برچسب: دزد

۲۹ آبان ۱۳۹۷
بدون دیدگاه

ر میان دریاى اندوه غوطه خوردم. در این اثناء دیدم که خود شیخ، مرا صدا زد که بیا امانتت را ببر. رفتم تحویل گرفتم، بى ‏آن که دستى به آن زده باشد. من متحیّر شدم، گفتم: من از این کارهاى تو خیلى در عجبم….