ماندن از تفرقه،

و جهاد را برای عزّت اسلام،

و صبر را برای کمک در استحقاق مزد،

و امر به معروف را برای مصلحت و منافع همگانی،

و نیکی کردن به پدر و مادر را سپر نگهداری از خشم،

و صلهارحام را وسیله ازدیاد نفرات،

و قصاص را وسیله حفظ خونها،

و وفای به نذر را برای در معرض مغفرت قرار گرفتن،

و به اندازه دادن ترازو و پیمانه را برای تغییر خوی کمفرو

و نهی از شرابخواری را برای پاکیزگی از پلیدی،

و دوری از تهمت را برای محفوظ ماندن از لعنت،

و ترک سرقت را برای الزام به پاکدامنی،

و شرک را حرام کرد برای اخلاص به پروردگاری او،

بنابراین، از خدا آن گونه که شایسته است بترسید و نمیرید، مگر آن که مسلمان باشید،

زیرا که «از بندگانش، فقط آگاهان، از خدا میترسند.» (سوره فاطر آیه ۲۸)

و خدا را در آنچه به آن امر کرده و آنچه از آن بازتان داشته است اطاعت کنید.

احادیثی که حضرت عبدالعظیم(ع) راوی آن بوده اند

احادیثی که حضرت عبدالعظیم(ع) راوی آن بوده اند

حضرت عبدالعظیم علیه السّلام به عنوان یکی از محدثین مشهور، روایات متعددی را از معصومین(علیهم السّلام) نقل نموده است.

حضرت عبدالعظیمالاختصاص صفحه ۲۴۷ : از عبدالعظیم حسنی از امام رضا (ع) { روایت کرده است که } فرمود : ای عبدالعظیم ، سلام مرا به دوستانم برسان و بگو که شیطان را به خود راه ندهند ، و به راستی در گفتار و پرداخت امانت ، فرمانشان بده و بگو که جدال را ترک کنند و از آن چه به حالشان سودی ندارد ، دم فرو بندند ، و به یکدیگر رو آورند و با هم دیدار کنند ، که مایه ی نزدیکی به من است ، و به پاره کردن یک دیگری نپردازند ، چون من سوگند خوردم هرکس چنین کند و یکی از دوستانم را به خشم آورد ، دعا کنم تا خدا او را در دنیا به سختی عذاب کند و در دیگر سرا ، از زیان کاران باشد…. تا پایان روایت.(۱)

***از عبدالعظیم حسنی رضی الله عنه روایت شده که حضرت رضا (ع) فرمود : ای عبدالعظیم سلام مرا به دوستانم برسان و به آنان بگو راهی برای شیطان در خود باز نگذارند و او را به خود راه ندهند و به دوستان من امر کن که در سخن راستگو باشند و اداء امانت کنند و سکوت نمایند و جدال بی مورد و بی جهت را ترک گویند و به یکدیگر رو آورند و به دیدار یکدیگر بروند زیرا این کار وسیله تقرب و نزدیک شدن به من است و خود را به طعن زدن بر یکدیگر و تولید اختلاف مشغول نکنند ، زیرا من سوگند یاد کرده و بر خود لازم نموده ام که هرکس چنین کند و یکی از دوستان مرا خشمناک سازد از خدا بخواهم او را در دنیا به سخت ترین عذابها معذب گرداند و در آخرت از زیانکاران باشد.(۲)

***عبد العظیم بن عبد اللَّه بن على بن حسن بن زید بن حسن علیه السلام گوید خدمت امام نهم‏ محمد بن على بن موسى علیه السلام رسیدم و می خواستم از او بپرسم که قائم خاندان ما که مهدى است او است یا دیگرى؛ او آغاز سخن کرد و فرمود اى ابو القاسم براستى قائم ما که او است مهدى آنست که باید در حال غیبتش انتظار او را بکشند و در ظهورش فرمان او را برند و او سومین فرزند منست سوگند به آن خدائى که محمد (ص) را به نبوت برانگیخت و ما را به امامت مخصوص کرد هر آینه اگر نماند از دنیا جز یک روز خدا آن روز را طولانى کند تا در آن ظهور کند و زمین را پر از عدل و داد کند چنانچه پر از جور و ستم شده است و بدرستى که خداى تبارک و تعالى هر آینه کار او را در ظرف یک شب اصلاح کند چنانچه کار کلیم خود موسى را اصلاح کرد آنگاه که رفت آتشى برگیرد و برگشت با مقام رسالت و نبوت سپس فرمود بهترین کارهاى شیعیان ما انتظار فرج است.(۳) 

منابع:
بحارالانوار جلد ۷۴ صفحه ۲۳۰ ، ترجمه سفینه البحار و مدینه الحکم و الاثار (محدث گرانقدر حاج شیخ عباس قمی رحمت الله علیه ) جلد ۵  صفحه ۳۵۳ )
انوارالبهیه( حاج شیخ عباس قمی ره ) صفحه ۲۳۸
کمال الدین و تمام النعمه {شیخ صدوق (رضوان الله تعالی علیه) } / ترجمه کمره‏ اى، ج‏۲، ص: ۴۹

ویژگیهای”حسود” از دیدگاه لقمان حکیم چیست؟

ویژگیهای”حسود” از دیدگاه لقمان حکیم چیست؟

در ادامه حدیثی از امام صادق(ع) را پیرامون حسادت بخوانید.

امام صادق علیه السلام:لقمان حکیم

قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ: وَلِلحاسِدِ ثَلاثُ عَلاماتٍ: یَغتابُ إِذا غابَ وَیَتَمَلَّقُ إِذا شَهِدَ وَیَشمَتُ بِالمُصیبَهِ؛

لقمان به فرزندش گفت: حسود را سه نشانه است: پشت سر غیبت مى کند، روبه رو تملّق مى گوید و از گرفتارى دیگران شاد مى شود.

منبع:(خصال، ص ۱۲۱)

                                                                     

با کدام ذکر صورت خود را از “حرارت جهنم” حفظ کنیم؟

با کدام ذکر صورت خود را از “حرارت جهنم” حفظ کنیم؟

کسی که گناهانش را سنگینتر از کارهای نیکش باشد، صلوات هایی را که بر من فرستاده است می آورم تا کارهای نیکش را سنگین تر نماییم.

صلوات

امام باقر علیه السلام از پدرانش علیه السلام روایت نموده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: در روز قیامت من در کنار ترازوی اعمال هستم.

کسی که گناهانش را سنگینتر از کارهای نیکش باشد، صلوات هایی را که بر من فرستاده است می آورم تا کارهای نیکش را سنگین تر نماییم.

ثواب صد بار صلوات بر محمد صلی الله علیه و آله وآل او پس از صبح

راوی می گوید: امام صادق علیه السلام از من پرسیدند: نمی خواهی چیزی یادت بدهم که خداوند با آن صورتت را از حرارت جهنم محفوظ کند؟

عرض کردم : چرا؟
فرمودند: پس از سپیده دم ، صد بار بگو اللهم صل علی محمد و آل محمد تا خداوند صورتت را از حرارت جهنم حفظ نماید.

                                             گزیده ای از کتاب : ثواب الاعمال و عقاب الاعمال

ذکری که پیامبر(ص)برای آخرت سودمند دانست

ذکری که پیامبر(ص)برای آخرت سودمند دانست
وقت‌های خالی را با ذکر الهی پر کنید نه با سخنان بیهوده!
در ادامه روایتی از لسان آیت الله مجتبی تهرانی را می خوانیم.
sobhanallah
رُوِیَ عَبدُاللهِ بن مسعود عَن رَسُول الله «صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلِهِ وَ سَلَّم» :
قَالَ ابْنُ مَسْعُودٍ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی یَا رَسُولَ اللَّهِ کَیْفَ لِی بِتِجَارَهِ الْآخِرَهِ فَقَالَ لَا تُرِیحَنَّ لِسَانَکَ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ ذَلِکَ أَنْ تَقُولَ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَکْبَرُ فَهَذِهِ التِّجَارَهُ الْمُرْبِحَه
عبدالله بن مسعود می‌گوید: به پیامبر اکرم«صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلِهِ وَ سَلَّم» عرض کردم:پدر و مادرم فدای شما! من چگونه برای آخرتم تجارت کنم و برای قیامتم چه‌ کاری انجام دهم تا سود ببرم؟ «کَیْفَ لِی بِتِجَارَهِ الْآخِرَهِ». حضرت در جواب فرمودند: هیچ‌گاه زبانت را از ذکر خدا راحت نگذار! یعنی، ساکت ننشین! در حال راه رفتن هم ذکر خدا بگو! «فَقَالَ لَا تُرِیحَنَّ لِسَانَکَ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ». این یک مطلب کلّی بود که حضرت فرمودند.سپس حضرت چهار ذکر به او یاد دادند. فرمودند بگو: «‌سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ‌أَکْبَرُ». ذکر اوّل تنزیه خداوند است، «‌‌سُبْحَانَ اللَّهِ». ذکر دوم تحمید و ستایش خدا است، «الْحَمْدُ لِلَّه»ِ. ذکر سوم اعتراف به توحید و مسأله وحدانیّت خداوند است، «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ». و ذکر چهارم تکبیر است، «اللَّهُ أَکْبَرُ ». حضرت فرمودند: این چهار ذکر را دائم بگو! بی‌کار ننشین! بعد فرمودند: این برای آخرت تو تجارتی سودمند است، «فَهَذِهِ التِّجَارَهُ الْمُرْبِحَه». ما اوقات بسیاری را در شبانه روز به حسب ظاهر صحبت نمی‏کنیم. این وقت‌های خالی را با ذکر الهی پر کنید نه با سخنان بیهوده! حتّی در حال راه رفتن هم ذکر بگویید.

این ذکری که حضرت به آن شخص آموزش دادند، یک مجموعه است، جامعیّت دارد. یکی از این اذکار را هم بگویید کافی است. لازم نیست که هر چهار ذکر با هم باشند. مثلاً «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»،ذکر توحیدی و ذکر خفی است، چون کسی متوجّه نمی‌شود، به خلوص هم نزدیکتر است. ذکر استغفار هم همین‌طور است، «اتوبُ إلَی اللهِ». پیامبر«صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلِهِ وَ سَلَّم» وقتی می‌خواستند استغفار کنند «اتوبُ إلَی اللهِ» می‌گفتند. در روایات متعدّد از امام باقر «علیه السلام» یا امام صادق «علیه السلام» داریم که می‌فرمودند: حضرت وقتی استغفار می کردند، «اتوبُ إلَی اللهِ» می‏گفتند.

بحارالانوار ج۷۴ ص ۱۰۷

آثار و برکات نماز از دیدگاه پیامبراکرم(ص)

 آثار و برکات نماز از دیدگاه پیامبراکرم(ص)
۲۰ حدیث درمورد نماز ازنبی مکرم اسلام

علامت و نشانه ایمان چیست؟/اثری که نماز جماعت دارد!!!

نمازهای پنج گانه به نهر جاری گوارایی می مانند که بر در خانه هایتان روان است وهر روز پنج بار خود را در زلال آن شست و شو می دهید، و دیگر هیچ پلیدی باقی نمی ماند.

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله):download

۱٫ الصَّلاه مِعرَاجُ المُؤمِن
نماز، معراج مؤمن است.

کشف الاسرار، ج ۲، ص ۶۷۶

۲٫ الصَّلاه نُورُ المُؤمِن
نماز نور مؤمن است.

نهج الفصاحه، ص ۳۹۶

۳٫ عَلَمُ الایمَان الصَّلاه
علامت و نشانه ایمان نمازاست.

شهاب الاخبار، ص ۵۹

۴٫ الصَّلاه عِمَادُ دِینُکُم
نماز، پایه و ستون دین شماست.

میزان الحکمه، ج ۵، ص ۳۷۰

۵٫ عَلَمُ الاسلامِ الصَّلاه
نماز، پرچم اسلام است.

کنز العمال ، ج ۷، ص ۲۷۹ حدیث ۱۸۸۷

۶٫ اِنَّ الصَّلاه قُربانُ المُؤمِن
همانانماز خواندن وسیله نزدیکی مؤمن به خداست.

کنز العمال ، حدیث ۱۸۹۰۷

۷٫ موضِعِ الصَّلاه مِنَ الدِّین کَموضِعِ الرَّأسِ مِنَ الجَسَد
جایگاه نماز در دین ، مانند جایگاه سر در بدن است.

کنز العمال، ج ۷، حدیث ۱۸۹۷۲

۸٫ الصَّلاه مِفتَاحُ الجَّنَّه
نماز کلید بهشت است.

نهج الفصاحه، حدیث ۱۵۸۸

۹٫ قُرَّهُ عَینِی فِی الصَّلاه
روشنی چشم من در نماز است.

نهج الفصاحه، ص ،۲۸۳ حدیث۱۳۴۳

۱۰٫ مَن حَافَظَ عَلَی الجَمَاعَه حِیثُمَا کَانَ مَرَّ عَلَی الصِّراطِ کَالبَرقِ الخَاطِفِ اللّامِع فِی أوَّلِ زُمرهِ مَعَ السّابِقِین
کسی که محافظت و مداومت بر نماز جماعت کند، مانند برق سریع و درخشان همراه نخستین گروه بهشتیان از روی صراط می گذرد.

ثواب الاعمال، ص ۳۴۳

۱۱٫ إنَّ الله وَعَدَ أن یَدخُلَ الجَّنَّه ثَلاثَه نُفُورٍ بِغَیرحِسابٍ و یَشفَعُ کُلَّ واحِدٍ مِنهُم فِی ثَمانِینٍ الفاً، المُؤذِّن و الامام، و رَجُل یَتَوَضَّا ثُمَّ یَدخُل المَسجِد فَیُصَلِّی فِی الجَماعَه
همانا خداوند به سه گروه وعده داد، بدون حساب وارد بهشت شوند، و هر یک از این سه گروه (روز قیامت) می توانند هشتاد هزار نفر راشفاعت کنند وآن ها عبارتند از: ۱- مؤذن ۲- امام جماعت ۳- کسی که وضو بگیرد، سپس داخل مسجد شود و نماز را به جماعت به جا آورد.

مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۴۸۸

۱۲٫ التَّکبِیرهَ الأولی مَعَ الامامِ خَیرٌ مِنَ الدُّنیا وَ مَا فِیهَا
تکبیر اول را با امام جماعت گفتن بهتر است از دنیا و آنچه در آن است.

مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۴۸۸

۱۳٫ إنَّ الله یَستَحیِیَ مِن عَبدِهِ إذا صَلَّی فِی جَماعَهٍ ثُمَّ سَألَهُ حَاجَهً أن یَنصَرف حَتّی یَقضِیهَا
زمانی که بنده ای  نمازش را به جماعت بخواند، خداوند از او حیاء می کند، و هنگامی  که از او طلب حاجت کرد، منصرف نشود، مگراین که حاجتش را برآورد.

بحار الانوار، ج ۸۸ ص ۴

۱۴٫ مَن حَافَظَ عَلی الصَّفِ الاَوَّل وَ التَّکبِیرَهِ الأولی لایُؤذِی مُسلِماً، أعطَاهُ الله مِن الاجرِ مَا یُعطِی المُؤذِّنُون فِی الدُّنیا و الآخِره
کسی که محافظت و مداومت بر صف اول و تکبیر اول نماید، و مسلمانی را اذیت نکند، خداوند به او اجری معادل اجری که مؤذنین در دنیا و آخرت دریافت می کند، عطاخواهد کرد.

وسائل الشیعه ، ج ۵، ص ۳۸۷

۱۵٫ ألا أنَّ الصَّلاهَ مَأدَبَهُ الله فِی الارضِ قَد هَنَأهَا لِاَهلِ رَحمَتِه فِی کُلِّ یَومٍ خَمسَ مَرّات
آگاه باشید نماز سفره گسترده خدا در زمین است که خداوند آن را روزی  پنج  بار برای اهل رحمتش (افراد شایسته رحمت) گوارا نموده است.

مستدرک الوسایل ، ج ۱، ص ۱۷۰

۱۶٫ الصَّلاهُ رَأسُ الاسلامِ
نماز (به منزله) رأس اسلام است.

بحار الانوار، ج ,۱۷ ص ۱۲۷میزان الحکمه، ج ۵، ص ۳۶۷

۱۷٫ اَوَّلَ مَا یَسألُونَ عَنهُ الصَّلواتِ الخَمسِ
اولین چیزی که از انسان ها سؤال می شود، نمازهای پنج گانه است.

کنز العمّال، ج ۷، حدیث ۱۸۸۵۹

 ۱۸٫ الصَّلاهُ نورٌ
نماز، روشنی است.

میزان الحکمه، ج۱۰ ص ۲۳۴

۱۹٫ إنَّ أحَبَّ الأعمالِ إلَی الله – عَزَّوجلّ-  الصَّلاهُ و البِرُّ و الجَهادِ
همانا، محبوب ترین اعمال در نزد خداوند: نماز، نیکی کردن و جهاد در راه خداست.

وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۲۷

۲۰٫ صَلاهُ الرَّجُلِ تَطَوُعاً حَیثُ لایَراهُ النّاس تَعدِلُ صَلاتُهُ عَلی أعیُنِ النّاسِ خَمساً و عَشرِین
نماز مرد که داوطلبانه و مستحبی درجایی که مردم او را نبینند به جا آورد، برابر بیست و پنج نماز است که در برابرچشم مردم انجام دهد.

نهج الفصاحه ص ۳۹۱

چهل حدیث گوهربار از امام محمدباقر(ع)

 

۱- قالَ الاْمامُ أبوُ جَعْفَر محمّد الباقر (عَلَیْه السلام):
إذا أرَدْتَ أنْ تَعْلَمَ أنَّ فیکَ خَیْراً، فَانْظُرْ إلى قَلْبِکَ فَإنْ کانَ یُحِبُّ أهْلَ طاعَهِ اللّهِ وَ یُبْغِضُ أهْلَ مَعْصِیَتِهِ فَفیکَ خَیْرٌ; وَاللّهُ یُحِبُّک، وَ إذا کانَ یُبْغِضُ أهْلَ طاعَهِ اللّهِ وَ یُحِبّ أهْلَ مَعْصِیَتِهِ فَلَیْسَ فیکَ خَیْرٌ; وَ اللّهُ یُبْغِضُکَ، وَالْمَرْءُ مَعَ مَنْ أحَبَّ.([۱])

حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) فرمود: اگر خواستى بدانى که در وجودت خیر و خوشبختى هست یا نه، به درون خود دقّت کن اگر اهل عبادت و طاعت را دوست دارى و از اهل معصیت و گناه ناخوشایندى، پس در وجودت خیر و سعادت وجود دارد; و خداوند تو را دوست مى دارد.
ولى چنانچه از اهل طاعت و عبادت ناخوشایند باشى و به اهل معصیت عشق و علاقه ورزیدى، پس خیر و خوبى در تو نباشد; و خداوند تو را دشمن دارد.
و هر انسانى با هر کسى که به او عشق و علاقه دارد، با همان محشور مى گردد.

۲- قالَ (علیه السلام): مَنْ کَفَّ عَنْ أعْراضِ النّاسِ أقالَهُ اللّهُ نَفْسَهُ یَوْمَ الْقِیامَهِ، وَ مَنْ کَفَّ غَضَبَهُ عَنِ النّاسِ کَفَّ اللّهُ عَنْهُ غَضَبَهُ یَوْمَ الْقِیامَهِ.([۲])
فرمود: هرکس دنبال هتک حرمت – ناموس و آبروى – دیگران نباشد، خداوند متعال او را در قیامت مورد عفو و بخشش قرار مى دهد; و هرکس غضب و خشم خود را از دیگران باز دارد، خداوند نیز خشم و غضب خود را در قیامت از او بر طرف مى سازد.

۳- قالَ (علیه السلام): مَنْ ثَبَتَ عَلى وِلایَتِنا فِی غِیْبَهِ قائِمِنا، أعْطاهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ اَجْرَ ألْفِ شَهید مِنْ شُهَداءِ بَدْر وَ حُنَیْن.([۳])
فرمود: کسى که در زمان غیبت امام زمان (عجّل الله فرجه الشّریف) بر ایمان و ولایت ما اهل بیت عصمت و طهارت پا برجا و ثابت بماند، خداوند متعال پاداش و ثواب هزار شهید از شهداى جنگ بدر و حنین به او عطا مى فرماید.

۴- قالَ (علیه السلام): لَوْ أنَّ الاْمامَ رُفِعَ مِنَ الاْرْضِ ساعَهً، لَماجَتْ بِأهْلِها کَما یَمُوجُ الْبَحْرُ بِأهْلِهِ.([۴])
فرمود: اگر امام و حجّت خدا لحظه اى از روى زمین و از بین افراد جامعه برداشته شود، زمین اهل خود را در خود مى بلعد و فرو مى برد همان طورى که دریا چیزهاى خود را در خود متلاطم و آشفته مى سازد.

۵- قالَ (علیه السلام): إنَّ جَمیعَ دَوابِّ الاْرْضِ لَتُصَلّی عَلى طالِبِ الْعِلْمِ حَتّى الْحیتانِ فی الْبَحْرِ.([۵])
فرمود: به درستى که تمام موجودات و جانوراان زمین و بلکه ماهیان دریا براى تحصیل کنندگان علوم ـ اسلامى و معارف الهى ـ تحیّت و درود مى فرستند.

۶- قالَ (علیه السلام): لَوْ أُوتیتُ بِشابٍّ مِنْ شَبابِ الشّیعَهِ لا یَتَفَقَّهُ فِی الدّینِ، لَأَوجَعْتُهُ.([۶])
فرمود: اگر جوانى از جوانان شیعه را نزد من بیاورند که به مسائل دین ـ و زندگى ـ آشنا نباشد، او را تنبیه و تأدیب خواهم کرد (تا به دنبال تحصیل مسائل دین برود).

۷- قالَ (علیه السلام): مَنْ أفْتَى النّاسَ بِغَیْرِ عِلْم وَ لا هُدىً، لَعَنَتْهُ مَلائِکَهُ الرَّحْمَهِ وَ مَلائِکَهُ الْعَذابِ، وَ لَحِقَهُ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِفَتْیاهُ.([۷])
فرمود: هرکس درباره مسائل دین فتوا و نظریه اى دهد که بدون علم و اطّلاع باشد، ملائکه رحمت و ملائکه عذاب او را لعن و نفرین مى کنند و گناه عمل کننده ـ اگر خلاف باشد ـ بر عهده گوینده است.

۸- قالَ (علیه السلام): الصَّلاهُ عَمُودُ الدّینِ، مَثَلُها کَمَثَلِ عَمُودِ الْفِسْطاطِ، إذا ثَبَتَ الْعَمُودُ ثَبَتَ الاَْوْتادُ وَ الاَْطْناب، وَ إذا مالَ الْعَمُودُ وَانْکَسَرَ لَمْ یَثْبُتْ وَ تَدٌ وَ لا طَنَبٌ.([۸])
فرمود: نماز ستون دین است و مثالش همانند تیرک و ستون خیمه مى باشد که چنانچه محکم و استوار باشد میخ ها و طناب هاى اطراف آن پا بر جا خواهد بود ولى اگر ستون سُست یا کج باشد میخ ها و طنابهاى اطراف آن نمى تواند پا برجا باشد.

۹- قالَ (علیه السلام): لا تَتَهاوَنْ بَصَلاتِکَ، فَإنَّ النَّبیَّ (صلى الله علیه وآله وسلم) قالَ عِنْدَ مَوْتِهِ: لَیْسَ مِنّى مَنِ اسْتَخَفَّ بِصَلاتِهِ، لَیْسَ مِنّى، مَنْ شَرِبَ مُسْکِراً، لا یَرِدُ عَلَىّ الْحَوْضَ، لا وَ اللهِ.([۹])
فرمود: نسبت به نماز بى اعتنا مباش و آن را سبک و ناچیز مشمار، همانا که پیامبر خدا هنگام وفات خود فرمود:
هرکس نماز را سبک شمارد و یا مسکرات بنوشد از ـ امّت ـ من نیست و بر حوض کوثر وارد نخواهد شد.

۱۰- قالَ (علیه السلام): بُنِیَ الاْسْلامُ عَلى خَمْسَهِ أشْیاء: عَلَى الصَّلاهِ، وَ الزَّکاهِ، وَ الْحَجِّ، وَ الصَّوْمِ، وَ الْوِلایَهِ، وَ لَمْ یُنادَ بِشَیْىء مِثْلَ ما نُودِىَ لِلْوِلایَهِ.([۱۰])
فرمود: دین مبین اسلام بر پنج پایه و اساس استوار است: نماز، زکات، خمس، حجّ، روزه، ولایت اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام).
سپس افزود: آن مقدارى که نسبت به ولایت سفارش شده است نسبت به هیچ کدام تأکید نگردیده است و ولایت اساس و محور تمام اعمال مى باشد.

۱۱- قالَ (علیه السلام): مَنْ دَعَا اللهَ بِنا أفْلَحَ، وَ مَنْ دَعاهُ بِغَیْرِنا هَلَکَ وَ اسْتَهْلَکَ.([۱۱])
فرمود: هر که خداوند را به وسیله ما بخواند و ما را واسطه قرار دهد رستگار و موفّق خواهد شد.
و کسى که غیر از ما اهل بیت ـ عصمت و طهارت ـ را وسیله گرداند ناامید و هلاک خواهد گشت.

۱۲- قالَ (علیه السلام): الاْعْمالُ تُضاعَفُ یَوْمَ الْجُمُعَهِ، فَأکْثِرُوا فیها مِنَ الصَّلاهِ وَ الصَّدَقَهِ وَ الدُّعاءِ.([۱۲])
فرمود: پاداش اعمال ـ بد یا خوب ـ در روز جمعه دو برابر دیگر روزها است، پس سعى نمائید در این روز نماز و صدقه و دعا بسیار انجام دهید.

۱۳- قالَ (علیه السلام): مَنْ طَلَبَ الدُّنْیا اسْتِعْفافاً عَنِ النّاسِ، وَ سَعْیاً عَلى أهْلِهِ، وَ تَعَطُّفاً عَلى جارِهِ، لَقَى اللهَ عَزَّ وَجَلَّ یَوْمَ الْقِیامَهِ وَ وَجْهُهُ مِثْلُ الْقَمَرِ لَیْلَهَ الْبَدْرِ.([۱۳])

فرمود: هرکس دنیا را به جهت یکى از این سه حالت طلب کند: بى نیازى از مردم، آسایش و رفاه خانواده و عائله اش، کمک و رسیدگى به همسایه اش.
روز قیامت در حالتى محشور مى گردد و به ملاقات خداوند متعال نایل مى شود که صورتش همچون ماه شب چهارده، نورانى است.

۱۴- قالَ (علیه السلام): ثَلاثٌ لَمْ یَجْعَلِ اللهُ لِأحَد فیهِنَّ رُخْضهً: أداءُ الاْمانَهِ إلَى الْبِرِّ وَ الْفاجِرِ، وَ الْوَفاءُ بِالْعَهْدِ لِلْبِّرِ وَ الْفاجِرِ، وَ بِرُّ الْوالِدَیْنِ بِرَّیْنِ کانا اَوْ فاجِرَیْنِ.([۱۴])
فرمود: خداوند سبحان در سه چیز رخصت قرار نداده است:
امانت را سالم تحویل صاحبش دادن، خواه آن که صاحبش آدم خوبى باشد یا فاجر.
وفاى به عهد نسبت به هر شخصى خوب باشد یا بد.
پ

۱۵- قالَ (علیه السلام): إنَّ الْجَنَّهَ وَ الْحُورَ لَتَشْتاقُ إلى مَنْ یَکْسَحُ الْمَسْجِدَ، اَوْ یَأخُذُ مِنْهُ الْقَذى.([۱۵])
فرمود: همانا بهشت و حورالعین در انتظار افرادى است که در نظافت و تمیز کردن مسجد سعى و تلاش نمایند.

۱۶- قالَ (علیه السلام): إنَّما یَبْتَلِى الْمُؤمِنُ فِى الدُّنْیا عَلى قَدْرِ دینِهِ.([۱۶])
فرمود: همانا مؤمن در این دنیا هر مقدارى که دین و ایمان داشته باشد به همان اندازه مورد امتحان و آزمایش قرار مى گیرد.

۱۷- قالَ (علیه السلام): لا یَکُونُ الْعَبْدُ عابِداً لِلّهِ حَقَّ عِبادَتِهِ حَتّى یَنْقَطِعَ عَنِ الْخَلْقِ کُلِّهِمْ، فَحینَئِذ یَقُولُ: هذا خالِصٌ لى، فَیَقْبَلُهُ بِکَرَمِهِ.([۱۷])
فرمود: کسى به بندگى و ستایش گر حقیقى در برابر خداوند نمى رسد مگر آن که از تمام افراد قطع امید کند و تنها امیدش خداى یکتا باشد.
در یک چنین حالتى خداوند گوید: این عمل خالصانه براى من است و آن را مورد قبول و عنایت خود قرار مى دهد.

۱۸- قالَ (علیه السلام): اُقْسِمُ بِاللهِ وَ هُوَ حَقٌّ، مافَتَحَ رَجُلٌ عَلى نَفْسِهِ بابَ الْمَسْألَهِ إلاّ فَتَحَ اللهُ عَلَیْهِ بابَ فَقْر.([۱۸])
فرمود: سوگند به خدائى که بر حقّ است، چنانچه شخصى در موردى، تقاضاى خود را به یکى از هم نوعان خود بگوید و بدون توجّه به خداوند متعال درخواست کمک نماید، خداوند درى از درهاى فقر و تنگ دستى را بر او بگشاید.

۱۹- قالَ (علیه السلام): مَنْ قَضى مُسْلِماً حاجَتَهُ، قالَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ: ثَوابُکَ عَلَىَّ وَلا اَرْضى لَکَ ثَواباً دُونَ الْجَنَّهِ.([۱۹])
فرمود: هرکس حاجتى را براى مسلمانى برآورده کند و گره از مشگلش بگشاید، خداوند متعال به او خطاب کند:
ثواب و پاداش تو بر عهده من خواهد بود و غیر از بهشت چیز دیگرى لایق تو نخواهد بود.

۲۰- قالَ (علیه السلام): إنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْحى إلى شُعَیْب النَّبی(صلى الله علیه وآله وسلم): إنّى مُعَذِّبٌ مِنْ قَوْمِکَ مِائَهَ ألْف، أرْبَعینَ ألْفاً مِنْ شِرارِهِمْ وَ سِتّینَ ألْفاً من خِیارِهِمْ.
فقال: یارَبِّ هؤُلاءِ الاْشْرار فَما بالُ الاْخْیار؟ فَأوحىَ اللهُ إلَیْهِ: إنَّهُمْ داهَنُوا أهْلَ الْمَعاصى وَ لَمْ یَغْضِبُوا لِغَضَبی.([۲۰])
فرمود: همانا خداوند متعال، براى حضرت شعیب (علیه السلام)وحى فرستاد: من از قوم تو یکصد هزار نفر را عذاب و هلاک مى نمایم که شصت هزار نفر ایشان، اشرار و چهل هزار نفر دیگرشان از خوبان و عبادت کنندگان خواهند بود.
حضرت شعیب (علیه السلام) سؤال نمود: اشرار که مستحقّ عذاب هستند ولى خوبان را چرا عذاب مى نمائى؟
خداوند وحى نمود: به جهت آن که این افراد، نسبت به گناهکاران بى تفاوت بوده و با ایشان سازش مى کردند.

۲۱- قالَ (علیه السلام): مَنْ أطْعَمَ مُؤْمِناً، أطْعَمَهُ اللهُ مِنْ ثِمارِ الْجَنَّهِ.([۲۱])
فرمود: هرکس مؤمنى را طعام دهد، خداوند از میوه هاى بهشتى روزى او گرداند.

۲۲- قالَ (علیه السلام): مَنْ حَمَلَ أخاهُ عَلى رَحْلِهِ بَعَثَهُ اللهُ یَوْمَ الْقِیامَهِ إلىَ الْمَوْقِفِ عَلى ناقَهِ مِنْ نُوْقِ الْجَنَّهِ یُباهى بِهِ الْمَلائِکَهَ.([۲۲])
فرمود: کسى که برادرش را (و هرکس که در مسیر راه بدون وسیله است) سوار وسیله نقلیه خود کند ـ و حتّى الإمکان او را به مقصد برساند ـ خداوند متعال او را در قیامت سوار شترى از شترهاى بهشتى مى گرداند ـ که سریع او را به مقصد برساند و از شدائد و سختى هاى محشر در امان گردد ـ، و بر ملائکه مباهات و افتخار مى کنند.

۲۳- قالَ (علیه السلام): إذا دَخَلَ أحَدُکُمْ عَلى أخیهِ فى بَیْتِهِ، فَلْیَقَعُدْ حَیْثُ یَأمُرُهُ صاحِبُ الرَّحْلِ، فَإنَّ صاحِبَ الْبَیْتِ أعْرَفُ بِعَوْره بَیْتِهِ مِنَ الدّاخِلِ عَلَیْهِ.([۲۳])
فرمود: هنگامى به منزل یکى از برادران و دوستانتان وارد شدید، هر کجا به شما گفت بنشینید، بپذیرید و همانجا بنشینید، چون که صاحب منزل بیش از دیگران به اسرار منزل خود آشنا و آگاه است.

۲۴- قالَ (علیه السلام): اَلْجَنَّهُ مُحَرَّمَهٌ عَلَى الْفَتّانینَ الْمشّائینَ بِالنَّمیمَهِ.([۲۴])
فرمود: بهشت ـ و نعمت هاى حیات بخش آن ـ براى اشخاص فتنه گر و سخن چینِ آشوب طلب، حرام است.

۲۵- قالَ (علیه السلام): إنّا نَأمُرُ صِبْیانَنا بِالصَّلاهِ إذا کانُوا بَنى خَمْسِ سِنین، فَمُرُوا صِبْیانَکُمْ إذا کانوا بَنى سَبْعِ سِنین.([۲۵])
فرمود: ما ـ اهل بیت عصمت و طهارت ـ کودکان خود را از دوران پنج سالگى به انجام نماز دستور مى دهیم، ولى شما ـ دوستان و پیروان ما ـ فرزندان خود را از سنین هفت سالگى وادار به نماز نمائید.

۲۶- قالَ (علیه السلام): مَنْ حَمَلَ جِنازَهً مِنْ اَرْبَع جَوانِبِها، غَفَرَ اللهُ لَهُ اَرْبَعینَ کَبیرَهً.([۲۶])
فرمود: هرکس جنازه اى را تشییع نماید و چهار جانب تابوت را بر شانه خود حمل کند، خداوند چهل گناه از گناهانش را مى آمرزد.

۲۷- قالَ (علیه السلام): خَفِ اللهَ تَعالى لِقُدْرَتِهِ عَلَیْکَ، وَ اسْتَحِ مِنْهُ لِقُرْبِهِ مِنْکَ.([۲۷])
فرمود: بترس از قدرت بى منتهاى خداوند متعال که از ـ جهات مختلف ـ بر تو دارد، و از خداوند شرم و حیا کن ـ در انجام گناهان ـ به جهت آن که از هر چیزى به تو نزدیک تر است.

۲۸- قالَ (علیه السلام): الْحِکْمَهُ ضالَّهُ الْمُؤْمِنِ، فَحَیْثُ ماوَجَدَ أحَدُکُمْ ضالَّتَهُ فَلْیَأخُذْها.([۲۸])
فرمود: دانش و حکمت، گمشده ـ ارزشمندى است براى ـ مؤمن که هر کجا و نزد هرکس یافت شود باید آن را دریافت نماید.

۲۹- قالَ (علیه السلام): فِی الْمِلْحِ شِفاءٌ مِنْ سَبْعینَ داء، ثُمَّ قالَ: لَوْ یَعْلَمُ النّاسُ ما فِى الْمِلْحِ ما تَداوَوا إلاّ بِهِ.([۲۹])
فرمود: نمک شفابخش و درمان کننده هفتاد نوع مرض و درد خواهد بود و افزود چنانچه مردم خواصّ نمک مى شناختند به چیزى غیر از نمک مداوا و درمان نمى کردند.

۳۰- قالَ (علیه السلام): إنَّ الْمُؤمِنَ إذا صافَحَ الْمُؤمِنَ تَفَرَّقا مِنْ غَیْرِ ذَنْب.([۳۰])
فرمود: همانا مؤمنى که با برادر مؤمنش دیدار و مصافحه نماید، گناهانشان ریخته مى شود و بدون گناه از یکدیگر جدا خواهند شد.

۳۱- قالَ (علیه السلام): مَثَلُ الْحَریصِ عَلَى الدُّنْیا مَثَلُ ذَرْوَهِ الْقَزِّ، کُلَّما ازْدادَتْ عَلى نَفْسِها لَفّاً کانَ أبْعَدُ مِنَ الْخُرُوجِ حَتّى تَمُوتَ غَمّاً.([۳۱])
فرمود: تمثیل افراد حریص به مال و زیورآلات دنیا همانند کرم ابریشمى است که هر چه اطراف خود بچرخد و بیشتر فعالیّت کند و تارهاى ابریشم را به دور خود بپیچد، خارج شدنش از بین آن تارها سخت تر گردد و چه بسا غیر ممکن مى شود تا جائى که چاره اى جز مرگ نداشته باشد.

۳۲- قالَ (علیه السلام): إنَّ الْمُؤْمِنَ أخُ الْمُؤمِنِ لا یَشْتِمُهُ، وَ لا یُحَرِّمُهُ، وَ لا یُسیىءُ بِهِ الظَّنَّ.([۳۲])
فرمود: مؤمن برادر مؤمن است، باید او را دشنام ندهد، سرزنش و بدگوئى نکند، و او را از خوبیها محروم نگرداند، و به او بدگمان نباشد.

۳۳- قالَ (علیه السلام): اَلْکَمالُ کُلُّ الْکَمالِ، التَّفَقُّهُ فِى الدّینِ، وَ الصَّبْرُ عَلَى النائِبَهِ، وَ تَقْدیرُ الْمَعیشَهِ.([۳۳])
فرمود: تمام کمالات – معنوى و مادّى انسان – در فقاهت و شناخت دقیق و صحیح مسائل دین و معارف الهى است; و صبر و شکیبائى در مقابل ناملایمات، و نیز زندگى را با تدبّر و مدیریّت برنامه ریزى کردن مى باشد.

۳۴- قالَ (علیه السلام): صِلِهُ الاْرْحامِ تُزَکّی الاْعْمالَ، وَ تُنْمِى الاْمْوالَ، وَ تَدْفَعُ الْبَلْوى، وَ تُیَسِّرُ الْحِسابَ، وَ تُنْسِىءُ فِى الاْجَلِ.([۳۴])
صله رحم نمودن (پنج فایده دارد:) موجب تزکیه اعمال و عبادات مى شود، سبب رشد و برکت در اموال مى گردد، بلاها، آفات; و گرفتارى ها را دفع و بر طرف مى نماید، حساب (قبر و قیامت) را آسان مى گرداند و مرگ و أجل (معلّق) را تأخیر مى اندازد.

۳۵- قالَ (علیه السلام): فَضْلُ صَلاهِ الْجَماعَهِ عَلى صَلاهِ الرَّجُلِ فَرْداً خَمْساً وَ عِشْرینَ دَرَجَهً فِى الْجَنَّهِ.([۳۵])
فرمود: فضیلت و برترى نماز جماعت بر نماز فرادا و تنها، بیست و پنج درجه از مقامات بهشتى است.

۳۶- قالَ (علیه السلام): وَ أمَّا الْمُنْجِیات: فَخَوْفُ اللهِ فِى السِّرَ وَ الْعَلانِیَهِ، وَ الْقَصْدُ فِى الْغِنى وَ الْفَقْرِ، وَ کَلِمَهُ الْعَدْلِ فِى الرِّضا وَ السّخَطِ.([۳۶])
فرمود: از اسباب نجات، ترس از خدا در خفاء و آشکارا است، رعایت اقتصاد و صرفه جویى در تمام حالات بى نیازى و نیازمندى، نیز رعایت انصاف و گفتن سخن حقّ و عدالت در همه حالت هاى خوشى و ناراحتى.

۳۷- قالَ (علیه السلام): لا تَنالُ وِلایَتُنا إلاّ بِالْعَمَلِ وَ الْوَرَعِ.([۳۷])
فرمود: ولایت و شفاعت ما شامل نمى شود مگر افرادى را که داراى عمل ـ صالح ـ و نیز پرهیز از گناه داشته باشند.

۳۸- قالَ (علیه السلام): إنَّ أعْمالَ الْعِبادِ تُعْرَضُ عَلى نَبیِّکُمْ کُلَّ عَشیَّهِ خَمیس، فَلْیَسْتَحِ أحَدُکُمْ أنْ یُعْرِضَ عَلى نَبیِّهِ الْعَمَلَ الْقَبیح.([۳۸])
فرمود: همانا تمام کارها و حرکات بندگان در هر شب جمعه بر پیغمبر اسلام عرضه مى گردد، پس حیاء کنید از این که عمل زشت شما را نزد پیغمبرتان ارائه دهند.

۳۹- قالَ (علیه السلام): مَنْ عَلَّمَ بابَ هُدىً فَلَهُ مِثْلُ أجْرِ مَنْ عَمِلَ بِهِ، وَلایَنْقُصُ اُولئِکَ مِنْ أجُورِهِمْ.([۳۹])
فرمود: هرکس راه هدایت و سعادتى را بگشاید و یا به دیگران تعلیم دهد، اجر و پاداش او همانند کسى است که به آن کار خیر عمل کرده باشد بدون آن که از پاداش عمل کنندگان کسر شود.

۴۰- قالَ (علیه السلام): اَرْبَعٌ مِنْ کُنُوزِالْبِرِّ: کِتْمانُ الْحاجَهِ، وَ کِتْمانُ الصَّدَقَهِ، وَ کِتْمانُ الْوَجَعِ، وَ کِتْمانُ الْمُصیبَهِ.([۴۰])
فرمود: چهار حالت از کنزهاى نیک و پسندیده است: پوشاندن نیاز و حاجت خود را از دیگران، دادن صدقه و کمک به افراد به طور مخفیانه و محرمانه، دردها و مشکلات و ناراحتى ها را تحمّل کردن و هنگام مصیبت و حوادث، جزع و داد و فریاد نکردن.  
—————————————————————
[۱] – اصول کافى: ج ۲، ص ۱۰۳، ح ۱۱، وسائل الشّیعه: ج ۱۶، ص ۱۸۳، ح ۱٫
[۲] – کتاب الزّهد: ص ۱، ح ۹٫
[۳] – إثبات الهداه: ج ۳، ص ۴۶۷٫
[۴] – اصول کافی: ج ۱، ص ۱۷۹، ح ۱۲٫
[۵] – بحارالأنوار: ج ۱، ص ۱۳۷، ح ۳۱٫
[۶] – محاسن برقی: ج ۱، ص ۲۲۸٫
[۷] – اصول کافی: ج ۱، ص ۴۲، ح ۳، و مستدرک الوسائل: ج ۱۷، ص ۲۴۴٫
[۸] – وسائل الشیعه: ج ۴، ص ۲۷، ح ۴۴۲۴٫
[۹] – وسائل الشّیعه: ج ۴، ص ۲۳، ح ۴۴۱۳٫
[۱۰] – وسائل الشّیعه: ج ۱، ص ۱۸، ح ۱۰٫
[۱۱] – أمالى شیخ طوسى: ج ۱، ص ۱۷۵٫
[۱۲] – مستدرک الوسائل: ج ۶، ص ۶۴، ح ۱۵٫
[۱۳] – وسائل الشّیعه: ج ۱۷، ص ۲۱، ح ۵٫
[۱۴] – وسائل الشّیعه: ج ۲۱، ص ۴۹۰، ح ۳٫
[۱۵] – مستدرک الوسائل: ج ۳، ص ۳۸۵٫
[۱۶] – تنبیه الخواطر، معروف به مجموعه ورّام: ص ۵۲۳، بحارالأنوار: ج ۶۷، ص ۲۱۰، ح ۱۲، به نقل از کافى.
[۱۷] – تنبیه الخواطر، معروف به مجموعه ورّام: ص ۴۲۷، بحارالأنوار: ج ۷۰، ص ۱۱۱، ح ۱۴ .
[۱۸] – عدّه الداعى: ص ۹۹، س ۱۵٫
[۱۹] – مستدرک الوسائل: ج ۱۲، ص ۴۰۲، ح ۶٫
[۲۰] – الجواهرالسنّیه: ص ۲۸، بحارالأنوار: ج ۱۲، ص ۳۸۶، ح ۱۲، به نقل از کافى.
[۲۱] – محاسن برقى: ص ۳۹۳، ح ۴٫
[۲۲] – بحارالانوار: ج ۷، ص ۳۰۳، ح ۶۱٫
[۲۳] – وسائل الشّیعه: ج ۵، ص ۳۲۲٫
[۲۴] – تنبیه الخواطر، معروف به مجموعه ورّام: ص ۵۲۸٫
[۲۵] – وسائل الشّیعه: ج ۴، ص ۳۱، ح ۴۴۳۴٫
[۲۶] – وسائل الشّیعه: ج ۳، ص ۳، ح ۱۵۳٫
[۲۷] – بحارالأنوار: ج ۶۸ ص۳۳۶، ح ۲۲٫
[۲۸] – تنبیه الخواطر، معروف به مجموعه ورّام: ص ۴۶۸٫
[۲۹] ـ تنبیه الخواطر، معروف به مجموعه ورّام: ص ۴۶۸٫
[۳۰] – خصال صدوق: ج ۱، ص ۱۳٫
[۳۱] – وسائل الشّیعه: ج ۱۱، ص ۳۱۸٫
[۳۲] – تحف العقول: ص ۲۲۱، بحارالأنوار: ج ۷۸، ص ۱۷۶، ح ۵٫
[۳۳] – تحف العقول: ص ۲۱۳، بحارالأنوار: ج ۷۸، ص ۱۷۲، ح ۵٫
[۳۴] – تحف العقول: ص ۲۱۸، بحارالأنوار: ج ۷۴، ص ۱۱۱، ح ۷۱٫
[۳۵] – وسائل الشّیعه: ج ۱۷، ص ۳۷٫
[۳۶] – وسائل الشّیعه: ج ۱۱، ص ۱۷۴، ح ۱۲٫
[۳۷] – وسائل الشّیعه: ج ۱۱، ص ۱۹۶٫
[۳۸] – وسائل الشّیعه: ج ۱۱، ص ۳۹۱٫
[۳۹] – وسائل الشّیعه: ج ۱، ص ۴۳۶٫
[۴۰] – تحف العقول: ص ۲۱۵
—————————————

چهل حدیث ناب ازحضرت زهرا(س)

۱ـ قالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء – سلام الله علیها – : نَحْنُ وَسیلَتُهُ فی خَلْقِهِ، وَ نَحْنُ خاصَّتُهُ وَ مَحَلُّ قُدْسِهِ، وَ نَحْنُ حُجَّتُهُ فی غَیْبِهِ، وَ نَحْنُ وَرَثَهُ أنْبیائِهِ.

«شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ۱۶، ص ۲۱۱»

حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها – فرمود: ما أهل بیت پیامبر، وسیله ارتباط خداوند با خلق او هستیم، ما برگزیدگان پاک و مقدّس پروردگار می باشیم، ما حجّت و راهنما خواهیم بود; و ما وارثان پیامبران الهی هستیم.

۲ـ عَبْدُ اللّهِ بْنِ مَسْعُود، فالَ: أتَیْتُ فاطِمَهَ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْها، فَقُلْتُ: أیْنَ بَعْلُکِ؟فَقالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء – سلام الله علیها – : عَرَجَ بِهِ جِبْرئیلُ إلَی السَّماءِ، فَقُلْتُ: فیما ذا؟ فَقالَتْ: إنَّ نَفَراً مِنَ الْمَلائِکَهِ تَشاجَرُوا فی شَیْیء، فَسَألُوا حَکَماً مِنَ الاْدَمِیّینَ، فَأَوْحی اللّهُ إلَیْهِمْ أنْ تَتَخَیَّرُوا، فَاخْتارُوا عَلیِّ بْنِ أبی طالِب – علیه السلام – .

«بحارالأنوار، ج ۳۷، ص ۱۵۰، ح ۱۵»

عبد اللّه بن مسعود گوید: روزی بر فاطمه زهراء – علیها السلام – وارد شدم و عرضه داشتم: همسرت کجا است؟ فرمود: همراه جبرائیل به آسمان عروج نموده است، گفتم: برای چه موضوعی؟! فرمود: بین عدّه ای از ملائکه الهی مشاجره ای شده است; و تقاضا کرده اند یک نفر از آدم ها بین ایشان حکم و قضاوت نماید; و خداوند به ملائکه وحی فرستاد: خودتان یک نفر را انتخاب نمائید; و آن ها هم حضرت علی بن ابی طالب – علیه السلام – را برگزیدند.

۳ـ قالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء – سلام الله علیها – : وَهُوَ الإمامُ الرَبّانی، وَالْهَیْکَلُ النُّورانی، قُطْبُ الأقْطابِ، وَسُلالَهُ الاْطْیابِ، النّاطِقُ بِالصَّوابِ، نُقْطَهُ دائِرَهِ الإمامَهِ.

«ریاحین الشّریعه، ج ۱، ص ۹۳»

حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در تعریف امام علی – علیه السلام – فرمود: او پیشوائی الهی و ربّانی است، تجسّم نور و روشنائی است، مرکز توجّه تمامی موجودات و عارفان است، فرزندی پاک از خانواده پاکان می باشد، گوینده ای حقّ گو و هدایتگر است، او مرکز و محور امامت و رهبریّت است.

۴ـ قالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء – سلام الله علیها – : أبَوا هِذِهِ الاْمَّهِ مُحَمَّدٌ وَ عَلی، یُقْیمانِ أَودَّهُمْ، وَ یُنْقِذانِ مِنَ الْعَذابِ الدّائِمِ إنْ أطاعُوهُما، وَ یُبیحانِهِمُ النَّعیمَ الدّائم إنْ واقَفُوهُما.

«بحارالأنوار، ج ۲۳، ص ۲۵۹، ح ۸»

حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها – فرمود: حضرت محمّد (صلی الله علیه وآله) و علی – علیه السلام -، والِدَین این امّت هستند، چنانچه از آن دو پیروی کنند آن ها را از انحرافات دنیوی و عذاب همیشگی آخرت نجات می دهند; و از نعمت های متنوّع و وافر بهشتی بهره مندشان می سازند.

۵ـ قالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء – سلام الله علیها – : مَنْ أصْعَدَ إلی اللّهِ خالِصَ عِبادَتِهِ، أهْبَطَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ أفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ.

«تنبیه الخواطر، ص ۱۰۸»

حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها – فرمود: هرکس عبادات و کارهای خود را خالصانه برای خدا انجام دهد، خداوند بهترین مصلحت ها و برکات خود را برای او تقدیر می نماید.

۶ـ قالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء – سلام الله علیها – : إنَّ السَّعیدَ کُلَّ السَّعیدِ، حَقَّ السَّعیدِ مَنْ أحَبَّ عَلیّاً فی حَیاتِهِ وَ بَعْدَ مَوْتِهِ.

«شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ۲، ص ۴۴۹»

حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها – فرمود: همانا حقیقت و واقعیّت تمام سعادت ها و رستگاری ها در دوستی علی – علیه السلام – در زمان حیات و پس از رحلتش خواهدبود.

۷ـ قالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء – سلام الله علیها – : إلهی وَ سَیِّدی، أسْئَلُکَ بِالَّذینَ اصْطَفَیْتَهُمْ، وَ بِبُکاءِ وَلَدَیَّ فی مُفارِقَتی أَنْ تَغْفِرَ لِعُصاهِ شیعَتی، وَشیعَهِ ذُرّیتَی.

«کوکب الدّری، ج ۱، ص ۲۵۴»

حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها – فرمود: خداوندا، به حقّ اولیاء و مقرّبانی که آن ها را برگزیده ای، و به گریه فرزندانم پس از مرگ و جدائی من با ایشان، از تو می خواهم گناه خطاکاران شیعیان و پیروان ما را ببخشی.

۸ـ قالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء – سلام الله علیها – : شیعَتُنا مِنْ خِیارِ أهْلِ الْجَنَّهِ وَکُلُّ مُحِبّینا وَ مَوالی اَوْلیائِنا وَ مُعادی أعْدائِنا وَ الْمُسْلِمُ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ لَنا.

«بحارالأنوار، ج ۶۸، ص ۱۵۵»

حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها – فرمود: شیعیان و پیروان ما، و همچنین دوستداران اولیاء ما و آنان که دشمن دشمنان ما باشند، نیز آن هائی که با قلب و زبان تسلیم ما هستند بهترین افراد بهشتیان خواهند بود.

۹ـ قالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء – سلام الله علیها – : وَاللّهِ یَابْنَ الْخَطّابِ لَوْلا أنّی أکْرَهُ أنْ یُصیبَ الْبَلاءُ مَنْ لا ذَنْبَ لَهُ، لَعَلِمْتَ أنّی سَأُقْسِمُ عَلَی اللّهِ ثُمَّ أجِدُهُ سَریعَ الاْجابَهِ.

«الکافی، ج ۱، ص ۴۶۰»

حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها – حضرت به عمر بن خطّاب فرمود: سوگند به خداوند، اگر نمی ترسیدم که عذاب الهی بر بی گناهی، نازل گردد; متوجّه می شدی که خدا را قسم می دادم و نفرین می کردم. و می دیدی چگونه دعایم سریع مستجاب می گردید.

۱۰ـ قالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء – سلام الله علیها – : وَاللّهِ! لا کَلَّمْتُکَ أبَداً، وَاللّهِ! لاَدْعُوَنَّ اللّهَ عَلَیْکَ فی کُلِّ صَلوه.

«الکافی، ج ۱، ص ۴۶۰»

حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها – پس از ماجرای هجوم به خانه حضرت، خطاب به ابوبکر کرد و فرمود: به خدا سوگند، دیگر با تو سخن نخواهم گفت، سوگند به خدا، در هر نمازی تو را نفرین خواهم کرد.

۱۱ـ قالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء – سلام الله علیها – : إنّی أُشْهِدُ اللّهَ وَ مَلائِکَتَهُ، أنَّکُما اَسْخَطْتُمانی، وَ ما رَضیتُمانی، وَ لَئِنْ لَقیتُ النَبِیَّ لأشْکُوَنَّکُما إلَیْهِ.

«بحارالأنوار، ج ۲۸، ص ۳۰۳»

حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها – هنگامی که ابوبکر و عمر به ملاقات حضرت آمدند فرمود: خدا و ملائکه را گواه می گیرم که شما مرا خشمناک کرده و آزرده اید، و مرا راضی نکردید، و چنانچه رسول خدا را ملاقات کنم شکایت شما دو نفر را خواهم کرد.

۱۲ـ قالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء – سلام الله علیها – : لا تُصَلّی عَلَیَّ اُمَّهٌ نَقَضَتْ عَهْدَ اللّهِ وَ عَهْدَ أبی رَسُولِ اللّهِ فی أمیر الْمُؤمنینَ عَلیّ، وَ ظَلَمُوا لی حَقی، وَ أخَذُوا إرْثی، وَ خَرقُوا صَحیفَتی اللّتی کَتَبها لی أبی بِمُلْکِ فَدَک.

«بیت الأحزان، ص ۱۱۳»

حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها – فرمود: افرادی که عهد خدا و پیامبر خدا را درباره امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – شکستند، و در حقّ من ظلم کرده و ارثیّه ام را گرفتند و نامه پدرم را نسبت به فدک پاره کردند، نباید بر جنازه من نماز بگذارند.

۱۳ـ قالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء – سلام الله علیها – : إلَیْکُمْ عَنّی، فَلا عُذْرَ بَعْدَ غَدیرِکُمْ، وَ الاَْمْرُ بعد تقْصیرکُمْ، هَلْ تَرَکَ أبی یَوْمَ غَدیرِ خُمّ لاِحَد عُذْوٌ.

«خصال، ج ۱، ص ۱۷۳»

حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها – خطاب به مهاجرین و انصار کرد و فرمود: از من دور شوید و مرا به حال خود رها کنید، با آن همه بی تفاوتی و سهل انگاری هایتان، عذری برای شما باقی نمانده است. آیا پدرم در روز غدیر خم برای کسی جای عذری باقی گذاشت؟

۱۴ـ قالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء – سلام الله علیها – : جَعَلَ اللّهُ الاْیمانَ تَطْهیراً لَکُمْ مِنَ الشّـِرْکِ، وَ الصَّلاهَ تَنْزیهاً لَکُمْ مِنَ الْکِبْرِ، وَ الزَّکاهَ تَزْکِیَهً لِلنَّفْسِ، وَ نِماءً فِی الرِّزقِ، وَ الصِّیامَ تَثْبیتاً لِلاْخْلاصِ، وَ الْحَّجَ تَشْییداً لِلدّینِ.

«ریاحین الشّریعه، ج ۱، ص ۳۱۲»

حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها – فرمود: خداوند سبحان، ایمان و اعتقاد را برای طهارت از شرک و نجات از گمراهی ها و شقاوت ها قرار داد. و نماز را برای خضوع و فروتنی و پاکی از هر نوع تکّبر، مقرّر نمود. و زکات (و خمس) را برای تزکیه نفس و توسعه روزی تعیین نمود. و روزه را برای استقامت و اخلاص در اراده، لازم دانست. و حجّ را برای استحکام أساس شریعت و بناء دین اسلام واجب نمود.

۱۵ـ قالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء – سلام الله علیها – : یا أبَا الْحَسَنِ! إنَّ رَسُولَ اللّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) عَهِدَ إلَی وَ حَدَّثَنی أنّی اَوَّلُ أهْلِهِ لُحُوقاً بِهِ وَ لا بُدَّ مِنْهُ، فَاصْبِرْ لاِمْرِاللّهِ تَعالی وَ ارْضَ بِقَضائِهِ.

«بحارالأنوار، ج ۴۳، ص ۲۰۰، ح ۳۰»

حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها – فرمود: ای ابا الحسن! ـ همسرم ـ، همانا رسول خدا با من عهد بست و اظهار نمود: من اوّل کسی هستم از اهل بیتش که به او ملحق می شوم و چاره ای از آن نیست، پس تو صبر نما و به قضا و مقدّرات الهی خوشنود باش.

۱۶ـ قالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء – سلام الله علیها – : مَنْ سَلَّمَ عَلَیْهِ اَوْ عَلَیَّ ثَلاثَهَ أیّام أوْجَبَ اللّهُ لَهُ الجَنَّهَ، قُلْتُ لَها: فی حَیاتِهِ وَ حَیاتِکِ؟ قالَتْ: نعَمْ وَ بَعْدَ مَوْتِنا.

«بحارالأنوار، ج ۴۳، ص ۱۸۵، ح ۱۷»

حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها – فرمود: هر که بر پدرم ـ رسول خدا ـ و بر من به مدّت سه روز سلام کند خداوند بهشت را برای او واجب می گرداند. راوی گوید: عرضه داشتم: آیا در زمان حیات و زنده بودن؟ فرمود: چه در زمان حیات ما باشد; و یا پس از مرگ.

۱۷ـ قالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء – سلام الله علیها – : ما صَنَعَ أبُو الْحَسَنِ إلاّ ما کانَ یَنْبَغی لَهُ، وَ لَقَدْ صَنَعُوا ما اللّهُ حَسیبُهُمْ وَ طالِبهُمْ.

«بحارالأنوار، ج ۲۸، ص ۳۵۵، ح ۶۹»

حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها – فرمود: آنچه را امام علی – علیه السلام – (نسبت به دفن رسول خدا و جریان بیعت) انجام داد، وظیفه الهی او بوده است، و آنچه را دیگران انجام دادند خداوند آن ها را محاسبه و مجازات می نماید.

۱۸ـ قالَتْ – علیه السلام – : خَیْرٌ لِلِنّساءِ أنْ لا یَرَیْنَ الرِّجالَ وَ لا یَراهُنَّ الرِّجالُ.

«بحارالأنوار، ج ۴۳، ص ۵۴، ح ۴۸»

حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها – فرمود: بهترین چیز برای حفظ شخصیت زن آن است که مردی را نبیند و نیز مورد مشاهده مردان قرار نگیرد.

۱۹ـ قالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء – سلام الله علیها – : أوُصیکَ یا أبَا الْحَسنِ أنْ لا تَنْسانی، وَ تَزُورَنی بَعْدَ مَماتی.

«زهره الرّیاض ـ کوکب الدّری، ج ۱، ص ۲۵۳»

حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها – ضمن وصیّتی به همسرش اظهار داشت: مرا پس از مرگم فراموش نکن; و به زیارت و دیدار من ـ بر سر قبرم ـ بیا.

۲۰ـ قالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء – سلام الله علیها – : إنّی قَدِاسْتَقْبَحْتُ ما یُصْنَعُ بِالنِّساءِ، إنّهُ یُطْرَحُ عَلی الْمَرْئَهِ الثَّوبَ فَیَصِفُها لِمَنْ رَأی، فَلا تَحْمِلینی عَلی سَریر ظاهِر، اُسْتُرینی، سَتَرَکِ اللّهُ مِنَ النّارِ.

«تهذیب الأحکام، ج ۱، ص ۴۲۹»

حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها – در آخرین روزهای عمر پر برکتش ضمن وصیّتی به اسماء فرمود: من بسیار زشت و زننده می دانم که جنازه زنان را پس از مرگ با انداختن پارچه ای روی بدنش تشییع می کنند. و افرادی اندام و حجم بدن او را مشاهده کرده و برای دیگران تعریف می نمایند. مرا بر تختی که اطرافش پوشیده نیست و مانع مشاهده دیگران نباشد قرار مده ـ بلکه مرا با پوشش کامل تشییع کن ـ، خداوند تو را از آتش جهنّم مستور و محفوظ نماید.

۲۱ـ قالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء – سلام الله علیها – : … إنْ لَمْ یَکُنْ یَرانی فَإنّی أراهُ، وَ هُوَ یَشُمُّ الریح.

«بحارالأنوار، ج ۴۳، ص ۹۱، ح ۱۶»

مرد نابینائی وارد منزل شد و حضرت زهراء (علیها السلام)پنهان گشت، وقتی رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) علّت آن را جویا شد؟ در پاسخ پدر اظهار داشت: اگر آن نابینا مرا نمی بیند، من او را می بینم، دیگر آن که مرد، حسّاس است و بوی زن را استشمام می کند.

۲۲ـ قالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء – سلام الله علیها – : أصْبَحْتُ وَ اللهِ! عاتِقَهً لِدُنْیاکُمْ، قالِیَهً لِرِجالِکُمْ.

«دلائل الإمامه، ص ۱۲۸، ح ۳۸»

حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها – بعد از جریان غصب فدک و احتجاج حضرت، بعضی از زنان مهاجر و انصار به منزل حضرت آمدند و احوال وی را جویا شدند، حضرت در پاسخ فرمود: به خداوند سوگند، دنیا را آزاد کردم و هیچ علاقه ای به آن ندارم، همچنین دشمن و مخالف مردان شما خواهم بود.

۲۳ـ قالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء – سلام الله علیها – : إنْ کُنْتَ تَعْمَلُ بِما أمَرْناکَ وَ تَنْتَهی عَمّا زَجَرْناکَ عَنْهُ، قَأنْتَ مِنْ شیعَتِنا، وَ إلاّ فَلا.

«تفسیر الإمام العسکری – علیه السلام -، ص ۳۲۰، ح ۱۹۱»

حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها – فرمود: اگر آنچه را که ما ـ اهل بیت عصمت و طهارت ـ دستور داده ایم عمل کنی و از آنچه نهی کرده ایم خودداری نمائی، تو از شیعیان ما هستی وگرنه، خیر.

۲۴ـ قالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء – سلام الله علیها – : حُبِّبَ إلَیَّ مِنْ دُنْیاکُمْ ثَلاثٌ: تِلاوَهُ کِتابِ اللّهِ، وَالنَّظَرُ فی وَجْهِ رَسُولِ اللّهِ، وَالاْنْفاقُ فی سَبیلِ اللّهِ.

حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها – فرمود: سه چیز از دنیا برای من دوست داشتنی است: تلاوت قرآن، نگاه به صورت رسول خدا; و انفاق و کمک ـ به نیازمندان ـ در راه خداوند متعال.

۲۵ـ قالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء – سلام الله علیها – : أُوصیکَ اَوّلاً أنْ تَتَزَوَّجَ بَعْدی بِإبْنَهِ اُخْتی أمامَهَ، فَإنَّها تَکُونُ لِوُلْدی مِثْلی، فَإنَّ الرِّجالَ لابُدَّ لَهُمْ مِنَ النِّساءِ.

«بحارالأنوار، ج ۴۳، ص ۱۹۲، ح ۲۰»

حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها – در آخرین لحظات عمرش به همسر خود چنین سفارش نمود: پس از من با دختر خواهرم أمامه ازدواج نما، چون که او نسبت به فرزندانم مانند خودم دلسوز و متدیّن است. همانا مردان در هر حال، نیازمند به زن می باشند.

۲۶ـ قالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء – سلام الله علیها – : الْزَمْ رِجْلَها، فَإنَّ الْجَنَّهَ تَحْتَ أقْدامِها، و الْزَمْ رِجْلَها فَثَمَّ الْجَنَّهَ.

«کنزل العمّال، ج ۱۶، ص ۴۶۲، ح ۴۵۴۴۳»

حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها – فرمود: همیشه در خدمت مادر و پای بند او باش، چون بهشت زیر پای مادران است; و نتیجه آن نعمت های بهشتی خواهد بود.

۲۷ـ قالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء – سلام الله علیها – : ما یَصَنَعُ الصّائِمُ بِصِیامِهِ إذا لَمْ یَصُنْ لِسانَهُ وَ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ جَوارِحَهُ.

«مستدرک الوسائل، ج ۷، ص ۳۳۶، ح ۲»

حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها – فرمود: روزه داری که زبان و گوش و چشم و دیگر اعضاء و جوارح خود را کنترل ننماید هیچ سودی از روزه خود نمی برد.

۲۸ـ قالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء – سلام الله علیها – : اَلْبُشْری فی وَجْهِ الْمُؤْمِنِ یُوجِبُ لِصاحِبهِ الْجَنَّهَ، وَ بُشْری فی وَجْهِ الْمُعانِدِ یَقی صاحِبَهُ عَذابَ النّارِ.

«مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۲۶۲»

حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها – فرمود: تبسّم و شادمانی در برابر مؤمن موجب دخول در بهشت خواهد گشت، و نتیجه تبسّم در مقابل دشمنان و مخالفان سبب ایمنی از عذاب خواهد بود.

۲۹ـ قالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء – سلام الله علیها – : لا یَلُومَنَّ امْرُءٌ إلاّ نَفْسَهُ، یَبیتُ وَ فی یَدِهِ ریحُ غَمَر.

«کنزل العمّال، ج ۱۵، ص ۲۴۲، ح ۴۰۷۵۹»

حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها – فرمود: کسی که بعد از خوردن غذا، دست های خود را نشوید دست هایش آلوده باشد، ـ چنانچه ناراحتی برایش بوجود آید ـ کسی جز خودش را سرزنش نکند.

۳۰ـ قالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء – سلام الله علیها – : اصْعَدْ عَلَی السَّطْحِ، فَإنْ رَأیْتَ نِصْفَ عَیْنِ الشَّمْسِ قَدْ تَدَلّی لِلْغُرُوبِ فَأعْلِمْنی حَتّی أدْعُو.

«معانی الأخبار، ص ۳۹۹»

حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها – روز جمعه نزدیک غروب آفتاب به غلام خود می فرمود: بالای پشت بام برو، هر موقع نصف خورشید غروب کرد مرا خبر کن تا برای خود ـ و دیگران ـ دعا کنم.

۳۱ـ قالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء – سلام الله علیها – : إنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً وَلایُبالی.

«تفسیر التّبیان، ج ۹، ص ۳۷»

حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها – فرمود: همانا خداوند متعال تمامی گناهان بندگانش را می آمرزد و از کسی باکی نخواهد داشت.

۳۲ـ قالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء – سلام الله علیها – : الرَّجُلُ اُحَقُّ بِصَدْرِ دابَّتِهِ، وَ صَدْرِ فِراشِهِ، وَالصَّلاهِ فی مَنْزِلِهِ إلاَّ الاْمامَ یَجْتَمِعُ النّاسُ عَلَیْهِ.

«مجمع الزّوائد، ج ۸، ص ۱۰۸»

حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها – فرمود: هر شخصی نسبت به مرکب سواری، و فرش منزل خود و برگزاری نماز در آن از دیگری در أُلویّت است، مگر آن که دیگری امام جماعت باشد و مردم بخواهند با او نماز جماعت را إقامه نمایند.

۳۳ـ قالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء – سلام الله علیها – : یا أبَه، ذَکَرْتُ الْمَحْشَرَ وَوُقُوفَ النّاسِ عُراهً یَوْمَ الْقیامَهِ، وا سَوْأتاهُ یَوْمَئِذ مِنَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ.

«کشف الغمّه، ج ۲، ص ۵۷»

حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها – اظهار داشت: ای پدر، من به یاد روز قیامت افتادم که مردم چگونه در پیشگاه خداوند با حالت برهنه خواهند ایستاد ـ و فریاد رسی ندارد، جز اعمال و علاقه نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) ـ.

۳۴ـ قالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء – سلام الله علیها – : إذا حُشِرْتُ یَوْمَ الْقِیامَهِ، أشْفَعُ عُصاهَ أُمَّهِ النَّبی ۶٫

«إحقاق الحقّ، ج ۱۹، ص ۱۲۹»

حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها – فرمود: هنگامی که در روز قیامت برانگیخته و محشور شوم، خطاکاران امّت پیامبر – صلی الله علیه وآله وسلم -، را شفاعت می نمایم.

۳۵ـ قالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء – سلام الله علیها – : فَأکْثِرْ مِنْ تِلاوَهِ الْقُرآنِ، وَالدُّعاءِ، فَإنَّها ساعَهٌ یَحْتاجُ الْمَیِّتُ فیها إلی أُنْسِ الاْحْیاءِ.

«بحارالأنوار، ج ۷۹، ص ۲۷»

حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها – ضمن وصیّتی به امام علی – علیه السلام – اظهار نمود: پس از آن که مرا دفن کردی، برایم قرآن را بسیار تلاوت نما، و برایم دعا کن، چون که میّت در چنان موقعیّتی بیش از هر چیز نیازمند به اُنس با زندگان می باشد.

۳۶ـ قالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء – سلام الله علیها – : یا أبَا الحَسَن، إنّی لأسْتَحی مِنْ إلهی أنْ أکَلِّفَ نَفْسَکَ ما لا تَقْدِرُ عَلَیْهِ.

«أمالی شیخ طوسی، ج ۲، ص ۲۲۸»

حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها – خطاب به همسرش امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – کرد و اظهار نمود: من از خدای خود شرم دارم که از تو چیزی را در خواست نمایم و تو توان تهیه آنرا نداشته باشی.

۳۷ـ قالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء – سلام الله علیها – : خابَتْ أُمَّهٌ قَتَلَتْ إبْنَ بِنْتِ نَبِیِّها.

«مدینه المعاجز، ج ۳، ص ۴۳۰»

حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها – فرمود: رستگار و سعادتمند نخواهند شد آن گروهی که فرزند پیامبر خود را به قتل رسانند.

۳۸ـ قالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء – سلام الله علیها – : … وَ النَّهْی عَنْ شُرْبِ الْخَمْرِ تَنْزیهاً عَنِ الرِّجْسِ، وَاجْتِنابَ الْقَذْفِ حِجاباً عَنِ اللَّعْنَهِ، وَ تَرْکَ السِّرْقَهِ ایجاباً لِلْعِّفَهِ.

«ریاحین الشّریعه، ج ۱، ص ۳۱۲»

حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها – فرمود: خداوند متعال منع و نهی از شرابخواری را جهت پاکی جامعه از زشتی ها و جنایت ها; و دوری از تهمت ها و نسبت های ناروا را مانع از غضب و نفرین قرار داد; و دزدی نکردن، موجب پاکی جامعه و پاکدامنی افراد می گردد.

۳۹ـ قالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء – سلام الله علیها – : وَ حَرَّمَ اللّه( الشِّرْکَ إخْلاصاً لَهُ بِالرُّبُوبِیَّهِ، فَاتَّقُوا اللّه حَقَّ تُقاتِهِ، وَ لا تَمُوتُّنَ إلاّ وَ أنْتُمْ مُسْلِمُونَ، وَ أطیعُوا اللّه فیما أمَرَکُمْ بِهِ، وَ نَهاکُمْ عَنْهُ، فَاِنّهُ، إنَّما یَخْشَی اللّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءِ.

«ریاحین الشّریعه، ج ۱، ص ۳۱۲»

حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها – فرمود: خداوند سبحان شرک را (در امور مختلف) حرام گرداند تا آن که همگان تن به ربوبیّت او در دهند و به سعادت نائل آیند; پس آن طوری که شایسته است باید تقوای الهی داشته باشید و کاری کنید تا با اعتقاد به دین اسلام از دنیا بروید. بنابر این باید اطاعت و پیروی کنید از خداوند متعال در آنچه شما را به آن دستور داده یا از آن نهی کرده است، زیرا که تنها علماء و دانشمندان (اهل معرفت) از خدای سبحان خوف و وحشت خواهند داشت.

۴۰ـ قالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء – سلام الله علیها – : أمّا وَاللّهِ، لَوْ تَرَکُوا الْحَقَّ عَلی أهْلِهِ وَ اتَّبَعُوا عِتْرَهَ نَبیّه، لَمّا اخْتَلَفَ فِی اللّهِ اثْنانِ، وَ لَوَرِثَها سَلَفٌ عَنْ سَلَف، وَ خَلْفٌ بَعْدَ خَلَف، حَتّی یَقُومَ قائِمُنا، التّاسِعُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ – علیه السلام – .

«بحارالأنوار، ج ۳۶، ص ۳۵۲، ح ۲۲۴»

حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها – فرمود: به خدا سوگند، اگر حقّ ـ یعنی خلافت و امامت ـ را به اهلش سپرده بودند; و از عترت و اهل بیت پیامبر صلوات اللّه علیهم پیروی و متابعت کرده بودند حتّی دو نفر هم با یکدیگر درباره خدا ـ و دین ـ اختلاف نمی کردند. و مقام خلافت و امامت توسط افراد شایسته یکی پس از دیگری منتقل می گردید و در نهایت تحویل قائم آل محمّد ( عجّل اللّه فرجه الشّریف، و صلوات اللّه علیهم اجمعین) می گردید که او نهمین فرزند از حسین – علیه السلام – می باشد.

احادیث ناب درموردتحقیر دیگران

تحقیر دیگران

۱٫ قال رسول الله – صلی الله علیه و آله – : لا یَزْرِأنَّ أَحَدُکُمْ بِاَحَدٍ مِنْ خَلْقِ اللهِ فَإِنَّهُ لا یَدْرِی أیُّهُمْ وَلِیُّ اللهِ.

«بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۱۴۷»

پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله – فرمود: هیچ یک از شما نباید احدی از بندگان خدا را خوار و بی مقدار شمارد؛ زیرا نمی‏داند که کدام یک از آنها دوست و ولّی خداست.

۲٫ قال الامام الصادق – علیه السلام – : مَنْ حَقَّرَ مُؤمِناً مِسْکِیناً لم یَزَلِ اللهُ لَهُ حَاقِراً مَاقِتاً حَتَّی یَرْجِعَ عَنْ مَحْقَرَتِِِِِِِِِِهِ إیَّاهُ.

«بحار الانوار، ج ۷۲، ص ۵۲»

 امام صادق – علیه السلام – فرمود: هر که مؤمن بینوایی را حقیر شمارد، خداوند پیوسته او را تحقیر کند و دشمنش دارد تا آن گاه که از تحقیر او دست بردارد.

۳٫ قال رسول الله – صلی الله علیه و آله – : ألا وَ مَنِ اسْتَخَفَّ بِفَقِیرٍ مُسْلِمٍ فَقَدْ اِسْتَخَفَّ بِحَقِّ اللهِ، وَ اللهُ یَسْتَخِفُّ بِهِ یومَ القِیَامَهِ إلا أنْ یَتُوبَ.

«بحار الانوار، ج ۷۲، ص ۳۷»

 پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله – فرمود: آگاه باشید که هر کس مسلمان فقیری را خوار و سبک بشمارد حق خدا را سبک شمرده و در روز قیامت خدا او را خوار و سبک خواهد نمود مگر اینکه توبه نماید.

۴٫ قال رسول الله – صلی الله علیه و آله – : مَنْ اِسْتَذَلَّ مُؤمِناً أَوْ مُؤمِنَهً أَوْ حَقَّرَهُ لِفَقْرِهِ أَوْ قِلَّهِ ذَاتِ یَدِهِ، شَهَّرَهُ اللهُ تَعَالی یَوْمَ القِیَامَهِ ثُمَّ یُفْضِحُهُ.

«بحار الانوار، ج ۷۲، ص ۴۴»

 پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله – فرمود: هر کس مرد یا زن مؤمنی را خوار و ذلیل شمارد و یا به سبب تهیدستی یا کم بضاعتی حقیر شمارد، خدای تعالی در روز رستاخیز او را انگشت‏نما و سپس رسوا و مفتضحش کند.

۵٫ قال رسول الله – صلی الله علیه و آله – : لا تُحَقِّرَنَّ أحَداً مِنَ الْمُسْلِمِینَ، فَإِنَّ صَغِیرَهُمْ عِنْدَ اللهِ کَبِیرٌ.

«تنبیه الخواطر، ج ۱، ص ۳۱»

پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله – فرمود: هیچ مسلمانی را خوار و حقیر مشمار؛ زیرا کوچک آنان هم نزد خداوند بزرگ است.

۶٫ قال الامام الصادق – علیه السلام – : إنَّ اللهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالی یَقُولُ: مَنْ أَهَانَ لی وَلِیّاً فَقَدْ أَرْصَدَ لِمُحَارِبَتِی و اَنَا أَسْرَعُ شَئ إِلَی نُصْرَهِ أوْلِیَائِی.

«الکافی، ج ۲، ص ۳۵۱»

امام صادق – علیه السلام – فرمود: خدای تبارک و تعالی می‏فرماید: هر که یکی از دوستان مرا خوار شمارد، آماده جنگ با من شده است و من در یاری دادن دوستدارانم شتابنده ترینم.

۷٫ قال الامام الصادق – علیه السلام – : قَالَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ: لِیَأْذَنْ بِحَرْبٍ مِنِّی مَنْ أَذَلَّ عَبْدِیَ الْمُؤمِنَ.

«ثواب الأعمال، ص ۲۸۴»

امام صادق – علیه السلام – فرمود: خدای عز وجل می‏فرماید: هر آن که بنده مؤمن مرا خوار و سبک شمارد با من اعلان جنگ می کند.

۸٫ قال رسول الله – صلی الله علیه و آله – : حَسبُ ابْن آدَمَ مِنَ الشَّرِ أَنْ یُحَقِّرَ أَخَاهُ الْمُسْلِمَ.

«تنبیه الخواطر، ج ۲، ص ۱۲۲»

 پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله – فرمود: در بدی فرزند آدم همین بس که برادر مسلمان خود را کوچک شمارد.

۹٫ قال الامام علی – علیه السلام – : لاتُحَقِّرُوا ضُعَفَا إخْوَانِکُمْ، فَإِنَّهُ مَنْ اِحْتَقَرَ مُؤمِناً لم یَجْمَعِ اللهُ عَزَّوَجَلَّ بَیْنَهُمَا فی الْجَنَّهِ إِلا أَنْ یَتُوبَ.

«الخصال، ص ۶۱۴، ح ۱۰»

 امام علی – علیه السلام – فرمود: برادران خود را که دچار ضعف (مالی) هستند خوار و حقیر نشمارید که هر کس مومنی را خوار شمارد خدا در میان آنها در بهشت جمع نخواهد کرد مگر آنکه توبه کند.

۱۰٫ قال الامام الباقر – علیه السلام – : قال الله تعالی لموسی – علیه السلام – : یا موسی ! لا تَسْتَذِلَّ الْفَقِیرَ، وَ لا تَغْبِطِ الغَنِیَّ بِالشَّئِ الْیَسِیرِ.

«بحار الانوار، ج ۶۹، ص ۴۳»

امام باقر – علیه السلام – فرمود: خداوند تبارک و تعالی به موسی – علیه السلام – فرمود: ای موسی فقیر را خوار و ذلیل نشمار و ذره ای به حال انسان متمول غبطه نخور.

۱۱٫ قال الامام الرضا – علیه السلام – : مَنْ لَقِیَ فَقِیراً مُسْلِماً فَسَلَّمَ عَلَیْهِ خَلافَ سَلامِهِ عَلَی الْغَنِیِّ، لَقِیَ اللهَ عَزَّوَجلَ یَوْمَ القیَامَهِ وَ هُو عَلَیْهِ غَضْبَانُ.

«أمالی شیخ صدوق، ص ۳۵۹، ح ۵»

امام رضا – علیه السلام – فرمود: هر کس مسلمان فقیری را ببیند و بر خلاف روشی که به فرد ثروتمند سلام می کند بر او سلام کند، در روز قیامت خدا را در حالی که بر او خشمگین است ملاقات خواهد نمود.

۱۲٫ قال الامام الصادق – علیه السلام – : لا تُحَقِّرُوا مُومِناً فَقِیراً فَاِنَّهُ مَنْ حَقَّرَ مُومِناً فَقِیراً وَ اسْتَخَفَّّ بِهِ حَقَّرَهُ اللهُ تَعَالی وَ لم یَزَلِ مَاقِتاً لَهُ حَتَّی یَرْجِعَ عَنْ مَحْقَرَتِهِ اَوْ یَتُوبَ.

«ثواب الأعمال، ص ۵۶۹»

امام صادق – علیه السلام – فرمود: هیچگاه مومن تهی دست را حقیر نشمارید، زیرا هر کس مومنی را برای تهی دستیش تحقیر بنماید و کوچک بشمارد، پروردگار متعال او را کوچک و ناچیز گرداند و پیوسته بر او خشمگین باشد تا از تحقیری که کرده باز گردد (و به آن شخص احترام کند) و یا توبه نماید.

۱۳٫ قال الامام الصادق – علیه السلام – : مَنْ اِسْتَذَلَّ مُومِناً وَ حَقَّرَهُ لِقِلَّهِ ذَاتِ یَدِهِ وَ لِفَقْرِِهِ شَهَّرَهُ اللهُ یَوْمَ القِیامَهِ عَلَی رُوُوسِ الْخَلائِقِ.

«ثواب الأعمال، ص ۵۷۰»

امام صادق – علیه السلام – فرمود: هر کس مومنی را به خاطر تنگدستی و ناداریش خوار شمارد، خداوند او را در برابر همه خلائق رسوا خواهد ساخت.

۱۴٫ قال الامام الصادق – علیه السلام – : لا تَسْتَخِفُّوا بِفُقَرا شِیعَهِ عَلِیٍّ (ع) فَاِنَّ الرَّجُلَ مِنْهُمْ یَشْفَعُ فی مِثْلِِ رَبِیعَه وَ مُضْرٍ.

«مشکاه الانوار، ص ۵۵۶»

 امام صادق – علیه السلام – فرمود: فقیران از شیعیان علی – علیه السلام – را خوار و سبک نشمارید که همانا یک نفر از آنها به اندازه قبیله ربیعه و مضر را شفاعت خواهد نمود.

۱۵٫ قال الامام الصادق – علیه السلام – : مَنْ حَقَّرَ مُومِناً لِقِلَّهِ مَالِهِ حَقَّرَهُ اللهُ فَلَم یَزَلْ عِنْدَ اللهِ مَحْقُوراً حَتَّی صَنَعَ یَتُوبَ مِمَّا.

«الکافی، ج ۲، ص ۳۵۱»

امام صادق – علیه السلام – فرمود: هر کس مومنی را به خاطر کمی مالش تحقیر کند، خدا او را تحقیر خواهد نمود و پیوسته در نزد خدا تحقیر شده خواهد بود تا از کاری که انجام داده توبه نماید.

۱۶٫ قال الامام الصادق – علیه السلام – : إِنَمَّا الجًبَّارُ الملعُونُ مَن غَمَصَ النَّاسَ وَ جَهِلَ الحَقَّ.

«الکافی، ج ۲، ص ۳۱۱»

امام صادق – علیه السلام – فرمود: جباری که مورد لعن است کسی است که مردم را خوار و سبک بشمارد و نسبت به حق نادانی ورزد.

۱۷٫ قال الامام الصادق – علیه السلام – : مَن قَضَی حَاجَهَ المُؤمِنِ مِن غَیرِ استِخفَافٍ مِنهُ اُسکِنَ الفِردَوسَ.

«مشکاه الأنوار، ص ۵۵۶»

امام صادق – علیه السلام – فرمود: هر کس نیاز مومنی را برآورده کند بدون اینکه او را خوار نماید، در بهشت اسکان داده شود.

۱۸٫ قال رسول الله – صلی الله علیه و آله – : أَمَرَنِی رَبِّی بِحُبِّ المَسَاکِینَ المُسلِمِینَ وَ اعلَمُوا أَنَّهُ مَن حَقَّرَ أَحَداً مِنَ المُسلِمِینَ أَلقَی اللهُ عَلَیهِ المَقتَ مِنهُ وَ المَحقَرَهَ حَتَّی یَمقُتَهُ النَّاسُ وَ اللهُ لَهُ أَشَدُّ مَقتاً.

«مستدرک سفینه البحار، ج ۲، ص ۳۳۴»

 پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله – فرمود: پروردگارم مرا فرمان داده به محبّت داشتن به مسلمانان فقیر و بدانید هر کس فردی از مسلمانان را تحقیر کند، خدا بر او غضبناک خواهد شد و او را خوار خواهد نمود تا مردم بر او غضب کنند و خدا غضبش بیشتر است.

۱۹٫ قال الامام علی – علیه السلام – : و مَن تَکَبَّرَ حُقِّرَ.

«نهج السعاده، ج ۱، ص ۵۴»

امام علی – علیه السلام – فرمود: هر کس تکبر ورزد، تحقیر گردد.

۲۰٫ قال الامام علی – علیه السلام – : و مَن خَالَطَ العُلَمَا وُقِّرَ وَ مَن خَالَطَ الاَنذَالَ حُقِّرَ.

«نهج السعاده، ج ۱، ص ۵۲»

امام علی – علیه السلام – فرمود: هر کس با علما معاشرت کند، مورد احترام قرار گیرد و هر کس با فرومایگان معاشرت نماید تحقیر شود.

۲۱٫ قال الامام الصادق – علیه السلام – : و عَلَیکُم بِحُبِّ المَسَاکِینَ المُسلِمِینَ، فَإنَّهُ مَن حَقَّرَهُم وَ تَکَبَّرَ عَلَیهِم فَقَد زَلَّ عَن دینِ اللهِ، وَ اللهُ لَهُ حَاقِرٌ مَاقِتٌ.

«مستدرک سفینه البحار، ج ۲، ص ۳۳۴»

امام صادق – علیه السلام – فرمود: بر شما باد به دوست داشتن فقیران مسلمان که هر کس آنها را تحقیر کند و بر آنها تکبّر ورزد، از دین خدا لغزیده است و خدا او را خوار شمارد و بر او غضب کند.

احادیث ناب درنکوهش غیبت

غیبت

۱٫ قال الامام علی – علیه السلام – : أبغضُ الخلائقِ إلی اللهِ المُغتاب.

«غرر الحکم، ص ۱۰۴»

امام علی – علیه السلام – فرمود: منفورترین مردم نزد خداوند، غیبت کننده است.

۲٫ قال رسول الله – صلی الله علیه و آله – : تَحرُم الجنهُ علی ثلاثه: علَی المنّانِ و علَی المُغتاب و علی مُدمِن الخَمر.

«بحار الانوار، ج ۷۲، ص ۲۶۰»

رسول خدا – صلی الله علیه و آله – فرمود: بهشت بر سه نفر حرام است: منّت گذار، غیبت کننده و شراب خوار.

۳٫ قال الامام الکاظم – علیه السلام – : ملعونٌ مَنِ اغتابَ أخاه.

«بحار الانوار، ج ۷۷، ص ۳۳۳»

امام کاظم – علیه السلام – فرمود: مورد لعن و نفرین است، کسی که از برادرش غیبت کند.

۴٫ قال رسول الله – صلی الله علیه و آله – : إنّ اللّهَ حرّم الغیبهَ کما حرَّم المالَ و الدمَ.

«شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ۹، ص ۶۲»

رسول خدا – صلی الله علیه و آله – فرمود: همانا خداوند غیبت کردن را حرام کرد، همچنان که (گرفتن) مال و (ریختن) خون (دیگران) را حرام کرد.

۵٫ قال الامام الصادق – علیه السلام – : الغیبهُ حرامٌ علی کلِّ مُسلمٍ و انّها لَتَأکلُ الحَسناتِ کما تأکل النارُ الحطبَ.

«محجه البیضاء، ج ۵۵، ص ۲۵۵»

امام صادق – علیه السلام – فرمود: غیبت کردن بر هر مسلمانی حرام است، همانا غیبت، خوبی ها و کارهای نیک را می خورد و از بین می برد همان گونه که آتش هیزم را می خورد.

۶٫ عن ابی ذر، قلت: یا رسول و ما الغیبه؟ قال: ذِکرُک أخاکَ بما یَکرهُ … إعلَمْ أنّک اذا ذَکرتَه بما هوَ فیهِ فقدِ اغتَبتَهُ و اذا ذکرتَه بما لَیس فیهِ فقد بَهَتَّهُ.

«وسائل الشیعه، ج ۸، ص ۵۹۹»

ابوذر گوید از رسول خدا – صلی الله علیه و آله – پرسیدم: غیبت چیست؟ حضرت فرمود: غیبت آن است که درباره برادرت چیزی بگویی که ناراحت می شود. عرض کردم: ای پیامبر خدا، اگر آنچه درباره او گفته می شود در او باشد، باز هم غیبت است؟ حضرت فرمود: بدان که اگر آنچه در او هست بگویی، غیبتش را کرده ای و اگر آنچه در او نیست بگویی، به او تهمت زده ای.

۷٫ قال الامام الصادق – علیه السلام – : الغیبه أنْ تقولَ فی أخِیک ما هو فیهِ مِما سَتَره اللهُ علیهِ.

«تفسیر نورالثقلین، ج ۱، ص ۵۴۹»

امام صادق – علیه السلام – فرمود: غیبت آن است که درباره برادرت چیزی را بگویی که در او هست، اما خداوند آن را پوشانده است.

۸٫ قال الامام علی – علیه السلام – : العاقلُ مَن صانَ لسانَه عن الغیبه.

«غرر الحکم، ص ۴۴»

امام علی – علیه السلام – فرمود: عاقل، کسی است که زبان خود را از غیبت کردن نگه دارد.

۹٫ قال الامام علی – علیه السلام – : الغیبهُ جهدُ العاجز.

«بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۲۶۲»

امام علی – علیه السلام – فرمود: غیبت کردن، تلاش شخص ناتوان است.

۱۰٫ قال الامام علی – علیه السلام – : الغیبهُ آیهُ المنافق.

«غرر الحکم، ص ۵۲»

امام علی – علیه السلام – فرمود: غیبت کردن، نشانه انسان منافق و دو رو است.

۱۱٫ قال الامام الحسین – علیه السلام – لِرَجلٍ اغتابَ عنده رَجلاً: یا هذا کُفَّ عنِ الغیبهِ فانَّها إدامُ کِلابِ النّار.

«بحار الانوار، ج ۷۸، ص ۱۱۷»

امام حسین – علیه السلام – به مردی که در حضور ایشان از مردی غیبت می کرد، فرمود: ای مرد! دست از غیبت بردار، زیرا غیبت، خورشت سگ های جهنم است.

۱۲٫ قال الامام علی بن الحسین – علیه السلام – : ایّاکم و الغیبهَ فانّها إدامُ کِلاب النّار.

«بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۲۵۶»

امام سجاد – علیه السلام – فرمود: از غیبت کردن بپرهیزید، چرا که غیبت، خورشت سگ های جهنم است.

۱۳٫ قال الامام علی – علیه السلام – : الغیبه قُوتُ کِلاب النار.

«غرر الحکم، ص ۵۲»

امام علی – علیه السلام – فرمود: غیبت، خوراک سگ های جهنم است.

۱۴٫ قال رسول الله – صلی الله علیه و آله – : مررتُ لیلهً اُسرِیَ بی علی قومٍ یَخمسُون وجوهَهم باَظفارِهم فقلتُ: یا جبرئیل مَن هؤلاء؟ فقال: هؤلاء الذین یغتابون الناسَ و یقعون فی أعرضهم.

«تنبیه الخواطر، ص ۹۳»

رسول خدا – صلی الله علیه و آله – فرمود: در شب معراج، گروهی را دیدم که چهره های خود را با ناخن هایشان می خراشند. پرسیدم: ای جبرئیل! این ها کیستند؟ گفت: این ها کسانی هستند که از مردم غیبت می کنند و آبرویشان را می برند.

۱۵٫ عن النّبی – علیه السلام – : انّه نظرٌ فی النارِ لیلهَ الإسراءِ فاذا قومٌ یأکلون الجِیَف، فقال: یا جبرئیل مَن هؤلاء؟ قال: هؤلاء الذین یأکلونَ لحمَ الناسِ.

«مستدرک الوسائل، ج ۹، ص ۱۲۵»

پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله – فرمود: در شب معراج گروهی را در آتش مشاهده نمود که مشغول خوردن مردار بودند، از جبرئیل پرسید: این ها چه کسانی هستند؟ عرض کرد: این ها کسانی هستند که (با غیبت کردن) گوشت مردم را می خورند.

۱۶٫ قال رسول الله – صلی الله علیه و آله – : إنّی لأعرفُ أقواماً تَدخُل النارُ فی أفواههم و تَخرُج من أدبارهم یُسمَع لها فی بطونِهم دَوِیٌّ کالسَّیل، فقیل: مَن هُم یا رسول الله؟ قال: الذین یَغتابونَ الناسَ.

«جامع الاحادیث الشیعه، ج ۱۶، ص ۳۳۰»

رسول خدا – صلی الله علیه و آله – فرمود: گروه هایی را می شناسم که آتش از دهانشان داخل و از مقعدشان خارج می گردد و صدای آن آتش مانند سیل خروشان در درون آن ها شنیده می شود. پرسیدند: ای رسول خدا! آن ها چه کسانی هستند؟ فرمود: کسانی که غیبت مردم را می کنند.

۱۷٫ قال رسول الله – صلی الله علیه و آله – : عذابُ القبرِ مِنَ النَّمیمهِ و الغیبهِ و الکذبِ.

«بحار الانوار، ج ۷۲، ص ۲۵۹»

رسول خدا – صلی الله علیه و آله – فرمود: سخن چینی و غیبت و دروغ گویی، موجب عذاب قبر می گردد.

۱۸٫ قال الامام علی – علیه السلام – : إیاک و الغیبهَ فإنّها تُمقِّتک اِلی اللهِ و الناسِ و تُحبِط أجرَک.

«غرر الحکم، ص ۹۶»

امام علی – علیه السلام – فرمود: از غیبت بپرهیز، زیرا این کار تو را نزد خدا و مردم، منفور ساخته و پاداش اعمالت را بر باد می دهد.

۱۹٫ قال الامام علی – علیه السلام – : لا تُعوِّدْ نفسَک الغیبهَ فأنَّ معتادَها عظیمُ الجُرم.

«غرر الحکم، ص ۴۱۹»

امام علی – علیه السلام – فرمود: خود را به غیبت عادت مده، زیرا اعتیاد به غیبت، جرم و گناه بزرگی است.

۲۰٫ قال رسول الله – صلی الله علیه و آله – : الغیبهُ أسرعُ فی دینِ الرَّجلِ المسلمِ مِنَ الآکله فی جَوفِه.

«بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۲۳۰»

رسول خدا – صلی الله علیه و آله – فرمود: غیبت کردن، دین مرد مسلمان را زودتر از بین می برد تا بیماری خوره در درون او.

۲۱٫ قال رسول الله – صلی الله علیه و آله – : مَنِ اغتاب مُسلماً او مُسلمهً لم یَقبَلِ اللهُ صلاتَه و لا صیامَهُ أربعینَ یوماً و لیلهً إلّا أنْ یغفرَ لَه صاحِبُه.

«بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۲۵۹»

رسول خدا – صلی الله علیه و آله – فرمود: هر کس از مرد یا زن مسلمانی غیبت کند، خداوند تا چهل شبانه روز نماز و روزه اش را قبول نمی کند، مگر این که شخص غیبت شده او را ببخشد.

۲۲٫ قال رسول الله – صلی الله علیه و آله – : یُؤتی بأحدٍ یومَ القیامهِ یُوقَفُ بین یدی اللهِ و یُدفَع الیه کتابُه فلایَری حسناتِه … .

«مستدرک الوسائل، ج ۹، ص ۱۲۱»

رسول خدا – صلی الله علیه و آله – فرمود : روز قیامت، شخصی را در پیشگاه خداوند می آورند و نامه اعمالش را به او می دهند، اما حسنات و کارهای نیک خود را در آن نمی بیند، عرض می کند: خدایا! این کارنامه من نیست، زیرا طاعات و عبادات خود را در آن نمی بینم! خداوند به او می گوید: پروردگارت نه خطا می کند و نه فراموش، عمل تو به سبب غیبت کردن مردم برباد رفت، سپس شخص دیگری را می آورند و نامه اعمالش را به او می دهند، در آن طاعات و عبادات بسیاری را مشاهده می کند، عرض می کند: خدایا! این نامه اعمال من نیست، زیرا من این همه عبادت را انجام نداده ام! خدا به او می فرماید: فلانی غیبت تو را کرد و به همین خاطر حسناتش را به تو دادم.

۲۳٫ قال الامام الصادق – علیه السلام – : مَن رَوی علی مؤمنٍ روایهً یُریدُ بها شینَه و هدمَ مروَّته لیَسقطَ مِن أعیُن النّاس أخرجه اللهُ عزَّ و جلَّّ مِن وَلایتِه إلی ولایهِ الشیطانِ.

«بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۲۵۴»

امام صادق – علیه السلام – فرمود: هرکس علیه شخص مؤمنی، مطلبی نقل کند که بخواهد با آن او را بدنام سازد و شخصیتش را از بین ببرد تا بدین سبب از چشم مردم بیافتد، خدای عز و جل او را از ولایت و سرپرستی خود خارج می کند و در ولایت شیطان در می آورد.

۲۴٫ قال رسول الله – صلی الله علیه و آله – : أوحی الله عزّ و جلّ إلی موسی بن عمران أنّ المغتابَ إذا تاب فهو آخِر مَن یَدخُلُ الجنهَ و إن لم یَتُبْ فهو أوّل من یَدخُلُ النّارَ.

«بحار الانوار، ج ۱، ص ۲۲۲»

رسول خدا – صلی الله علیه و آله – فرمود: خدای عز و جل به موسی بن عمران وحی نمود که شخص غیبت کننده اگر توبه کند، آخرین کسی است که داخل بهشت می شود و اگر توبه نکند اولین کسی است که وارد جهنم می گردد.

۲۵٫ قال رسول الله – صلی الله علیه و آله – : رأیتُ لیلهَ الإسراءِ رجالاً تُقرَضُ شِفاهُهُم، بمقاریضَ مِن نارٍ. قیل: مَن هُم؟ قال: الذینَ یَغتابونَ الناسَ.

«مستدرک الوسائل، ج ۹، ص ۱۲۶»

رسول خدا – صلی الله علیه و آله – فرمود: در شب معراج، مردانی را دیدم که لبهایشان را با قیچی هایی از آتش می چیدند. پرسیدند: آن ها چه کسانی بودند؟ فرمود: کسانی که غیبت مردم می کنند.

۲۶٫ قال رسول الله – صلی الله علیه و آله – : مَنِ اغتابَ مُسلماً فی شهر رمضان لم یُؤجَر علی صِیامِه.

«بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۲۵۹»

رسول خدا – صلی الله علیه و آله – فرمود: کسی که در ماه رمضان مسلمانی را غیبت کند، برای روزه اش پاداشی دریافت نخواهد کرد.

۲۷٫ قال الامام الصادق – علیه السلام – : مَن قال فی مؤمنٍ ما رأتْهُ عَیناهُ و سَمِعَتهُ اُذُناهُ فهو مِنَ الذینَ قال اللهُ عزَّ و جلَّ: إنّ الذین یُحبّون أنْ تشیِعَ الفاحِشَهُ … (نور، ۱۹).

«بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۲۴۰»

امام صادق – علیه السلام – فرمود: کسی که درباره شخص مؤمنی چیزی بگوید که با چشمانش دیده و با گوش هایش شنیده است، از شمار کسانی است که خدای عز و جل فرموده است: کسانی که دوست دارند کارهای زشت در میان مؤمنان شیوع یابد، برای آنان در دنیا و آخرت عذابی دردناک خواهد بود.

۲۸٫ قال الامام علی – علیه السلام – : ذوُو العیوبِ یُحبُّون إشاعهَ معایبِ الناسِ لیتَّسعَ لهُم العُذرُ فی معایِبِهم.

«غرر الحکم، ص ۲۰۹»

امام علی – علیه السلام – فرمود: کسانی که خود عیب و نقص دارند، علاقه مند به شایع کردن عیب های مردم هستند تا جای عذر و بهانه ای برای عیب های خودشان، باز شود.

۲۹٫ قال الامام علی – علیه السلام – : مِن أقبحِ اللُّؤم غیبهُ الأخیار.

«غرر الحکم، ص ۳۷۱»

امام علی – علیه السلام – فرمود: از زشت ترین پستی ها، غیبت کردن از نیکان است.

۳۰٫ قال الامام الصادق – علیه السلام – : فانْ أردْتَ السلامهَ فَاذکُرِ الخالقَ لا مخلوقَ فیَصیرَ لک مکانَ الغیبهِ عِبرهً و مکانَ الاثمِ ثواباً.

«بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۲۵۷»

امام صادق – علیه السلام – فرمود: اگر خواستار سلامت و تندرستی هستی، آفریدگار خود را یاد کن (و از او سخن بگو) نه آفریده (مردم) را، تا به جای غیبت کردن، پند و عبرت گیری و به جای گناه، از پاداش بهره مند شود.

۳۱٫ قال الامام علی – علیه السلام – : اَلسّامعُ لِلغیبهِ کالمُغتابِ.

«غرر الحکم، ص ۳۶»

امام علی – علیه السلام – فرمود: شنونده غیبت، مانند غیبت کننده است.

۳۲٫ قال رسول الله – صلی الله علیه و آله – : المغتابُ و المستمعُ شریکانِ فی الإثمِ.

«محجه البیضاء، ج ۲، ص ۱۳۳»

رسول خدا – صلی الله علیه و آله – فرمود: غیبت کننده و شنونده آن، هر دو در گناه غیبت شریکند.

۳۳٫ قال الامام زین العابدین – علیه السلام – : حقُّ السَّمعِ تنزیهُهُ عن سَماعِ الغیبهِ و سَماعِ ما لا یُحِلُّ سَماعُه.

«بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۴»

امام سجاد – علیه السلام – فرمود: حق گوش آن است که آن را از شنیدن غیبت و شنیدن چیزی که شنیدنش حلال نیست، دور نگه داری.

۳۴٫ قال رسول الله – صلی الله علیه و آله – : مَنِ اغتیبَ عندَه أخوهُ المُسلمُ فَاستَطاعَ نَصْرَه فلم یَنْصُرهُ خَذَلهُ اللهُ فی الدنیا و الآخرهِ.

«وسائل الشیعه، ج ۸، ص ۶۰۶»

رسول خدا – صلی الله علیه و آله – فرمود: هر کس در حضورش از برادر مسلمانش غیبت شود و او بتواند (با جلوگیری از غیبت) برادر مسلمانش را یاری و از او دفاع کند، اما این کار نکند، خداوند در دنیا و آخرت خوار و ذلیلش گرداند.

۳۵٫ قال رسول الله – صلی الله علیه و آله – : مَن رَدَّ عن أخیه غیبهً سَمِعَها فی مجلسٍ ردَّ اللهُ عنه ألفَ بابٍ مِن الشَّرِ فی الدُنیا و الآخرهِ فإن لم یَرُدُّ عنه و أعجَبَه کان علیه کوِزرِ مَنِ اغتابَ.

«وسائل الشیعه، ج ۸، ص ۶۰۷»

رسول خدا – صلی الله علیه و آله – فرمود: هرکس در مجلسی غیبتی راجع به برادر مسلمان خود بشنود و آن را از او دفع کند، خداوند هزار باب شرّ و بدی را در دنیا و آخرت از او دور سازد و اگر غیبت را از او دفع نکند و خوشحال هم بشود، گناهش همچون گناه غیبت کننده است.

۳۶٫ قال رسول الله – صلی الله علیه و آله – : ترکُ الغیبهِ أحبُّ ألَی الله عزّ و جلّ مِن عَشرهِ آلافِ رکعهٍ تطوُّعاً.

«بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۲۶۱»

رسول خدا – صلی الله علیه و آله – فرمود: ترک کردن غیبت، در نزد خدای عزّ و جلّ از ده هزار رکعت نماز مستحبی محبوب تر است.

۳۷٫ قال رسول الله – صلی الله علیه و آله – : مَن کفَّ لسانَه عن أعراضِ المسلمینَ فی مَغیبِهِم و فی مَشهَدِهم أقالَهُ اللهُ عَثرَتَهُ یومَ القیامهِ.

«مستدرک الوسائل، ج ۹، ص ۱۱۳»

رسول خدا – صلی الله علیه و آله – فرمود: کسی که زبانش را از (ریختن) آبروی مسلمانان در غیاب و در حضورشان، باز دارد، خداوند لغزش هایش را در روز قیامت می بخشد.

۳۸٫ قال رسول الله – صلی الله علیه و آله – : کفّارهُ الاغتیابِ أنْ تَستَغفَر لمن اغتَبَته.

«بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۲۵۳»

رسول خدا – صلی الله علیه و آله – فرمود: کفاره غیبت، آن است که برای شخص غیبت شده، طلب آمرزش نمایی.

۳۹٫ قال الامام الصادق – علیه السلام – : فإن اغتَبتَ فَبَلَغَ المُغتابَ فلَمْ یبقَ إلّا أنْ تَستَحلَّ منه و إنْ لَم یَبلُغهُ و لم یَلحَقهُ عِلمُ ذلک فاستَغفرِ اللهَ لَه.

«مرآه العقول، ج ۱۰، ص ۴۳۲»

امام صادق – علیه السلام – فرمود: اگر غیبت کنی و خبر آن به شخص غیبت شده برسد، چاره ای نداری جز این که از وی حلالیت بطلبی و اگر به او نرسد و نداند، باید برای وی از خداوند طلب آمرزش نمایی.

۴۰٫ قال الامام الحسین – علیه السلام – : ثلاثٌ مُنجِیاتٌ للمؤمن: کَفُّ لسانِهِ عَنِ النّاسِ و اغتیابِهِم.

«بحار الانوار، ج ۵، ص ۱۴۰»

امام حسین – علیه السلام – فرمود: سه چیز وسیله نجات مؤمن است: (یکی از آنها) بازداشتن زبان از غیبت مردم است.

شب زنده دار خائف

نوف بن فضاله بکالی، منسوب به قریه «بکال یمن»، از قبیله حمیر بود و سعادت همنشینی و مصاحبت با امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ نصیبش شده بود، و به عنوان یار مخلص و همراز علی ـ علیه السلام ـ به شمار می رفت. او در زهد و وارستگی و خصوصیات اخلاقی به علی ـ علیه السلام ـ بسیار نزدیک بود.[۱]
او می گوید: نیمه شبی علی ـ علیه السلام ـ را دیدم، که از بستر خواب برخاسته و به ستارگان آسمان می نگرد، و به من فرمود: «ای نوف! خوابی یا بیدار؟!» گفتم: «بیدارم و به ستارگان می نگرم».
فرمود: ای نوف! خوشا به سعادت زاهدان و وارستگان در دنیا و مشتاقان به سرای آخرت آنان که زمین را آسایشگاه خود نموده و خاک زمین را بستر خود ساخته و آب آن را به جای عطر پذیرفته اند و قرآن را شعار (لباس زیرین) خود، و دعا را همچون لباس روئین، قرار داده و دنیا را همچون شیوه مسیح ـ علیه السلام ـ برگزیده اند.
ای نوف! داود (پیامبر) ـ علیه السلام ـ ، در چنین ساعتی از شب، دست به دعا به پیشگاه خدا برداشت. و گفت: «براستی که این همان ساعتی است که هیچ بنده ای در آن دعا نمی کند مگر اینکه دعایش به استجابت می رسد» مگر دعای آن کس که مأمور جمع کردن مالیات برای زمامدار ظالم، یا جاسوس مخفی و یا مأمور انتظامی (برای دستگاه ظلم) و یا طنبورزن و یا طبّال (گرداننده ساز و آواز حرام) باشد که دعای این افراد، به استجابت نمی رسد.[۲]

[۱] . شرح نهج خوئی، ج ۲۱، ص ۱۵۶٫
[۲] . نهج البلاغه، حکمت ۱۰۴٫

محمد محمد اشتهاردی – داستان های نهج البلاغه

احادیث در رابطه با مذمت تمسخر و شوخی

حدیث (۱) امام سجاد علیه‏السلام :

وَ الذُّنُوبُ الّتى تُنزِلُ النِّقَمَ عِصیانُ العارِفِ بِالبَغىِ وَ التَطاوُلُ عَلَى النّاسِ وَ الاِستِهزاءُ بِهِم وَ السُّخریَّهُ مِنهُم ؛

گناهانى که باعث نزول عذاب مى‏شوند، عبارت‏اند از: ستم کردن شخص از روى آگاهى، تجاوز به حقوق مردم، و دست انداختن و مسخره کردن آنان.

معانى الاخبار ،ص۲۷۰

شوخی
حدیث (۱) امام باقر علیه السلام :

إِنَّ اللّه  عَزَّوَجَلَّ یُحِبُّ المُداعِبَ فِى الجَماعَهِ بِلا رَفَثٍ؛
خداوند عزوجل دوست دارد کسى را که در میان جمع شوخى کند به شرط آن که ناسزا نگوید.

کافى، ج۲، ص۶۶۳، ح۴

حدیث (۲) رسول اکرم صلى الله علیه و آله :

إِنّى أَمزَحُ وَلا أَقولُ إِلاّ حَقّا؛
من شوخى مى کنم، اما جز حق نمى گویم.

شرح نهج البلاغه، ج۶، ص۳۳۰

حدیث (۳) رسول اکرم صلى الله علیه و آله :

اَلمُؤمِنُ دَعِبٌ لَعِبٌ وَالمُنافِقٌ قَطِبٌ غَضِبٌ؛
مؤمن شوخ و شنگ است و منافق اخمو و عصبانى.

تحف العقول، ص ۴۹

حدیث (۴) رسول اکرم صلى الله علیه و آله :

أَتَتِ امرَأَهٌ عَجوزٌ إِلَى النَّبِىِّ صلى الله علیه و آله فَقالَ لاتَدخُلُ الجَنَّهَ عَجوزٌ، فَبَکَت، فَقالَ: إِنَّکَ لَستَ یَومَئِذٍ بَعَجوزٍ، قالَ اللّه  تَعالى: (إِنّا أَنشَناهُنَّ إِنشاءً فَجَعَلناهُنَّ أَبکارا)؛
پیر زنى نزد پیامبر صلى الله علیه و آله آمد. حضرت به او فرمودند: پیر به بهشت نمى رود. پیرزن گریست. حضرت فرمودند: تو در آن روز پیر نخواهى بود. خداى متعال مى فرماید: «ما آنان را آفرینش نوینى بخشیدیم و همه را دوشیزه قرار دادیم».

تنبیه الخواطر، ج۱، ص۱۱۲

حدیث (۵) امام کاظم علیه السلام :

إِنَّ رَسولَ اللّه  صلى الله علیه و آله کانَ یَتیهِ العرابىُّ فَیُهدى لَهُ الهَدیَّهَ، ثُمَّ یَقولُ مَکانَهُ: أَعطِنا ثَمَنَ هَدیَّتِنا فَیَضحَکُ رَسولُ اللّه  صلى الله علیه و آله وَکانَ إِذَا اغتَمَّ یَقولُ: ما فَعَلَ العرابىُّ؟! لَیتَهُ أَتانا؛

 

بادیه نشینى بود که نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله مى آمد و براى آن حضرت هدیه مى آورد و همان جا مى گفت: پول هدیه ما را بده و رسول خدا صلى الله علیه و آله مى خندیدند. آن حضرت هرگاه اندوهگین مى شدند، مى فرمودند: آن بادیه نشین چه شد؟ کاش نزد ما مى آمد.

کافى، ج۲، ص۶۶۳، ح۱

حدیث (۶) امام على علیه السلام :

کَثرَهُ المِزاحِ تَذهَبُ البَهاءَ وَتوجِبُ الشَّحناءَ؛
شوخى زیاد، ارج و احترام را مى برد و موجب دشمنى مى شود.

غررالحکم، ج۴، ص۵۹۷، ح۷۱۲۶

حدیث (۷) امام على علیه السلام :

مَن کَثُرَ مِزاحُهُ استُجهِلَ؛
هر کس زیاد شوخى کند، نادان شمرده مى شود.

غررالحکم، ج۵، ص۱۸۳، ح۷۸۸۳

حدیث (۸) امام على علیه السلام :

رُبَّ هَزلٍ عاد َجِدّا؛
چه بسا شوخى اى که جدّى مى شود.

تحف العقول، ص۸۵

حدیث (۹) رسول اکرم صلى الله علیه و آله :

لا یَبلُغُ العَبدُ صَریحَ الیمانِ حَتّى یَدَعَ المِزاحَ وَالکَذِبَ وَیَدَعَ المِراءَ وَإِن کانَ مُحِقّا؛
بنده به ایمان ناب نرسد، مگر آن که شوخى و دروغ را ترک گوید و مجادله (بگومگو) را رها کند، هر چند حق با او باشد.

الترغیب و الترهیب، ج۳، ص۵۹۴، ح۲۰

حدیث (۱۰) امام صادق علیه السلام :

إِذا أَحبَبتَ رَجُلاً فَلا تُمازِحهُ وَلاتُمارِهِ؛
هر گاه کسى را دوست داشتى، با او نه شوخى کن نه مجادله.

کافى، ج۲، ص۶۶، ح۹

حدیث (۱۱) پیامبر صلى الله علیه و آله :

اَنا زَعیمٌ بِبَیتٍ فى رَبَضِ الجَنَّهِ وَ بَیتٍ فى وَسَطِ الجَنَّهِ وَ بَیتٍ فَى اَعلَى الجَنَّهِ، لِمَن تَرَکَ المِراءَ وَ اِن کانَ مُحِقّـا وَ لِمَن تَرَکَ الکِذبَ وَ اِن کانَ هازِلاً وَ لِمَن حَسَّنَ خُلقَهُ؛

 

من براى کسى که بگومگو را رها کند، هر چند حق با او باشد و براى کسى که دروغ گفتن را اگر چه به شوخى باشد، ترک گوید و براى کسى که اخلاقش را نیکو گرداند، خانه اى در حومه بهشت و خانه اى در مرکز بهشت و خانه اى در بالاى بهشت ضمانت مى کنم.

خصال، ص ۱۴۴، ح۱۷۰

حدیث (۱۲) امام باقر علیه السلام :

اِنَّ اللّه  عَزَّوَجَلَّ یُحِبُّ المُداعِبَ فِى الجَماعَهِ بِلارَفَثٍ؛

خداوند عزوجل، کسى را که در میان جمع شوخى کند، دوست دارد به شرط آن که ناسزا نگوید.

کافى، ج۲، ص۶۶۳، ح۴

حدیث (۱۳) امام على علیه السلام :

کَثرَهُ المِزاحِ تُذهِبُ البَهاءَ وَ توجِبُ الشَّحناءَ؛

شوخى زیاد، ارج و احترام را مى برد و موجب دشمنى مى شود.

غرر الحکم، ح ۷۱۲۶

حدیث (۱۴) امام حسن عسکری علیه السلام:

لا تُمار فَیذهَبَ بَهاوُک وَ لا تمازح فَیجتَرَاُ عَلَیک؛
جدال مکن که ارزشت می رود و شوخی مکن که بر تو دلیر شوند

تحف العقول، ص ۴۸۶

حدیث (۱۵) امام موسی کاظم علیه السلام:

اِیاک وَ المِزاحَ فَاِنَّهُ یذهَبُ بِنُورِ ایمانِک؛
از شوخی (بی مورد) بپرهیز، زیرا که شوخی نور ایمان تو را می برد.

بحارالانوار، ج۷۸، ص۳۲۱

حدیث (۱۶) امام على علیه‏السلام :

کانَ رَسولُ اللّه‏ِ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله لَیَسُرُّ الرَّجُلَ مِنْ اَصحابِهِ اِذا رَآهُ مَغْموما بِالْمُداعَبَهِ وَ کانَ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله یَقولُ: اِنَّ اللّه‏َ یُبْغِضُ الْمُعَبِّسَ فى وَجْهِ اِخْوانِهِ؛

هرگاه رسول اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله یکى از اصحاب خود را غمگین مى‏دیدند، با شوخى او را خوشحال مى‏کردند و مى‏فرمودند: خداوند، کسى را که با برادران (دینى) اش با ترشرویى و چهره عبوس روبرو شود، دشمن مى‏دارد.

رسائل شهید ثانى، ص ۳۲۶

حدیث (۲۸) امام صادق علیه‏السلام :

کانَ رَسولُ اللّه‏ِ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله یُداعِبُ وَ لا یَقولُ اِلاّ حَقّـا؛

رسول اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله شوخى مى‏کردند ولى جز حقّ چیزى نمى‏گفتند.

مستدرک الوسائل، ج ۸ ، ص ۴۰۸

حدیث(۲۹) امام محمدباقر علیه‏السلام :

 اِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ یُحِبُّ المُداعِبَ فی الجَماعَهِ بِلا رَفَث؛

خداوند عزوجل کسی را که در میان جمع ، بدون ناسزاگویی شوخی کند، دوست دارد .

کافی، ج۲، ص۶۶۳

مسخره کردن دیگران از منظر قرآن و روایات

مسخره کردن دیگران از منظر قرآن و روایات


یکى از محرّمات (که از عوامل غیبت هم به شمار مى‏رود) مسخره کردن و استهزاء است و شک نیست که سخریّه و استهزاء یکى از عواملی است که بسیارى از اوقات انسان‏هاى ضعیف الایمان را وادار به غیبت مى‏کند. آرى، هستند کسانى که به منظور بى اعتبار کردن دیگران از عامل تمسخر بهره مى‏گیرند و براى مجلس آرایى و خنداندن حاضران از آبرو و حیثیت دیگران مایه مى‏گذارند و با کارهایى از قبیل تقلید در راه رفتن، سخن گفتن، غذا خوردن و خلاصه به هر طریقى از اشاره و کنایه و… دیگران را به مسخره مى‏گیرند و از این راه حس خودپسندى و انتقامجویى خویش را اشباع مى‏کنند و حد اقلّ با خرج کردن آبروى دیگران مستمعان و دوستان خود را راضى مى‏سازند و بدین جهت است که قرآن کریم از این عمل شدیدا نهى کرده و آن را به عنوان ظلم و ستم مورد توبیخ و تهدید قرار داده است و امر به توبه مى‏کند و مى‏فرماید:

یا ایُّهَا الَّذینَ امَنُوا لا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى‏ انْ یَکُونُوا خَیْرا مِنْهُم وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى‏ انْ یَکُنَّ خَیْرا مِنْهُنَّ وَ لا تَلْمِزُوا انْفُسَکُمْ وَ لا تَنابَزُوا بِالالْقابِ بِئْسَ الاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الایمانِ وَ مَنْ لَمْ یَتُبْ فَاولئِکَ هُمُ الظّالِمُونَ. اى کسانى که ایمان آورده‏اید نباید گروهى از مردان شما گروه دیگر را استهزاء کنند، شاید آنها که مورد استهزاء واقع مى‏شوند بهتر از مسخره کنندگان باشند. و همچنین زنان یکدیگر را مسخره نکنند، زیرا ممکن است زنان مسخره شده از آنها که مسخره مى‏کنند بهتر باشند. و مبادا از یکدیگر عیب جویى کنید و زنهار از اینکه یکدیگر را با القاب زشت و ناپسند یاد کنید که پس از ایمان آوردن، نامى که نشان از فسق و فجور دارد بسیار زشت است و هر کس که از این رفتار توبه نکند ستمگر و ظالم است.
برخى از مفسّران در شأن نزول آیه فوق گفته‏اند: این آیه در باره ثابت بن قیس بن شماس نازل شده است. ثابت گوشهایش سنگین بود و هنگامى که وارد مسجد مى‏شد براى او راه باز مى‏کردند تا برود نزدیک پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلم بنشیند و سخنان حضرت را بشنود. یک روز وارد مسجد شد در حالى که مردم از نماز صبح فارغ شده و هر کدام در جایى نشسته بودند. ثابت نیز طبق روش هر روز سعى مى‏کرد نزدیک پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلم بنشیند، به این جهت جمعیت را مى‏شکافت و مى‏گفت جا بدهید، جا بدهید تا خدمت پیامبر بروم.
سر انجام یکى از آنها گفت همین جا بنشین. او نیز همانجا نشست ولى از اینکه راهش ندادند تا نزدیک پیامبر بنشیند به شدت ناراحت شد. پس از اینکه هوا روشن شد ثابت از روى ناراحتى گفت: این مرد کیست؟ گفت: من فلان کس هستم. ثابت گفت: فرزند فلان زن؟ و نام مادر او را طورى بر زبان جارى کرد که در آن دوران (دوران جاهلیت) این گونه تعبیر را مایه سرزنش و ملامت مى‏دانستند. آن مرد شرمنده شد و از خجالت سر به زیر افکند، سپس این آیه نازل شد.
یادآورى
ملاک و میزان و معیار ارزش‏ها نزد خداى متعال تقوا و پاکدامنى است.
از این رو هیچ کس حق ندارد دیگرى را کوچک بشمرد و با چشم حقارت به او بنگرد، چه بسا همین شخص پیش خدا آبرومند باشد.
مقام مؤمن در پیشگاه خدا
بنده مؤمن نزد خداوند متعال بسیار عزیز و محترم است. خداوند بندگان مؤمن را دوست مى‏دارد و عزت و سربلندى را از آن مؤمنان مى‏داند، چنانکه مى‏فرماید:
… وَ لِلّهِ الْعِزَّه وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤمِنینَ… عزّت و سرفرازى تنها از آن خدا و پیامبر و مؤمنان است… و به همین جهت در سوره حجرات آیه «لا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ…»  فرمود هر کس مؤمنان را مسخره کند یا با القاب زشت از آنها یاد کند در زمره ستمکاران محسوب مى‏شود. و در جاى دیگر مى‏فرماید:
الَّذینَ یَلْمِزُونَ المُطَّوِّعینَ مِنَ الْمُؤمِنینَ فِى الصَّدَقاتِ وَ الَّذینَ لا یَجِدُونَ الا جُهْدَهُمْ فَیَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ الیمٌ.  آنان که از مؤمنان متعبّد و متعهّد به خاطر صدقاتى که در راه خدا مى‏دهند انتقاد و عیب‏جویى مى‏کنند و نیز افراد بى بضاعتى را که حد اکثر توانشان را در طبق اخلاص نهاده‏اند به مسخره مى‏گیرند، خداوند نیز آنها را مسخره خواهد کرد و براى آنان عذابى دردناک در پیش است.
همچنین در احادیث اسلامى آمده است که احترام به مؤمن احترام به خدا است و اهانت و تحقیر مؤمن اهانت به ذات اقدس الهى و موجب خشم خداوند سبحان است و در حدیث قدسى آمده است: خداوند به کسانى که مؤمنان را بیازارند اعلان جنگ مى‏دهد:
عن أبی عبد اللّه ـ علیه السلام ـ قال: قال اللّه عزّ و جلّ: لِیَأذَنْ بِحَرْبٍ مِنّى، مَنْ اذَلَّ عَبْدِىَ الْمُؤمِنَ وَ لِیَأمَنْ مِنْ غَضَبى مَنْ اکْرَمَ عَبْدِىَ الْمُؤمِنَ. از امام صادق -علیه السلام- آمده است که خداوند عزّ و جلّ فرمود: کسى که بنده مؤمن مرا خوار شمارد باید بداند که خداوند با او در جنگ است و کسى که بنده مؤمن مرا تعظیم و تکریم کند بى شک از غضب من در امان است.
رسولخدا -صلّى اللّه علیه و آله- فرمود:
و من اذلّ مؤمنا اذلّه اللّه…. کسى که مؤمنى را خوار شمارد خدا او را ذلیل خواهد کرد.
امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود:
من حقّر مؤمنا لقلّه ماله حقّره اللّه فلم یزل عند اللّه محقورا حتّى یتوب ممّا صنع… .
کسى که به خاطر فقر و تهیدستى مؤمنى را کوچک شمرد خداوند او را کوچک مى‏شمارد و همیشه در نزد خدا خوار و زبون است تا آنکه از کردارش توبه کند…
حرمت مؤمن از حرمت کعبه بیشتر است
ابن أبی الحدید در شرح این جمله از نهج البلاغه (اذا استولى الصلاح على الزمان و اهله…) روایتى را از رسولخدا -صلّى اللّه علیه و آله – چنین نقل مى‏کند:
و الخبر ما رواه جابر قال: نظر رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله و سلّم إلى الکعبه فقال: مرحبا بک من بیت ما اعظمک و أعظم حرمتک و اللّه انّ المؤمن أعظم حرمه منک عند اللّه عزّ و جلّ، لأنّ اللّه حرّم منک واحده و من المؤمن ثلاثه: دمه و ماله و أن یظنّ به ظنّ السّوء… .
جابر روایت کرده است که رسولخدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم به کعبه نظر افکند و فرمود: آفرین بر تو، خانه‏اى که چقدر بزرگى و احترام تو چقدر زیاد است سوگند به خدا، احترام مؤمن نزد خدا از تو بیشتر است، زیرا حرمت تو فقط از یک جهت است (که خونریزى در تو حرام است‏)، ولى مؤمن از سه جهت احترام دارد:
۱٫ خون وى محترم است.
۲٫ مال او حرمت دارد.
۳٫ بدگمانى نسبت به او حرام است.
تذکّر لازم:
آنچه بیش از هر چیز در پیشگاه خداى متعال اهمیت و ارزش دارد تقوا است و سایر امور از قبیل پول و جاه و مقام و منصب و… دلیل بر عظمت و محبوبیت انسان نیست. از این رو نباید در هیچ مؤمنى به دیده حقارت و پستى نگریست، چرا که ما نمى‏دانیم اولیاى خدا چه کسانى هستند، چون از باطن افراد جز پروردگار هیچ کس آگاه نیست، چنانکه حضرت رسول گرامى اسلام- صلّى اللّه علیه و آله- نیز در ضمن یکى از سخنان خود فرمود:
إنّ اللّه عزّ و جلّ کتم ثلاثه فی ثلاثه:… و کتم ولیّه فی خلقه… و لا یزر أنّ احدکم بأحد من خلق اللّه فانّه لا یدرى أیّهم ولىّ اللّه.
خداى عزّ و جلّ سه چیز را در سه چیز مخفى کرده است:… ولىّ خود را درمیان خلق خویش مخفى داشته است… بنابر این مبادا هیچ یک از شماها احدى از بندگان خدا را کوچک شمرد، زیرا نمى‏داند کدامیک از آنها ولىّ خدا است.
همچنین حضرت على علیه السلام در ضمن حدیثى فرمود:
إنّ اللّه تبارک و تعالى أخفى أربعه فی أربعه… و أخفى ولیّه فی عباده فلا تستصغرنّ عبدا من عبید اللّه فربّما یکون ولیّه و أنت لا تعلم. خداى تبارک و تعالى چهار چیز را در چهار چیز پنهان نموده است:… ولىّ خود را در میان بندگان خویش پنهان داشته است. پس به هیچ بنده‏اى از بندگان خدا با چشم حقارت نگاه مکن که شاید همان (کسى که به او بى‏اعتنا هستى‏) ولىّ خدا باشد و تو ندانى.
سرانجام بد سخریّه و استهزاء
بى‏تردید، کسى که به مردم اهانت کند و آنها را مورد تمسخر و استهزاء قرار دهد گناه بزرگى را مرتکب شده و باید در انتظار عواقب سوء و آثار بد آن باشد، زیرا هیچ عملى بدون بازتاب نخواهد بود:
فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّه خَیْرا یَرَهُ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّه شَرّا یَرَهُ.  پس در آن روز هر کس به قدر ذرّه‏اى کار نیک کرده آن را خواهد دید و هر کس به قدر ذره‏اى کار زشت مرتکب شده آن را خواهد دید.
از آثار بد هرزه گویى و مسخره کردن دیگران غفلت و بى تفاوتى و از دست دادن احساس مسئولیت است. افرادى که به این بیمارى دچار مى‏شوند قهرا از ذکر خدا غافل شده و از عبادت پروردگار لذت نمى‏برند، یعنى در عبادت حضور قلب ندارند و با اکراه و بى میلى با آن روبرو مى‏شوند.
از قرآن کریم استفاده مى‏شود که یکى از موجبات غفلت و فراموشى از یاد خدا استهزاء و تحقیر مؤمنان است، زیرا بندگان مؤمن، مظاهر دین و مفاخر شریعت سیّد مرسلین‏اند و بى اعتنایى به مقام و منزلت آنان موجب سلب توفیق و باعث تاریکى دل مى‏شود و سر انجام انسان را با دوزخیان گمراه، همراه و همنشین مى‏سازد.

 

خداوند تعالى در کتابش آنگاه که وخامت حال دوزخیان و کیفیت بازپرسى از آنان را ترسیم و تشریح مى‏کند و به جزع و فزع آنان براى بیرون آمدن و نجات از عذاب دردناک و سوزان دوزخ اشاره مى‏فرماید، با جمله «… اخْسَئُوا فیها وَ لا تُکَلِّمُون (اى سگها دور شوید و با من سخن مگویید) به آنها پاسخ مى‏دهد.

و سپس مى‏فرماید: 
إنَّهُ کانَ فَریقٌ مِنْ عِبادى یَقُولُونَ رَبَّنا امَنّا فَاغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا وَ انْتَ خَیْرُ الرّاحِمینَ، فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِیّا حَتّى‏ انْسَوْکُمْ ذِکْرى وَ کُنْتُمْ مِنْهُمْ تَضْحَکُونَ، انّى جَزَیْتُهُمُ الْیَوْمَ بِما صَبَروُا انَّهُمْ هُمُ الْفائِزُونَ.  این شما بودید که وقتى گروهى از بندگان من مى‏گفتند: «پروردگارا ما ایمان آورده‏ایم، ما را بیامرز و بر ما ترحّم فرما که تو بهترین رحم کنندگانى» آنها را به باد مسخره گرفتید تا آنجا که مرا بکلى فراموش کرده بودید و تنها کارتان این بود که بر آن خدا پرستان خنده مى‏کردید. اما امروز من به آنان به خاطر صبر و استقامتشان پاداش (نیک‏) مى‏دهم، که تنها آنان پیروز و رستگارند. 
حال که معلوم شد یکى از موجبات غفلت و فراموشى از ذکر خدا استهزاى مؤمنان و بى احترامى به آنان است، باید دانست که اگر کسى با همین حال از دنیا برود و توبه نکند زندگى سخت و طاقت فرسایى در انتظار اوست و در روز قیامت کور و نا بینا وارد محشر شده و مشمول رحمت الهى واقع نخواهد شد، چنانکه مى‏فرماید: 
وَ مَنْ اعْرَضَ عَنْ ذِکْرى فَانَّ لَهُ مَعیشَه ضَنْکا وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیمَه اعْمى‏، قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنى اعْمى‏ وَ قَدْ کُنْتُ بَصیرا، قالَ کَذلِکَ اتَتْکَ ایاتُنا فَنَسیتَها وَ کَذلِکَ الْیَوْمَ تُنْسى‏. 
هر کس از یاد من روى گرداند براى او زندگى سخت و تنگى خواهد بود و روز قیامت او را نابینا محشور مى‏کنیم. او مى‏پرسد: پروردگارا چرا مرا نابینا محشور کردى با اینکه من در دنیا بینا بودم؟ خدا در پاسخ مى‏گوید: این به خاطر آن است که آیات ما به تو رسید ولى تو آنها را بکلى فراموش کردى و به کیفر آن امروز تو فراموش خواهى شد (: ما تو را فراموش مى‏کنیم‏). 
فردا نوبت مؤمنان است
قرآن کریم در جاى دیگر مى‏فرماید: کسانى که در دنیا افراد با ایمان را مسخره مى‏کنند و با خنده‏هاى تمسخر آمیز و تحقیر کننده از کنارشان مى‏گذرند و با اشاره‏هاى چشم و ابرو آنان را به مسخره مى‏گیرند و از این کار (زشت‏) خود اظهار سرور و خوشحالى نموده و به آن مباهات مى‏کنند و… باید بدانند که فردا نوبت مؤمنان است که بر آنها بخندند. اینک متن آیات: 
انَّ الَّذینَ اجْرَمُوا کانُوا مِنَ الَّذینَ امَنُوا یَضْحَکُونَ.  
مجرمان و بد کاران همیشه در دنیا به مؤمنان مى‏خندیدند. 
وَ اذا مَرُّوا بِهِمْ یَتَغامَزُونَ.  
و هنگامى که از کنار مؤمنان مى‏گذرند با اشاره‏هاى چشم و ابرو آنها را مسخره مى‏کنند. 
وَ اذَا انْقَلَبُوا الى‏ اهْلِهِمُ انْقَلبُوا فَکِهینَ. 
و هنگامى که به سوى خانواده خود باز مى‏گردند مسرور و خندانند.
وَ اذا رَاوْهُمْ قالُوا انَّ هؤُلاءِ لَضالُّون. 

و هنگامى که آنها را (مؤمنان را) مى‏دیدند مى‏گفتند این‏ها گمراهانند.
وَ ما ارْسِلُوا عَلَیْهِمْ حافِظینَ. در حالى که آنها هرگز مأمور مراقبت و متکفّل آنان (: مؤمنان‏) نبودند.
فَالْیَوْمَ الَّذینَ امَنُوا مِنَ الْکُفّارِ یَضْحَکُونَ. ولى امروز مؤمنان به کافران مى‏خندند.
عَلىَ الارائِکِ یَنْظُرُونَ. در حالى که بر تختهاى مزیّن بهشتى نشسته‏اند و نگاه مى‏کنند.
سپس به عنوان طعن و تمسخر گفته مى‏شود:
هَلْ ثُوِّبَ الْکُفّارُ ما کانُوا یَفْعَلُونَ ؟آیا کافران پاداش اعمالشان را گرفتند؟ خلاصه اینکه سخریه و استهزاء نوعى عیب جویى است و سزاوار نیست انسان براى اینکه عده‏اى را بخنداند مرتکب این گناه شود و دیگران را تحقیر کند و کسانى که مردم را مسخره مى‏کنند به خود مغرورند و همین غرور و خودبینى آنان سبب مى‏شود که افراد مؤمن و متدیّن را به چشم حقارت بنگرند و در نتیجه براى خود عذابى سخت و دردناک آماده کنند که نمونه‏اى از آن در آیات فوق از نظرتان گذشت.
زیانهاى سخریه از منظر روایات

در روایات معصومین علیهم السلام نیز از کسانى که مؤمنان را تحقیر و تمسخر مى‏کنند شدیدا نکوهش شده است. در این مورد به چند حدیث اکتفا مى‏شود. 

یاوه سرایى و خسران ابدى:
کسانى که از راه غیبت، تهمت، اهانت و تحقیر مردم، دیگران را مى‏خندانند باید بدانند که در روز قیامت از خاسران و زیانکارانند.
امام صادق -علیه السلام – فرمود:
کان بالمدینه رجل بطّال یضحک النّاس منه فقال قد أعیانى هذا الرّجل أن أضحکه (یعنى علىّ بن الحسین) قال: فمرّ علىّ علیه السّلام و خلفه مولیان له قال: فجاء الرّجل حتّى انتزع ردائه من رقبته، ثمّ مضى، فلم یلتفت إلیه علىّ علیه السّلام فاتّبعوه و أخذوا الرّداء منه فجائوا به فطرحوه علیه، فقال لهم، من هذا؟ فقالوا: هذا رجل بطّال یضحک أهل المدینه فقال: قولوا له إنّ للّه یوما یخسر فیه المبطلون.
در شهر مدینه مردى پست و فرومایه بود که کار او فقط هرزه‏گویى و خنداندن مردم بود. یک روز گفت که این مرد (یعنى على بن الحسین) مرا عاجز کرده است زیرا تا کنون نتوانسته‏ام او را بخندانم. (منتظر فرصتى بود) تا اینکه روزى امام سجاد علیه السلام به همراه دو تن از خدمتگزاران خود مى‏گذشت. او نیز (فرصتى به دست آورد) و عباى آن حضرت را از دوش مبارکش کشید و رفت.
امام هیچ گونه اعتنایى به او نکرد. کسانى که آنجا بودند رفتند و رداى امام سجاد علیه السلام را از او گرفته و بر دوش مبارک آن بزرگوار انداختند.
امام علیه السلام پرسید: این شخص که بود؟ گفتند: او مرد هرزه‏گو و خوشمزه‏اى است که مردم مدینه را مى‏خنداند. فرمود: به او بگویید خدا را روزى است که در آن روز یاوه‏سرایان زیانکار خواهند شد.
به هر حال، تردیدى نیست که این گونه افراد در روز قیامت گرفتار انواع عذاب و شکنجه خواهند شد و همان گونه که در دنیا مؤمنان را مسخره مى‏کردند و مى‏خندیدند اهل ایمان نیز در روز قیامت بر آنها مى‏خندند.

پیامبر اکرم -صلّى اللّه علیه و آله- فرمود:

إنّ المستهزئین بالنّاس یفتح لأحدهم باب من الجنّه فیقال هلمّ هلمّ فیجى‏ء بکربه و غمّه فاذا أتاه اغلق دونه ثمّ یفتح له باب اخر فیقال هلمّ هلمّ فیجى‏ء بکربه و غمّه فاذا أتاه اغلق دونه فما یزال کذلک حتّى إنّ الرّجل لیفتح له الباب فیقال له هلمّ هلمّ فلا یأتیه.
در روز قیامت کسانى را که در دنیا مردم را مسخره مى‏کردند مى‏آورند و درى از بهشت به روى آنان مى‏گشایند و به آنها مى‏گویند بیایید بیایید. آنها با آن همه سختى و ناراحتى به پیش مى‏آیند و همین که نزدیک در مى‏رسند در به روى آنها بسته مى‏شود. سپس در دیگرى به روى آنها باز مى‏شود و گفته مى‏شود شتاب کنید شتاب کنید. این بار نیز آنها با ناراحتى حرکت مى‏کنند و همین که نزدیک این در مى‏روند آن نیز بسته مى‏شود و همین طور این کار تکرار مى‏شود تا جایى که نا امید مى‏شوند و سر انجام دیگر به سوى هیچ درى نمى‏روند. در اینجا مؤمنان که ساکنان بهشت‏اند به آنها نظاره مى‏کنند به آنان مى‏خندند.

نتیجه بحث

با توجه به مطالبى که بیان شد، افراد متعهّد و مؤمن باید از این رفتار زشت و ناپسند از دو جهت دورى جویند:
– یکى آنکه هرزگى و مسخرگى بالطبع زشت است.
– دوم آنکه موجب گناه کبیره دیگر – یعنى غیبت- نیز مى‏شود.
پروردگارا ما را از لغزش‎ها محفوظ بدار.

اعمال هنگام خواب درکلام حضرت زهرا(س)

 اعمال هنگام خواب درکلام حضرت زهرا(س)


حضرت زهرا سلام (علیها السلام) فرمودند:
یکشب رختخوابم را پهن کرده بودم و می خواستم بخوابم ، حضرت رسول (ص) بر من وارد شد و فرمودند: ای فاطمه ! نخواب ، مگر چهار عمل را بجا آوری . گفتم : آن چهار عمل چیست ؟! فرمود:
اول : ختم قرآن کن . دوم : پیغبران را شفیع خود گردان . سوم : مؤ منین را از خود خوشنود گردان . چهارم : حج و عمره را بجا آور. سپس مشغول نماز شدند، من منتظر ماندم تا نماز حضرت تمام شد، گفتم : یا رسول اللّه ، مرا امر فرمودید: به چهار چیز که قدرت انجام آن را دراین وقت ندارم . آن حضرت تبسمی کردند و فرمودند:
۱ هر وقت خواستی بخوابی قل هو اللّه احد را سه مرتبه خوان ، مثل این است که قرآن را ختم کردی یعنی ثواب ختم قرآن را برایت می نویسند. ۲ وقتی که بر من و پیغبران قبل از من صلوات بفرستی ، ما در روز قیامت شفیعان تو خواهیم بود. یعنی بگویی : سَلامٌ عَلَی جَمیعِ الاْ نْبیاء و المُرسَلین ۳ وقتی برای مؤ منین استغفار بگویی ، یعنی بگویی : اَللّهُمَّ اغْفِر المُؤ منینَ و المُؤ منات . پس تمام آنها از تو خوشنود می شوند. ۴ و وقتی بگویی : سُبْحانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُالِلّهِ وَلا اِلهَ اِلا اللّهُ وَاللّهُ اَکْبَرُ. پس حج و عمره بجا آوردی .

داستانهایی از اذکار ختوم و ادعیه مجرب / علی میر خلف زاده

آیا میدانیدکلمه اى که اوّلش کفر و آخرش ایمان است چیست؟

 آیا میدانیدکلمه اى که اوّلش کفر و آخرش ایمان است چیست؟


ابن ابى لیلى – که یکى از دوستان امام جعفر صادق علیه السلام است – حکایت نماید:

 روزى به همراه نعمان کوفى به محضر مبارک آن حضرت وارد شدیم ، حضرت به من فرمود: این شخص کیست ؟

عرض کردم : مردى از اهالى کوفه به نام نعمان مى باشد، که صاحب راءى و داراى نفوذ کلام است .

حضرت فرمود: آیا همان کسى است که با راءى و نظریّه خود، چیزها را با یکدیگر قیاس مى کند؟

عرض کردم : بلى .

پس حضرت به او خطاب نمود و فرمود: اى نعمان ! آیا مى توانى سرت را با سایر اعضاء بدن خود قیاس نمائى ؟

نعمان پاسخ داد: خیر.

حضرت فرمود: کار خوبى نمى کنى ، و سپس افزود: آیا مى شناسى کلمه اى را که اوّلش کفر و آخرش ایمان باشد؟

جواب گفت : خیر.

امام علیه السلام پرسید: آیا نسبت به شورى آب چشم و تلخى مایع چسبناک گوش و رطوبت حلقوم و بى مزّه بودن آب دهان شناختى دارى ؟

اظهار داشت : خیر.

ابن ابى لیلى مى گوید: من به حضور آن حضرت عرضه داشتم : فدایت شوم ، شما خود، پاسخ آن ها را براى ما بیان فرما تا بهره مند گردیم .

بنابراین حضرت صادق علیه السلام در جواب فرمود: همانا خداوند متعال چشم انسان را از پیه و چربى آفریده است ؛ و چنانچه آن مایع شور مزّه ، در آن نمى بود پیه ها زود فاسد مى شد.

و همچنین خاصیّت دیگر آن ، این است که اگر چیزى در چشم برود به وسیله شورى آب آن نابود مى شود و آسیبى به چشم نمى رسد؛ و خداوند در گوش ، تلخى قرار داد
تا آن که مانع از ورود حشرات و خزندگان به مغز سر انسان باشد.

و بى مزّه بودن آب دهان ، موجب فهمیدن مزّه اشیاء خواهد بود؛ و نیز به وسیله رطوبت حلق به آسانى اخلاط سر و سینه خارج مى گردد.

و امّا آن کلمه اى که اوّلش کفر و آخرش ایمان مى باشد: جمله ((لا إ له إ لاّ اللّه )) است ، که اوّل آن ((لا اله )) یعنى ؛ هیچ خدائى و خالقى وجود ندارد و آخرش ((الاّ اللّه )) است ، یعنى ؛ مگر خداى یکتا و بى همتا.(۱)

 

ویژگیهای صله رحم در کلام اهل بیت(ع)

ویژگیهای صله رحم در کلام اهل بیت(ع)


صله رحم سبب آبادى خانه و موجب افزایش عمر خواهد بود، گرچه از خوبان نباشد.

روزى منصور دوانیقى به امام صادق (ع) عرض کرد: یاابن رسول اللّه! حدیثى را پیرامون دیدار و رسیدگى به خویشان برایم گفته‌اى، دوست دارم آن حدیث را تکرار فرمائى تا فرزندم نیز بشنود.
حضرت صادق آل محمّد(ص) فرمودند: امیرالمؤمنین على(ع) از رسول خدا شنیدند که فرمود: چنانچه مردى با یکى از خویشان خود صله رحم نماید و از عمرش سه سال بیشتر باقى نباشد، خداوند متعال آن را به مدّت سى سال طولانى مى نماید و اگر قطع صله رحم نمود و سى سال از عمرش باقى بود، خداوند آن را سه سال مى گرداند.
منصور گفت: این حدیث خوب بود؛ ولى قصد من آن نبود، حضرت فرمود: بلى، پدرم از امیرالمؤمنین على(ع) و او از رسول خدا (ص) روایت نمود که صله رحم سبب عمران و آبادى خانه و زندگى است و نیز موجب افزایش عمر خواهد بود، گرچه از خوبان نباشد.

منصور گفت: این خوب بود، ولى منظورم حدیث دیگرى است .
امام جعفر صادق (ع) فرمودند: پدرم باقرالعلوم از پدرش زین العابدین و او از پدرش سیدالشهداء، از امیرالمؤمنین على (ع) و او از رسول خدا (ص) حدیثى را نقل کرده است که فرمودند:
صله رحم بازخواست شب اوّل قبر و محاسبات قیامت را آسان مى‌گرداند؛ و دل مرده را با از بین بردن کینه‌ها و حسادت‌ها و ناراحتى ها زنده و شاداب مى‌نماید.
در این هنگام منصور گفت: آرى ، منظورم همین حدیث بود(۱).

 

پی نوشت :

۱_امالى شیخ طوسى : ص ۳۱۶، بحارالا نوار: ج ۴۷، ص ۱۶۳، ح ۳.

دعای این چهارگروه هیچگاه مستجاب نمیشود

دعای این چهارگروه هیچگاه مستجاب نمیشود


براساس احادیث و روایات رسیده از معصومین (ع)، همواره گروهی از مردم به دلیل اعمالی که از آن ها سر می زند با عدم استجابت دعا از سوی پروردگار روبرو می گردند و شاید یکی از موثقترین این روایات، گفتاری از امام صادق (ع) باشد.

 امام صادق (ع) می فرمایند: چهار گروه هستند که در طول زندگی دعا و خواهش آنان پذیرفته نمی شوند و آن ها عبارتند از:
۱_الرَجُلُ جالِسٌ فِی بَیته یَقُول: اَللهُم ارزُقنی! فَیقالَ لَهُ: اَلَم آمُرکَ بالطَلَبِ؛ مردی که در خانه اش بنشیند و بگوید: خدایا؛ به من روزی بده! پس به او گفته می شود: آیا به تو دستور ندادم که باید روزی بطلبی و حرکت کنی؟ (تا بدان برسی)؛

۲_رَجُلُ کانَت لَهُ امرأَهٌ فَدَعا عَلَیها، یُقالُ لََهُ: اَلَم اَجعَل اَمرَها اِلیک؛ مردی که زنش را که (ناسازگار است و به حرف او گوش نمی دهد) نفرین نماید، به او گفته می شود: آیا کار او را به تو واگذار نکرده ام؟ (طلاق در دست تو نیست؟ پس دعای این مرد نیز مستجاب نمی گردد)؛

۳_رَجُل کانَ لَهُ مال فَاَفسدَه، فَیُقُول: اَللهُم ارزُقنی! فَیُقال لَهُ: اَلَم آمرُک بالاِقتصاد؛ اَلَم آمرُک بالاِصلاح؛ مردی که مال و ثروتی داشته و آن را با ولخرجی از دست خود خارج کند و بعد بگوید: خداوندا؛ روزیم دِه، پس به او گفته می شود: آیا به تو دستور ندادم که میان رو باش و به تو دستور ندادم که کارهایت را اصلاح کن؟ (پس دعای او نیز مستجاب نمی گردد)؛

۴_وَ رَجُلُ کانَ لُهَ مالٌ فَأَدانَهُ بِغُیر بَینهٍ، فَیقال لَهُ: اَلم آمرُک بِالشَّهاده؛ و مردی که مال و ثروت و پولی داشته باشد و آن را بدون شاهد قرض دهد (و بعد قرض او را پس ندهند، و بگوید: خداوندا؛ کمکم کن)، پس به او گفته می شود: آیا به تو دستور ندادم که در هنگام قرض دادن شاهدی انتخاب کن؟ (پس دعای او نیز مستجاب و قبول نمی شود)

 

پی نوشت ها:
_۱تفسیر نمونه، ج۱۲: ۸۹٫
_۲آمال الواعظین، ج۳: ۱۸۵٫

 

چهارچیزی که همیشه باید به همراه داشت

چهارچیزی که همیشه باید به همراه داشت


توشه زندگی؛
شیعیان و دوستان ما در هر حال و در هر کجا که باشند از چهار چیز نباید بى نیاز باشند…

امام موسی کاظم(ع) در فرمایشی گهربار به شیعیان و دوستداران خود چنین توصیه فرمودند:
»لا تَسْتَغْنی شیعَتُنا عَنْ أرْبَع: خُمْرَه یُصَلِّی عَلَیْها، وَ خاتَم یَتَخَتَّمُ بِهِ، وَ سِواک یَسْتاکُ بِهِ، وَ سُبْحَه مِنْ طینِ قَبْرِ أبی عَبْدِ اللّهِ ع فیها ثَلاثٌ وَ ثَلاثُونَ حَبَّهً، مَتى قَلَّبَهَا ذاکِراً لِلّهِ کُتِبَ لَهُ بِکُلِّ حَبَّه أرْبَعُونَ حَسَنَهً، وَ إذا قَلَّبَها ساهِیاً یَعْبَثُ بِها کُتِبَ لَهُ عِشْرُونَ حَسَنَهً.«
»شیعیان و دوستان ما (در هر حال و در هر کجاکه باشند) از چهار چیز نباید بى نیاز باشند: جانمازى که بر آن نماز بخوانند، انگشترى که در دست نمایند، مسواکى که دندان‌هاى خود را به وسیله آن مسواک کنند و تسبیحى از تربت امام حسین(ع) که داراى ۳۴ دانه باشد و به وسیله آن ذکر گوید که خداوند متعال در مقابل هر دانه آن چهل حسنه در نامه اعمالش ثبت مى‌نماید و چنانچه آن را دست گیرد بدون آن که ذکرى و دعائى بخواند ۲۰ حسنه به او داده مى شود(۱).«

 

پی نوشت ها:

۱_(تهذیب الأحکام: ۶/۷۵، ح ۱۴۷- بحار الأنوار: ۱۰۱/۱۳۲، ح ۶۱)

منبع:سبک زندگی

 

بهترین بندگان خداوند چه کسانی هستند؟

بهترین بندگان خداوند چه کسانی هستند؟

بدانید که بهترین بندگان خدا بنده‏ اى است که تقواى او را در پیش گیرد…

 امام باقر(ع)  فرمود:

پیامبر اکرم(ص) در روز فتح مکه بر منبر رفت و فرمود:

اى مردمان! همانا خداوند، تکبر و بالیدن به پدرانتان را از شما دور کرد.

بدانید که شما از آدمید و آدم از گل. بدانید که بهترین بندگان خدا بنده ‏اى است که تقواى او را در پیش گیرد، عربى بودن به این نیست که از پدرى عربى زاده شوى بلکه به زبان گویا [ى به حق‏] است، پس هر کس در کردار کوتاهى ورزد حسب و نسبش، او را به سر منزل مقصود نرساند.

بدانید که هر خونى به هنگام جاهلیت بوده یا هر کینه‏ اى در میان بوده باشد، در زیر پاى من قرار دارد تا روز رستخیز.

چهل حدیث ناب از امام حجت بن الحسن (عج)

چهل حدیث ناب از امام حجت بن الحسن (عج)
هرکس چهل حدیث حفظ کند، خداوند وی را فقیه محشور می‌کند
 

 ۱- ألنّاسُ فِی الدُّنیا بِالأَموالِ وَ فی الآخِرَهِ بِالأَعمالِ

مردم در دنیا با اموالشان و در آخرت با اعمالشان هستند
(بحارالانوار، ج۷۸، ص ۳۶۸)

…………………………………………….

۲- اُذکُر حَسَراتِ التَّفریطِ بِأَخذِ تَقدیمِ الحَزمِ
بجای حسرت و اندوه برای عدم موفقیتهای گذشته، با گرفتن تصمیم و اراده قوی جبران کن.
(میزان الحکمه، ج۷، ص۴۵۴)

…………………………………………….

۳- مَن هانَت عَلَیهِ نَفسُهُ فَلا تَأمَن شَرَّه
کسی که ارزش و شخصیت خود را پست شمارد، از شرّ او آسوده مباش
(میزان الحکمه، ج۳، ص ۴۴۱)

…………………………………………….

۴- أَلهَزلُ فُکاهَهُ السُّفَهاءِ وَ صَناعَهُ الجُهّالِ
مسخره کردن (و بذله گویی) دیگران، تفریح سفیهان و کار جاهلان است.
(بحارالانوار، ج۷۵، ص ۳۶۹)

…………………………………………….

۵- مَن تَواضَعَ فِِی الدُّنیا لِاخوانِهِ فَهُوَ عِندَ اللهِ مِنَ الصِّدّیقینَ وَ مِن شیعَهِ عَلِیِّ بنِ أَبِی طالبٍ? حَقّاً
کسی که در معاشرت با برادران دینی خود، تواضع کند، به راستی چنین کسی نزد خدا از صدّیقین و از شیعیان علی بن ابی طالب خواهد بود.
(احتجاج، ج۱، ص ۴۶۰)

…………………………………………….

۶- لَو سَلَکَ النّاسُ وادِیاً شُعباً لَسَلَکتُ وادِیَ رَجُلٍ عَبَدَاللهَ وَحَدَهُ خالِصاً
اگر مردم در راههای مختلف حرکت کنند. هر آینه من در مسیر و وادی مردی حرکت خواهم کرد که خدا را به تنهایی خالصانه عبادت می کند.
(میزان الحکمه، ج۳، ص ۶۰)

…………………………………………….

۷- ألعُجبُ صارِفٌ عَن طَلَبِ العِلمِ، داعٍ اِلَی الغَمطِ وَ الجَهلِ
خودپسندی مانع تحصیل علم است و انسان را بسوی نادانی و خواری می کشاند.
(بحارالنوار، ج۶۹، ص ۲۰۰، میزان الحکمه، ج۶، ص ۴۶)

…………………………………………….

۸- مَن رَضِیَ عَن نَفسِهِ کَثُرَ السّاخِطُونَ عَلَیهِ
کسی که پر مدّعی و از خود راضی باشد (یعنی تنها کار خود را می پسندد) ؛ مردم نسبت به چنین شخصی خشمگین و بدبین خواهند شد.
(بحارالانوار، ج۱۷، ص ۲۱۵)

…………………………………………….

۹- ألحِکمَهُ لاتَنجَعُ فِی الطِّباعِ الفاسِدَهِ
حکمت و دانش در دلهای فاسد اثر ندارد.
(بحارالانوار، ج۷۸، ص ۳۷۰)

…………………………………………….

۱۰- أقبِل عَلی شَأنِکَ فَاِنَّ کَثرَهَ المُلقِ یَهجِمُ عَلَی الظَّنِّ وَ اِذا حَلَلتَ مِن أخیکَ فی مَحَلِّ الثِّقَهِ فَاعدِل عَنِ المُلقِ اِلی حُسنِ النِّیَّه
شخصیت خود را محترم شمار و تملق مکن چون تملق موجب سوءظن می گردد، زمانی که برادرت را مورد وثوق یافتی از تملق احتراز کن و نسبت به او حُسن نیّت داشته باش.
(محجّه البیضاء، ج۵ ، ص ۲۸۳)

…………………………………………….

۱۱- عَلَیکُم بِالوَرَعِ فَاِنَّهُ الدّینُ الَّذی نَلازِمُهُ وَ نُدینُ اللهَ تَعالیَ بِهِ وَ نُریدُهُ مِمَّن یُوالینا لاتَتعَبُونا بِالشَّفاعَهِ
با ورع و باتقوا باشید که این ورع و تقوا همان دینی است که همواره ما ملازم آن هستیم و پایبند به آن می باشیم و از پیروان خود نیز می خواهیم که چنین باشند از ما (با عدم رعایت تفوا) شفاعت نخواهید و ما را به زحمت نیندازید.
(وسائل الشیعه، ج۱۵، ص ۲۴۸)

…………………………………………….

۱۲- لَو قُلتُ اِنَّ تارِکَ التَّقِیَّهِ کَتارِکِ الصَّلاهِ لَکُنتُ صادِقاً
اگر بگوییم تارک تقیه همچون تارک نماز است، هرآینه سخن راستی گفته ام.
(وسائل الشیعه، ج۱۶، ص ۲۱۲)

…………………………………………….

۱۳- سُئِلَ عَنِ الحِلمِ فَقالَ: هُوَ أن تَملِکَ نَفسَکَ وَ تَکظُمَ غَیظَکَ و لایَکُونُ ذالِکَ اِلّا مَعَ القُدرَهِ
از امام هادی (علیه السلام) معنای حلم را پرسیدند، فرمودند: مالک نفس خود باشی و خشم خود را با وجود قدرت و توانایی بر انتقام، فرو خوری.
(مستدرک الوسائل، ج۱۱، ص ۲۹۲)

…………………………………………….

۱۴- مَا استَرَحَ ذُو الحِرصِ؛
انسان حریص، آسایش ندارد
(مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص ۶۲)

…………………………………………….

۱۵- اَلغَضَبُ عَلی مَن لاتَملِکُ عَجزٌ وَ عَلی مَن تَملِکُ لُؤمٌ
خشم و غضب بر مردم نشانه ناتوانی است و بر زیر دستان علامت فرو مایگی و پستی است.
(مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص ۱۲)

…………………………………………….

۱۶- لَو عَرَفُوا ما یُؤَدّی اِلَیهِ المَوتُ مِنَ النَّعیمِ لَأَستَدعُوهُ وَ أحَبُّوهُ أشّدُّ ما یَستَدعی العاقِلُ الحازِمُ اَلدَّواءَ لِدَفعِ الآفاتِ؛
اگر مردم می دانستند مرگ چه نعمتی در پی دارد هر آینه آن را طلب کرده و بیش از انسان عاقلی که دوا را برای مداوای دردش دوست دارد، دوست می داشتند.
(معانی الاخیار، ص ۲۹۰)

…………………………………………….

۱۷- راکِبُ الحَرُونِ أسیرُ نَفسِهِ، وَ الجاهِلُ أسیرُ لِسانِهِ
کسی که بر اسب سرکش هوای نفس سوار است او در حقیقت اسیر نفس امّاره خویش است و انسان نادان نیز در اسارت زبان خویش است.
(بحارالانوار، ج ۷۵، ص۳۶۹)

…………………………………………….

۱۸- اِنّ للهِ بِقاعاً یُحِبُّ أن یُدعی فیها فَیَستَجیبَ لِمَن دَعاهُ وَ الحَیرُ مِنها
به راستی مکانهایی برای خداوند متعال وجود دارد که دوست دارد در آنها به درگاهش دعا کنند تا به مرحله اجابت برسد و حائر حسین ? یکی از آن مکانهاست.
(تحف العقول ، ص ۴۸۲)

…………………………………………….

۱۹- رُبِّ اِبنَهٍ خَیرٌ مِن اِبنٍ
امام هادی (علیه السلام) در جواب یحیی بن زکریا که از آن حضرت خواسته بود تا از خدا بخواهد فرزندی را که در رحم همسرش است، پسر باشد فرمودند: چه بسا دختری که از پسر بهتر باشد.
(بحارالانوار، ج۵، ص ۱۷۷)

…………………………………………….

۲۰- ألقُوا النِّعَمَ بِحُسنِ مَجاوَرَتِها وَ التَمِسُوا الزِّیادَهَ فیها بِالشُّکرِ
نعمتها را به خوبی در اختیار دیگران قرار دهید و با شکرگزاری از آنها، نعمتها را افزایش دهید.
(مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص ۳۶۹)

…………………………………………….

۲۱- اِنَّ مَوضِعَ قَبرِهِ (أی الرضا?) لَبُقعَهٌ مِن بُقاعِ الجَنَّهِ لایَزُورُها مُؤمِنٌ اِلّا أعتَقَهُ اللهُ تَعالی مِنَ النّارِ وَ أدَلَّهُ دارَ القَرارِ
به راستی مزار جدم، بقعه ای از بقاع بهشت است که هیچ مؤمنی آنجا را زیارت نمی کند مگر آن که خداوند او را از آتش جهنم نجات می دهد.
(وسائل الشیعه، ج۱۴، ص ۵۶۹)

…………………………………………….

۲۲- وَاعلَمُوا اَنَّ النَّفسَ أقبَلُ شَیءٍ لِما أُعطِیَت وَ أمنَعُ شَیءٍ لِما مُنِعَت
بدانید که نفس آدمی آنچه را که مطابق میل اوست به آسانی می پذیرد و اما چیزهایی که مورد میل و قبول او نیست بسیار سخت می پذیرد.
(بحارالانوار، ج۷۵، ص ۳۷۱)

…………………………………………….

۲۳- اُذکُر مَصرَعَکَ بَینَ یَدَی أهلِکَ، وَ لا طَبیبٌ یَمنَعُکَ وَ لا حَبیبٌ یَنفَعُکَ
هنگام جان دادن در برابر خانواده، خود را به یادآور که نه طبیبی می تواند مرگ را از تو دور بگرداند و نه دوستی می تواند تو را یاری نماید.
(بحارالانوار، ج۷۵، ص ۳۷۰؛ میزان الحکمه، ج۱۰، ص ۵۷۹)

…………………………………………….

۲۴- ألمِراءُ یُفسِدُ الصَّداقَهَ القَدیمَهَ وَ یُحَلِّلُ العُقدَهَ الوَثیقَهَ وَ أقَلُّ مافیهِ أن تَکُونَ فیهِ المُغالَبَهُ أُسُّ أسبابِ القَطیعَهِ
جدال و نزاع، دوستان قدیمی را از یکدیگر جدا نموده و اعتماد و اطمینان را از بین می برد تنها چیزی که در آن است غلبه بر دیگری است و آن هم سبب جدایی است.
(بحارالانوار، ج ۷۵ ، ص ۳۷۰؛ میزان الحکمه ج۵، ص ۳۰۸)

…………………………………………….

۲۵- مَن أطاعَ الخالِقَ فَلَم یُبالِ بِسَخَطِ المَخلُوقینَ وَ مَن أسخَطَ الخالِقَ فَلیَیقَنَ أن یَحِلَّ بِهِ سَخَطُ المَخلُوقینَ
هر کس از خدا اطاعت کند از خشم مخلوق و مردم نمی ترسد و آنکه خدا را به خشم آورد پروردگار، وی را دچار خشم مخلوق خود می نماید.
(سفینه البحار، ج۲، ص ۳۴۳)

…………………………………………….

۲۶- مَنِ اتَّقَی اللهَ یُتَّقی وَ مَن أطاعَ اللهَ یُطاعُ
کسی که از خدا بترسد از او می ترسند و کسی که از خدا اطاعت کند از او اطاعت خواهند کرد.
(بحارالانوار، ج۶۸، ص ۱۸۲)

…………………………………………….

۲۷- أَلشّاکِرُ أسعَدُ بِالشُّکرِ مِنهُ بِالنِّعمَهِ الَّتی أوجَبَتِ الشُکرَ لَأَنَّ النِّعَمَ مَتاعٌ و الشُکرُ نِعَمٌ وَ عُقبی
شکرگزاری از نعمت، از خود نعمت بهتر است چون نعمت متاع دنیای فانی است و لکن شکر، نعمت جاودانه آخرت است.
(بحارالانوار، ج۷۵، ص ۳۶۵؛ تحف العقول، ص ۴۸۳)
۴۰- ألعِتابُ مِفتاحُ الثِّقالِ وَ العِتابُ خَیرٌ مِنَ الحِقدِ
خشم و خشونت ، کلید گرانباری است و لکن خشم از کینه توزی بهتر است.
(بحارالانوار، ج۷۵، ص ۳۷۰)

…………………………………………….

۲۸- إِذَا أَذِنَ اللَّهُ لَنَا فِی الْقَوْلِ ظَهَرَ الْحَقُّ وَ اضْمَحَلَّ الْبَاطِلُ وَ انْحَسَرَ عَنْکُمْ وَ إِلَى اللَّهِ أَرْغَبُ فِی الْکِفَایَهِ وَ جَمِیلِ الصُّنْعِ وَ الْوَلَایَهِ وَ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.
هرگاه خداوند به ما اجازه دهد که سخن گـوییم, حق ظاهر شده و باطل از میـان خـواهـد رفت وخفقـان از سـر شمـا بـرطـرف خـواهـد شـد.
من به پشتیبانی و همراهی خداوند متعال امیدوارم و هم او برای ما کافی است و چه خوب وکیلی است . درود خدا بر محمدو آل محمد باد.
غیبت شیخ طوسی، ص۲۸۹؛ بحارالأنوار، ج۵۰، ص۲۲۸و ج۵۳، ص۱۹۶؛ احتجاج، ج۲، ص۴۶۹٫

…………………………………………….

۲۹-فَلَا ظُهُورَ إِلَّا بَعْدَ إِذْنِ اللَّهِ تَعَالَى ذِکْرُهُ وَ ذَلِکَ بَعْدَ طُولِ الْأَمَدِ وَ قَسْوَهِ الْقُلُوبِ وَ امْتِلَاءِ الْأَرْضِ جَوْراً.
کمال الدین، ج۲، ص۵۱۶؛ غیبت شیخ طوسی، ص۳۹۵؛ إعلام‏الورى، ص۴۴۵؛ الصراط المستقیم، ج۲، ص۲۳۶٫
ظهورى نیست, مگر به اجازه خداوند متعال و آن هم پس از زمان طولانى و قساوت دلها و فراگیر شدن زمین از جور و ستم.

…………………………………………….

۳۰- سَیَأْتِی مِنْ شِیعَتِی مَنْ یَدَّعِی الْمُشَاهَدَهَ أَلَا فَمَنِ ادَّعَى الْمُشَاهَدَهَ قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْیَانِیِّ وَ الصَّیْحَهِ فَهُوَ کَذَّابٌ مُفْتَرٍ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ.
کمال الدین، ج۲، ص۵۱۶؛ غیبت شیخ طوسی، ص۳۹۵؛ إعلام‏الورى، ص۴۴۵؛ احتجاج، ج۲، ص۴۷۸٫
آگاه بـاشیـد به زودى کسانـى ادعاى مشاهده (نیابت خـاصه) مـرا خـواهند کرد. آگاه باشید هر کـس قبل از ((خروج سفیانى)) و شنیدن صداى آسمانى , ادعاى مشاهده مرا کند دروغگـو و افتـرا زننـده است. و حـرکت و نیرویـى جز به خـداى بزرگ نیست.

…………………………………………….

۳۱- أَنَا بَقِیَّهٌ مِنْ آدَمَ وَ ذَخِیرَهٌ مِنْ نُوحٍ وَ مُصْطَفًى مِنْ إِبْرَاهِیمَ وَ صَفْوَهٌ مِنْ محَمَّدٍ صلی الله علیه وآله وسلم.
غیبت نعمانی، ص۲۷۹؛ بحارالأنوار، ج۵۲، ص۲۳۹٫
مـن باقیمانده از آدم و ذخیره نوح و برگزیده ابراهیم و خلاصه محمد (درود خـدا بر همگى آنان باد) هستم.

…………………………………………….

۳۲- زَعَمَتِ الظَّلَمَهُ أَنَّ حُجَّهَ اللَّهِ دَاحِضَهٌ وَ لَوْ أُذِنَ لَنَا فِی الْکَلَامِ لَزَالَ الشَّکُّ.
غیبت شیخ طوسی، ص۲۴۴؛ کمال الدین، ج۲، ص۴۳۰؛کشف الغمه، ج۲، ص۴۹۸٫
ستمگران پنداشتند که حجت خدا از بین رفتنی است, در حالى که اگر به ما اجازه سخـن گفتـن داده مـى شـد, هـر آینه تمـام شکها را از بیـن مـى بـردیـم.

…………………………………………….

۳۳- فَمَا أُرْغِمَ أَنْفُ الشَّیْطَانِ بِشَیْ‏ءٍ أَفْضَلَ مِنَ الصَّلَاهِ فَصَلِّهَا وَ أَرْغِمْ أَنْفَ الشَّیْطَانِ.
من‏لایحضره‏الفقیه، ج۱، ص۴۹۸؛ تهذیب الاحکام، ج۲،ص۱۷۵؛ احتجاج، ج۲، ص۴۷۹٫
هیچ چیز مثل نماز بینى شیطان را به خاک نمى مالد، پس نماز بخوان و بینى شیطان را به خاک بمال.

…………………………………………….

۳۴- أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الْعَمَى بَعْدَ الْجِلَاءِ وَ مِنَ الضَّلَالَهِ بَعْدَ الْهُدَى وَ مِنْ مُوبِقَاتِ الْأَعْمَالِ وَ مُرْدِیَاتِ الْفِتَنِ فَإِنَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ الم أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُون‏.
کمال الدین، ج۲، ص۵۱۰؛ منتخب الانوار، ص۱۲۸؛ بحارالأنوار، ج۵۳، ص ۱۹۰٫
پناه به خدا مى برم از نابینایى بعد از بینایى و از گمراهى بعد از راهیابـى و از اعمـال نـاشـایسته و فـرو افتـادن در فتنه ها.زیرا خداوند متعال می فرماید : آیا مردم گمان کردند به صرف این که گفتند ایمان آوردیم رها می شوند و آزمایش نمی شوند!

…………………………………………….

۳۵- أَنَّ الْحَقَّ مَعَنَا وَ فِینَا لَا یَقُولُ ذَلِکَ سِوَانَا إِلَّا کَذَّابٌ مُفْتَرٍ وَ لَا یَدَّعِیهِ غَیْرُنَا إِلَّا ضَالٌّ غَوِی‏.
کمال الدین، ج۲، ص۵۱۰؛ منتخب الانوار، ص۱۲۸؛ بحارالأنوار، ج۵۳، ص ۱۹۰٫
حق با ما و در میان ماست, کسى جز ما چنین نگوید, مگر آن که دروغگو و افترا زننده باشد.

…………………………………………….

۳۶- ِأَنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَلَا فَاقَهَ بِنَا إِلَى غَیْرِهِ وَ الْحَقُّ مَعَنَا فَلَنْ یُوحِشَنَا مَنْ قَعَدَ عَنَّا وَ نَحْنُ صَنَائِعُ رَبِّنَا وَ الْخَلْقُ بَعْدَ صَنَائِعِنَا.
غیبت شیخ طوسی، ص۲۸۵؛ بحارالأنوار، ج۵۳، ص۱۷۸؛ احتجاج، ج۲، ص۴۶۶٫
خداوند با ماست و جز خدا به چیزی نیاز نداریم. و حق نیز با ماست لذا اگر کسی هم با ما نباشد هرگز وحشتی نداریم. ما دست پرورده خدا هستیم و مردم نیز دست پرورده های ما می باشند.

…………………………………………….

۳۷-یَا هَؤُلَاءِ مَا لَکُمْ فِی الرَّیْبِ تَتَرَدَّدُونَ وَ فِی الْحَیْرَهِ تَنْعَکِسُونَ، أَ وَ مَا سَمِعْتُمُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ.
غیبت شیخ طوسی، ص۲۸۵؛ بحارالأنوار، ج۵۳، ص۱۷۸؛ احتجاج، ج۲، ص۴۶۶٫
ای گروه مردم شما را چه شده که در شک وتردید به سر می برید ودر حیرت سرگردانید؟ آیا سخن خدا را نشنیده اید که می فرماید: ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا و رسولش و نیز از ولی امر خود اطاعت کنید.

…………………………………………….

۳۸- إِنِّی لَأَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ کَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ فَأَغْلِقُوا أَبْوَابَ السُّؤَالِ عَمَّا لَا یَعْنِیکُمْ وَ لَا تَتَکَلَّفُوا عِلْمَ مَا قَدْ کُفِیتُم‏.
بحارالأنوار، ج۵۳، ص۱۸۰؛ کمال الدین، ج۲، ص۴۸۳؛ غیبت شیخ طوسی، ص۲۹۰؛ کشف الغمه، ج۲، ص۵۳۱٫
وجود من براى اهل زمین, سبب امان و آسایش است, همچنان که ستارگان سبب امان آسمان اند. پس از آنچه ارتباطی به شما ندارد سؤال نکنید و خود را به زحمت نیندازید برای چیزی که از شما نخواسته اند

…………………………………………….

۳۹- وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَهُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَى رُوَاهِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْکُمْ وَ أَنَا حُجَّهُ اللَّهِ عَلَیْهِم‏.
بحارالأنوار، ج۵۳، ص۱۸۰؛ غیبت شیخ طوسی، ص۲۹۰؛ وسائل الشیعه، ج۲۷، ص۱۴۰٫
در پیشامـدهاى مهم اجتماعى به راویان حدیث ما مراجعه کنید, زیرا که آنان حجت مـن بـر شمـا هستنـد و مـن هـم حجت خـدا بـر آنـان هستم.

…………………………………………….

۴۰- وَ أَمَّا وَجْهُ الِانْتِفَاعِ بِی فِی غَیْبَتِی فَکَالِانْتِفَاعِ بِالشَّمْسِ إِذَا غَیَّبَهَا عَنِ الْأَبْصَارِ السَّحَابُ.
بحارالأنوار، ج۵۲، ص۹۲؛ کمال الدین، ج۲، ص۴۸۳؛ کشف الغمه، ج۲، ص۵۳۱؛ اعلام الوری، ص۴۵۲؛ احتجاج، ج۲، ص۴۶۹ .
کیفیت بهره ورى از من در دوران غیبت, مانند کیفیت بهره ورى از آفتاب است هنگامى که ابر آن را از چشمها پنهان سازد.

 

 

چهل حدیث از امام حسن عسکری(ع)

چهل حدیث از امام حسن عسکری(ع)
هرکس چهل حدیث حفظ کند، خداوند وی را فقیه محشور می‌کند
 

۱٫ لَیسَتِ العِبادَهُ کَثرَهَ الصیّامِ وَ الصَّلوهِ وَ انَّما العِبادَهُ کَثرَهُ التَّفَکُّر فی أمر اللهِ
عبادت کردن به زیادی روزه و نماز نیست، بلکه (حقیقت) عبادت، زیاد در کار خدا اندیشیدن است.

تحف العقول، ص۴۴۸

…………………………………………….

۲٫ جُعِلتِ الخَبائِثُ فی بَیت وَ جُعِل مِفتاحُهُ الکَذِبَ
تمام پلیدیها در خانه ای قرار داده شده و کلید آن دروغگویی است.

بحار الانوار، ج۷۸، ص۳۷۷

…………………………………………….

۳٫ کَفاکَ أدبا تَجنُّبُکَ ما تَکرهُ مِن غَیرکَ
در مقام ادب همین بس که آنچه برای دیگران نمی پسندی، خود از آن دوری کنی.

مسند الامام العسکری، ص۲۸۸

…………………………………………….

۴٫ اِنَّ الوُصُولَ اِلی اللهِ عَزّوجلَّ سَفَرٌ لا یُدرَکُ اِلّا بِامتِطاءِ اللَّیلِ
وصول به خداوند عزوجل سفری است که جز با عبادت در شب حاصل نگردد.

مسند الامام العسکری، ص۲۹۰

…………………………………………….

۵٫ التَّواضُعُ نِعمَهٌ لایُحسَدُ عَلیها
تواضع و فروتنی نعمتی است که بر آن حسد نبرند.

تحف العقول، ص۴۸۹

…………………………………………….

۶٫ المُومِنُ بَرَکَهٌ عَلی المُومِنِ وَ حُجَّهٌ عَلی الکافر
مومن برای مومن برکت و برای کافر، اتمام حجت است.

تحف العقول، ص۴۸۹

…………………………………………….

۷٫ لا تُمار فَیذهَبَ بَهاوُک وَ لا تمازح فَیجتَرَاُ عَلَیک
جدال مکن که ارزشت می رود و شوخی مکن که بر تو دلیر شوند.

تحف العقول ص ۴۸۶

…………………………………………….

۸٫ اَشَدُّ النّاس إجتهاداً مَن تَرَک الذُّنوبَ
کوشنده ترین مردم کسی است که گناهان را رها سازد.

تحف العقول، ص ۴۸۹

…………………………………………….

۹٫ لَیسَتِ العِباده کِثره الصِّیام و الصَّلاه، و إنَّما العِبادَه کِثرَه التَّفَکُّر فِی أمرِ الله
عبادت به زیاد روزه گرفتن و زیاد نماز خواندن نیست، بلکه عبادت به اندیشه زیاد در امر خداست.

تحف العقول، ص ۵۱۸

…………………………………………….

۱۰٫ بئسَ العَبد عَبدٌ یَکُون ذاوجهَین و ذالسَانینِ، یطرِی أخاه شَاهِداً، و یأکله غائباً، إن أَعطی حَسَده، و إن ابتَلی خَانَه
چه¬قدر بد است بنده دورو و دو زبان، که در حضور برادرش او را می ستاید و در غیاب او بدگوئیش می کند. اگر عطایی به برادرش رسد حسد برد، و اگر گرفتار گردد او را وانهد.

تحف العقول، ص ۵۱۸

…………………………………………….

۱۱٫ أقَل النّاس رَاحَه، الحُقُود
کینه ورز، کم آسایش ترین مردم است.

تحف العقول، ص ۵۱۹

…………………………………………….

۱۲٫ قَلبُ الأَحمَق فِی فَمِه، و فَمُ الحَکیم فی قَلبِه
قلب نابخرد در دهان اوست، و دهان خردمند فرزانه در دل او.

تحف العقول، ص ۵۱۹
…………………………………………….

۱۳٫ مَا تَرکَ الحَقّ عَزیزٌ إلا ذلَّ، و لا أَخَذ بِه ذَلِیل إلا عزَّ
هیچ عزیزی حق را واننهد جز این که خوار شود، و هیچ خواری به حق نرود جز این که عزیز شود.

تحف العقول، ص ۵۲۰

…………………………………………….

۱۴٫ خِصلَتان لَیس فُوقَهُما شَیءٌ : الایمانُ بِالله و نَفعُ الإخوان
بالای دو خصلت چیزی نیست: ایمان به خدا و سود رساندن به برادران.

تحف العقول، ص ۵۲۰

…………………………………………….

۱۵٫ ما أقبَحَ بِالمؤمِن أَن تَکوُن لَه رَغبَه تَذِلَه
چه زشت است برای مؤمن، دلبستگی به چیزی که او را خوار کند.

تحف العقول، ص ۵۲۰

…………………………………………….

۱۶٫ مَن کَان الوَرع سَجِیَّته، و الکَرَم طَبِیعَته، و الحِلم خِصلَته، کَثُر صِدیقُه
کسی که پارسایی خوی او، بخشندگی طبیعت او و بردباری خصلت او باشد، دوستانش بسیار شوند.

مسند الامام العسکری، ص ۲۸۹

…………………………………………….

۱۷٫ مَن وَعَظَ أَخاه سِرّاً فَقَد زَانه، و مَن وَعَظَهُ عَلانِیه فَقد شَانَه
هر که در نهان برادر خود را پند دهد، او را آراسته کرده، و هر که در برابر دیگران پندش دهد، زشتش کرده است.

تحف العقول، ص ۵۲۰

…………………………………………….

۱۸٫ أورَع النّاس مَن وَقفَ عِند الشُّبهه
پارساترین مردم کسی است که در هنگام شبهه توقف کند.

تحف العقول، ص ۵۱۹

…………………………………………….

۱۹٫  أعبَد النّاس مَن أقامَ عَلی الفَرائِض
عابدترین مردم کسی است که واجبات را انجام دهد.

تحف العقول، ص ۵۱۹

…………………………………………….

۲۰٫ أَزهَد النّاس من تَرکَ الحَرام
زاهدترین مردم کسی است که حرام را ترک نماید.

تحف العقول، ص ۵۱۹
…………………………………………….

۲۱٫ إنّکُم فی آجالٍ منقُوصَه و أیّام مَعدُوده و المَوت یَاتی بَغتَه، مَن یَزرَع خَیراً یَحصد غبطَه، و مَن یَزرع شَرّاً یحصد نِدامَه، لکُلِّ زارِع ما زَرعَ، لا یسبِق بَطِیء بِحَظِّه، و لا یُدرِک حَرِیص ما لم یُقدِّر له
شما عمر کاهنده و روزهای برشمرده ای دارید و مرگ ناگهانی است. آن که تخم نیکی بکارد خوشی برداشت کند، و هر که تخم بدی بکارد پشیمانی برداشت کند. هر که هر چه بکارد همان برای اوست. کندکار را بهره از دست نرود، آزمند آنچه را مقدرش نیست به دست نیاورد.

تحف العقول ، ص ۵۱۹

…………………………………………….

۲۲٫ لَیسَ مِنَ الاَدَبِ اِظهارُ الفَرَحِ عِندَ المَحزونِ
شادى کردن در حضور غمگین، از ادب به دور است.

غرر الحکم، ح ۱۰۸۷۵

…………………………………………….

۲۳٫ اتَّقُوا الله و کُونُوا زیناً ولا تَکُونُوا شِینا، جَرُّوا إلینا کُلَّ مَودَّه، و ادفَعُوا عَّنا کُلَّ قَبِیح
از خدا پروا نمایید و زینت (و مایه سرافرازی ما) باشید نه مایه ملامت (و سرافکندگی). همه دوستی ها را به سوی ما جذب کنید و هر زشتی را از ما دور نمایید.

تحف العقول، ص ۵۱۸

…………………………………………….

۲۴٫ شِیعه عَلیٍّ هُم الَّذِین یُؤثِرون إخوانِهم عَلی أنفُسِهم و لَو کَان بِهِم خَصاصَه و هُم الّذینَ لایَراهُم الله حَیثُ نَهاهُم و لا یَفقُدُهُم حَیثُ أمَرهُم، و شِیعه عَلِیٍّ هُم الَّذِین یقتَدُون بِعَلِیٍّ فِی إکرامِ إخوانِهِم المُؤمِنین

شیعیان علی (علیه السلام) کسانی هستند که برادران (دینی) خود را بر خویش مقدم می دارند گرچه خودشان نیازمند باشند و شیعیان علی (علیه السلام) کسانی هستند که خداوند آنها را در جایی که نهی کرده نمی بیند و در جاهایی که خواست خدا می باشد غایب نمی باشند و به آنچه امر نموده عمل می کنند و شیعه علی (علیه السلام) در تکریم و احترام برادران مؤمن خود به علی (علیه السلام) اقتدا می نمایند.

میزان الحکمه، ج ۵، ص ۲۳۱

…………………………………………….

۲۵٫ عَلامَات المُؤمِنین خَمسٌ: صَلاه الإحدی و الخَمسِین و زِیاره الأربَعِین و التَختُّمُ فِی الیَمِین و تَعفِیر الجَبِین و الجَهرُ بِبِسمِ الله الرحمن الرحیم
نشانه های مؤمنان (شیعیان) پنچ چیز است: خواندن پنجاه و یک رکعت نماز در هر روز (۱۷ رکعت واجب و ۳۴ رکعت نافله)، زیارت اربعین امام حسین (علیه السلام)، داشتن انگشتر در دست راست، و ساییدن پیشانی به خاک و بلند خواندن بسم الله الرحمن الرحیم (در نمازها).

روضه الواعظین، ج ۱، ص ۱۹۵

…………………………………………….

۲۶٫ عَلیکُم بِالفِکر فِإنَّه حَیاه قَلبِ البَصِیر و مَفاتِیح أبوابِ الحِکمَه
بر شما باد به اندیشیدن! که تفکر موجب حیات و زندگی دلِ آگاه و کلیدهای درب های حکمت است.

الحکم الزاهره، ج ۱، ص ۱۹

…………………………………………….

۲۷٫ أکثِروا ذِکرَ الله و ذِکرَ المَوت و تِلاوه القُرآن و الصَّلاه عَلَی النَّبی
زیاد به یاد خداو مرگ باشید و همواره قرآن بخوانید و بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) (و آل او) درود بفرستید.

تحف العقول، ص ۵۱۸

…………………………………………….

۲۸٫ أکیَس الکَیِّسِین مَن حَاسَبَ نَفسَه و عَملَ لِما بَعد المَوت
زیرکترین زیرکان (و هوشمندترین افراد) کسی است که به حساب نفس خویش پردازد و برای پس از مرگ خویش تلاش نماید.

وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۹۸

…………………………………………….

۲۹٫ یَا مَن مَواعِیدُه صَادِقَه، یَا مَن أیادِیه فاضِله، یَا مَن رَحمَته واسِعَه، یا غِیاثَ المُستَغِیثِین، یا مُجِیب دَعوَه المُضطَرِّین، یا مَن هُو بِالمَنظَر الأعلَی، وخَلقَه بالمِنزِل الأدنی… فَصَلِّ عَلی مُحَمَّد و آله واهدِنِی مِن عِندِک وافضِ عَلَیَّ مِن فَضلِک وانشُر عَلَیَّ مِن رَحمَتِک وأنزِل عَلَیَّ مِن بَرکاتِک، إنّک أنت الرَّب الجَلیل وأنا العَبد الضَّعیف. وشَتّانَ ما بَیننَا یا حَنّان یا منّان، یا ذالجَلال والإکرام

ای خدایی که در وعده هایش راستگوست! ای آفریدگاری که نعمت هایش افزون است! ای کسی که سایه رحتمش گسترده است! ای دادرس دادخواهان! ای اجابت کننده دعای بیچارگان! ای کسی که در بالاترین مرتبه قرار داری و آفریده هایت در پایین ترین منزل جای دارند!… بر محمد آل او درود فرست و خودت مرا هدایت کن و فضل خودت را بر من افاضه کن و رحمت خود را بر من فراگیر ساز و برکات خودت را بر من نازل گردان، همانا که تو پروردگار بزرگ هستی و من بنده ضعیف و ناتوان; و چقدر تفاوت است بین من و تو، ای خدای مهربان و بخشاینده و ای صاحب جلالت و بزرگواری.

مصباح المتهجد، ص ۲۲۷

…………………………………………….

۳۰٫ فَاعلَم یَقِیناً یا اسحاق! إنَّه مَن خَرَجَ مِن هَذِه الدُّنیا أعمی فَهُو فِی الآخِره أعمی وأضَل سَبِیلا، یَابن اسماعیل! لَیس تعمِی الإبصار ولکِن تعمی القُلُوب الَّتِی فِی الصُّدور، وذلِک قَول الله فِی مُحکَم کِتابه حِکایه عَنِ الظّالِم إذ یَقُول «ربّ لِمَ حَشرتَنی أعمی وقد کُنتُ بَصِیراً قال کَذلِک اتتک آیاتنا فنَسِیتُها وکَذلِکَ الیَوم تُنسی
ای اسحاق! یقین بدان هر کس از این دنیا نابینا [و گمراه] رود او در آخرت نیز نابینا و گمراه خواهد بود . ای پسر اسماعیل! مقصود از نابینایی، کوری چشم نیست، بلکه قلب هایی هستند که در اندرون سینه ها قرار دارد که کور می شوند و این همان سخن پروردگار متعال است که در کتاب محکم خویش از ستمگری حکایت می کند که وی [هنگامی که روز قیامت نابینا محشور می شود با اعتراض به خداوند] می گوید: «خداوندا! چرا مرا نابینا محشور کردی، در حالی که در دنیا بینا بودم. خداوند می فرماید: همچنان که در دنیا آیات ما به تو رسید و آن ها را به فراموشی سپردی، همین طور امروز تو از فراموش شدگانی.

تحف العقول، ص ۴۸۴

…………………………………………….

۳۱٫ والله لَیَغیبَنَّ غِیبَهً لایَنجُوفِیها إلا مَن ثَبَّتَهُ الله عَزَّوجَل عَلی القولِ بِإمامَتِه و وَفَّقَه لِلدُّعاءِ بِتعجِیل فَرجِه
به خدا سوگند مهدی (ارواحنافداه) آن گونه نهان خواهد گشت که هیچ کس در زمان غیبت او، از گمراهی و هلاکت نجات نخواهد یافت؛ مگر آنان که خدای عزوجل بر اعتقاد به امامت آن حضرت پایدارشان دارد و در دعا برای تعجیل فرج مقدسش، موفقشان فرماید.

کمال الدین، باب ۳۸، حدیث اول

…………………………………………….

۳۲٫ لِلقُلوبِ خَواطِرٌ مِن الهَوی و العُقُول تَزجُر و نزادُ فِی التَّجارُبِ عِلمً مُستَأنَف و الإعتِبار یُفِید الرّشاد
دل ها را خاطره هایی از هوا و هوس است، ولی عقل ها مانع می شوند و در کوران تجربه ها، دانش تازه ای به دست می آید. پند و عبرت گرفتن، مایه هدایت است.

نزهه الناظر، ص ۷۲

…………………………………………….

۳۳٫ إیّاک وَالإذاعَهَ وطَلَبَ الرِّئاسَهِ فَإنَّهُما یَدعوانِ إلَى الهَلَکَهِ
از افشاى اسرار و ریاست طلبى بپرهیز که این دو آدمى را به هلاکت می کشاند.

تحف العقول، ص ۴۸۷

…………………………………………….

۳۴٫ نَحنُ کَهفٌ لِمَنِ التَجَأَ إلَینا
ما پناهگاهى هستیم براى کسى که به ما پناه آورد.

اهل بیت، ج ۱ ص ۲۴۸ ح ۳۴۸

…………………………………………….

۳۵٫ مِن الذُّنوبِ الَّتِی لاتُغفَر: لَیتَنی لا أؤاخِذ إلا بِهذا
از گناهانی که آمرزیده نشود این است که گفته شود: کاش بجز بر این گناه مؤاخذه نشوم.

تحف العقول، ص ۵۱۷

…………………………………………….

۳۶٫ الإشراکُ فِی النّاسِ أخفَی مِن دَبِیب النَّمل عَلَی المَسح الأسوَد فِی اللَّیله المُظلمَه
شرک در میان مردم از جنبش مورچه بر روپوش سیاه در شب تار نهان تر است.

تحف العقول، ص ۵۱۷

…………………………………………….

۳۷٫ إنَّ الوصُول إلی الله عزوجل سَفَر لایُدرِک إلا بِامتِطاءِ اللَّیل
رسیدن به خداوند متعال، سیر و سفری است که جز با شب زنده داری حاصل نگردد.

مسند الامام العسکری، ص ۲۹۰

…………………………………………….

۳۸٫ جُرأه الوَلَد عَلی والِدِه فِی صِغرِه تَدعُو إلی العُقوقِ فِی کِبَره
فرزندی که به پدرش گستاخی کند، چون بزرگ شد عاق و ناسپاس گردد.

تحف العقول، ص ۵۲۰

…………………………………………….

۳۹٫ حُسنُ الصُّوره جَمالُ ظاهِرٍ، و حُسنُ العَقلِ جَمالُ بَاطِن
صورت نیکو، زیبایی ظاهری است، و عقل نیکو، زیبایی باطنی است.

بحار الانوار، ج ۷۸، ص ۳۷۹

…………………………………………….

۴۰٫ مِن الفَواقِر الَّتِی تقصِم الظَّهر، جَارٍ إن رَأی حَسَنه أَطفَأَها و إِن رَأی سَیِّئَه أَفشَاها
از بلاهای کمرشکن، همسایه ای است که اگر کار خوبی ببیند، نهانش سازد، و اگر بد کرداری بیند آن را فاش کند.

تحف العقول ، ص ۵۱۷

…………………………………………….

 

چهل حدیث زیبا و ناب از امام هادی (ع) در بحارالانوار

چهل حدیث زیبا و ناب از امام هادی (ع) در بحارالانوار
هرکس چهل حدیث حفظ کند، خداوند وی را فقیه محشور می‌کند
 

۱- قالَ الإمامُ أبوالحسن علىّ النقی الهادی (علیه السلام) :

مَنِ اتَّقىَ اللهَ یُتَّقى، وَمَنْ أطاعَ اللّهَ یُطاعُ، وَ مَنْ أطاعَ الْخالِقَ لَمْ یُبالِ سَخَطَ الْمَخْلُوقینَ، وَمَنْ أسْخَطَ الْخالِقَ فَقَمِنٌ أنْ یَحِلَّ بِهِ سَخَطُ الْمَخْلُوقینَ.([۱])
حضرت امام هادی (علیه السلام) فرمود: کسى که تقوى الهى را رعایت نماید و مطیع احکام و مقرّرات الهى باشد، دیگران مطیع او مى شوند و هر شخصى که اطاعت از خالق نماید، باکى از دشمنى و عداوت انسان ها نخواهد داشت; و چنانچه خداى متعال را با معصیت و نافرمانى خود به غضب درآورد، پس سزاوار است که مورد خشم و دشمنى انسان ها قرار گیرد.

…………………………………………….

۲- قالَ (علیه السلام): مَنْ أنِسَ بِاللّهِ اسْتَوحَشَ مِنَ النّاسِ، وَعَلامَهُ الاُْنْسِ بِاللّهِ الْوَحْشَهُ مِنَ النّاسِ.([۲])
فرمود: کسى که با خداوند متعال مونس باشد و او را أنیس خود بداند، از مردم احساس وحشت مى کند.
و علامت و نشانه أنس با خداوند وحشت از مردم است ـ یعنى از غیر خدا نهراسیدن و از مردم احتیاط و دورى کردن ـ .

…………………………………………….

۳- قالَ(علیه السلام): السَّهَرَ أُلَذُّ الْمَنامِ، وَ الْجُوعُ یَزیدُ فى طیبِ الطَّعامِ.([۳])
فرمود: شب زنده دارى، خواب بعد از آن را لذیذ مى گرداند; و گرسنگى در خوشمزگى طعام مى افزاید ـ یعنى هر چه انسان کمتر بخوابد بیشتر از خواب لذت مى برد و هر چه کم خوراک باشد مزّه غذا گواراتر خواهد بود ـ .

…………………………………………….

۴- قالَ(علیه السلام): لا تَطْلُبِ الصَّفا مِمَّنْ کَدِرْتَ عَلَیْهِ، وَلاَ النُّصْحَ مِمَّنْ صَرَفْتَ سُوءَ ظَنِّکَ إلَیْهِ، فَإنَّما قَلْبُ غَیْرِکَ کَقَلْبِکَ لَهُ.([۴])
فرمود: از کسى که نسبت به او کدورت و کینه دارى، صمیّمیت و محبّت مجوى.
همچنین از کسى که نسبت به او بدگمان هستى، نصیحت و موعظه طلب نکن، چون که دیدگاه و افکار دیگران نسبت به تو همانند قلب خودت نسبت به آن ها مى باشد.

…………………………………………….

۵- قالَ(علیه السلام): الْحَسَدُ ماحِقُ الْحَسَناتِ، وَالزَّهْوُ جالِبُ الْمَقْتِ، وَالْعُجْبُ صارِفٌ عَنْ طَلَبِ الْعِلْمِ داع إلَى الْغَمْطِ وَالْجَهْلِ، وَالبُخْلُ أذَمُّ الاْخْلاقِ، وَالطَّمَعُ سَجیَّهٌ سَیِّئَهٌ.([۵])
فرمود: حسد موجب نابودى ارزش و ثواب حسنات مى گردد.
تکبّر و خودخواهى جذب کننده دشمنى و عداوت افراد مى باشد.
عُجب و خودبینى مانع تحصیل علم خواهد بود و در نتیجه شخص را در پَستى و نادانى نگه مى دارد.
بخیل بودن بدترین اخلاق است; و نیز طَمَع داشتن خصلتى ناپسند و زشت مى باشد.

…………………………………………….

۶- قالَ(علیه السلام): الْهَزْلُ فکاهَهُ السُّفَهاءِ، وَ صَناعَهُ الْجُهّالِ.([۶])
فرمود: مسخره کردن و شوخى هاى – بى مورد – از بى خردى است و کار انسان هاى نادان مى باشد.

…………………………………………….

۷- قالَ(علیه السلام): الدُّنْیا سُوقٌ رَبِحَ فیها قَوْمٌ وَ خَسِرَ آخَرُونَ.([۷])
فرمود: دنیا همانند بازارى است که عدّه اى در آن ـ براى آخرت ـ سود مى برند و عدّه اى دیگر ضرر و خسارت متحمّل مى شوند.

…………………………………………….

۸- قالَ(علیه السلام): النّاسُ فِی الدُّنْیا بِالاْمْوالِ وَ فِى الاْخِرَهِ بِالاْعْمالِ.([۸])
فرمود: مردم در دنیا به وسیله ثروت و تجمّلات شهرت مى یابند ولى در آخرت به وسیله اعمال محاسبه و پاداش داده خواهند شد.

…………………………………………….

۹- قالَ(علیه السلام): مُخالَطَهُ الاْشْرارِ تَدُلُّ عَلى شِرارِ مَنْ یُخالِطُهُمْ.([۹])
فرمود: همنشین شدن و معاشرت با افراد شرور نشانه پستى و شرارت تو خواهد بود.

…………………………………………….

۱۰- قالَ(علیه السلام): أهْلُ قُمْ وَ أهْلُ آبَهِ مَغْفُورٌ لَهُمْ ، لِزیارَتِهِمْ لِجَدّى عَلىّ ابْنِ مُوسَى الرِّضا (علیه السلام) بِطُوس، ألا وَ مَنْ زارَهُ فَأصابَهُ فى طَریقِهِ قَطْرَهٌ مِنَ السَّماءِ حَرَّمَ جَسَدَهُ عَلَى النّارِ.([۱۰])
فرمود: أهالى قم و أهالى آبه ـ یکى از روستاهاى حوالى ساوه ـ آمرزیده هستند به جهت آن که جدّم امام رضا (علیه السلام)را در شهر طوس زیارت مى کنند.
و سپس حضرت افزود: هر که جدّم امام رضا (علیه السلام) را زیارت کند و در مسیر راه صدمه و سختى تحمّل کند خداوند آتش را بر بدن او حرام مى گرداند.

…………………………………………….

۱۱- عَنْ یَعْقُوبِ بْنِ السِّکیتْ، قالَ: سَألْتُ أبَاالْحَسَنِ الْهادی(علیه السلام): ما بالُ الْقُرْآنِ لا یَزْدادُ عَلَى النَّشْرِ وَالدَّرْسِ إلاّ غَضاضَه؟
قالَ (علیه السلام): إنَّ اللّهَ تَعالى لَمْ یَجْعَلْهُ لِزَمان دُونَ زَمان، وَلالِناس دُونَ ناس، فَهُوَ فى کُلِّ زَمان جَدیدٌ وَ عِنْدَ کُلِّ قَوْم غَضٌّ إلى یَوْمِ الْقِیامَهِ.([۱۱])
یکى از اصحاب حضرت به نام ابن سِکیّت گوید: از امام هادى(علیه السلام)سؤال کردم: چرا قرآن با مرور زمان و زیاد خواندن و تکرار، کهنه و مندرس نمى شود; بلکه همیشه حالتى تازه و جدید در آن وجود دارد؟
امام (علیه السلام) فرمود: چون که خداوند متعال قرآن را براى زمان خاصّى و یا طایفه اى مخصوص قرار نداده است; بلکه براى تمام دوران ها و تمامى اقشار مردم فرستاده است، به همین جهت همیشه حالت جدید و تازه اى دارد و براى جوامع بشرى تا روز قیامت قابل عمل و اجراء مى باشد.

…………………………………………….

۱۲- قالَ (علیه السلام): الْغَضَبُ عَلى مَنْ لا تَمْلِکُ عَجْزٌ، وَ عَلى مَنْ تَمْلِکُ لُؤْمٌ.([۱۲])
فرمود: غضب و تندى در مقابل آن کسى که توان مقابله با او را ندارى، علامت عجز و ناتوانى است، ولى در مقابل کسى که توان مقابله و رو در روئى او را دارى علامت پستى و رذالت است.

…………………………………………….

۱۳- قالَ(علیه السلام): یَاْتى عَلماءُ شیعَتِنا الْقَوّامُونَ بِضُعَفاءِ مُحِبّینا وَ أهْلِ وِلایَتِنا یَوْمَ الْقِیامَهِ، وَالاْنْوارُ تَسْطَعُ مِنْ تیجانِهِمْ.([۱۳])
فرمود: علماء و دانشمندانى که به فریاد دوستان و پیروان ما برسند و از آن ها رفع مشکل نمایند، روز قیامت در حالى محشور مى شوند که تاج درخشانى بر سر دارند و نور از آن ها مى درخشد.

…………………………………………….

۱۴- قالَ(علیه السلام): لِبَعْضِ قَهارِمَتِهِ: اسْتَکْثِرُوا لَنا مِنَ الْباذِنْجانِ، فَإنَّهُ حارٌّ فى وَقْتِ الْحَرارَهِ، بارِدٌ فى وَقْتِ الْبُرُودَهِ، مُعْتَدِلٌ فِى الاْوقاتِ کُلِّها، جَیِّدٌ عَلى کلِّ حال.([۱۴])
به بعضى از غلامان خود فرمود: بیشتر براى ما بادمجان پخت نمائید که در فصل گرما، گرم و در فصل سرما، سرد است; و در تمام دوران سال معتدل مى باشد و در هر حال مفید است.

…………………………………………….

۱۵- قالَ(علیه السلام): التَّسْریحُ بِمِشْطِ الْعاجِ یُنْبُتُ الشَّعْرَ فِى الرَّأسِ، وَ یَطْرُدُ الدُّودَ مِنَ الدِّماغِ، وَ یُطْفِىءُ الْمِرارَ، وَ یَتَّقِى اللِّثهَ وَ الْعَمُورَ.([۱۵])
فرمود: شانه کردن موها به وسیله شانه عاج، سبب روئیدن و افزایش مو مى باشد، همچنین سبب نابودى کرم هاى درون سر و مُخ خواهد شد و موجب سلامتى فکّ و لثه ها مى گردد.

…………………………………………….

۱۶- قالَ(علیه السلام): اُذکُرْ مَصْرَعَکَ بَیْنَ یَدَىْ أهْلِکَ لا طَبیبٌ یَمْنَعُکَ، وَ لا حَبیبٌ یَنْفَعُکَ.([۱۶])
فرمود: بیاد آور و فراموش نکن آن حالت و موقعى را که در میان جمع اعضاء خانواده و آشنایان قرار مى گیرى و لحظات آخر عمرت سپرى مى شود و هیچ پزشکى و دوستى ـ و ثروتى ـ نمى تواند تو را از آن حالت نجات دهد.

…………………………………………….

۱۷- قالَ(علیه السلام): إنَّ الْحَرامَ لا یَنْمی، وَإنْ نَمى لا یُبارَکُ فیهِ، وَ ما أَنْفَقَهُ لَمْ یُؤْجَرْ عَلَیْهِ، وَ ما خَلَّفَهُ کانَ زادَهُ إلَى النّارِ.([۱۷])
فرمود: همانا ـ اموال ـ حرام، رشد و نموّ ندارد و اگر هم احیاناً رشد کند و زیاد شود برکتى نخواهد داشت و با خوشى مصرف نمى گردد.
و آنچه را از اموال حرام انفاق و کمک کرده باشد أجر و پاداشى برایش نیست و هر مقدارى که براى بعد از خود به هر عنوان باقى گذارد معاقب مى گردد.

…………………………………………….

۱۸- قالَ(علیه السلام): اَلْحِکْمَهُ لا تَنْجَعُ فِى الطِّباعِ الْفاسِدَهِ.([۱۸])
فرمود: حکمت اثرى در دل ها و قلب هاى فاسد نمى گذارد.

…………………………………………….

۱۹- قالَ(علیه السلام): مَنْ رَضِىَ عَنْ نَفْسِهِ کَثُرَ السّاخِطُونَ عَلَیْهِ.([۱۹])
فرمود: هر که از خود راضى باشد بدگویان او زیاد خواهند شد.

…………………………………………….

۲۰- قالَ(علیه السلام): اَلْمُصیبَهُ لِلصّابِرِ واحِدَهٌ وَ لِلْجازِعِ اِثْنَتان.([۲۰])
فرمود: مصیبتى که بر کسى وارد شود و صبر و تحمّل نماید، تنها یک ناراحتى است; ولى چنانچه فریاد بزند و جزع کند دو ناراحتى خواهد داشت.

…………………………………………….

۲۱- قالَ(علیه السلام): اِنّ لِلّهِ بِقاعاً یُحِبُّ أنْ یُدْعى فیها فَیَسْتَجیبُ لِمَنْ دَعاهُ، وَالْحیرُ مِنْها.([۲۱])
فرمود: براى خداوند بقعه ها و مکان هائى است که دوست دارد در آن ها خدا خوانده شود تا آن که دعاها را مستجاب گرداند که یکى از بُقْعه ها حائر و حرم امام حسین (علیه السلام) خواهد بود.

…………………………………………….

۲۲- قالَ(علیه السلام): اِنّ اللّهَ هُوَ الْمُثیبُ وَالْمُعاقِبُ وَالْمُجازى بِالاَْعْمالِ عاجِلاً وَآجِلاً.([۲۲])
فرمود: همانا تنها کسى که ثواب مى دهد و عِقاب مى کند و کارها را در همان لحظه یا در آینده پاداش مى دهد، خداوند خواهد بود.

…………………………………………….

۲۳- قالَ(علیه السلام): مَنْ هانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ فَلا تَأمَنْ شَرَّهُ.([۲۳])
فرمود: هرکس به خویشتن إهانت کند و کنترل نفس نداشته باشد خود را از شرّ او در أمان ندان.

…………………………………………….

۲۴- قالَ(علیه السلام): اَلتَّواضُعُ أنْ تُعْطَیَ النّاسَ ما تُحِبُّ أنْ تُعْطاهُ.([۲۴] )
فرمود: تواضع و فروتنى چنان است که با مردم چنان کنى که دوست دارى با تو آن کنند.

…………………………………………….

۲۵- قالَ(علیه السلام): اِنّ الْجِسْمَ مُحْدَثٌ وَاللّهُ مُحْدِثُهُ وَ مُجَسِّمُهُ.([۲۵])
فرمود: همانا اجسام، جدید و پدیده هستند و خداوند متعال به وجود آورنده و تجسّم بخش آن ها است.

…………………………………………….

۲۶- قالَ(علیه السلام): لَمْ یَزَلِ اللّهُ وَحْدَهُ لا شَیْئىٌ مَعَهُ، ثُمَّ خَلَقَ الاَْشْیاءَ بَدیعاً، وَاخْتارَ لِنَفْسِهِ أحْسَنَ الاْسْماء.([۲۶])
فرمود: خداوند از أزَل، تنها بود و چیزى با او نبود، تمام موجودات را با قدرت خود آفریده، و بهترین نام ها را براى خود برگزید.

…………………………………………….

۲۷- قالَ(علیه السلام): اِذا قامَ الْقائِمُ یَقْضى بَیْنَ النّاسِ بِعِلْمِهِ کَقَضاءِ داوُد (علیه السلام)وَ لا یَسْئَلُ الْبَیِّنَهَ.([۲۷] )
فرمود: زمانى که حضرت حجّت (عجّ) قیام نماید در بین مردم به علم خویش قضاوت مى نماید; همانند حضرت داود (علیه السلام) که از دلیل و شاهد سؤال نمى فرماید.

…………………………………………….

۲۸- قالَ(علیه السلام): مَنْ اَطاعَ الْخالِقَ لَمْ یُبالِ بِسَخَطِ الْمَخْلُوقینَ وَ مَنْ أسْخَطَ الْخالِقَ فَقَمِنٌ أنْ یَحِلَّ بِهِ الْمَخْلُوقینَ.([۲۸])
فرمود: هرکس مطیع و پیرو خدا باشد از قهر و کارشکنى دیگران باکى نخواهد داشت.

…………………………………………….

۲۹- قالَ(علیه السلام): اَلْعِلْمُ وِراثَهٌ کَریمَهٌ وَالاْدَبُ حُلَلٌ حِسانٌ، وَالْفِکْرَهُ مِرْآتٌ صافَیهٌ.([۲۹])
فرمود: علم و دانش بهترین یادبود براى انتقال به دیگران است، ادب زیباترین نیکى ها است و فکر و اندیشه آئینه صاف و تزیین کننده اعمال و برنامه ها است.

…………………………………………….

۳۰- قالَ (علیه السلام) : الْعُجْبُ صارِفٌ عَنْ طَلَبِ الْعِلْمِ، داع إلىَ الْغَمْطِ وَ الْجَهْلِ.([۳۰])
فرمود: خودبینى و غرور، انسان را از تحصیل علوم باز مى دارد و به سمت حقارت و نادانى مى کشاند.

…………………………………………….

۳۱- قالَ(علیه السلام): لا تُخَیِّبْ راجیکَ فَیَمْقُتَکَ اللّهُ وَ یُعادیکَ.([۳۱])
فرمود: کسى که به تو امید بسته است ناامیدش مگردان، وگرنه مورد غضب خداوند قرار خواهى گرفت.

…………………………………………….

۳۲- قالَ(علیه السلام): الْعِتابُ مِفْتاحُ التَّقالى، وَالعِتابُ خَیْرٌ مِنَ الْحِقْدِ.([۳۲])
فرمود: (مواظب باش که) عتاب و پرخاش گرى، مقدّمه و کلید غضب است، ولى در هر حال پرخاش گرى نسبت به کینه و دشمنى درونى بهتر است (چون کینه، ضررهاى خظرناک ترى را در بردارد).

…………………………………………….

۳۳- وَ قالَ(علیه السلام) : مَا اسْتَراحَ ذُو الْحِرْصِ.([۳۳])
فرمود: شخص طمّاع و حریص ـ نسبت به اموال و تجمّلات دنیا ـ هیچگاه آسایش و استراحت نخواهد داشت.

…………………………………………….

۳۴- قالَ(علیه السلام): الْغِنى قِلَّهُ تَمَنّیکَ، وَالرّضا بِما یَکْفیکَ، وَ الْفَقْرُ شَرَهُ النّفْسِ وَ شِدَّهُ القُنُوطِ، وَالدِّقَّهُ إتّباعُ الْیَسیرِ وَالنَّظَرُ فِى الْحَقیرِ.([۳۴])
فرمود: بى نیازى و توانگرى در آن است که کمتر آرزو و توقّع باشد و به آنچه موجود و حاضر است راضى و قانع گردى، ولیکن فقر و تهى دستى در آن موقعى است که آرزوهاى نفسانى اهمیّت داده شود، امّا دقّت و توجّه به مسائل، اهمیّت دادن به امکانات موجود و مصرف و استفاده صحیح از آن ها است، اگر چه ناچیز و کم باشد.

…………………………………………….

۳۵- قالَ(علیه السلام): الاِْمامُ بَعْدى الْحَسَنِ، وَ بَعْدَهُ ابْنُهُ الْقائِمُ الَّذى یَمْلاَُ الاَْرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً کَما مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً.([۳۵])
فرمود: امام و خلیفه بعد از من (فرزندم) حسن; و بعد از او فرزندش مهدى ـ موعود(علیهما السلام)ـ مى باشد که زمین را پر از عدل و داد مى نماید، همان طورى که پر از ظلم و ستم گشته باشد.

…………………………………………….

۳۶- قالَ(علیه السلام): إذا کانَ زَمانُ الْعَدْلِ فیهِ أغْلَبُ مِنَ الْجَوْرِ فَحَرامٌ أنْ یُظُنَّ بِأحَد سُوءاً حَتّى یُعْلَمَ ذلِکَ مِنْهُ.([۳۶])
فرمود: در آن زمانى که عدالت اجتماعى، حاکم و غالب بر تباهى باشد، نباید به شخصى بدگمان بود مگر آن که یقین و معلوم باشد.
۳۷- قالَ(علیه السلام): إنَّ لِشیعَتِنا بِوِلایَتِنا لَعِصْمَهٌ، لَوْ سَلَکُوا بِها فى لُجَّهِ الْبِحارِ الْغامِرَهِ.([۳۷])
فرمود: همانا ولایت ما اهل بیت براى شیعیان و دوستانمان پناهگاه أمنى مى باشد که چنانچه در همه امور به آن تمسّک جویند، بر تمام مشکلات (مادّى و معنوى) فایق آیند.

…………………………………………….

۳۸- قالَ(علیه السلام) : یا داوُدُ لَوْ قُلْتَ: إنَّ تارِکَ التَّقیَّهَ کَتارِکِ الصَّلاهِ لَکُنتَ صادِقاً.([۳۸])
حضرت به یکى از اصحابش – به نام داود صرّمى – فرمود: اگر قائل شوى که ترک تقیّه همانند ترک نماز است، صادق خواهى بود.

…………………………………………….

۳۹- قالَ: سَألْتُهُ عَنِ الْحِلْمِ؟ فَقالَ (علیه السلام) : هُوَ أنْ تَمْلِکَ نَفْسَکَ وَ تَکْظِمَ غَیْظَکَ، وَ لا یَکُونَ ذلَکَ إلاّ مَعَ الْقُدْرَهِ.([۳۹])
یکى از اصحاب از آن حضرت پیرامون معناى حِلم و بردبارى سؤال نمود؟
حضرت در پاسخ فرمود: این که در هر حال مالک نَفْس خود باشى و خشم خود را فرو برى و آن را خاموش نمائى و این تحمّل و بردبارى در حالى باشد که توان مقابله با شخصى را داشته باشى.

…………………………………………….

۴۰- قالَ (علیه السلام): اِنّ اللّهَ جَعَلَ الدّنیا دارَ بَلْوى وَالاْخِرَهَ دارَ عُقْبى، وَ جَعَلَ بَلْوى الدّنیا لِثوابِ الاْخِرَهِ سَبَباً وَ ثَوابَ الاْخِرَهِ مِنْ بَلْوَى الدّنیا عِوَضاً.([۴۰])
فرمود: همانا خداوند، دنیا را جایگاه بلاها و امتحانات و مشکلات قرار داد; و آخرت را جایگاه نتیجه گیرى زحمات، پس بلاها و زحمات و سختى هاى دنیا را وسیله رسیدن به مقامات آخرت قرار داد و اجر و پاداش زحمات دنیا را در آخرت عطا مى فرماید.

…………………………………………….

[۱] – بحارالأنوار: ج ۶۸، ص ۱۸۲، ح ۴۱، أعیان الشّیعه: ج ۲، ص ۳۹٫

[۲] – عُدّه الداعى مرحوم راوندى: ص ۲۰۸٫

[۳] – بحارالانوار: ج ۸۴ ص ۱۷۲ به نقل از أعلام الدین دیلمى.

[۴] – بحار الأنوار: ج ۷۵، ص ۳۶۹، ح ۴، أعلام الدّین: ص ۳۱۲، س ۱۴٫

[۵] – بحارالأنوار: ج ۶۹، ص ۱۹۹، ح ۲۷٫

[۶] – الدرّه الباهره: ص ۴۲، س ۵، بحارالأنوار: ج ۷۵، ص ۳۶۹، ح ۲۰٫

[۷] – أعیان الشّیعه: ج ۲، ص ۳۹، تحف العقول: ص ۴۳۸٫

[۸] – أعیان الشّیعه: ج ۲، ص ۳۹، بحارالأنوار: ج ۱۷٫

[۹] – مستدرک الوسائل: ج ۱۲، ص ۳۰۸، ح ۱۴۱۶۲٫

[۱۰] – عیون أخبار الرّضا(علیه السلام): ج ۲، ص ۲۶۰، ح ۲۲٫

[۱۱] – أمالى شیخ طوسى: ج ۲، ص ۵۸۰، ح ۸٫

[۱۲]- مستدرک الوسائل: ج ۱۲، ص ۱۱، ح ۱۳۳۷۶٫

[۱۳]- بحارالأنوار: ج ۲، ص ۶، ضمن ح ۱۳٫

[۱۴] – کافى: ج ۶، ص ۳۷۳، ح ۲، وسائل الشّیعه: ج ۲۵، ص ۲۱۰، ح ۳۱۷۰۶٫

[۱۵] – بحارالأنوار: ج ۷۳، ص ۱۱۵، ح ۱۶٫

[۱۶] – أعلام الدّین: ص ۳۱۱، س ۱۶، بحارالأنوار: ج ۷۵، ص ۳۶۹، ح ۴٫

[۱۷] – کافى: ج ۵، ص ۱۲۵، ح ۷٫

[۱۸] – نزهه النّاظر و تنبیه الخاطر: ص ۱۴۱، ح ۲۳، أعلام الدّین: ص ۳۱۱، س ۲۰٫

[۱۹] – بحارالأنوار: ج ۶۹، ص ۳۱۶، ح ۲۴٫

[۲۰] – أعلام الدّین: ص ۳۱۱، س ۴، بحارالأنوار: ج ۷۵، ص ۳۶۹٫

[۲۱] – تحف: ص ۳۵۷، بحارالأنوار: ج ۹۸، ص ۱۳۰، ح ۳۴٫

[۲۲] – تحف: ص ۳۵۸، بحارالأنوار: ج ۵۹، ص ۲، ضمن ح ۶٫

[۲۳] – تحف العقول: ص ۳۸۳، بحارالأنوار: ج ۷۵، ص ۳۶۵٫

[۲۴] – محجّه البیضاء: ج ۵، ص ۲۲۵٫

[۲۵] – بحارالأنوار: ج ۵۷، ص ۸۱، ح ۵۱، به نقل از توحید شیخ صدوق.

[۲۶] – بحارالانوار: ج ۵۷، ص ۸۳، ح ۶۴، به نقل از احتجاج طبرسى.

[۲۷] – بحارالأنوار: ج ۵۰، ص ۲۶۴، ح ۲۴، به نقل از مناقب و خرائج.

[۲۸] – بحارالأنوار: ج ۵۰، ص ۱۷۷، ح ۵۶، و ج ۷۱، ص ۱۸۲ ح ۴۱٫

[۲۹] – بحارالأنوار: ج ۷۱، ص ۳۲۴، مستدرک الوسائل: ج ۱۱، ص ۱۸۴، ح ۴٫

[۳۰] – بحارالأنوار: ج ۷۵، ص ۳۶۹، س ۴٫

[۳۱] – بحارالأنوار: ج ۷۵، ص ۱۷۳، ح ۲٫

[۳۲]- نزهه النّاظر: ص ۱۳۹، ح ۱۲، بحارالأنوار: ج ۷۸، ص ۳۶۸، ضمن ح ۳٫

[۳۳]- نزهه النّاظر و تنبیه الخاطر: ص ۱۴۱، ح ۲۱، مستدرک الوسائل: ج ۲، ص ۳۳۶، ح ۱۱٫

[۳۴]- الدّرّه الباهره: ص ۱۴، نزهه الناظر: ص ۱۳۸، ح ۷، بحار: ج ۷۵، ص ۱۰۹، ح ۱۲٫

[۳۵]- بحارالأنوار: ج ۵۰، ص ۲۳۹، ح ۴، به نقل از إکمال الدین صدوق.

[۳۶]- بحارالأنوار: ج ۷۳، ص ۱۹۷، ح ۱۷، به نقل از الدّرّه الباهره: ص ۴۲، س ۱۰٫

[۳۷]- بحارالأنوار: ج ۵۰، ص ۲۱۵، ح ۱، س ۱۸، به نقل از أمالى شیخ طوسى.

[۳۸]- وسائل الشّیعه: ج ۱۶، ص ۲۱۱، ح ۲۱۳۸۲، مستطرفات السّرائر: ص ۶۷، ح ۱۰٫

[۳۹]- نزهه النّاظر و تنبیه الخاطر: ص ۱۳۸، ح ۵، مستدرک الوسائل: ج ۲، ص ۳۰۴، ح ۱۷٫

[۴۰] – تحف العقول: ص ۳۵۸٫

چهل حدیث از امام جواد الائمه(ع)

چهل حدیث از امام جواد الائمه(ع)
هرکس چهل حدیث حفظ کند، خداوند وی را فقیه محشور می‌کند
 

۱- قالَ الإمام محمد تقی الجواد (علیه السلام): الْمُؤمِنُ یَحْتاجُ إلی ثَلاثِ خِصال: ۱- تَوْفیق مِنَ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ ۲- وَواعِظ مِنْ نَفْسِهِ ۳- وَقَبُول مِمَّنْ یَنْصَحُهُ. [بحارالأنوار، ج ۷۲، ص ۶۵، ح ۳]
مؤمن در هر حال نیازمند به سه خصلت است: ۱- توفیق از طرف خداوند متعال ۲- واعظی از درون خود ۳- قبول و پذیرش نصیحت کسی که او را نصیحت نماید.

………………………………………….

۲- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام): مُلاقاهُ الاْخوانِ نَشْرَهٌ، وَتَلْقیحٌ لِلْعَقْلِ وَإنْ کانَ نَزْراً قَلیلاً. [امالی شیخ مفید، ص ۳۲۸، ح ۱۳]
ملاقات و دیدار با دوستان و برادران، موجب صفای دل و نورانیّت آن می گردد و سبب شکوفایی عقل و درایت خواهد گشت، گرچه در مدّت زمانی کوتاه انجام پذیرد.

………………………………………….

۳- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام): کَیْفَ یُضَیَّعُ مَنِ اللهُ کافِلُهُ، وَکَیْفَ یَنْجُو مَنِ الله طالِبُهُ؟ وَمَنِ انْقَطَعَ إلی غَیْرِاللهِ وَکَّلَهُ! [بحارالأنوار، ح ۶۸، ص ۱۵۵، ح ۶۹]
چگونه گمراه و درمانده خواهد شد کسی که خداوند سَرپرست و متکفّل اوست ، چطور نجات می یابد کسی که خداوند طالبش می باشد؟ و هر که از خدا قطع امید کند و به غیر او پناهنده شود، خداوند او را به همان شخص واگذار می کند!

………………………………………….

۴- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام): مَنْ عَتَبَ مِنْ غَیْرِارْتِیاب أعْتَبَ مِنْ غَیْرِاسْتِعْتاب. [بحارالأنوار، ج ۷۱، ص ۱۸۱]
سرزنش کردن دیگران بدون علّت و دلیل سبب ناراحتی و خشم خواهد گشت، در حالی که رضایت آنان نیز کسب نخواهد کرد.

………………………………………….

۵- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام): أَفْضَلُ الْعِبَادَهِ الْإِخْلَاصُ. [بحارالأنوار، ج ۶۷، ص ۲۴۵، ح ۱۹]
با فضیلت ترین و ارزشمندترین عبادت ها آن است که خالص و بدون ریا باشد.

………………………………………….

۶- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام): مَنْ أصْغی إلی ناطِق فَقَدْ عَبَدَهُ، فَإنْ کانَ النّاطِقُ عَنِ اللهِ فَقَدْ عَبَدَاللهَ، وَإنْ کانَ النّاطِقُ یَنْطِقُ عَنْ لِسانِ إبلیس فَقَدْ عَبَدَ إبلیسَ! [مستدرک الوسائل، ج ۱۷، ص ۳۰۸، ح ۵]
هرکس به شخصی سخنران علاقمند و متمایل باشد، بنده اوست؛ پس چنانچه سخنور برای خدا و از خدا سخن بگوید، بنده خداست؛ و اگر از زبان شیطان سخن بگوید، بنده شیطان خواهد بود!

………………………………………….

۷- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام): لا یَضُرُّکَ سَخَطُ مَنْ رِضاهُ الْجَوْرُ. [بحارالأنوار، ج ۷۵، ص ۳۸۰، ح ۴۲]
کسی که طالب رضایت خداوند متعال باشد، دشمنی ستمگران، او را زیان و ضرر نمی رساند.

………………………………………….

۸- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام): مَنْ خَطَبَ إلَیْکُمْ فَرَضیتُمْ دینَهُ وَأمانَتَهُ فَزَوِّجُوهُ، إِلاَّ تَفْعَلُوهُ تَکُن فِتْنَهٌ فِی الأَرْضِ وَفَسَادٌ کَبِیرٌ. [تهذیب الأحکام، ج ۷، ص ۳۹۶، ح ۹]
هر که به خواستگاری دختر شما آید و به تقوا و تدیّن و امانتداری او مطمئن می باشید با او موافقت کنید و گرنه شما سبب فتنه و فساد بزرگی در روی زمین خواهید شد.

………………………………………….

۹- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام): لَوْسَکَتَ الْجاهِلُ مَااخْتَلَفَ النّاسُ. [کشف الغمّه، ج ۲، ص ۳۴۹]
چنانچه افراد جاهل، ساکت باشند ؛ مردم دچار اختلافات و تشنّجات نمی شوند.

………………………………………….

۱۰- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام): مَنِ اسْتَحْسَنَ قَبیحاً کانَ شَریکاً فیهِ. [کشف الغمّه، ج ۲، ص ۳۴۹]
هر که کار زشتی را تحسین و تأیید کند، در عقاب آن شریک می باشد.

………………………………………….

۱۱- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام): مَنِ انْقادَ إلَی الطُّمَأنینَهِ قَبْلَ الْخِیَرَهِ فَقَدْ عَرَضَ نَفْسَهُ لِلْهَلَکَهِ وَالْعاقِبَهِ الْمُغْضِبَهِ. [بحارالأنوار، ج ۶۸، ص ۳۴۰، ح ۱۳]
هر کس بدون تفّکر و اطمینان نسبت به جوانب [هر کاری، فرمانی، حرکتی و …] مطیع و پذیرای آن شود، خود را در معرض سقوط قرار داده; و نتیجه ای جز خشم و عصبانیّت نخواهد گرفت.

………………………………………….

۱۲- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام): مَنِ اسْتَغْنی بِاللهِ إفْتَقَرَ النّاسُ إلَیْهِ، وَ مَنِ اتَّقَی اللهَ أحَبَّهُ النّاسُ وَ إنْ کَرِهُوا. [بحارالأنوار، ج ۷۵، ص ۷۹، ح ۶۲]
هر که خود را به وسیله خداوند بی نیاز بداند مردم محتاج او خواهند شد و هر که تقوای الهی را پیشه خود کند خواه ناخواه، مورد محبّت مردم قرار می گیرد گرچه مردم خودشان اهل تقوا نباشند.

………………………………………….

۱۳- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام): عَلَّمَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) عَلّیاً (علیه السلام) ألْفَ کَلِمَه، کُلُّ کَلِمَه یَفْتَحُ ألْفُ کَلِمَه. [خصال، ج ۲، ص ۶۵۰، ح ۴۶]
حضرت رسول (صلی الله علیه وآله وسلم)، یک هزار کلمه به امام علی (علیه السلام) تعلیم نمود که از هر کلمه ای هزار باب علم و مسأله فرعی باز می شود.

………………………………………….

۱۴- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام): نِعْمَهٌ لاتُشْکَرُ کَسِیَّئَه لاتُغْفَرُ. [بحارالأنوار، ج ۶۸، ص ۵۳، ح ۶۹]
خدمت و نعمتی که مورد شکر و سپاس قرار نگیرد همانند خطائی است که غیرقابل بخشش باشد.

………………………………………….

۱۵- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام): مَوْتُ الاْنْسانِ بِالذُّنُوبِ أکْثَرُ مِنْ مَوْتِهِ بِالاْجَلِ، وَحَیاتُهُ بِالْبِرِّ أکْثَرُ مِنْ حَیاتِهِ بِالْعُمْرِ. [کشف الغمّه، ج ۲، ص ۳۵۰]
فرا رسیدن مرگ انسان ها، به جهت معصیت و گناه، بیشتر است تا مرگ طبیعی و عادی، همچنین حیات و زندگی ـ لذّت بخش ـ به وسیله نیکی و احسان به دیگران بیشتر و بهتر است از عمر بی نتیجه.

………………………………………….

۱۶- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام): لَنْ یَسْتَکْمِلَ الْعَبْدُ حَقیقَهَ الاْیمانِ حَتّی یُؤْثِرَ دینَهُ عَلی شَهْوَتِهِ، وَ لَنْ یُهْلِکَ حَتّی یُؤْثِرَ شَهْوَتَهُ عَلی دینِهِ. [بحارالأنوار، ج ۷۵، ص ۸۰، ح ۶۳]
بنده ای حقیقت ایمان را نمی یابد مگر آن که دین و احکام الهی را در همه جهات بر تمایلات و هواهای نفسانی خود مقدّم دارد. و کسی هلاک و بدبخت نمی گردد مگر آن که هواها و خواسته های نفسانی خود را بر احکام الهی مقدّم نماید.

………………………………………….

۱۷- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام): عَلَیْکُمْ بِطَلَبِ الْعِلْمِ، فَإنَّ طَلَبَهُ فَریضَهٌ وَالْبَحْثَ عَنْهُ نافِلَهٌ، وَ هُوَ صِلَهُ بَیْنَ الاْخْوانِ، وَ دَلیلٌ عَلَی الْمُرُوَّهِ، وَ تُحْفَهٌ فِی الْمَجالِسِ، وَ صاحِبٌ فِی السَّفَرِ، وَ أُنْسٌ فِی الْغُرْبَهِ. [حلیه الأبرار، ج ۴، ص ۵۹۹]
بر شما باد به تحصیل علم و معرفت، چون فراگیری آن واجب و بحث پیرامون آن مستحبّ و پرفائده است. علم وسیله کمک به دوستان و برادران است، دلیل و نشانه مروّت و جوانمردی است، هدیه و سرگرمی در مجالس است، همدم و رفیق انسان در مسافرت است; و اَنیس و مونس انسان در تنهایی می باشد.

………………………………………….

۱۸- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام): تَوَسَّدِ الصَّبْرَ، وَ اعْتَنِقِ الْفَقْرَ، وَ ارْفَضِ الشَّهَواتِ، وَ خالِفِ الْهَوی، وَ اعْلَمْ أنَّکَ لَنْ تَخْلُو مِنْ عَیْنِ اللهِ، فَانْظُرْ کَیْفَ تَکُونُ. [بحارالأنوار، ج ۷۵، ص ۳۵۸، ح ۱]
در زندگی، صبر را تکیه گاه خود؛ فقر و تنگ دستی را همنشین خود قرار بده و با هواهای نفسانی مخالفت کن. و بدان که هیچگاه از دیدگاه خداوند پنهان و مخفی نخواهی ماند، پس مواظب باش که در چه حالتی خواهی بود.

………………………………………….

۱۹- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام): مَنْ أتَمَّ رُکُوعَهُ لَمْ تُدْخِلْهُ وَحْشَهُ الْقَبْرِ. [الکافی، ج ۳، ص ۳۲۱، ح ۷]
هرکس رکوع نمازش را به طور کامل و صحیح انجام دهد، وحشت قبر بر او وارد نخواهد شد.

………………………………………….

۲۰- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام): الْخُشُوعُ زینَهُ الصَّلاهِ، وَ تَرْکُ ما لا یُعْنی زینَهُ الْوَرَعِ.[بحارالأنوار، ج ۷۵، ص ۸۰]
خشوع و خضوع زینت بخش نماز خواهد بود، ترک و رها کردن آنچه [برای دین و دنیا و آخرت]سودمند نباشد زینت بخش ورع و تقوای انسان می باشد.

………………………………………….

۲۱- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام): الاْمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْی عَنِ الْمُنْکَرِ خَلْقانِ مِنْ خَلْقِ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ، فَمْن نَصَرَهُما أعَزَّهُ اللهُ، وَمَنْ خَذَلَهُما خَذَلَهُ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ. [خصال صدوق، ص ۴۲، ح ۳۲]
امر به معروف و نهی از منکر دو مخلوق الهی است، هر که آن ها را یاری و اجراء کند مورد نصرت و رحمت خدا قرار می گیرد و هر که آن ها را ترک و رها گرداند مورد خذلان و عِقاب قرار می گیرد.

………………………………………….

۲۲- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام): إنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ یَخْتارُ مِنْ مالِ الْمُؤْمِنِ وَمِنْ وُلْدِهِ أنْفَسَهُ لِیَأجُرَهُ عَلی ذلِکَ. [الکافی، ج ۳، ص ۲۱۸، ح ۳]
همانا خداوند متعال بهترین و عزیزترین ثروت و فرزند مؤمن را می گیرد [و هلاک و نابود می گرداند]، چون دنیا و متعلّقات آن بی ارزش است تا در قیامت پاداش عظیمی عطایش نماید.

………………………………………….

۲۳- قالَ له رجل: أَوصِنی بَوَصِیَّه جامِعَه مُخْتَصَرَه؟ فَقالَ (علیه السلام): صُنْ نَفْسَکَ عَنْ عارِالْعاجِلَهِ وَ نار الاْجِلَهِ. [احقاق الحقّ، ج ۱۲، ص ۴۳۹]
شخصی به امام نهم جوادالائمه عرض کرد: مرا موعظه و نصیحتی کامل و مختصر عطا فرما؟ امام جواد(علیه السلام) فرمود: اعضاء و جوارح خود را از ذلّت و ننگ سریع و زودرس، همچنین از آتش و عذاب آخرت، در امان و محفوظ بدار.

………………………………………….

۲۴- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام): فَسادُ الاْخْلاقِ بِمُعاشَرَهِ السُّفَهاءِ، وَصَلاحُ الاْخلاقِ بِمُنافَسَهِ الْعُقَلاءِ. [کشف الغمّه، ج ۲، ص ۳۴۹]
معاشرت و همنشینی با بی خردان و افراد لااُبالی سبب فساد و تباهی اخلاق خواهد شد; و معاشرت و رفاقت با خردمندان هوشیار، موجب رشد و کمال اخلاق می باشد.

………………………………………….

۲۵- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام): ثَلاثُ خِصال تَجْتَلِبُ بِهِنَّ الْمَحَبَّهُ: ۱- الاْنْصافُ فِی الْمُعاشَرَهِ ۲-وَ الْمُواساهُ فِی الشِّدِّهِ ۳- وَالاْنْطِواعُ وَالرُّجُوعُ إلی قَلْب سَلیم. [کشف الغمّه، ج ۲، ص ۳۴۹]
سه خصلت جلب محبّت می کند: ۱- انصاف در معاشرت با مردم ۲- همدردی در مشکلات آن ها ۳-همراه و همدم شدن با معنویات.

………………………………………….

۲۶- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام): التَّوْبَهُ عَلی أرْبَع دَعائِم: ۱- نَدَمٌ بِالْقَلْبِ ۲- وَاسْتِغْفارٌ بِاللِّسانِ ۳-وَ عَمَلٌ بِالْجَوارِحِ ۴- وَ عَزْمٌ أنْ لایَعُودَ. [ارشاد القلوب دیلمی، ص ۱۶۰]
شرایط پذیرش توبه چهار چیز است: ۱- پشیمانی قلبی ۲- استغفار با زبان ۳- جبران کردن گناه ۴-تصمیم جدّی بر این که دیگر مرتکب آن گناه نشود.

………………………………………….

۲۷- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام): ثَلاثٌ مِنْ عَمَلِ الاْبْرارِ: ۱- إقامَهُ الْفَرائِض ۲- وَاجْتِنابُ الْمَحارِم۳- واحْتِراسٌ مِنَ الْغَفْلَهِ فِی الدّین.
سه چیز از کارهای نیکان است: ۱- انجام واجبات الهی ۲- ترک و دوری از گناهان ۳- مواظبت و رعایت مسائل و احکام دین.
………………………………………….

۲۸- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام): وَحَقیقَهُ الاْدَبِ: اِجْتِماعُ خِصالِ الْخیْرِ، وَتَجافی خِصالِ الشَّرِ، وَبِالاْدَبِ یَبْلُغُ الرَّجُلُ الْمَکارِمَ الاْخْلاقِ فِی الدُّنْیا وَالاْخِرَهِ، وَیَصِلُ بِهِ اِلَی الْجَنَّهِ. [ارشاد القلوب دیلمی، ص ۱۶۰]
حقیقت ادب و تربیت عبارت است از: دارا بودن خصلت های خوب، خالی بودن از صفات زشت و ناپسند. انسان به وسیله ادب به کمالات اخلاقی می رسد; و نیز با رعایت ادب به بهشت دست می یابد.

………………………………………….

۲۹- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام): الاْدَبُ عِنْدَ النّاسِ النُّطْقُ بِالْمُسْتَحْسَناتِ لا غَیْرُ، وَهذا لا یُعْتَدُّ بِهِ ما لَمْ یُوصَلْ بِها إلی رِضَااللهِ سُبْحانَهُ، وَالْجَنَّهِ، وَالاْدَبُ هُوَ أدَبُ الشَّریعَهِ، فَتَأدَّبُوا بِها تَکُونُوا أُدَباءَ حَقّاً.[ارشاد القلوب دیلمی، ص ۱۶۰]
مفهوم و معنای ادب از نظر مردم، تنها خوب سخن گفتن است که رکیک و سبک نباشد، ولیکن این نظریّه قابل توجّیه نیست تا مادامی که انسان را به خداوند متعال و بهشت نزدیک نگرداند. بنابراین ادب یعنی رعایت احکام و مسائل دین، پس با عمل کردن به شریعت [دستورات الهی و ائمّه اطهار (علیهم السلام)]، ادب خود را آشکار سازید.

………………………………………….

۳۰- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام): مَنْ زارَ قَبْرَ عَمَّتی بِقُمْ، فَلَهُ الْجَنَّتهُ. [کامل الزیارات، ص ۵۳۶، ح ۸۲۷]
هرکس قبر عمّه ام [حضرت معصومه (سلام الله علیها) را با علاقه و معرفت] در قم زیارت کند، اهل بهشت خواهد بود.

………………………………………….

۳۱- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام): مَنْ زارَ قَبْرَ أخیهِ الْمُؤْمِنِ فَجَلَسَ عِنْدَ قَبْرِهِ وَاسْتَقْبَلَ الْقِبْلَهَ وَ وَضَعَ یَدَهُ عَلَی الْقَبْرِ وَقَرَءَ: «إنّاأنْزَلْناهُ فی لَیْلَهِ الْقَدْرِ» سَبْعَ مَرّات، أمِنَ مِنَ الْفَزَعَ الاْکْبَرِ. [اختیار معرفه الرّجال، ص ۵۶۴، ح ۱۰۶۶]
هرکس بر بالین قبر مؤمنی حضور یابد و رو به قبله بنشیند و دست خود را روی قبر بگذارد و هفت مرتبه سوره مبارکه : «إنّاأنْزَلْناهُ فی لَیْلَهِ الْقَدْرِ» را بخواند، از شداید و سختیهای صحرای محشر در امان قرار می گیرد.

………………………………………….

۳۲- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام): ۱- الْعامِلُ بِالظُّلْمِ ۲- وَالْمُعینُ لَهُ ۳- وَالرّاضی بِهِ شُرَکاءٌ. [کشف الغمّه، ج ۲، ص ۳۴۸]
۱- انجام دهنده ظلم ۲- و کمک دهنده ظلم ۳- و کسی که راضی به ظلم باشد، هر سه شریک خواهند بود.

………………………………………….

۳۳- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام): التَّواضُعُ زینَهُ الْحَسَبِ، وَالْفَصاحَهُ زینَهُ الْکَلامِ، وَ الْعَدْلُ زینَهُ الاْیمانِ، وَالسَّکینَهُ زینَهُ الْعِبادَهِ، وَالْحِفْظُ زینُهُ الرِّوایَهِ. [کشف الغمّه، ج ۲، ص ۳۴۷]
تواضع و فروتنی زینت بخش حسب و شرف؛ فصاحت زینت بخش کلام؛ عدالت زینت بخش ایمان؛ وقار و ادب زینت بخش عبادات؛ و دقّت در ضبط و حفظ آن، زینت بخش نقل روایت و سخن می باشد.

………………………………………….

۳۴- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام): خَفْضُ الْجَناحِ زینَهُ الْعِلْمِ، وَ حُسْنُ الاْدَبِ زینَهُ الْعَقْلِ، وَ بَسْطُ الْوَجْهِ زینَهُ الْحِلْمِ. [کشف الغمّه، ج ۲، ص ۳۴۷]
تواضع و فروتنی زینت بخش علم و دانش است؛ ادب داشتن و اخلاق نیک زینت بخش عقل می باشد؛ خوش رویی با افراد زینت بخش حلم و بردباری است.

………………………………………….

۳۵- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام): إنَّ بَیْنَ جَبَلَی طُوس قَبْضَهٌ قُبِضَتْ مِنَ الْجَنَّهِ، مَنْ دَخَلَها کانَ آمِناً یَوْمَ الْقِیامَهِ مِنَ النّار. [عیون اخبارالرّضا – علیه السلام -، ج ۲، ص ۲۵۶، ح ۶]
همانا بین دو سمت شهر طوس قطعه ای می باشد که از بهشت گرفته شده است، هر که داخل آن شود ـ و با معرفت زیارت کند ـ، روز قیامت از آتش در امان خواهد بود.

………………………………………….

۳۶- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام): اَفضَلُ اعمالِ شیعتنا انتظارُ الفَرَج. [کمالدین ج۲ باب ۳۶ ح ۱]
برترین اعمال شیعیان ما انتظار فرج است.

………………………………………….

۳۷- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام): یَخْفی عَلَی النّاسِ وِلادَتُهُ [امام عصر(علیه السلام)] ، وَ یَغیبُ عَنْهُمْ شَخْصُهُ، وَ تَحْرُمُ عَلَیْهِمْ تَسْمِیَتُهُ، وَ هُوَ سَمّیُ رَسُول اللهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) وَ کَنّیهِ.
[وسائل الشّیعه، ج ۱۶، ص ۲۴۲، ح ۲۱۴۶۶]
زمان ولادت امام عصر (علیه السلام) بر مردم ـ زمانش ـ مخفی است، و شخصش از شناخت افراد ، غایب و پنهان است. و حرام است که آن حضرت را نام ببرند; و او همنام و هم کنیه رسول خدا(صلّی الله علیه وآله وسلّم) است.

………………………………………….

۳۸- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام): إیّاکَ وَ مُصاحَبَهُ الشَّریرِ، فَإنَّهُ کَالسَّیْفِ الْمَسْلُولِ، یَحْسُنُ مَنْظَرُهُ وَ یَقْبَحُ أثَرُهُ. [أعلام الدّین، ص ۳۰۹]
مواظب باش از مصاحبت و دوستی با افراد شرور، چون که او همانند شمشیری زهرآلود، برّاق است؛ که ظاهرش زیبا و اثراتش زشت و خطرناک خواهد بود.

………………………………………….

۳۹- مَنْ لَمْ یَعْرِفِ الْمَوارِدَ أعْیَتْهُ الْمَصادِرُ. [أعلام الدّین، ص ۳۰۹]
هرکس موقعیّت شناس نباشد; جریانات، او را می رباید و هلاک خواهد شد.

………………………………………….

۴۰- عِزُّ الْمُؤْمِنِ غِناه عَنِ النّاسِ. [بحارالأنوار، ج ۷۲، ص ۱۰۹، ح ۱۲]
عزّت و شخصیّت مؤمن در بی نیازی و طمع نداشتن به ـ مال و زندگی ـ دیگران است.

چهل حدیث گوهر بار از امام رضا(ع)

چهل حدیث گوهر بار از امام رضا(ع)
هرکس چهل حدیث حفظ کند، خداوند وی را فقیه محشور می‌کند
 

لایکـون المـومـن مـومنـا حتـى تکـون فیه ثلاث خصـال:۱ـ سنه من ربه. ۲ـ وسنه من نبیه.
۳ـ و سنه من ولیه. فـاما السنه مـن ربه فکتمان سـره. و امـا السنه من نبیه فمـداراه الناس . و امـا السنه مـن ولیه فـاصبـر فـى البـاسـاء و الضـراء.
مـومـن , مـومـن واقعى نیست, مگـر آن که سه خصلت در او بـاشــد:سنتـى از پـروردگـارش و سنتـى از پیـامبـرش و سنتـى از امـامـش. اما سنت پروردگارش , پـوشاندن راز خود است, اما سنت پیغمبرش , مدارا و نرم رفتارى با مردم است, اما سنت امامـش صبر کردن در زمان تنگدستـى و پریشان حالى است.
اصـول کـافـى, ج ۳,ص ۳۳۹ و تحف العقـــول, ص ۴۴۲٫

…………………………………………..

الـمستتر بـالـحسنه یـعـدل سبعین حسنه, و المذیع بالسیئه مخذول, و المستتر بالسیئه مغفور له.
پنهان کننده,کار نیک (پاداشش) برابر هفتاد حسنه است, و آشکار کننده کار بد سـر افکنـده است, و پنهان کننـده کـار بـد آمـرزیـده است.
اصول کافى,ج ۴,ص ۱۶۰٫

…………………………………………..

من اخلاق الانبیاء التنظف.
از اخلاق پیـامبـران, نظافت و پـاکیزگــى است.
تحف العقول, ص ۴۴۲٫

…………………………………………..

لـم یخنک الامیـن و لکـن ائتمنت الخــائن.
امین به تو خیانت نکرده(و نمى کند) و لیکن (تو) خائن را امین تصور نموده اى.
همان, ص ۴۴۲٫

…………………………………………..

الاخ الاکبر بمزله الاب.
برادر بزرگتر به منزله پدر است.
همان, ص ۴۴۲٫

…………………………………………..

صدیق کل امرء عقله و عدوه جهله.
دوست هرکس عقل او, و دشمنش جهل اوست.
همان, ص ۴۴۳٫

…………………………………………..

التودد الى الناس نصف العقل.
دوستى با مردم, نیمى از عقل است.
همان, ص ۴۴۳٫

…………………………………………..

ان الله یبغض القیل والقـال واضـاعه المـال و کثـره السـوال.
به درستى که خداوند,داد وفریاد وتلف کردن مال و پرخواهشى را دوشمن مى دارد.
همان,ص ۴۴۳٫

…………………………………………..

لا یتـم عقل امـرء مسلـم حتـى تکون فیه عشر خصـال : الخیــر منـه مـامــول. و الشر منه مامـون. یستکثر قلیل الخیر من غیره, و یستقل کثیر الخیر مـن نفسه. لا یسام من طلب الخـوائج الیه, و لا یمل مـن طلب العلـم طول دهره. الفقرفى الله احب الیه من الغنى و الذل فى الله احب الیه مـن العز فى عدوه. و الخمـول اشهى الیه من الشهره.ثـم قال (ع) العاشره و ما العاشره؟ قیل له: ما هى؟ قال(ع): لایرى احدا الا قال: هو خیر منى و اتقى.
عقل شخص مسلمـان تمـام نیست, مگر ایـن که ده خصلت را دارا بـاشـد: ۱ـ از او امید خیر باشد.
۲ـ از بدى او در امان باشند. ۳ـ خیر اندک دیگرى را بسیار شمارد. ۴ـ خیر بسیار خود را اندک شمارد.
۵ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود. ۶ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود.
۷ـ فقـر در راه خـدایـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــد.۸ـ خـوارى در راه خـدایـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــد. ۹ـ گمنـامـى را از پـر نـامـى خـواهـانتـر بـاشـد. ۱۰ـ سپس فـرمـود: دهمى چیست و چیست دهمى ؟ به او گفته شـد: چیست؟ فـرمـود: احـدى را ننگـرد جز ایـن که بگـویـد او از مـن بهتـر و پـرهیز کـارتـــر است.
تحف العقول , ۴۴۳٫

…………………………………………..

سئل الـرضـا (ع) عن السفله فقـال (ع):من کان له شىء یلهیه عن الله.
از امام رضا(ع) سوال شد: سفله کیست؟ فـرمـود: آن که چیزى دارد که از (یـاد) خـدا بـازش دارد.
تحف العقول, ص ۴۴۲٫

…………………………………………..

ان الایمان افضل من الاسلام بدرجه, والتقـوى افضـل مـن الایمان بدرجه و لم یعط بنوا آدم افضل من الیقین.
ایمان یک درجه بالاتر از اسلام است, و تقوا یک درجه بالاتر از ایمان است و به فـرزنـد آدم چیزى بـالاتـر از یقیـن داده نشده است.
همان,ص ۴۴۵٫

…………………………………………..

مـن السنه اطعام الطعام عند التزویج.
اطعام و میهمـانـى کـردن بـراى ازدواج از سنت است.
همان,ص ۴۴۵٫

…………………………………………..

صل رحمک و لـو بشربه من ماء و افضل مـا توصل به الـرحـم کف الاذى عنها.
پیوند خـویشـاوندى را بر قرار کنید گر چه با جرعه آبى باشد, وبهترین پیوند خـویشـاونـدى ,خـود دارى از آزار خـویشـاونـدان است.
تحف العقول,ص ۴۴۵٫

…………………………………………..

عن الـرضـا(ع) انه کـان یقـول لاصحـابه: علیکم بسلاح الانبیاء فقیل: و ما سلاح الانبیاء؟ قال: الدعاء.
حضـرت رضا (ع) همیشه به اصحاب خـود مـى فـرمود: بر شما باد اسلحه پیامبران, گفته شـد : اسلحه پیـامبـران چیست؟ فـرمـود: دعا.
اصـول کـافـى , ج ۴,ص ۲۱۴٫

…………………………………………..

ان من علامات الفقه: الحلم و العلم , و الصمت باب من ابواب الحکمه ان الصمت یکسب المحبه, انه دلیل على کل خیر.
از نشانه هاى دیـن فهمـى, حلـم و علم است, و خاموشى درى از درهاى حکمت است. خـامـوشـى و سکـوت, دوستـىآور و راهنمـاى هـر کـار خیرى است.
همـان,ص ۴۴۵٫

…………………………………………..

یاتـى علـى الناس زمـان تکون العافیه فیه عشره اجزاء: تشعه منها فى اعتزال الناس و واحد فى الصمت.
زمانى بر مردم خواهدآمد که درآن عافیت ده جزءاست که نه جزء آن درکناره گیرى از مردم و یک جزء آن در خاموشى است.
تحف العقول,ص ۴۴۶٫

…………………………………………..

سئل الـرضـا(ع) : عن حـد التـوکل؟ فقـال(ع): ان لاتخـاف احـدا الاالله.
از امام رضا (ع) از حقیقت تـوکل سـوال شـد. فرمـود: این که جز خدا از کسـى نترسى.
همان,ص ۴۴۵٫

…………………………………………..

ان شـر النـاس مـن منع رفـده و اکل وحـده و جلـد عبـده.
به راستـى که بـدترین مردم کسى است ک یارىاش را (از مردم) باز دارد و تنها بخورد و زیر دستش را بزند.
همان,ص ۴۴۸٫

…………………………………………..

لیـس لبخیل راحه, و لا لحسـود لذه و لا لملـوک وفـاء ولا لکذوب مــروه.
بخیل را آسایشى نیست و حسود راخوشى و لذتى نیست و زمامدار را وفایى نیست و دروغگو را مروت و مردانگى نیست .
همان,ص ۴۵۰٫

…………………………………………..

لا یقبل الـرجل یـد الـرجل , فـان قبله یـده کـالصلاه له.
کسى دست کسى را نمى بوسد, زیرا بوسیدن دست او مانند نماز خواندن براى اوست
تحف العقول, ص ۴۵۰٫

…………………………………………..

احسـن الظن بالل, فان من حسـن ظنه بالله کان عنـد ظنه و من رضى بالقلیل من الرزق قبل منه الیسیر من العمل.و من رضى بالیسیر من الحلال خفت موونته و نعم اهله و بصره الله دار الدنـیا و دواءهـا واخـرجه منها سـالما الى دارالسلام.
به خداوند خوشبین باش, زیرا هر که به خدا خوشبین باشد, خدابا گمان خـوش او همراه است, و هر که به رزق و روزى اندک خشنود باشد, خـداوند به کردار اندک او خشنود باشد , و هر که به اندک از روزى حلال خشنود باشـد, بارش سبک و خانـواده اش در نعمت باشد و خـداوند او را به دنیا و دوایـش بینا سازد و او را از دنیا به سلامت به دارالسلام بهشت رساند.
همان, ص ۴۴۹٫

…………………………………………..

الایمان اربعه ارکان: التـوکل على الله, و الرضا بقضاء الله و التسلیم لامـر الله, والتفویض الى الله.
ایمان چهار رکن دارد: ۱ـ توکل برخدا ۲ـ رضا به قضاى خدا ۳ـ تسلیم به امر خدا ۴ـ واگذاشتن کار به خدا.
تحف العقول,ص ۴۴۵٫

…………………………………………..

سئل علیه السلام عن خیـار العبـاد؟ فقــال(ع): الذیـن اذا احسنوا استبشروا, و اذا اساووا استغفروا و اذا اعطوا شکـروا, و اذا ابتلو صبروا, و اذا غضبوا عفوا.
از امام رضـا(ع) دربـاره بهتـریـن بنـدگـان سـوال شـد. فـرمـود: آنان که هر گاه نیکـى کنند خـوشحال شوند, و هرگاه بدى کنند آمرزش خـواهند, و هر گاه عطا شـوند شکر گزارند و هر گاه بلا بینند صبر کنند, وهر گاه خشم کنند در گذرند.
همان,ص ۴۴۵٫

…………………………………………..

مـن لقى فقیـرا مسلما فسلم علیه خلاف سلامه على الاغنیاء لقى الله عزوجل یـوم القیامه وهو علیه غضبان.
کسى که فقیر مسلمان را ملاقات نماید و بر خلاف سلام کردنش بر اغنیا بر او سلام کنـد, در روز قیامت در حالـى خـدا را ملاقات نمایـد که بـر او خشمگیـن بـاشـد.
عیون اخبار الرضا,ج ۲,ص ۵۲٫

…………………………………………..

سئل الامام الرضا(ع): عن عیش الدنیا؟ فقال: سعه المنزل و کثره المحبین.
از حضـرت امـام رضا (ع): دربـاره خـوشـى در دنیـا سـوال شـد. فـرمـــــود: وسعت منزل وزیادى دوستان.
بحارالانوار, ج ۷۶,ص ۱۵۲٫

…………………………………………..

اذا کذب الولاه حبس المطر, و اذا جار السلطان هانت الدوله,واذا حسبت الزکوه ماتت المواشى.
زمانـى که حاکمان دروغ بگویند باران نبارد, و چون زمامدار ستم ورزد, دولت, خـوار گردد. و اگر زکات امـوال داده نشود چهار پایان از بین روند.
همان,ج ۷۳,ص ۳۷ ۳٫

…………………………………………..

مـن فـرج عن مـومـن فـرج الله عن قلبه یـوم القیمه.
هر کس اندوه و مشکلى را از مومنى بر طرف نماید خداوند در روز قیامت انـدوه را از قلبش بر طرف سازد.
اصلو کافى, ج ۳, ص ۲۶۸٫

…………………………………………..

لیـس شـىء مـن الاعمـال عنـد الله عزوجل بعدالفـرائض افضل من ادخـال السرور على المومن.
بعد از انجام و اجبات, کارى بهتر از ایجاد خـوشحالى براى مومن, نزد خداوند بزرگ نیست.
بحارالانوار, ج ۷۸,ص ۳۴۷٫

…………………………………………..

ثلاثه موکل بها ثلاثه: تحامل الایام على دوى الادوات الکامله واستیلاء الحـرمان علـى المتقـدم فى صنعته, و معاداه العوام على اهل المعرفه.
سه چیز وابسته به سه چیز است:۱ـ سختـى روزگـار بـر کسـى که ابزار کـافـى دارد, ۲ـ محـرومیت زیـاد بـراى کسـى که در صنعت عقب مـانـده بـاشـد, ۳ـ و دشمنى مردم عوام با اهل معرفت.
همان, ج ۷۸,ص ۳۴۵٫

…………………………………………..

علیکم بالقصد فى الغنى و الفقر, و البر من القلیل و الکثیر فان الله تبارک و تعالـى یعظم شقه التـمره حتـى یـاتـى یـوم القیمه کجبل احـد.
بر شما باد به میانه روى در فقـر و ثروت, ونیکى کردن چه کم و چه زیاد, زیرا خـداوند متعال در روز قیامت یک نصفه خرما را چنان بزرگ نمایـد که ماننـد کـوه احد باشد.
همان,ج ۷۸,ص ۳۴۶٫

…………………………………………..

تزاوروا تحـابـوا و تصـافحـوا و لا تحـاشمـوا.
به دیدن یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست داشته باشیدو دست یکدیگر رابفشارید و به هم خشم نگیرید.
بحارالانوار,ج۷۸,ص ۳۴۷

………………………………………….

علیکـم فى امورکـم بالکتمان فـى امور الدین و الدنیا فانه روى (( ان الاذاعه کفر)) و روى (المذیع و القاتل شریکان) و روى (ما تکتمه مـن عدوک فلا یقف علیه ولیک).
بـر شمـا بـاد به راز پـوشـى در کـارهـاتـان در امـور دیـن و دنیـا. روایت شده که (افشاگرى کفر است) و روایت شده (( کسى که افشاى اسرار مـى کند با قاتل شـریک است)) و روایت شـده که (( هر چه از دشمن پنهان می داری ، دوست تو هم بر آن آگاهی نیابد)).که (( هـر چه از دشمـن پنهان مـى دارى, دوست توهم بر آن آگاهى نیابد)).
همان,ج ۷۸,ص ۳۴۷٫

…………………………………………..

لا یعدم المـرء دائره السـوء مع نکث الصفقه , و لا یعدم تعجیل العقــوبه مع ادراء البغى.
آدمى نمى تـواند از گردابهاى گرفتارى با پیمان شکنى رهایى یابد, و از چنگال عقـوبت رهـایـى نـدارد کسـى که بـا حیله به ستمگـرى مـى پــردازد.
همان,ج ۷۸, ص ۳۴۹٫

…………………………………………..

اصحب السلطان بـالحذر, و الصـدیق بـالتـواضع,والعدو بـالتحـــرز و العامه بالبشـر.
با سلطان و زمامـدار با تـرس و احتیاط همراهى کن , وبا دوست با تواضع و با دشمـن بـا احتیـاط, و بـا مـردم بـا روى خـوش .
بحارالانوار,ج۷۸,ص ۳۵۶٫

…………………………………………..

من رضى عن الله تعالى بالقلیل من الرزق رضى الله منه بالقلیل من العمل(۳۵)
هر کـس به رزق و روزى کم از خدا راضى باشد, خداونداز عمل کم او راضى باشد.
بحـارالانـوار,ج ۷۸,ص ۳۵۷

…………………………………………..

العقل حباء مـن الله,والادب کلفه فمن تکلف الادب قدر علیه, و مـن تکلف العقل لـم یزدد بذلک الا جهلا.
عقل , عطیه و بخششى است از جانب خدا, و ادب داشتن, تحمل یک مشقت است, و هر کـس با زحمت ادب را نگهدارد, قادر بر آن مى شود, اما هر که به زحمت بخواهد عقل را به دست آورد جز بـرجهل او افزوده نمـى شود.
بحـارالانـوار,ج ۷۸,ص ۳۴۲٫

…………………………………………..

ان الذى یطلب من فضل یکف به عیاله اعظم اجرا من المجاهد فى سبیل الله.
به راستى کسى که در پى افزایش رزق و روزى است تا با آن خانواده خود رااداره کنـد, پـاداشـش از مجـاهـد در راه خـدا بیشتر است.
بحارالانوار,ج ۷۸,ص ۳۳۹٫

…………………………………………..

خمـس مـن لـم تکـن فیه فلاتـرجـوه لشـىء مـن الـدنیـا و الاخـره: من لم تعرف الوثاقه فى ارومته,و الکرم فى طباعه, والرصانه فى خلقه, والنبل فى نفسه و لمخافه لربه .
پنج چیز است که در هر کس نباشد امید چیزى از دنیا و آخرت به او نداشته باش: ۱ـ کسى که درنهادش اعتماد نبینى. ۲ـ و کسى که در سرشتـش کرم نیابـى, ۳ـ و کسـى که در آفرینشـش استـوارى نبینى, ۴ـ و کسى که در نفسش نجابت نیابى,
۵ـ و کسى که از خدایش ترسناک نباشد.
همـان,ج ۷۸, ص۳۳۹, و تحف العقـول, ص ۴۴۶٫

…………………………………………..

مـا التقت فئتـان قط الا نصـر اعظمهمـا عفـوا.
گروه با هم رو به رو نمى شوند , مگر این که نصرت و پیروزى با گروهى است که عفو و بخشش بیشترى داشته باشد.
همان, ج ۷۸, ۳۳۹٫

…………………………………………..

لاتدعوا العمـل الصالـح و الاجتهاد : فى العباده اتکالا على حب آل محمد (ص) و لا تدعوا حب آل محمـد(ص) لامرهـم اتکـالا علـى العبـاده فـانـه لایقـبل احـدهـمـا دون الاخر.
مبادا اعمال نیک را به اتکاى دوستى آل محمد(ص) رها کنید , مبادا دوستى آل محمد(ص) را به اتکاى اعمال صالح از دست بدهید, زیرا هیچ کدام از ایـن دو , به تنهایى پذیرفته نمى شود.
بحار الانوار,ج ۷۸,ص ۳۴۸

 

چهل حدیث گوهربار از امام موسی کاظم(ع)

چهل حدیث گوهربار از امام موسی کاظم(ع)
هرکس چهل حدیث حفظ کند، خداوند وی را فقیه محشور می‌کند
 

مَن لَم یجِد لِلاساءَهِ مَضَضّا لَم یکن عِندَهُ لِلاِحسانِ مَوقعٌ
کسی که مزه رنج و سختی را نچشیده ، نیکی و احسان در نزد او جایگاهی ندارد.
بحارالانوار، جلد ۷۸، ص۳۳۳

……………………………………………

۲٫ مَن دَعا قَبلَ الثَّناءِ عَلَی الله و الصَّلاهِ عَلَی النَّبِی (صلی الله علیه وآله) کَانَ کَمَن رَمی بِسَهمٍ بِلا وَتر
هر که پیش از ستایش بر خدا و صلوات بر پیغمبر (صلی الله علیه وآله) دعا کند چون کسی است که بی زه کمان کشد.
تحف‌العقول ، ص‌ ۴۲۵

……………………………………………

۳٫ أوشَک دَعوَهً‌ وَ أسرَعُ إجابَهُ دُعاءُ المَرءِ لاِخیهِ‌ بِظَهرِ الغَیبِ
دعایی که بیشتر امید اجابت آن می رود و زودتر به اجابت می رسد،‌ دعا برای برادر دینی است در پشت سر او.
اصول کافی،ج۱ ،ص۵۲

……………………………………………

۴٫ مَن أرادَ أن یکنَ‌ أقوَی النّاسِ‌ فَلیتَوکل عَلی الله
هر که می خواهد که قویترین مردم باشد بر خدا توکل نماید.
بحار الانوار، ج۷ ، ص۱۴۳

……………………………………………

۵٫ أفضَلُ العِبادَهِ بَعدِ المَعرِفَهِ‌ إِنتِظارُ‌ الفَرَجِ
بهترین عبادت بعد از شناختن خداوند ،‌ انتظار فرج و گشایش است.
تحف العقول، ص۴۰۳

……………………………………………

۶٫ مَلْعُونٌ مَنْ اغْتابَ أخاهُ
ملعون است کسی که از برادرش غیبت کند.
بحار الأنوار، ج ۷۴، ص ۲۳۲
……………………………………………

۷٫ رَجُلٌ مِنْ أهْلِ قُمَ یَدْعوُ النّاسَ إلَی الحَقِّ، یَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ کَزُبَرِ الحَدیدِ
مردی از قم، مردم را به حق فرا می‌خواند و گروهی چون پاره‌های آهن [استوار]، پیرامون او گرد می‌آیند.
بحارالأنوار، ج ۵۷، ص ۲۱۶

……………………………………………

۸٫ تَفَقَّهوا فی دینِ الله فإنَّ الفقه مفتاحُ البَصیره،وتَمامُ العِباده و السّببُ إلی المنازل الرفیعه و الرُّتبِ الجَلیله فی الدین و الدنیا،و فَضلُ الفَقیه علی العابد کَفَضلِ الشمسِ علی الکواکب و مَن لَم یَتَفَقَّه فی دینهِ لَم یَرضَ اللهُ لهُ عملاً
در دین خدا، دنبال فهم عمیق باشید؛ زیرا فهم عمیق در دین، کلید بصیرت و کمال عبادت و سبب تحصیل مقام های والا و مراتب شکوهمند در امور دین ودنیاست. و برتری فقیه بر عابد، مانند آفتاب است بر کواکب، و کسی که در دینش فهم ِعمیق نجوید، خداوند هیچ عملی را از او نپسندد.
تحف العقول ص۴۱۰

……………………………………………

۹٫ مَنِ استَوى‏ یوماهُ فَهُوَ مَغبُونٌ
هر کسى که دو روزش مساوى باشد (و روز بعد بهتر از روز قبل نباشد) مغبون است.
بحار الأنوار،ج ۷۸،ص۳۲۶،ح۵

……………………………………………

۱۰٫ لَیسَ مِنّا مَن لَم یُحاسِبْ نَفسَهُ فی کُلِّ یَومٍ فَإنْ عَمِلَ حَسَناً استَزادَ اللهَ و إنْ عَمِلَ سیّئاً اسْتَغفَرَ اللهَ مِنهُ و تابَ اِلَیهِ
از مانیست کسی که هر روز حساب خود رانکند ،پس اگر کار نیکی کرده است از خدا زیادی آن را بخواهد،واگر بدی کرده،از خدا آمرزش طلب نموده و به سوی او توبه نماید.
اصول کافی ج ۴ ص۱۹۱

……………………………………………

۱۱٫ قِلَّهُ المَنطِق حُکمٌ عَظِیم، فَعَلَیکُم بِالصُّمتِ
بر شما باد به خموشی که کم گویی، حکمت بزرگی است.
بحاالانوار ، ج ۷۸ ، ص ۳۲۱
……………………………………………

۱۲٫ مَن اَحزَنَ والدَیهِ فَقَد عَقهُما
هر که پدر و مادر را اندوهگین کند آنان را ناسپاسی کرده است.
تحف العقول ، ص ۴۲۵

……………………………………………

۱۳٫ مَا مِن شَیءٍ تَراهُ عَینَاک إلّا وَ فِیه مَوعِظَه
چیزی نیست که چشمانت آن را بنگرد ، مگر آن که در آن پند و اندرزی است.
بحاالانوار ، ج ۷۸ ، ص ۳۱۹

……………………………………………
۱۴٫ وَاللّه‏ِ ما اُعطِىَ مُومِنُ قَطَّ خَیرَ الدُّنیا وَالآخِرَهِ، اِلاّ بِحُسنِ ظَنِّهِ بِاللّه‏ِ عَزَّوَجَلَّ وَ رَجائِهِ لَهُ وَ حُسنِ خُلقِهِ وَالکفِّ عَنِ اغتیاب المُؤمِنینَ
به خدا قسم خیر دنیا و آخرت را به مؤمنى ندهند مگر به سبب حسن ظن و امیدوارى او به خدا و خوش اخلاقى اش و خوددارى از غیبت مؤمنان.
بحارالأنوار، ج ۶، ص ۲۸، ح۲۹
……………………………………………

۱۵٫ إنَّ الحَرامَ لا یُنمى‏ وإن نُمِىَ لا یُبارَکُ فیهِ
مال حرام افزون نمى‏گردد و اگر هم افزون گردد برکت نمى‏یابد.
الکافى ، ج ۵، ۱۲۵

……………………………………………

۱۶٫ مَنِ اقتَصَدَ وَقَنَعَ بَقِیَت عَلَیهِ النِّعمَهُ ومَن بَذَّرَ وأسرَفَ زالَت عَنهُ النِّعمَهُ
هرکه میانه‏روى کند و قناعت ورزد، نعمت بر او بپاید و هر که بى‏جا مصرف نماید و زیاده‏روى کند، نعمتش زوال یابد.
تحف‏العقول، ص ۴۰۳
……………………………………………

۱۷٫ لِکُلِّ شَیءٍ دَلِیلٌ وَ دَلیلُ العَاقِل التَّفَکُّر، وَ دَلیلُ التَّفکُّرِ الصُمت
برای هر چیزی دلیلی باید، و دلیل خردمند تفکر است، و دلیل تفکر خاموشی.
تحف العقول ، ص ۴۰۶

……………………………………………

۱۸٫ طوبى لِلمُصلِحینَ بَینَ النّاسِ، اُولئِکَ هُمُ المُقَرَّبونَ یَومَ القیامَهِ
خوشا به حال اصلاح‏کنندگان بین مردم، که آنان همان مقرّبان روز قیامت‏اند.
تحف العقول، ص ۳۹۳

……………………………………………

۱۹٫ إنَّ العاقِلَ لایَکذِبُ و إن کانَ فیهِ هَواهُ
خردمند دروغ نمى‏گوید ، اگرچه میل او در آن باشد.
تحف العقول ، ص ۳۹۱

……………………………………………

۲۰٫ اللّهَ جَلَّ وعَزَّ یُبغِضُ العَبدَ النَّوّامَ الفارِغَ
خداوند عزّوجلّ، بنده خواب آلوده بیکار را دشمن دارد.
الکافی: ج ۵ ، ص ۸۴ ، ح ۲
……………………………………………

۲۱٫ مُجَالِسَه أَهلِ الدِّینِ شَرَفُ الدَّنیَا وَ الاخِرَه
همنشینی با اهل دین، شرف دنیا و آخرت است.
تحف العقول ، ص ۴۲۰

……………………………………………

۲۲٫ مُشاوَرَهُ العاقِلِ النّاصِحِ یُمنٌ وَ بَرَکَهٌ وَ رُشدٌ وَ تَوفیقٌ مِنَ اللّه
مشورت با عاقلِ خیرخواه، خجستگى، برکت، رشد و توفیقى از سوى خداست.
تحف العقول، ص ۳۹۸
……………………………………………

۲۳٫ دَعوَهِ الصائِمِ تَستَجابُ عِندَ اِفطارِه
دعاى شخص روزه‏دار هنگام افطار مستجاب مى‏شود.
بحار الانوار ج ۹۲ ص ۲۵۵ ح ۳۳

……………………………………………

۲۴٫ الغَضَبُ مِفتَاحُ الشَّر
خشم کلید هر بدی است.
تحف العقول، ص ۴۱۶

……………………………………………

۲۵٫ لِکُلِّ شَیءٍ زَکاهٌ، وَ زَکاهُ الجَسَدِ صِیامُ النَّوافِل
برای هر چیزی زکاتی است، و زکات تن روزه های مستحبی است.
تحف العقول، ص ۴۲۵

……………………………………………

۲۶٫ التَّدبِیرُ نِصفُ العیشِ
تدبیر نیمی از زندگی است.
تحف العقول، ص ۴۲۵
……………………………………………

۲۷٫ مَن وَلَههُ الفَقرُأبطَرهُ الغِنى
آن که نَدارى حیرانش کند، توانگرى سرمستش مى سازد.
بحارالانوار،ج??ص???

……………………………………………

۲۸٫ مَن رَأى أخاهُ عَلَى أمرٍ یُکرِهُهُ فَلَم یَرِدهُ عنهُ وَ هُو یقدِر عَلَیهِ، فَقَد خَانَه
هر که برادرش را در کارى ناپسند ببیند و بتواند او را از آن باز دارد و چنین نکند، به او خیانت کرده است.
الامالى صدوق،ص???

……………………………………………

۲۹٫ اَفضَلُ ما یَتَقَرَّبُ به العَبدُ اِلی اللهِ بَعدِ المَعرِفَهِ به، الصَلوهُ
بهترین چیزی که بنده بعد از شناخت خدا به وسیله آن به درگاه الهی تقرب پیدا می کند، نماز است.
تحف العقول،ص۴۵۵

……………………………………………

۳۰٫ إنَّ أعظَمَ النّاسِ قَدَراً الَّذِی لایَرَی الدُّنیا لِنَفسِه خَطَرا، اما إنَّ أبدانَکُم لَیس لَها ثَمَنٌ إلّا الجَّنه، فَلا تَبِیعُوها بِغِیرِها
به راستی که با ارزش ترین مردم کسی است که دنیا را برای خود مقامی نداند، بدانید بهای تن شما مردم، جز بهشت نیست، آن را جز بدان مفروشید.
تحف‌العقول‌ ، ص‌۴۱۰

……………………………………………

۳۱٫ أفضَل مَا یَتَقَرَّبُ بِه العَبدِ إلَی الله بَعدَ المَعرِفَهُ بِه الصَّلاه وَ بِرُّ الوالِدَینِ و تَرکُ الحَسَد و العُجبُ و الفَخر
بهترین چیزی که به وسیله آن بنده به خداوند تقرب می جوید، بعد از شناختن او، نماز و نیکی به پدر و مادر و ترک حسد و خودبینی و به خود بالیدن است.
تحف‌العقول‌ ، ص‌ ۴۱۲

……………………………………………

۳۲٫ إنَّ الله حَرَّمَ الجَنَّهَ عَلی کُلِّ فَاحِشٍ بذِی قَلِیلِ الحَیاءِ لا یُبالِی مَا قَال وَ لا مَا قِیل فِیه
خداوند بهشت را بر هر هرزه گوی کم حیا که باکی ندارد چه می گوید و یا به او چه گویند حرام گردانیده است.
تحف‌العقول‌، ص‌ ۴۱۶

……………………………………………

۳۳٫ إیّاکَ و الکِبر، فَإنَّهُ لایَدخُلُ الجَنَّهَ مَن کَانَ فِی قَلبِه مِثقالَ حَبَّهٍ مِن کِبر
از کبر و خودخواهی بپرهیز، که هر کسی در دلش به اندازه دانه ای کبر باشد، داخل بهشت نمی شود.
تحف‌العقول، ص‌ ۴۱۷

……………………………………………

۳۴٫ إیّاکَ و مُخَالِطَهُ النّاس و الإنس بِهِم إلا أن تَجِدَ مِنهُم عَاقِلاً و مَأمُوناً فَآنَسَ بِه و أهرَبَ مِن سایِرهِم کَهَربُکَ مِن السِّباعِ الضّارِیه
بپرهیز از معاشرت با مردم و انس با آنان، مگر این که خردمند و امانت داری در میان آنها بیایی که (در این صورت) با او انس گیر و از دیگران بگریز، به مانند گریز تو از درنده های شکاری.
تحف‌العقول ، ص‌ ۴۲۰

……………………………………………

۳۵٫ کُلَّما أحدَثَ النّاس مِنَ الذُّنُوبِ ما لَم یَکُونُوا یَعمَلُون، أحدَثَ اللهُ لَهُم مِن البَلاءِ مَا لَم یَکُونُوا یَعِدُّون
هرگاه مردم گناهان تازه ای که نمی کردند انجام دهند، خداوند بلاهایی تازه به آن ها دهد که به حساب نمی آوردند.
تحف‌العقول ، ص‌ ۴۳۴

……………………………………………

۳۶٫ مَن استَوی یَوماهُ فَهُو مَغبُون، و مَن کَان آخَر یَومَیه شَرُّهُما فَهُو مَلعُون، و مَن لَم یَعرف الزِّیادَه فِی نَفسِه فَهُو فی نُقصان، و مَن کان إلی النُّقصان فَالمَوتُ خَیرٌ لَهُ مِنَ الحَیاه
کسی که دو روزش مساوی باشد، مغبون است، و کسی که دومین روزش، بدتر از روز اولش باشد ملعون است، و کسی که در خودش افزایش نبیند در نقصان است، و کسی که در نقصان است مرگ برای او بهتر از زندگی است.
بحاالانوار، ج‌ ۷۸، ص‌ ۳۲۷

……………………………………………

۳۷٫ لَیسَ مِنّا مَن لَم یُحاسبُ نَفسَه فِی کُلِّ یَومٍ، فَإن عَمِلَ حسناً استَزدادَ الله، و إن عَمِل سَیِّئاً استغفِرُ الله مِنه و تَاب إلیه
از ما نیست کسی که هر روز حساب خود را نکند، پس اگر کار نیکی کرده است از خدا زیادی آن را بخواهد، و اگر در آن کار بدی کرده، از خدا آمرزش طلب نموده و به سوی او توبه نماید.
اصول‌الکافى، ج‌ ۴، ص‌ ۱۹۱

……………………………………………

۳۸٫ إصبِر عَلَی طَاعَهِ الله و إصبِر عَنِ مَعاصِی الله، فإنّما الدُّنیا ساعَه، فَما مَضی مِنها فَلَیس تَجِد لَهُ سُرورا و لا حُزناً، و مَا لَم یَاتِ مِنها فَلیسَ تَعرِفُه، فَاصبِر عَلی تِلکَ السّاعَهِ الَّتِی أنت فِیها فَکَأنَّکَ قَد اغتَبَطَت
بر طاعت خدا صبر کن، از معاصی خدا صبر کن، دنیا همان ساعتی است، آن چه رفته نه شادی دارد و نه غم، آن چه نیامده ندانی که چیست؟ به همان ساعتی که در آنی صبر کن هم چنان باشد که تو رشک برده شده ای.
تحف‌العقول ، ص‌ ۴۱۷

……………………………………………

۳۹٫ مَثَلُ الدُّنیا مَثَل مَاءِ البَحر، کُلَّما شربَ مِنهُ العَطشان أزدادَ عَطَشاً حَتّی یقتِله
دنیا چون آب دریاست، هر چه تشنه کامش بیشتر نوشد، بیشتر تشنه شود تا او را بکشد.
تحف‌العقول ، ص‌ ۴۱۷

……………………………………………

۴۰٫ وَجَدتُ عِلمَ الناس فی اَربعٍ:
اَوّلُهاأن تَعرِفَ رَبَّکَ
وَالثّانیهُ أن تَعرِفَ ما صَنَعَ بکَ
وَالثّالثَهُ  أن تَعـرِفَ ماأرادَ مِـنکَ
وَالرّابعَهُ أن تَعرفَ ما َیخرُجُکَ مِن دینِکَ
علومی را که مردم به آن نیاز دارند در چهار چیز یافتم :
اول اینکه خدای خودت را بشناسی .
بشناسی که خداوند با تو چه کار کرده است .
بشناسی که خداوند چه چیزی از تو می خواهد .
و بشناسی که چه چیزی تو را از دینت خارج می کند.
بحارالانوار، ج ۷۸ ، ص ۳۲۸

 

چهل حدیث از امام جعفر صادق(ع)

چهل حدیث از امام جعفر صادق(ع)
هرکس چهل حدیث حفظ کند، خداوند وی را فقیه محشور می‌کند
 

من أحب لله و أبغض لله و أعطی لله فهو ممن کمل إیمانه .
امام جعفر صادق (ع) : هر که برای خدا دوست دارد و برای خدا دشمن دارد و برای خدا عطاء کند ، از کسانی است که ایمانش کامل است .
اصول کافی ، ج ۳ ، ص ۱۸۹

…………………………………………….

ان المسلمین یلتقیان ، فافضلهما أشدهما حبا لصاحبه .
امام جعفر صادق (ع) : از دو مسلمان که به هم برخورد می کند آن که دیگری را بیشتر دوست دارد بهتر است .
اصول کافی ، ج ۳ ، ص ۱۹۳

…………………………………………….

جعل الخیر کله فی بیت و جعل مفتاحه الزهد فی الدنیا .
امام جعفر صادق (ع) : همه خیر در خانه ای نهاده شده و کلیدش را زهد و بی رغبتی به دنیا قرار داده اند .
اصول کافی ، ج ۳ ، ص ۱۹۴

…………………………………………….

اذا أراد الله بعبد خیرا زهده فی الدنیا و فقهه فی الدین و بصره عیوبها و من أوتیهن فقد أوتی خیر الدنیا و الاخره .
امام جعفر صادق (ع) : چون خدا خیر بنده ای را خواهد او را نسبت به دنیا بی رغبت و نسبت به دین دانشمند کند و به دنیا بینایش سازد و به هر که این خصلتها داده شود خیر دنیا و آخرت داده شده .
اصول کافی ، ج ۳ ، ص ۱۹۶

…………………………………………….

خف الله کأنک تراه و إن کنت لا تراه فإنه یراک .
امام جعفر صادق (ع) : چنان از خدا بترس که گویا او را می بینی و اگر تو او را نمی بینی او تو را می بیند .
اصول کافی ، ج ۳ ، ص ۱۱۰

…………………………………………….

کان أمیرالمؤمنین صلوات الله علیه یقول : أفضل العباده العفاف .
امام جعفر صادق (ع) : امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمود : بهترین عبادت عفت است .
اصول کافی ، ج ۳ ، ص ۱۲۵

…………………………………………….

قال رسول الله : من ترک معصیه لله مخافه الله تبارک و تعالی أرضاه الله یوم القیامه .
امام جعفر صادق (ع) : پیامبر خدا فرمود : هر که گناهی را برای خدا و ترس از او ترک کند خدا او را در روز قیامت خشنود گرداند .
اصول کافی ، ج ۳ ، ص ۱۲۸

…………………………………………….

قال الله تبارک و تعالی : ما تحبب إلی عبدی بأحب مما افترضت علیه .
امام جعفر صادق (ع) : خداوند متعال فرموده است : بنده من با چیزی محبوبتر از انجام واجبات به من دوستی نکند .
اصول کافی ، ج ۳ ، ص ۱۲۹

…………………………………………….

العباد ثلاثه : قوم عبدوا الله عز و جل خوفا فتلک عباده العبید و قوم عبدوا الله تبارک و تعالی طلب الثواب ، فتلک عباده الأجراء و قوم عبدوا الله عز و جل حبا له فتلک عباده الأحرار و هی أفضل العباده .
امام جعفر صادق (ع) : عبادت کنندگان سه دسته اند : گروهی خدای متعال را از ترس عبادت کنند و این عبادت بردگان است ، گروهی خدای متعال را به طمع ثواب عبادت کنند و این عبادت مزدوران است . دسته ای خدای متعال را برای دوستیش عبادت کنند و این عبادت آزادگان و بهترین عبادت است .
اصول کافی ، ج ۳ ، ص ۱۳۱

…………………………………………….

إنما خلد أهل النار فی النار لأن نیاتهم کانت فی الدنیا أن خلدوا فیها أن یعصوا الله أبدا . و إنما خلد أهل الجنه فی الجنه لأن نیاتهم کانت فی الدنیا أن لو بقوا فیها أن یطیعوا الله أبدا ، فبالنیات خلد هؤلاء و هؤلاء . ثم تلا قوله تعالی : ” قل کل یعمل علی شاکلته ” قال : علی نیته .
امام جعفر صادق (ع) : اهل دوزخ از اینرو در دوزخ جاودان باشند که نیت داشتند اگر در دنیا جاودان باشند همیشه نافرمانی خدا کنند و اهل بهشت از اینرو در بهشت جاودان باشند که نیت داشتند اگر در دنیا باقی بمانند همیشه اطاعت خدا کنند پس این دسته و آن دسته به سبب نیت خویش جاودانی شدند ، سپس قول خدای تعالی را تلاوت نمود : بگو هرکس طبق طریقه خویش عمل می کند . فرمود : یعنی طبق نیت خویش .
اصول کافی ، ج ۳ ، ص ۱۳۵ – ۱۳۶

…………………………………………….

لا تکرهوا إلی أنفسکم العباده .
امام جعفر صادق (ع) : عبادت را به خود مکروه و ناپسند ندارید .
اصول کافی ، ج ۳ ، ص ۱۳۷

…………………………………………….

ان الله عز و جل إذا أحب عبدا فعمل قلیلا جزاه بالقلیل الکثیر.
امام جعفر صادق (ع) : چون خدای تعالی بنده ای را دوست دارد و او عمل کوچکی انجام دهد ، خدا او را پاداش بزرگ دهد .
اصول کافی ، ج ۳ ، ص ۱۳۷ – ۱۳۸

…………………………………………….

الصبر رأس الایمان .
امام جعفر صادق (ع) : صبر سر ایمان است .
اصول کافی ، ج ۳ ، ص ۱۴۰

…………………………………………….

ثلاث من علامات المؤمن : علمه بالله و من یحب و من یبغض .
امام جعفر صادق (ع) : سه چیز از علامات مؤمن است : شناختن خدا و شناختن دوستان و دشمنان خدا .
اصول کافی ، ج ۳ ، ص ۱۹۲

…………………………………………….

من ابتلی من المؤمنین ببلاء فصبر علیه ، کان له مثل أجر الف شهید .
امام جعفر صادق (ع) : هر مؤمنی به بلائی گرفتار شود و صبر کند ، اجر هزار شهید برای اوست .
اصول کافی ، ج ۳ ، ص ۱۴۶

…………………………………………….

محمد بن سلیمان الدیلمی عن أبیه قال : قلت لابی عبدالله – علیه السلام – فلان بن عبادته و دینه و فضله ! فقال : کیف عقله ؟ قلت : لا أدری : فقال : ان الثواب علی قدر العقل .
امام جعفر صادق (ع) : سلیمان دیلمی می گوید : به امام صادق – علیه السلام – عرض کردم فلانی در عبادت و دیانت و فضیلت چنین و چنان است . فرمود : عقلش چگونه است ؟ گفتم نمی دانم . فرمود : پاداش به اندازه عقل است .
اصول کافی ، ج ۱ ، ص ۱۲

…………………………………………….

أکمل الناس عقلا أحسنهم خلقا .
امام جعفر صادق (ع) : عاقل ترین مردم خوش خلق ترین آنهاست .
اصول کافی ، ج ۱ ، ص ۲۷

…………………………………………….

قال رسول الله (ص ) : إنا معاشر الانبیاء أمرنا أن نکلم الناس علی قدر عقولهم .
امام جعفر صادق (ع) : پیامبر خدا (ص ) فرموده است:ما گروه پیامبران مأموریم که با مردم به اندازه عقل خودشان سخن بگوئیم .
اصول کافی ، ج ۱ ، ص ۲۷

…………………………………………….

قال رجل له – علیه السلام – ما العقل ؟ قال : ما عبد به الرحمن و اکتسب به الجنان . قال : قلت : فالذی کان فی معاویه ؟ فقال : تلک النکراء ، تلک الشیطنه ، وهی شبیهه بالعقل ، و لیست بالعقل .
امام جعفر صادق (ع) : شخصی از امام صادق – علیه السلام – پرسید عقل چیست ؟ فرمود : چیزی است که به وسیله آن خدا پرستش شود و بهشت بدست آید . آن شخص گوید : گفتم پس آنچه معاویه داشت چه بود ؟ فرمود : آن نیرنگ است ، آن شیطنت است ، آن نمایش عقل را دارد ، ولی عقل نیست .
اصول کافی ، ج ۱ ، ص ۱۱

…………………………………………….

عبدالله بن سنان قال : ذکرت لابی عبدالله – علیه السلام – رجلا مبتلی بالوضوء و الصلاه و قلت : هو رجل عاقل ، فقال : أبو عبدالله و أی عقل له و هو یطیع الشیطان ؟ فقلت له : و کیف یطیع الشیطان ؟ فقلت له : سله هذا الذی یأتیه من أی شیء هو ؟ فانه یقول لک من عمل الشیطان .
امام جعفر صادق (ع) : ابن سنان گوید به حضرت صادق – علیه السلام – عرض کردم : مردی هست عاقل که گرفتار وسواس در وضو و نماز می باشد : فرمود چه عقلی که فرمانبری شیطان می کند ؟ گفتم : چگونه فرمان شیطان می برد ؟ فرمود از او بپرس وسوسه ای که به او دست می دهد از چیست ؟ قطعا به تو خواهد گفت از عمل شیطان است .
اصول کافی ، ج ۱ ، ص ۱۳

…………………………………………….

قال – علیه السلام – : قال رسول الله : یا علی لا فقر أشد من الجهل ، لا مال أعود من العقل .
امام جعفر صادق (ع) : پیامبر خدا فرموده است : ای علی هیچ تهیدستی سخت تر از نادانی و هیچ مالی سودمندتر از عقل نیست .
اصول کافی ، ج ۱ ، ص ۳۰

…………………………………………….

لیس بین الایمان و الکفر الا قله العقل قیل : و کیف ذاک یا ابن رسول الله ؟ قال : إن العبد یرفع رغبته الی مخلوق فلو أخلص نیته لله لأتاه الذی یرید فی أسرع من ذلک .
امام جعفر صادق (ع) : میان ایمان و کفر فاصله ای جز کم عقلی نیست . عرض شد : چگونه ای پسر پیغمبر ؟ فرمود : بنده خدا در حاجت خود متوجه مخلوق می شود ، در صورتی که اگر با خلوص نیت متوجه خدا شود آنچه خواهد در نزدیکتر از آن وقت به او رسد .
اصول کافی ، ج ۱ ، ص ۳۲ – ۳۳

…………………………………………….

اذا أراد الله بعبد خیرا فقهه فی الدین .
امام جعفر صادق (ع) : چون خدا خیر بنده ای خواهد ، او را در دین دانشمند کند .
اصول کافی ، ج ۱ ، ص ۳۹

…………………………………………….

لیس بین الایمان و الکفر الا قله العقل قیل : و کیف ذاک یا ابن رسول الله ؟ قال : إن العبد یرفع رغبته الی مخلوق فلو أخلص نیته لله لأتاه الذی یرید فی أسرع من ذلک .
امام جعفر صادق (ع) : میان ایمان و کفر فاصله ای جز کم عقلی نیست . عرض شد : چگونه ای پسر پیغمبر ؟ فرمود : بنده خدا در حاجت خود متوجه مخلوق می شود ، در صورتی که اگر با خلوص نیت متوجه خدا شود آنچه خواهد در نزدیکتر از آن وقت به او رسد .
اصول کافی ، ج ۱ ، ص ۳۲ – ۳۳

…………………………………………….

طلب العلم فریضه .
امام جعفر صادق (ع) : کسب دانش واجب است .
اصول کافی ، ج ۱ ، ص ۳۵

…………………………………………….

من زار أخاه فی الله قال الله عز و جل : إیای زرت و ثوابک علی و لست أرضی لک ثوابا دون الجنه .
امام جعفر صادق (ع) : هر کسی که برای خدا از برادرش دیدن کند ، خدای متعال فرماید : مرا دیدن کردی و ثوابت بر من است و به ثوابی جز بهشت برایت خرسند نیستم .
اصول کافی ، ج ۳ ، ص ۲۵۵

…………………………………………….

تصافحوا فإنها تذهب بالسخیمه .
امام جعفر صادق (ع) : با یکدیگر مصافحه کنید ، زیرا مصافحه کینه را می برد .
اصول کافی ، ج ۳ ، ص ۲۶۴

…………………………………………….

لا یقبل رأس احد و لا یده إلا رسول الله أو من ارید به رسول الله صلی الله علیه و آله .
امام جعفر صادق (ع) : نباید سر یا دست کسی بوسیده شود مگر دست پیامبر خدا صلی الله علیه و آله یا کسی که از او پیامبر خدا صلی الله علیه و آله قصد شود .
اصول کافی ، ج ۳ ، ص ۲۶۷

…………………………………………….

شیعتنا الرحماء بینهم ، الذین اذا خلوا ذکروا الله .
امام جعفر صادق (ع) : شیعیان ما با یکدیگر مهربانند ، چون تنها باشند خدا را یاد کنند .
اصول کافی ، ج ۳ ، ص ۲۶۸

…………………………………………….

من أحب الاعمال الی الله عز و جل إدخال السرور علی المؤمن : اشباع جوعته أو تنفیس کربته أو قضاء دینه .
امام جعفر صادق (ع) : از جمله دوست داشتنی ترین اعمال نزد خدای متعال شادی رسانیدن به مؤمن است و سیر کردن او از گرسنگی ، یا رفع گرفتاری او یا پرداخت بدهیش .
اصول کافی ، ج ۳ ، ص ۲۷۶

…………………………………………….

قال عن سدیر قال : قلت له – علیه السلام – هل یجزی الولد والده ؟ فقال : لیس له جزاء إلا فی خصلتین یکون الوالد مملوکا فیشتریه ابنه فیعتقه أو یکون علیه دین فیقضیه عنه .
امام جعفر صادق (ع) : سدیر گوید : به امام صادق علیه السلام عرض کردم : آیا فرزند می تواند پدرش را پاداش دهد ؟ فرمود : پاداشی برای پدر نیست جز در دو صورت : پدر برده باشد و پسر او را بخرد و آزاد کند،پدر بدهی داشته باشد و پسر آن را بپردازد .
اصول کافی ، ج ۳ ، ص ۲۳۷

…………………………………………….

شرف المؤمن قیام اللیل و عزه استغناؤه عن الناس .
امام جعفر صادق (ع) : شرافت مؤمن به شب زنده داری و عزتش به بی نیازی از مردم است .
اصول کافی ، ج ۳ ، ص ۲۱۸

…………………………………………….

قیل له – علیه السلام – ای الاعمال أفضل ؟ قال : الصلاه لوقتها و بر الوالدین و الجهاد فی سبیل الله عز و جل .
امام جعفر صادق (ع) : به امام صادق علیه السلام عرض شد . کدام اعمال بهتر است ؟ فرمود : نماز در وقت و نیکی با پدر و مادر و جهاد در راه خدای متعال .
اصول کافی ، ج ۳ ، ص ۲۳۱

…………………………………………….

مثل الدنیا کمثل ماء البحر کلما شرب منه العطشان ازداد عطشا حتی یقتله .
امام جعفر صادق (ع) : دنیا مانند آب دریاست که هر چه شخص تشنه از آن بیشتر آشامد ، تشنگیش بیشتر شود تا او را بکشد .
اصول کافی ، ج ۳ ، ص ۲۰۵

…………………………………………….

من رضی من الله بالیسیر من المعاش رضی الله منه بالیسیر من العمل .
امام جعفر صادق (ع) : هر که به یک زندگی ساده از خدا راضی باشد خدا هم به عمل اندک او راضی شود .
اصول کافی ، ج ۳ ، ص ۲۰۷

…………………………………………….

إن کان ما یکفیک یغنیک فأدنی ما فیها یغنیک و إن کان ما یکفیک لا یغنیک فکل ما فیها لا یغنیک .
امام جعفر صادق (ع) : اگر اندازه کفایت ، بی نیازت کند ، کمترین چیز دنیا بی نیازت کند و اگر اندازه کفایت بی نیازت نکند ، هر چه در دنیا هست بی نیازت نکند .
اصول کافی ، ج ۳ ، ص ۲۰۹

…………………………………………….

لا تستقل ما یتقرب به إلی الله عز و جل و لو شق تمره .
امام جعفر صادق (ع) : چیزی که مایه تقرب به خدای متعال است کوچک مشمار ، اگر چه پاره خرمایی باشد .
اصول کافی ، ج ۳ ، ص ۲۱۲

…………………………………………….

اذا هممت بشی ء من الخیر فلا تؤخره ، فان الله عز و جل ربما أطلع علی العبد و هو علی شیء من الطاعه فیقول : و عزتی و جلالی لا أعذبک بعدها أبدا و اذا هممت بسیئه فلا تعملها فانه ربما اطلع الله علی العبد و هو علی شیء من المعصیه فیقول : و عزتی و جلالی لا أغفر لک بعدها أبدا .
امام جعفر صادق (ع) : وقتی اراده کار خیری نمودی تأخیرش مینداز زیرا خدای متعال گاهی بر بنده مشرف می شود که او مشغول طاعتی است ، پس می فرماید : به عزت و جلالم سوگند که تو را پس از این هرگز عذاب نکنم و چون اراده گناهی کردی انجام مده ، زیرا گاهی خدا بر بنده مشرف می شود که او معصیتی انجام دهد ، پس می فرماید : به عزت و جلالم که تو را بعد از این دیگر نخواهم آمرزید .
اصول کافی ، ج ۳ ، ص ۲۱۳

…………………………………………….

لو یعلم المؤمن ما له من الأجر فی المصائب لتمنی أنه قرض بالمقاریض .
امام جعفر صادق (ع) : اگر مؤمن پاداشی را که برای مصیبتها دارد بداند ، آرزو می کند که او را با قیچی تکه تکه کنند .
اصول کافی ، ج ۳ ، ص ۳۵۴

…………………………………………….
سئل النبی (ص ) : ما کفاره الاغتیاب قال : تستغفر الله لمن اغتبته کلما ذکرته .
امام جعفر صادق (ع) : از پیغمبر پرسیدند : کفاره غیبت چیست ؟ فرمود : برای آن کس که غیبتش کردی هر زمان به یادش افتادی از خدا طلب آمرزش کنی .
اصول کافی ، ج ۴ ، ص ۶۱

 

 

چهل حدیث ناب از امام محمد باقر (ع)

چهل حدیث ناب از امام محمد باقر (ع)
هرکس چهل حدیث حفظ کند، خداوند وی را فقیه محشور می‌کند

انما یداق الله العباد فی الحساب یوم القیامه علی قدر ما اتاهم من العقول فی الدنیا.
خدا در روز قیامت نسبت به حساب بندگانش به اندازه عقلی که در دنیا به آنها داده است باریک بینی می کند.
غررالحکم جلد۲ – حدیث۳۲۶۰ – خاتمهالمستدرک میرزاحسین نوری- ج۱ ص۴۷٫ معانی الاخبار شیخ صدوق ص ۲٫

…………………………………………….

اِصبِروا عَلی اداء الفَرائضِ، وَ صابِرو عَدُوُّکم ، وَ رابِطوا امامَکمُ المُنتَظَرِِ
صبر کنید برگزاردن احکام شرع و شکیبایی ورزید در برابر دشمنتان و آماده و حاضر باشید برای امامتان که در انتظار او هستید.
غیبه النعمانی، ینابیع الموده

…………………………………………….

خُذُوا الکلِمَهَ الطَّیبَهَ مِمَّن قالَها و إن لَم یعمَل بِها
سخن طیب و پاکیزه را از هر که گفت بگیرید،‌ اگر چه او خود،‌ بدان عمل نکند.
تحف العقول، ص۳۹۱٫ بحارالانوار ج ۱۱۰ ص۱۶۰، ج۷۵ ص ۱۷۰

…………………………………………….

ما عَرَفَ اَللهَ مَن عَصاهُ.
خدا را نشناخته آن که نافرمانی اش کند.
تحف العقول ص۲۹۴٫ الانوار البهیه شیخ عباس قمی ص ۱۴۳

…………………………………………….

لا یکونُ اَلعَبدُ عالِماً حَتّی لا یکونَ حاسِداً لِمَن فَوقَهُ و لا مُحَقِّراً لِمَن دُونَهُ.
هیچ بنده ای عالم نباشد تا اینکه به بالا دست خود حسد نبرد و زیر دست خود را خوار نشمارد.
تحف العقول ص۲۹۳

…………………………………………….

لا فَضیلَهَ کالجِهادِ ، ولا جِهادَ کمُجاهَدَهِ اَلهَوی .
فضیلتی چون جهاد نیست ، و جهادی چون مبارزه با هوای نفس نیست.
تحف العقول ص ۲۸۶٫ مستدرک الوسائل میرزا حسین نوری ج ۱۱ ص ۱۴۳

…………………………………………….

من ترک الجماعه رغبه عنها و عن جماعه المسلمین من غیر عله فلا صلاه له.
کسی که از روی بی میلی ،بدون عذر و علت نمازجماعت را که اجتماع مسلمانان است ترک کند، نمازی برای او نیست.
امالی شیخ صدوق،ص۲۹۰

…………………………………………….

قولوا للناس احسن ما تحبون ان یقال لکم.
بهترین چیزی را که دوست دارید درباره شما بگویند ، درباره مردم بگویید.
بحارالانوار،ج۶۵،ص۱۵۲٫ الکافی ج۲ ص ۱۶۵ محاضرات ج ۱ ص ۲۵۱

…………………………………………….

لا یسلم احد من الذنوب حتی یخزن لسانه.
هیچ کس از گناهان سالم نمی ماند ، مگر اینکه زبانش را نگه دارد.
بحارالانوار،ج۷۵،ص۱۷۸ – تحف العقول – حسن بن على بن حسین بن شعبه الحرانى- ص ۲۹۸

…………………………………………….

ان اعجل الطاعه ثوابا لصله الرحم.
نزدیکترین و سریعترین طاعت در ثواب ، پیوند با خویشان است.
تحف العقول،ص۳۰۳

…………………………………………….

ان لکل شیءٍ قفلاً و قفل الایمان الرفق.
هر چیزی قفلی دارد و قفل ایمان مدارا کردن و نرمی است
جهاد النفس، ح۲۷۱٫ الکافی ج۲ ص ۱۱۸

…………………………………………….

ومن کف غضبه عن الناس کف الله تبارک وتعالى عنه عذاب یوم القیامه.
کسی که خشمش را از مردمان باز دارد خداوند نیز در روز قیامت عذابش را از او باز می دارد
جهادالنفس،ح۵۳۲٫ الکافی ج۲ ص ۳۰۵

…………………………………………….
من عَبَد الله حق عبادته آتاه الله فوق امانیه و کفایته.
هر که خدا را، آنگونه که سزاوار اوست، بندگى کند، خداوند بیش ازآرزوها و کفایتش به او عطا مى کند
.بحارالانوار،ج??ص???.

…………………………………………….

ان الله عزوجل یحب المداعب فی الجماعه بلا رفث.
خداوند عزوجل کسی را که در میان جمع ، بدون ناسزاگویی شوخی کند ، دوست دارد .
الکافی،ج۲،ص۶۶۳

…………………………………………….

جَاهِد هَوَاک کمَا تُجَاهِدُ عَدُوَّک.
با هوای نفسانی خود مبارزه کن همانگونه که با دشمنت مبارزه می کنی
عیون اخبار الرضا۲،ص۵۱

…………………………………………….

من حسنت نیته ، زید فی رزقه
هر که خوش نیت باشد ، روزی اش افزایش می یابد .
بحارالانوار ، دار احیاء التراث العربی ، ج ۷۵ ، ص ۱۷۵

…………………………………………….

اعرف الموده فی قلب اخیک بما له فی قلبک
دوستی قلبی برادرت را از اندازه دوستی قلبی خودت نسبت به او بفهم.
. تحف العقول ، ص ۳۰۴

…………………………………………….

ما شیب شی ء بشی ء احسن من حلم بعلم.
چیزی با چیزی نیامیخته است که بهتر از حلم با علم باشد.
بحارالانوار ، دار احیاء التراث العربی ، ج ۷۵ ، ص ۱۷۲

…………………………………………….

اَوشَک دَعوَهُ و اَسرَعُ اِجابَه دُعاءَ المَرءِ لِاَخیهِ بِظَهرِ الغَیبِ.
دعای انسان پشت سر برادر دینی اش ، نزدیکترین و سریعترین دعا به اجابت است .
الکافی ، ج ۲ ، ص ۵۰۷

…………………………………………….

مَا حَسَنَهُ الدُّنیا إلّا صِلَهُ الإخوانِ وَالمَعارِفِ.
خوبی دنیا جز در پیوند با برادران و آشنایان نیست.
بحار الأنوار، ج ۴۶، ص۲۹۱

…………………………………………….

مَن قُسِمَ لَهُ الرَّفقُ قَسِمَ لَهُ الإیمانُ.
کسی که برایش مدارا تقسیم شده ایمان برای وی تقسیم گردیده
جهاد با نفس، ح ۲۷۲٫ وسائل الشیعه ج۱۱ ص۲۱۳

…………………………………………….

رحم الله عبدا أحیا العلم قال: قلت: وما إحیاؤه؟ قال: أن یذاکر به أهل الدین وأهل الورع.
فرمود خدا رحمت کند بنده ای را که علم را احیاء کند، أبی الجارود می گوید عرض کردم احیاء علم چیست؟ فرمود: مذاکره با اهل علم و پرهیزکاران احیاء علم است
الکافی ، ج ۱ ، ص ۴۱

…………………………………………….

إنَّ اللهَ یبغِضُ الفَاحِشَ المُتَفَحِّشَ.
راستی که خداوند شخص بد زبان بیهوده گوی را دشمن می داردی
جهاد با نفس، ح ۶۷۷٫ وسائل الشیعه الاسلامیه. ج۱۱ ص۳۲۷

…………………………………………….

مِن أحَبِّ عِبادِ اللهِ إلَی اللهِ المُحسِنُ التَّوَّابُ.
یکی از محبوبترین بندگان خدا در نزد خداوند کسی است که نیکوکار و بسیار توبه کننده باشد
جهاد با نفس، ح ۸۳۶٫ وسائل الشیعه ج۱۶ ص۷۶

…………………………………………….

اِنَّ اللّه‏َ عَزَّوَجَلَّ یقى بِالتَّقوى عَنِ العَبدِ ما عَزُبَ عَنهُ عَقلُهُ وَ یجَلّى بِالتَّقوى عَنهُ عَماهُ وَ جَهلَهُ.
خداوند به وسیله تقوا بنده را حفظ می ‏کند از آنچه که عقلش به آن نمى ‏رسد و کور دلى و نادانى او را بر طرف مى ‏سازد.
الکافی، ج ۸ ، ص ۵۲، ح ۱۶

…………………………………………….

ایّما مؤمن حافظ علی الصلوات المفروضه فصلاها لوقتها فلیس هذا من الغافلین.
هر مؤمنی  محافظت برنمازش نماید، و او را در وقتش به جا آورد، از انسانهای غافل شمرده نمی شود.
وسائل الشیعه ، ج ۳، ص ۷۹ .

…………………………………………….

الظُلمُ فِی الدُّنیا هُوَ الظُلُمَاتُ فِی الاَخِرَه.
ظلم در دنیا همان ظلمتها و تاریکی های آخرت است.
جهاد با نفس، ح ۷۳۳٫ وسائل الشیعه الاسلامیه. ج۱۱ ص۳۴۰ ح۲۰

…………………………………………….

اَلحِلمُ لِباسُ العالِمِ فَلا تَعرَینَّ مِنهُ.
بردبارى لباس عالم است، پس تو خود را از آن عریان مدار.
الکافی، ج ۸، ص ۵۵

…………………………………………….

ما مِن قَطرَهٍ احَبَّ الی اللهِ عَزَّوَجَلَّ مِن قَطرَهٍ دُمُوعٍ فی سََوَادِ اللَّیلِ مَخَافَهً مِنَ اللهِ لا یریدُ بِها غَیرهُ.
هیچ قطره ای در نزد خداوند عزوجل دوست داشتنی تر و محبوب تر از قطره ی اشکهایی که در تاریکی شب و از خوف خدا با اخلاص کامل ریخته می شود نیست.
جهاد با نفس، ح ۱۳۷ . وسائل الشیعه الاسلامیه. ج۸ ص۵۲۴

…………………………………………….

اِنَّ اللهَ رَفیقٌ یحِبُّ الرِّفقَ ویعطى على الرفق ما لا یعطى على العنف.
خداوند اهل مدارا است و مدارا را دوست دارد و به اهل عطا می کند آنچه را که به اهل عتاب و رفتار خشن عطا نمی کند.
جهاد با نفس، ح ۲۸۳٫ وسائل الشیعه الاسلامیه. ج۱۱ ص۲۱۲

…………………………………………….

مَا اَحسَنَ الحَسَنَاتِ بَعدَ السَّیئاتِ وَ مَا اَقبَحَ السَّیئاتِ بَعدَ الحَسَنَاتِ
چه نیکوست نیکی ها بعد از بدیها و چه زشت است بدیها پس از نیکی ها
.جهاد با نفس، ح ۸۸۰ . وسائل الشیعه الاسلامیه. ج۱۱ ص۳۸۴- المجالس: ص ۱۵۳- الکافی ج۲ ص ۴۵۸٫
…………………………………………….

اَلحِلمُ لِباسُ العالِمِ فَلا تَعرَینَّ مِنهُ.
بردبارى لباس عالم است، پس تو خود را از آن عریان مدار.
الکافی، ج ۸، ص ۵۵

…………………………………………….

الکبرُ مَطَایا النَّارِ.
کبر و بزرگی نمودن(به منزله ی) مرکبی است که سوار خود را به سوی آتش می برد.
جهاد با نفس، ح ۵۷۸ . وسائل الشیعه الاسلامیه. ج۱۱ ص ۳۰۱٫

…………………………………………….

ان الله یحب الحیئ الحلیم العفیف المتعفف.
همانا خداوند انسان با حیا و بردبار را دوست دارد.خداوند دوست می دارد کسی را که با حیا، بردبار، پاکدامن، و باز ایستنده ی از حرام باشد.
جهاد با نفس، ح۲۵۹ – وسائل الشیعه الإسلامیه. ج۱۱ ص۲۱۱

…………………………………………….

تَزَین للَّهِ‏ِ بِالصِّدقِ فِی الاعمالِ.
با راست کردارى، خود را براى خدا بیاراى
تحف العقول، ص ۲۸۵ . بحار الانوار ج ۷۵ ص۱۶۴٫

…………………………………………….

اِستَشِر فی أمرِک الَّذینَ یخشَونَ اللَّهَ.
در کار خود، [فقط] با کسانى مشورت کن که از خدا می ‏ترسند
تحف العقول، ص ۲۹۳٫ بحار الانوار ج ۷۵ ص۱۷۲

…………………………………………….

الصَّبرُ صَبرانِ: صَبرٌ عَلی البَلاءِ حَسَنٌ جَمیلٌ وَ أفضَلُ الصَّبرَین الوَرَعُ عَن المَحارم.
صبر بر دو گونه است: صبر بر بلا که نیکو و زیباست و برترین این دو قسم پرهیز نمودن از حرامهای الهی است.
۳جهاد با نفس ،ح ۱۶۳- وسائل الشیعه آل البیت ع.. شیخ حرعاملی ج۱۵ ص۲۳۷ حدیث ۲۰۳۷۲

…………………………………………….

مَا مِن عِبَادَه أفضَلَ عِندَ اللهِ مِن عِفَّهِ بَطن وَ فَرج.
هیچ عبادتی در نزد خدا برتر از ترک شهوات شکم و فرج نیست.
الکافی، ج۲ ، ص ۶۳۰

…………………………………………….

لِکلِّ شَیءٍ رَبِیعٌ، وَرَبِیعُ القُرآنِ شَهرُ رَمَضَانَ.
هر چیزی بهاری دارد و بهار قرآن ماه رمضان است
جهاد با نفس ، ح۲۰۵ . وسائل الشیعه آل البیت ع.. شیخ حرعاملی ج۱۵ ص۲۵۰ حدیث ۲۰۴۲۱

…………………………………………….

فَانزِل نَفسَکَ مِنَ الدُّنیا کَمَثَلِ مَنزِلٍ نَزَلتَهُ ساعَهً ثُمَّ ارتَحَلتَ عَنهُ. (۴۰)
خود را در دنیا چنان منزل ده که گویى ساعتى در آن منزل دارى وسپس از آن کوچ می کنی.
بحارالأنوار، ج ۷۵، ص ۱۶۵

چهل حدیث ناب از امام زین العابدین(ع)

چهل حدیث ناب از امام زین العابدین(ع)
هرکس چهل حدیث حفظ کند، خداوند وی را فقیه محشور می‌کند

الإمام زین العابدین علیه السلام :قالَ لُقمانُ علیه السلام لاِبنِهِ : یا بُنَیَّ … أنفَعُ الغِنى غِنَى القَلبِ ، فَتَلَبَّث فی کُلِّ ذلِکَ ، وَالزَمِ القَناعَهَ وَالرِّضا بِما قَسَمَ اللّه.
امام زین العابدین علیه السلام :لقمان به پسرش گفت: «اى پسرم! … مفیدترین ثروت، بى نیازىِ دل است. بنا بر این، در همه این موارد، درنگ کن و قناعت پیشه کن و به آنچه خداوند قسمت کرده، خشنود باش».
قصص الأنبیاء : ص ۱۹۶ ح ۲۴۶ ، بحار الأنوار : ج ۱۳ ص ۴۲۱ ح ۱۵ .

…………………………………………….

الإمام زین العابدین علیه السلام :قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ : یا بُنَیَّ ، إنَّ أشَدَّ العُدمِ عُدمُ القَلبِ ، وإنَّ أعظَمَ المَصائِبِ مُصیبَهُ الدّینِ ، وأسنَى المَرزِئَهِ مَرزِئَتُهُ   .
امام زین العابدین علیه السلام :لقمان به پسرش گفت: «اى پسرم! بدترین نادارى، نداشتن دل است و بزرگ ترین مصیبت ، بدهکارى است و بالاترین محرومیت و بلا هم ، همان بدهکارى است» .
قصص الأنبیاء : ص ۱۹۶ ح ۲۴۶ ، بحار الأنوار : ج ۱۳ ص ۴۲۰ ح ۱۵٫

…………………………………………….

الإمام زین العابدین علیه السلام :قالَ لُقمانُ: یا بُنَیَّ … إنَّ السّارِقَ إذا سَرَقَ حَبَسَهُ اللّه مِن رِزقِهِ وکانَ عَلَیهِ إثمُهُ ، ولَو صَبَرَ لَنالَ ذلِکَ وجاءَهُ مِن وَجهِهِ .
امام زین العابدین علیه السلام :لقمان گفت: «اى پسرم! … همانا دزد ، هر گاه دزدى کند ، خداوند عز و جل روزى اش را نگه مى دارد و گناه آن، به پاى خودش است. حالْ آن که اگر صبر مى کرد ، از راه خودش به آن روزى دست مى یافت» .
قصص الأنبیاء : ص ۱۹۶ ح ۲۴۶ ، بحار الأنوار : ج ۱۳ ص ۴۲۱ ح ۱۵٫

…………………………………………….

الإمام زین العابدین علیه السلام :قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ : یا بُنَیَّ ، إن أشَدَّ العُدمِ عُدمُ القَلبِ ، وإنَّ أعظَمَ المَصائِبِ مُصیبَهُ الدّینِ ، وأسنَى المَرزِئَهِ مَرزِئَتُهُ ، وأنفَعَ الغِنى غِنَى القَلبِ ، فَتَلَبَّث فی کُلِّ ذلِکَ ، وَالزَمِ القَناعَهَ وَالرِّضا بِما قَسَمَ اللّه ، وإنَّ السّارِقَ إذا سَرَقَ حَبَسَهُ اللّه مِن رِزقِهِ ، وکانَ عَلَیهِ إثمُهُ ، ولَو صَبَرَ لَنالَ ذلِکَ وجاءَهُ مِن وَجهِهِ .
یا بُنَیَّ ، أخلِص طاعَهَ اللّه حَتّى لا یُخالِطَها شَیءٌ مِنَ المَعاصی ، ثُمَّ زَیِّنِ الطّاعَهَ بِاتِّباعِ أهلِ الحَقِّ ؛ فَإِنَّ طاعَتَهُم مُتَّصِلَهٌ بِطاعَهِ اللّه، وزَیِّن ذلِکَ بِالعِلمِ ، وحَصِّن عِلمَکَ بِحِلمٍ لا یُخالِطُهُ حُمقٌ ، وَاخزُنهُ بِلینٍ لا یُخالِطُهُ جَهلٌ ، وشَدِّدهُ بِحَزمٍ لا یُخالِطُهُ الضِّیاعُ ، وَامزُج حَزمَکَ بِرِفقٍ لا یُخالِطُهُ العُنفُ .
امام زین العابدین علیه السلام ـ در بیان سفارش هاى لقمان علیه السلام به پسرش ـ : اى پسرم ! سخت ترین ندارى ، نداشتن دل است و بزرگ ترین مصیبت ، بدهکارى است و بالاترین محرومیت و بلا ، همان بدهکارى است و سودمندترین ثروت ، بى نیازىِ دل است . پس در همه اینها درنگ کن و به آنچه خدا قسمت فرموده ، قانع و خشنود باش . هر گاه دزد بدزدد ، خداوند عز و جلاو را از روزى اش باز مى دارد و گناه آن ، بر عهده اوست . حال اگر شکیبایى مى ورزید ، از راه خودش به آن روزى دست مى یافت .
اى پسرم! طاعتِ (عبادتِ) الهى را خالصانه انجام بده ، به طورى که گناه کوچکى هم با آن مخلوط نشود . سپس با پیروى از دارندگانِ ایمان حقیقى ، طاعت خود را زینت ببخش ؛ زیرا طاعت آنان ، به طاعت الهى پیوسته است. و همین طاعت را با دانش ، آراسته کن . و دانشت را با بردبارى حراست کن ، تا حماقت با آن درنیامیزد. و بردبارى ات را با نرم خویى ذخیره کن ، تا با نادانى همراه نگردد. و نرم خویى ات را با تدبیرْ استوار کن ، تا نابودى در آن راه نیابد . و تدبیرت را با مدارا درآمیز ، تا زورى در آن نباشد .
قصص الأنبی

…………………………………………….

امام سجّاد علیه السلام : حَقُّ سائِسِکَ بِالعِلمِ،التَّعظیمُ لَهُ و التَّوقیرُ لِمَجلِسِهِ و حُسنُ الاِستِماعِ إلَیهِ ؛
امام سجّاد علیه السلام :حق استاد تو این است که بزرگش دارى و محضرش را محترم شمارى و با دقّت به سخنانش گوش بسپارى .
کتاب من لایحضره الفقیه ، ج ۲ ، ص ۶۲۰ .

…………………………………………….

امام سجّاد علیه السلام : وَأعِنّی عَلى تَربِیَتِهِم و بِرِّهِم ؛
امام سجّاد علیه السلام :خدایا ! مرا در تربیت و نیکى به فرزندان یارى فرما .
الصحیفه السجّادیّه ، ص ۱۳۵ .

…………………………………………….

امام سجّاد علیه السلام : لاحَسَبَ لِقُرَشیًّ و لاعَرَبِیٍّ إلاّبِتواضُعِ و لاکَرَمَ إلاّ بِتَّقوى ؛
امام سجّاد علیه السلام :قریشى و عرب را افتخارى نیست مگر به فروتنى ، و هیچ کرامتى نیست مگر به تقوا .
بحار الأنوار ، ج ۷۰ ، ص ۲۸۷ .

…………………………………………….

امام سجّاد علیه السلام : أنَا ابنُ مَنَ بَکَت عَلَیهِ مَلائِکَهُ السَّماءِ أنَا ابنُ مَن ناحَتْ عَلَیهِ الجِنُّ فِی الأرضِ و الطِّیرُ فِی الهَواءِ ؛
امام سجّاد علیه السلام :من پسر کسى هستم که فرشتگان آسمان بر او گریستند . من پسر کسى هستم که جنّیان در زمین و پرندگان در هوا بر او نوحه سرایى کردند .
بحار الأنوار ، ج ۴۵ ، ص ۱۷۴ .

…………………………………………….

امام سجّاد علیه السلام : ألا و إنَّ أبغَضَ النّاسِ إلَى اللّه مَن یَقتَدی بِسُنَّهِ إمامٍ و لا یَقتَدِی بِأعمالِهِ ؛
امام سجّاد علیه السلام :هشدار که منفورترین مردم نزد خداوند کسى است که سیره امامى را برگزیند ولى از کارهاى او پیروى نکند .
الکافى ، ج ۸ ، ص ۲۳۴٫

…………………………………………….

امام سجّاد علیه السلام : کَفُّ الأذى ، مِنْ کَمالِ العَقلِ وفیهِ راحَهٌ لِلبَدَنِ عاجِلاً و آجِلاً ؛
امام سجّاد علیه السلام :خوددارى از آزار رساندن ، نشانه کمال خرد و مایه آسایش دو گیتى است .
تحف العقول ، ص ۲۸۳ .

…………………………………………….

امام سجّاد علیه السلام : إنَّها [الصَّدَقَهَ] تَقَعُ فِی یَدِاللّه قَبلَ أن تَقَعَ فِی یَدِ السّائِلِ ؛
امام سجّاد علیه السلام :صدقه ، قبل از این که به دست نیازمند برسد ، در دست خداوند قرار مى گیرد .
عدّه الدّاعی ، ص ۵۹٫

…………………………………………….

امام سجّاد علیه السلام : إذا صَلَّیتَ فَصَلِّ صَلاهَ مُوَدِّعٍ ؛
امام سجّاد علیه السلام :هرگاه نماز مى گزارى ، [چنان باش که گویى]نماز آخرین را به جاى مى آورى .
بحار الأنوار ، ج ۷۸ ، ص ۱۶۰ .

…………………………………………….

امام سجّاد علیه السلام : المُؤمِنُ یَصمُتُ لِیَسلَمَ و یَنطِقُ لِیَغنَمَ ؛
امام سجّاد علیه السلام :مؤمن سکوت مى کند تا سالم ماند و سخن مى گوید تا سود برد .
الکافى ، ج ۲ ، ص ۲۳۱ .

…………………………………………….

امام سجّاد علیه السلام : خَفِ اللّه لِقُدرَتِهِ عَلَیکَ واستَحىِ مِنهُ لِقُربِهِ مِنکَ ؛
امام سجّاد علیه السلام :از قدرت خداوند بر خویش بترس و از نزدیکى اش به خود شرمگین باش!
بحار الأنوار ، ج ۷۸ ، ص ۱۶۰ .

…………………………………………….

امام سجّاد علیه السلام : قَدِّمُوا أمرَ اللّه و طاعَتَهُ و طاعَهَ مَن أوجَبَ اللّه طاعَتَهُ بَینَ یَدَیِ الاُمورِ ؛
امام سجّاد علیه السلام :فرمان خدا و طاعت او و طاعت کسى را که طاعتش را واجب کرده است ، بر همه چیز مقدّم بدارید .
تحف العقول ، ص ۲۵۴٫

…………………………………………….

امام سجّاد علیه السلام : المُؤمِنُ مِن دُعائِهِ عَلى ثَلاثٍ : إمّا أن یُدَّخَرَ لَهُ و إمّا أن یُعَجَّلَ لَهُ و إمّا أن یُدفَعَ عَنهُ بَلاءٌ یُریدُ أن یُصیبَهُ ؛
امام سجّاد علیه السلام :مؤمن از دعاى خود یکى از سه نتیجه را مى گیرد : یا برایش ذخیره مى شود ، یا در دنیا برآورده مى شود و یا بلایى که مى خواست به او برسد از او برگردانده مى شود .
تحف العقول ، ص ۲۸۰ .

…………………………………………….

امام سجّاد علیه السلام : إنّی لاَحِبُّ أن أدومَ عَلَى العَمَلِ و إن قَلَّ ؛
امام سجّاد علیه السلام :من دوست دارم که در کار پیوسته باشم ، اگر چه اندک باشد .
وسائل الشیعه ، ج ۴ ، ص ۹۲ .

…………………………………………….

امام سجّاد علیه السلام : کانَ إذا أوى إلى مَنزِلِهِ جَزَّءَ دُخولَهُ ثَلاثَهَ أجزاءٍ: جُزءا لِلّهِ و جُزءا لِأهلِهِ و جُزءا لِنَفسِهِ ؛
امام سجّاد علیه السلام :پیامبر وقتى به خانه خویش مى رفت ، اوقاتش را سه قسمت مى کرد : بخشى براى خدا ، بخشى براى خانواده و بخشى براى خود .
مکارم الأخلاق ، ج ۱ ، ص ۴۴٫

…………………………………………….

امام سجّاد علیه السلام : إنَّ الحَسَنَ بنَ عَلیٍّ علیه السلام کانَ أعبَدَ النّاسِ فی زَمانِهِ و أزهَدَهُم و أفضَلَهُم ؛
امام سجّاد علیه السلام :امام حسن در زمان خود عابدترین ، زاهدترین و برترین مردم بود .
الأمالى ، صدوق ، ص ۲۲۴٫

…………………………………………….

امام سجّاد علیه السلام : وَ أمّا حَقُّ اُمِّکَ فَأنْ تَعلَمَ أنَّها حَمَلَتکَ حَیثُ لایَحتَمِلُ أَحَدٌ أَحَدا و أعطَتْکَ مِن ثَمَرَهِ قَلبِها مالا یُعطِی أحَدٌ أحَدا ؛
امام سجّاد علیه السلام :حقّ مادرت بر تو این است که بدانى او تو را در جایى حمل کرده است که هیچ کس دیگرى را حمل نمى کند و از میوه دلش آن به تو داد که هیچ کس به دیگرى نمى دهد .
الأمالى ، صدوق ، ص۴۵۳٫

…………………………………………….

امام سجّاد علیه السلام إنَّ فاطِمَهَ بِنتَ أسَدٍ ضَرَبَهَا الطَّلقُ و هِیَ فِی الطَّوافِ فَدَ خَلَتِ الکَعبَهَ فَوَلَدَتْ أمیرَالمُؤمِنینَ فِیها ؛
امام سجّاد علیه السلام فاطمه ، دختر اسد ، در حال طواف بود که درد زایمان او را فرا گرفت ؛ پس وارد کعبه شد و امیرمؤمنان را در کعبه بزاد .
بحار الأنوار ، ج ۳۵ ، ص ۲۳ .

…………………………………………….

امام سجّاد علیه السلام : إنَّ عَمَّتی زَینَبَ مَعَ تِلکَ المَصائبَ و المِحَنِ النّازِلَهِ بِها فی طَرِیقِنا إلَى الشّامِ ما تَرَکَتْ [تَهَجُّدَها] لِلَیلَهٍ ؛
امام سجّاد علیه السلام :عمّه ام ، زینب ، با وجود همه مصیبت ها و رنج هایى که در مسیرمان به سوى شام به او روى آورد ، حتّى یک شب اقامه نماز شب را فرو نگذاشت .
همان ، ص ۴۴۱٫

…………………………………………….

امام سجّاد علیه السلام : أنتِ بِحَمدِ اللّه عالِمَهٌ غَیرُ مُعَلَّمَهٍ ، فَهِمَهٌ غَیرُ مُفهَّمَهٍ ؛
امام سجّاد علیه السلام : [اى زینب !] تو ، بحمداللّه ، عالمى هستى که نزد کسى تعلیم ندیدى و دانایى هستى که نزد کسى نیاموختى .
بحار الأنوار ، ج ۴۵ ، ص ۱۶۴ .

…………………………………………….

امام سجّاد علیه السلام : إنَّها مَا ادَّخَرَت شَیئا مَن یَومِها لِغَدِها أبَدا ؛
امام سجّاد علیه السلام :او هیچ گاه چیزى از امروز براى فرداى خود نیندوخت .
وفیات الأئمه ، ص ۴۴۱ .

…………………………………………….

امام سجّاد علیه السلام : رَحِمَ اللّه العَبّاسَ فَلَقَد آثَرَ و أبلى و فَدى أخاهُ بِنَفسِهِ ؛
امام سجّاد علیه السلام :رحمت خدا بر عبّاس! ایثار کرد و کوشید و جان فداى برادرش کرد .
الخصال ، ج ۱ ، ص ۶۸٫

…………………………………………….

امام سجّاد علیه السلام : أنَّ لِلعَبّاسِ عِندَاللّه مَنزِلَهٌ یَغبِطُهُ بِها جَمیعُ الشُّهداءِ یَومَ القیامَهِ ؛
امام سجّاد علیه السلام :عبّاس را نزد خداوند منزلتى است که در روز قیامت همه شهیدان بر آن رشک مى برند.
بحار الأنوار ، ج ۲۲ ، ص ۲۷۴ .

…………………………………………….

امام سجّاد علیه السلام : مَن رَمَى النّاسَ بِما فیهِم رَمَوهُ بِمالَیسَ فیهِ ؛
امام سجّاد علیه السلام :هر کس مردم را به دلیل چیزى که در آنان هست ، وانهد ، او را به دلیل چیزى که در او نیست ، وا مى نهند .
بحار الأنوار ، ج ۷۵ ، ص ۲۶۱ .

…………………………………………….

امام سجّاد علیه السلام : نَظَرُ المُؤمِنِ فی وَجهِ أخیهِ المُؤمِنِ لِلمَوَّدَهِ و المَحَبَّهِ لَهُ عِبادَهٌ ؛
امام سجّاد علیه السلام :نگاه مؤمن به چهره برادر مؤمن خود از روى دوستى ومحبّت به او عبادت است.
تحف العقول ، ص ۲۸۲٫

…………………………………………….

امام سجّاد علیه السلام : کانَ آخِرُ ما أوصى بِهِ الخِضرُ مُوسى بنَ عِمران علیهم االسلام أن قالَ لاتُعَیِّرَ نَّ أحَدا بِذَنبٍ ؛
امام سجّاد علیه السلام :آخرین سفارش حضرت خضر به حضرت موسى این بود که : هرگز کسى را به سبب گناهش خوار نکن .
الخصال ، ص ۱۱۱ .
…………………………………………….

امام سجّاد علیه السلام : کَفى بِنَصرِاللّه لَکَ أن تَرى عَدُوَّکَ یَعمَلُ بِمَعاصِی اللّه فِیکَ ؛
امام سجّاد علیه السلام :تو را یارى خدا همین بس که مى بینى دشمنت به قصد تو خدا را نافرمانى مى کند .
بحار الأنوار ، ج ۷۸ ، ص ۱۳۶ .

…………………………………………….

امام سجّاد علیه السلام : رأیتُ الخَیرَ کُلَّهُ قَدِ اجتَمَعَ فی قَطعِ الطَّمَعِ عَمّا فی أیدی النّاسِ ؛
امام سجّاد علیه السلام :همه خوبى ها را در بریدن طمع از آنچه در دست مردم است ، دیدم .
همان ، ج ۷۳ ، ص ۱۷۱

…………………………………………….

امام سجّاد علیه السلام : وَیلٌ لِمَن غَلَبَت آحادُهُ أعشارَهُ ؛
امام سجّاد علیه السلام :واى به حال کسى که یکانش (گناهان) بر ده گانش (نیکى ها) چیره شود .
همان ، ج ۷۱، ص ۲۴۳٫

…………………………………………….

امام سجّاد علیه السلام : مُجالَسَهُ الصّالِحینَ داعِیَهٌ إلَى الصَّلاحِ ؛
امام سجّاد علیه السلام :همنشینى با صالحان ، به سوى صلاح رهنمون مى شود .
همان ، ج ۷۸ ، ص ۳۰۴ .

…………………………………………….

امام سجّاد علیه السلام : أمّا حَقُّ ذِی المَعروفِ عَلَیکَ فَأن تَشکُرَهُ و تَذکُرَ مَعروفَهُ و تُکسِبَهُ المَقالَه الحَسَنَهَ و تُخلِصَ لَهُ الدُّعاءَ فیما بَینَکَ و بَینَ اللّه؛
امام سجّاد علیه السلام :حق کسى که بر تو نیکى مى کند ، این است که او را سپاس بگویى و نیکى اش را به زبان آورى و از وى به خوبى یاد کنى و میان خود و خداوند برایش خالصانه دعا کنى .
الخصال ، ص ۵۶۸ .

…………………………………………….

امام سجّاد علیه السلام : المُنتَظِرونَ لِظُهُورِهِ أفضَلُ أهلِ کُلِّ زَمانٍ ؛
امام سجّاد علیه السلام :منتظران ظهور امام مهدى علیه السلام برترین اهل هر زمان اند .
بحار الأنوار ، ج ۵۲ ، ص ۱۲۲ .

…………………………………………….

امام سجّاد علیه السلام : إذا قامَ قائِمُنا أذهَبَ اللّه عَن شیعَتِنَا العاهَهَ و جَعَلَ قُلوبَهُم کزُبَرِ الحَدیدِ ؛
امام سجّاد علیه السلام :آن گاه که قائم ما قیام کند ، خدا آفت را از شیعیان ما بزداید و دل هایشان را چون پاره هاى آهن [استوار] سازد .
الخصال ، ج ۲ ، ص ۵۴۱ .

…………………………………………….

امام سجّاد علیه السلام : إنَّ الحَسَنَ علیه السلام لَم یُرَ فِی شَى ءٍ مِن أحوالِهِ إلاّ ذاکِرا لِلّهِ سُبحانَهُ ؛
امام سجّاد علیه السلام :امام حسن علیه السلام در همه حال خداى سبحان را یاد مى کرد .
الأمالى ، صدوق ، ص ۲۲۴ .

…………………………………………….

امام سجّاد علیه السلام : یا راحِمَ رَنَّهِ العَلیلِ و یا عالِمَ ما تَحتَ خَفِیِّ الأنینَ ، اجعَلْنی مِنَ السّالِمینَ فی حِصنِکَ الَّذی لاتَرومُهُ الأعداءُ ؛
امام سجّاد علیه السلام :اى آن که بر ناله دردمند رحمت مى آورى ، و اى آن که به آنچه در دل زارى کننده نهفته است دانایى ، مرا از کسانى قرار ده که در پناه تو ایمن اند و دشمنان را به آن جانْ پناه دسترسى نیست .
بحار الأنوار ، ج ۹۴ ، ص ۱۲۱٫

…………………………………………….

امام سجّاد علیه السلام : حَقُّ الحَجِّ أن تَعلَمَ أنَّهُ وِفادَهٌ إلى رَبِّکَ و فِرارٌ إلَیهِ مِن ذُنوبِکَ و بِهِ قَبولُ تَوبَتِکَ و قَضاءُ الفرضِ الَّذی أوجَبَهُ اللّه عَلَیکَ ؛
امام سجّاد علیه السلام :حقّ حجّ [بر تو] آن است که بدانى حجّ، به میهمانى پروردگارت رفتن است . و از گناهان به سوى او گریختن، و سبب قبولى توبه، و گزاردن فریضه اى که خداوند آن را بر تو واجب کرده است .
الخصال ، ص ۵۶۶ .

…………………………………………….

امام سجّاد علیه السلام : حُجُّوا وَاعتَمِرُوا تَصِحَّ أبدانُکُم و تَتَّسِع أرزاقُکُم ؛
امام سجّاد علیه السلام :حجّ و عمره به جاى آرید تا بدنتان سالم و روزیتان فراخ شود .
الکافى ، ج ۴ ، ص ۲۵۲ .

چهل حدیث ناب از امام حسین (ع)

چهل حدیث ناب از امام حسین (ع)
هرکس چهل حدیث حفظ کند، خداوند وی را فقیه محشور می‌کند

امام حسین علیه ‏السلام : بادِروا بِصِحَّهِ الأجسامِ فی مُدَّهِ الأعمارِ ؛
در مدّت عمر ، در حفظ سلامت تن بکوشید .
تحف العقول ، ص ۲۳۹ .

…………………………………………….

امام حسین علیه ‏السلام : لایَحِلُّ لِعَینٍ مُؤمِنَهٍ تَرَى اللّه‏َ یُعصى فَتَطرِفَ حَتّى تَغَیِّرَهُ ؛
امام حسین علیه ‏السلام :بر هیچ چشم مؤمنى روا نیست که ببیند خدا نافرمانى مى‏شود و چشم خود را فرو بندد ، مگر آن که آن وضع را تغییر دهد .
الأمالى ، طوسى ، ص ۵۵ .

…………………………………………….

امام حسین علیه ‏السلام : أنَا قَتیلُ العَبَرَهِ لایَذکُرُنی مُؤمِنٌ إلاّ استَعبَرَ ؛
امام حسین علیه ‏السلام :من کشته اشکم ؛ هر مؤمنى مرا یاد کند ، اشکش روان شود .
بحار الأنوار ، ج ۴۴ ، ص ۲۸۴ .

…………………………………………….

امام حسین علیه ‏السلام : یا أُختاه لاتَنسینی فی نافِلَهِ اللَّیلِ ؛
امام حسین علیه ‏السلام :اى خواهرم ! مرا در نماز شب فراموش نکن .
بحار الأنوار ، ج ۴۴ ،ص ۴۴۱ .

…………………………………………….

امام حسین علیه ‏السلام : مَن عَبَدَ اللّه‏َ حَقَّ عِبادَتِهِ آتاهُ اللّه‏ُ فَوقَ أمانِیِّهِ و کِفایَتِهِ ؛
امام حسین علیه ‏السلام : هر که خدا را ، آن گونه که سزاوار او است ، بندگى کند ، خداوند بیش از آرزوها و کفایتش به او عطا کند .
بحار الأنوار ، ج ۷۱ ، ص۱۸۳

…………………………………………….

امام حسین علیه ‏السلام : لاتَقولُوا بِألسِنَتِکُم ما یَنقُصُ عَن قَدرِ کُم ؛
امام حسین علیه ‏السلام :چیزى را بر زبان نیاورید که از ارزش شما بکاهد .
جلاءالعیون ، ج ۲ ، ص ۲۰۵ .

…………………………………………….

امام حسین علیه ‏السلام : إنَّ حَوائِجَ النّاسِ اِلَیکُم مِن نِعَمِ اللّه‏ِ عَلَیکُم فَلاتَمَلُّوا النِّعَمَ ؛
امام حسین علیه ‏السلام :نیاز مردم به شما از نعمت هاى خدا بر شما است ؛ از این نعمت افسرده و بیزار نباشید .
بحار الأنوار ، ج ۷۴ ، ص ۲۰۵ .

…………………………………………….
امام حسین علیه ‏السلام : مَن سَرَّهُ أن یُنسَأَ فی أَجَلِهِ و یُزادَ فی رِزقِهِ فَلیَصِلْ رَحِمَهُ ؛
امام حسین علیه ‏السلام :هر که خوش دارد مرگش به تأخیر افتد و روزى‏اش افزون شود . با خویشانش پیوند برقرار کند .
بحار الأنوار، ص ۷۱
…………………………………………….

امام حسین علیه ‏السلام : مِن عَلاماتِ أسبابِ الجَهلِ المُماراهُ لِغَیرِ أهلِ الفِکرِ ؛
امام حسین علیه ‏السلام :از نشانه‏هاى نادانى ، جدل با بى‏فکران است .
تحف العقول ، ص ۲۴۸ .

…………………………………………….

امام حسین علیه ‏السلام : مَن طَلَبَ رِضَى النّاسِ بِسَخَطِ اللّه‏ِ وَکَلَهُ اللّه‏ُ إلَى النّاسِ ؛
امام حسین علیه ‏السلام :هرکه با خشم خدا ، خواهان خشنودى مردم باشد ، خداوند او را به مردم وامى‏گذارد .
الأمالى ، صدوق ، ص ۲۶۸٫

…………………………………………….

امام حسین علیه ‏السلام : مَن أحجَمَ عَنِ الرَّأی و عَیِیَت بِهِ الحِیَلُ ، کانَ الرِّفقُ مِفتاحُهُ ؛
امام حسین علیه ‏السلام :هر که از اظهار نظر درماند و راه چاره درمانده‏اش کند ، نرمى و مدارا کلید او باشد .
میزان الحکمه ، ح ۶۸۶۹ .

…………………………………………….

امام حسین علیه ‏السلام : یا عَبّاسُ إرکَبْ ، بِنَفسی أنتَ یا أخی ؛
امام حسین علیه ‏السلام :اى عبّاس ، بر اسب سوار شو ؛ جانم فدایت اى برادرم!
الإرشاد ، ج ۲ ، ص ۹۰ .

…………………………………………….
امام حسین علیه ‏السلام : یَظهَرُ اللّه‏ُ قائِمَنا فَیَنتَقِمُ مِنَ الظّالِمینَ ؛
امام حسین علیه ‏السلام :خداوند قائم ما را از پس پرده غیبت بیرون مى‏آورد و آن‏گاه او از ستم‏گران انتقام مى‏گیرد .
إثباه الهداه ، ج ۷ ، ص ۱۳۸ .
……………………